جمع بندی از کجا می توان تشخیص داد که موضوعی استنباطی است یا غیر استنباطی؟

تب‌های اولیه

32 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

خباء;989497 نوشت:
واضح است که ظاهر روایت دلالت بر چشم غیر مسلح میکند.

به چه جهتی می فرمایید که واضح است روایت بر چشم غیر مسلح دلالت می کند؟

خباء;989497 نوشت:
اما اگر چشم معمولی ملاک باشد، آیا ممکن است به علت اینکه چشم ما ماه را ندید ، تعداد روزهای ماه 31 روز شود؟!
مثلا روز 29 نمی بینیم. روز 30 نمبینیم. روز 31 نمیبینیم. اگر ملاک فقط و فقط چشم معمولی باشد پس امکان دارد ماه قمری 31 روزه شود. در حالی که چنین چیزی را هیچ کس قبول ندارد

لذا میگویند این ملاک در صورتی درست است که ماه 31 روزه نشود. پس در واقع ما دو ملاک داریم :
1. آخر ماه را چشمتان مشخص کند. 2. به شرطی که 31 روزه نشود

از همین نکته دوم و شاید قرائن دیگر، میگویند مقصود شارع تعیین ماه واقعی بوده است و چشم معمولی ( غیر مسلح ) تنها یک ابزار است. پس به هر شکلی متوجه شویم آخر ماه چه روزی است درست خواهد بود...
برخی هم گویند خیر، تعیین آخر ماه توسط چشم برای روزهای مشکوک بوده، و الا خود امام و همه می دانستند ماه 31 روزه نمیشود... با علم به این موضوع، فرمودند تعیین آخر ماه با چشم معمولی است و ظواهر ادله همین است.


بحثی که مطرح کردید، بحث مستقل دیگری است.
موضوع سوال این بود که : «بحث استهلال، تشخیص موضوع است تا بر عهده مکلف باشد؟ یا جزو موضوعات اجتهادی است تا بر عهده مرجع باشد؟، گذشته از آن، فقها به چه نحو از روایاتی مانند «صم للرویه و افطر للرویه» که در آن اسمی از تجهیزات برده نشده، استنباط می کنند که چشم مسلح اعتبار دارد یا نه؟»

آنچه شما مطرح کردید، بحث از ملاکهای تشخیص ماه جدید و مانند آن است.

مستنبط;989500 نوشت:
به چه جهتی می فرمایید که واضح است روایت بر چشم غیر مسلح دلالت می کند؟

اصولا در مسائل فقهی دقتهای عقلی و ریزه کاری ها مطرح نیست
و تشخیص مکلف معیار است.
مثال میزنم
فرض کنید ظهر شرعی وقتی است که سایه در کوتاهترین اندازه خود قرار گیرد.
این اندازه گیری میتواند با میکروسکوب هم انجام گیرد
اما ملاک ظهر وقتی است که انسان بتواند ان را تشخیص دهد.
دقت اندازه گیری بر اساس دقت ابزار انسان گذاشته میشود.
مثلا میگویند در وضو باید همه جای دست شسته شود
ممکن است با میکروسکوب به اندازه یک سلول خشک باقی مانده باشد اما اینها ملاک نیست
آن مقدار خشک بودن ملاک است که توسط انسان تشخیص داده شود.
درباره باد معده،خون ، غسل و خیلی چیزهای دیگر....
در مسئله هلال ماه همین مسئله جاری است
ماه باید به اندازه ای باشد که توسط چشم انسان رویت شود.

مستنبط;989501 نوشت:
فقها به چه نحو از روایاتی مانند «صم للرویه و افطر للرویه» که در آن اسمی از تجهیزات برده نشده، استنباط می کنند که چشم مسلح اعتبار دارد یا نه؟»

در پست مربوطه سعی کردم همین سوال را پاسخ بدهم
اگر از نظر شما ناتوان بودم ، وسعم همین بوده.

