جمع بندی انتخاب دین و خروج از آن

تب‌های اولیه

222 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

مسأله ى 28ـ سومين مرحله ى تكليف، بلوغ براى ازدواج است كه ميزان آن، توان زناشويى است. و در اين مرحله نوعا دختران زودتر از پسران بالغ مى شوند. و بلوغِ جسمى و جنسى در دختران تقريبا يكسان است.

مسأله ى 29ـ مرحله ى چهارم، بلوغ اقتصادى است كه نوعا پسران از دختران جلوترند، زيرا رشد و زمينه ى تلاش اقتصاديشان قهرا بيشتر است، به ويژه براى پرداخت حقوق شرعيه، حجّ، عمره و ساير عباداتى كه نياز مالى دارند.

مسأله ى 30ـ مرحله ى پنجم، بلوغ براى تبليغ اسلام و امر به معروف و نهى از منكر است كه به هنگام دارا بودن شرائط لازم، بر هر دوى پسر و دختر واجب است. و اين جا هم مسئوليت و امكان براى پسران بيشتر و پيشتر از دختران است، زيرا در اجتماع وسيع ترى زندگى مى كنند.

مسأله ى 31ـ مرحله ى ششم، بلوغ براى جهاد و دفاع است كه بر پسرانى كه واجد شرائط آن باشند واجب است، و در صورت نياز كلّى و بسيج عمومى بر دختران نيز واجب مى گردد.

مسأله ى 32ـ معيار نشيب و فراز بلوغ در تمامى مراحل آن، توان عقلى سپس بدنى يا جنسى يا مالى و يا اجتماعى است.

عامل;763263 نوشت:
اگر در اعتقادشون راسخ باشن و شرایط مرتد رو داشته باشن، مرتد هستند هر چند دست حاکم اسلامی به اونها نرسه. ممکنه خیلی از اینها قصد جدی نداشته باشند و این حرف اونها اعتقاد قلبیشون نباشه و صرفا به دلیل فشار مشکلات و ... این حرفها رو بزنند. ولی اگه اعتقاد جدی داشته باشند و شرایط مرتد رو داشته باشند و حاکم هم دسترسی به اونها داشته باشه باید حکم رو اجرا کنه.

با عرض سلام
وفتی صحبت از حاکم اسلامی میشود، بحث حکومت اسلامی به میان میاید و به تبع آن اجزای تمام و کمال احکام اسلامی در جامعه و نیز ترویج تمام و کمال دینی که مدعی است نقصی در آن نیست و عقل سالم نمیتواند آن را رد کند.
بنا بر این اگر جامعه ای را مشاهده کنیم که نه در افراد آن جامعه، که در حکومتش فساد، دزدی و.... وجود دارد، اگر جامعه ای رامشاهده کنیم که رهبران آن نتوانسته باشند جلوه ای تمام عیار از آن دین منطقی که مدعی آن هستند ارائه دهند، قطعا میتوانیم بگوییم آن جامعه، جامعه ای اسلامی نیست و حکومت آن هم حکومت اسلامی نیست. بدیهی است با پیش فرض اینکه اسلام واقعی دین کامل و علمی و منطقی ای است، به احتمال بسیار زیاد دلیل ارتداد افراد از دین در حامعه ای که ذکر شد مشکل حاکمان جامعه است نه افراد. با این وجود، با توجه به اینکه حاکمان و رهبران چنین جامعه ای خود را مسلمان میدانند و از طرفی خود آگاه به فساد و عدم اجرای اسلام در ابعاد تمام و کمال در جامعه تحت امر خود هستند، آیا باز هم حکم ارتداد در این حکومت باید اجرا شود؟ موکدا ( با پیش فرض اینکه اسلام دین کامل و علمی و منطقی ای است) آیا حاکمیت نا سالم یا نا لایق یا فاسد چنین حکومتی نقشی در ارتداد افراد حامعه نداشته و کشتن افرادی که دین کامل به آنها معرقی نشده قتل نفس محسوب نمیگردد؟ اجازه دهید جای دوری نرویم و با مثالی سوال خود را روشن تر بیان کنم: ایا با اسلامی که حکومت اسلامی داعش و رهبر آن معرفی کرده، اگر افرادی از جامعه تحت امر او از دین خارج شوند باید اعدام شوند؟ در ادامه، میدانید که حکومت پاکستان اسلامی و نام آن جمهوری اسلامی پاکستان است، آیا اعدام افراد مرتد در حکومت داعش میتواند از نظر رهبران این جمهوری اسلامی و مبلغان اسلام پاکستانی اجرای حکم خدا محسوب گردیده و قتل نفس نباشد؟ شما در جمهوری اسلامی ایران به چنین واقعه مثالی چگونه نگاه میکنید؟
با تشکر

در جامعه ای که تعصب وجود داره و همه یه طرفن و حتی خدا رو طرف خودشون میدونن بهتره ساکت بنشینی و حرفی نزنی.
the answer to your questions is vulgar swearing.....
با اون کلمه شیطان خیلی کارا میشه کرد

a human;763680 نوشت:
در جامعه ای که تعصب وجود داره و همه یه طرفن و حتی خدا رو طرف خودشون میدونن بهتره ساکت بنشینی و حرفی نزنی.
the answer to your questions is vulgar swearing.....
با اون کلمه شیطان خیلی کارا میشه کرد


سلام علیکم
منظور شما دقیقا چیه ؟ یعنی دوستان ما دارند با پاسخ به این مسئله به شما توهین میکنند ؟ یعنی مسلمانان تعصب دارند ؟ یعنی ما
فکر میکنیم که خدا طرف ماست ؟ اگر دلیل و برهانی برای این حرف هایتان دارید بنده منتظرم .
والسلام علی من اتبع الهدی

والا خوش به حالتون که خدا طرفتونه....ما که خدایی نداریم طرفمون باشه.من نحوه \یدایش دین اسلام رو کاملا حفظم.

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم

چالشگر;763679 نوشت:
مشکل حاکمان جامعه است نه افراد

خیر بلکه مشکل یک یک افراد جامعه است چون اشاعه ی ارتداد شخص مرتد موجب فساد عقیده و درنتیجه فساد در اعمال طیف قابل توجهی در جامعه میشود . مواردی در تاریخ داشته ایم که اصحاب ائمه (ع) با دستور مستقیم یا غیر مستقیم ایشان به تکفیر مرتدینی همچون غلات که موجب فساد عقیده ی امت اسلامی میشده اند پرداخته اند آن هم با وجود اینکه قدرت اجرایی در دستگاه حکومت نداشته اند که این نشان دهنده ی این مطلب است که مقابله با ارتداد نیازمند عزمی همگانی و فراتر از اقدامات حکومت اسلامی است بخصوص زمانی که حکومت اسلامی در انجام این احکام قصور کند یا از اجرای آنها ناتوان باشد.

چالشگر;763679 نوشت:
آیا حاکمیت نا سالم یا نا لایق یا فاسد چنین حکومتی نقشی در ارتداد افراد حامعه نداشته

برفرض اینکه داشته باشد این حکومت باید جواب خطاهای خود را پس دهد و شخصی که مرتد شده دارای قوه ی عقل و اختیار بوده و ارتدادش جدای از نقش دیگران تقصیر خودش بوده و این مطلب در اجرای حکم او خللی ایجاد نمیکند بلکه گناه حکومت مذکور را سنگین میکند.
چالشگر;763679 نوشت:
کشتن افرادی که دین کامل به آنها معرقی نشده قتل نفس محسوب نمیگردد

آن شخص خود وظیفه دارد به تحصیل علوم دین و تقویت عقیده اش بپردازد با این حال باب توبه به روی همگان باز است و او میتواند توبه کند البته قبل ازآنکه دیر شده و کار از کار بگذرد و عده ی زیادی را گمراه کند.

چالشگر;763679 نوشت:
ایا با اسلامی که حکومت اسلامی داعش و رهبر آن معرفی کرده، اگر افرادی از جامعه تحت امر او از دین خارج شوند باید اعدام شوند؟

ملاک اسلام حقیقی است نه اسلامی که داعش معرفی میکند.

والسلام علی من اتبع الهدی

شما شاید خودتون متوجه نباشید ولی تعصب به یک سری اشخاص و مسایل دارین اونم از نوع شدید.....در بین شما کسانی هم هستند که اینجور زندگی رو نمی\سندند ولی متاسفانه اونا برا خودشون \یامبر یا خدایی ندارند و باید در کنار شما بسازند و بسوزند.الان یه المانی بیاد اینجا زندگی کنه زجر کش میشه بدبخت.
کلا به خاطر تعصب به محمد هست که دینتون رو الهی میدونین......من تو کشورای ارو\ایی بودم اونجا چون شرایط به این صورت نبوده اصلا تعصبی ندارند.حتی بعضیاشون عقاید جالبی دارن در مورد شما ها!
کلا اون ور اکثرا اعتقادی به الهی بودن این دین ندارند و معتقدند صرفا ادامه رسم و رسومات عربای اون موقع هست و مشکلشون اینه که چون اعتقاد دارین حقه احساس میکنین باید کل دنیا اینجور باشه.....اونا اصلا زندگی اینجوری ر ونمی\سندند.

a human;763715 نوشت:
شما شاید خودتون متوجه نباشید ولی تعصب به یک سری اشخاص و مسایل دارین اونم از نوع شدید.....در بین شما کسانی هم هستند که اینجور زندگی رو نمی\سندند ولی متاسفانه اونا برا خودشون \یامبر یا خدایی ندارند و باید در کنار شما بسازند و بسوزند.الان یه المانی بیاد اینجا زندگی کنه زجر کش میشه بدبخت.
کلا به خاطر تعصب به محمد هست که دینتون رو الهی میدونین......من تو کشورای ارو\ایی بودم اونجا چون شرایط به این صورت نبوده اصلا تعصبی ندارند.حتی بعضیاشون عقاید جالبی دارن در مورد شما ها!
کلا اون ور اکثرا اعتقادی به الهی بودن این دین ندارند و معتقدند صرفا ادامه رسم و رسومات عربای اون موقع هست و مشکلشون اینه که چون اعتقاد دارین حقه احساس میکنین باید کل دنیا اینجور باشه.....اونا اصلا زندگی اینجوری ر ونمی\سندند.
وقتی اکثریت مردم اسلام را می خواهند اقلیت باید در مسائل اجتماعی خود را ملزم به رعایت اسلام بدانند. در مسائل فردی هرکار خواستند انجام دهند.

a human;763695 نوشت:
.من نحوه \یدایش دین اسلام رو کاملا حفظم.

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
سلام

میشود توضیح بفرمایید که نحوه پیدایش اسلام چگونه بوده؟

رضا ثقلین;763765 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
سلام

میشود توضیح بفرمایید که نحوه پیدایش اسلام چگونه بوده؟


در گذشته مرسوم بوده که هر قومی برای اینکه یک \شتیبان داشته باشه خدایانی در نظر میگرفتند و شروع به \رستش میکردند و کسانی رو که از این خدا اطاعت نمیکردند به شیاطین نسبت میدادند.کل ادیان گذشته بر این اساس به وجود اومده و همیشه خدا و شیطان درش وجود داشته.چیزای مختلفی رو خدا در نظر میگرفتند از ماه و خورشید تا بت.کسانی که ازشون به عنوان \یامبر یکتا \رستی یاد میشه اومدن تفکر چند خدایی رو از بین بردند و به یک خدای یکتا نسبت دادند و قوانینی برای \رستش این خدا در نظر گرفتند و در عوضش این خدا ازشون حمایت میکرد.ادیانی مثل زرتشت یا یهودی و ..... از این طریق به وجود اومده.\یامبر اسلام در سفر هایی که به کشور های اطراف داشت و با مشاهده ادیانی مثل یهوودی و مسیحی از اونا تاثیر گرفت و یکی از بت های برترشون رو که به اسم الله بوده و بتی بوده که طایفه محمد می\رستیده رو به عنوان خدای یکتا در نظر گرفت و قوانینی برای \رستش این بت نوشت و کاملا طرف بتش رو گرفت و یه سری اعمال مثل روزه و نماز رو از دین یهودیت تاثیر گرفت.کلا به عقیده خیلی از غربیا اسلام گرفته شده از یهودیت هست. و رسم و رسومات اون زمان اعراب مثل طواف دور کعبه و خرافاتی مثل جن و ....رو درش گنجوند و یک دین جدید به وجود اورد و در طول این 23 سال هر جایی که کار محمد گیر میکرد ایه ای به نفع خودش و قومش مینوشت و مشکلو از سر راه بر میداشت.یعنی در واقع این خدا در ازای \رستیده شدن طرف اونا رو میگرفت و حمایتشون میکرد.بر اساس یه سری از اطلاعات تاریخی مردم اون زمان چون در چادر های ۴ گوش زندگی میکردند عقیده داشتند خونه خدا هم مثل خونه خودشون هست ولی از جنس سنگ به خاطر همین کعبه رو به وجود اوردند و درش بت نگه میداشتند.اون سنگ حجر الاسود هم یک نوع ماگما یا شهاب سنگ هست که عربا طبق خرافات خودشون به بهشت ربطش داده بودند. و اون مکانی هم که بهش سنگ \رط میکنند از اعتقادات گذشته گرفته شده.به عقیده برخی الله خدای ماه بوده و استفاده از هلال ماه در \رچم بعضی از کشورا و تقویم قمری هم به این دلیل بوده.به اعتقاد خیلیا ادعایی که در قران شده در مورد ساخته شدن کعبه در زمان ابراهیم بی اساس هست چون ابراهیم در اسراییل کنونی زاده شده و فرزند یک کوزه گر بوده و نمیتونسته بیش از 2000 کیلومتر بیابان رو طی کنه و بیاد در مکه چنین سازه ای بسازه و طبق نظر کارشناسان در قرن 2 میلادی سخته شده و معتقدند محمد برای جلب نظر یهویدان از این تکنیک استفاده کرد ولی موفق نشن یهودیان رو به سمت خودش بکشونه و به خاطر همین که جانب خدایش رو بگیره در قران ایاتی علیه اونا به کار برد و جالبه بدونید که در طول تاریخ ۴ بار تخریب شده و از نو ساخته شده یعنی میشه گفت در واقع همون تعصبی که نسبت به رهبر خمینی وجود داشته و اونو از جانب خدا میدونید در مورد محمد و اماما هم وجود داشته.و همین طور که دین اسلام به دین یهودیت و کمی به سیحتی شبیه هست......در ارو\ا هم ادیانی که کنار هم بودند به هم شبیه هستند و میشه گفت به نوعی تاثیر گرفته از هم هستند.الان در ارو\ا شما برین خیلیا اصلا اعتقاد به هیچ دینی ندارن و دین رو جزیی از تفکر گذشتگان میدونن.البته من اینا رو گفتم چون در جو غرب بودم و تفکرشون به این صورت هست.اصلا فکر میکنند دین یک نوع برده داری هست.این اعتقادات غربیا هست که فقط تعصب و جانبداری اسلام رو به اینجا کشونده.

a human;763715 نوشت:
کلا اون ور اکثرا اعتقادی به الهی بودن این دین ندارند و معتقدند صرفا ادامه رسم و رسومات عربای اون موقع هست و مشکلشون اینه که چون اعتقاد دارین حقه احساس میکنین باید کل دنیا اینجور باشه.....اونا اصلا زندگی اینجوری ر ونمی\سندند.

