جمع بندی اطاعت زن از شوهر مگر در محرمات

تب‌های اولیه

34 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

بیت المعمور;1021921 نوشت:
ورای این اختلاف مشکل دیگر این است که روایات فقط این دو مورد را ذکر کردند به عنوان مصداق اطاعت...
نه اینکه اطاعت را به دو مورد منحصر کنند...
و الله العالم

یک بحثی در اصول هست به عنوان " مقدمات حکمت" ؛
مقصود از مقدمات حکمت، جمع شدن شرایطی است که نشانه شمول مطلق برافراد می‌باشد.
در تعداد آن شرایط، میان اصولی‌ها اختلاف است؛ مشهور آن را سه و برخی دیگر پنج شرط می‌دانند.
مقدمات حکمت عبارت است از:
۱. متکلم در مقام بیان تمام مراد خود باشد و قصد اهمال ، اجمال گویی و هزل نداشته و غافل نیز نباشد؛
۲. قرینه‌ای متصله یا منفصله دلالت کننده بر تقیید در کلام نباشد، زیرا اگر قرینه متصله باشد، مانند: «اعتق رقبة مؤمنة» از ظهور کلام در اطلاق پیش گیری می‌کند، و اگر قرینه منفصله باشد، گر چه مانع انعقاد ظهور کلام نیست، اما حجیت آن را از بین می‌برد؛
۳. اطلاق و تقیید ممکن باشد؛ یعنی لفظ از الفاظی باشد که با قطع نظر از تعلق حکم به آن، قابل انقسام به مطلق و مقید باشد؛ به عبارت دیگر، صلاحیت داشته باشد که گاه در مطلق وگاه در مقید استعمال گردد؛
۴. قدر متیقن در مقام تخاطب وجود نداشته باشد. این مقدمه را مرحوم « آخوند » در « کفایة الاصول » بیان کرده است.

منظور از قدر متیقن در مقام تخاطب آن است که گاه بین مخاطب و متکلم از مصداق معینی سخن به میان آمده و سپس به طور مطلق امر شده است، مانند این که مولا با عبدش درباره فواید گوشت گوسفند سخن می‌گوید و پس از مدتی به شوق آمده و می‌گوید: «اشتر اللحم»، در این جا اگر چه مطلق گفته، ولی قدر متیقن در مقام محاوره، همان گوشت گوسفند است؛
۵. عدم انصراف ؛ در میان علما مشهور است که انصراف، مانع از تمسک به اطلاق کلام است، اگر چه سایر مقدمات حکمت در کلام وجود داشته باشد، مانند این که مولا بگوید: «اکرم العالم»، که لفظ «عالِم» به عالم دینی انصراف دارد نه هر عالمی.

وقتی ما در بین روایات فحص می کنیم روایات باب اطاعت زن از شوهر مواردی را بیان می کند با استفاده از مقدمات حکمت نتیجه می گیریم که موارد منحصر در این هاست و بیشتر از آن منظور شارع نبوده است.

[="3"]

شعیب;1021762 نوشت:
سؤال ـ آیا زن مى‌تواند در منزل وظایف خود را انجام ندهد؛ مثلا غذا نپزد، یا خانه را مرتبّ نکند؟ آیا مرد مى‌تواند او را مجبور به انجام این گونه امور بنماید؟
جواب : مرد حق ندارد او را مجبور به این کارها کند؛ مگر این که زن با میل خود این کارها را انجام دهد.

با سلام کارشناس گرامی

ممکنه بعضی زنها از این مورد سو استفاده کنند و با استناد به این حکم شرعی نخواهند در منزل هیچ کاری انجام دهند.در صورتیکه شوهر این زن در بیرون از خانه کار میکند و دیگر فرصتی ندارد که در خانه کار کند.در این صورت مشکل بجود میاد.

