جمع بندی امیدواری دادن بی قید و شرط خداوند

تب‌های اولیه

30 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
امیدواری دادن بی قید و شرط خداوند

سلام.
در آیه ی زیر خداوند وعده و امیدی می دهد :

[SPOILER]

قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ

بگو: ای بندگان من که بر زیان خویش اسراف کرده اید، از رحمت خدا مایوس، مشوید زیرا خدا همه گناهان را می آمرزد اوست آمرزنده و مهربان.

۵۳ - زمر

[/SPOILER]

آیا این مورد شامل کافر ، مشرک ، فاسق ، فاجر ، منافق ، ملحد ، مفسد و ... می شود ؟

خداوند چرا شرط و شروطی بیان نکرده است ؟ خداوند در قبال این مورد چیزی طلب نخواهد کرد ؟

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد عامل

[TD][/TD]

[="Book Antiqua"][="Black"][="3"]


بسم الله الرحمن الرحیم



با عرض سلام و تبریک عید نوروز

قبل از هر چیز باید گفت؛ آیه 53 سوره زمر یکی از امید بخش ترین آیات قرآن است، تا جایی که امیر المومنین(علیه السلام) در روایتی می فرماید: «در قرآن آیه ای وسیع تر از آیه: «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ؛ بگو؛ اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده ‏ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است» وجود ندارد.(1) اما آیا این آیه به طور مطلق است و هر گناهی را مشمول رحمت الهی می داند؟ برای فهم درست این آیه باید آیات دیگر را نیز مد نظر قرار داد.

خداوند متعال دو سبب را باعث آمرزش گناهان انسان معرفی کرده است: یکی شفاعت و دیگری توبه. در این آیه شفاعت مد نظر نیست؛ چرا که شفاعت به تصریح قرآن شامل مشرکان نمی شود: «إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاء»؛ خداوند (هرگز) شرك را نمى ‏بخشد! و پايين ‏تر از آن را براى هر كس(بخواهد و شايسته بداند) مى بخشد.(2) بنابراین عمومیت آیه 53 سوره زمر، مقید به توبه خواهد شد.(3) علاوه بر اینکه آیات بعدی همین سوره به تبیین مغفرت و بخشش همگانی آیه پیشین می پردازد: «وَ أَنِيبُواْ إِلىَ‏ رَبِّكُمْ وَ أَسْلِمُواْ لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ»؛ و به درگاه پروردگارتان بازگرديد و در برابر او تسليم شويد، پيش از آنكه عذاب به سراغ شما آيد، سپس از سوى هيچ كس يارى نشويد!(4) این آیه به صراحت می فرماید، برای بخشش مذکور باید توبه کرده و تسلیم امر الهی شوید. اين دستورها مى ‏گويد درهاى غفران و رحمت به روى همه بندگان بدون استثنا گشوده است مشروط بر اينكه بعد از ارتكاب گناه به خود آيند، و تغيير مسير دهند، رو به سوى درگاه خدا آورند، در برابر فرمانش تسليم باشند و با عمل، صداقت خود را در اين توبه و انابه نشان دهند، به اين ترتيب نه شرك از آن مستثناست و نه غير آن، و نيز مشروط بودن اين عفو عمومى و رحمت واسعه به شرائطى غير قابل انكار است.(5)

بنابراین اگر چه آیه وسیع است و همه کسانی که مرتکب گناه شده اند را شامل می شود اما برای داخل شدن در رحمت الهی ابتدا باید توبه کرد و همین توبه سبب آمرزش و رحمت الهی خواهد شد.


پی نوشت ها:

1. فیض کاشانی، ملا محسن، (1415)، تفسیر الصافی، تصحیح حسین اعلمی، دوم، تهران، مکتبه الصدر، ج4، ص326.
2. نساء: 48و116.
3. طباطبایی، سید محمد حسین، (1374)، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوى همدانى سيد محمد باقر، پنجم، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم‏، ج‏17، ص 425.
4. زمر: 54.
5. مكارم شيرازي، ناصر،‌ (1374)، تفسير نمونه، اول، تهران، دار الكتب الاسلامية، ج19، ص501.

