جمع بندی اعتبار زیادی برای فهم و درک مخاطبینشان قائل نیستند

تب‌های اولیه

39 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

خباء;991853 نوشت:
این نحوه کارگردانی کردن میتواند به هر سویی باشد. گاهی در جهت اهداف نظام و گاهی در جهت اهداف ضد نظام و گاهی بی طرفانه...
نقد جدی به صدا و سیما در واقع میتواند به این جهت باشد که اخبار رو بی طرفانه و کامل پخش نمیکنه بلکه به اونها جهت میده و اخبار رو کارگردانی میکنه... کاری که رسانه های غربی نیز انجام میدن.... حتی این رو میشه از تغییر اسم صدا و سیمای ملی به میلی فهمید.
این در نزد مردم دروغ حساب میشه اگر چه از لحاظ فقهی دروغ نباشه...

تمام شبکه های خبری وابسته هستند، و طبیعتا در انتخاب اخبار منافع و مصالح آن کشور، دولت، یا جایی که به آن وابسته هستند را رعایت می کنند، و این کاملا منطقی بوده و مختص صدا و سیمای ما هم نیست.
حق و باطل بودن آن در گرو این است که آیا هدف آن جایی که به آن وابسته هستند نیکوست یا خیر. یعنی مهم این است که به جبهه حق وصل باشند یا جبهه باطل. وگرنه طبیعتا هر شبکه خبری اخباری که در تضاد با منافعش باشد ولو آنکه درست باشد پخش نمیکند، اصلا اگر چخش کند احمقانه است! کسی به چنین رویکردی اشکال نمیگیرد!

مثلا همین شبکه های غربی، اگر پلیس ما با یک خانم بدحجاب بد برخورد کند تمام شبکه های خبری غرب این را بزگنمایی می کنند، اما اگر پلیس آمریکا یک سیاهپوست را بکشد صدایی از آنها در نمی آید! به قول شما دروغ هم نگفته اند!

اگر شهید باقر النمر عالم مجاهد شیعه عربستانی گردن زده شود همه آنها سکوت می کنند، اما اگر یک راننده با اتوبوس نیروی پلیس ایران را زیر چرخ هایش له کند و سپس اعدام شود میشود شهید راه دفاع از آزادی...!

اگر در ایران ده نفر بریزند بیرون میشود تیتر یک رسانه های بیگانه، اما اعتراضات در آمریکا و فرانسه و... جدی گرفته نمیشود!

در هر صورت این کاملا طبیعی است که هر خبری که بزرگنمایی شود یا کوچک نمایی شود به ضرر یا نفعت یک جبهه است، و طبیعتا آن جبهه رسانه خودش را که به عنوان یک ابزار برای پیش برد اهدافش هست در راه منافع خودش به کار می گیرد، نه منافع دشمن!! اشکال شما خیلی ساده نگرانه است.

مسلم;991866 نوشت:
تمام شبکه های خبری وابسته هستند، و طبیعتا در انتخاب اخبار منافع و مصالح آن کشور، دولت، یا جایی که به آن وابسته هستند را رعایت می کنند، و این کاملا منطقی بوده و مختص صدا و سیمای ما هم نیست.
حق و باطل بودن آن در گرو این است که آیا هدف آن جایی که به آن وابسته هستند نیکوست یا خیر. یعنی مهم این است که به جبهه حق وصل باشند یا جبهه باطل. وگرنه طبیعتا هر شبکه خبری اخباری که در تضاد با منافعش باشد ولو آنکه درست باشد پخش نمیکند، اصلا اگر چخش کند احمقانه است! کسی به چنین رویکردی اشکال نمیگیرد!

مثلا همین شبکه های غربی، اگر پلیس ما با یک خانم بدحجاب بد برخورد کند تمام شبکه های خبری غرب این را بزگنمایی می کنند، اما اگر پلیس آمریکا یک سیاهپوست را بکشد صدایی از آنها در نمی آید! به قول شما دروغ هم نگفته اند!

اگر شهید باقر النمر عالم مجاهد شیعه عربستانی گردن زده شود همه آنها سکوت می کنند، اما اگر یک راننده با اتوبوس نیروی پلیس ایران را زیر چرخ هایش له کند و سپس اعدام شود میشود شهید راه دفاع از آزادی...!

