جمع بندی اشکالات قرآن (حضرت موسی در قرآن)

تب‌های اولیه

16 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

مرحبا بناصرنا.

مطالبی که زحمت کشیدید نشان میده " تصطلون" در آیه شریفه به معنای همان گرم شدن با آتش هست . بنده هم از المیزان همین معنی رو نقل کردم.

ظاهرا شکایتتون رو پس گرفتید.

با سلام

دقت فرمایید مصدر جعلیست و ازریشه صلی بعداً ساخته شده چرا باید مصدری از ریشه صلی معنی گرم شدن بدهد .

سوره مبارکه نمل را از اغاز بخوانید همه اش راجع به هدایت است چه دلیلی دارید که موسی برای گرما به سمت اتش رفته ولی شب بودنش مسلم است چون اتش در روز از دور دیده نمیشود موسی هشت تا ده سال نزد شعیت اموزش ندید تا برای دیگران گرما بیاورد . قبلاً هم عرض کردم نادی درون اتش نیز اورا به نور جذب میکند نه گرما شیطان هم از اتش است ولی مبارک نیست چون نور ندارد همه اش تاریکیست .

سوره مبارکه قصص نیز حکایت از زمانیست که موسی بعد از به پایان رساندن دوران نقاهت به پیامبری مبعوث میشود ایا این زمانیست که موسی دنبال نور بوده یا گرما .

شاکی;1015037 نوشت:
دقت فرمایید مصدر جعلیست و ازریشه صلی بعداً ساخته شده چرا باید مصدری از ریشه صلی معنی گرم شدن بدهد .

ریشه افعال وقتی به ابواب مختلف می روند معانی متفاوتی میگیرند. درست مثل همین موارد از ریشه "صلی" را که بیان کردید وقتی به ابواب متعدی می رود یک ساختار و یک معنی دارد وقتی با حروف اضافه خاصی همراه شود یک معنی دارد و وقتی به باب دیگری رود معنی دیگری دارد . اینها در زبان عربی بسیار متداول است و کاربرد آنها چون و چرا ندارد زیرا این کاربردها سماعی است و عرب از دیر باز این افعال را اینگونه استعمال نموده است . مثل هر زبان دیگری.

شاکی;1015037 نوشت:
سوره مبارکه نمل را از اغاز بخوانید همه اش راجع به هدایت است چه دلیلی دارید که موسی برای گرما به سمت اتش رفته ولی شب بودنش مسلم است چون اتش در روز از دور دیده نمیشود موسی هشت تا ده سال نزد شعیت اموزش ندید تا برای دیگران گرما بیاورد . قبلاً هم عرض کردم نادی درون اتش نیز اورا به نور جذب میکند نه گرما شیطان هم از اتش است ولی مبارک نیست چون نور ندارد همه اش تاریکیست .

سوره مبارکه قصص نیز حکایت از زمانیست که موسی بعد از به پایان رساندن دوران نقاهت به پیامبری مبعوث میشود ایا این زمانیست که موسی دنبال نور بوده یا گرما .


مطالبی که فرمودید ربطی به مساله ندارد.
حضرت موسی (علیه السلام) پس از سر آمد مدتی که با حضرت شعیب (علیه السلام) قرار بسته بودند، به همراه خانواده اش از مدین حرکت میکنند.
"اين جريان در شب واقع شده، و گويا شبى بسيار سرد بوده، و نيز برمى‏آيد كه موسى (علیه السلام) و همراهانش راه را گم كرده بودند، در چنين شرايطى موسى (علیه السلام) از طرف طور كه در آن نزديكى‏ها بوده آتشى به چشمش مى‏خورد، به اهل خود دستور مى‏دهد همانجا بمانند، تا او برود به طرف آنچه به چشمش خورده، شايد در آنجا انسانى ببيند، و از او بپرسد راه كجا است، و يا آنكه پاره‏اى آتش گرفته بياورد، تا با آن گرم شوند"(1)

