جمع بندی ازدواج با دختر خردسال و لوازم آن

تب‌های اولیه

82 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
ازدواج با دختر خردسال و لوازم آن

با سلام-طبق مساله 12 کتاب نکاح تحریر الوسیله امام خمینی جلد داریم:
مساءله 12 -
كسيكه زوجه اى كمتر از نه سال دارد وطى او براى وى جايز نيست چه اينكه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع ، و اما ساير كام گيريها از قبيل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخيذ(4) اشكال ندارد هر چند شيرخواره باشد، و اگر قبل از نه سال او را وطى كند اگر افضاء نكرده باشد بغير از گناه چيزى بر او نيست ، و اگر كرده باشد يعنى مجراى بول و مجراى حيض او را يكى كرده باشد و يا مجراى حيض و غائط او را يكى كرده باشد تا ابد وطى او بر وى حرام مى شود، لكن در صورت دوم حكم بنابر احتياط است و در هر حال بنا بر اقوى بخاطر افضاء از همسرى او بيرون نمى شود در نتيجه همه احكام زوجيت بر او مترتب مى شود يعنى او از شوهرش و شوهرش از او ارث مى برد، و نمى تواند پنجمين زن دائم بگيرد و ازدواجش با خواهر آن زن بر او حرام است و همچنين ساير احكام ، و بر او واجب است مادامى كه آن زنده است مخارجش را بپردازد. هر چند طلاقش داده باشد، بلكه هر چند كه آن زن بعد از طلاق شوهرى ديگرى انتخاب كرده باشد كه بنابر احتياط بايد افضا كننده نفقه او را بدهد، بلكه اين حكم خالى از قوت نيست ، و نيز بر او واجب است ديه افضا را كه ديه قتل است بآن زن بپردازد اگر آن زن آزاد است نصف ديه مرد را با مهريه ايكه معين شده و بخاطر عقد دخول بگردنش آمده به او بدهد، و اگر بعد از تمام شدن نه سال با او جماع كند و او را افضاء نمايد حرام ابدى نمى شود و ديه بگردنش نمى آيد، لكن نزديكتر به احتياط آن است كه مادامى كه آن زن زنده است نفقه اش را بدهد هر چند كه بنا بر اقوى واجب نيست

لطفا ابتدا در مورد این حکم توضیح بیشتری بفرمایید بنده به هیچ وجه اصل حکم را متوجه نمیشوم آیا در اسلام امکان دارد کسی با شیر خواره ازدواج کند؟مگر رضایت در ازدواج اصلی دو طرفه نیست؟و اینکه چرا اسلام باید چنین حکمی داده باشد که شخص در پی کامجویی از شیر باشد؟آیا این چیزی جز کودک آزاری است؟
لطفا کمک کنید:dar::dar::dar::dar::dar::dar::dar::soal::soal::soal::soal::soal::soal::soal:

با نام و یاد دوست


کارشناس بحث: استاد مسلم

موذن;583775 نوشت:
لطفا ابتدا در مورد این حکم توضیح بیشتری بفرمایید بنده به هیچ وجه اصل حکم را متوجه نمیشوم آیا در اسلام امکان دارد کسی با شیر خواره ازدواج کند؟مگر رضایت در ازدواج اصلی دو طرفه نیست؟و اینکه چرا اسلام باید چنین حکمی داده باشد که شخص در پی کامجویی از شیر باشد؟آیا این چیزی جز کودک آزاری است؟