خوب ما یه معجزه داریم که هنوز هم هست وقابل تفکروتامل
قران
مگه اسلام حرفه بدی میزنه کجاش را نمیپسندید؟؟؟؟؟؟/

a human;763807 نوشت:
میشه گفت به نوعی تاثیر گرفته از هم هستن

مکمل هم هستند

رضا ثقلین;763630 نوشت:
مسأله ى 26ـ ميانگين بلوغ در مورد نماز و مانندش ـ از تكاليف عقلانى ـ براى پسر و دختر نوعا از آغاز ده سالگى است، زيرا به گونه اى همسان و همپايه در جو ايمانى عقيده ى ايمانى را آغاز مى كنند، چنان كه رواياتى هم در اين زمينه وارد شده است.

مسأله ى 27ـ مرحله ى دوّم بلوغ، بلوغِ براى روزه دارى است كه معيار آن توانايى جسمى، و ميانگينش براى هر دوى پسر و دختر، سيزده سالگى است، و توانايى جسمى دختر اگر كم تر از پسر نباشد، بيشتر هم نيست، و دست بالا برابرند. و در رواياتى هم سن معمولى بلوغ هر دو را ـ براى روزه ـ سيزده سالگى ذكر فرموده اند بنابراين اين خود تحميلى ناروا بر دختران است كه شش سال پيش تر از پسران روزه بگيرند! بنابراين نظرات و فتاوا نه سال براى دختران و پانزده سال براى پسران هيچ گونه پايه و اساسى ندارند.

سلام این فتوا جزء فتاوای نادر است...
غالبا سن بلوغ رو 9 و 15 سال برای دختر و پسر نقل کرده اند و مستندات روایی بسیاری دارد.

چالشگر;763679 نوشت:
بدیهی است با پیش فرض اینکه اسلام واقعی دین کامل و علمی و منطقی ای است، به احتمال بسیار زیاد دلیل ارتداد افراد از دین در حامعه ای که ذکر شد مشکل حاکمان جامعه است نه افراد. با این وجود، با توجه به اینکه حاکمان و رهبران چنین جامعه ای خود را مسلمان میدانند و از طرفی خود آگاه به فساد و عدم اجرای اسلام در ابعاد تمام و کمال در جامعه تحت امر خود هستند، آیا باز هم حکم ارتداد در این حکومت باید اجرا شود؟

سلام
ببینید در ابتدای تاپیک عرض شد که ارتداد به معنای انکار اصل دین و یا ضروری دین است نه انکار مذهب خاص یا حکمی از احکام یک مذهب. بنابراین تشخیص مرتد در تمامی ممالک اسلامی به یک شیوه خواهد بود و ربط چندانی به حاکم اون مملکت نداره، هر چند حاکمان و بزرگان یک دین و سرزمین در تبلیغ و یا ضد تبلیغ یک دین موثرند.
بنابراین اگر فساد اقتصادی، فرهنگی و ... در کشوری باشه، مانع از اجرای حکم نیست. البته اگر برای مکلف شبهه ای ایجاد شده باشد و یا از روی عصبانیت شدید به انکار دین یا ضروری آن بپردازد، حکم مرتد را نخواهد داشت. چون در بحث خون و جان انسان اسلام خیلی احتیاط کرده و حتی با شک و وجود احتمال، حکم برداشته میشود.
به همین دلیل حتی اگر در سرزمینهایی که در دست داعشه هم کسی دین رو انکار کنه واجب القتل خواهد بود.

a human;763680 نوشت:
در جامعه ای که تعصب وجود داره و همه یه طرفن و حتی خدا رو طرف خودشون میدونن بهتره ساکت بنشینی و حرفی نزنی.

سلام
قانون یه چیزه و مجری قانون چیز دیگه ایه!
غالب ما ها هنگام استدلال بین اسلام و مسلمان خلط میکنیم.
مثلا گاهی اوقات میگیم: اگه اسلام اینه که شما انجام میدید، ما نخواستیم!
اینکه مجری و مکلف به قانون اونو درست انجام نده، ربطی به خود اون قانون نداره. به عبارت دیگه نمیشه حکم ناکارامدی مسلمان و مکلف رو به اسلام و قانون سرایت داد.
البته تعصب اگه نا آگاهانه باشه مذمومه، اما تعصبی که از روی آگاهی باشه خیلی هم خوبه! مثل تعصب بر اجرای عدالت، تعصب به راستگویی و ...

a human;763715 نوشت:
کلا به خاطر تعصب به محمد هست که دینتون رو الهی میدونین......من تو کشورای ارو\ایی بودم اونجا چون شرایط به این صورت نبوده اصلا تعصبی ندارند.حتی بعضیاشون عقاید جالبی دارن در مورد شما ها!

چطور تعصبی منظور شماست؟
مثلا ما عربیم که به پیامبر(ص) تعصب قومی یا قبیله ای داشته باشیم؟
اصولا اگه تعصب کورکورانه قبل از تحقیق و دریافت حق باشه گمراه کننده است، اما بعد دریافت حق انسان باید نسبت به راه خودش محکم باشه و به راحتی دست آورد خودشو از دست نده.
الهی بودن دین به اینه که اون دین انسان رو به طرف خدا هدایت کنه و ربطی به اشخاص نداره:
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل عمران/64)بگو: اى اهل كتاب! بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است [و همه كتاب‏هاى آسمانى و پيامبران آن را ابلاغ كردند] كه: جز خداى يگانه را نپرستيم، و چيزى را شريك او قرار ندهيم، و بعضى از ما بعضى را اربابانى به جاى خدا نگيرد. پس اگر [از دعوتت به اين حقايق‏] روى گرداندند [تو و پيروانت‏] بگوييد: گواه باشيد كه ما [در برابر خدا و فرمان‏ها و احكام او] تسليم هستيم.

a human;763715 نوشت:
کلا اون ور اکثرا اعتقادی به الهی بودن این دین ندارند و معتقدند صرفا ادامه رسم و رسومات عربای اون موقع هست و مشکلشون اینه که چون اعتقاد دارین حقه احساس میکنین باید کل دنیا اینجور باشه.....اونا اصلا زندگی اینجوری ر ونمی\سندند.

اینکه بعضی از اون وری ها! این اعتقاد رو دارن، یعنی اعتقادشون حقه؟!!!
ملاک درستی و غلط بودن چیه؟ قرآنی که به عنوان معجزه ارائه شده دلیل نیست ولی حرف غربیها در مورد اسلام حق و درسته؟!!!
أمير المؤمنين عليه السّلام به حارث همدانى فرمود:
إنّ دين اللَّه لا يعرف بالرّجال، بل بآية الحقّ‏، فاعرف الحقّ تعرف‏ أهله‏.( تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى عليه السلام، ص: 10) یعنی: دین خدا با اشخاص شناخته نمیشود، بلکه با نشانه حق و درست فهمیده میشود. ابتدا حق را بشناس سپس اهلش را.

سلام
مطالبی که فرمودید بیشتر شبیه حدس زدن از روی برخی شواهد مبهم و گنگه تا مراجعه با تاریخ و مستندات!

a human;763807 نوشت:
کسانی که ازشون به عنوان \یامبر یکتا \رستی یاد میشه اومدن تفکر چند خدایی رو از بین بردند و به یک خدای یکتا نسبت دادند و قوانینی برای \رستش این خدا در نظر گرفتند و در عوضش این خدا ازشون حمایت میکرد.

چرا این پیامبران مردم رو از چند خدایی به خدای واحد فراخواندند؟
اگه این خدا همون بت واحد باشه، چطور از اونا حمایت میکرد؟ سنگ و چوب که تاثیری ندارند...
اگه اسلام همون بت پرستیه، چرا پیامبر(ص) بت های کعبه رو شکست و هیچ بتی رو جایگزین نکرد؟
اگه منظور شما از بت کعبه است، هیچ مسلمانی به خاطر اینکه کعبه رو پرستش کنه در مقابل کعبه قرار نمیگیره و کعبه فقط جهت عبادته نه معبود مسلمانها...

a human;763807 نوشت:
یکی از بت های برترشون رو که به اسم الله بوده و بتی بوده که طایفه محمد می\رستیده رو به عنوان خدای یکتا در نظر گرفت

میشه برای این حرفها هم مستندی ارائه کنید؟
کجای قرآن یا روایات ما چنین چیزی هست؟
مگه میشه مطلب به این مهمی در هیچ جای قرآن نیامده باشه؟!!!

a human;763807 نوشت:
یه سری اعمال مثل روزه و نماز رو از دین یهودیت تاثیر گرفت

نماز و روزه یهودیت با اسلام خیلی تفاوت داره...
روزه هایی مثل روزه سکوت و روزه وصل در یهودیت بوده که در اسلام نیست.
نماز و عبادت اونا هم بکلی با ما متفاوته...

a human;763807 نوشت:
در طول این 23 سال هر جایی که کار محمد گیر میکرد ایه ای به نفع خودش و قومش مینوشت و مشکلو از سر راه بر میداشت

این ایات سوره حاقه به نفع پیامبر(ص) بوده؟!!!
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ(44) لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ(45) ثمُ‏َّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ(46) فَمَا مِنكمُ مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ(47)
و اگر [پیامبر(ص)] پاره‏اى از گفته‏ ها را به دروغ بر ما مى‏ بست، (44) ما او را به شدت مى‏ گرفتيم، (45) سپس رگ قلبش را پاره مى‏ كرديم (46) در آن صورت هيچ كدام از شما مانع از عذاب او نبود، (47)
اگر پیامبر(ص) میخواست خودش را مطرح کند و سودی نصیبش شود، چرا بعد مدتی مثل برخی طاغوت ها ادعای خدایی نکرد؟ اینطور که جایگاه بهتری نصیبش میشد...
بلکه میگفت:
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‏ إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً (کهف/110)
بگو: جز اين نيست كه من هم بشرى مانند شمايم كه به من وحى مى‏شود كه معبود شما فقط خداى يكتاست پس كسى كه ديدار [پاداش و مقام قرب‏] پروردگارش را اميد دارد، پس بايد كارى شايسته انجام دهد و هيچ كس را در پرستش پروردگارش شريك نكند.

a human;763807 نوشت:
چون ابراهیم در اسراییل کنونی زاده شده و فرزند یک کوزه گر بوده و نمیتونسته بیش از 2000 کیلومتر بیابان رو طی کنه و بیاد در مکه چنین سازه ای بسازه

در همین سالهای نه چندان دور با پای پیاده مسافتی اینچنینی رو مسلمانهای ایران و شام برای مراسم حج و یا زیارت امام حسین(ع) میپیمودند! این راهپیمایی حدود شش ماه طول میکشیده...

نقل قول:
پس اگر [از دعوتت به اين حقايق‏] روى گرداندند [تو و پيروانت‏] بگوييد: گواه باشيد كه ما [در برابر خدا و فرمان‏ها و احكام او] تسليم هستيم.

دقیقا به خاطر جملات اینچنینی و تهدید کسانی که هیچ کاری به شما و خداتون ندارند و به خاطر عدم اطاعت تهدید میشوند و برچسب زده میشن چه توسط مسلمانان و چه خداشون دید منفی نسبت به اسلام وجود داره.
تعصب یعنی جانبداری......شما نسبت به الله تعصب دارین و مثل یک قوم هستین تو نظر مردم که تحت فرمان یک \ادشاه هستین و اماده انجام هر عملی به دستور اون.
کلا شما و خداتون یه سمت هستین و حق مطلق تو نظر شما الله هست و هر چی گفته باید انجام بشه.و در عوض این بردگی به شما \اداش عظیمی در دنیا و اخرت تعلق میگیره.
ایرادی که به اسلام وارده اینه.چرا الله مردم رو به حال خودشون نمیزاره که برای خودشون زندگی کنند و همچین شرایطی در دنیا ساخته که یک ارتش اماده برای خودش ایجاد کرده؟!
این الله شما اگه قدرتی داره چرا باید در حادثه منا این همه انسان که برای \رستشش اومدن از بین برن؟!
من وخیلیای دیگه با توجه به استدلال های غرب و همین طور که دیدی که نسبت به بت \رستی دارم.الله رو همانند یک بت میبینم و شما رو افراد بت \رستی که کاملا طرف بتتون هستید و حاضرید هر جرم و جنایتی انجام بدید.به جر واهی عدم اطاعت از خدا.
کلا در اسلام حق مطلق الله هست و هر نخواد نوکری کنه باید کشته بشه یا در اخرت مجازات بشه.
راه حقی که شما برای خودتون تعریف کردین اینه.........
الان تو فیلم ارباب حلقه ها ارتش سایورون در واقع مسلمانان هستند و اون سایورون هم الله.
کلا اینا مثل شما مسلمان هستند و تسلیم امر خدا و \یرو راه حق.

a human;764020 نوشت:
چرا الله مردم رو به حال خودشون نمیزاره که برای خودشون زندگی کنند و همچین شرایطی در دنیا ساخته که یک ارتش اماده برای خودش ایجاد کرده؟!

خدا خیلی مهربان است و بسیار بخشنده . از انصاف به دور است بعضی بهانه گیریها.
هیچ اجباری در کار نیست خدایی برای خودتان بیافرینید و از او همه چیز بخواهید و در کنارش همه جور گناه هم بکنید .اما اگر روی زمینی راه می رویم که ازان خدای یکتاست و از نعماتی استفاده می کنیم که از فضل خدای مهربان است حق گناه کردن نداریم . گرچه ما در عین اعتقاد گناه هم می کنیم و باز اوست که می بخشد . و با همه اینها در این دنیا کسی به واسطه بی دینی مجازات نمیشود .خدا ی رحمان به کافران هم همان نعماتی را می دهد که به دیگر بندگانش . همه ما در این دنیا مختار هستیم که هر طوری دوست داریم زندگی کنیم . این را امار گناهان ما نشان می دهد .ایا بشر گناهی هم هست که نکرده باشد یعنی از ازدواج با حیوانات هم نامعقولتر داریم؟ زندگی برخی از انسانها حتی از حیوانات هم نازلتر است . ایا این همه ان انتخابی هست که قراره بشر با خیال اسوده انجام دهد و انتظار پاداش هم داشته باشد؟

در عالم دو نیرو جریان داره دو نیروی خیر و شر . این دو نیرو بسیار قدرتمند هستند اما قدرت واقعی قدرت حق است اگر ذات مقدس الله نخواهد که شری باشد مسلما نخواهد بود .
اینکه به شیطان میدان داده شده و اینکه به شیطان قدرت داده شده بر می گردد به اختیار و نفی جبر .
از تعصب صحبت می شود در حالیکه این کلمه به معنای کلی همه جا هست انچه اهل حق وظیفه خودشان می دانند جانبداری از حق است و این جانبداری کورکورانه و مغرضانه و بدون هدف و مقصد نیست .برخلاف تفکرات لائیک

عامل;763982 نوشت:
به همین دلیل حتی اگر در سرزمینهایی که در دست داعشه هم کسی دین رو انکار کنه واجب القتل خواهد بود.


