اشتغال زنان

تب‌های اولیه

12 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

متاسفانه کار بانوان در جامعه ما به بیراهه رفته .
بسیاری از مشاغل بانوان نه از نظر حقوقی برای خودشان مفید است و نه به درد کارفرما میخوره . ( بانوان میگن کاچی بعض هیچی و میرن سر اون کار . کارفرما هم به طمع استفاده از نیروی مفت و حرف گوش کن و .... از زن استفاده میکنه ) ( غافل از اینکه بانوان از وقت تلف کردن غافلن و کارفرما از خراب شدن کار )

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

غیر از فرمایش کارشناس محترم که نقل کرده اید، و البته صحیح است، به نظر حقیر، یک گام بالاتر، اصلا برای بخش قابل توجهی از خانم ها اشتغال مفید فرد و جامعه نیست. اگر نگوییم تقریبا همه.

خوبی می گفت: اگر زن ها سر کار نروند، کشور مشکل اشتغال ندارد - البته به جز زنانی که وظیفه دارند اشتغالی داشته باشند - .

البته این حرف ها الان حتی در بین مذهبی ها هم خریدار ندارد. ان شاء الله روزی حقایق معلوم می شود.

التماس دعا

.سلام
من اینجا کلی در این زمینه بحث کردم اما انگار بازم مردان محکومند و این یک حق(!) برای زنان است!
من از بیکاری رنج می برم

در فرهنگ اسلامی، انسان (اعم از زن و مرد) با کار شکل می‌گیرد. در دنیا چیزی جز نتیجه‌ی کارهایش را حاصل نمی‌کند «وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏ - و اينكه: براى انسان جز در نتیجه سعی چیزی (نتیجه و پاداشی) نيست. (النجم – 39) و در آخرت نیز نتایج حاصل از کار و تلاش خود را می‌بیند. «يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسانُ ما سَعى‏ - روزی که [قیامت] انسان آن چه انجام داده است را به یاد می‌آورد» (النازعات – 35).

در فرهنگ اسلامی،‌ انسان کار را می‌سازد و کار انسان را، پس انسان بی‌کار ساخته شده نیست و از جایگاه و ارزش مطلوب انسانی برخوردار نمی‌باشد.

زنان، بخش قابل توجهی از جامعه‌ی انسانی (در ایران یا هر کشور دیگری) را تشکیل داده‌اند. لذا «کار و کارمزد» یا همان دسترنج، حق طبیعی هر انسانی است. لذا نه تنها نمی‌توان و نباید حق کار را از زنان گرفت، بلکه چنین روشی (بی‌کار کردن آنان) هیچ مشکلی را در اقتصاد و جامعه حل نمی‌کند و چه بسا بر مشکلات می‌افزاید. مضافاً بر این که همه‌ی زنان را مبدل به قشر مصرف کننده می‌نماید.

منتهیٰ در موضوع «کار» و به خصوص برای بانوان، باید تعاریف و شاخص‌های درستی در دستور قرار گیرد. به عنوان مثال: در فرهنگ اسلامی «خانه‌داری» نیز نوعی کار (و بلکه کار اصلی) محسوب می‌گردد که در مقابل کارمزدهایی دارد که باید در قالب «نفقه»، «حق کار»، «حق شیر دادن به اولاد» و ... پرداخت شود.

یکی از بهانه‌های فمینیسم برای جدا کردن زن از خانه و خانواده و استثمار آنها در کارخانجات و یا سوء استفاده از جنسیت آنها به طرق مختلف، همین ارزش مادی و دستمزد نداشتن کار زن در خانه است و اسلام تنها مکتبی است که به این مهم توجه نموده است. تا آن جا که «نفقه» را فقط برای حضور زن در کانون خانواده قرار داده است و می‌فرماید: مرد اجازه ندارد به زن کار بدهد و زن نیز می‌تواند در مقابل کار اجر و مزد بخواهد و حتی اگر به فرزند خود شیر دهد، می‌تواند مزد آن را دریافت نماید. در چنین فرهنگی، «زن» که در واقع کارخانه‌ی تولید نسل است، نه تنها هیچ‌گاه بی‌کار نمی‌ماند، بلکه طبیعی‌ترین و والاترین کاری را که متناسب خلقت و استعدادهای اوست بر عهده می‌گیرد و در مقابل نیز مزد دریافت می‌نماید. اما وقتی با اعمال فرهنگ منحط غربی این بازار بزرگ اشتغال به روی زن بسته می‌شود و نه ارزش این کار عظیم مورد توجه قرار می‌گیرد و نه بابت آن کارمزدی پرداخت می‌گردد، بدیهی است که «زن» به دنبال اشتغال‌های دیگری در جامعه‌ی اقتصادی می‌گردد و این مشکلات بروز می‌نماید.