[/][/][/]

سلام.
مثلا شیطان ، یزید ، شمر ، هیتلر و ... و هر جنایتکار و مجرم دیگری اگر توبه می کردند قابل بخشش بودند ؟ مثلا یزید چگونه توبه می کرد بخشیده می شد؟

[="Book Antiqua"][="Black"][="3"]سلام

دلسوخته;1019526 نوشت:
مثلا شیطان ، یزید ، شمر ، هیتلر و ... و هر جنایتکار و مجرم دیگری اگر توبه می کردند قابل بخشش بودند ؟ مثلا یزید چگونه توبه می کرد بخشیده می شد؟

بله اگر توبه واقعی می کردند، خداوند متعال آنها را می بخشید.
در بین این مواردی که به عنوان مثال ذکر کردید، خبیث ترین آنها شیطان است که طبق روایتی از حضرت موسی(علیه السلام) خواست تا خداوند او را ببخشد: «ابليس‏ به موسى‏ برخورد و به او گفت: توئى كه خدايت به رسالت برگزيده و به خوبى با تو سخن گفته، من گناه كردم و مي خواهم توبه كنم، برايم نزد پروردگارم شفيع شو تا توبه مرا بپذيرد، موسى گفت: بسيار خوب، و به درگاه خدا دعا كرد و گفتند حاجتت برآورده است، و موسى ابليس را ديد و فرمود: فرمان دارى به گور آدم سجده كنى تا توبه‏ ات پذيرفته شود، تکبر كرد و خشم نمود و گفت: من به زنده او سجده نكردم، چگونه به مرده ‏اش سجده كنم؟»(مجلسى، محمدباقر، (1403)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، دوم، بیروت، دار إحياء التراث العربي، ج‏60 ؛ ص280)
از این روایت و روایاتی که در مورد توبه وارد شده است، روشن می شود که توبه باید با شرایطی باشد تا پذیرفته شود. به عنوان مثال کسی که مالی از کسی تلف کرده است، تنها با پشیمانی توبه اش پذیرفته نمی شود، بلکه باید مالی که تلف کرده با به صاحب اصلی آن برگرداند و یا از او حلالیت بگیرد. بنابراین کسی که گناهی کرده است باید تا جایی که توان دارد، اثرات آن گناه را برطرف کند. در مورد همین یزید که سوال کردید، توبه او به پشیمانی از گناه خود و بازگرداندن حق به اهل بیت بود، حکومتی که پدرش غصب کرده بود را باید به اهلش برمی گرداند و در مقابل نیز تسلیم امر امام سجاد علیه السلام می شد، حتی اگر امام او را قصاص می کرد.
توجه داشته باشید که هر توبه ای باید متناسب با همان گناه باشد، بنابراین منظور ما از توبه افرادی مانند یزید تنها پشیمانی آنها از گناه نیست که البته حتی به همین مقدار هم آنها از کرده خود پشیمانی نبودند...

[/][/][/]

سلام.
پس الگوریتم به این صورت است که پشیمانی فقط مرحله ی اول است و مراحلی دیگر برای قبولی توبه باید طی شود ؟

آثار وضعی کاری که انجام شده چه می شود ؟ مثلا فردی توبه کرده باشد اما کاری که او در عالم کرده تاثیر گذاشته و چند سال بعد مشخص می شود و حتی بعد از مرگش نیز تاثیر می گذارد حال تکلیف به چه صورت است؟ توبه قابل قبول است ؟

چرا به طور مطلق گفته شده "خدا همه گناهان را می آمرزد" ؟
و مثلاً گفته نشده که خدا آن گناهانی که از آنها توبه شده را می آمرزد؟