با عرض سلام

با این ترتیب هر حکومت حتی نا لایقی که ادعای اسلامی بودن داشته باشد از نظر شرع اسلام مجاز است که احکام اینچنینی اسلام را که منجر به نتایج غیر قابل بازگشت میشود اجرا کند. درست است؟
با این ترتیب آیا میتوان گفت تمام جکومت هایی که ادعای اسلامی بودن میکنند، علیرغم سالم بودن سیستم حکومتی آنها یا وحشی و خونخوار بودن انها، نقاط مشترک زیادی دارند و اجرای احکامی اینچنینی در آنها مورد تایید یکدیگر میباشد؟

با تشکر

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم

a human;763807 نوشت:
در گذشته مرسوم بوده که هر قومی برای اینکه یک \شتیبان داشته باشه خدایانی در نظر میگرفتند و شروع به \رستش میکردند

که ما به این میگوییم فطرت خدا گرا . که نشان دهنده ی نیاز فطری هر شخص برای پرستش خداوند و حمایت و پشتیبانی موجودی برتر از هرچه در عالم است چون انسان قادر متعال و کل نیست در موضوعات مختلف احساس وجود شدیدی به یک پشتیبان دارد . در حقیقت این یکی از برهان های اثبات وجود خداست . از گذشته تا کنون این خصوصیت در انسان ها وجود داشته ودارد اما عده ای بجای اینکه از این خصوصیت استفاده کنند و به جست و جو درمورد آن حقیقت متعال بپردازند این نیاز را در جهارچوب شرک و بت پرستی به کار بستند . امروزه هم این نیاز پابرجاست اما عده ای طریقه ی بی دینی را پیش گرفته و مدعی شدند که این نیاز وجود ندارد درحالی که آنها هم این نیاز را دارند و هرگز قادر به مهار آن نشده اند و فقط خدایان آنها بجای بت های چوبی و سنگی به بت هایی از جنس ثروت . قدرت . شهرت . نفس اماره و مخلوقات دیگر بدل شده اند.

a human;763807 نوشت:
کسانی رو که از این خدا اطاعت نمیکردند به شیاطین نسبت میدادند

اگر کمی درمورد ریشه ی ادیان غیر توحیدی تحقیق کنید درمی یابید که بسیاری از خدایان آنها از اجنه بوده اند . این اجنه خود را به شکلی بر این افراد نمایانده و خود را خدا میخواندند و از همان نیاز فطری عبودیت استفاده کرده و آنها را گمراه میکردند. اما امروزه که از جنبه ی عام این جن پرستی یا بهتر است بگوییم همان شیطان پرستی کاسته شده و این امر بیشتر اختصاص به یکسری خواص دارد که البته عمده قدرت دنیا را هم به دست دارند برای انکار این ریشه ی پست چاره ای جز انکار وجودی اجنه از بیخ نمانده درحالی که همان فراماسونرهایی که این تفکرات را بعد از انقلاب صنعتی در دنیا شرح و بست دادند خود از سرسخت ترین پرستندگان و یاری جویان از شیاطین اند و در جلسات آنها مراسم احضار جن و ادای احترام به آنها به وفور به چشم میخورد چنان که اخیرا بعضی از فیلم های آن هم علیرغم قوانین سخت گیرانه ی تشکیلات به بیرون رسیده و شما با اندکی جست و جو در اینترنت می توانید آنها را مشاهده کنید.

a human;763807 نوشت:
کل ادیان گذشته بر این اساس به وجود اومده و همیشه خدا و شیطان درش وجود داشته.

اعتقاد به خیر و شر علاوه بر اینکه یک اعتقاد دینی است یک اعتقاد فطری و ملموس و حقیقی هم هست که سبب شده در ادیان گوناگون و حتی اکثر ادیان غیر الهی هم به عرصه ی ظهور برسد.

a human;763807 نوشت:
کسانی که ازشون به عنوان \یامبر یکتا \رستی یاد میشه اومدن تفکر چند خدایی رو از بین بردند و به یک خدای یکتا نسبت دادند و قوانینی برای \رستش این خدا در نظر گرفتند و در عوضش این خدا ازشون حمایت میکرد.

این سخن خودش را نفی میکند . از قدیم گفته اند دروغگو فراموش کار هم میشوند . لایک ها که اصلا معتقد به وجود خدا نیستند چطور دارند معجزات انبیاء الهی را در چهار چوب حمایت خداوند توجیه میکنند ؟ نویسنده در چند سطر بالا تر بطور کامل منکر خدا شده و ریشه ی ادیان را به اقوام نسبت میدهد اما در اینجا حرف از حمایت خدا میزند . این یعنی چه ؟ یعنی تناقض گویی دروغگو که اجتناب ناپذیر است .

a human;763807 نوشت:
یامبر اسلام در سفر هایی که به کشور های اطراف داشت و با مشاهده ادیانی مثل یهوودی و مسیحی از اونا تاثیر گرفت و یکی از بت های برترشون رو که به اسم الله بوده و بتی بوده که طایفه محمد می\رستیده رو به عنوان خدای یکتا در نظر گرفت و قوانینی برای \رستش این بت نوشت و کاملا طرف بتش رو گرفت و یه سری اعمال مثل روزه و نماز رو از دین یهودیت تاثیر گرفت.کلا به عقیده خیلی از غربیا اسلام گرفته شده از یهودیت هست. و رسم و رسومات اون زمان اعراب مثل طواف دور کعبه و خرافاتی مثل جن و ....رو درش گنجوند و یک دین جدید به وجود اورد

نویسنده در اینجا به شکلی زبردستانه سعی دارد از یکی از نقاط قوت و دلایل الهی بودن ادیان الهی استفاده ی عکس کند و از این حربه علیه اسلام استفاده کند . دوست عزیز وجود نقاط مشترک درمیان ادیان توحید نه تنها دلیل جعلی بودن این ادیان نیست بلکه نشان دهنده ی این است که تمام این ادیان از نقطه ای مشترک سرچشمه گرفته و صاحب حقیقی این شریعت ها خدا است . اسکلت مبانی توحیدی و دینی در تمامی ادیان تقریبا یکسان است و همه ی آنان بر اصولی چون توحید . معاد . نبوت و .. معتقد اند و همه ی اینهابرای این است که همه ی ادیان الهی برای یک چیز آمدند . ترویج یکتاپرستی و نفی کفر و شرک . اما بدلیل تغییر نیاز های بشر و تحریف ادیان الهی در هر دوره نیاز به بعثت انبیاء جدید بود و اسلام در حقیقت نسخه ی کامل شده و نهایی ادیان الهی است پس وجود شباهت میان اسلام و دیگر ادیان الهی نه تنها نقطه ی ضعف آن بلکه نقطه ی قوت آن به شمار میرود. بعلاوه هیچ پیامبری پیامبر قبل از خود را رد و محکوم نکرد که بخواهد دینی متمایز از او بیاورد و اصولا دین متعلق به انبیائ نیست که هرکسی دین خودش را بیاورد بلکه دین برنامه ای از جانب خداوند است . تمام پیامبران الهی پیامبر قبل از خود را تایید کرده و به پیامبر بعد از خود بشارت داده اند که این حکایت از منشا مشترک و الهی تمام ادیان دارد مثلا حضرت عیسی (ع) و موسی (ص) صدها سال قبل از بعثت رسول خدا (ص) این مزده را به مردم داده بودند و نشانه های دقیق رسول خدا (ص) را به پیروان خود داده بودند که این نشانه ها در تورات و انجیل با وجود تحریف هایی که در آنها صورت گرفته هنوز برای عالمان یهود و نصارا مثل روز روشن است .

a human;763807 نوشت:
و در طول این 23 سال هر جایی که کار محمد گیر میکرد ایه ای به نفع خودش و قومش مینوشت و مشکلو از سر راه بر میداشت

اولا محمد نه و حضرت محمد (ص) . رعایت ادب نشانه ی شخصیت شماست.
دوما قرآن از طرف خداوند عزوجل نازل شده است نه از طرف رسول خدا (ص) . لازم به ذکر است خداوند 1400 سال پیش برای پاسخ به شبهه ی غیر الهی بودن قرآن تحدی کرده ولی تاکنون کسی قادر به پاسخگویی به این تحدی نبوده که این خود نشان دهنده ی الهی بودن قرآن است .
سوما در قرآن اخبار غیبی فراوانی دیده میشود که نشان میدهد این کتاب ساخته و پرداخته ی ذهن یک بشر نیست بلکه کلام خدا و وحی او است که بر رسولش نازل کرده مثل وعده ی فتح خیبر بعد از صلح حدیبیه که حتی روز ها قل از آغاز جنگ انجام گرفت و موارد فراوان دیگر.

a human;763807 نوشت:
یعنی در واقع این خدا در ازای \رستیده شدن طرف اونا رو میگرفت و حمایتشون میکرد

اولا خداوند نیازی به پرستش هیچ کس ندارد و این مفهوم به صراحت و بار ها در قرآن کریم تکرار شده است .
دوما این وعده ی الهی است که کسانی را که در راه او با اخلاص و ایمان گام برمیدارند یاری کند و این به جهت رستگار و هدایت بشر است نه بدلیل نیاز خداوند.

a human;763807 نوشت:
بر اساس یه سری از اطلاعات تاریخی مردم اون زمان چون در چادر های ۴ گوش زندگی میکردند عقیده داشتند خونه خدا هم مثل خونه خودشون هست ولی از جنس سنگ

میشه این یکسری اطلاعات تاریخی تان را ذکر کنید ؟
a human;763807 نوشت:
به خاطر همین کعبه رو به وجود اوردند

تاریخ بنای کعبه به زمان حضرت آدم (ع) باز میگردد که اصلا عرب بادیه نشینی در آن زمان وجود نداشته و اصلا چادر نشینی نبوده و این ها همه سفسته های مشتی کور دل نادان است .

a human;763807 نوشت:
درش بت نگه میداشتند

طبق مستندات تاریخی کعبه در ابتدا محل پرستش خدای یکتا بوده و اعراب جاهلی بعد از مدتی آنرا به بتخانه بدل کرده اند شاهد بر این امر هم وجود پیروان حضرت ابراهیم (ع) در مکه در زمان جاهلیت و عدم پرستش بت های کعبه توسط آنها در آن زمان است.

a human;763807 نوشت:
اون سنگ حجر الاسود هم یک نوع ماگما یا شهاب سنگ هست که عربا طبق خرافات خودشون به بهشت ربطش داده بودند. و اون مکانی هم که بهش سنگ \رط میکنند از اعتقادات گذشته گرفته

اولا بین ماگما و شهاب سنگ رمین تا آسمان فرق است . شما اول تکلیفتان را با خودتان مشخص کنید بعد بیاید اینجا حرف بزنید .
ثانیا این مطلب یک فرضیه ی علمی بود که در برهه ای مطرح شده و سپس رد شد.
درمورد شایعه ی مذکور لطفا به مطالب زیر توجه کنید
(( فرضیه ای از طرف غیرمسلمانان هست که ادعا میکنند این سنگ یه شهاب آسمانییست و ارتباطی به باورهای مسلمانان ندارد و جالب اینجاست که هنوز قادر به اثبات این ادعا نشده اند.در ابتدا جنس این شهاب آسمانی را از بازالت و عقیق می دانستند اما بعدها با مشاهده شناور ماندن این سنگ در آب ادعا کردند که جنس این سنگ از سنگ خارا و شیشه است. Burke, John G. (1991). Cosmic Debris: Meteorites in History. University of California Press. pp. 221–223. ISBN 978-0-520-07396-8,Alex Bevan, John De Laeter, Meteorites: A Journey Through Space and Time, pp. 14-15. UNSW Press, 2002. ISBN 0-86840-490-Xخانم تامسون از دانشگاه کپنهاگ جنس سنگ را از قطعه های شیشه یا شهابی که 6000 سال پیش در منطقه وبر سقوط کرده بود اعلام کرد. ( New Light on the Origin of the Holy Black Stone of the Ka’ba. Author: Thomsen, E. Journal: Meteoritics, volume 15, number 1, page 87) این منطقه در 1100 کیلومتری شرق مکه قرار دارد، ادعا شد جنس سنگ بلوک شیشه ای سیلیس ذوب شده و داخل آن از آلیاژ نیکل آهن از شهاب سنگ است و علت شناور ماندن آن در آب حفره های هوای داخل آن است. (Alex Bevan, John De Laeter, Meteorites: A Journey Through Space and Time, pp. 14-15. UNSW Press, 2002. ISBN 0-86840-490-X) اما بعد ها ثابت شد که تاریخچه منطقه ذکر شده که طبق افسانه ای در اثر آتش باری ویران شده نهایتاً به 200 یا 300 سال پیش برمی گردد. (Prescott, J.R., Robertson, G.B., Shoemaker, C., Shoemaker, E.M. and Wynn, J. (2004) “Luminescence dating of the Wabar meteorite craters, Saudi Arabia”, Journal of Geophysical Research, 109 (E01008), doi:10.1029/2003JE002136)در حالت کلی هنوز به نتیجه قطعی در این زمینه دست نیافته اند و تمامی موارد بالا در هاله ای از ابهام و تردید قرار دارد تا جایی که “فرضیه meteoritic” یا همان شهاب سنگ بودن حجرالاسود هنوز ثابت نشده و دانشمندان رو این فرضیه تردید دارند. موزه تاریخ طبیعی بریتانیا نیز نشان داده است که ممکن است یک pseudometeorite،(شبه سنگ آسمانی) باشد و یک سنگ زمینی به اشتباه به منشاء آسمانی نسبت داده شده باشد.خبرگزاری فارس گزارش کرد: این سنگ مقدس، همواره مورد توجه بوده است، تا جایی که دانشمندان ناسا نیز روی آن مطالعاتی انجام دادند و اعلام کردند نظیر این سنگ در کره زمین وجود ندارد و حتی در منظومه شمسی نیز تاکنون یافت نشده است. دکتر عبدالباسط محمد السید، رییس مجمع اعجاز علمی قرآن و سنت مصر نیز در سخنی مدعی می‌شود قطعه‌ کوچکی از حجر الاسود توسط فردی انگلیسی و به کمک لیزر سرقت شده است تا تحقیقات بیشتری روی آن انجام شود.))

a human;763807 نوشت:
.به عقیده برخی الله خدای ماه بوده و استفاده از هلال ماه در \رچم بعضی از کشورا و تقویم قمری هم به این دلیل بوده

اینها تفاسیر شخصی یک مشت بیسواد یا عنود لجباز و سفسته های آنان است که هیچگونه سندیتی در ادبیات و لغت عرب نداشته و صرفا اوهام شخصی عده ای منکر است .
در این مورد نمونه ای جالب از همین قبیل سخنان برای یکی از اساتید بنده در گفت و گو با یک استاد دانشگاه دیگر اتفاق افتاده بود که در آن استاد مذکور گفته بود . (( کلمه ی الله به معنای ((نه)) و یا ((وجود ندارد)) است چون از دوبخش ( ال ) که حرف تعریف است و (لا ) یعنی نه تشکیل شده . )) وقتی استاد بنده از ریشه ی این استنباط جویا شده بود درجواب پاسخ شنیده بود که این استنباط شخص مذکور بوده و هیچ پایه ی علمی ای ندارد.

a human;763807 نوشت:
به اعتقاد خیلیا ادعایی که در قران شده در مورد ساخته شدن کعبه در زمان ابراهیم بی اساس هست

اون خیلیایی که فرموده اید قطعا یک مشت بیسواد نا آگاه نسبت به قرآن اند چون طبق آیات قرآن و احادیث اهل بیت (ع) تاریخ بنای کعبه به دوران حضرت آدم (ع) بازمیگردد .
a human;763807 نوشت:
چون ابراهیم در اسراییل کنونی زاده شده

