جمع بندی اشتباه در ترجمه و تفسیر آیه: «لو کان فیهما آلهة الا الله لفسدتا»

تب‌های اولیه

21 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

سلام میتونم اینجا ترجمه یک جمله رو بپرسم؟

روزنه;807988 نوشت:
سلام میتونم اینجا ترجمه یک جمله رو بپرسم؟

با سلام

اگر ترجمه قرآن است بفرمایید در خدمت شما هستم.

و طاها;805612 نوشت:
مفهوم مخالف :

لو لم یکن فیهما آلهه و کان الله فیهما لم یفسدا

و این عین توحید است.


با سلام

به نظرم اين جمله​اي که فرموديد چندان هم عين توحيد نيست،

چون حرف «لو» اختصاص به زمان ماضي دارد (برخلاف إنْ)، بعلاوه اينکه بر امتناع جمله شرطيه دلالت مي​کند.

لذا معناي جمله فوق اين مي​شود: اگر چنانچه در آندو، خداياني نبودند و الله بود، فاسد نمي​شدند.

لطفا بنده را رهنمايي بفرماييد که کجاي اين جمله عين توحيد است؟

با مهر

Hadi99g;808318 نوشت:

با سلام

به نظرم اين جمله​اي که فرموديد چندان هم عين توحيد نيست،

چون حرف «لو» براي ماضي به کار مي​رود، بعلاوه اينکه بر امتناع جمله شرطيه دلالت مي​کند.

لذا معناي جمله فوق اين مي​شود: اگر چنانچه در آندو، خداياني نبودند و الله بود، فاسد نمي​شدند.

لطفا بنده را رهنمايي بفرماييد که کجاي اين جمله عين توحيد است؟

با مهر

با سلام
برادر اینها سوال است
متاسفانه باید از کارشناس بپرسید
بنده کارشناس نیستم.
حتما ایشان شما را راهنمایی خواهند کرد.
موفق باشید

[="3"]سلام
لطفا تا پاسخ دهی کارشناس صبور باشید و از ایجاد پست های اسپم خودداری فرمایید
متشکرم از همراهی خوب شما بزرگواران[/]

Hadi99g;808318 نوشت:
با سلام

به نظرم اين جمله​اي که فرموديد چندان هم عين توحيد نيست،

چون حرف «لو» اختصاص به زمان ماضي دارد (برخلاف إنْ)، بعلاوه اينکه بر امتناع جمله شرطيه دلالت مي​کند.

لذا معناي جمله فوق اين مي​شود: اگر چنانچه در آندو، خداياني نبودند و الله بود، فاسد نمي​شدند.

لطفا بنده را رهنمايي بفرماييد که کجاي اين جمله عين توحيد است؟

بسم الله الرحمن الرحیم

همانطور که بیان شد، در این آیه با توجه به دلائل ادبی و عقلی و مطالبی که از کتاب مغنی الادیب ذکر کردم، معنی « الا»،«غیر» می باشد و منظور خداوند واضح است و مفسرین و مترجمین قرآن نیز در آن اختلافی ندارند. خداوند در مقابل مشرکینی که غیر خداوند را می پرستیدند استدلال می آورد که اگر معبودانی در آسمان و زمین غیر از خداوند وجود داشت آسمان و زمین به فساد کشیده می شد. بنابراین اصل وجود معبود پذیرفته است، اما این معبود چندتا نیستند و تنها خداوند است که نام او را به «الله» شناخته می شود و مابقی معبودها باطل هستند. اگر آنها هم در تدبیر عالم مستقل بودند و چند پروردگار برای عالم وجود می داشت، آن وقت یکی از آنها اراده می کرد شی­ای وجود داشته باشد و دیگری اراده می کرد آن شی نباشد، یکی اراده می کرد، شب باشد دیگری می خواست روز باشد و .... بنابراین هرج و مرج و فساد بوجود می آمد، حالا که در آسمان و زمین فساد نیست و نظم اتم حاکم است معلوم می شود که خداوندی جز«الله» در آسمان و زمین وجود ندارد.

و طاها;808322 نوشت:
با سلام
برادر اینها سوال است
متاسفانه باید از کارشناس بپرسید
بنده کارشناس نیستم.
حتما ایشان شما را راهنمایی خواهند کرد.
موفق باشید

بسم الله الرحمن الرحیم

بنده نسبت به صحبت های خودم پاسخ گو هستم و به اشکالات جواب می دهم. ایشان نسبت به ادعای شما سوال داشتند بنابراین شما باید از ادعای خودتان دفاع کنید.

یاسین;809208 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

بنده نسبت به صحبت های خودم پاسخ گو هستم و به اشکالات جواب می دهم. ایشان نسبت به ادعای شما سوال داشتند بنابراین شما باید از ادعای خودتان دفاع کنید.