اگر در ایران ده نفر بریزند بیرون میشود تیتر یک رسانه های بیگانه، اما اعتراضات در آمریکا و فرانسه و... جدی گرفته نمیشود!

در هر صورت این کاملا طبیعی است که هر خبری که بزرگنمایی شود یا کوچک نمایی شود به ضرر یا نفعت یک جبهه است، و طبیعتا آن جبهه رسانه خودش را که به عنوان یک ابزار برای پیش برد اهدافش هست در راه منافع خودش به کار می گیرد، نه منافع دشمن!! اشکال شما خیلی ساده نگرانه است.


مسلم جان
تا وقتی خودت نخوای متوجه مقصودم بشی
توضیحات بنده بی فایده میشه...
و انتهاش هم ساده نگری امثال من...
شما اول از این لحن فاصله بگیر و من رو ساده نگر و بد بین خطاب نکن..... یا فلانی رو دروغگو و تهمت زن ندون..... اون وقت میشه به گفتگو امیدوار بود

خباء;991873 نوشت:
تا وقتی خودت نخوای متوجه مقصودم بشی
توضیحات بنده بی فایده میشه...

جناب خباء عزیز من همیشه سعی کرده ام حق نگر باشم، برایم هم در مباحث دینی شکست وپیروزی ظاهری اهمیت ندارد، هر کسی حرف حق را از برادر مومنش بگیرد و پیروز است و هر کسی که در برابر حق لجاجت کند شکست خورده است، من واقعا دنبال این نیستم که از زیر بار پذیرش حق فرار کنم، بلکه واقعا دنبال فهم حق هستم، از مخاطبم هم همین توقع را دارم...

وی این را بدانید که ما خیلی اوقات طرف مقابل را به امری متهم می کنیم اما ممکن است خودمان به آن مبتلا باشیم، انسان همیشه باید نسبت به نفس خودش بدبین باشد، نفس خیلی فریبنده است!

خباء;991873 نوشت:
انتهاش هم ساده نگری امثال من...
شما اول از این لحن فاصله بگیر و من رو ساده نگر و بد بین خطاب نکن..... یا فلانی رو دروغگو و تهمت زن ندون..... اون وقت میشه به گفتگو امیدوار بود

من همواره سعی کرده ام رفتارها را نقد کنم، نه افراد را...؛ نمیگویم هیچ کجا از دستم در نرفته است، اما تلاشم این بوده که این رویکرد را فراموش نکنم
اینجا هم نگفتم شما ساده اندیش هستید، عرض کردم این اشکال ساده اندیشانه است؛ من کار به سایر اندیشه های شما ندارم که ممکن است خیلی عمیق باشد، اما هر انسانی ممکن است در یک مسئله دچار ساده اندیشی شود، این مربوط به همان مسئله است، نه خود شخص.

در هر صورت اگر با لحن کلامم موجب رنجش خاطر شما شدم قطعا بدانید قصد و غرضی در کار نبوده و از این بابت عذرخواهی می کنم@};-

مسلم;991950 نوشت:

من واقعا دنبال این نیستم که از زیر بار پذیرش حق فرار کنم، بلکه واقعا دنبال فهم حق هستم،

مسلم;991950 نوشت:

انسان همیشه باید نسبت به نفس خودش بدبین باشد، نفس خیلی فریبنده است!

سلام و عرض ادب

جناب مسلم گرامی

شیطان بسیار فریبنده عمل می کند

نا زیبایی ها را زیبا جلوه می دهد

و غیر حق را حق نشان می دهد

از شما عاجزانه تقاضا دارم عینک خوش بینی به این نظام را بردارید و عینک واقع بینی بزنید و بی طرفانه قضاوت کنید

می دانم این کار در نگاه اول غیر ممکن است

این را بدانید که ممکن است

اهل باطل حرف حق بزنند

و اهل حق حرف باطل .

اما حق و باطل همیشه از هم جدا هستند

اگر با دید درست به ان ها نگاه کنیم

و به حرف نگاه کنیم

نه به شخصی که آن حرف را می زند.