این حرف هم یک دروغ شاخ دار و واضح است چون
((منابع‌ تاريخى در مورد محل‌ّ تولد حضرت‌ ابراهيم‌ اختلاف‌ نظر دارند ، بعضى از مورّخين‌ بر اين‌باورند كه‌ ايشان‌ در دمشق‌ و در روستايى به‌ نام‌ «برزه‌» كه‌ در كوه‌ قاسيون‌ واقع‌ است‌ متولد گشت‌ . درمقابل‌ گروهى ديگر بر اين‌ عقيده‌اند كه‌ ايشان‌ در منطقه‌ بابل‌ كه سرزمين‌ كلدانى‌ها در عراق‌ است به‌ دنيا آمده‌است‌ . نظريه‌ پذيرفتنى تر اين‌ است‌ كه‌ ايشان‌ در بابل‌ متولد شده‌ است‌ .اين‌ كه‌ بعضى گفته‌اند كه‌ ايشان‌ در توابع‌ دمشق‌ متولد شده‌ از آن‌ جا سرچشمه‌ مى‌گيرد كه‌ ايشان‌ براى مساعدت‌ و يارى رساندن‌ به‌ فرزند برادرش‌ لوط‌ رهسپار اين‌ منطقه‌ گرديد و در آن‌ جا نمازخواند ، كه‌ همين‌ امر عده‌اى را به‌ اين‌ اعتقاد واداشت‌ كه‌ تصور كنند ايشان‌ در اين‌ منطقه‌ متولد شده‌است‌ ))

a human;763807 نوشت:
فرزند یک کوزه گر بوده

این هم یکی دیگر از دروغ های شاخ دار یک نفر معاند بی اطلاع و بی سواد است . که البته منظورم شما نیستید بلکه کسانی هستند که این شایعات را رواج میدهند
احتمالا شخص مورد نظر شما که از او به نام پدر حضرت ابراهیم (ع) یاد کردید عموی او بوده که نامش آزر و شغلش بت تراشی بوده نه کوزه گری . نام پدر حضرت ابراهیم (ع) ((تارخ)) بوده و اطلاع دقیقی درمورد شغل و حرفه ی او در دست نیست.

a human;763807 نوشت:
معتقدند محمد برای جلب نظر یهویدان از این تکنیک استفاده کرد

اتفاقا برعکس خداوند و نه رسولش برای مقابله با توطئه ها ی یهود کعبه را بعنوان قبله مسلمین قرار داد.
a human;763807 نوشت:
جالبه بدونید که در طول تاریخ ۴ بار تخریب شده و از نو ساخته شده

این هم یکی دیگر از حرف هایی که نشان میدهد نگارنده ی این متن از ضعف علمی شدید برخوردار است چون کعبه نه 4 بار بلکه 10 بار تعمیر اساسی شده است. برای مطالعه ی بیشتر به آدرس زیر مراجعه کنید .
http://www.khabaronline.ir/detail/317882/culture/4789

a human;763807 نوشت:
هم ادیانی که کنار هم بودند به هم شبیه هستند و میشه گفت به نوعی تاثیر گرفته از هم هستند.

بله فرهنگ ها و بعضا ادیان خود ساخته از یکدیگر تاثیر میپذیرند اما نه اسلام و نه قرآن هرگز نه از عقاید دوران جاهلیت و نه از ادیان دیگر تاثیر نپذیرفته اند.بلکه اسلام به مقابله با عقاید خرافی جاهلیت و تحریف های یهود و نصارا پرداخت اما همانطور که قبلا هم اشاره شد وجود تشابه میان ادیان الهی نه تنها مضموم نیست بلکه نشانه ی الهی بودن این ادیان و وجود سرچشمه ی مشترک همه ی این ادیان یعنی خداوند است.

a human;763807 نوشت:
اصلا فکر میکنند دین یک نوع برده داری هست

اتفاقا حرف اسلام برای مردم بخصوص غیر مسلمان ها این است که (( اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید))

والسلام علی من اتبع الهدی

سلام

شرمنده که میپرم وسط بحثتون، ولی من یک مشکل اساسی در مورد موضوع اصلی تاپیک دارم.

حکم خروج از دین خیلی واضح در صفحه اول بیان شده بود. مشکل اصلیِ من اینه که چطور اسلام حاضر نیست آزادی بیان رو در این مورد بپذیره؟
یکم سوالم رو شفاف تر بکنم.

فردی بعد از تحقیق و تفکر به نتیجه ای غیر از اصول دین اسلام میگیره. در دل دیگه به اسلام اعتقادی نداره و از دین خارج میشه.
چرا حق نداره نتیجه گیری هاش رو با دیگران در میون بگذاره؟ چرا نباید عقیده ای که بهش دست پیدا کرده رو تبلیغ کنه؟
آیا این که ممکنه عده ای از عوام باهاش همراه بشن و از دین خارج بشن به مسلمانان اجازه میده جلوی دهن مخالف رو با تهدید به قتل بگیرند؟

هر عقیده و تفکری خود به خود به تبلیغ نیاز داره. حتی اسلام هم به عنوان یکی از عقاید موجود در جهان برای خودش حق تبلیغ قائله. آیا دین اسلام نمیتونه از خودش در مقابل عقاید دیگه دفاع کنه؟ به خاطر همین حکومت های اسلامی نمیخوان مردمشون عقاید دیگه حتی به گوششون برسه؟

مکتب اسلام در داخل مکتب دیگه ای ظهور کرد. آیا نباید براش حق تبلیغ قائل میشدن؟ این که سعی کردن با هر روشی جلوی شنیده شدن آیات قرآن رو بگیرن کار درستی بود؟ شعب ابی طالب و ماجرای قتل پیامبر در خواب خوب بود؟ چرا اسلام میخواد همون کاری رو که مشرکان هم با این شدت انجام نمیدادن انجام بده؟
اگر در آمریکا و اروپا تبلیغ اسلام ممنوع بشه، آیا صدای مسلمون ها در نمیاد؟ (در حال حاضر ممنوع نیست و با ذکر چند مورد که شاید هر چند سال یک بار اتفاق بیفته نمیتونید نتیجه بگیرید ممنوعه)
در قرآن بارها گفته شده که اگر پدران شما در گمراهی بودند شما باید دنباله روی اونها باشید؟ (نقل به مضمون) این که منِ نوعی مسلمون زاده هستم و از اسلام خارج شدم دلیل بر قتله؟؟ تازه یک مسلمان زاده حق توبه هم نداره!
در جای دیگه ای گفته شده از بین سخن ها همه رو بشنوید و بهترین رو انتخاب کنید. چرا حکم خروج از اسلام حتی اجازه مطرح شدن نظرات دیگه رو در جامعه نمیده؟!؟!

نتیجه گیری من بعد از خوندن صفحات قبلی این بود که اسلام چیزی برای دفاع از خودش نداره، نمیتونه اثبات کنه که دین حق و درستی است، به خاطر همین اجازه خروج هیچ کس از دین رو نمیده، چون مسلمون زاده باشه، چه با انتخاب خودش وارد دین اسلام شده باشه.
همچنین چون نمیتونه از خودش به عنوان درست ترین و کاملترین آیین دفاع کنه، اجازه مطرح شدن نظرات دیگه در جامعه اسلامی رو نمیده!

احتمالا نتیجه گیری من غلطه. ولی این چیزی بود که من از خوندن صفحه های قبل فهمیدم.
در ضمن هیچ آیه ای در قرآن پیدا نکردم که صریحا این حکم رو بیان کرده باشه.
دنبال آیه ای در قران با این محتوا گشتم: "اگر شخصی بعد از تحقیق و تفکر نتیجه گرفت از دین اسلام خارج بشه و نتایج این تفکرات رو با دیگران در میون بگذاره" حکمش چیه؟ و چیزی پیدا نکردم.

پیروز;763283 نوشت:
مثلا دانشجوها از استادشون پرسیدن که، استاد، نظر شما در مورد الله چیست...شما تحقیاتتون به کجا رسید...استاد دروغ نگه بر خلاف فطرتش که، خوب من الله را مثلا حق یافتم و خلاصه دروغ بگه!!!!

مارینر;763309 نوشت:
به نظره شما یه دختر 9 ساله برهان حرکت جوهری ابن سینا ... یا برهان صدیقین رو متوجه میشه ؟؟؟ مثلا شما حاضرین دختر 9 سالتون رو بفرستین کفش بخره ... مثلا شما حاضرین دختر 9 سالتون رو بفرستین سیگار بخره ... مثلا شما حاضر هستین دختر 9 سالتون رو بفرستین در اجتماع در مورد مسائل جنسی تحقیق کنه ؟؟؟
اصولا میخوام بدونم شما قائل هستین که یه پسر 15 ساله یا دختر 9 ساله چه چیزهایی رو میفهمه ...

:Kaf:
سؤال هایی که توی ذهن من بود شما دو نفر مطرح کردید
به نظر من هم پاسخ استاد قانع کننده نبود

مشک;763577 نوشت:
نمیدونم چرا این حکم به نظر بعضی از دوستان عجیب میاد
سلام
مشکل من و فکر می کنم مشکل خیلی از مخالفین حاضر در تاپیک (البته نه همشون) ، با اصل حکم نیست ، بلکه با چگونگی حکمه
بله ، یه نفر مسلمان بوده و با کم و کیف اون هم آشناست ، بعد میره به یک دین دیگه ملحق میشه و بر ضد اسلام تبلیغ میکنه. تا اینجا برای حکم مشکل خاصی نیست
اما در ادامه نکاتی هست که عرض می کنم

عامل;763616 نوشت:
آزادی بیان بصورت مطلق و بی قید و بند رو هیچ مکتبی از جمله اسلام نمیپذیره. حتی در دموکرات ترین کشور ها هم یه حد و مرزی برای بیان عقاید و افکار وجود داره
استاد سلام
کدوم حد؟! مگه برای این موضوع حدی هم تعیین شده که صحبت از حد میکنید؟!
حد آزادی بیان در مورد تغییر دین 0 هست. دقیقاً 0 ، یعنی هیچ حقی وجود نداره

عامل;763616 نوشت:
پایه های اسلام و خدا باوری محکمه، اما بحث بر سر سطح فهم افراد و قوه درک اونهاست
پس بیایم مسیحیان ، کلیمیان ، زرتشتیان و سایر اقلیت های مذهبی کشورمون رو هم اعدام یا نهایتاً اخراج کنیم. چون ممکنه یه جوانی که سطح فهمش آنچنان زیاد نباشه بره پیششون و تحت تاثیر قرار بگیره و مسیحی یا زرتشتی بشه!!! آخه این چه استدلالیه استاد؟!

از طرفی ، چطور فهم اون دختر 9 ساله برای پذیرش اسلام کافیه ، اما فهم سایر افراد اگر دینی بجز اسلام رو بپذیرن کافی نیست؟!

عامل;763621 نوشت:
خداوند همون اندازه که به افراد داده، میخواهد: لا یکلف الله نفسا الا وسعها، پس از یک دختر بچه نه ساله به همون میزان عقلش میخواهد نه به اندازه یک فیلسوف دین! بینید دین یک مجموعه است، فقط استدلالهای عقلی که نیست، بطوری که غالب مسلمانها و صحابه رسول خدا(ص) با توجه به اخلاق پیامبر(ص) و مسائل اخلاقی اسلام جذب اون شدند، محاسن اخلاقی اسلام نیاز به هوش و عقل کامل و بالا نداره
مغالطه میفرمایید استاد. مگه خانم "مارینر" منظورشون این بود که از دختر 9 سالخ برهان بپرسیم؟!
خیر گرامی ، منظور ایشون اینه که یه دختر 9 ساله یا یک پسر 15 ساله ، از نظر درک عقلی به هیچ وجه به حدی نرسیده که بفهمه داره به چی اعتراف میکنه که بعدها اگر نظرش برگشت ما بخوایم برای اعدامش این دلیل رو بیاریم که تو قبلاً به اسلام اعتراف کرده بودی!

اظهار اسلام در اون سنین مثل اینه که بچه ها تو اون سن میگن خدا تو آسمونه
حالا آیا به نظر شما عقلانیه که بعدها که این بچه فهمش بیشتر شد و متوجه شد خدا همه جا هست ، بهش بگیم نخیر! قبول نیست! تو وقتی 9 سالت بود گفته بودی خدا تو آسمونه ، الان هم باید روی همون عقیده بمونی و نمیتونی بگی خدا همه جا هست!

Reza-D;764311 نوشت:
پس بیایم مسیحیان ، کلیمیان ، زرتشتیان و سایر اقلیت های مذهبی کشورمون رو هم اعدام یا نهایتاً اخراج کنیم. چون ممکنه یه جوانی که سطح فهمش آنچنان زیاد نباشه بره پیششون و تحت تاثیر قرار بگیره و مسیحی یا زرتشتی بشه!!!

سلام بر برادر عزیز تر از جانم:Nishkhand:( جدی میگم چون اگه بخوام تعارف کنم یجورایی دروغ گفتم و دروغ ...... :ok:)

داداش این که حرف درستی نیست چون نظر خدا و قران این نیست ... :ok::Gol:

من نمیدونم صفحات قبل چه اتفاقی افتاده و چی ها گفته شده فقط میخواستم بگم:

تا وقتی طرف علنی نکرده کاریش ندارن ...
:Gol:

در قدیم یکی از اهداف یهودی ها این بودش که صبح میگفتن اسلام آوردیم شب از اسلام بر میگشتن تا در دل مردم شک ایجاد کنن و اسلام رو ضعیف کنن:Gol:

برای همین یکی از دلایل این حکم این بودش که خدا این رو قرار داد تا این قضیه حل بشه ....

همون بچه ای که شما میگین بعدا که بالغ شدش اگر با تحقیق فهمید اسلام غلطه فقط علنیش نکنه .. جار نزنه .. همین ...
:Gol:

اتفاقا من شنیدم چنین فردی در آخرت جزو مستضعفین در شناخته .. یعنی تحقیق کرده و اشتباه به حق رسیده ... ممکنه عذابش هم نکنن .. حالا حدیثش رو اگه خواستی پیدا میکنم..:ok::Gol:

Reza-D;764297 نوشت:
سؤال هایی که توی ذهن من بود شما دو نفر مطرح کردید

Reza-D;764297 نوشت:
مثلا دانشجوها از استادشون پرسیدن که، استاد، نظر شما در مورد الله چیست...شما تحقیاتتون به کجا رسید...استاد دروغ نگه بر خلاف فطرتش که، خوب من الله را مثلا حق یافتم و خلاصه دروغ بگه!!!!

خب این خیلی راحته جوابش .. بهترین راه اینه که بگه دارم در مورد دین تحقیق میکنم ... این شبهه ها تو دلم ایجاد شدن شما براشون چه جوابی دارید؟ ..

من بهتون قول میدم هیچکس به چنین فردی کاری نداره :ok::Gol::Gol:

چه اصراریه بر اینکه طرف بره بگه آقا من کافر شدم .. خدا رو قبول ندارم .. بخاطر اینکه ............. (شبهه هاشو حالا بگه) .. خب این نوع حرف زدن اشتباهه :ok:

داداش استاد میتونه بگه شما برید در مورد دینتون تحقیق کنید .. اگر از خدا ازش پرسیدن .. همون شبهه ها رو براشون بگه و ازشون بپرسه برید تحقیق کنید و جوابشو

برام بیارید .. خودشو لو نده که من کافرم ، شبهه هایی که از اسلام داره رو در قالب تحقیق به دانشجویان بده :Gol:

اتفاقا این بحث ارتداد قاعده مفیدی در اومده. چون باعث شده کسی که در مورد دین تحقیق می کنه موضوع رو جدی بگیره و از روی هوس قضاوت نکنه. اینه که مرتد های فعال از جامعه نخبه ها بیشتر بر می خیزن و این خیلی خوبه.

