جمع بندی اشتغال زنان و بحران جامعه

تب‌های اولیه

73 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

با سلام و تشکر از مساعی و مشارکت همه دوستان و عزیزان،@};- چنانکه وعده کرده بودیم، اینکه مطلب جدیدی توسط دوستان مطرح نگردید بمنظور پرهیز از مباحث تکراری تایپیک را جهت ارجاع به بخش جمعبندی می بندیم. در صورتیکه دوستان سؤال مشخص و جدیدی پیرامون موضوع اشتغال زنان داشتند می توانند در تایپیک مستقلی طرح کنند.

شکراً لمساعیکم @};-

پرسش:
سازوکار اشتغال زنان باید چگونه باشد تا جامعه به بحران کشیده نشود؟

جمعبندی:
در پاسخ به سؤال شما نکاتی را تقدیم می کنیم:

اولاً از نگاه اسلام زنان هم مانند مردان هم وظیفه دارند و هم حق دارند به کسب علم و دانش و ارتقاء سطح علمی و معرفتی خود بپردازند. چنانکه در روایات به این معنا اشاره شده است. «طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمة» همچنین حق دارند در مشاغل بسیاری که حضور زن یک ضرورت است حضور فعالی در جامعه داشته باشند و نیز در برخی مشاغل حتی در کنار مردان (با رعایت شرایط و ملاحظاتی) به ارائه کار و خدمت بپردازند اما این دو عرصه نباید افسارگسیخته و بدون نظام باشد، اینکه زنان اجازه داشته باشند آزادانه در همه مشاغل دولتی و خصوصی حضور یافته و اکثریت مشاغل را اشغال کنند و یا حکومت تحت تأثیر شعارهای فمنیستی برابری زنان و مردان و بدون توجه به تبعات سوء آن، به رواج فرهنگ غلط و عطش کاذب اشغال اکثریت مشاغل دولتی و خصوصی، برای زنان در جامعه دامن بزند. اگر فرهنگ و نظام منطقی ای در جامعه حاکم نباشد و زنان جامعه قادر باشند آزادانه به هر شغلی وارد شوند، چنان عطشی دارند که روزی شاهد آن خواهیم بود که اکثریت مردان بیکار شده و جامعه ما از لحاظ مشاغل گوناگون، زن سالار خواهد شد. متأسفانه کارفرمایان، به دلایل مختلفی نظیر ارزانی، اطاعت پذیری، جذابیت و بازاریابی و ... علاقمندند که از نیروی انسانی زن در مشاغل مختلف استفاده کنند و عموماً به تبعات منفی و عواقب آن در سطح جامعه توجه ندارند!

ثانیاً حکومت اسلامی باید برای پیشگیری از این اتفاق نامبارک و خطر و تهدیدی که اشاره شد، علاوه بر فرهنگ سازی، ساختار نظام آموزش عالی و نظام اقتصادی و اشتغال را بر اساس نوع تحصیلات دانشگاهی و مشاغلی که وجود دارند بگونه ای تعریف کند که سهم حداکثری برای مردان باشد و البته سهم زنان نیز در مشاغل مرتبط با شخصیت و فیزیک بدن و شرایط دیگر لحاظ گردد، باید اولویت جامعه به سمتی برود که تأمین شغل دروهله اول برای مردان واجد اهمیت باشد و در وهله دوم از زنان نیز در برخی مشاغل بسته به نیاز و ضرورت و اقتضاء بکارگیری شود. بعبارتی باید براساس اولویت و سطح نیاز و نوع شغل، (سهم مردان و زنان درصدبندی شود). متأسفانه جذب بازار کار آزاد در شرکتها و مراکز تولیدی و خدماتی خصوصی به سمت و سوی جذب حداکثری زنان رفته است (به همان دلایلی که گفتیم) و این یک تهدید و خطرجدی است. دولت اسلامی باید برای رفع این مشکل و افراطی که در جریان است و بمنظور پیشگیری از تبعات سوء در متن و در حاشیه آن، یک برنامه ریزی جدی و عملیاتی کند. و البته اگر دولت بخواهد مشکل اشتغال جوانان با اولویت مردان را رفع کند از طریق نظارت اداره کار و یا اداره صنایع در تمام کشور و مراکز مربوط به صنوف به راحتی می تواند، از روند جذب بی رویه زنان در مشاغل گوناگون و بیگاری مدرنی که متأسفانه به فرهنگ غلطی در کشور ما مبدل شده پیشگیری نموده و با بکارگیری مردان و جوانان، بسیاری از مشکلات (مورد اشاره) را مرتفع سازد. البته در کنار توجه به اولویت اول یعنی ایجاد فرصت های شغلی مناسب و گسترده برای مردان، دولت باید به توسعه و پیشرفت همه ارکان جامعه توجه کند و نیز توأمان باید به ایجاد فرصت های شغلی مورد نیاز جامعه، مناسب، درخور و در شأن و توان بانوان گرامی کشور نیز بپردازد.