اگر حق را طلب کنید آن را خواهید یافت

ان شاء الله به نتیجه مطلوب خواهید رسید

خداوند همه ما را به راه راست هدایت فرماید

در پناه حق تعالی

شروحیل;991959 نوشت:
شیطان بسیار فریبنده عمل می کند
نا زیبایی ها را زیبا جلوه می دهد
و غیر حق را حق نشان می دهد
از شما عاجزانه تقاضا دارم عینک خوش بینی به این نظام را بردارید و عینک واقع بینی بزنید و بی طرفانه قضاوت کنید

یک جوری حرف می زنید انگار من نظام را یک نظام معصومانه می دانم...!!
من هم منتقد نظام هستم، یک منتقد جدی! منتهی اهل سیاه نمایی هم نیستم..! باید رفتارها را نقد کرد، نباید گفت نظام باطل است، بله هر کجا که پا روی حق گذاشته شود، آن رفتار، رفتار باطلی است
من از هیچ رفتاری از سوی هیچ کدام از مسئولین که مخالف دین باشد دفاع نمی کنم، من مدافع اسلام هستم، نه آقایان مسئول...!!

کثیف ترین، پلید ترین، و بی وجدان ترین انسان ها را کسانی می دانم که در حکومتی به نام دین که خون هزاران جوان به پاس آن ریخته شده دارند مخالف دین و عدالت عمل می کنند.

مسلم;991950 نوشت:
جناب خباء عزیز من همیشه سعی کرده ام حق نگر باشم، برایم هم در مباحث دینی شکست وپیروزی ظاهری اهمیت ندارد، هر کسی حرف حق را از برادر مومنش بگیرد و پیروز است و هر کسی که در برابر حق لجاجت کند شکست خورده است، من واقعا دنبال این نیستم که از زیر بار پذیرش حق فرار کنم، بلکه واقعا دنبال فهم حق هستم، از مخاطبم هم همین توقع را دارم...

وی این را بدانید که ما خیلی اوقات طرف مقابل را به امری متهم می کنیم اما ممکن است خودمان به آن مبتلا باشیم، انسان همیشه باید نسبت به نفس خودش بدبین باشد، نفس خیلی فریبنده است!

من همواره سعی کرده ام رفتارها را نقد کنم، نه افراد را...؛ نمیگویم هیچ کجا از دستم در نرفته است، اما تلاشم این بوده که این رویکرد را فراموش نکنم
اینجا هم نگفتم شما ساده اندیش هستید، عرض کردم این اشکال ساده اندیشانه است؛ من کار به سایر اندیشه های شما ندارم که ممکن است خیلی عمیق باشد، اما هر انسانی ممکن است در یک مسئله دچار ساده اندیشی شود، این مربوط به همان مسئله است، نه خود شخص.

در هر صورت اگر با لحن کلامم موجب رنجش خاطر شما شدم قطعا بدانید قصد و غرضی در کار نبوده و از این بابت عذرخواهی می کنم@};-