البته کار در عرصه‌های دیگر اقتصادی نیز برای بانوان منعی ندارد. منتهی از شاخص‌های دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، تعریف و نوع کارهای اجتماعی برای بانوان است. رفتار خطای غرب، جایگزین نمودن زن به جای مرد (به بهانه‌ی تساوی حقوق) در عرصه‌ی کار (به خاطر اطاعت پذیری بیشتر و حقوق کمتر و بهره‌های دیگر) بوده است و حال آن که کارهای بسیاری وجود دارد که یا از عهده‌ی مرد بر نمی‌آید و یا زنان آن را بهتر انجام می‌دهند. مثل عرصه‌های آموزشی و تربیتی در سطوح مختلف – بهداشت – بسیاری از امور اداری – تحقیقات علمی – امداد و صدها مورد دیگر.

باید دقت نمود که شاغل شدن بانوان در عرصه‌هایی چون مدیریت‌های سیاسی یا اقتصادی کشور و هم چنین مدیریت‌های علمی، صنعتی و ...، نه تنها منعی ندارد، بلکه به مقداری نیست که فرصت‌ها را برای حضور مردان دچار مخاطره کرده باشد و اگر قرار باشد هر جایگزینی برای کار مردان حذف گردد، باید ابتدا رباط‌ها را جمع کرد.

در هر حال سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی در توزیع عادلانه فرصت‌های شغلی، بسیار عقلانی‌تر و مفیدتر از حذف و قربانی کردن نیمی از جامعه است و تحقق این مهم مستلزم تدابیر صحیح در عرصه‌های متفاوت است که از آن جمله می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:

بها قائل شدن برای کاری به عنوان خانه‌داری – کنترل ظرفیت دانشگاه‌ها به تناسب نیاز بازار و بازدهی مرد و زن – تعیین تخصص‌ها و بازار کارهای ویژه‌ی بانوان با امکاناتی که ضمن برخورداری از جاذبه، درآمد و امکان رشد مناسب داشته باشد – افزایش فرصت‌های شغلی برای مردها ... و مهم‌تر از همه فرهنگ‌سازی بر اساس اخلاقیات اسلامی. چرا که بخش بسیاری از جذب بانوان و اختصاص فرصت‌های شغلی (حتی غیر مربوط) به آنان، نه به خاطر تخصص یا حقوق کمتر، بلکه به خاطر سوء استفاده از جنیسیت آنان است که هم زنان در این مسیر دچار خسران می‌گردند و هم جامعه.

ملاحظه مهم:

متأسفانه امروزه بسیار مشاهده می‌شود که (چنان چه در سؤال اشاره شده است)، به بهانه‌ی افزایش هزینه‌های زندگی و درآمد کم، مردها به دنبال همسری می‌گردند که شاغل باشد تا در مخارج زندگی سهیم و کمک حال آنها گردد!

این همان حاصل تهاجم فرهنگی در عرصه‌های متفاوت است و مفاسد و مضرات خود را به دنبال دارد. به طور قطع و بر اساس مطالعات و دلایل مبرهن، آثار سوء و خسارات نهادینه‌ شدن این فرهنگ، به فرد، خانواده و جامعه، به مراتب بیش از تأثیر میزان دستمزد زن در اقتصاد خانواده است.

در فرهنگ غنی اسلام، اگر چه به فرموده‌ی پیامبر اکرم (ص) جایگاه بانویی که در اقتصاد کمک حال مرد باشد بسیار رفیع است، اما معنای این «کار و کمک اقتصادی»، الزاماً کار در ادارات و کارخانجات و دریافت حقوق و اشتراک در هزینه‌های خانواده نیست و نقش اقتصادی مدیریتی و تربیتی زن در اداره‌ی خانه و خانواده در کنترل هزینه‌های مستقیم و غیر مستقیم، کوتاه مدت و بلند مدت، بیش از نقش دستمزد وی در اقتصاد خانواده می‌باشد.

