جمع بندی امر بین الامرین و خواست خداوند

تب‌های اولیه

51 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

صدیق;1021263 نوشت:

خداوند جناب یوسف علیه السلام را مجبور به اطاعت نکرد بلکه تنها نشانه هایش را به او نشان داد.(وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ)
به بلعم باعورا نیز نشان داده بود و آن شخص با اینکه میدانست موسی علیه اسلام پیامبر خداوند است دنیا را خواست و با پیامبر خدا مخالفت کرد و حتی قصد نفرین او را داشت(لَٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ)
تفاوت این دو جریان در این است که
حضرت یوسف خودش را پیراسته از هوا و هوس کرده بود و بدین جهت نشانه و برهان ربش را که دید متنبه شد.
ولی
بلعم باعورا گرچه عبادت زیادی کرده بود ولی هنوز هوا و هوس داشت و به همین جهت ضلالت را انتخاب و قصد مخالفت و عناد با پیامبر خدا را نمود.
پس خداوند هیچ کسی را به اجبار نه هدایت و نه گمراه میکند.
هدایت و گمراهی فعل خداوند است ولی مقدمه آن و اسبابش بر اساس کارهای خود بندگان است.

اینجا شاید بحث زیبای طینت پیش بیاد ...

صدیق;1021264 نوشت:

این مطلب همانی است که علم ازلی نشان میدهد.
یعنی علم الهی و قضاو قدر عینی خداوند از ازل سعید و شقی افراد را معلوم و معین میکند اما استناد این حالات به تناسب کارهای اختیاری انسان است که شخص بعدا انجام خواهد داد.

جدا از اینکه به جبر و اختیار اشاره کنم نکته ای که من پی بردم ، اینکه فرقی بین کسی که مثلا طینتش بد بوده ، بدتربیت شده ، بد رشد کرده ، لقمه اش بد بوده و ... فرقی نیست کلا شقاوتمنداند و بهانه فایده نداره و کسی هم که ژن خوب بود کلا سعادتمند می مونه.
این فکر کنم یکم دردناک باشه

UTD;1021307 نوشت:
راستش بنظرم این استدلال پایه ی قرآنی نداره...در قرآن آیه ای هست که صریحا به مصون بودن پیامبران از خطا و اشتباه اشاره داشته باشه؟
میدونم نیت کسایی که نظرشون اینه که پیامبران مصون از اشتباه هستن،خیر هست.چون فکر میکنن اگر پیامبر از اشتباه مصون نباشه،نمیشه به حرف های اون اعتماد و ازش پیروی کرد...
البته بنظرم اینکه بگیم پیامبران گناه میکردن،چندان مناسب نیست.قرآن هم بار ها گفته پیامبران هم بشری مثل بقیه انسان ها بودن.بشر هم دارای احساسات،عواطف،خشم،شهوت و فراموشی و...هستن.

سلام و عرض ادب
بحث ما بر سر اشتباه کردن یا نکردن پیامبران نبوده است، بلکه بر سر این بود که شما مدعی شدید که ایشان مرتکب گناه قتل نفس شده بود ولی بنده آنرا انکار کردم.
اینکه ایشان گناه نکرده بودند حتی قبل از مبعوث شدنشان را که شما قبول دارید؟
همین مورد نظر ماست.
بعلاوه گفته شده که آن شخص استحقاق مرگ را داشته چرا که مخالف حضرت موسی بوده است پس اشتباه ایشان بر اساس این احتمال، در این نبود که یک شخص مظلوم را اشتباها کشته است بلکه این بوده که آنجا نباید خود را درگیر میکرد و خود را گرفتار و مجبور به فرار میکرد.

UTD;1021307 نوشت:
اصلا نیازی نیست برای پیروی از پیامبران مصون بودنشون از اشتباه رو (که اون هم نه اشتباه های رایج انسان های عادی یا از روی عمد بلکه از روی فراموشی یا غلبه احساسات انسانی)نسبت بدیم.
UTD;1021307 نوشت:

اگر پیامبر(ص) در ماموریت رسالت،اشتباهی میکردن بدون شک از طریق وحی خداوند آیه نازل میکردن.همینطور که چند آیه از قرآن خداوند به پیامبر(ص) تذکر میده.اینطور که شنیدم و برداشتی که داشتم،وحی از مقوله هایی نبوده که حضرت هر لحظه به اون دسترسی داشته باشن یعنی به صورت درگوشی نبوده که خداوند هر دقیقه بگوید چه کار کند و نکند...بنابراین تعلیماتی که از رسول خدا به ما رسیده مورد تایید خدا هم هست چون اگر نبود از طریق وحی خداوند به ایشان تذکر میدادن.ولی این بدان معنا نیست که پیامبران مصون از اشتباه باشن یا ساختار وجودشونی طوری هست که اشتباه یا فراموشی ندارن...

