اوصاف فرشتگان جبرائیل و اسرافیل و میکائیل و عزرائیل

تب‌های اولیه

10 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
اوصاف فرشتگان جبرائیل و اسرافیل و میکائیل و عزرائیل

سلام علیکم

اوصاف فرشتگان مقرب الهی

جبرائیل.

میکائیل.

اسرافیل.

عزرائیل در روایتها چگونه است؟

ممنون

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد میقات

با سلام و درود

در این جا به برخی از احادیث که اوصاف ملائکه مقرب را بیان کرده اشاره می کنم. برای مطالعه بیشتر می توانید به کتاب «بحارالانوار»، ط بیروت، ج 56، ص 144 تا 326، «ابواب الملائکه» مراجعه فرمایید.

 

عزرائیل یا ملک الموت

در حدیث معراج آمده که پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرمایند:

«... ثُمَّ مَرَرْتُ بِمَلَكٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ هُوَ جَالِسٌ- وَ إِذَا جَمِيعُ الدُّنْيَا بَيْنَ رُكْبَتَيْهِ وَ إِذَا بِيَدِهِ لَوْحٌ مِنْ نُورٍ فِيهِ كِتَابٌ يَنْظُرُ فِيهِ- وَ لَا يَلْتَفِتُ يَمِيناً وَ لَا شِمَالًا مُقْبِلًا عَلَيْهِ كَهَيْئَةِ الْحَزِينِ- فَقُلْتُ مَنْ هَذَا يَا جَبْرَئِيلُ‏ فَقَالَ‏ هَذَا مَلَكُ‏ الْمَوْتِ‏ دَائِبٌ فِي قَبْضِ الْأَرْوَاحِ ... فَقَالَ جَبْرَئِيلُ هُوَ أَشَدُّ الْمَلَائِكَةِ عَمَلًا- فَقُلْتُ أَ كُلُّ مَنْ مَاتَ أَوْ هُوَ مَيِّتٌ فِيمَا بَعْدَ هَذَا- تَقْبِضُ رُوحَهُ قَالَ نَعَمْ- قُلْتُ تَرَاهُمْ حَيْثُ كَانُوا وَ تَشْهَدُهُمْ بِنَفْسِكَ فَقَالَ نَعَمْ، فَقَالَ مَلَكُ الْمَوْتِ مَا الدُّنْيَا كُلُّهَا عِنْدِي- فِيمَا سَخَّرَهَا اللَّهُ لِي وَ مَكَّنَنِي مِنْهَا- إِلَّا كَالدِّرْهَمِ فِي كَفِّ الرَّجُلِ- يُقَلِّبُهُ كَيْفَ يَشَاءُ- وَ مَا مِنْ دَارٍ إِلَّا وَ أَنَا أَتَصَفَّحُهَا كُلَّ يَوْمٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ- وَ أَقُولُ إِذَا بَكَى أَهْلُ الْمَيِّتِ عَلَى مَيِّتِهِمْ لَا تَبْكُوا عَلَيْهِ- فَإِنَّ لِي فِيكُمْ عَوْدَةً وَ عَوْدَةً حَتَّى لَا يَبْقَى مِنْكُمْ أَحَدٌ»

آن گاه به فرشته ای از فرشتگان گذشتم که در مجلسی نشسته بود، فرشته ای بود که همه دنیا در میان دو زانویش قرار داشت، در این میان دیدم لوحی از نور در دست دارد و آن را مطالعه می کند و در آن چیزی نوشته بود و او سرگرم دقت در آن بود، نه به چپ می نگریست و نه به راست و قیافه ای (چون قیافه مردم) اندوهگین به خود گرفته بود، پرسیدم: این کیست ای جبرئیل؟ گفت: این ملک الموت است که دائما سرگرم قبض ارواح می باشد، ....

جبرئیل گفت: این از همه ملائکه شدید العمل تر است. پرسیدم آیا هر که تاکنون مرده و از این به بعد می میرد او جانش را می گیرد؟ گفت: آری. از خود عزرائیل پرسیدم آیا هر کس در هر جا به حال مرگ می افتد تو او را می بینی و در آن واحد بر بالین همه آن ها حاضر می شوی؟ گفت: آری.