اگر مرد مسلمان دقت کند که حتی اگر خود هیچ درآمدی نداشته باشد و همسرش ماهانه یک میلیون تومان حقوق بگیرد، باز نفقه و هزینه‌های خانواده بر عهده‌ی مرد است و حقوق و کارمزد زن متعلق به خود اوست و می‌تواند نه تنها حتی یک ریال هم خرج خانه و خانواده ننماید، بلکه در مقابل کاری که در خانه انجام می‌دهد نیز مطالبه‌ی حقوق نماید، آن وقت این طمع باطلی که موجبات بروز ناهنجاری‌های متعددی چون: تنبلی مرد، تغییر جایگاه زن و مرد در خانواده و به دنبال آن در اجتماع، تغییر نگاه و انتظار زن و مرد از یک دیگر و از بین رفتن احساسات و عواطف فطری، تبدیل کانون گرم خانه و خانواده به خوابگاه خستگان از کار، از بین رفتن عرصه‌ها و فرصت‌های تربیتی برای همسران و فرزندان – ازدیاد بروز اختلافات خانوادگی و به همین دلیل افزایش طلاق و ... فراهم نموده است، از بین می‌رود.

با سلام
حجاب ارزنده ترین نماد فرهنگی ، اجتماعی در تمدن ایران اسلامی می باشد و عفاف پدیده ی ارزشی مهمی در تعالیم اسلامی است و توجه به زمینه های فرهنگی و اجتماعی به عنوان بستر آن بسیار شایسته و لازم بوده و اشاعه و تعمیق آن نیازمند آموزش های بنیادین و مداوم در خانواده ، مدرسه ، دانشگاه و اجتماع می باشد.
بدیهی است در کنار شرایط مساعد اجتماعی الگوپذیری این فرهنگ نیازمند نهادینه شدن آن در وجود افراد می باشد و بدون شک رسیدن به این هدف نیازمند مشارکت و توجه جدی همه نهادها و دستگاهها به صورت مستمر و هدفمند می باشد.

آلاء;715093 نوشت:
آسیب شناسی حضور زنان در ادارات

بنام خدا
1- از من بپرسند تاثیر ضد فرهنگی محیط کار بیشتر است یا ماهواره میگویم نمیدانم بعید نیست محیط کار بیشتر باشد
2- کار بسیاری از بانوان سر کاری است و عده ای از کارفرما ها بخاطر ارزانی ، حرف گوش کنی زنها ،کلاسش و مسائل دیگر از زن استفاده میکنند و عده ای از کارفرماها متوجه نیستند حضور زنان چه خساراتی به کارشان وارد میکند
3- این در شرائطی است که در بسیاری شغلها نیاز مبرم به متخصص زن داریم و متاسفانه زنها شغلهایی دارن که در آن ضرورت کار ندارند

بسم الله الرحمن الرحيم

عرض ادب و سلام خدمت شما دوست محترم ،

بله دوست محترم . متاسفانه موج جريان فمينيستي که از غرب وارد ايران و کشورهاي جهان سوم شد بدون نياز سنجي لازم براي ورود زنان را به شکل گسترده وارد عرصه کار و اشتغال نمود ، اشتغال و مشغوليتي که تنها به نفع صاحبان سرمايه شد تا از نيروي کار ارزان استفاده کنند و متاسفانه در برخي موارد هيچ توجهي به حقوق زن و خانواده نشده است و متاسفانه به بهانه حمايت از زن در برخي از موارد زن در معرض اسيب هاي جدي اجتماعي قرار گرفت.

حرفی که یکی از کاربرا زدن و گفتن حضور خانمها در محیط کار باعث خراب شدن کار میشه رو قبول ندارم ...
چون خانمها اصولا حساس تر و دقیق ترن ... اقایون از زیر کار دررو هستن ولی خانمها شاید یه کار رو به مراتب بهتر انجام بدن

ولیییییییییییی ...

واقعا بیشتر خانمهای شاغل الان فقط جای یه جوونو گرفتن!!
ای کاش میشد همه خانمها به جز خانمهایی که واقعا به اشتغال نیاز دارن یا جاهایی که به وجود یه خانم نیازه ... بقیه از کار برکنار میشدن و به جاش این همه جوون بیکار می رفتن سرکار!
اونوقت موقعیت های شغلی بهتر و بیشتری متناسب با تحصیلات و تخصص افراد فراهم میشد ...