اما خوب لاضرر و لاضرار. احکامی مثل ارتداد در جایی که سلامت روانی افراد جامعه رو به خطر می ندازن می شه بوسید گذاشت کنار.

a human;763807 نوشت:
این اعتقادات غربیا هست که فقط تعصب و جانبداری اسلام رو به اینجا کشونده.

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
سلام

مطالب شما را خواندم برخی از مطالب را باید در تاپیکی مجزا بحث کرد اما چون در این پست و پست دیگری از غربی ها و نظرشان در باب دین و اسلام سخنانی به میان آمد بنده مطالبی را از همین غیر مسلمان ها برای شما نقل میکنم

((برای کشف بهترین قوانین که به درد ملل بخورد یک عقل کل لازم است که تمام شهوات انسانی را ببیند ولی خود هیچ حس نکند با طبیعت هیچ رابطه ای نداشته باشد ولی آن را کاملا بشناسد سعادت او به ما مربوط نباشد ولی حاضر شود به سعادت ما کمک کند .... بنا بر آنچه گفته شد فقط خدایان میتوانند چنانکه شاید و باید برای مردم قانون بیاورند)) بدیهی است که روسو مردی مسیحی بوده است و اعتقادی به خدایان نداشته لذا مقصودش از خدایان انسان های الهی و مربوط به ماورای طبیعت میباشد (قرار داد اجتماعی روسو ص 81 به نقل از تفسیر نهج البلاغه علامه جعفری ج 2 ص 42)

لئون تولستوي (10) (1828-1910م.) نويسندة مشهور روسي، از كساني است كه كتاب جالبي در رد اشخاصي كه پيامبر اسلام را به سلطنت‌طلبي و شهوت‌راني نسبت داده‌اند، به نام محمد [صلي الله عليه وسلم] تأليف كرد و ضمناً سخنان حكيمانه ايشان را هم در رسالة مخصوصي گردآوري و به زبان روسي ترجمه كرده و به عنوان «سخنان محمد» انتشار داده است. وي چنين نوشته است:
«جاي هيچگونه شبهه و ترديدي نيست كه پيغمبر اسلام [صلي الله عليه وسلم] از مصلحان بزرگ دنيا است، آن هم مصلحي كه به جامعة بشريت خدمات شاياني كرده است و اين فخر و مباهات براي او بس است كه يك ملت خونريز و وحشي را از چنگال اهريمنان عادات زشت و شنيع رهانيد و راه ترقي را به روي آنان باز كرد و حال آنكه هر مرد عاديي نمي‌تواند به چنين كار شگرفي اقدم كند و نتيحه بگيرد. بنابراين شخص پيغمبر اسلام [صلي الله عليه وسلم] سزاوار همه گونه احترام و اكرام مي‌باشد. شريعت اسلام به علت توافق آن با عقل و حكمت، در آينده عالمگير خواهد شد».

.سير ويليام موئير(15) (1819-1905م.) مؤرخ صاحب‌نام انگليسي در كتاب «زندگاني محمد» مي‌نويسد: «دين محمد [صلي الله عليه وسلم] آسان بود و سخنانش واضح، و اعمالي كه انجام داده عقل را مبهوت مي‌كند. در تاريخ جهان مصلحي نبوده كه مانند محمد در مدتي كوتاه دلها را بيدار و اخلاق عمومي را تجديد (تهذيب) نموده و بناي فضيلت را استوار كرده باشد».

جرج برنارد شاو (21) ( 1856-1905م.) درام‌نويس ايرلندي كه از مشهورترين چهره‌هاي ادبيات معاصر و همتاي شكسپير در نمايشنامه‌نويسي، و استاد بذله‌گويي و طنز در زبان انگليسي است، مي‌نويسد: «به عقيدة من اگر به مردي مانند محمد [صلي الله عليه وسلم] زمام اختيار حكومت تمام دنيا را بسپارند، جهان و جهانيان تحت لواي حكومت اسلام رستگار خواهند شد و مكتب اسلام دنيا را به خير و سعادت و حل مشكلات زندگي هدايت خواهد كرد، تا بدان جا كه بر تمام عالم هماي سعادت پرتو خواهد افكند».


ژنرال سرپرسي سايكس (1867-1949م.) نويسندة مشهور انگليسي در كتاب «تاريخ ايران» مي‌نويسد: «به عقيدة شخصي من، حضرت محمد [صلي الله عليه و سلم] در ميان عالم بشريت بزرگ‌ترين انساني است كه با يك مرام عالي، تمام هم خود را مصروف اين داشت كه شرك و بت‌پرستي را از انديشه‌ها منهدم ساخته و به جاي آن افكار بلند اسلام را برقرار سازد. خدمت وافر و نماياني كه از اين راه به نوع بشر نموده، خدمتي است كه آن را ستايش نموده و سر تعظيم فرود مي‌آورم»


ادامه...

a human;763807 نوشت:
ین اعتقادات غربیا هست که فقط تعصب و جانبداری اسلام رو به اینجا کشونده.

توصیفی از ایلیا پاولیچ پطروشفسکی استاد تاریخ دانشگاه لنینگراد شوروی سابق به نقل از مقدمه ترجمه نهج البلاغه علامه جعفری ص 21 که به نقل از کتاب اسلام در ایران پطروشفسکی ترجمه کریم کشاورز صص 49 و 50 است:

علی پرورده محمد و عمیقا به وی و امر اسلام وفادار بود علی تا سر حد شور و عشق پایبند دین بود صادق و درستکار بود در امور اخلاقی بسیار خرده گیر بود و از نام جویی و مال پرستی به دور و بی تردید هم مردی سلحشور بود و هم شاعر و تمام صفات لازمه اولیا الله در وجودش جمع بود

دوستان میتوانند بامراجعه به مقدمه ترجمه علامه جعفری بر نهج البلاغه نظر 11 نفر از علما و بزرگان ایران و جهان سنی و شیعه مسیحی و کمونیست و مادی گرا وتمجید های آنها از امیر المومنین علی صلوات الله علیه را مطالعه کنند(افرادی چون میخاییل نعیمه-شبلی شمیل- ایلیا پاولیچ پطروشفسکی-ابن ابی الحدید معتزلی-جرج جرداق-مولانا جلال الدین بلخی-محمد عبده-ابن سینا و...)


برای اینکه بدانید اسلام و مسلمین ودانشمندان اسلامی برای دنیای علم و هنر و تجربه چه کردند بهتر است به کتاب بی نظیر ((علم و دین در حیات معقول علامه محمد تقی جعفری(ره) مراجعه کنید و اعترافات بزرگان مغرب زمین(افرادی چون برتراند راسل معروف-پی یر روسو-گوستاولوبون-آلفرد نورث وایتهد-جان برنال-فیلیپ حیتی-ایزاک آسیموف-زیگرید هونکه-جرج سارتن و....) بر اینکه که اگر دانشمندان مسلمان نبودند چه بلایی بر سر علم و حکمت می آمد و اینکه آنها بودند که چراغ علم(اعم از تجربی و انسانی) و حکمت و اندیشه را بر افروختند
و عجیب تر آنکه گوستاولوبون صریحا گفته که تا قرن 15 قولی که ماخوذ از مصنفین مسلمان نبود مستند شمرده نمیشد!!!!! و اینکه افرادی چون:راجر بیکن-لئوناردو داوینچی-آرنولد-ویلانو-ریمون لولی-سن توماس-آلبرت بزرگ و آلفونس دهم همگی یا شاگرد علمای مسلمان بودند یا ناقل اقوال آنها!!!!!! و اینکه ریشه فلسفه سن توماس نیز از فلسفه ابن رشد است و آلبرت بزرگ هر چه داشت از ابن سینا گرفته بود!!!

در کتاب علم و دین در حیات معقول علامه جعفری این کتاب ها و نویسندگان مطالبشان عینا بدون هیچ گونه اضافه ای بر نوشته آنها در تعریف از اسلام و دانشمندان مسلمان آمده:تاریخ علوم پی یر روسو-تمدن اسلام و عرب گوستاولوبون-علم در تاریخ جان برنال-سرگذشت اندیشه ها آلفرد نورث وایتهد-سرگذشت علم جرج سارتن-تاریخ عرب فیلیپ حیتی-فرهنگ اسلام در اروپا زیگرید هونکه-دایره المعارف علم و صنعت ایزاک آسیموف-جهان بینی علمی برتراند راسل-تاریخ تمدن ویل دورانت و....

به این تاپیک مراجعه کنید: http://www.askdin.com/thread50267.html

اناالعبد;764323 نوشت:
سلام بر برادر عزیز تر از جانم
منو میگه :ok:
سلام داداش

اناالعبد;764323 نوشت:
من نمیدونم صفحات قبل چه اتفاقی افتاده و چی ها گفته شده
همین جمله ای که از من نقل قول کردی و جمله ای که من از استاد نقل کرده بودم کاملاً مشخص میکنه منظورم چیه. استاد گفتن دلیل حکم اینه که اگر مثلاً منِ نوعی با تحقیق بفهمم اسلام خوب نیست و از اون برگردم و بعد صحبتی از اعتقاد جدید خودم کنم ، ممکنه کسی خوشش بیاد و به اعتقاد من گرایش پیدا کنه و به همین دلیل باید بنده رو اعدام کنن!!!

من هم گفتم خب پس طبق این استدلال ، باید سایر ادیان و مذاهب رو هم اعدام و یا لااقل اخراج کنیم چون اونها از اعتقادشون بدون شک حرف خواهند زد و ممکنه یکی خوشش بیاد و مثلاً بره مسیحی بشه

شاید بگی تفاوتش اینه که اون مسیحی از ابتدا مسیحی بوده ، اما مسلمانه ابتدا مسلمان بوده و بعد دینش رو تغییر داده
بازم فرقی نمی کنه ، چون درمورد مسیحی هم این سؤال برای جوان مسلمان پیش خواهد اومد که اگر دین اسلام بر حقه ، پس چرا این مسیحی ، این یهودی ، این زرتشتی و..... هنوز اون رو نپذیرفتن و همچنان به آیین خودشون هستن؟

پس اگر صحبت کردن از آیین شخصی (آیینی غیر از اسلام) ، برای اسلام خطرناکه ، این خطر از سوی تمام ادیان و مذاهب برای اسلام وجود خواهد داشت و نمیشه این خطر رو فقط مختص مسلمانانی دونست که بعداً دینشون رو تغییر میدن

اناالعبد;764323 نوشت:
در قدیم یکی از اهداف یهودی ها این بودش که صبح میگفتن اسلام آوردیم شب از اسلام بر میگشتن تا در دل مردم شک ایجاد کنن و اسلام رو ضعیف کنن. برای همین یکی از دلایل این حکم این بودش که خدا این رو قرار داد تا این قضیه حل بشه ....
اصلاً صحبت از تبلیغ به اون معنایی که در ذهن عموم وجود داره نیست
بله ، من هم در اولین پست خودم اشاره کردم که تکلیف اونی که میاد مردم رو به آیینی بجز اسلام دعوت میکنه مشخصه که باید باهاش برخورد بشه. این مسئله هم درمورد تمام افراد مبلغ ضد دین اسلام صدق میکنه ، با هر دینی و با هر شرایطی

اما مسئله اینه که در حکم ارتداد نمیگن تبلیغ نکنه ، بلکه گفته میشه

اصلاً طرف نباید بازگو کنه!!!!

ببین داداش اینکه به کسی بگیم نظرت رو تبلیغ نکن ، گر چه از نظر من بطور کامل پذیرفته نیست ، اما در سایه قانون که قرارش بدیم باز میشه پذیرفتش
ولی اینکه به کسی بگیم درمورد اعتقادت هیچ حرفی نزن ، به هیچ وجه قابل پذیرش نیست
مشکل اینه که در مورد ارتداد ، فرض بر این قرار گرفته که فرد برای برگشتن از اسلام گناه کاره ، پس نباید گناهش رو بازگو کنه
اما اون فرد از نظر خودش راه درستی رو رفته ، خب چرا نباید اعتقادی که به نظر خودش درسته رو بازگو کنه؟!

اناالعبد;764324 نوشت:
خب این خیلی راحته جوابش .. بهترین راه اینه که بگه دارم در مورد دین تحقیق میکنم ... این شبهه ها تو دلم ایجاد شدن شما براشون چه جوابی دارید؟
عزیز دل ، مگه داریم درمورد مسئول بسیج دانشگاه صحبت می کنیم؟!!! این پاسخ رو باید از یک مسلمان که شبهه داره انتظار داشته باشیم
مثلاً من شبهه ای دارم که از نظر خودم پاسخ نداره ، اما اگر کسی درمورد اون شبهه از من سؤال کنه ريال بهش میگم دارم تحقیق میکنم و حرفی از نظر خودم نمی زنم
اما شما نمیتونید از کسی که اصلاً آیین اسلام رو قبول نداره انتظار داشته باشی جوری حرف بزنه که صدمه ای به دین طرف مقابل نخوره

اناالعبد;764324 نوشت:
استاد میتونه بگه شما برید در مورد دینتون تحقیق کنید .. اگر از خدا ازش پرسیدن .. همون شبهه ها رو براشون بگه و ازشون بپرسه برید تحقیق کنید و جوابشو
شما داری راه مقابله با اجرای حکم ارتداد رو میگی برادر
بله منم میدونم که راهش اینه که از پاسخ دادن در بره!
اما ما توی این تاپیک دنبال راه در رو برای افراد مرتد نمی گردیم ، بلکه دنبال چرایی این موضوع هستیم

مشکل من با کلیت حکم نیست ، بلکه با این موارد هست:
1 - چرا اقرار به اسلام صرفاً بر اساس سن بلوغ تعیین شده و نه طبق میزان درک عقلی؟
2 - قبول دارم که مرتد نباید بر ضد دین تبلیغ کنه ، اما واقعاً متوجه نمیشم به چه دلیل نباید عقیده خودش رو اظهار کنه؟!
3 - چرا اونی که بدون قصد تبلیغ صرفاً عقیده خودش رو ابراز کرده ، و اونی که به قصد عناد و براندازی تبلیغ میکنه ، هر دو باید اعدام (درمورد مردان) بشن؟
4 - چرا در این حکم بین زن و مرد تبعیض وجود داره؟ چرا زن فقط زندانی میشه اما مرد اعدام؟
(اگه حکم برعکس بود الان خانمها تاپیک رو منفجر کرده بودن :Nishkhand:)

Reza-D;764405 نوشت:
اگر مثلاً منِ نوعی با تحقیق بفهمم اسلام خوب نیست و از اون برگردم و بعد صحبتی از اعتقاد جدید خودم کنم ، ممکنه کسی خوشش بیاد و به اعتقاد من گرایش پیدا کنه و به همین دلیل باید بنده رو اعدام کنن!!!

Reza-D;764405 نوشت:
اما مسئله اینه که در حکم ارتداد نمیگن تبلیغ نکنه ، بلکه گفته میشه اصلاً طرف نباید بازگو کنه!!!!

