اشتغال بانوان، مزایا و تعارض نقش و راه حلی برای رفع آن

تب‌های اولیه

153 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

neɠïn;602265 نوشت:
روزی فرزندان از اینکه مادرشان تحصیلات عالیه نداشته باشند و مثل سایر زنان از موقعیت اجتماعی مناسبی برخوردار نباشد شرمنده خواهند شد

تمام حرف هاي شما در پست قبل عالي بود بجز اينكه نقل قول كردم
تحصيلات عاليه گر چه در خوب بودنش شكي نيست ، ولي صرف داشتن تحصيلات ، ارزشي براي كسي نخواهد بود. اين تحصيلات زماني ارزشمند خواهد بود كه تبلور آن در رشد شخصيتي فرد ديده شود. چه بسيار افراد با تحصيلات عالي كه به تباهي رفتند و چه بسيار افراد عامي و كم سواد كه به قرب الهي رسيدند. درمورد موقعيت اجتماعي هم همين بحث صرق ميكند. ارزش انسان را شخصيت او تعيين ميكند و نه جايگاه شغلي او در اجتماع. چه آنكه در حال حاضر برخي ارزش ها كه اجتماع (بصورت كلي) به آنها بها ميدهد ، در بطن خود كاملاً ضدارزش هستند. لذا اگر كودكي قرار باشد روزي خجالت بكشد ، بايد از تربيت غلطي كه پدر و مادر به او دادند ، يا فساد اخلاقي آنها يا مواردي از اين دست خجالت بكشد. نه اينكه مادرش ليسانس نداشته يا بيرون از منزل ، شاغل نبوده است

ابوالفضل;602268 نوشت:
خب این مصلحت هارو شما به عنوان خانم باید بهتر بدونید .

وقتی یه خانم می اید بیرون و در محیط مردانه قرار میگیره .

(حالا این تهدیدات در محیط صرفا زنانه سلب میشه )
میتونه یه سری تهدیدهایی براش ایجاد بشه .

این تهدید ها میتونه بطور ناخواسته و به مرور بوجود بیان ( حتی در صورت محجبه بودن و با رعایت تمام جوانب ) چون محجبه بودن و رعایت تمام جوانب تضمینی ایجاد نمیکنه
و ..
.

خب اگر زنی بر حسب ایجاب وارد چرخش اقتصاد جامعه بشود شریک میشود و تنها بر دوش مردان نیست.

خوب من یه خانمم الان شاغلم تهدیدهایی که گفتید رو قبول دارم چون دارم تو محیط کارم می بینم شاید به اون وسعتی که شما میگید نباشه ولی باز هم جای تاسف داره ولی ....
این تهدید باعث نشد من کارم رو رها کنم و هیچ وقت هم رها نمیکنم چون من عاشق کار کردن هستم و برای گسترش و پیشرفت اون همه تلاشمو میکنم
الان شما کلی درباره تهدیدها صحبت کنید با وجود اینکه حرفتون رو می پذیرم ولی هیچ وقت در اراده م برای شاغل بودن خللی وارد نمیکنه
خوب خیلی از خانمها تینجوری هستند شاغل شدن براشون یک نیازه یک هدف والاست درست یا غلطش رو کنار بزاریم ولی واقعیت اینه نمیتونند از این خواسته دست بکشند
باید به این نیازشون پاسخ داده بشه نه اینکه سرکوب شه ؟ سرکوب کردن راه درمان نیست اینو که قبول دارید؟
حالا میرسیم به جامعه. ما جامعه ی مسلمان داریم در خیلی از موارد امنیت ما به مراتب برتر از کشورهای دیگه است ولی باز هم شرایط کاری برای زنان ما چندان مناسب نیست اینجا دیگه وظیفه مسئولینه شرایط رو مساعد کنند محیط ها رو امن کنند تا تهدیدها کاهش پیدا کنه و روزی به صفر برسه