پاسخ چیست؟[/]

شعیب;1021994 نوشت:

اشتباه تایپی است و کلمه" نمی شود " است که بنده اصلاح کردم. (با عرض پوزش)
اگر به متن خود کلام علامه هم دقت بفرمایید ایشان مقید بودن اطاعت به مسائل زناشویی را تصریح می فرمایند:

و هذا مع ذلك حكم يتبع في سعته و ضيقه علته أعني قيمومة الرجل على المرأة قيمومة زوجية فعليها أن تقنت له و تحفظه فيما يرجع إلى ما بينهما من شئون الزوجية. (ج4 ، 344)




بنده نیز همین را عرض کردم.
اطلاق در شئون زوجیت وجود دارد.
به همین جهت گفتم خود این اطلاق چند نوع است.
برای اینکه متوجه مقصودم شوید
آیا شئون زوجیت فقط در رابطه جنسی خلاصه می شود؟!
به همین خاطر معتقدین به اطلاق اینجا می گویند اموری که بین زوجین مشترک است و بر هر دو تاثیر دارد، مرد حاکم و مدیر است حتی اگر ربطی به استمتاع جنسی نداشته باشد...

شعیب;1021998 نوشت:
قیاس اطاعت زن از شوهر به اطاعت فرزند از والدین قیاس مع الفارق است:
خدا اطاعت از پدر و مادر را قرین اطاعت خود فرموده.[/SIZE][/SIZE]
[/SIZE]

البته که بنده مقصودم قیاس نبود بلکه خواستم با مثالی ''قبح تخصیص اکثر'' را متذکر شوم.
مثال ساده تر بزنم
معلمی سر کلاس می آید و می گوید همه کتاب های خود را روی میز بگذارند مگر حسن و تقی و نقی و علی و ولی و محمد و مرتضی و سعید و ...
بعد آخر سر سه نفر باقی بمانند!!!!

اما درباره اطاعت از والدین به نظرم دچار اشتباه شده اید
زیرا قبلا با کارشناس صدیق گویا صحبت کردیم و معلوم شد که در قرآن دستور به اطاعت داده نشده است. اینجا هم نمبتوان مفهوم گیری کرد...
خلاصه بحث من این نیست و میتوانید به گفتگوی مذکور مراجعه کنید!

صمیمی;1022010 نوشت:
با سلام کارشناس گرامی
ممکنه بعضی زنها از این مورد سو استفاده کنند و با استناد به این حکم شرعی نخواهند در منزل هیچ کاری انجام دهند.در صورتیکه شوهر این زن در بیرون از خانه کار میکند و دیگر فرصتی ندارد که در خانه کار کند.در این صورت مشکل بجود میاد.
پاسخ چیست؟