[="Book Antiqua"][="Black"][="3"]سلام

دلسوخته;1019786 نوشت:
پشیمانی فقط مرحله ی اول است و مراحلی دیگر برای قبولی توبه باید طی شود ؟

همانطور که گناهان درجات متفاوتی دارند، توبه نیز به تبع گناه، دارای درجات متفاوتی است.
برای برخی گناهان که پای حق الناس وسط نیست و گناه نیز دارای کفاره و یا جبران عملی نباشد، ممکن است همان پشیمانی کفایت کند، همانطور که امام باقر(علیه السلام) می فرماید: «كَفَى بِالنَّدَمِ‏ تَوْبَة»؛ پشیمانی برای توبه کافی است.(کافی، ج2، ص426) اما گناهانی که برای آنها جریمه لحاظ شده مانند افطار عمدی روزه ماه رمضان و یا گناهانی که حق دیگری را ضایع کرده است، پشیمانی تنها کفایت نمی کند و به قول شما این اول راه است و در مراحل بعدی باید جبران مافات کند.
بد نیست روایتی از امام صادق(علیه السلام) که در مورد توبه عام وارد شده را خدمت شما عرض کنم:

«حقيقت توبه عوام اينست كه باطن خود را كه از معاصى آلوده و كدر با اشك حسرت و ندامت بشويد، و به تقصير و جنايت خود دائما و در همه حال اعتراف كند، و از صميم دل بر اعمال سوء و غفلت گذشته خود اظهار پشيمانى كند، و پيوسته نسبت به آينده خود ترسناك و مضطرب باشد، و هرگز معصيت و خلاف را كوچك نشمارد، تا موجب جرأت و بى ‏اعتنايى و كسل بودن او گردد و گريه و تأسف را بر آنچه از اطاعات و عبادات او را فوت شده است، ادامه بدهد و نفس خود را از تمايلات نفسانى و خواهشهاى شيطانى باز دارد، و از پروردگار متعال پناه طلبد تا او را در مقام توبه پايدار و ثابت كرده و از برگشت به روش گذشته و أعمال سوء سابق حفظ نمايد. و لازمست خود را در ميدان كوشش و انجام وظائف بندگى تمرين و ممارست بدهد، و آنچه از عبادات و طاعات مفروضه از او فوت شده است بجا آورد، و هر چه از ديگران به ظلم و تجاوز به دست آورده است مسترد سازد. و بايد از همراهان ناشايست كناره ‏گيرى كرده، و شب را به بيدارى و روز را به روزه دارى و امساك از آشاميدن و خوردن به سر ببرد. و پيوسته در انجام امور و عاقبت جريان زندگى خود انديشه و تفكر نموده، و از خداوند متعال يارى بطلبد كه او را در حالات خوشى و گشادگى و در موارد گرفتارى و ناراحتى توفيق استقامت عطا فرمايد».(مصباح الشریعه، ص97و98)

دلسوخته;1019786 نوشت:
آثار وضعی کاری که انجام شده چه می شود؟

گاهی با توبه اثرات وضعی گناه نیز از بین می رود؛ مثلا کسی که مرتکب شرب خمر بوده و از گناه خود توبه می کند و دیگر شراب نمی نوشد، اثراتی مانند بداخلاقی یا ضعف قوای فکری که در اثر شرب خمر پدید آمده بود، از بین خواهد رفت. اما برخی اثرات نیز ممکن است باقی بماند و جبران نشود. به همین دلیل کسی که توبه می کند باید توبه اش در حد گناهی که مرتکب شده باشد، مثلا اگر افرادی را گمراه کرده اما الان توبه کرده است، باید تا جایی که می تواند از انحراف بیشتر آن افراد جلوگیری کند و آنها را به اشتباه بودن مسیر گذشته آگاه کند.