با سلام خدمت شما

ببینید آنچه که اسلام به جواز آن حکم داده است این است که ازدواج سن خاصی ندارد و اولیاء انسان مسئول تشخیص سن و مورد مناسب برای ازدواج فرزندشان هستند، و اگر صلاح بدانند می توانند دخترشان را در خردسالی به ازدواج شخصی در بیاورند، که البته معمولا با اهدافی مثل محرمیت زن و مرد نامحرم با یکدیگر اتفاق می افتد.
مثلا اگر مردی بخواهد با زنی محرم ابدی شود، کافیست برای مدت کوتاهی، دختر آن زن را صیغه کند، با پایان مدت عقد موقت یا طلاق دادن آن دختر خردسال در عقد دائم، مادر دختر برای همیشه به آن مرد محرم خواهد بود، چرا که محرمیت مادر زن، محرمیت ابدی است.
پس اسلام به این امر توصیه نکرده است بلکه اجازه داده است اگر اولیائی مصلحت فرزندشان را در ازدواج فرزند خردسالشان دانسته اند می توانند به این امر اقدام کنند. روشن است معمولا کسی به نیت کام جویی با شیرخوار ازدواج نمی کند و صرفا برای امور دیگری چون محرم شدن و... است والا انسان اگر مشکل روانی نداشته باشد، در شرایط عادی از بچه شیرخواره یا خردسال لذتی نمی برد و ملاک تشخیص این امر را خداوند بر عهده مورد اطمینان ترین اشخاص به آن کودک، یعنی پدر یا اجدادش که فرزندشان پاره تنشان است گذارده است، و تا جایی که ضرورتی ندارد از این کار نهی نموده است:

«هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَوْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ: قِيلَ لَهُ إِنَّا نُزَوِّجُ صِبْيَانَنَا وَ هُمْ صِغَارٌ قَالَ فَقَالَ إِذَا زُوِّجُوا وَ هُمْ صِغَارٌ لَمْ يَكَادُوا يَتَأَلَّفُوا»(الکافی، کلینی، ج5، ص398)
هشام بن عبدالملک از امام صادق(ع) یا امام رضا(ع) نقل کرده که به حضرت(ع) گفته شد ما دخترانمان را در خردسالی به ازدواج همسرشان در می‌آوریم پس امام(ع) فرمودند: اگر در خردسالی به ازدواج آنها اقدام نمایید زندگی آنها از دوام و الفت مستمر دورتر خواهد بود.

اسلام حتی به این هم قانع نشده است و می گوید اگر پدری به خاطر اغراض شخصی و بدون در نظر گرفتن منافع دختر به ازدواج او رضایت دهد، چنین ازدواجی صحیح نیست و اجازه او نافع نخواهد بود، و باز هم به این قانع نشده است، و دستور داده حتی اگر ولی آن دختر به خاطر مصلحتی و به درستی با ازدواج موافقت کرده باشد باز هم شوهر علی رغم محرمیت اجازه رابطه جنسی با آن دختر را ندارد، و در صورت ارتکاب چنین عملی و وارد شدن آسیب به دختر با مجازات سنگینی روبرو خواهد شد: (تحریر الوسیلة، کتاب النکاح، مسئله 12)
1- تمام مخارج این دختر را تا پایان عمر باید بدهد، حتی اگر او را بعدها طلاق بدهد.
2- دیه کامل یک زن.
3- مهریه کامل او را نیز باید بپردازد.
پس اسلام جز محدود کردن اختیارات پدر و مادر در مورد فرزندشان و نهی آنها از اقدام به ازدواج فرزندشان در خردسالی کاری نکرده است، و جواز آن را هم به خاطر برخی مصالح مانند محرمیت و... امضاء کرده است.
گواه کارآمدی این حکم اسلام همان ثمره عملی آن در جامعه است، اسلام عملا شرایطی گذاشته است که خود به خود این اتفاق در جوامع شیعه به صورت نادر اتفاق می افتد روشن است که پدر و مادرها به فرزندشان عشق میورزند و آن را در خردسالی به ازدواج یک انسان نامتعادلی که از ازدواج با کودکان به دنبال لذت جنسی است در نمی آورند، لذا این ازدواج به صورت نادر اتفاق افتاده، و همین موارد نادر هم برای فوائد جنبی چون محرم شدن و... میباشد.
از این پاسخ که بگذریم، اگر چه شما پرسشگر گرامی این سوال را از روی کنجکاوی پرسیده اید و طبیعی است که با دیدن چنین احکامی در ذهن انسان سوال ایجاد می شود، اما شبکه ها و سایت های غربی به شدت در ترویج امثال این شبهه ها میکوشند، به نظرم ما مسلمانان باید در قالب یک تهاجم به این شبهات پاسخگویی کرده و در عین دفاع، به مهاجم حمله کنیم.

همین غربی ها به احکام آشکار اسلام که ما با منطق و بدون ترس و واهمه بیان می کنیم حمله می کنند اما در مقام عمل به آن بر ما پیشی می گیرند.