با سلام خدمت شما دوست گرامی
ما دو بحث در این جا داریم.
یک بحث حقوقی در مسائل خانواده است
یک بحث اخلاقی.
آنچه که ما در این جا داریم بحث حقوقی است این که حق زن و شوهر چیست در چه محدوده ای اطاعت و تبعیت زن از شوهر حق شوهر است و چه مسائلی حق زن است. به عبارتی این بحث حقوق گارد ریلهایی است که در اطراف مسیر حرکت زناشویی خدا گذاشته که این حدود و شرایط آخر و منتهی بحث است و بیشتر در نزاع ها و احقاق حق ها به سرا این حدود و محدوده ها می روند . اما زندگی زناشویی همه اش حقوق و زندگی حقوقی نیست اصل آن سکینه و آرامشی است که زن و مرد با هم ایجاد می کنند اصل ازدواج پوشاندن و لباس بودن زن و شوهر برای هم است . این ها در بحث اخلاق زناشویی بحث می شود . و قرار نیست در این مسیر زندگی زناشویی زن و شوهر همیشه مماس با گارد ریل های این جاده طی مسیر کنند! بلکه با رعایت مسائل اخلاقی زناشویی می توانند بدون اصطکام و درگیری و با ایجاد مودت و سکینه برای هم زندگی خود را سامان دهند .
کارهای را بین هم تقسیم کنند به همدیگر کمک کنند و در جایی که می بینند طرف مقابل نیاز به کمک دارد به کمک او بروند . قرار نیست روی مرز حقوق حرکت کنند.
حتی آنجایی که می گوییم زن برای بیرون رفتن از مرد اجازه بگیرد با این که این حق مرد است اما قرار نیست که مرد در این امر سخت بگیرد بلکه می تواند با اعتمادی که از همسر خود دارد این محدوده را به صورت اختیاری توسعه دهد و زن خود را آزاد تر بگذارد . و یا زن درست است که باید نفقه بگیرد و هیچ کاری بر عهده او نیست جز تمکین جنسی. اما می تواند برای مودت و محبت و سکینه کارهای خانه را در دست بگیرد و به شوهر کمک کند.
نمونه یک زندگی اخلاقی ؛ زندگی حضرت زهرا و امام علی(ع) است در همان ابتدا کارهای بیرون و درون خانه را تقسیم کردند اما اینگونه نبود که بگویند حال که دیگر تقسیم کردیم دیگر هیچ کاری یر از آن انجام نمی دهیم! بلکه در روایت داریم حضرت زهرا بر اثر حمل آب با مشک شانه مبارکشان اثر بند مشک افتاده بود یا امام علی در خانه عدس پاک می کرد و ...

بله اگر بحث حقوقی صِرف باشد حقوق زن و شوهر مشخص است ؛ هیچ کدام از کارهای داخل منزل وظیفه زن نیست ، زن و وظیفه ندارد که غذا بپزد جارو کند حتی بچه داری کند و در قبال این ها می تواند از شهور خود پول بگیرد . چرا که زن بر اثر عقد ازدواج ملزم به تمکین جنسی از مرد می شود و حق خروج از منزل جز به اذن مرد را هم ندارد در مقابل مرد باید نفقه او را بدهد و مسکن او را فراهم کند.

امام خمینی ره در تحریرالوسیله در این خصوص می‌فرماید: ... لا یتحقق النشوز بترک طاعته فیما لیست بواجبة علیها، فلو امتنعت من خدمات البیت و حوائجه التی لا تتعلق بالاستمتاع من الکنس أو الخیاطة أو الطبخ أو غیر ذلک حتی سقی الماء و تمهید الفراش لم یتحقق النشوز. (ج 2، کتاب النکاح، القول فی النشوز )
یعنی: نشوز در زن (که عبارت است از خروج او از اطاعت شوهر در اموری که بر زن واجب است ) به واسطه ترک کارهایی که انجام آن‌ها بر زن واجب نیست تحقق نمی‌یابد؛ پس اگر زن از امور منزل و حوائج مرد که به امور جنسی بین آن‌ها ارتباط ندارد، از قبیل جارو کردن یا خیاطی یا غذا پختن یا غیر این‌ها، حتی آب دادن و پهن کردن رختخواب، خودداری نماید نشوز تحقق پیدا نمی‌کند. بنابر این: معلوم می‌گردد که به فتوای امام خمینی ره انجام هیچ یک از کارهای منزل واجب شرعی زنان نیست و مرد در این باره و نسبت به این امور حق فرمان به زن ندارد. پس اگر می‌بینیم که بسیاری از زنان مسلمان بار امور خانه را بر دوش گرفته و انجام می‌دهند، از فضل و بزرگواری و ناشی از روحیه محبت و همکاری و دلسوزی و خیرخواهی و خانمی آنان است. نه این‌که وظیفه شرعی و ناشی از الزامات عقد نکاح باشد.
البته همان‌طور که زن حق دارد در ضمن عقد ازدواج امور مباح و جایزی مثل وکالت در طلاق، اجازه خروج از منزل و مانند آن را شرط نماید برای مرد نیز چنین حقی وجود دارد. و بر اساس چنین حقی، مرد می‌تواند به هنگام ازدواج و در ضمن عقد نکاح انجام کارهای منزل را بر زن شرط کند.

