انسان ها در کجا محشور می شوند؟

تب‌های اولیه

59 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

و طاها;910577 نوشت:
با سلام فکر میکنم انچه گفتید با دو امر در تناقض است :1اعاده ی معدوم محال است2آیاتی که به حیات برزخی اشاره میکند.پس باید این دو مشکل را حل کنید.
سلام
اولا چه کسی گفته چیزی معدوم میشود
ثانیاپذیرش معاد حسمانی نیازی به حل این مسایل ندارد..ازجمله اعاده معدوم و شبهه آکل و ماکول
نظر به خلقت اولیه که خداوند هم اشاره کرده کفایت میکند
اما آیاتی که به برزخ اشاره دارد را متوجه نشدم چگونه نقض مطلب ما است؟

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

Miss.Narges;910624 نوشت:
بحث ما راجع به اثبات مجرد محض بود.
وجود کوانتومی هنوز در حدی قابل شناخت نیست که انرا به مجرد برزخی ربط دهیم.ولی این احتمال هم می تواند مطرح باشد که وجود کوانتومی مقدمه برزخ باشد.کما اینکه قبلا هم گفتم علم کوانتوم در مورد ذرات بدون جرم هم بحث میکند.بنده وجود موجودات بدون جرم را با احتمال میپذیرم.از نظر من فرشته و جن بدون جرم هستند.و سایر اوصاف ماده نظیر حجم و رنگ و .. رو دارند.پس مجرد محض نیستند.وجود مجرد محض رو عقلانی نمیدانم.

سلام
منظورتان از مجرد محض چیست
اگر منظور تجرد از خواص مادی یعنی رنگ و حجم و امثال آن است این در وجود عقلی که نمونه اش در همه انسانها هست
گفتیم که عقل و تعقل هیچیک از این خواص را ندارد
خداوند متعال هم در مقام ذات، مجرد محض بلکه او تعالی فوق تجرد است

Miss.Narges;910624 نوشت:
تجرد از جرم نه ماده.چون جرم یکی از اوصاف ماده است نه خود ماده. فرشتگان جرم ندارند.نه اینکه هیچ اثار مادی نداشته باشند.

فرشتگان را در اصطلاح معارف اسلامی عقول مجرده می نامند و از ماده مبری هستند
اگر بر اصطلاح دیگری سخن می گویید بفرمایید کدام اصطلاح؟

Miss.Narges;910624 نوشت:
ین مروبط به مرگ کافر است که خدا یا فرشته باو حرف میزند و درخواست میکند که نمیرد تا با فرصت دوباره توبه کند و مومن شود.چه ربطی به برزخ یا عالم مثال دارد؟ منظور از برزخ حد فاصل مرگ تا قیامت است.و این ایه به صراحت نگفته روح به عاللم برزخ میرد.

مرگ ورود به عالم برزخ است و کافر در ابتدای همان ورود که همراه با خودآگاهی و خداآگاهی است درخواست می کند وگرنه قبل آنکه منکر و ملحد بود بعد هم تصریح می کند در ورای این ورود آغازین برزخی است تا روز قیامت
اگر به تفاسیر مراجعه بفرمایید بد نیست

Miss.Narges;910624 نوشت:
این ایه ناظر به دوباره زنده شدن مردگان است که قوم این پیامبر بهش ایمان نداشتن.بازم ایه صریحا از عالم برزخ که انسان داخل ان زنده باشد حرفی نزده.

این داستان حبیب نجار است که از فرستادگان الهی دفاع کرد و به همین جرم اورا کشتند و قرآن کریم سخن اورا بعد از شهادت نقل می کندکه: ای کاش قوم من ( که مرا کشتند) می دانستند خداوند مرا مورد مغفرت و از گرامی داشته شدگان قرار داد
بنده تعجب می کنم که شما اینطور درباره مسائل دینی اظهار می کنید. شما هیچ مراجعه ای به منابع لازم ندارید و از پیش خودتان چیزی می فرمایید که هیچ عالمی نگفته است.

Miss.Narges;910624 نوشت:
منظور از روح همان حیات و شعور انسان است نه جوهری مجرد محض. نفس مجموع روح و بدن انسان است که قرآن همیشه از ان استفاده کرده چون حقیقت انسان مجموع بدن مادی و روح(حیات شعور و آثار یک موجود زنده) می باشد.بازم تاکید میکنم منظور از روح اثار حیات بدن انسان می باشد نظیر خود اگاهی و اگر روح نباتی باشد انرا حیات نباتی مینامیم نظیر رشد و تنفس.ایا شما اگاهی و رشد و تنفس رو مجرد محض میدانید؟ از نظر من خیر چون اینها اثار و رفتار های بدن انسان یا هر موجود زنده دیگر هستند.