برای خود خانمهام از همه لحاظ بهتر بود ....
محیط خونه گرمتر وصمیمی تر میشد .... اقایون قدر خانمهای خانه دارو بیشتر میدونستن .... خیال نمیکردن هرکی رفت سرکار ارزشش بیشتره ...خانمهای متاهل امنیت روانی بیشتری داشتن ... حتی واسه خانمهای مجرد هم خوب بود چون بیشترین مشکل جوونا برای ازدواج، نداشتن شغل مناسبه!!!!

شاید یه خانم صرفا برای خرج های اضافه ش بره سرکار وجای یه جوونو اشغال کنه ولی یه جوون برای ایندش برای تشکیل خانواده برای سرپرستی خانواده ش ،برای پس انداز و... به اون کار نیاز داره!!!
واقعا گاهی می بینم افرادی رو که هیچ نیازی ندارن همسراشونم حتی از لحاظ مالی تامینن ولی صرفا به خاطر کلاس گذاشتن!! یا مستقل بودن و امثالهم میرن سرکار ... ادم تاسف میخوره !!!

خب اگه کسی نمیتونه خونه داری کنه و اینو مساوی با بیکاری میدونه لااقل بره توی مشاغل آزاد ... چرا جاهای دولتی؟؟چرا جای دوتا جوونو میگیره؟؟

ضمن اینکه الان اکثرخانمها(به جز سرپرستان خانواده و کسایی که نیاز دارن به شغل) به خاطر اینکه نیاز چندانی ندارن به پول و حقوق واسشون مهم نیس با هر حقوقی حاضرن برن سرکار ... بنابراین طرف ترجیح میده دوتا خانم رو بیاره با یه حقوق خیلییییییییی کم تا یه اقا رو با حقوق کارگری!!!!!

حالا جدا از اینکه الان گرمی محیط کار انقدر زیاد شده که محیط خونه رو سرد کرده ...
منکه هرجایی رفتم انقدر روابط همکارا عادی شده بود ادم نمی فهمید کی به کیه!!! و همیشه توی هر اداره ای لااقل چندنفری پیدا میشن که صدای خنده هاشون تا انتهای سالن میرسه.... یه بار یه جایی بایکی کار داشتم
خانمه به اقا گفت شیطون ... من خیال کردم همسرشه تااین حد صمیمی!!! ولی بعد فهمیدم همکارشه!!!
وقتی انقدر باهم گرم میگیرن میخواد روابط بین خودشون و همسرشون گرم باشه؟؟

اقایون دل پری نسبت به این قضیه دارند اما حقیقتا حق دارند
اگر قشری از خانمها که نیاز مالی ندارند را از بازارکار بیرون بکشیم به همان نسبت از جوانهای بیکار که لازم و واجبه که شغلی داشته باشند می توانند شغلی داشته باشند و به تبع ان بیکاری بخشی از جوانهای ما حل می شود .
بماند که این کار و جداسازی خانمها از بخش اقایان در محیط کاری به ثبات زندگی خانمهای خانه دار هم کمک می کند .

سلام.

من خودم الان جایی که کار میکنم ،6 نفر مرد هست 13 نفر زن

من دارم میبینم چه مشکلاتی از این بابت داره بروز میکنه ، ای کاش مسولین یه فکری بر میداشتن

ای کاش واقعا خانومهایی شاغل میشدن که سرپرست یه خانواده بودن ، نه این که از سر سیری و کلاس و پر کردن ساعتای بیکاریشون بیان سر کار .

باسلام
اشتغال بانوان
موندم چی شد کار کردن خانمها بیرون از خونه شد یک انتخاب یک افتخار ....
اصلا موضوع رعایت کردن مسائل عاطفی و حجاب ... نیست
یک خانم متاهل چندین ساعت کار بعد بچه تنها تو مهد بزرگ میشه یه نسل بی احساس
که چی دراومد بیشتر تجملات بیشتر و...
میدونم خیلی ها هم برای رفع نیازهای روزمره شاید نتوانند با چندین کار پاسخگو باشند
ولی واقعا زندگی ها سخت شده که این همه خانوم‌ها ضرورت میبینند برن سر هر کاری با حداقل حقوق

بماند بعضی از مشاغل نیاز به حضور خانمها داره

یه کارمند موفق که دخترش حسرت خوردن صبحانه با مادرش رو داره این نسل چه شود