اما مصونیت ایشان از خطا و اشتباه
گاهی این اشتباه در محدوده وحی است، که قطعا این امر منتفی است و حتی احتمال آن نیز نادرست است وگرنه با حکمت خداوند در ارسال وحی به سوی ایشان و انتظار اعتماد مردم به ایشان(باوجود این احتمال) منتفی خواهد شد.
گاهی نیز در محدوده عمل به احکام دین خود است، که این احتمال نیز اگر به اندازه ای باشد که موجب سلب اعتماد مردم شود قطعا باز هم منتفی است به همان دلیل بالا. چرا که اگر مردم ببینند که این پیامبر خودش در عمل به احکام دینش چندین مرتبه مرتکب اشتباه شده است، دیگر به گفته های دیگر او اعتماد گذشته را نخواهند داشت.
گاهی نیز در محدوده تشخیص موضوع احکام دین است که این مسئله ظاهرا منعی ندارد مگر در همان احتمال بالا. مثلا غذایی را که غصبی است را اشتباها بخورد یا از مکان غصبی عبور کند و... اینها گر زیاد شود موجب بی اعتماد میشود ولی در حالت عادی مانعی ندارد
گاهی نیز در زندگی روزمره ایشان است که این احتمال نیز ظاهرا دلیلی بر منعش نداریم نه عقلا و نه شرعا

UTD;1021307 نوشت:
1-دلیلی نداره در آیه بعد حضرت موسی برای خودش دعا کنه،قاعدتا باید میگفت:خدایا آن دو نفر را ببخش ...
UTD;1021307 نوشت:

2-نباید میگفت من به خودم ظلم کردم(قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي). قاعدتا باید میگفت:آنها به خودشان ظلم کردن...


این دو به خاطر آن هست که حضرت با این دخالتش خود را به سختی انداخت. در این صورت او از خداوند میخواهد که نسبت به این اشتباهی که کرده و چه بسا مجبور به ترک وطن شده گویا به خودش ظلم کرده است(ظلم عرفی نه شرعی) بدین جهت از خداوند درخواست دارد که اشتباهش را پنهان کند تا سختی زیادی نکشد.

UTD;1021307 نوشت:
3-فکر نمیکنم کشتن آن قبطی مجاز بود.وگرنه خداوند در پاسخ حضرت موسی(ع) چنین پاسخ نمیداد که خداوند غفور و رحیم هست.
UTD;1021307 نوشت:

خداوند در پاسخ نفرمود،ای موسی دست خوش،خوب حالشو جا آوردی،دمت گرم.
یا اینکه نفرمود،موسی گناهی بر تو نیست،او از قبطیان بود...
خداوند فرمود:فَغَفَرَ لَهُ ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
پس بنظر نمیرسه حضرت موسی به انجام چنین کاری مجاز بوده.

دست خوش گفتن در جائی است که یک عمل به درستی انجام شده باشد.
اگر کسی به میان دشمن بزند و یکی دو نفر را بکشد ولی با این کارش خودش را در معرض کشتن قرار بدهد(تهور کند) این دستخوشی نداره.
اینجا مواخذه هم داره ولو مواخذه دلسوزانه

دلسوخته;1021309 نوشت:
پس فلسفه ی فرشتگان حفیظ چیه ؟
یا باید از همه محافظت کنند یا هیچ کس.
اگر خدا نمی خواهد دخالت کند وجود این فرشتگان چیز بیهوده ای نیست ؟؟
اگر خدا دخالت می کند و به این فرشتگان فرمان می دهد ، یک دلیلی باید باشد

سلام
فرشته حفیظ و اصولا حفیظ بودن خداوند و توفیق حق تعالی بی جهت نیست.
گاهی برای جنبه حقوقی یک شخصیت مانند پیامبران و امامان به کار می اید که مربوط به وظیفه ایشان است.
گاهی برای جنبه حقیقی یک شخص
در هر صورت، این کمک حق تعالی مستقیما یا غیر مستقیم صرفا به واسطه عملکرد قبلی شخص است.
درست شبیه یک دانش آموز که وقتی در طول سال مرتبط در کلاس مشارکت دارد و در بحثها موفق است. حال گاهی در امتحان اگر اشتباهی نیز داشته باشد، استاد دلسوز و دقیق، هم در سر امتحان به او اشتباهش را گوشزد میکند و جلوی اشتباه او را میگیرد. در اینجا به نظر شما ایا دانش اموز ضعیف و تنبل کلاس و کسی اصلا در کلاس سعی در یادگیری هم نداشته میتوانه اعتراض داشته باشه؟

دلسوخته;1021309 نوشت:
پس فلسفه ی فرشتگان حفیظ چیه ؟
یا باید از همه محافظت کنند یا هیچ کس.
اگر خدا نمی خواهد دخالت کند وجود این فرشتگان چیز بیهوده ای نیست ؟؟
اگر خدا دخالت می کند و به این فرشتگان فرمان می دهد ، یک دلیلی باید باشد