حرف و باور شما حرف و باور ماتریالیستهاست نه حرف و باور مسلمانان
اگر کوچکترین مراجعه ای به باورهای مسلمین و شیعیان بکنید در می یابید که آنها به حقیقتی فرامادی بنام روح در انسان باور دارند که پس از مرگ بدن مادی، در وجودی برزخی به حیات خود ادامه می دهد تا قیام قیامت. اینها از بدیهیات اندیشه های اسلامی شیعی است. اگر منکر آن هستید می توانید در تاپیکی جدا در مورد ادله وجود روح مجرد در انسان سوال کنید.

Miss.Narges;910624 نوشت:
مگر من از علوم انسانی چنین انتظاری داشتم؟ خودمم قبول دارم که اختلاف در علوم انسانی زیاد هست.چون جنبه اعتقادی دارند نه برخلاف علوم تجربی که استدلالی و ازمایشی هستند و میتوانند برای عموم مردم یک جور تفسیر شوند.بخاطر همین مفاهیم علوم دینی اکثرا یک جور نیستند.مثلا همین مبحث روح از نظر بعضی جوهر مجرد محض است که بنده اثباتی برای ان پیدا نمیکنم و از نظر برخی جسم لطیف می باشد که بنده مورد دوم را راحتر می توانم قبول کنم چون با یافته های علمی در مورد روح تا حدی تطابق دارد.

خود دانشمندان تجربی با تمام وجود معترفند که دانش آنها درحال پیشرفت و اصلاح است لذا عاقلانه به نظر نمی رسد که انسان سرمایه عمرش را فدای یافته ها و نایافته های این علوم بکند
روزی ماتریالیستها بر اساس یافته های علوم تجربی به شدت طرفدار ازلیت و ابدیت ماده بودند اما طولی نکشید که یافته های جدید باطل بودن اندیشه آنان را ثابت کرد . اکنون هم در یافته های علوم تجربی نشانه های زیادی بر صحت باورهای دینی از قبیل آغاز جهان از هیچ و پایان آن وجود دارد در عین حال برخی سعی دارند با طرح نظریات انضمامی بنحوی مسیر علم را به سوی دیگری منحرف کنند یا در قضیه تصادف در نظریه تکامل که پایه الحاد برخی است شواهد قوی بر بطلان آن(تصادف) یافت شده است اما بازهم اصرار بی سرانجامی بر الحاد می شود که با جهتگیری های علمی و عقلانی نسبتی ندارد و خبر از نوعی تعصب شخصی و اسارت در گرایشهای فکری و عملی خاص دارد.
خلاصه اینکه با توجه به محدودیت علوم تجربی و پیشرفت تدریجی آنها نمی توان آنرا ملاک و معیار همه چیز حتی اموری که خارج از حوزه بررسی آن است قرار داد.
یا علیم[/][/][/]

Miss.Narges;910626 نوشت:
منظور از اعاده معدم چیست؟ مگر ذرات بدن انسان معدوم میشوند؟
آیات که شما میفرمایید به طور صریح به حیات برزخی اشاره نکرده اند.

ببینید بزرگوار عین صحبت های شما موجود است و فقط یک جمله را می اورم:

''با مرگ شعور و نفس انسان هم نابود میشود''

دوباره سوالم را مطرح میکنم

آیا وقتی انسان میمیرد، شعور و نفس او نابود میشود؟

اگر بله پس تکلیف خود را باید با قاعده ی محال بودن اعاده ی معدوم مشخص کنید.

بحث در مورد ایات برزخ را هم میگذاریم بعد...

منتظر هستم...

غریبه آشنا;910646 نوشت:
سلام
اولا چه کسی گفته چیزی معدوم میشود
ثانیاپذیرش معاد حسمانی نیازی به حل این مسایل ندارد..ازجمله اعاده معدوم و شبهه آکل و ماکول
نظر به خلقت اولیه که خداوند هم اشاره کرده کفایت میکند
اما آیاتی که به برزخ اشاره دارد را متوجه نشدم چگونه نقض مطلب ما است؟

با سلام

چون شما مطلب کاربر محترم نرگس را تایید کردید به شما اشکال کردم.
ارتباط و ضرورت این مسئله را در پست قبلی بیان کردم.