جامعه نیازمند حضور هر دو جنس است برخی وظایف و مشاغل تنها از عهده زنان برمیاید مثل زایمان و مامایی اگر قرار به نهی کلی اشتغال زنان باشد چنین مشاغلی هم در اختیار مردان قرار خواهد گرفت که معایب و مفاسدی که به دنبال داره خیلی بیشتر از اشتغال زنان است جامعه ایی که زنان در اجتماع حضور نداشته باشه جامعه ایی فلجه که تنها متکی به یک جنسه، شرایطی هم اگر در این جامعه به وجود بیاد عملاً زنانی بی فایده خواهد داشت
جامعه باید توانایی برقراری شرایط مساعد برای رشد و شکوفایی هر دو جنس رو داشته باشه فقط نیمی از جمعیت یک جامعه رو زنان تشکیل میده چطور میشه مانع از حضور آنان در تصمیم گیری ها و فعالیت های اجتماعی شد؟

Reza-D;602269 نوشت:
تحصيلات عاليه گر چه در خوب بودنش شكي نيست ، ولي صرف داشتن تحصيلات ، ارزشي براي كسي نخواهد بود. اين تحصيلات زماني ارزشمند خواهد بود كه تبلور آن در رشد شخصيتي فرد ديده شود. چه بسيار افراد با تحصيلات عالي كه به تباهي رفتند و چه بسيار افراد عامي و كم سواد كه به قرب الهي رسيدند. درمورد موقعيت اجتماعي هم همين بحث صرق ميكند. ارزش انسان را شخصيت او تعيين ميكند و نه جايگاه شغلي او در اجتماع. چه آنكه در حال حاضر برخي ارزش ها كه اجتماع (بصورت كلي) به آنها بها ميدهد ، در بطن خود كاملاً ضدارزش هستند. لذا اگر كودكي قرار باشد روزي خجالت بكشد ، بايد از تربيت غلطي كه پدر و مادر به او دادند ، يا فساد اخلاقي آنها يا مواردي از اين دست خجالت بكشد. نه اينكه مادرش ليسانس نداشته يا بيرون از منزل ، شاغل نبوده است

یکی از مشتریهای ما خانم روانشناسی بودند که ارشد روانشناسی عمومی داشتند و تلاش هم میکرد برای دکتری روانشناسی پذیرفته شه ایشان دو تا فرزند داشتند یک دختر حدوداً سه چهار ساله و پسری حدوداً هشت ساله. شاغل نبودند میگفتند بخاطر بچه ها و تحصیلش و البته عدم نیازش شاغل نشده ولی الان حس میکرد نیاز داره شاغلشه و از تحصیلاتش استفاده کنه قرار بود در مطب شوهرش مشغول به کار شه اینها رو گفتم تا حدودی با این خانم آشنا شید
یه مدت نگران مسئله ای بود بالاخره با اصرار ما گفت مدتیه دختر و پسرش سر هر موضوع و مسئله ی کوچکی با هم درگیر میشن و دعوا میکنند میترسید این مسئله غیرعادی باشه یا بچه ها مشکلی داشته باشند یا احساس کرده باشند پدر و مادر به فرزند دیگه توجه بیشتری میکنند باور میکنید رفته بود سراغ اینکه ببینه این مسئله عادیه در این سنین بین بچه ها دعوا و درگیری رخ بده عادیه یا نه؟ واقعا شده تا حالا چنین مسائلی ذهن ما رو مشغول کنه ؟ به نظرتون اگر این خانم چنین تحصیلات و سطح سوادی نداشت نسبت به این مسئله اهمیت میداد پاسخش واضحه .... نه
خیلی از خانمهای خانه دار و البته کم سواد یا بیسواد به این مسائل بی توجه اند و محبت بیش از حد به یک فرزند میکنند و از توجه به بقیه باز می مانند و آخرش هم فرزندشون عقده ایی بار میاد و محبت رو از کسان دیگه طلب میکنه این همه آشنایی های دختر و پسر نامحرم، این ازدواج های عجولانه و طلاق های زودهنگام خیلی ها ریشه در تربیت و رفتار ناصحیح والدین داره اگر والدین آشنا و آگاه به مسائل فرزندشون بودند درصد این اشتباهات و ناهنجاری های اجتماعی کمتر میشد
در خانواده های کم سواد و بیسواد حتما مشاهده کردید رفتار والدین با فرزندان چگونه است؟ اصلا حق اظهارنظر در خانه دارند؟ به تصمیم و نظرشون بعنوان یک انسان چقدر اهمیت داده میشه ؟ مطمئنن چنین فرزندانی عزت نفس و اعتماد به نفس کمتری دارند تا فرزندانی که والدینی آگاه و باسواد دارند
بله هر باسوادی با فرهنگ نیست همانطور که هر بیسوادی بی فرهنگ نیست ولی سواد و تحصیل محاسن زیادی داره والدین و فرزندان چنین خانواده های گویش و رفتار خیلی متفاوتی دارند سطح فرهنگشون بالاست و موفقترند و بچه های این خانواده ها به پدر و مادرشون حتما افتخار میکنند