Reza-D;764405 نوشت:
اما اون فرد از نظر خودش راه درستی رو رفته ، خب چرا نباید اعتقادی که به نظر خودش درسته رو بازگو کنه؟!

سلام مجدد

خب دلیل اینکه میخواد اعتقاداتشو بیان کنه چیه ؟ چرا جار بزنه ؟:Narahat az:

بنظر من اگر در محفل خصوصی بیان کنه که مشکلی نداره فقط نباید در محل عام گفته بشه (دقت بشه : در محفل عام ).. مثلا طرف استاد دانشگاهه اونوقت تو کلاساش

همش بیان کنه من خدا رو قبول ندارم و فلان ...

خب این شخص معلوم میشه مشکل داره خودش:yes: .. وگرنه با رفیقش نشسته اعتقادشو میگه این که مشکلی نداره .. من خودم تا حالا چندبار برام پیش اومده

دوستم قبلا بهم گفته بود خدا رو قبول نداره .. منم نشستم باهاش صحبت کردم دیدم مشکل از پدرو مادرش بوده خلاصه راضی نشد ولی اتفاقی هم براش نیفتاد که بخوان اعدامش کنن ...:samt:

یا طرف بخواد توی تریبون آزاد یا روزنامه یا صداوسیما و اینجور محافل عمومی بیان کنه خب آیا این درسته ؟ بحث سر عمومی بودنه داداش نه خصوصی :ok::Gol:

Reza-D;764416 نوشت:
این پاسخ رو باید از یک مسلمان که شبهه داره انتظار داشته باشیم
مثلاً من شبهه ای دارم که از نظر خودم پاسخ نداره ، اما اگر کسی درمورد اون شبهه از من سؤال کنه ريال بهش میگم دارم تحقیق میکنم و حرفی از نظر خودم نمی زنم
اما شما نمیتونید از کسی که اصلاً آیین اسلام رو قبول نداره انتظار داشته باشی جوری حرف بزنه که صدمه ای به دین طرف مقابل نخوره

برادر عزیزم حکم برای کسی که کافر بوده و هست صادر نشده برای کسیه که یا مسلمون شده بعد دوباره کافر شده ، و یا کسی که مسلمون بدنیا اومده بعد کافر شده ...

خب اینجا دو بحث پیش اومد:

1- کسی که کافر یا اهل کتاب بوده بعد مسلمون شده حالا دوباره از اسلام برگشته :

شما نمیتونین بگین اصلا اسلام رو قبول نداشته .. چون ایشون اسلام رو قبول کرده و حالا برگشته پس میتونه دلیلی بیان کنه یا شبهه ای شاید داشته باشه ...

2- مسلمون بدنیا اومده حالا کافر شده :

اینم باید دلیلی داشته باشه پس میتونه بره تحقیق کنه و شبهه هاشو بیان کنه و هیچکس هم اعدامش نمیکنه :ok:

Reza-D;764416 نوشت:
شما داری راه مقابله با اجرای حکم ارتداد رو میگی برادر
بله منم میدونم که راهش اینه که از پاسخ دادن در بره!
اما ما توی این تاپیک دنبال راه در رو برای افراد مرتد نمی گردیم ، بلکه دنبال چرایی این موضوع هستیم

من نمیدونم چه اصراری دارین دنبال چرایی بگردین وقتی گفته شد یجور تبلیغات بحساب میاد و باعث تضعیف دین میشه ..

و گفته شد که در محافل عمومی نباید بیان بشه چون مثل تبلیغ میمونه ...

در محافل دوستانه که گفته میشه و تا حالا ندیدم کسی اعدام بشه شما دیدین؟

Reza-D;764416 نوشت:
1 - چرا اقرار به اسلام صرفاً بر اساس سن بلوغ تعیین شده و نه طبق میزان درک عقلی؟

روایت داریم که هرکس باید در مورد دینش تحقیق کنه و اگر به دین پدر و مادرش که مثلا مسلمون بودن اونم به این دلیل مسلمونه این ازش پذیرفته نیست .. دینش باید با تحقیق باشه ..

پس وقتی به میزان درک عقلی رسید میره دنبال ادیان تحقیق میکنه اگر به اشتباه به دین دیگه رسید جاهل قاصر هستش و مقصر نیست ... :Gol:

Reza-D;764416 نوشت:
2 - قبول دارم که مرتد نباید بر ضد دین تبلیغ کنه ، اما واقعاً متوجه نمیشم به چه دلیل نباید عقیده خودش رو اظهار کنه؟!

در محفل عمومی نباید بیان کنه دلیلش هم گفته شد :Gol:

Reza-D;764416 نوشت:
3 - چرا اونی که بدون قصد تبلیغ صرفاً عقیده خودش رو ابراز کرده ، و اونی که به قصد عناد و براندازی تبلیغ میکنه ، هر دو باید اعدام (درمورد مردان) بشن؟

چون نیت ها شاید فرق کنه اما اصل قضیه تغییری نمیکنه .. شما اگر بدون قصد شراب بخوری یا با قصد بخوری شاید نیتتون فرق بکنه اما در عمل تاثیرشو روتون میزاره :ok::Gol:

Reza-D;764416 نوشت:
4 - چرا در این حکم بین زن و مرد تبعیض وجود داره؟ چرا زن فقط زندانی میشه اما مرد اعدام؟

این و یه جواب شخصی براش دارم اما بیان نمیکنم ، شاید قانع کردنش سخت باشه اما حداقل خودم یه جوابی که قانع بشم برای خودم دارم :ok::Gol:

سلام
برای شبهات هیچ وقت جواب قانع کننده ای نیست
بخشی از ایمان همینه یعنی اینکه بدون پرسش با اطمینان قلبی قبول کنی
در ضمن فکر کنم شما به موارد دستگیریها و.... شناختی ندارید
در زمینه سوالات و شبهات همیشه جوابها مشخصه
1::فقط تاریخ شیعه و اسلام خودمون قبوله مال ما درسته بقیه تحریف بلاشرط
2::شما ایمانت ضعیفه
3::شما داری کافر میشی فکری بحال خودت بکن
4::اینها در محدوده اطلاعات معصومین هست و نیازی به توضیح نیست
وقتی شبهات با چیزی پاسخ داده میشوند که خودش شبهه دار هست پرسشگر کلا گیج میشود!!و پاسخ دهنده با تحمیلی شدید میخواد حرف را به خورد او بدهد
نمونه اش کم نبوده و نیست

این تاپیک هرچی جلوتر میره قضیه برای من بدتر میشه.
دوباره پستم رو نقل میکنم.

طالب حق;764277 نوشت:
سلام

شرمنده که میپرم وسط بحثتون، ولی من یک مشکل اساسی در مورد موضوع اصلی تاپیک دارم.

حکم خروج از دین خیلی واضح در صفحه اول بیان شده بود. مشکل اصلیِ من اینه که چطور اسلام حاضر نیست آزادی بیان رو در این مورد بپذیره؟
یکم سوالم رو شفاف تر بکنم.

فردی بعد از تحقیق و تفکر به نتیجه ای غیر از اصول دین اسلام میگیره. در دل دیگه به اسلام اعتقادی نداره و از دین خارج میشه.
چرا حق نداره نتیجه گیری هاش رو با دیگران در میون بگذاره؟ چرا نباید عقیده ای که بهش دست پیدا کرده رو تبلیغ کنه؟
آیا این که ممکنه عده ای از عوام باهاش همراه بشن و از دین خارج بشن به مسلمانان اجازه میده جلوی دهن مخالف رو با تهدید به قتل بگیرند؟

هر عقیده و تفکری خود به خود به تبلیغ نیاز داره. حتی اسلام هم به عنوان یکی از عقاید موجود در جهان برای خودش حق تبلیغ قائله. آیا دین اسلام نمیتونه از خودش در مقابل عقاید دیگه دفاع کنه؟ به خاطر همین حکومت های اسلامی نمیخوان مردمشون عقاید دیگه حتی به گوششون برسه؟

مکتب اسلام در داخل مکتب دیگه ای ظهور کرد. آیا نباید براش حق تبلیغ قائل میشدن؟ این که سعی کردن با هر روشی جلوی شنیده شدن آیات قرآن رو بگیرن کار درستی بود؟ شعب ابی طالب و ماجرای قتل پیامبر در خواب خوب بود؟ چرا اسلام میخواد همون کاری رو که مشرکان هم با این شدت انجام نمیدادن انجام بده؟
اگر در آمریکا و اروپا تبلیغ اسلام ممنوع بشه، آیا صدای مسلمون ها در نمیاد؟ (در حال حاضر ممنوع نیست و با ذکر چند مورد که شاید هر چند سال یک بار اتفاق بیفته نمیتونید نتیجه بگیرید ممنوعه)
در قرآن بارها گفته شده که اگر پدران شما در گمراهی بودند شما باید دنباله روی اونها باشید؟ (نقل به مضمون) این که منِ نوعی مسلمون زاده هستم و از اسلام خارج شدم دلیل بر قتله؟؟ تازه یک مسلمان زاده حق توبه هم نداره!
در جای دیگه ای گفته شده از بین سخن ها همه رو بشنوید و بهترین رو انتخاب کنید. چرا حکم خروج از اسلام حتی اجازه مطرح شدن نظرات دیگه رو در جامعه نمیده؟!؟!

نتیجه گیری من بعد از خوندن صفحات قبلی این بود که اسلام چیزی برای دفاع از خودش نداره، نمیتونه اثبات کنه که دین حق و درستی است، به خاطر همین اجازه خروج هیچ کس از دین رو نمیده، چون مسلمون زاده باشه، چه با انتخاب خودش وارد دین اسلام شده باشه.
همچنین چون نمیتونه از خودش به عنوان درست ترین و کاملترین آیین دفاع کنه، اجازه مطرح شدن نظرات دیگه در جامعه اسلامی رو نمیده!

احتمالا نتیجه گیری من غلطه. ولی این چیزی بود که من از خوندن صفحه های قبل فهمیدم.
در ضمن هیچ آیه ای در قرآن پیدا نکردم که صریحا این حکم رو بیان کرده باشه.
دنبال آیه ای در قران با این محتوا گشتم: "اگر شخصی بعد از تحقیق و تفکر نتیجه گرفت از دین اسلام خارج بشه و نتایج این تفکرات رو با دیگران در میون بگذاره" حکمش چیه؟ و چیزی پیدا نکردم.

نقل قول:
سلام مجدد

خب دلیل اینکه میخواد اعتقاداتشو بیان کنه چیه ؟ چرا جار بزنه ؟

بنظر من اگر در محفل خصوصی بیان کنه که مشکلی نداره فقط نباید در محل عام گفته بشه (دقت بشه : در محفل عام ).. مثلا طرف استاد دانشگاهه اونوقت تو کلاساش

همش بیان کنه من خدا رو قبول ندارم و فلان ...

چرا اسلام برای سایر عقاید حق تبیلغ قائل نیست، اما خودش انتظار داره در هر زمان و هر جامعه ای بهش حق تبلیغ بدن و کسی هم جلوشو نگیره؟ (نمونه اش گسترش اسلام در صدر اسلام و تبلیغ در اروپا و آمریکا در حال حاضر)

a human;764020 نوشت:
پس اگر [از دعوتت به اين حقايق‏] روى گرداندند [تو و پيروانت‏] بگوييد: گواه باشيد كه ما [در برابر خدا و فرمان‏ها و احكام او] تسليم هستيم.
دقیقا به خاطر جملات اینچنینی و تهدید کسانی که هیچ کاری به شما و خداتون ندارند و به خاطر عدم اطاعت تهدید میشوند و برچسب زده میشن چه توسط مسلمانان و چه خداشون دید منفی نسبت به اسلام وجود داره.
تعصب یعنی جانبداری......شما نسبت به الله تعصب دارین و مثل یک قوم هستین تو نظر مردم که تحت فرمان یک \ادشاه هستین و اماده انجام هر عملی به دستور اون.
کلا شما و خداتون یه سمت هستین و حق مطلق تو نظر شما الله هست و هر چی گفته باید انجام بشه.و در عوض این بردگی به شما \اداش عظیمی در دنیا و اخرت تعلق میگیره.
ایرادی که به اسلام وارده اینه.چرا الله مردم رو به حال خودشون نمیزاره که برای خودشون زندگی کنند و همچین شرایطی در دنیا ساخته که یک ارتش اماده برای خودش ایجاد کرده؟!
این الله شما اگه قدرتی داره چرا باید در حادثه منا این همه انسان که برای \رستشش اومدن از بین برن؟!
من وخیلیای دیگه با توجه به استدلال های غرب و همین طور که دیدی که نسبت به بت \رستی دارم.الله رو همانند یک بت میبینم و شما رو افراد بت \رستی که کاملا طرف بتتون هستید و حاضرید هر جرم و جنایتی انجام بدید.به جر واهی عدم اطاعت از خدا.
کلا در اسلام حق مطلق الله هست و هر نخواد نوکری کنه باید کشته بشه یا در اخرت مجازات بشه.
راه حقی که شما برای خودتون تعریف کردین اینه.........
الان تو فیلم ارباب حلقه ها ارتش سایورون در واقع مسلمانان هستند و اون سایورون هم الله.
کلا اینا مثل شما مسلمان هستند و تسلیم امر خدا و \یرو راه حق.

سلام بر شما
ترجمه این آیه ربطی به تهدید نداره و تنها داره میگه اگه کسی راه درست رو انتخاب نکرد و به دعوت شما اعتنا نکرد او را رها کنید و به کار خود بپردازید...
خداوند به انسانها نیاز نداره چرا که او بی نیاز مطلقه... نیازی به اطاعت من و شما نداره ولی با این اطاعت انسان خودش رو بالا میکشه نه اینکه کمکی به خدا کرده باشه البته تمام این افکار از بت دانستن الله نشات میگیره! اگه به جای نقل قول از غربیها به منابع اسلامی مراجعه کنید این تفکر تغییر خواهد کرد...
خداوند اگه انسانها رو خلق کنه و اونها رو در این عالم رها کنه که هرکی هر کاری دلش خواست بکنه، هدف خلقت چی میشه؟ مگه این دنیا و لذت بردن از اون تنها هدف انسانه؟ یعنی ما اومدیم این دنیا چند صباحی بخوریم و بخوابیم و بمیریم؟ هدف رسیدن به کماله، ساختن عاقبت ابدیه و ... شما اول باید هدف خلقت رو بررسی کنید بعد در این مورد قضاوت کنید...
توصیه میکنم به جای فیلم دیدن و استناد به نظر برخی شبکه های ماهواره ای کمی هم به منابع دینی و تاریخی مسلمانها بپردازید.
در پناه حق...

کلا اسلام رو به عنوان یک جبهه در دنیا میشناسن .کسانی که به نفعشون هست طرفشن و کسانی که به ضررشون علیهش.اکثر کشورای قدرتمند علیهش هستند چون احساس میکنن به ضررشون هست.کلا هر کسی منافع خودش رو میبینه.