جناب مسلم
به نظرم نقدم به صدا و سیما کافی بود. شما سعی تان را بکنید متوجه بعد منفی این کارگردانی بشوید نه بعد علمی و طبیعی اش را ببینید...
همانطور که رسانه های داخلی تظاهرات مخالفان نظام جلوی سازمان ملل را به درستی جمعی قلیل عنوان میکند
از آن طرف تظاهرات 20 نفر در ایتالیا جلوی سفارت اسرائیل را مخالفت مردم ایتالیا عنوان میکند....
در کار رسانه ای ابزار بزرگ نمایی و کوچک نمایی و بازی با احساسات مردم خیلی استفاده میشود...
صداهای زیادی بایکوت میشود و چون شنیده نمیشود قضاوتهای نادرست شکل میگیرد... ما متاسفانه فقط یاد گرفتیم با رویکرد قضایی با مسائل برخورد کنیم... مثلا میگوییم صدا و سیما که دروغ نگفته و مسئول افکار مردم نیست... مردم عاقل باشند...
در بحث دلار و سکه همین را میگویند... در موسسات اعتباری همین را میگویند.... بعد که گند همه چیز در می آید میام به قوه قضاییه میگیم چرا جلوی فساد رو نمیگیری....
اینا به خاطر چیه؟ به خاطر اینکه مدیریت ما مدیریت قضایی است...
مثلا میگیم صدا و سیما چه گناهی داره؟! اون فقط داره اخبار رو منتقل میکنه...این رویکرد قضایی به مسئله است... نمیدونم متوجه مسئله شدید یا نه...
به تعبیر دیگه میگیم تا وقتی کسی جرمش اثبات نشه بیگناهه... اینجوری دست دزدا و مفسدا رو باز میذاریم بعد که گند میزنن میگیم باید بره دادگاه معلوم نیست کی اثبات بشه و کی حکم بیاد ...
اره اینطوری بخوام بگیم صدا و سیما دروغ گو نیست...
هر کی هم میگه دروغگو هست بره دادگاه شکایت کنه...
جناب مسلم شما توی یه دنیای دیگه زندگی میکنی! یعنی تو جامعه هستی ولی توی جو حوزوی و کاری و منطقی هستی... منطق ما رو درک نمیکنی...
این بحثها یه طوری هست که یه کم سیاسی میشه و همش میوفتیم توی مقایسه بین رسانه داخلی و خارجی... ولی حرفای من ربطی به این مقایسه نداره... ولی کلا رسانه های خارجی رو در مباحث داخلی خودشون صادق تر میدونم...
یعنی رسانه های اونها تو مسائل اقتصادی و اجتماعی و کلا مباحث داخلی خودشون شفافیت و صداقت بیشتری دارند...

با توضیحاتی که دادم
به نظرم اطلاع رسانی دروغ داره انجام میشه
فقط شاید اسمش و تعریفش چیز دیگه باشه
مثلا یکی میگه این دروغ مصلحتی بود
یکی بگه این توریه بود
یکی بگه ما واقعیت رو گفتیم ولی همش رو نگفتیم
یکی بگه لازم نیست در این موارد که به نفع ما است سور قضایا رو مشخص کنیم
خلاصه یه جوری کارگردانی میشه و یه جوری داده های ورودی به مردم میدن که فکر کنیم قیمت سر کوچه رییس جمهور مثل سر کوچه ما هست.

پرسش:
چندی پیش صادق زیباکلام در مورد مواضع متعدد و متناقض مسئولین در مورد شهرام امیری از اظهار عدم شناخت وی، تا کارمند ساده جلوه دادن او، و سپس قهرمان سازی و در نهایت اعدام وی گفته بود: برخی مسئولان ما شأن و اعتبار زیادی برای فهم و درک مخاطبینشان قائل نیستند. با این حساب سوال من این است که: اولا حکم نگاه کردن به صدا و سیمایی که به این صراحت دروغ میگوید چیست؟
ثانیا: آیا اخباری که در درون کشورمان به عنوان اخبار موثق پخش میشود را میتوان به عنوان یک سند در نظر گرفت و در مورد آن بحث و گمانه زنی کرد یا خیر؟


پاسخ:

برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:
حقیقت این است که شهرام امیری اطلاعات ایران را به آمریکا فروخته است، اگرچه برخی رسانه ها غربی برای جو سازی علیه ایران و بدبین کردن مردم چنین جاسوسی را انکار می کنند اما سخنان متعارض مقامات آمریکایی،و برخی شواهد در رسانه های غربی نشان از صدق ماجرا دارد.
همان ایامی که امیری به ایران بازگشت، شبکه سی ان ان در همان سپتامبر 2015 به نقل از روزنامه واشنگتن‌پست بیان می کند که سیا در قبال دریافت اطلاعات محرمانه، به امیری 5 میلیون دلار داده است. یک مقام آمریکایی به واشنگتن‌پست گفته بود که همین رقم نشان می‌دهد که اطلاعات دریافتی از وی تا چه حد ارزشمند بوده است، و یک مقام آمریکایی دیگر هم گفت «یک بسته مزایای بلند مدت» به امیری پیشنهاد شده بود، که این امکان را به وی می‌داد که یک «زندگی مرفه و راحت» در آمریکا داشته باشد.
البته قرائن دیگری هم درادامه خواهد آمد.