خباء;989510 نوشت:
اصولا در مسائل فقهی دقتهای عقلی و ریزه کاری ها مطرح نیست و تشخیص مکلف معیار است.
مثال: اندازه گیری کوتاه ترین سایه در ظهر شرعی با میکروسکوپ
تشخیص خشکی عضو وضو با میکروسکوب به اندازه یک سلول
تشخیص خون و ...
در مسئله هلال ماه همین مسئله جاری است
ماه باید به اندازه ای باشد که توسط چشم انسان رویت شود.

استفاده از ابزار در تشخیص موضوع: تسهیل یا تصعیب

در بحثی که مطرح کردید، دو موضوع مهم وجود دارد و معمولا خلط می شود. باید در تفکیک آن از یکدیگر تلاش نمود:
موضوع اول، ذیل این پست و موضوع دوم ذیل پست بعدی شما مطرح می شود.

1. تفاوت تسهیل در تشخیص موضوع با وسواس سخت گیری در تشخیص موضوع
اگر لباس خونی شد و پس از ازاله عین نجس و شستشوی شرعی، باز هم رنگ آن باقی بود، چه باید کرد؟
در اینجا هر چند جرم ملموس و اصلی خون برطرف شده است، اما بدون نیاز به هیچ ابزاری، مسلم است که ذرات ریز خون وجود دارد زیرا اثر آن یعنی رنگ، همچنان باقی است. در حالیکه فقها فتوا می دهند که این لباس تطهیر شده و می توان با آن نماز خواند، چون عرفا، عین نجاست ازاله شده است و ذرات ریز، عرفا جرم محسوب نشده و ذرات رنگ، قابل تسامح عرفی است.

در مسائل عملی و در تشخیص موضوع، بنای شارع بر وسواس و سخت گیری نیست.
تشخیص موضوعاتی مانند خون، تری اعضای وضو، کوتاهترین سایه و ... مبتلا به و روزانه هستند و استفاده از ابزار در آنها، گذشته از اینکه حتی در این سالها و با این همه پیشرفت و فراوانی ابزار، برای اکثریت مردم، مقدور نیست، به وسواس و سخت گیری در موضوع منجر می شود. گذشته از غیر عرفی بودن، تشخیص موضوع با ابزار باعث مختل شدن نظام زندگی می شود.

اما اگر استفاده از ابزار، وسواس ها و شک ها را برطرف کند، امور را تسهیل کند و نه تنها باعث اختلال نظام زندگی نشده بلکه بسیاری از اختلافات تخصصی یا تحیر اجتماعی و سردرگمی های مردمی را برطرف کند، مساله متفاوت خواهد بود.
از این رو، رویت ماه با چشم مسلح با رویت دقیق سایه یا ذره خون با میکروسکوپ، قابل مقایسه نیست.

مستنبط;989583 نوشت:
استفاده از ابزار در تشخیص موضوع: تسهیل یا تصعیب

در بحثی که مطرح کردید، دو موضوع مهم وجود دارد و معمولا خلط می شود. باید در تفکیک آن از یکدیگر تلاش نمود:
موضوع اول، ذیل این پست و موضوع دوم ذیل پست بعدی شما مطرح می شود.

1. تفاوت تسهیل در تشخیص موضوع با وسواس سخت گیری در تشخیص موضوع


اگر لباس خونی شد و پس از ازاله عین نجس و شستشوی شرعی، باز هم رنگ آن باقی بود، چه باید کرد؟
در اینجا هر چند جرم ملموس و اصلی خون برطرف شده است، اما بدون نیاز به هیچ ابزاری، مسلم است که ذرات ریز خون وجود دارد زیرا اثر آن یعنی رنگ، همچنان باقی است. در حالیکه فقها فتوا می دهند که این لباس تطهیر شده و می توان با آن نماز خواند، چون عرفا، عین نجاست ازاله شده است و ذرات ریز، عرفا جرم محسوب نشده و ذرات رنگ، قابل تسامح عرفی است.

در مسائل عملی و در تشخیص موضوع، بنای شارع بر وسواس و سخت گیری نیست.
تشخیص موضوعاتی مانند خون، تری اعضای وضو، کوتاهترین سایه و ... مبتلا به و روزانه هستند و استفاده از ابزار در آنها، گذشته از اینکه حتی در این سالها و با این همه پیشرفت و فراوانی ابزار، برای اکثریت مردم، مقدور نیست،
به وسواس و سخت گیری در موضوع منجر می شود. گذشته از غیر عرفی بودن، تشخیص موضوع با ابزار باعث مختل شدن نظام زندگی می شود.