سلام
فرشته حفیظ و اصولا حفیظ بودن خداوند و توفیق حق تعالی بی جهت نیست.
گاهی برای جنبه حقوقی یک شخصیت مانند پیامبران و امامان به کار می اید که مربوط به وظیفه ایشان است.
گاهی برای جنبه حقیقی یک شخص
در هر صورت، این کمک حق تعالی مستقیما یا غیر مستقیم صرفا به واسطه عملکرد قبلی شخص است.
درست شبیه یک دانش آموز که وقتی در طول سال مرتبط در کلاس مشارکت دارد و در بحثها موفق است. حال گاهی در امتحان اگر اشتباهی نیز داشته باشد، استاد دلسوز و دقیق، هم در سر امتحان به او اشتباهش را گوشزد میکند و جلوی اشتباه او را میگیرد. در اینجا به نظر شما ایا دانش اموز ضعیف و تنبل کلاس و کسی اصلا در کلاس سعی در یادگیری هم نداشته میتوانه اعتراض داشته باشه؟

دلسوخته;1021310 نوشت:
اینجا شاید بحث زیبای طینت پیش بیاد ...

همانطور که بحثهای دیگر از جمله توفیق الهی نیز جای دارد.

دلسوخته;1021311 نوشت:
جدا از اینکه به جبر و اختیار اشاره کنم نکته ای که من پی بردم ، اینکه فرقی بین کسی که مثلا طینتش بد بوده ، بدتربیت شده ، بد رشد کرده ، لقمه اش بد بوده و ... فرقی نیست کلا شقاوتمنداند و بهانه فایده نداره و کسی هم که ژن خوب بود کلا سعادتمند می مونه.
این فکر کنم یکم دردناک باشه

خیر تصور شما از طینت اشتباه هست.
این تصور شما چیزی جز جبری بودن عملکرد ما نیست.

صدیق;1021428 نوشت:

سلام
فرشته حفیظ و اصولا حفیظ بودن خداوند و توفیق حق تعالی بی جهت نیست.
گاهی برای جنبه حقوقی یک شخصیت مانند پیامبران و امامان به کار می اید که مربوط به وظیفه ایشان است.
گاهی برای جنبه حقیقی یک شخص
در هر صورت، این کمک حق تعالی مستقیما یا غیر مستقیم صرفا به واسطه عملکرد قبلی شخص است.
درست شبیه یک دانش آموز که وقتی در طول سال مرتبط در کلاس مشارکت دارد و در بحثها موفق است. حال گاهی در امتحان اگر اشتباهی نیز داشته باشد، استاد دلسوز و دقیق، هم در سر امتحان به او اشتباهش را گوشزد میکند و جلوی اشتباه او را میگیرد. در اینجا به نظر شما ایا دانش اموز ضعیف و تنبل کلاس و کسی اصلا در کلاس سعی در یادگیری هم نداشته میتوانه اعتراض داشته باشه؟

سلام.
خداوند برای فرشتگان حفیظ برای کسی شرط و شروطی در قرآن نگذاشته و برای همه انسان ها درنظر گرفته و حتی در آیه ای که خداوند پیامبر را تهدید می کند فقط وظیفه ی ابلاغ را دارد و نگهبانی هر کسی بر عهده ی خداست.

اگر قرار باشد همه چیز بر اساس عملکرد قبلی باشد ، پس بی حساب روزی دادن هم باید براساس عملکرد قبلی باشد ، معنی دارد خداوند اشقیا را رزق و روزی دهد تا رشد کنند ؟ اما خداوند این کار را انجام می دهد.

حالا چه دلیلی وجود دارد انسانی قبل از گناه دلیلی و برهانی را می بیند و دست از کار می کشد ؟
حالا فردی که در گناه افتاده و پشیمان شده چرا او آن دلیل و برهان را ندید ؟

چه چیز آن دانش آموز را در مسیر سعی و تلاش قرار داده تا الان تشویق و راهنمایی شود ؟ فقط جنبه ی اختیار را می بینید ؟
محیط ، روح و روان ، ژنتیک ، هوش و ... هیچ تاثیر نداشته ؟
اون دانش آموز خنگ که به همان دانش آموز زرنگ نگاه می کند با خود می پرسد چه کسی مرا اینگونه آفریده ، چرا من باید باشم ، چه چیز باعث وجود من شده و هزاران چرای دیگه حق اعتراض ندارد ؟

آیا آن معلم اگر در زمان امتحان نیم نمره به شاگرد زرنگ ارفاق کند و به شاگرد تنبل را که هزاران دلیل داشته ارفاق نکند دچار بی عدالتی نشده ؟

موضوع قفل شده است