شبـنم;602280 نوشت:
به نظرتون اگر این خانم چنین تحصیلات و سطح سوادی نداشت نسبت به این مسئله اهمیت میداد پاسخش واضحه .... نه

خير پاسخش واضح نيست. معمولاً اينطور است كه شما ميفرماييد ولي نه هميشه. متاسفانه نه فقط در اين تاپيك ، كه در اكثر تاپيك هايي كه مباحث اين چنين داشتند ، بيشتر دوستان بر اساس تجربه هاي شخصي نظراتشان را ارائه ميدهند. همسايه ، دخترخاله ، پسردايي و...... فلان اتفاق برايش افتاده پس همه همينطور هستند
البته اين تجربيات مفيدند ولي همه چيز را مشخص نميكنند

ضمن اينكه من نگفتم تحصيلات داشتن بده. عرض كردم زماني ارزش دارد كه نتيجهء آن را در رشد شخصيتي فرد ببينيم كه لزوماً براي تمام تحصيل كرده ها اينطوري نيست

آيا تمام افراد موفق در جامعه (دختر يا پسر) كه تربيت قابل قبولي هم دارند ، پدر و مادري تحصيل كرده دارند؟
آيا تمام پدر و مادرهاي تحصيل كرده ، فرزنداني موفق دارند؟

باز هم تكرار ميكنم: داشتن تحصيلات علمي پسنديده است اما نداشتن آن به معناي كمبود شخصيت و دليلي براي خجالت كشيدن نيست

شبـنم;602280 نوشت:
این همه آشنایی های دختر و پسر نامحرم، این ازدواج های عجولانه و طلاق های زودهنگام خیلی ها ریشه در تربیت و رفتار ناصحیح والدین داره

صرف داشتن تحصيلات ، به معناي آگاهي داشتن از مسائل خانوادگي نيست. اتفاقاً درصد روابط آزاد دختر و پسر ، در بين تحصيل كرده ها بسيار بيشتر از افراد كم سواد هست
(به دليل اينكه معتقد هستند فكر بازتري دارند و......)

شبـنم;602280 نوشت:
در خانواده های کم سواد و بیسواد حتما مشاهده کردید رفتار والدین با فرزندان چگونه است؟ اصلا حق اظهارنظر در خانه دارند؟ به تصمیم و نظرشون بعنوان یک انسان چقدر اهمیت داده میشه ؟ مطمئنن چنین فرزندانی عزت نفس و اعتماد به نفس کمتری دارند تا فرزندانی که والدینی آگاه و باسواد دارند
بله هر باسوادی با فرهنگ نیست همانطور که هر بیسوادی بی فرهنگ نیست ولی سواد و تحصیل محاسن زیادی داره والدین و فرزندان چنین خانواده های گویش و رفتار خیلی متفاوتی دارند سطح فرهنگشون بالاست و موفقترند و بچه های این خانواده ها به پدر و مادرشون حتما افتخار میکنند

البته اينطور نيست كه در خانواده هاي كم سواد فرزندان حق حرف زدن نداشته باشند. ولي در كل با فرمايش شما موافقم. در هر حال داشتن سواد و تحصيلات ، بهتر از نداشتن آن است. فقط حرف بنده اين است كه فرهنگ و فهم و درك يك فرد ، لزوماً در گرو داشتن تحصيلات نيست

[="Tahoma"][="3"]ظاهرا این چند کاربر سایت هر دفعه به مساله ای زوم می کنند و چندین تاپبک پشت سر هم می زنند
یک بار تعدد زوجات
یک بار مهریه و ...
یک بار اشتغال زنان[/][/]

[="Tahoma"][="3"]


با عجله از خواب بيدار مي شود و لباس هاي فرزندش را تنش مي کند. در حالي که بچه اش هنوز کاملا چشم هايش را باز نکرده است، دستش را مي کشد تا او را به مهدکودک يا خانه مادربزرگ برساند.