اما اگر استفاده از ابزار، وسواس ها و شک ها را برطرف کند، امور را تسهیل کند و نه تنها باعث اختلال نظام زندگی نشده بلکه بسیاری از اختلافات تخصصی یا تحیر اجتماعی و سردرگمی های مردمی را برطرف کند، مساله متفاوت خواهد بود.
از این رو، رویت ماه با چشم مسلح با رویت دقیق سایه یا ذره خون با میکروسکوپ، قابل مقایسه نیست.

مقصودم این بود که حتی در جایی که تشخیص موضوع با ابزار تسهیل شود ، باز هم ملاک اندازه گیری ادراک انسان است.
مثال میزنم
الان ظهر شرعی و فجر صادق را میتوان با ابزار تشخیص داد. حتی یادم هست در این زمینه استفتا هم کرده بودند. و الان برای مردم سخت تر این است که برای تشخیص اوقات شرعی به صورت سنتی تشخیص دهند...
فرض کنید موذن هر روز بنشیند داخل حیاط مسجد و شاخص بگذارد که چه وقت ظهر شرعی شود تا اذان بگوید
یا موذن صبح ماه رمضان بالای مسجد کشیک بکشد تا کی فجر صادق شود و اذان بگوید...

الان ابزار آلات همه چیز رارتسهیل کرده است...
لکن ملاک اندازه گیری باید تشخیص انسان باشد
پس حرف بنده منافاتی با تسهیل و استفاده از ابزار نداشت...

لذا اگر قرار است با دستگاه فجر صادق را در ماه رمضان تشخیص دهند باید معیار اندازه گیری بر اساس قدرت دید انسان باشد.

در همه ی ابزار آلات باید معیار بر اساس قدرت ادراک انسان باشد...
مثلا اگر در هلال ماه رمضان، ماه آن قدر کوچک باشد که با چشم عادی دیده نشود، هنوز ماه رمضان نشده اگر چه بتوان ماه را با ابزار الاتی با دقت بیشتر از چشم انسان مشاهده کرد...

خباء;989512 نوشت:
در پست مربوطه سعی کردم همین سوال را پاسخ بدهم
اگر از نظر شما ناتوان بودم ، وسعم همین بوده.

خباء;989585 نوشت:
لکن ملاک اندازه گیری باید تشخیص انسان باشد


موضوع دوم: ظهور عرفی کلمات روایت، گام اول فهم مقصود شارع

گام اول در فهم کلام قرآن، روایات و هر متکلم دیگری، بررسی کلمات و معنای آنهاست.
هر کلمه ای در معنایی ظهور دارد و به طور عرفی دارای مصادیقی است. محدود کردن این مصادیق، حتما باید دلیلی داشته باشد.

تعبیر روایت این است: «صم للرویة»؛ با رویت، روزه بگیر. رویة (دیدن) هم بر دیدن با چشم مسلح صدق می کند و هم بر دیدن با چشم غیر مسلح.
کسی که با تلسکوپ استهلال می کند، در عرف و زبان، به آن چیزی غیر از دیدن نمی توان اطلاق کرد.
عرف به کسی که هلال اول ماه جدید را دیده، می گوید که او هلال را دیده است.

آیا می توانیم بخاطر آنکه در گذشته، دیدن با ابزاری مثل تلسکوپ، امکان نداشته یا عمومی نبوده است، بگوییم «رویة» و دیدن، بر مشاهده از طریق آن صدق نمی کند؟
جوب این است: خیر!
انحصار معنی کلمه به مصادیق قدیمی، دلیل موجهی نیست و آن قدر قدرت ندارد تا مانع صدق «رویة» بر «دیدن با چشم مسلح» بشود.