باز هم این مطلب را یاد آور می شوم بایستی توجه داشت که نهاد خانواده صرفا با وظایف و تکالیف حقوقی قابل اداره نیست. اینجاست که وظایف اخلاقی زن و شوهر جلوه گر می شود و باعث گرمای نهاد خانواده می شود. بر اساس وظایف اخلاقی ، هر کدام از زن و شوهر بایستی سعی کنند با دوری از خودخواهی ها و خودمحوری ها و بر اساس عدالت و تقسیم کارهای داخل و خارج از خانه، بخشی از وظائف را برعهده گیرند. به عنوان مثال مرد کارهای سنگین و طاقت فرسای بیرون خانه را انجام می دهد و زن نیز وظایف مهم خانه داری و فرزند داری را برعهده می گیرد.
با این توضیح اگر چه انجام دادن کارهای داخل خانه و شستشو و پخت و پز و ... از وظایف حقوقی زنان نیست لکن شایسته است بر اساس تقسیم کاری که در مورد امور مربوط به خانه صورت می گیرد ، زنان نیز عهده دار بخشی از امورباشند. بی شک خانه داری و همسرداری می تواند نقش بسیار مهمی در تعالی و کمال زن و خانواده و فرزندان ایفا نماید. از این روست که پیامبر عظیم الشان اسلام صلوات الله علیه و آله خانه داری و همسرداری زن را به مثابه جهاد فی سبیل الله دانسته و می فرمایند: جهاد المرئه حسن التبعل. جهاد زن خوب شوهر داری کردن است.

بیت المعمور;1022028 نوشت:
بنده نیز همین را عرض کردم.
اطلاق در شئون زوجیت وجود دارد.
به همین جهت گفتم خود این اطلاق چند نوع است.
برای اینکه متوجه مقصودم شوید
آیا شئون زوجیت فقط در رابطه جنسی خلاصه می شود؟!
به همین خاطر معتقدین به اطلاق اینجا می گویند اموری که بین زوجین مشترک است و بر هر دو تاثیر دارد، مرد حاکم و مدیر است حتی اگر ربطی به استمتاع جنسی نداشته باشد...

با سلام
شئون زوجیت محدوده اش مشخص است دیگر آن کارهایی که به پیوند زناشویی مرتبط است .
چه کارهایی به پیوند زناشویی مرتبط است؛ غذا پختن زن ربطی به پیوند زناشویی دارد؟ تبعیت زن از مرد در امور اقتصادی کاری به زوجیت و زناشویی دارد ؟
این که مرد امر کند و زن در همه مسائل تبعیت کند چه ربطی به زوجیت دارد.
هر انسان چه زن و چه مرد یک سری امور اختصاصی دارد که تحت هیچ شرایطی مرتفع نمی شود مثلا مالکیت مالی زن بر داشته های خود . همچنان که مرد بر اموال خود مسلط است زن هم مسلط است . هیچگاه نمی توان گفت زن باید قنوت در برابر مرد داشته باشد و اگر مردی گفت پولت را به من بده زن باید اطاعت کند؟ یا اگر مرد گفت روی پول خودت مضاربه نکن توی بانک نگذار زن قنوت و اطاعت کامل داشته باشد!! هرگز گونه نیست:
«لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَ لِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ ؛برای مردان از آنچه [به اختیار] کسب کرده‌اند بهره‌ای است، و برای زنان [نیز] از آنچه [به اختیار] کسب کرده اند، بهره‌ای است.»