اینهاچه ربطی دارد به اینکه آن حضرت نزد حضرت شعیب (علیه السلام) بوده اند؟! مگر انبیاء (علیهم السلام) در تاریکی و سرما نیاز به نور و گرما ندارند؟!مگر خانواده آنها نیاز به نور و گرما ندارند؟! بله آن ده سال آموزش ندیدند که دنبال گرما بروند مگر ما گفتیم آموزش دیدند که پس از آن تمام عمرشان دنبال گرما بروند؟یا دنبال نور و. آتش بروند ؟
انبیاء (علیهم السلام) زندگی عادی و معمولی دارند به شهادت قرآن کریم :
«قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ...؛(2)بگو من هم مثل شما بشرى هستم و[لى] به من وحى مى ‏شود ...»
لذا چه حضرت موسی (علیه السلام) و چه هر نبی الهی دیگر و چه هر فرد دیگری شب در بیابان نیاز به گرما و نور دارد و راه یابی دقیق.
حضرت موسی (علیه السلام) هم در آن شب تاریک و سرد پس از رویت روشنایی در بیابان به خانواده شان فرمودند که می روم خبر بیاورم یا شعله ای که با آن گرم شوید. همین.
نه تناقضی وجود دارد نه خطایی، نه غلطی و نه اشتباهی.

1. ترجمه المیزان، ج16، ص43.
2. کهف/110

پرسش:
من در شبکه های مجازی چندین شبهه دیدم ممنون می شوم به شبهات پاسخ دهید
حضرت موسی (علیه السلام) در قرآن

فَلَمَّا قَضَى مُوسَى الْأَجَلَ وَ سَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِن جَانِبِ الطُّورِ نَارًا قَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ (قصص/28)
هنگامي كه موسي مدت خود را به پايان رسانيد و همراه خانواده‌اش حركت كرد از جانب طور آتشی ديد! به خانواده‌ اش گفت: درنگ كنيد من آتشی ديدم، می‌روم شايد خبری برای شما بياورم، ياشعله‌‌ای از آتش، تابا آن گرم شويد.

إِذْ قَالَ مُوسَى لِأَهْلِهِ إِنِّي آنَسْتُ نَارًا سَآتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ آتِيكُم بِشِهَابٍ قَبَسٍ لَّعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ (نمل/7)
هنگامى راكه موسى به خانواده خود گفت من آتشى دیدم به زودى براى شما خبرى از آن خواهم آورد يا پاره شعله آتشى براى شما می‌آورم تا با آن گرم شوید.
د ردو آیه بالا موسی می‌گوید من می‌روم که آتشی بیاورم تا شما خود را گرم نمائید. اما:
إِذْ رَأَى نَارًا فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى (طه/10)
هنگامي كه آتشي مشاهده كرد و به خانواده خود گفت اندكي مكث كنيد كه من آتشي ديدم شايد پاره ای از آن را براي شما بياورم، يا به وسيله اين آتش راه را پيدا كنم.
در این آیه موسی می‌گوید که من آتش را برای استفاده از روشنائی آن می‌آورم.
با تشکر



پاسخ:

در هر سه آیه این دو مفهوم خبر آوردن و جذوه و شعله ای از آتش آوردن وجود دارد منتها با بیانهای متفاوت .
در یکجا می فرماید :

لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ (قصص/29)

یا
سَآتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ آتِيكُم بِشِهَابٍ قَبَسٍ لَّعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ (نمل/7)

در جایی هم می فرماید:

آتِيكُم مِّنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى (طه/10)

هیچگونه تناقضی وجود ندارد. فقط در آیه سوم همین دو مفهوم با عبارات دیگری بیان شده است : "أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى " عبارة اخری "آتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ" است .
در آیه سوم فرموده شعله ای بیاورم یا کسی را بیابم تا راهنمایی کند که معادل همان "آتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ" است. البته در مورد قبس که عبارت دیگری هم بکار برده نشده فقط در مورد خبر گرفتن از عبارت دیگری استفاده شده است.لذا تناقضی نیست.



موضوع قفل شده است