نکته اساسی در توبه اصلاح فرد و جامعه است و جلوی انحراف و راه غلط را هر زمانی و به هر اندازه ای که بگیریم، فرد و جامعه سود می برند و شاید به همین دلیل باشد که خداوند متعال برای هدایت شخصی مانند فرعون، حضرت موسی علیه السلام را می فرستد و می فرماید: «فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى‏»؛ اما به نرمى با او سخن بگوييد شايد متذكّر شود، يا (از خدا) بترسد! (طه: 44) یعنی خداوند حتی در صدد اصلاح کسانی مانند فرعون است و اگر نمی خواست او را ببخشد، معنا نداشت کسی را برای هدایت او بفرستد.

[/][/][/]

[="Book Antiqua"][="Black"][="3"]سلام

فروردین;1019789 نوشت:
چرا به طور مطلق گفته شده "خدا همه گناهان را می آمرزد" ؟
و مثلاً گفته نشده که خدا آن گناهانی که از آنها توبه شده را می آمرزد؟

سبک و روش قرآن و حتی روایات این است که گاهی ابتدا دستوری را به صورت مطلق یا عام بیان می کنند و در جای دیگر قیدها یا تخصیص هایی به آن اضافه می کنند. البته این روش در قانون گذاری بشری هم وجود دارد که گاهی مثلا مجلس قانونی را تصویب می کند و بعدا برای تکمیل همین قانون، تبصره هایی به آن افزوده می شود.
به همین دلیل باید کسی که به قرآن یا روایات اشراف دارد و همه آنها را در کنار هم دیده است، در مورد آیات یا روایات نظر بدهد و به صورت جزیره ای به آیات یا روایات نگاه نکند.
[/][/][/]

عامل;1019831 نوشت:
سبک و روش قرآن و حتی روایات این است که گاهی ابتدا دستوری را به صورت مطلق یا عام بیان می کنند و در جای دیگر قیدها یا تخصیص هایی به آن اضافه می کنند. البته این روش در قانون گذاری بشری هم وجود دارد که گاهی مثلا مجلس قانونی را تصویب می کند و بعدا برای تکمیل همین قانون، تبصره هایی به آن افزوده می شود.

در کتابهای بشری، سعی میشه یک قانون و تبصره هاش در کنار هم نوشته بشن و چیزی مثل ناسخ و منسوخ هم نداریم که بخشی از کتاب قانون بخش دیگری را نسخ کنه.
حکمت
این شیوه بیان می تونه جای بحث و فکر داشته باشه.

فروردین;1019845 نوشت:
در کتابهای بشری، سعی میشه یک قانون و تبصره هاش در کنار هم نوشته بشن و چیزی مثل ناسخ و منسوخ هم نداریم که بخشی از کتاب قانون بخش دیگری را نسخ کنه.
حکمت
این شیوه بیان می تونه جای بحث و فکر داشته باشه.

سلام.من یکبارهم این سوال رو کرده بودم.به نظر میرسه که قرآن آیات بسیاری داره که یک مطلب رو به صورت کلی مطرح می کنه ولی به نظر نمی رسه کلیت داشته باشه.قبلا هم مثال زده بودم.مثلا این آیه:
...از روح خویش در او دمید و برای شما گوش و دیدگان و دلها قرار داد چه اندک سپاس می‏گزارید

الان "برای شما که گوش و دیدگان قرار داده خدا.."منظور چیه؟؟آیا خدا برای همه ی انسان ها گوش و دیدگان قرار داده؟؟آیا ما انسان هایی نداریم که گوش و دل و دیدگان ندارند؟؟؟اونهایی که ندارند، اونها انسان نیستند و جزء انسان یا آدمیزاد حساب نمی گیرند؟؟

عامل;1019831 نوشت:
بدهد
استاد با این حساب خیلی جاها ممکنه یک مطلبی کلیت داشته باشه ولیما باید بریم کل قران و روایات رو زیر و رو کنیم.بلکه استثنائی چیزی داشته باشه اون مطلب.این کمی عجیب می رسه و تو ذوق می زنه و کار رو سخت می کنه!!!
موضوع قفل شده است