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/...552827_438.jpgبه گزارش گروه اجتماعی مشرق، خانمي ۲۷ ساله هستم. دختري ۸ ساله دارم، به خاطر اين که سرکار مي روم، دخترم نصف روز تنهاست. مي خواهم بدانم اين شرايط چه تاثيري بر روحيه اش خواهد داشت؟

با عجله از خواب بيدار مي شود و لباس هاي فرزندش را تنش مي کند. در حالي که بچه اش هنوز کاملا چشم هايش را باز نکرده است، دستش را مي کشد تا او را به مهدکودک يا خانه مادربزرگ برساند. لحظاتي بعد هم فرزندش را مي بوسد و مي گويد: «بعدازظهر ميام دنبالت، تا مامان برمي گرده بچه خوبي باشي!»

***


کليد را مي چرخاند و در را باز مي کند. به خانه خالي سلام مي کند. کيفش را به گوشه اي مي اندازد و به سمت آشپزخانه مي رود. خسته است هميشه آرزو داشت وقتي از مدرسه برمي گردد مادرش در خانه منتظر او باشد آرزويي که مي داند به واقعيت تبديل نخواهد شد؛ بنابراين يک بالشت بر مي دارد و جلوي تلويزيون دراز مي کشد تا شايد تا آمدن مادرش خوابش ببرد.

***


اين دو روايت شرح حال بيشتر خردسالان و کودکاني است که مادران شان بيرون از خانه کار مي کنند. فرزنداني که دوست دارند وقتي به خانه مي رسند با ديدن چهره مادرشان، خستگي از تن شان بيرون برود ولي به دلايل شاغل بودن مادر اين حس خوب را هيچ گاه تجربه نکرده اند. بچه هايي که دوست دارند در کنار مادرشان قد بکشند و زير چتر مهرباني هاي مادران شان بزرگ شوند ولي هيچ وقت چنين فرصتي را به دست نياورده اند.

دوري از والدين خسارت هاي جبران ناپذيري دارد

حجت الاسلام علي فروتن، کارشناس و مشاور خانواده معتقد است حقيقتي که در عالم هستي، هم از نظر دين مبين اسلام و هم از نظر علم، مسلم و غير قابل انکار است، ارتباط خاص تمامي مخلوقات با يکديگر است. تاثيرگذاري و تاثيرپذيري موجودات و مخلوقات در ارتباط با يکديگر، امري بديهي است که به تاييد نيازي ندارد بلکه فقط و فقط نيازمند توجه و دقت بيشتر انسان ها به عنوان موجودات برتر در عالم هستي به ارتباط با ديگر مخلوقات است.

توجه بيشتر به اين که با چه چيزهايي سر و کار دارند، با چه افرادي ارتباط صميمي دارند و پيامدها و آثار اين ارتباط ها چيست؟ به طور مثال دوري پدر و مادر از فرزند و تنهايي يا نزديک شدن او به اشخاص ديگري غير از والدين، موجب وارد آمدن خسارت هاي جبران ناپذيري به او خواهد شد.

تربيت فرزند به عهده شماست

اين مشاور خانواده در گفت و گو با خراسان افزود: در دوران شکل گيري و تثبيت شخصيت فرزند، اين پدر و مادر هستند که براساس ارزش هاي اخلاقي بايد فرزندشان را تربيت کنند و قطعا ديگران از اهداف، علايق، سلايق و ارزش هاي مورد نظر والدين باخبر نيستند هر چند والدين خواسته هاي خودشان را براي متوليان تربيتي به صورت مشروح بيان کنند اما از سخن تا عمل، فاصله و تفاوت بسيار است.

در اين بين فرزند نياز به حضور والدين را در نمي يابد و وقتي اين کمبودها تامين نشود، به صورت طبيعي اين عقده ها در آينده به اختلالات رفتاري و رواني تبديل مي شود؛ بنابراين اسلام توصيه و تاکيد بسيار دارد که والدين خصوصا مادر با فرزندش ارتباط صميمانه و تنگاتنگي داشته باشد و به او مهرورزي کند تا به صورت مستقيم بر تربيت فرزند تاثير بگذارد.