آنچه از مطالعه ماجرای شهرام امیری و اظهارات ضد و نقیض و مبهم آمریکایی ها احساس می شود این است که آمریکایی ها شهرام امیری را تخلیه اطلاعاتی کرده و به ایران پس فرستادند و به گونه ای با ابهام این جاسوسی را برای مسئولین ایران علنی ساختند تا این مهره سوخته در زمین ایران اعدام شود، تا هم اطلاعات را گرفته باشند، و هم با اعدام این مهره ناکارآمد از سوی ایران توپ را در زمین ایران بیندازند، به همین خاطر ضمن اشاره به جاسوسی امیری برای مسئولین، از ان طرف برای افکار عمومی در ایران نسخه دیگری پیچیده و از بی گناهی او حرف زدند.

همچنین باید توجه داشت که این اطلاعات را در زمان زندان به آمریکا نداده است، بلکه در دورانی که در آمریکا به سر می برد به آنها داده است، اما بعد از بازگشت او به ایران این خیانت کشف شده است.

نکته دوم:
برخی اشکالات مطرح شده خیلی عوامانه و بچگانه است! وقتی یک مهره شما با اطلاعاتی مهم به دست دشمن افتاده وظیفه شما چیست؟ اینکه بگویید آقا این مهره ما پر از اطلاعات مهمه چرا گرفتینش، خواهش می کنم به ما پس بدینش! یا اینکه بگید این آقا رو ما اصلا نمی شناسیم، مهره مهمی نیست! نهایتش یک کارمند معمولی است؛ روشن است که رویکرد دوم هم برای برداشتن فشار دشمن از روی خود او کاربرد دارد و هم برای پیشگیری از تخلیه اطلاعاتی!!
این از بدیهیات است من واقعا از برخی اشکالات تعجب می کنم!!

اما در مورد برخورد خوب واستقبال از او در بدو ورود به ایران، خب این استقبال دو حال دارد:
می تواند از سر عدم آگاهی اولیه نسبت به جاسوس بودن او باشد، اینکه در ابتدای ورود یک شخص دانشمند که ربوده شده و حال بازگشته، از او استقبال شود به این معنا نیست که اطلاعات جدیدی در خصوص او کشف نخواهد شد. همان زمان وزیر امور خارجه وقت ایران در مورد امیری گفت: «باید اول ببینیم که در این دو سال چه گذشته و بعد ببینیم آیا او قهرمان است یا نه. باید برای ایران محرز شود که ادعاهای او در خصوص ربوده شدندش درست است.»

و نیز می تواند یک تاکتیک باشد تا دشمن اعتماد کرده و از طریق آن مهره که تحت نظر سازمان های اطلاعاتی است اقداماتش را پی بگیرد؛ به عبارتی تاکتیکی جهت جذب اطلاعات به صورت معکوس!

بنابراین در هر صورت چنین رفتاری دروغ محسوب نمیشود.
اما حکم دادگاه به 10 سال زندان و تبعید شهرام امیری مسئله ای است که اساسا از سوی نظام مطرح نشد، بلکه خانواده وی مدعی چنین حکمی شدند و برخی رسانه ها هم منتشر کردند؛ اما همانطور که سخنگوی قوه قضائیه هم بیان کرد این مسئله به دروغ از سوی ایشان مطرح شد، و حکم بدوی دادگاه از همان ابتدا اعدام بوده است.

مشابه آن را هم اخیرا مشاهده کردیم در خصوص مادری که کلیپ های او پخش شد که در آن به دروغ و برای ایجاد جوّ عمومی مدعی شد فرزندش از سوی مقام معظم رهبری بخشیده شده، اما چند روز بعد اعدام شد!

نکته سوم:
نکته سوم این است که این دوگانگی در اخبار مربوط به شهرام امیری مختص ایران نبوده است، شما در خصوص همین مسئله می بینید که نه در رده یک سازمان مثل صدا وسیما، بلکه در رده دو کاندید ارشد ریاست جمهوری یعنی هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ اختلاف است! سخنان این دو درباره شهرام امیری نشان میدهد که بالاخره یکی از این دو دارند دروغ می گویند:
الف) دونالد ترامپ در توئیتر خود بدون بیان جزئیاتی گفته «خیلی از مردم می‌گویند اینکه ایرانی‌ها محققی که به آمریکا کمک کرده را کشته‌اند، به خاطر ایمیل‌های هک‌شده هیلاری کلینتون است.