از طرفی در ادله شرعی و آیات و روایات هم دلیل خاصی مبنی بر انحصار معنی در مصادیق خاصی نداریم. مثلا روایتی نداریم که تصریح کرده باشد که رویت حتما باید با چشم بدون ابزار و در حالت معمولی باشد.
همچنین روایتی نداریم که بگوید مصادیق کلمات و ادله نقلی، از جمله بحث «رویة» و دیدنی که مد نظر شارع است، صرفا منحصر به مصادیقی است که در عصر معصومین -علیهم السلام- رایج بوده است.

خباء;989585 نوشت:
لکن ملاک اندازه گیری باید تشخیص انسان باشد
لذا اگر قرار است با دستگاه فجر صادق را در ماه رمضان تشخیص دهند باید معیار اندازه گیری بر اساس قدرت دید انسان باشد.

در همه ی ابزار آلات باید معیار بر اساس قدرت ادراک انسان باشد...
مثلا اگر در هلال ماه رمضان، ماه آن قدر کوچک باشد که با چشم عادی دیده نشود، هنوز ماه رمضان نشده اگر چه بتوان ماه را با ابزار الاتی با دقت بیشتر از چشم انسان مشاهده کرد...



وقتی در عالم تکوین و واقعیت خارجی، سیاره ماه یک با به دور زمین چرخید، ماه جدید شروع شده است. علامت اینکه ماه جدید شروع شده است، این است که هلال بسیار باریک آن در یک بازه کوتاه در زمین قابل مشاهده خواهد بود و البته ممکن است خیلی ها به دلایلی مختلفی این هلال را «رویت» نکنند، اما عدم رویت انسان، در اینکه ماه یک دور چرخیده است، تاثیری ندارد.

اگر هم مکلف

با کمک چند شیشه (لنز دوربین یا تلسکوپ) بتواند دقیق تر نگاه کند و هلال ماه را ببیند، در عرف و در لغت، «رویت» صدق کرده است.
حالا سوال این است که آنچه برای شارع مهم است، اصل حلول ماه جدید است و دیدن ما طریقیت دارد یا آنکه دیدن موضوعیت دارد؟

اگر «رویت»، طریقیت داشته باشد، به این معنی است که دیدن فقط طریق و راه تشخیص واقعیت خارجی است و اگر با ابزار یا محاسبات قطعی هم اول ماه ثابت شود، احکام مترتب بر آن به دنبال خواهد آمد (مثل وجوب روزه با حلول ماه مبارک رمضان).
اما اگر «رویت» موضوعیت داشته باشد، به این معنی است که شارع صرفا حلول خارجی ماه جدید برایش مهم نیست، بلکه دیده شدن توسط مکلف هم در «رویت مد نظر شارع» و حکمی که قرار است بر آن مترتب شود، تاثیر دارد.

محدود کردن معنی عرفی «رویت» نیاز به دلیل دارد
همین طور اینکه «رویت» موضوعیت دارد یا طریقیت، باید توسط فقیه بررسی شود

خباء;989585 نوشت:
الان ظهر شرعی و فجر صادق را میتوان با ابزار تشخیص داد. حتی یادم هست در این زمینه استفتا هم کرده بودند. و الان برای مردم سخت تر این است که برای تشخیص اوقات شرعی به صورت سنتی تشخیص دهند...
فرض کنید موذن هر روز بنشیند داخل حیاط مسجد و شاخص بگذارد که چه وقت ظهر شرعی شود تا اذان بگوید
یا موذن صبح ماه رمضان بالای مسجد کشیک بکشد تا کی فجر صادق شود و اذان بگوید...

الان ابزار آلات همه چیز رارتسهیل کرده است...
لکن ملاک اندازه گیری باید تشخیص انسان باشد


خب وقتی شما برای تشخیص ظهر شرعی، استفاده از ابزار را جایز می دانید، چرا برای تشخیص اول ماه جایز ندانید؟
اگر قدرت ملاک است باید در هر دو جا ملاک باشد.
ابزار همان طور که تشخیص ظهر شرعی را راحت کرده است، تشخیص اول ماه را هم راحت کرده است.

مستنبط;989604 نوشت:
همین طور اینکه «رویت» موضوعیت دارد یا طریقیت، باید توسط فقیه بررسی شود

با عرض سلام و احترام
از فقها چه کسانی چنین نظری دارد که رویت طریقیت دارد؟

با تشکر

موضوع قفل شده است