به طور مثال اين که والدين به نوازش و بوسيدن فرزندشان بپردازند تاثيرات عجيبي بر تعديل رفتار کودک دارد. در حديثي از پيامبر(ص) داريم: «في رجُلٍ قالَ: ما قَبَّلتُ صَبِيّا قَطُّ، فلَمّا ولَّى قالَ: هذا رجُلٌ عِندي أنّهُ مِن أهلِ النّارِ» مردي در جمع پيامبر (ص) و عده اي از اصحاب گفت: من هرگز کودکم را نبوسيده‌ام. پس آن گاه که خواست برود، پيامبر (ص) فرمودند: اين مرد در نظر من از دوزخيان است (الکافي: 6 / 50 منتخب ميزان الحکمة : 612) وقتي اهميت بوسيدن درباره مردي که فرزندانش را نبوسيده است به حدي مي رسد که پيامبر (ص) مي فرمايند: او را از اهل دوزخ مي بينم، جايي براي توضيحات بيشتر درباره اهميت حضور والدين در کنار فرزندان شان نمي ماند.

[/][/]

[="Tahoma"][="3"]

خوب در برابر خوب تر

فروتن ادامه داد: بنابراين با توجه به اين که ضروري است والدين در امر تربيت فرزند به صورت مستمر نقش داشته باشند، به آساني مي توان به اين نتيجه رسيد که حتي کمترين زمان دوري آن ها از فرزند، آثار منفي فراواني دارد. از آن جا که نشانه عاقل اين است که از بين خوب و خوب تر، خوب تر را و از بين بد و بدتر، بد را انتخاب کند از مادرهاي شاغل مي خواهم که به اين نکته توجه کنند و کمي در اين باره بينديشند که در قبال اشتغال چه عوايدي نصيب شان مي شود و از سوي ديگر با دوري از فرزند، چه آسيب هايي به خانواده وارد مي شود و با مقايسه بين اين دو مسئله، بهترين راه را انتخاب کنند؛ بنابراين هر مادري بايد اين عوايد و آسيب ها را براي خودش بنويسد و تصميم گيري کند چون در هر خانواده اي ميزان اين عوايد و آسيب ها متفاوت است و هيچ فردي جز خود مادر نمي تواند، تصميم درستي بگيرد.

با اين حال اگر اشتغال براي مادري ضروري و اجتناب ناپذير است پيشنهاد مي شود در اوقات غيرکاري، حتما کمبودهاي فرزندش را جبران کند و تا حد امکان در ساعاتي که در کنار فرزندش نيست، او را در نزد نزديکان نسبي خود مثل مادر يا خواهر بگذارد تا آسيب کمتري در مسائل تربيتي و روحي و رواني به او وارد شود.

يک زن با دو مسئوليت

همچنين به گزارش تسنيم مادران شاغل اغلب به دليل آن که بخش مهمي از ساعات مفيدشان را در طول روز از فرزند جدا هستند، نمي توانند همانند مادران خانه دار به کودکان خود رسيدگي کنند، علاوه بر اين، آن ها در کنار خستگي جسمي و ذهني ناشي از کار، مسئوليت خانه و خانه داري را هم به دوش مي کشند. از سوي ديگر، سپردن کودکان به مهد کودک هم چندان مورد تاييد کارشناسان نيست، چرا که به باور آن ها اين کار ممکن است موجب بروز نابساماني هاي رواني خاصي در بزرگسالي شود. در ادامه چندين تاثير مهم شاغل بودن مادران بر تربيت فرزندان را خواهيد خواند.

* فاصله عاطفي از فرزند:

روانشناسان معتقدند کودکان به خصوص در سال‌هاي نخستين زندگي، نياز شديد عاطفي دارند و اين نياز تنها از سوي مادر تامين ميشود و از طريق هيچ فرد يا نهاد جايگزين ديگري تامين نمي‌شود. با شاغل شدن زن که مهم‌ترين نقش را در ايجاد تعادل عاطفي و رواني و پرورش فضايل در فرزند دارد، لطمه شديد روحي به کودک وارد مي‌شود.

* کاهش تابعيت پذيري فرزند از مادر:

هر مسئله اي که سبب دوري والدين از فرزندان شود، از ميزان نفوذشان در آن ها کم مي کند. اشتغال مادر نيز اين دوري را پديد مي آورد و به اين صورت، بر تربيت صحيح فرزندان تأثير مي گذارد زيرا فرزند ديگر حرف شنوي لازم را ندارد.