ب) تام کاتن، سناتور جمهوری‌خواه ایالات متحده آمریکا، در مصاحبه با شبکه تلویزیونی سی بی اس با انتقاد از هیلاری کلینتون به دلیل اهمال و سهل‌انگاری در حفظ محرمانگی و امنیت پست الکترونیک خود؛ گفت که ناامن بودن پست الکترونیک او، منجر به اعدام شهرام امیری شده و او را به کشتن داده‌است.

ج) خود هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه وقت آمریکا اعلام کرد:«شهرام امیری به میل خود به این کشور سفر کرده و پس از زندگی آزادانه در این کشور، به اختیار خود می‌توانسته ایالات متحده را ترک کند».

د) خود شهرام امیری در بدو ورود به ایران اظهارات هیلاری کلینتون را تکذیب کرد.
حالا شما از میان این ها پیدا کنید دروغ گو را...!

نکته چهارم:
ما دروغ گویی برخی مسئولین را انکار نمی کنیم، بالاخره هر آدمی می توند دروغ بگوید، و ما منکر چنین دروغ هایی نیستیم. اما نباید سیاه نمایی کرد و تمام نظام را دروغ گو جلوه داده و صدا و سیما را زیر سوال ببریم، این قطعا از ترفندهای دشمن است.

در مورد اعتبار اخبار صدا و سیما و تمام شبکه های خبری این صدق می کند که باید به منبع آن نگاه کرد، مثلا اگر فلان وزیر اعلام کرد آمار رشد صادرات یا کاهش بیکاری یا فلان مسئله اینقدر است و صدا و سیما آن را پخش کرد و این امار دروغ باشد خب صدا و سیما زیر سوال نمیرود، چون صدا و سیما دارد نقل قول می کند.
صدق و کذب و اعتبار یک خبر وابسته به منبعه اولیه ی آن است و اگر خیر در قالب نقل قول باشد صدق و کذب آن دامن نقل کننده را نمی­گیرد.

نکته پنجم:
نکته دیگر در مورد شخصیت خود آقای زیبا کلام است، ایشان در مناظراتش همواره نشان داده که معتقد است ایران دارد چوب لای چرخ آمریکا می کند، وگرنه آمریکا با ما کاری ندارد! یعنی بیش از آنکه معتقد به ایران ستیزی، و اسلام ستیزیِ آمریکا باشد، معتقد به آمریکا ستیزیِ ایران است! بطلان این موضع در جای خودش روشن است نمی خواهم وارد آن شوم.
اما در هر صورت این پیش فرض موجب چنین سخنان و تحلیل هایی میشود، مشکل از پیش فرض است؛ وگرنه کسی که بی طرفانه به آنچه که در این نکات بیان شد نگاه کند آن را تصدیق خواهد کرد، که اگر هم دروغی اتفاق افتاده از سوی مقامات آمریکایی است.

نکته ششم:
دروغ گویی اتفاقا در مورد شبکه های خبرپراکنی غربی بیشتر صدق می کند، آن هم نه دروغ گویی های کوچکی چون جاسوس بودن یا نبودن یک شخص! بلکه دروغ هایی که حتی گاهی برای کشتن هزاران انسان طراحی و ایده پردازی میشوند، البته ساز و کار آن را بلد هستند که چگونه از افراد و منابع ناشناس، یا مستندات جعلی استناد کنند که دروغ گویی شان آشکار نشود.

نمونه آن را می توان در مورد پرونده هسته ای ایران دید، می توانید برای اثبات ساختگی بودن ادعاهای مقامات و شبکه های غربی و صهیونیستی به کتاب "بحران ساختگی" نوشته گرت پورتر مورخ، روزنامه‌نگار تحقیقی وتحلیل گر مسایل امنیت ملی آمریکا مراجعه بفرمایید.

یا در مورد حمله اتمی آمریکا به ژاپن، یا حمله به عراق به بهانه سلاح های کشتار جمعی و خلاصه می بینید که هر کجا که لازم بوده آمریکا برای استعمارگری نفوذ کند ابتدا شبکه های خبری شان فضا را مهیا کرده اند!