و طاها;910649 نوشت:
با مرگ شعور و نفس انسان هم نابود میشود''

دوباره سوالم را مطرح میکنم

آیا وقتی انسان میمیرد، شعور و نفس او نابود میشود؟

اگر بله پس تکلیف خود را باید با قاعده ی محال بودن اعاده ی معدوم مشخص کنید.

بحث در مورد ایات برزخ را هم میگذاریم بعد...


چون هیچ شکی نیست که شعور و شخصیت و حیات انسان به فعل و انفعالات بدن انسان ارتباط دارد با مرگ انسان شعور و آگاهی خود را از دست می دهد.درست مانند کامپیوتر که اگر برق قطع شود همه اطلاعات درون ram آن(در اینجا شعور )از بین می رود.مشکل شما این است که فکر می کنید با مرگ بدن انسان دیگر امکان جمع شدن ذرات بدن وجود ندارد.اما وقتی که قبول کنیم طبق آیات قرآن خدا بر این کار تواناست در روز قیامت مجددا ذرات بدن انسانها بهم پیوند خورده و دوباره فعل انفعالات بدن انسان شکل میگیرد و انسان شعور و حیات مجدد خود را باز می یابد.
قرآن با یک داستان به این شبهه جواب داده.حضرت ابراهیم وقتی می بیند که در دریا موجودی موجود دیگر رو میخورد در حیرت فرو می رود که چگونه خدا مردگان را زنده میکند.ولی به خواسته خدا چهار تا پرنده را کشته و ذرات بدن انها رو با هم مخلوط میکند و هر بخش رو در روی کوهی قرار می دهد و با صدا زدن نام هر کدام از خدا درخواست می کند که دوباره هر کدام را زنده کند.

محی الدین;910647 نوشت:
فرشتگان را در اصطلاح معارف اسلامی عقول مجرده می نامند و از ماده مبری هستند
اگر بر اصطلاح دیگری سخن می گویید بفرمایید کدام اصطلاح؟

همه علمای اسلامی فرشتگان را مجرد از ماده نمی دانند.بنده فرشتگان را جسمانی میدانم با این تفاوت که دارای جرم نیستند.این با مجرد محض یا عقول مجرده فرق می کند.در ضمن من از شما خواسته بودم اگر آیه یا روایاتی راجع به وجود مجرد محض دارید بیاورید.

محی الدین;910647 نوشت:
گر منظور تجرد از خواص مادی یعنی رنگ و حجم و امثال آن است این در وجود عقلی که نمونه اش در همه انسانها هست
گفتیم که عقل و تعقل هیچیک از این خواص را ندارد
خداوند متعال هم در مقام ذات، مجرد محض بلکه او تعالی فوق تجرد است
آیا عقل انسان از بدن انسان می تواند مستقل شود؟ چون نمی تواند پس عقل انسان افعال و حاصل مغز انسان است .ما حتی در دیدن خواب هم از مغز خود استفاده می کنیم و اعضای بدنمان حرکت می کند گاها حرف میزنیم دذر حالیکه قائلین روح مجرد می گویند که روح انسان از بدنش جدا می شود و به عالم دیگری می رود.

محی الدین;910647 نوشت:
حرف و باور شما حرف و باور ماتریالیستهاست نه حرف و باور مسلمانان
اگر کوچکترین مراجعه ای به باورهای مسلمین و شیعیان بکنید در می یابید که آنها به حقیقتی فرامادی بنام روح در انسان باور دارند که پس از مرگ بدن مادی، در وجودی برزخی به حیات خود ادامه می دهد تا قیام قیامت. اینها از بدیهیات اندیشه های اسلامی شیعی است. اگر منکر آن هستید می توانید در تاپیکی جدا در مورد ادله وجود روح مجرد در انسان سوال کنید.

اینها ادعای کوچکی نیستند ونیاز به اثبات دارند.ان وقت شما میفرمایید از بدیهیات هستند؟ ادله وجود روح مجرد یکی خواب صادقه هست که تنها برای خود فرد میتواند دلیل باشد و اصولا یقینی به ان نیست.دوما وجودثبات من انسان که این مورد هم جدا و مستقل از بدن شخص نیست.چون اطلاعات کروموزوم انسان در طی تقسیم سلولی از بین نمی رود بلکه کپی میشود.