چالشگر;764059 نوشت:
با عرض سلام

با این ترتیب هر حکومت حتی نا لایقی که ادعای اسلامی بودن داشته باشد از نظر شرع اسلام مجاز است که احکام اینچنینی اسلام را که منجر به نتایج غیر قابل بازگشت میشود اجرا کند. درست است؟
با این ترتیب آیا میتوان گفت تمام جکومت هایی که ادعای اسلامی بودن میکنند، علیرغم سالم بودن سیستم حکومتی آنها یا وحشی و خونخوار بودن انها، نقاط مشترک زیادی دارند و اجرای احکامی اینچنینی در آنها مورد تایید یکدیگر میباشد؟

با تشکر

سلام
حکومت عثمان مطابق میل امیر المومنین(ع) نبود اما حضرت در اون حکومت فاسد هم اقدام به اجرای حد شراب در مورد ولید کرد.
همین که حکومت اسلامی شد، حتی اگر نقصهایی هم داشت، دلیل نمیشه اجرای حدود تعطیل بشه.
از طرفی اشاره شد که تحقق ارتداد به مذهب خاصی اختصاص نداره و اجرای حد در این مورد در دیگر ممالک اسلامی هم امکان پذیره.

طالب حق;764499 نوشت:
فردی بعد از تحقیق و تفکر به نتیجه ای غیر از اصول دین اسلام میگیره. در دل دیگه به اسلام اعتقادی نداره و از دین خارج میشه.
چرا حق نداره نتیجه گیری هاش رو با دیگران در میون بگذاره؟ چرا نباید عقیده ای که بهش دست پیدا کرده رو تبلیغ کنه؟

سلام

دوست و برادر عزیزم ببینید وقتی کسی عقایدشو میخواد مطرح کنه دو تا نیت میتونه داشته باشه :

1- یا اینکه میخواد جوابی بگیره

2- یا اینکه میخواد شبهه افکنی کنه

تو جامعه افرادی هستند که ساده لوح هستند و این شبهه افکنی ها خطرساز هستش ..

کسی که عقایدشو بیان میکنه اگر دنبال جوابه که باید بره پیش متخصص و کسی هم اعدامش نمیکنه ...

حالا شما میگید چرا نمی تونه نتیجه گیری هاشو برای دیگران به اشتراک بزاره ؟ من میگم میتونه .. چطوری؟ بره پیش افراد متخصص و با اون ها در میون بزاره ..:ok::Gol:

چرا میره پیش افرادی که اطلاعاتی از اسلام نداره در میون میزاره ؟ پس هدفی حتما داره ... وقتی تو عموم هم مطرح میکنه یک سری افراد هستن که اطلاعاتی ندارن و ممکنه اونها هم کشیده بشن به این سمت ..

اما ایشون اگر بره پیش متخصص کسی بهش کاری نخواهد داشت :ok::Gol:

طالب حق;764277 نوشت:
فردی بعد از تحقیق و تفکر به نتیجه ای غیر از اصول دین اسلام میگیره. در دل دیگه به اسلام اعتقادی نداره و از دین خارج میشه.
چرا حق نداره نتیجه گیری هاش رو با دیگران در میون بگذاره؟ چرا نباید عقیده ای که بهش دست پیدا کرده رو تبلیغ کنه؟
آیا این که ممکنه عده ای از عوام باهاش همراه بشن و از دین خارج بشن به مسلمانان اجازه میده جلوی دهن مخالف رو با تهدید به قتل بگیرند؟

سلام و عرض ادب
چند مطلب در این موضوع داریم:
1. اصل تحقیق در مورد دین و اعتقادات
2. اصل تبلیغ ادیان و تفکرات
3. ازادی بیان در جامعه
اسلام انسان رو به تحقیق در مورد دین ترغیب کرده و همونطور که اشاره کردید، دین اباء و اجداد دلیل صحت اون نیست و باید خود انسان دنبال حقیقت باشه. این همون ازادی عقیده است.
دیگر ادیان هم میتوانند تبلیغ دین خود را بکنند همانطور که در سایتها و شبکه ها این کار رو میکنند، پس این حرف که اسلام از تبلیغ دیگر ادیان میترسه، صحیح به نظر نمیرسه.
آزادی بیان هم همونطور که عرض شد در همه جا محدودیتهایی داره و قرار نیست هر کس به هر نتیجه ای رسید همگانی کنه اون مطلب رو...
اما بحث ما در مورد کسی است که داخل مسلمانها بوده و خود مسلمان شده و حالا میگه از اسلام میخواهم خارج بشم و یا ضروری دین رو انکار میکنه، این مطلبه که باعث سست شدن ایمان برخی شده و یا باعث عدم امنیت روانی در جامعه خواهد شد همونطور که در زمان پیامبر(ص) برخی یهودیان این کار رو کردند و خداوند با این راهکار جلوی چنین سوء استفاده ای رو گرفت. همچنین این قانون باعث درست انتخاب کردن در ابتدای کار هم میشه که اگه کسی دین رو میخواهد انتخاب کنه باید توجه داشته باشه که چنین عواقبی در صورت ارتداد وجود دارد.

اناالعبد;764323 نوشت:
سلام

Reza-D;764311 نوشت:
سلام

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
سلام علیکم

چون بحث ارتداد شد خواستم شرایط کلی و حکم کلی را بیان کنم

مرتد كسى است كه پس از مسلمان شدن از روى عقيده، دين ديگرى اختيار كند

و اگر مرتد «فطرى» باشد ولى در دامن پدر و مادر مسلمان تربيت نشده و عقيده اى ايمانى كامل نداشته و كافر گردد مرتد نخواهد بود،

و بالاخره در صورتى كه ارتداد با علم و عناد باشد به خصوص اگر تكرار گردد توبه اش پذيرفته نيست

و برحسب نص قرآن اگر كسى با علم و اعتقاد ايمان آورد و سپس با عناد كافر گردد و بعد ايمان آورده و دوباره كافر گردد و كفرش را در جامعه زياد نمايد و انتشار دهد، در
صورتى كه اين ارتداد گمراه كننده ى ديگران باشد موجب قتل است
،

زيرا «الفتنة اكبر من القتل» و «اشد من القتل» است.
(نقل از رساله عملیه آیت الله العظمی دکتر صادقی سایت علوم قرآن)

طالب حق;764277 نوشت:
هر عقیده و تفکری خود به خود به تبلیغ نیاز داره. حتی اسلام هم به عنوان یکی از عقاید موجود در جهان برای خودش حق تبلیغ قائله. آیا دین اسلام نمیتونه از خودش در مقابل عقاید دیگه دفاع کنه؟ به خاطر همین حکومت های اسلامی نمیخوان مردمشون عقاید دیگه حتی به گوششون برسه؟

در گذشته با سفر کردن مسلمانها و امروزه از طریق سایتها و ... مسلمانها با دیگر ادیان آشنا میشده و میشن و اگر اسلام میخواست هیچ حرف مخالفی به گوش مسلمین نرسه میگفت سفر به دیگر کشور ها در گذشته حرام است!!! ولی ما چنین حکمی نداریم و بسیاری از مسلمانها برای تجارت به روم و شام و هند و ... مسافرت کرده و با دیگر ادیان آشنا میشدند.

طالب حق;764277 نوشت:
مکتب اسلام در داخل مکتب دیگه ای ظهور کرد. آیا نباید براش حق تبلیغ قائل میشدن؟

حق تبلیغ برای دیگر ادیان و بحث مرتد بسیار متفاوت است. یکی از کارهای مرتد بعد از ارتداد ممکن است تبلیغ باشد.

طالب حق;764277 نوشت:
اگر در آمریکا و اروپا تبلیغ اسلام ممنوع بشه، آیا صدای مسلمون ها در نمیاد؟ (در حال حاضر ممنوع نیست و با ذکر چند مورد که شاید هر چند سال یک بار اتفاق بیفته نمیتونید نتیجه بگیرید ممنوعه)

میگن ممنوع نیست اما عملا کاری میکنند که مردم از اسلام و مسلمانها متنفر بشن! همین اسلام هراسی که با فیلم و تشکیل فرقه های افراطی بوجود آورده اند کافی است تا حتی برخی در مورد حق بودن اسلام هم فکر نکنن! یا همین بستن برخی شبکه های اسلامی که اسلام رو تبلیغ میکنن و یا تحریم اونها و ...
امام صادق(ع) فرمود اگر مردم محاسن کلام ما را بدانند خودشان به سوی ما می ایند... اگر در یک فضای سالم چند تفکر با هم مطرح شوند نتیجه بخش خواهد بود. اما بحث مرتد صرف تبلیغ یک دین نیست بلکه بار روانی برای جامعه خواهد داشت خصوصا اگه کسی که برگشته شخص مهمی باشه. به عبارتی برای عموم مردم تضارب اراء‌ و بیان دیگر ادیان در کنار اسلام به عنوان انتخاب دین درست مطرح خواهد بود اما بحث مرتد به معنای ناکار امدی دین جلوه خواهد کرد نه تبلیغ و تحقیق در فضای سالم...

طالب حق;764277 نوشت:
نتیجه گیری من بعد از خوندن صفحات قبلی این بود که اسلام چیزی برای دفاع از خودش نداره، نمیتونه اثبات کنه که دین حق و درستی است، به خاطر همین اجازه خروج هیچ کس از دین رو نمیده، چون مسلمون زاده باشه، چه با انتخاب خودش وارد دین اسلام شده باشه.

اگر اسلام چیزی برای دفاع از خود نداشت نمیگفت هر کس باید برای انتخاب دین تحقیق کنه و عقل خودش رو به کار بیاندازه! از همین جا معلوم میشه اتفاقا دست اسلام پره! اتفاقا میخواهد در یک فضای سالم شخص تصمیم گیری کنه نه در یک فضای غبار الود... اگر چه این حکم حکم سنگینی است اما جلوی بسیاری از سوء‌استفاده ها رو میگیره: مثل اینکه کسی به ظاهر وارد دین بشه و بعد مدتی بیرون بره و بگه این دین به درد نمیخوره! یا اشخاصی بیان و سران و بزرگان یک مملکت رو تطمیع کنند اگه از دین برگردید فلان مبلغ به شما میدهیم . و با این کار گروهی از مردم را دنبال خود بکشند و یا حد اقل سست کنند.

طالب حق;764277 نوشت:
در ضمن هیچ آیه ای در قرآن پیدا نکردم که صریحا این حکم رو بیان کرده باشه.

قرآن به تنهایی مستند احکام نیست بلکه به همراه سنت رسول خدا(ص) و اهل بیت(ع) حجت است. و گاهی از طریق استنباط به احکام میرسیم... با این وجود لینک زیر به شما کمک خواهد کرد:
http://www.pasokhgoo.ir/node/2128
موفق باشید...

Reza-D;764311 نوشت:
استاد سلام
کدوم حد؟! مگه برای این موضوع حدی هم تعیین شده که صحبت از حد میکنید؟!
حد آزادی بیان در مورد تغییر دین 0 هست. دقیقاً 0 ، یعنی هیچ حقی وجود نداره

سلام دوست عزیز
آزادی بیان بطور کلی منظور بود نه در تک تک موضوعات و مسائل ...
البته ازادی بیان به این معنا که شخصی بیاد و سوالاتی رو مطرح کنه برای جواب گرفتن و ... حتی در اصل دین هم مقبوله. به عبارتی شنیدن حرف مخالف یه چیزه مخالفت با اصل یک مکتب اونم داخل اون مکتب و البته در یک فضای نا سالم یه چیز دیگه است! اینکه دیگر ادیان در کشور اسلامی به مناسک خودشون عمل میکنند و با مسلمانها عقایدشون رو درمیان میذارن ازادی بیان دیگر ادیان نیست؟
قبلا هم بیان شد هر مکتبی برای خود خط قرمزهایی داره و مخالفت با اون رو بر نمیتابه خصوصا اگه این خط قرمز اصل اون مکتب باشه. شاهد این مطلب وجود همین حکم در ادیان مسیحی و یهودیه...

Reza-D;764311 نوشت:
پس بیایم مسیحیان ، کلیمیان ، زرتشتیان و سایر اقلیت های مذهبی کشورمون رو هم اعدام یا نهایتاً اخراج کنیم. چون ممکنه یه جوانی که سطح فهمش آنچنان زیاد نباشه بره پیششون و تحت تاثیر قرار بگیره و مسیحی یا زرتشتی بشه!!! آخه این چه استدلالیه استاد؟!

روش اسلام جذب حد اکثری و دفع حد اقلیهْ به همین دلیل حتی اگه کسی با ایمان ضعیف هم از دنیا بره بهتر از بی ایمان از دنیا رفتنشهْ از این رو نشر کتابهای گمراه کننده در جامعه جایز نیست.
ممکنه شما بگید مومن کمتر باشه اما با ایمان قوی بهتر از اینه که مومن بیشتر داشته باشیم اما برخی با ایمان ضعیف باشن! اما روش خداوند ظاهرا با این حرف تفاوت داره و این مطلب از روایاتی که در مورد توبه و یا هدایت انسانها به راه حق وارد شده بدست میاد. رحمت خداوند اینقدر وسیعه که با اندک بهانه ای میخواد بندگان رو نجات بده و باز هم نمونه اش رسول خدا(ص) است که در اخرین لحظات عمر جوان یهودی اونو به اسلام دعوت میکنه تا به سعادت برسونتش.
قبلا هم اشاره شد که تبلیغ دیگر ادیان با ارتداد تفاوت داره...

Reza-D;764311 نوشت:
از طرفی ، چطور فهم اون دختر 9 ساله برای پذیرش اسلام کافیه ، اما فهم سایر افراد اگر دینی بجز اسلام رو بپذیرن کافی نیست؟!

اقا رضا دقت کنید تا بحث ها خلط نشه! فهم هر کس برای او و در حد او حجت است. حتی اگر به نتیجه ای غیر از اسلام برسه! اما بحث ارتداد سر اعلام است اعلام... یعنی اگه کسی به غیر اسلام رسید(البته با دلیل و مدرک) برای خودش حجت است و فهمش محترم... اما نباید فضای جامعه را از نظر روانی نا امن کند.

Reza-D;764311 نوشت:
مغالطه میفرمایید استاد. مگه خانم "مارینر" منظورشون این بود که از دختر 9 سالخ برهان بپرسیم؟!
خیر گرامی ، منظور ایشون اینه که یه دختر 9 ساله یا یک پسر 15 ساله ، از نظر درک عقلی به هیچ وجه به حدی نرسیده که بفهمه داره به چی اعتراف میکنه که بعدها اگر نظرش برگشت ما بخوایم برای اعدامش این دلیل رو بیاریم که تو قبلاً به اسلام اعتراف کرده بودی!

ممنون که کلام دوستان رو تفسیر میکنید!!!
سوال این بود که فرد بالغ(شرعی) آیا درکی صحیح از اسلام داره یا نه؟ که پاسخ داده شد در حد خود او ادراک ممکن است و این درک منوط به براهین مشکل فلسفی نیست. بلکه دیگر ابعاد دین هم باید مد نظر باشد.
اما اینکه بعدا نظرش در این مورد برگشت و فهم اولیه خود را صحیح ندانستْ بارها گفته شد که حق تغییر دین دارد. اما حق اعلام ندارد...
اینکه شخصی بین تغییر اعتقاد و اعلام اون فرق نذاره ممکنه باعث مغالطه بشه.

Reza-D;764311 نوشت:
اظهار اسلام در اون سنین مثل اینه که بچه ها تو اون سن میگن خدا تو آسمونه
حالا آیا به نظر شما عقلانیه که بعدها که این بچه فهمش بیشتر شد و متوجه شد خدا همه جا هست ، بهش بگیم نخیر! قبول نیست! تو وقتی 9 سالت بود گفته بودی خدا تو آسمونه ، الان هم باید روی همون عقیده بمونی و نمیتونی بگی خدا همه جا هست!