ثالثاً ناگفته نماند اصالتاً مخالفتی با استفاده از ظرفیت زنان در کارهای مدیریتی نداریم کما اینکه در بسیاری از مراکز دولتی، نیمه دولتی، خصوصی و شرکتها در سطوح ارشد و میانی ادارات و موسسات و کارخانجات، همین اتفاق در جریان است (حتی اگر امکانی فراهم باشد و نیاز اشتغال مردان که در اولویت اول است تأمین شده باشد باید سهم زنان افزوده شود( از آنسوی، اتفاقاً عمده کارهای یدی و بدنی که نیازمند قوای جسمانی بیشتری است معمولاً توسط مردان انجام می شود و البته نمی توان در بعضی کارها نظیر کار در کارخانه ها سهم زنان را نادیده گرفت که البته به اقتضاء فیزیک و لطافت جسمی و روحی زنان، در اکثر موارد با کار زنان در کارخانجات و کارهایی که توأم با مشقت و دشواری زیادی است و با فیزیک جسمانی و اقتضائات روحی زنان موافقت و مؤانست ندارد چندان موافق نیستیم.

رابعاً تأکید عقل و دین، بر اولویت اشتغال و تأمین نیروی انسانی مرد است، چنانکه دلایلش را اشاره کردیم زیرا مسوولیت تأمین معاش خانواده در وهله اول و در اکثر موارد بعهده مردان است و رسالت زنان در مکتب اسلام چیز دیگری تعریف شده (مدیریت داخلی خانه و خانواده، همسرداری و تربیت فرزند) و نیز بدلیل آنکه بنا به تجربه حضور زنان و اشتغال در فضاهای کاری مختلط با مردان، معمولاً همراه با مفسده هایی است که در موارد بسیاری جبران ناپذیر بوده و تهدیدی برای شخصیت زن و نظام خانواده است، زیرا کار زنان در بیرون را در شرایطی پسندیده است که درضمن حفظ شخصیت و لطافت و ظرافت زنان و شرایط و اقتضائات جسمی و روحی شان، مطابق با نیاز جامعه به حضور زنان در آن عرصه باشد، یا فضای کاری ایشان غیر مختلط و اختصاصی به زنان باشد و یا فضای کاری ایشان بگونه ای سالم باشد که از هرگونه تهدیدی عاری باشد. بعلاوه اینکه کار زنان در بیرون از خانه نباید مُخِلّ وظایف و رسالتهای اصلی ایشان در کانون خانه و خانواده باشد. با این وجود باید سهم مقتضی زنان در کار و اشتغال در نظر گرفته شود تا حق ایشان نیز ضایع نگردد و این بدان معنا نیست که فضاهای کاری و شغلی جامعه باید کاملا مردسالار شود!

اگر زنان اینگونه اکثریت مشاغل را اشغال کنند در حالیکه مردان بیکار هستند! آسیبهای بسیاری به جامعه تحمیل خواهد شد که از آن جمله است؛ امکان ازدواج کاهش یافته، آمار طلاق افزایش و سن دختران و زنانی که شاغل هستند و مترصد ازدواج، بالا رفته و جوانان و مردانی که باید مسئول نظام خانواده باشند بدلیل بیکاری به اعتیاد و کارهای خلاف روی اورده و مشکلاتی برای جامعه و نظام خانواده را رقم خواهند زد و همه اینها در نهایت دودش به چشم همان زنانی خواهد رفت که امروز از داشتن شغل و کار بظاهر مناسب خرسندند.

در نتیجه گرچه اصالتاً کار زنان در بیرون هیچ منعی ندارد اما باید اقتضائات و شرایط عام و خاصی را در نظر گرفت و در اولویت اول، اشتغال مردان تأمین باشد و بمنظور حفظ و صیانت از مقام و شأن و شخصیت زن و حفظ وی از آسیبها و خطرات موجود در جامعه، نسبت به مشاغلی که زنان بکارگرفته می شوند ملاحظاتی را رعایت نمود.

موفق باشید ...@};-

موضوع قفل شده است