ملک الموت اضافه کرد که در تمامی دنیا در برابر آن چه خدا مسخّر من کرده و مرا بر آن سلطنت داده، بیش از یک پول سیاه نمی ماند که در دست مردی باشد و آن را در دست بگرداند و هیچ خانه ای نیست مگر آن که در هر روز پنج نوبت وارسی می کنم و وقتی می بینم مردمی برای مرده خود گریه می کنند می گویم گریه مکنید که باز نزد شما بر می گردم و آن قدر می آیم و می روم تا احدی از شما را باقی نگذارم. (تفسير القمي، ج ‏2، ص 6)

 

 

در روایت مشابهی آمده:

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)‏ لَمَّا أُسْرِيَ بِي إِلَى السَّمَاءِ رَأَيْتُ‏ فِي‏ السَّمَاءِ الثَّالِثَةِ رَجُلًا قَاعِداً رِجْلٌ لَهُ فِي الْمَشْرِقِ وَ رِجْلٌ لَهُ فِي الْمَغْرِبِ وَ بِيَدِهِ لَوْحٌ يَنْظُرُ فِيهِ وَ يُحَرِّكُ رَأْسَهُ فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ مَنْ هَذَا قَالَ هَذَا مَلَكُ الْمَوْت»

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: هنگامى كه مرا به معراج در آسمان ها مى ‌بردند در آسمان سوم مردى را ديدم كه نشسته است و يک پايش در مشرق و پاى ديگرش در مغرب است، و لوحى در دست دارد كه پيوسته در آن مى ‌نگرد و سر خويش را مى‌ جنباند. به جبرئيل گفتم اين كيست‌؟ گفت: اين فرشتۀ مرگ (عزرائيل) است.‏(عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج ‏2، ص 32، ح 48)

 

روایتی دیگر

در روایت داریم که حضرت ابراهیم (علیه السلام) از ملک الموت می خواهد تا چهره اش هنگام قبض روح  مؤمن را ببیند؛ چهره ملک الموت هنگام قبض روح مؤمن بسیار زیبا با لباس های فاخر و بوی عطر و... بود. سپس می خواهد تا چهره اش را هنگام قبض روح کافر ببیند، ملک الموت می گوید طاب و تحملش را ندارید. ابراهیم می فرماید تحملش را دارم. ملک الموت می گوید رویت را برگردان سپس مجددا بازگرد؛ حضرت ابراهیم وقتی باز می گردد و چهره سیاه ... و آن صحنه وحشتناک را می بیند، غش می کند و از هوش می رود.(حویزی، تفسير نور الثقلين، ج ‏4، ص 226، ح 24)

 

نکته:

لازم به ذکر است که پس از نفخ صور اول، همه می میرند، حتی خود ملک الموت. (الزهد، النص، ص 80، ح 216)

 

میکائیل

 

«قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام)‏ .... إِذَا أَمَرَ اللَّهُ مِيكَائِيلَ بِالْهُبُوطِ إِلَى الدُّنْيَا صَارَتْ رِجْلُهُ الْيُمْنَى فِي السَّمَاءِ السَّابِعَةِ وَ الْأُخْرَى فِي الْأَرْضِ السَّابِعَةِ»

امام صادق (علیه السلام) در توصیف عظمت خلقت میکائیل (علیه السلام) می فرمایند: هرگاه خداوند امر فرماید تا میکائیل به عالَم دنیا هبوط کند، یک پای او در آسمان هفتم قرار می گیرد و پای دیگرش بر زمین هفتم.(تفسير القمي، ج ‏2، ص 206)

 

از میکائیل با عنوان فرشته رزق یاد می شود. «علامه مجلسی» می نویسد:

«و ميكائيل‏ هو من عظماء الملائكة و روي أنه رئيس الملائكة الموكلين بأرزاق‏ الخلق كملائكة السحب و الرعود و البروق و الرياح و الأمطار و غير ذلك»؛ میکائیل از بزرگان ملائکه است؛ روایت شده که او رئیس ملائکه ای است که مسئول ارزاق خلائق هستند، مانند ملائکه ابرها، رعد و برق ها، بادها، باران ها، و غیره.(بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج ‏56، ص 221)

 

امام سجاد (علیه السلام) در درود فرستادن بر فرشتگان و ملائکه الهی، چنین می خوانند:

«... وَ مِيكَائِيلُ ذُو الْجَاهِ عِنْدَكَ، وَ الْمَكَانِ الرَّفِيعِ مِنْ طَاعَتِكَ»

بار خدايا! درود بفرست بر ميكائيل، آن فرشته ‏اى كه در نزد تواش مقامى ارجمند است و در فرمانبردارى تواش مكانتى رفيع. (الصحيفة السجادية، ص 37)

 

جبرائیل

 

در قرآن کریم از جبرئیل با تعبیر «رُوحُ الْقُدُس» (نحل: 1/ 102) و «الرُّوحُ الْأَمين» (شعرا: 26/ 193) و ... یاد شده است.

در برخی روایات، جبرئیل برترین ملائکه معرفی شده است: ‏«أَفْضَلُ الْمَلَائِكَةِ جَبْرَئِيل‏»(بحار الأنوار، ج ‏56، ص 258)

هم چنین در روایت ها گاه او او به تعبیر «طاوس الملائکة» (مصباح المتهجد، ج 1، ص 326) یاد شده که حاکی از برتری او در برابر دیگر ملائکه از نظر جمال و زیبایی است.

 

روایتی دیگر

«قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام)‏ ... وَ قَدْ رَأَى رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) جَبْرَئِيلَ وَ لَهُ سِتُّمِائَةِ جَنَاحٍ عَلَى سَاقِهِ الدُّرُّ مِثْلُ الْقَطْرِ عَلَى الْبَقْلِ قَدْ مَلَأَ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ»

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) جبرئیل را با سیمای واقعی اش دیدند که ششصد بال داشت و این بال ها همانند قطرههای باران، زمین و آسمان را پر کرده بود.(تفسير القمي، ج ‏2، ص 206)

 

امام سجاد (علیه السلام) در درود فرستادن بر فرشتگان و ملائکه الهی، چنین می خوانند:

«... وَ جِبْرِيلُ الْأَمِينُ عَلَى وَحْيِكَ، الْمُطَاعُ فِي أَهْلِ سَمَاوَاتِكَ، الْمَكِينُ لَدَيْكَ، الْمُقَرَّبُ عِنْدَكَ»

بار خدايا! درود بفرست بر جبرئيل، آن فرشته ‏اى كه امين وحى توست و ساكنان آسمان ‏هايت را مطاع است و در آستان تواش مرتبتى عظيم است و خود مقرب درگاه توست.(الصحيفة السجادية، ص 37)

 

 

اسرافیل

 

«عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ‏ بَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) جَالِسٌ وَ عِنْدَهُ جَبْرَئِيلُ إِذْ حَانَتْ‏ مِنْ جَبْرَئِيلَ (علیه السلام) نَظْرَةٌ قَبْلَ السَّمَاءِ فَامْتَقَعَ لَوْنُهُ حَتَّى صَارَ كَأَنَّهُ كَرُكْمَةٍ. ثُمَّ لَاذَ بِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)، فَنَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَى حَيْثُ نَظَرَ جَبْرَئِيلُ فَإِذَا شَيْ‏ءٌ قَدْ مَلَأَ مَا بَيْنَ الْخَافِقَيْنِ مُقْبِلًا حَتَّى كَانَ كَقَابٍ مِنَ الْأَرْضِ‏. ثُمَّ قَالَ: يَا مُحَمَّدُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكَ أُخْبِرُكَ أَنْ تَكُونَ مَلَكاً رَسُولًا أَحَبُّ إِلَيْكَ أَوْ تَكُونَ عَبْداً رَسُولًا فَالْتَفَتَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَى جَبْرَئِيلَ وَ قَدْ رَجَعَ إِلَيْهِ لَوْنُهُ، فَقَالَ جَبْرَئِيلُ: بَلْ كُنْ عَبْداً رَسُولًا، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بَلْ أَكُونُ عَبْداً رَسُولًا فَرَفَعَ الْمَلَكُ رِجْلَهُ الْيُمْنَى فَوَضَعَهَا فِي كَبَدِ السَّمَاءِ الدُّنْيَا ثُمَّ رَفَعَ الْأُخْرَى فَوَضَعَهَا فِي الثَّانِيَةِ ثُمَّ رَفَعَ الْيُمْنَى فَوَضَعَهَا فِي الثَّالِثَةِ ثُمَّ هَكَذَا حَتَّى انْتَهَى إِلَى السَّمَاءِ السَّابِعَةِ كُلُّ سَمَاءٍ خُطْوَةٌ وَ كُلَّمَا ارْتَفَعَ صَغُرَ حَتَّى صَارَ آخِرُ ذَلِكَ مِثْلَ الذَّرِّ [الصِّرِّ] فَالْتَفَتَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَى جَبْرَئِيلَ فَقَالَ: لَقَدْ رَأَيْتُكَ ذَعِراً وَ مَا رَأَيْتُ شَيْئاً كَانَ أَذْعَرَ لِي مِنْ تَغَيُّرِ لَوْنِكَ، فَقَالَ: يَا نَبِيَّ اللَّهِ لَا تَلُمْنِي أَ تَدْرِي مَنْ هَذَا قَالَ: لَا، قَالَ: هَذَا إِسْرَافِيلُ‏ حَاجِبُ الرَّبِّ وَ لَمْ يَنْزِلْ مِنْ مَكَانِهِ مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ، فَلَمَّا رَأَيْتُهُ مُنْحَطّاً ظَنَنْتُ أَنَّهُ جَاءَ بِقِيَامِ السَّاعَةِ، فَكَانَ الَّذِي رَأَيْتَ مِنْ تَغَيُّرِ لَوْنِي لِذَلِكَ، فَلَمَّا رَأَيْتَ مَا اصْطَفَاكَ اللَّهُ بِهِ رَجَعَ إِلَيَّ لَوْنِي وَ نَفْسِي‏»

امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: در زمانی، حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) نشسته بود و جبرئیل نزد آن حضرت بود که ناگاه نظر جبرئیل به جانب آسمان افتاد و ترسی بر وجودش مستولی شد؛ پس خود را به رسول خدا چسبانید و به حضرت پناه برد. پس حضرت رسول به آن جا که جبرئیل نظرش افتاده بود، نظر افکند، فرشته ای را دید که مشرق و مغرب را پر کرده بود. پس آن فرشته رو به پیغمبر کرد و گفت یا محمد! من فرستاده خدایم تا تو را خبر دهم که یا پادشاهى را اختیار کنى یا پیامبرى را؟ پس حضرت به سوى جبرئیل توجه کرد، دید که آثار نگرانی از چهره جبرائیل رخت بربسته. جبرئیل عرض کرد: بهتر است که پیام آور و بنده او باشید. پس پیامبر گفت: مى خواهم بنده و رسول خدا باشم. پس آن فرشته با گام های خود آسمان های هفتگانه را درنوردید .

هر آسمان را یک گام خود کرد و هر چه بالا رفت کوچک تر شد تا آن که به اندازه مرغ کوچکى شد. پس حضرت به جبرائیل فرمود: دیدم طورى ترسیده بودى که رنگت تغییر کرده بود؟ جبرئیل گفت: یا رسول الله مرا ملامت مفرما. آیا دانستید که این فرشته که بود؟ این اسرافیل "حاجب الرب" بود و از زمانی که حق تعالى آسمان ها و زمین را خلق فرموده از مکان خود پائین نیامده .

من او را دیدم که به سوى زمین مى آید، گمان کردم که براى بر پا کردن قیامت آمده است، پس از ترس قیامت، رنگم چنان تغییر کرد که مشاهده فرمودید. پس چون دیدم که براى امر قیامت نیامده بلکه حق تعالى چون شما را برگزیده و به خاطر عظمت شما او را به نزد شما فرستاده، رنگم به حال اول برگشت و نفسم به سوى من برگشت.(تفسير القمي، ج ‏2، ص 27 و 28)

 

 

 

طبق برخی روایات، جبرئیل، وحی را از اسرافیل می گیرد؛ به این روایت توجه فرمایید:

«... وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) يَا جَبْرَئِيلُ هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ‏ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ إِنَّ رَبِّي لَا يُرَى فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَمِنْ أَيْنَ تَأْخُذُ الْوَحْيَ فَقَالَ آخُذُهُ مِنْ إِسْرَافِيلَ فَقَالَ وَ مِنْ أَيْنَ يَأْخُذُهُ إِسْرَافِيلُ قَالَ يَأْخُذُهُ مِنْ مَلَكٍ فَوْقَهُ مِنَ الرُّوحَانِيِّينَ قَالَ فَمِنْ أَيْنَ يَأْخُذُهُ ذَلِكَ الْمَلَكُ قَالَ يُقْذَفُ فِي قَلْبِهِ قَذْفاً فَهَذَا وَحْيٌ وَ هُوَ كَلَامُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏...»  