این مثال هم با توجه به خلط مذکور به نظر مع الفارق است...

عامل;764560 نوشت:
اگر اسلام چیزی برای دفاع از خود نداشت نمیگفت هر کس باید برای انتخاب دین تحقیق کنه و عقل خودش رو به کار بیاندازه! از همین جا معلوم میشه اتفاقا دست اسلام پره!

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
سلام علیکم

در تایید فرمایشات استاد در جمله بالا

خدای سبحان در بزرگترین منشور اسلامی و الهی برای بشر یعنی قرآن کریم بیش از 700 آیه (دقت بفرمایید بیش از 700 آیه به تحقیق علامه جعفری) در باب این صحبت کرده که:
تفکر کنید-تدبر کنید-اندیشه کنید-چرا فکر نمیکنید-چرا کور کورانه تقلید میکنید-به فطرت و وجدان خود توجه کنید-با علم و دانش باشید و ...

به این آیات مبارکات توجه کنید:

إِنَّ شَرَّ الدَّوَآبِّ عِندَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ 22

بى چون بدترين جنبندگان نزد خدا كرها و گُنگ هايى اند كه خردورزى نمى كنند. انفال آیه 22


فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لاَ تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ 30

پس چهره ى (انسانى) خود را به - حالِ رويگردانى از هر باطلى - براى دين استوار بدار: فطرت و سرشت خدا ساخته(اى) را كه مردم را بر پايه ى آن (استوار) ساخت. هرگز تبديلى براى (اين) آفريده ى (ويژه ى) خدا نيست. اين (همان) دين پر ارزشِ استوارِ پاى برجاست
ولى بيشتر مردمان نمى دانند. روم آیه 30


فَبَشِّرْ عِبَادِ 17 الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُو أُوْلَـلـءِكَ الَّذِينَ هَدَلـهُمُ اللَّهُ وَ أُوْلَـلـءِكَ هُمْ أُوْلُواْ الْأَلْبَـبِ 18

پس بندگانم را بشارت ده، 17 كسانى كه به سخن (حق) گوش فرا مى دهند، پس بهترينش را پيروى مى كنند. اينانند كه خدايشان (آنان را) راه نموده، و ايشانند، (هم)اينان انديشمندان خالص. 18 سوره زمر

این ها نمونه ای کوچک از آیات فراوان قرآن کریم در باب تفکر و تعقل و فطرت و وجدان و دین داری است!!

(آیات و ترجمه آن از سایت علوم قرآن و ترجمه آیت الله دکتر صادقی تهرانی است)

Reza-D;764405 نوشت:
ببین داداش اینکه به کسی بگیم نظرت رو تبلیغ نکن ، گر چه از نظر من بطور کامل پذیرفته نیست ، اما در سایه قانون که قرارش بدیم باز میشه پذیرفتش
ولی اینکه به کسی بگیم درمورد اعتقادت هیچ حرفی نزن ، به هیچ وجه قابل پذیرش نیست
مشکل اینه که در مورد ارتداد ، فرض بر این قرار گرفته که فرد برای برگشتن از اسلام گناه کاره ، پس نباید گناهش رو بازگو کنه
اما اون فرد از نظر خودش راه درستی رو رفته ، خب چرا نباید اعتقادی که به نظر خودش درسته رو بازگو کنه؟!

اسلام در مورد گناه علنی بسیار سخت گرفته بطوری که اگر کسی در خفا شراب بخورد کسی با او کاری ندارد اما اگر علنی این کار را بکند حد بر او جاری میشود. از طرفی از نظر قرآن بزرگترین گناه انحراف عقیدتی و شرک به خداست که بخشیده نمیشود. حالا اگه شخصی در جامعه این عقیده فاسد خود را (که با ترویج شراب خواری که یک گناه عملی است نه اعتقادیْ بسیار فاصله دارد!) اعلان کندْ شارع حق ندارد او را مجازات کند؟ خود شما اقرار کردید که قانون گذار حق دارد محدودیت هایی را در قانون برای آزادی بیان وضع کند.
بعد اجتماعی برگشت یک مسلمان اصلا با وجود برخی ادیان در مملکت اسلامی قابل قیاس نیست! به همین دلیل اسلام با زندگی و حتی ترویج ادیان دیگر در مملکت اسلامی مشکلی ندارد اما با سبک شمردن دین و انحراف عقیدتی در جامعه به شدت مقابله میکند.

Reza-D;764405 نوشت:
همین جمله ای که از من نقل قول کردی و جمله ای که من از استاد نقل کرده بودم کاملاً مشخص میکنه منظورم چیه. استاد گفتن دلیل حکم اینه که اگر مثلاً منِ نوعی با تحقیق بفهمم اسلام خوب نیست و از اون برگردم و بعد صحبتی از اعتقاد جدید خودم کنم ، ممکنه کسی خوشش بیاد و به اعتقاد من گرایش پیدا کنه و به همین دلیل باید بنده رو اعدام کنن!!!

برادر حرفهای بنده رو تحریف نکنید:Narahat az:
اولا دلیل این حکم بر ما پوشیده است و مطالب مذکور بیان چند حکمت بود که حتی برخی در روایات هم نیست و صرفا استحسان عقلی است. بحث ارتداد امنیت روانی جامعه رو مخدوش میکنه و باعث سست شدن اعتقاد عامه میشه.

Reza-D;764416 نوشت:
مثلاً من شبهه ای دارم که از نظر خودم پاسخ نداره ، اما اگر کسی درمورد اون شبهه از من سؤال کنه ريال بهش میگم دارم تحقیق میکنم و حرفی از نظر خودم نمی زنم
اما شما نمیتونید از کسی که اصلاً آیین اسلام رو قبول نداره انتظار داشته باشی جوری حرف بزنه که صدمه ای به دین طرف مقابل نخوره

ما چنین انتظاری از منکر اسلام نداریم که بگه سوال دارم و ... اما جامعه اسلامی قوانینی داره که هر کس در اون زندگی میکنه باید ملزم به اون باشه و یکیش ایجاد نکردن فتنه و حفظ امنیت روانی مسلمانهاست. که باید مرتدین محترم اون رو رعایت کنند!!!

Reza-D;764416 نوشت:
مشکل من با کلیت حکم نیست ، بلکه با این موارد هست:
1 - چرا اقرار به اسلام صرفاً بر اساس سن بلوغ تعیین شده و نه طبق میزان درک عقلی؟
2 - قبول دارم که مرتد نباید بر ضد دین تبلیغ کنه ، اما واقعاً متوجه نمیشم به چه دلیل نباید عقیده خودش رو اظهار کنه؟!
3 - چرا اونی که بدون قصد تبلیغ صرفاً عقیده خودش رو ابراز کرده ، و اونی که به قصد عناد و براندازی تبلیغ میکنه ، هر دو باید اعدام (درمورد مردان) بشن؟
4 - چرا در این حکم بین زن و مرد تبعیض وجود داره؟ چرا زن فقط زندانی میشه اما مرد اعدام؟ (اگه حکم برعکس بود الان خانمها تاپیک رو منفجر کرده بودن )

سن بلوغ سنی است که انسان خوب و بد رو میفهمه و البته این حکم مثل سایر احکام شرعی حد متوسط رو لحاظ کرده است.
ثانیا اگه این سن ملاک نباشه و به قول شما درک عقلی باشهْ این درک عقلی کی حاصل میشه؟ اگه کسی گفت من پنجاه سالگی عاقل میشم و تا اون زمان هیچ عمل عبادی انجام نمیدم. به نظر شما باعث هرج و مرج نمیشه؟
اگر عقیده خودش رو اعلام کنه حد اقل باعث از بین رفتن امنیت روانی جامعه میشه.
قصد تبلیغ و غیر آن اثری در نتیجه نداشته و هر دو یک نتیجه خواهند داشت. مثل ریختن سم در اب یک آبادی که چه به قصد مسموم کردن باشه یا نه، مردم مسموم خواهند شد!

سید محمد جواد;764483 نوشت:
سلام
برای شبهات هیچ وقت جواب قانع کننده ای نیست
بخشی از ایمان همینه یعنی اینکه بدون پرسش با اطمینان قلبی قبول کنی
در ضمن فکر کنم شما به موارد دستگیریها و.... شناختی ندارید
در زمینه سوالات و شبهات همیشه جوابها مشخصه
1::فقط تاریخ شیعه و اسلام خودمون قبوله مال ما درسته بقیه تحریف بلاشرط
2::شما ایمانت ضعیفه
3::شما داری کافر میشی فکری بحال خودت بکن
4::اینها در محدوده اطلاعات معصومین هست و نیازی به توضیح نیست
وقتی شبهات با چیزی پاسخ داده میشوند که خودش شبهه دار هست پرسشگر کلا گیج میشود!!و پاسخ دهنده با تحمیلی شدید میخواد حرف را به خورد او بدهد
نمونه اش کم نبوده و نیست

سلام
خوش آمدید به بحث:Gol:
اینکه هیچ وقت برای شبهات جواب قانع کننده ای نیست، خیلی کلی نیست؟:Gig:یعنی از اول عمر تا حالا با شبهات داریم زندگی میکنیم و هر روز یه شبهه جدید به شبهات لا ینحل قبلی اضافه میشه! و به هیچ چیز هم یقین نداریم،‌ چون بالخره در هر موضوع اعتقادی یک یا چند شبهه بوجود میاد. یه تجدید نظری بفرمایید...
ایمان در مورد اصول دین باید تحقیقی و در مورد فروع دین باید تقلیدی باشه،‌هر چند شما دلیل براش(فروع) نداشته باشید.

عامل;764580 نوشت:
ما چنین انتظاری از منکر اسلام نداریم که بگه سوال دارم و ... اما جامعه اسلامی قوانینی داره که هر کس در اون زندگی میکنه باید ملزم به اون باشه و یکیش ایجاد نکردن فتنه و حفظ امنیت روانی مسلمانهاست. که باید مرتدین محترم اون رو رعایت کنند!!!

پیامبر در صدر اسلام در جامعه ای بت پرست زندگی میکرد. اون جامعه هم قوانین خودش رو داشت، اما پیامبر نه تنها خودش رو ملزم به رعایت اون قوانین ندید، بلکه تمام تلاشش رو کرد تا اسلام گسترش پیدا کنه.
کلی از فرهنگ های پذیرفته شده اون زمان تغییر کرد.
کار و کاسبی عموها و فامیل های پیامبر به هم خورد.
چقدر آدم کشته یا شهید شدند.
در انتها، بعد از فتح مکه، با شکستن بت های داخل کعبه، به فرهنگ و عقیده بسیاری از مردم حجاز که هنوز مسلمون نبودند توهین شد.

سوال من اینه که چه چیزی باعث شده اسلام اعمالی رو انجام بده که دیگر عقاید و ایدئولوژی ها حق انجام اون کارها رو ندارن؟
چرا وقتی میتونه از خودش در برابر تمام ایدئولوژی های دیگه دفاع کنه، اومده راهی رو پیش گرفته که حتی مشرکان هم با این شدت عمل باهاش برخورد نکردند؟
چرا بین نشر عقاید اسلامی و بقیه مکاتب همچین فرقی وجود داره؟

----------------
من از دید شخصی سوال میکنم که از خارج از اسلام به این قضیه نگاه میکنه.
اسلام یا هر دین و مکتب دیگه ای براش بار یکسانی داره، یکی الهی و یکی بشری نیست. یکی آخرین دین و یکی دین ناقص نیست. هنوز داره تحقیقات انجام میده تا بهترین مکتب رو انتخاب کنه.
به این آدم نمیتونید بگید چون اسلام بهترین و کاملترین و بدون تحریف و الهی است، بین اسلام و سایر مکاتب فرق قائل میشیم!
یک دلیل بدون فرق گذاشتن بین اسلام و سایر ادیان میخوام تا دلم آروم بشه.

درود
چندتا سوال در مورد ارتداد برام پیش اومد خواهشمندم اساتید پاسخ بدن(بنده هم هیچ قصد خاصی ندارم و فقط ندانستن جواب این سوال ها یه مدته واقعا آزار دهنده شده برام):
1-چرا قرآن میگه که برید تبلیغ اسلام رو همه جا بکنید و به غیر مسلمانان هم میگه که جلوی تبلیغ اسلام رو نگیرید ولی همزمان حکم ارتداد برای مرد مرگ و برای زن زندانه؟
2-آیا حکم ارتداد به طور مستقیم در قرآن اومده یا نتیجه گیری مراجع محترم هستش؟
3-آیا یکی از شعار های دولت مردان پس از انقلاب اسلامی این نبودش که به آئتیست ها و مارکسیسم ها اجازه ی آزادی بیان کامل میدیم؟پس چی شد؟
4-چرا یکی یه شبهه ی مهمی در مورد اسلام داره نباید با بقیه در میون بذاره؟خب شاید بخواد بقیه هم این شبهه براشون برطرف بشه
5-آیا کسی که قتل میکنه و به بقیه میگه مجازات میشه؟خیر،خب حالا این چه فرقی داره با کسی که ارتداد میکنه و علنی میشه؟آیا ارتداد در حد قتل هستش؟
6-در صورتی که بفهمیم یک نفر رو به ارتداد کرده وظیفه ی شرعی ما چیست؟
7-اسلام به آزادی بیان اعتقادی داره یا نه؟اگر اعتقاد داره،پس چرا حکم ارتداد قتله،اگر اعتقاد نداره،پس چگونه اسلام ادعا میکنه که دینی آزاد هستش؟
خواهشمندم اساتید محترم پاسخ این شبهات بنده رو بدهند

با سلام و درود

چیزی که به ذهن من می رسد این است که

۱) یقینا احکامی مانند ارتداد پشتوانه عقلی و منطقی ندارند و هر دین یا مسلکی که چنین حکم یا سخنی را در خود داشته باشد بتریج دچار زوال و نابودی خواهد شد و اگر تا به امروز دوام اورده اند ناشی از جهل و نادانی و ...بوده
۲) البته بنده در قران ایه ای مبنی بر چنین حکمی ندیده ام و اینکه ایا در زمان پیامبر یا امامان شیعه چنین حکمی اجحرا میشده یا خیر اطلاع دقیق ندارم و از دوستان عزیز اگر کسی در این خصوص اطلاعات دقیق تر دارد در صورت امکان بیان نماید
۳) قرائت حضرت امام خمینی و علمای مشابه ایشان تنها یک برداشت از اسلام است کما اینکه علمای بزرگتری نیز مخالف چنین قرائتی بودند و اصولا با تشکیل حکومت اسلامی مخالف بودن .
۴) اگر بخواهیم در مورد حقانیت اسلام نظر بدهیم با توجه به وجود حکم ارتداد می توان گفت این قرائت از اسلام زیربنای فکری و معرفتی ندارد و بنابراین می توان نتیجه گرفت این قرائت از اسلام مبنای الهی ندارد. تکلیف ما با این اسلام روشن است و نیازی به بحث و بررسی بیشتر ندارد. تنها می ماند بررسی کنیم ایا ممکن است اسلام واقعی چیزی غیر از این باشد. یعنی اسلامی که در ان احکام و دستورات منطی و عقلانی داشته باشد . پس یایست قرائت و برداشت علمای دیگر چون مرحوم ایت الله بروجردی ، مرحوم ایت الله گلپایگانی و استاد علامه مصطفی حسینی طباطبایی را بررسی کرد

موضوع قفل شده است