Miss.Narges;910674 نوشت:
چون هیچ شکی نیست که شعور و شخصیت و حیات انسان به فعل و انفعالات بدن انسان ارتباط دارد با مرگ انسان شعور و آگاهی خود را از دست می دهد.درست مانند کامپیوتر که اگر برق قطع شود همه اطلاعات درون ram آن(در اینجا شعور )از بین می رود.مشکل شما این است که فکر می کنید با مرگ بدن انسان دیگر امکان جمع شدن ذرات بدن وجود ندارد.اما وقتی که قبول کنیم طبق آیات قرآن خدا بر این کار تواناست در روز قیامت مجددا ذرات بدن انسانها بهم پیوند خورده و دوباره فعل انفعالات بدن انسان شکل میگیرد و انسان شعور و حیات مجدد خود را باز می یابد.
قرآن با یک داستان به این شبهه جواب داده.حضرت ابراهیم وقتی می بیند که در دریا موجودی موجود دیگر رو میخورد در حیرت فرو می رود که چگونه خدا مردگان را زنده میکند.ولی به خواسته خدا چهار تا پرنده را کشته و ذرات بدن انها رو با هم مخلوط میکند و هر بخش رو در روی کوهی قرار می دهد و با صدا زدن نام هر کدام از خدا درخواست می کند که دوباره هر کدام را زنده کند.

طبق ادعای شما و توضیحاتی که داده اید:

نفس و شعور انسان با مرگ، نابود می شود.
اجزای بدن مادی انسان نابود
نمی شود.
نفس و شعور انسانی ترکیبی از اجزای مادی است.
خداوند در محشر نفس و شعوری که
معدوم شده بود را اعاده می کند. پس اعاده ی معدوم کرده است.
اما خداوند اجزای بدن او را معدوم نمی کند پس اعاده ی معدوم نکرده است.

نتیجه : شما اعاده ی معدوم را محال ندانستید.

اما فلاسفه اعاده ی معدوم را محال می دانند.

پس شما قاعده ی محال بودن اعاده ی معدوم را قبول ندارید.

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

Miss.Narges;910675 نوشت:
همه علمای اسلامی فرشتگان را مجرد از ماده نمی دانند.بنده فرشتگان را جسمانی میدانم با این تفاوت که دارای جرم نیستند.این با مجرد محض یا عقول مجرده فرق می کند.در ضمن من از شما خواسته بودم اگر آیه یا روایاتی راجع به وجود مجرد محض دارید بیاورید.

سلام
صریحترین بیان در روایات در خصوص تجرد ملائکه این بیان امیر مومنان ع در غررالحکم است:
«صُوَرٌ عَارِيَةٌ عَنِ الْمَوَادِّ، خَالِيَةٌ عَنِ الْقُوَّةِ وَ الِاسْتِعْدَادِ، تَجَلَّى لَهَا فَأَشْرَقَتْ، وَ طَالَعَهَا بِنُورِهِ فَتَلَأْلَأَتْ، وَ أَلْقَى فِي هُوِيَّتِهَا مِثَالَهُ فَأَظْهَرَ عَنْهَا أَفْعَالَه‏»
حقایقی هستند بدون ماده و و خالی از قوت و استعداد. پروردگار عالم بر آنها تجلی نمود پس درخشیدند و بر آنها درخشید، پس درخشان شدند. خداوند متعال در وجود ایشان مثال خود را قرار داد پس افعال خود را به واسطه آنها اظهار کرد.
البته ادله دیگری هم ذکر شده که می توانید در تاپیک های مربوطه ببینید


Miss.Narges;910675 نوشت:
آیا عقل انسان از بدن انسان می تواند مستقل شود؟ چون نمی تواند پس عقل انسان افعال و حاصل مغز انسان است .ما حتی در دیدن خواب هم از مغز خود استفاده می کنیم و اعضای بدنمان حرکت می کند گاها حرف میزنیم دذر حالیکه قائلین روح مجرد می گویند که روح انسان از بدنش جدا می شود و به عالم دیگری می رود.