دروغ گویی و غرض ورزی رسانه های غربی آشکارتر از آن است که نیازمند اثبات باشد، کافیست فقط مقایسه کنید، بازتاب رسانه ای حوادث ذیل را در شبکه ها رصد کنید:
مثلا همین شبکه های غربی، اگر پلیس ما با یک خانم بدحجاب بد برخورد کند تمام شبکه های خبری غرب این را بزگنمایی می کنند، اما اگر پلیس آمریکا یک سیاهپوست را بکشد صدایی از آنها در نمی آید! به قول شما دروغ هم نگفته اند!
اگر شهید باقر النمر عالم مجاهد شیعه عربستانی گردن زده شود همه آنها سکوت می کنند، اما اگر یک راننده با اتوبوس نیروی پلیس ایران را زیر چرخ هایش له کند و سپس اعدام شود میشود شهید راه دفاع از آزادی...!
اگر در ایران ده نفر بریزند بیرون میشود تیتر یک رسانه های بیگانه، اما اعتراضات چند هزار نفری در آمریکا و فرانسه و... جدی گرفته نمیشود!

می توانید به کتاب هایی که در این زمینه نوشته شده است مانند "به من دروغ نگو"، به کوشش جان پیلجر، یا "چرا مردم از آمریکا متنفرند" نوشته مریل وین دیویس، یا "11سپتامبر و حمله آمریکا به عراق" نوشته نوآم چامسکی و کتاب های فراوان دیگری که ماهیت واقعی غرب به خصوص آمریکا را به تصویر می کشد مراجعه کنید تا از دروغ پردازی های رسانه ای و جعل سندهایی که اتفاق می افتد اگاه شوید.

نکته هفتم:
آنچه مردم ما امروز شدیدا به آن نیاز دارند دشمن شناسی است، کسی که در میدان جنگ بین دو خاکریز است و هر دو طرف می گویند ما راست می گوییم ابتدا باید تشخیص دهد دوست کدام طرف است و دشمن کدام طرف! کسانی که پشت شبکه های خبری امروز به ما لبخند زده و برای ما برنامه های طنز می سازند همان هایی هستند که با تمام توان صدام و منافقین تروریست هایی چون ریگی و داعش را تجهیز و حمایت کردند که ما را نابود کنند، این لبخندها به این خاطر است که دستشان به ما نمیرسد، خیلی آدم باید ساده لوح باشد که اخبار خودش را از دشمنی بگیرد که کمر همت به نابودی او بسته بوده است.

رسانه های بیگانه جز ایجاد روحیه یأس، و ناامیدی در میان مردم، و تلقین ناکارآمد حکومت و براندازی آن چه هدفی را دنبال می کنند؟ گمان می کنیم اینها دلشان برای ما می سوزد؟ صراحتا دارند می گویند ما داعش را برای ایران مهیا کردیم، داعشی که اگر پایش به ایران میرسید خودتان می دانید چطور با ما رفتار می کرد، آیا این کافی نیست تا ما غربی ها را بشناسیم؟

جمع بندی و نتیجه گیری

طبق آنچه که گذشت در پاسخ به سوال شما باید عرض کنم اولا ما باید بین خبر صدا و سیما و خبری که به نقل از این آقا و آن آقا گفته میشود تفاوت بگذاریم؛ اگر صدا و سیما خبری را به نقل از کسی گفت خب میزان اعتبار و صدق و کذب آن بر عهده ی آن آقاست، اما اگر خبری را مستقیما مطرح کرد در آنجا مسئول آن خود سازمان صدا و سیما است، اینجا قابل اعتماد است، چرا که شبکه های خبری به این سادگی اعتبار خود را زیر سوال نمی برند، حتی شبکه های غربی که مجبورند با دروغ های اشکار اهداف استعمارگران را پیش ببرند باز هم برای کار خود یک سند سازی صوری خواهند داشت.
ثانیا حتی اگر گاهی اخبار اشتباه از سوی صدا و سیما پخش شود باز هم صدا و سیما به لحاظ مسائل اجتماعی و امنیتی بر شبکه های خبری غربی ترجیح داشته، و بلکه نگاه کردن به آن شبکه ها برای کسانی که ممکن است تحت تأثیر آنها قرار بگیرند بعید نیست از نظر شرعی اشکال داشته باشد.

موضوع قفل شده است