برای همین است که قرآن آن را منحصر در بحث زناشویی می کند و روایات هم مصادیق آن را بیان می کنند تا کسی گمان نکند که این اطاعت اطلاق دارد.
زناشویی مربوط به امور جنسی است و تمتع جنسی و تمکین جنسی است و وارد کردن مسال دیگر تحت آن نیاز به قرینه و دلیل دارد . کاری که روایات کرده است بیان مصادیق اموری است که به زناشویی مربوط است و شاید اگر روایات آن را داخل نمی کردند ما دلیل بر برخی زا یان امور نداشتیم . مثلا روایت می گوید خروج از منزل باید به اذن شوهر باشد یعنی بیان می کند که این حضور زن در منزل و اجازه خروج او از منزل مربوط به امور زناشویی است و یا بحث نذر و صدقه را بیان می کنند این از باب بیان مصداق و تعیین آن است و داخل کردن مسائل دیگر تحت آن دلیل می خواهد. مثلا اگر کسی می خواهد بگوید تنظیف خانه از امور وابسطه به زناشویی است و زن باید اطاعت از امر شوهر بکند باید دلیل بیاورد. یا اگر کسی بگوید که کار درون منزل (مثلا کارهای اینترنیت و کار در منزل هایی که درآمد دارد ) برای زن ممنوع است و در وقتی که شوهر در خانه حضور ندارد مانعی برای تمکین نیست این هم داخل در قنوت و وابسته به مسائل زناشویی است باید دلیل بیاورد.
به قول فقها : این که بگوییم زناشویی اطلاق دارد و هر موردی را به آن داخل بدانیم "تمسک به عام در شبهات موضوعیه " است و ممنوع است.
در شک این که فلان مصداق در عام ما داخل است نمی توان به عمومیت آن استدلال کرد بلکه دلیل بیرونی می خواهد.

بیت المعمور;1022028 نوشت:
مرد حاکم و مدیر است حتی اگر ربطی به استمتاع جنسی نداشته باشد...

حاکم و مدیر و قیوم در چه مسائلی؟ در مباحث خاص زناشویی و آن چه که به آن مربوط است قدر متیقن مسائل زناشویی تمکین جنسی است که آن را اخذ می کنیم و در بقیه مصادیق باید دلیل بیاوریم. یا دلیل روایی یا دلیل واضح عقلی.

بیت المعمور;1022029 نوشت:
البته که بنده مقصودم قیاس نبود بلکه خواستم با مثالی ''قبح تخصیص اکثر'' را متذکر شوم.
مثال ساده تر بزنم
معلمی سر کلاس می آید و می گوید همه کتاب های خود را روی میز بگذارند مگر حسن و تقی و نقی و علی و ولی و محمد و مرتضی و سعید و ...
بعد آخر سر سه نفر باقی بمانند!!!!

با سلام
مثال شما اشباه است . خدا از ابتدا نگفته مرد در زندگی مشترک در همه امور قیومیت دارد بلکه از همان ابتدا می گوید در مسائل زناشویی آن هم در قبلا نفقه ای که می دهد مدیر و حاکم است و باید از او اطاعت شود و هیچ موردی را هم از ان خارج نکرده قدر متیقن آن تمکین مسائل جنسی است و موارد بیشتر از آن دلیل می خواهد یا روایی یا عقلی.

بیت المعمور;1022029 نوشت:
اما درباره اطاعت از والدین به نظرم دچار اشتباه شده اید
زیرا قبلا با کارشناس صدیق گویا صحبت کردیم و معلوم شد که در قرآن دستور به اطاعت داده نشده است. اینجا هم نمبتوان مفهوم گیری کرد...
خلاصه بحث من این نیست و میتوانید به گفتگوی مذکور مراجعه کنید!

آدرس تاپیک را لطف بفرمایید تا گفتگوی شما را مشاهده کنم.

شعیب;1022096 نوشت:
قدر متیقن مسائل زناشویی تمکین جنسی است که آن را اخذ می کنیم و در بقیه مصادیق باید دلیل بیاوریم. یا دلیل روایی یا دلیل واضح عقلی.