یک ‌بار پیامبر (صلی الله علیه و آله) از جبرئیل پرسید: ای جبرئیل! آیا تو خدایت را دیده ‌ای؟ جبرئیل گفت: خدایم دیده نمی ‌شود. پیامبر (صلی الله علیه و آله) سؤال کرد: تو وحی را از کجا دریافت می ‌کنی؟ او پاسخ داد: از اسرافیل! پیامبر (صلی الله علیه و آله) پرسید: اسرافیل آن را از کجا دریافت می ‌کند؟ جبرئیل گفت: از فرشته ‌ای در میان عالم ملکوت اعلی که جایگاهش از او برتر است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مجدّداً پرسید: آن فرشته، وحی را از چه کسی دریافت می ‌کند؟ جبرئیل فرمود: وحی به قلب او فرود می ‌آید، گویی چیزی به درون آن پرتاب شده است. این وحی است که همان کلام پروردگار است.(صدوق، التوحيد، ص263)

 

 

 

روایتی دیگر

«رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از جبرئیل خواستند تا خود را با صورت واقعى اش به ایشان نشان دهد، جبرئیل گفت: تو طاقت دیدن صورت واقعى مرا ندارى. پیامبر فرمود: با این حال دوست دارم تو را به آن صورت ببینم. پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در شبى مهتابى به نمازگاه خود بیرون رفت که ناگهان جبرئیل با صورت واقعى اش نزد ایشان آمد، آن حضرت از دیدن وى بیهوش شدند و چون به هوش آمدند دیدند تکیه بر جبرئیل دارند و جبرئیل یکى از دو دست خود را بر سینه و دست دیگر را بین دو شانه حضرت نهاده، پیامبر فرمود: من هرگز باور نمى کردم که چیزى از مخلوقات به این شکل باشد. جبرئیل گفت: پس چطور مى توانى اسرافیل را ببینى؟ او دوازده بال دارد که یک بالش در مشرق و بال دیگرش در مغرب است و عرش بر شانه او قرار دارد و گویا در برابر عظمت پروردگار آن قدر کوچک مى شود که به صورت مرغى کوچک تر از گنجشک در مى آید و در هر حال عرش خدا را عظمت خدایى حمل مى کند.(بحار الانوار، ج 56، ص 259، ح 30)

 

 

امام سجاد (علیه السلام) در درود بر فرشتگان و ملائکه الهی، چنین می خوانند:

«... وَ إِسْرَافِيلُ‏ صَاحِبُ الصُّورِ، الشَّاخِصُ الَّذِي يَنْتَظِرُ مِنْكَ الْإِذْنَ، وَ حُلُولَ الْأَمْرِ، فَيُنَبِّهُ بِالنَّفْخَةِ صَرْعَى رَهَائِنِ الْقُبُورِ»

بار خدايا! درود بفرست بر اسرافيل‏، آن فرشته صاحب صور كه چشم گشوده منتظر فرمان توست، تا در صور خود بدمد و خفتگان گور را برانگيزاند. (الصحيفة السجادية، ص 37)

 

 

 

توجه!

 

تعبیر بال و یا یک قدم در مشرق و یکی در مغرب و ... برای ملائکه الهی، کنایه از قدرت و احاطه و تسلط آن ها بر امور و تعابیری متناسب با ذهن انسان ها است.

هم چنین این گونه نیست که ملائکه الهی به شکل یک مرد و یا یک انسان بزرگ و عظیم الجثه، در آمده باشند بلکه این می تواند حکایت از ترسیم و تصویر آن ها در نگاه پیامبران الهی باشد، نه این که واقعا آن ها در قالب انسان مادی در آمده باشند.

 

 

موضوع قفل شده است