* رفتارهاي تربيتي خارج از خط تعادل:

خستگي هاي روحي ناشي از اشتغال در خارج از منزل گاهي سبب رفتار غيردوستانه و سخت گيري افراطي مادر مي شود و گاهي هم مادر مي کوشد تا ساعات نبودن خود را با هديه يا نوعي باج دادن به فرزند جبران کند و اين روند افراطي و تفريطي رفتار با فرزندان، تربيت او را دچار خدشه مي کند.

* نظارت مستقيم نداشتن بر فرزندان و غفلت از نيازهاي آن ها:

پرخاشگري و تمرکز نداشتن، افت تحصيلي و بحران هاي عاطفي در نوجواني از نداشتن نظارت مستقيم والدين و به خصوص مادر بر فرزندان حکايت دارد و اين مسئله نياز به حضور و واکنش به موقع مادر در برابر رفتارهاي فرزندان را بيشتر به رخ مي کشد.

* تضعيف جايگاه پدر:

اشتغال مادر ممکن است نقش و جايگاه پدر را براي فرزندان پسر مخدوش کند. فرزندان چون مي توانند بخشي از نيازهاي مالي خود را از طريق مادر برطرف کنند، ممکن است نقش پدر را در منزل ناديده بگيرند و از کمک ها و راهنمايي هاي وي خود را بي نياز بدانند و به مرور زمان، پدر در انزوا قرار گيرد.

* کم رنگ شدن نقش مادر به عنوان الگو براي دختران:

بي ترديد نخستين الگوي دختر، مادر است. دختر در تعامل با مادر، خانه داري، کدبانوگري، شوهرداري، بچه داري و امثال آن را ياد مي گيرد و به تدريج، بخشي از مسئوليت زندگي را در خانواده بر عهده مي گيرد و خود را براي زندگي آينده آماده مي کند؛ اما حضور کم مادر در خانه و کانون خانواده اين الگو را بي رمق مي سازد.

* دوگانگي در تربيت فرزندان:

در طول زمان حضور در محل کار، مادر مجبور است فرزند يا فرزندان خود را به مهد کودک يا به افراد ديگري از فاميل مثل خاله يا مادربزرگ بسپارد. اين در حالي است که الگوهاي تربيتي مادر با ايده ها و روش هاي تربيتي مربيان مهدها و ديگران متفاوت خواهد بود و فرزندان با حالتي دوگانه در رفتار و افکار و ارزش ها رشد خواهند کرد.

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/303515[/][/]

[="Tahoma"][="3"]اشتغال مادر در 2 سال نخست زندگی کودک باعث می‌شود «دلبستگی» که برای رشد سلامت روانی بسیار ضروری است، به طور صحیح شکل نگیرد که این امر از علل افسردگی در بزرگ‌سالی است.


[/HR]
یوسف گرجی در خصوص والدینی که کودک خود را زودتر از موعد به مهد کودک می‌سپارند، اظهار داشت: جدایی زودرس کودک از مادر می‌تواند موجب به وجود آمدن اضطراب در کودک شود. اشتغال مادر در 2 سال نخست زندگی کودک باعث می‌شود «دلبستگی» که برای رشد سلامت روانی کودک بسیار ضروری است، به طور صحیح شکل نگیرد.این روا نشناس بیان کرد: چنین کودکانی در آینده دچار خطراتی در زندگی می‌شوند، یکی از علل افسردگی در سنین بزرگ‌سالی مربوط به شکل نگرفتن دلبستگی به نحو مناسب در 2 سال نخست زندگی فرد استهمچنین یکی از علل نافرمانی، عدم اطاعت و پیروی فرزندان از پدر و مادر به عدم شکل‌گیری دلبستگی سالم در فرد.قابل دسترس نبودن والدین به معنای این است که وقتی کودک به مادر خود نیاز دارد، دسترسی به موقع به وی نداشته باشد.گرجی افزود: در بسیاری از تحقیقات، تفاوتی بین فرزندان مادران شاغل و مادران خانه‌دار از لحاظ تحصیلی و رفتاری مشاهده نمی‌کنیم اما به طور کلی عدم دسترس‌پذیری والدین که اشتغال مادر هم جزء آن محسوب می‌شود، یک عامل خطر در زندگی کودک است.وی در ادامه بیان کرد: قابل دسترس نبودن والدین به معنای این است که وقتی کودک به مادر خود نیاز دارد، دسترسی به موقع به وی نداشته باشد.[/][/]