بنگرید شما اطلاق را پذیرفتید لکن در تشخیص مصادیق دچار تردید یا ناآگاهی هستید...
تردید در تشخیص مصادیق به معنای عدم اطلاق نیست.
مثلا اگر خدا بگوید غیر خدا را عبادت نکنید
این اطلاق دارد و شامل هر عبادتی می شود لکن ممکن است فقها در تشخیص عبادت بودن یا نبودن برخی افعال یا باورها اختلاف داشته باشند، اما هیچ کس نمی گوید اختلاف و تردید در تشخیص مصادیق عبادت، اطلاق در عبادت را زیر سوال می برد.

پس شئون زندگی زناشویی ، اطلاق دارد و شامل همه مسائل میشود و مرد قیم و حاکم و ولی است و زن باید قانت و مطیع باشد.

نکته دوم اینکه روایات شاید مصادیقی ذکر کرده باشند اما به معنای انکار سایر مصادیق و منحصر کردن مصادیق به این چند مورد نیست.
بله اگر روایتی بگوید مصادیق شئون زناشوئی فقط این چند مورد است و لاغیر، حرفتان درست بود....

بیت المعمور;1022300 نوشت:
بنگرید شما اطلاق را پذیرفتید لکن در تشخیص مصادیق دچار تردید یا ناآگاهی هستید...
تردید در تشخیص مصادیق به معنای عدم اطلاق نیست.
مثلا اگر خدا بگوید غیر خدا را عبادت نکنید
این اطلاق دارد و شامل هر عبادتی می شود لکن ممکن است فقها در تشخیص عبادت بودن یا نبودن برخی افعال یا باورها اختلاف داشته باشند، اما هیچ کس نمی گوید اختلاف و تردید در تشخیص مصادیق عبادت، اطلاق در عبادت را زیر سوال می برد.

با سلام
بارها عرض کردم بحث بر روی ادله احکام شرعی یک بحث تخصصی و اجتهادی است و حد اقل آن این است که با اصول فقه آشنا باشید .
همه فقها تمسک به عام در شبهه مصداقیه را جایز نمی دانند .
مثلا مولا می گوید" اکرم العالم" این عام و مطلق است حال اگر شک کردیم که آیا زید عالم هست یا نه؟ نمی توانیم به عموم اکرم العلما تمسک کنیم و بگوییم زید را هم باید اکرام کرد.
ما نحن فیه هم از همین قبیل است شارع می گوید " زن باید در مسائل زناشویی از مرد اطاعت کند" حال شک می کنیم که شستن ظرف و یا پختن غذا هم از امور زناشویی است؟ نمی توانیم به آن تمسک کنیم بلکه نیاز به دلیل بیرون از آن عام داریم.
آن مثالی که شما زدید "که یر خدا را عبادت نکنید" آیا اگر شک کردیم که بوسیدن ضریح امام عبادت هست یا نه؟ می توانیم به این عام تمسک کنیم ؟ هرگز. ابتدا باید مصداق عبادت مشخصباشد بعد بگوییم که این عام همه آنها را فرا می گیرد.

در بحث ما عام این جمله است: "زن از مرد در مسائل زناشویی اطاعت کند " حال این که مسائل زناشویی شامل چه مصداق هایی می شود را نمی توان از این عام برداشت کرد.

بیت المعمور;1022300 نوشت:
پس شئون زندگی زناشویی ، اطلاق دارد و شامل همه مسائل میشود و مرد قیم و حاکم و ولی است و زن باید قانت و مطیع باشد.

این همان تمسک به عام در شبهات مصداقیه است که همه علما گفته اند باطل است.

بیت المعمور;1022300 نوشت:
نکته دوم اینکه روایات شاید مصادیقی ذکر کرده باشند اما به معنای انکار سایر مصادیق و منحصر کردن مصادیق به این چند مورد نیست.
بله اگر روایتی بگوید مصادیق شئون زناشوئی فقط این چند مورد است و لاغیر، حرفتان درست بود....

بحث اطلاق مقامی و بحث مقدمات حکمت برای این است که دچار این اشتباه نشوید لطفا مراجعه کنید.