درست است که در زمان تعلق به بدن همه امور انسان به نوعی با آن مرتبط است اما خواص کار عقلی و نتایجش نشان می دهد که مبرا از ماده است چرا که ویژگی های مادی ندارد

Miss.Narges;910675 نوشت:
اینها ادعای کوچکی نیستند ونیاز به اثبات دارند.ان وقت شما میفرمایید از بدیهیات هستند؟ ادله وجود روح مجرد یکی خواب صادقه هست که تنها برای خود فرد میتواند دلیل باشد و اصولا یقینی به ان نیست.دوما وجودثبات من انسان که این مورد هم جدا و مستقل از بدن شخص نیست.چون اطلاعات کروموزوم انسان در طی تقسیم سلولی از بین نمی رود بلکه کپی میشود.

در مقام باور مساله همان است که عرض شد یعنی مسلمانان به روح فرامادی باور دارند
مهمترین دلیل آنها همان بقای روح پس از مرگ است که آیات و روایات بسیاری آنرا تایید می کند
اما ادله عقلی و فلسفی بسیاری نیز در این مورد هست که اینجا جای طرح و بررسی آن ها نیست
شما می توانید برای ادله تجرد روح به کتاب : گوهر روان اثر علامه حسن زاده آملی مراجعه فرمایید
یا علیم[/][/][/]

و طاها;910702 نوشت:
طبق ادعای شما و توضیحاتی که داده اید:

نفس و شعور انسان با مرگ، نابود می شود.
اجزای بدن مادی انسان نابود نمی شود.
نفس و شعور انسانی ترکیبی از اجزای مادی است.
خداوند در محشر نفس و شعوری که معدوم شده بود را اعاده می کند. پس اعاده ی معدوم کرده است.
اما خداوند اجزای بدن او را معدوم نمی کند پس اعاده ی معدوم نکرده است.

نتیجه : شما اعاده ی معدوم را محال ندانستید.

اما فلاسفه اعاده ی معدوم را محال می دانند.

پس شما قاعده ی محال بودن اعاده ی معدوم را قبول ندارید.


دوست گرامی
وقتی فرض کنیم نفس و شعور انسان مستقل از بدن مادی انسان نیست دیگر وقتی بدن انسان در قیامت زنده می شود چرا باید نفس و شعور انسان بازنگردد؟ نفس و شعور انسان بازم تاکید میکنم وجود مستقل از انسان ندارد.در نتیجه چون بدن مادی انسان معدوم نمی شود نفس و شعور هم قابل بازگردانی است.
در واقع در زنده شدن مردگان در قیامت نیازی نیست به روح و نفس مستقل متوسل شویم.ما وقتی نیاز داریم به یک روح مستقل متوسل شویم که از حیات برزخی و شعور داشتن مردگان حرف بزنیم .در این صورت یا باید به روح جسمانی لطیف یا روح مجرد محض قائل شویم.که این بستگی به اعتقاد خود فرد دارد که کدام مدل روح رو رو قبول کند.اگر حیات برزخی ثابت شود انگاه انسان چاره ندارد یکی از این دو قسم روح رو قبول کنداما همواره وقتی از زنده شدن مردگان در قیامت حرف میزنیم همواره صحبت از زنده شدن جسم انسان است.در اینجا اگر به روح مستقل هم اگر باور نداشته باشیم مشکلی ایجاد نمی شود.اما در صورت صحت حیات برزخی حتما باید روح مستقل وجود داشته باشد چون جسم انسان زنده نیست تا حیات داشته باشد.

Miss.Narges;908178 نوشت:
عرض سلام
می دانیم موقع قیامت طبق آیات قرآن همه چیز در زمین و آسمان از بین می رود.
پس دیگر نه کره زمین و نه خورشید و نه ستارگانی وجود خواهند داشت.
با این اوصاف سوالی که پیش میاد این است که پس موقعی که روز قیامت برپا شد و انسانها برای حساب اعمال وارد محشر می شوند, عالمی که در آن وارد محشر می شوند کجاست؟

با سلام

خداوند می فرمایند:

مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَىٰ
ما شما را از آن [= زمین‌] آفریدیم؛ و در آن بازمی‌گردانیم؛ و بار دیگر (در قیامت) شما را از آن بیرون می‌آوریم![20:55]

در قرآن کریم آیات بسیار فراوانی وجود دارند که می گویند مرگان در روز قیامت دوباره زنده شده و روی زمین قرار می گیرند منتهی این واقعه مربوط به قبل از فروپاشی زمین و آسمان است.

موضوع قفل شده است