من جوابهای خود را در آستین نگاه میدارم
چون جواب شما عصای موسی است
منتظرم ببینم
اشکال ایشان را تایید میکنید یا خیر ؟
این سوال من است
آیا پاسخگو هستید ؟
اگر پاسخ دادید
ایشان نیز به مانند بنده به جوابشان خواهند رسید و از بیانات شما مستفیض میشوند.
حیف است ادعای ما ( به قول شما ) بی پاسخ بماند
چون تا زمانی که شما اشکال ایشان را تایید نکنید ارزشی نخواهد داشت.
ما هم میخوانیم و بهره میبریم.
اگر اشکال ایشان سوال است اشکالات ما به علما نیز سوال است.

بدرود

با نام و یاد دوست

سلام و عرض ادب



تاپیک جمع بندی
بسم الله الرحمن الرحیم

«لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُون‏»[1] (اگر در آسمان و زمين، جز «اللَّه» خدايان ديگرى بود، فاسد مى‏شدند (و نظام جهان به هم مى‏خورد)! منزه است خداوند پروردگار عرش، از توصيفى كه آنها مى‏كنند).

اين همان برهان تمانع است كه متكلمان مبناى توحيد قرار داده‏ اند.
به اين بيان:
اگر با خداوند سبحان خداى ديگرى بود، هر دو قديم بودند و صفت قدم از اخص صفات است و اشتراك در اين صفت موجب تماثل آنها مى‏شود. پس بايد هر دو عالم و قادر و حى باشند و حق هر قادرى اين است كه بتواند ضد چيزى كه ديگرى اراده كرده است، اراده كند. مثل مرگ و حيات و حركت و سكون و فقر و ثروت و ...

(يعنى يكى مرگ كسى را و ديگرى حيات او را و ... اراده كند) در اين صورت يا مراد هر دو حاصل مى‏شود، كه محال است. يا مراد هيچيك حاصل نميشود كه اينهم با قادر بودن منافات دارد يا مراد يكى حاصل مى‏شود و مراد ديگرى حاصل نميشود كه در اين صورت يكى از آنها قادر نيست. بنا بر اين جايز نيست كه خدا بيشتر از يكى باشد.
[2]


به تعبیر دیگر و ساده تر می توان گفت؛ ما بدون شك نظام واحدى را در اين جهان حكمفرما مى‏بينيم، نظامى كه در همه جهات هماهنگ است، قوانينش ثابت و در آسمان و زمين جارى است، برنامه‏هايش با هم منطبق، و اجزايش متناسب است.

اين هماهنگى قوانين و نظامات آفرينش از اين حكايت مى‏كند كه از مبدء واحدى سرچشمه گرفته است چرا كه اگر مبدءها متعدد بود و اراده‏ها مختلف، اين هماهنگى هرگز وجود نداشت و همان چيزى كه قرآن از آن تعبير به" فساد" مى‏كند در عالم به وضوح ديده مى‏شد.[3]

توضیحی در مورد « الاّ»:

برای « الا» وجوه مختلفی ذکر شد، آنچه مربوط به بحث ما می شود وجه دوم« الا» است؛ دومین وجه «الا» این است که به معنی«غیر» باشد و به وسیله آن جمع مذکر یا شبیه آن توصیف می شود. مثالی که برای این مطلب ذکر کردند آیا فوق از سوره انبیاء بود. «الا» در این آیه برای استثنا نخواهد بود چون اگر این چنین باشد معنی آیه اشتباه خواهد شد و تقدیر آیه می شود: اگر در آسمان و زمین خدایانی باشند که الله در میان آنها نباشد آسمان و زمین فاسد خواهند شد. و مفهوم این جمله این می شود که اگر در کنار خدایان متعدد آسمان و زمین، الله وجود داشته باشد آنگاه دیگر فساد بوجود نمی آید در حالیکه مراد خداوند از این آیه این مفهوم نیست. علاوه بر این از جهت لفظ ( علاوه بر معنی) هم این مساله که الا برای استثنا باشد درست نیست زیرا در این آیه جمع نکره در جمله مثبت ذکر نشده نه در جمله منفی تا مفید عموم باشد بنابراین استثناء کردن از آن هم صحیح نیست، مانند جمله« قام رجال الا زیدا» که همه نحویون آن را ناصحیح می دانند. بنابراین تنها وجه­ی که می توان گفت این است که بگوییم «الا» در آیه شریفه به معنی صفت است.[4]





[/HR]
[1] - سوره انبیاء،آیه22.

[2]- ترجمه مجمع البيان فى تفسير القرآن، ج‏16، ص: 111

[3]- آیت الله مکارم شیرازی،تفسير نمونه، ج‏13، ص: 381


[4] - مغنی الادیب. جمعی از اساتید مدارس حوزه علمیه قم.ص۳۶.انتشارات نهاوندی.1379.


موضوع قفل شده است