[="Tahoma"][="3"]http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=165206

یک مطالعه 20 ساله و گسترده بر روی 89 هزار کودک در آمریکا نشان داد، بچه هایی که مادران‌ آنها بیرون از خانه کار می‌کنند، 200 درصد بیشتر از کودکانی که مادران‌ آنها خانه دار هستند، دچار حملات آسم، بستری‌شدن شبانه و جراحات و مسمومیت‌ها می‌شوند.
بچه‌هایی در این پژوهش شرکت کردند بین 7 تا 17 سال سن داشتند و به مدرسه می رفتند و کوچک‌ترین خواهر یا برادر آن‌ها هم حول و حوش سن مدرسه بود.
هدف پژوهشگران از حذف کودکان کمتر از سن مدرسه این بود که تنها فرزندانی را بررسی کنند که اشتغال یا اشتغال نداشتن مادران‌ آنها به خاطر سن‌ این بچه‌ها نباشد.
از سوی دیگر، در این مطالعه برخی عوامل بنیادی مانند بیماری کودک نیز در نظر گرفته شد که گاهی باعث می‌شود مادری از شغل خود انصراف بدهد و در خانه بماند.

مطالعات قبلی خلاف این را می گفتند
یافته‌های جدید، نتایج مطالعات پیشین را به چالش می‌کشد که نشان داده بودند سلامتی کودکان مادران شاغل در وضعیت بهتری است. در یافته‌های پیشین مشخص شده بود، عواملی مثل افزایش درآمد، داشتن بیمه بهداشتی و افزایش اعتماد به‌ نفس مادر شاغل باعث می شود فرزندان سالم‌تری داشته باشد.
مطالعات قبلی می گفتند وقتی مادری شاغل است، درآمد خانواده افزایش می‌یابد و این امر باعث می‌شود تا خانواده بهتر بتواند از پس هزینه‌ها برآید و امکانات بهتری برای کودک از نظر تغذیه فراهم کند. همچنین افزایش اعتماد به نفس مادر به دلیل اشتغال، در سلامت روانی کودک تاثیر مثبت دارد.

مراقبت بیشتر، سلامت بیشتر
پژوهش جدید بیان می دارد محدودیت وقت، به مادران شاغل فشار زیادی وارد می‌کند و ممکن است باعث شود نظارت یا مراقبت کمتری در مورد کودکان خود داشته باشند.
سلامتی کودک تا حدودی تحت تاثیر مدت زمانی است که صرف او می‌شود و طبیعی است که انجام فعالیت‌های مختلف داخل خانه مانند نظافت یا تهیه غذا که معمولا مسئولیت اصلی مادر است، زمان کمتری برای مادر شاغل جهت رسیدگی به کودک باقی می گذارد.

[/][/]

[="Tahoma"][="3"]فرزندان مادران شاغل، تغذیه ناسالم و تحرک بدنی کمی دارند
موسسه مطالعه سلامت کودک با بررسی بیش از 12 هزار و 500 کودک پنج ساله نشان داد، فعالیت بدنی کودکانی که مادر شاغل دارند کمتر است و احتمال این که غذاهای ناسالم بخورند نیز بیشتر است.نتایج این تحقیقات در نشریه اپیدمی شناسی و سلامت کودک منتشر شده است.محققان دریافتند کودکان مادران شاغل، در میان وعده های غذایی خود، نوشیدنی های شیرین بیشتری می نوشیدند. همچنین این کودکان حداقل دو ساعت در روز را به بازی با رایانه و یا تماشای تلویزیون می گذراندند، در حالی که کودکان مادران خانه دار کمتر از دو ساعت را صرف این گونه فعالیت ها می کردند.کودکان مادران شاغل بیشتر با وسیله نقلیه به مدرسه می رفتند،‌ در حالی که کودکان مادران خانه دار، تا مدرسه پیاده می رفتند یا دوچرخه سواری می کردند.پروفسور "کاترین لاو" مجری این تحقیقات با اشاره به اشتغال یک یا هر دو والدین در بسیاری از خانواده ها گفت: احتمالا والدین به دلیل کمبود وقت نمی توانند غذاهای سالم و فرصت انجام فعالیت های بدنی را برای فرزندان شان فراهم کنند.
[/][/]

موضوع قفل شده است