آمار تجاوز به کودکان در غرب را نادیده می گیرند و به ازدواجی که با این همه قیود و محدودیت ها از طرف اسلام فقط جایز دانسته شده است حمله می کنند، بگذریم از فرهنگی که در مقابل هم جنس بازی و ازدواج با حیوانات و... هم لب فرو بسته است.
به گزارش مرکز آمار تجارت کودکان و تجاوز به کودکان در آلمان Statistik Kindesmissbrauch in Deutschland) 10٪) از کلیه‌ی کودکان آلمانی مورد شکنجه‌های جسمی و تجاوز قرار می‌گیرند(http://www.bdkj-re.de/missbrauch/statistiken-kindesmissbrauch.php)

موفق باشید.

با سلام ممنون از پاسختون این پاسخ تاحدی قابل قبول است اما صرفا تا حدی که اسلام اجازه ی ازدواج داده باشد نه طیق گفته ی زیر که در همان مسئله 12 ذکر شده
"...- كسيكه زوجه اى كمتر از نه سال دارد وطى او براى وى جايز نيست چه اينكه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع ، و اما ساير كام گيريها از قبيل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخيذ(4) اشكال ندارد هر چند شيرخواره باشد،...."
بنده فکر میکنم این موضوع از بحث محرمیت چیزی فراتر خواهد بود اگر دلیل دیگری برای این حکم مد نظرتون هست لطفا ارائه بفرمایید آیا لمس به شهوت،آغوش گرفتن و تفخیذ زمانی امکان داره به سود کودک باشه؟ و امکان داره اولیای کودک چنین موردی را به مصلحت کودک چه بسا شیر خواره خود بدونند؟
بنده با آمار ها ی ارائه شده مشکلی ندارم چه بسا در کشور ما هم که داعیه ی اسلام داریم مواردی یافت میشه و شاید حتی قیاس اسلام با عملکرد چنین کشور هایی شان اسلام را پایین بیاره
اما بحث بر سر اصل دین است که نباید خللی در آن وارد باشه که صد البته نیست اما با دانستن علت حکم شیرینی اطاعت برامون بیشتر میشه و در برابر جاهلان و کسانی که به سادگی این نقاط را به عنوان ضعف تلقی میکنند دلایلی برای اثبات و ترویج دین خواهیم داشت
منتظر راهنمایی های بیشترتون هستم-ممنون از لطفتون
:Sokhan::Sokhan::Sokhan::ok:

انشاالله که اینجوری که شما میگید نباشه و دلیلی براش پیدا بشه در غیر کاش مراجع حاضر هم نظرشون رو در مورد این موضوع می دادند تا رفع شبهه بشه
مرسی از دقت نظرتون

موذن;584400 نوشت:
با سلام ممنون از پاسختون این پاسخ تاحدی قابل قبول است اما صرفا تا حدی که اسلام اجازه ی ازدواج داده باشد نه طیق گفته ی زیر که در همان مسئله 12 ذکر شده
"...- كسيكه زوجه اى كمتر از نه سال دارد وطى او براى وى جايز نيست چه اينكه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع ، و اما ساير كام گيريها از قبيل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخيذ(4) اشكال ندارد هر چند شيرخواره باشد،...."
بنده فکر میکنم این موضوع از بحث محرمیت چیزی فراتر خواهد بود اگر دلیل دیگری برای این حکم مد نظرتون هست لطفا ارائه بفرمایید آیا لمس به شهوت،آغوش گرفتن و تفخیذ زمانی امکان داره به سود کودک باشه؟ و امکان داره اولیای کودک چنین موردی را به مصلحت کودک چه بسا شیر خواره خود بدونند؟
بنده با آمار ها ی ارائه شده مشکلی ندارم چه بسا در کشور ما هم که داعیه ی اسلام داریم مواردی یافت میشه و شاید حتی قیاس اسلام با عملکرد چنین کشور هایی شان اسلام را پایین بیاره
اما بحث بر سر اصل دین است که نباید خللی در آن وارد باشه که صد البته نیست اما با دانستن علت حکم شیرینی اطاعت برامون بیشتر میشه و در برابر جاهلان و کسانی که به سادگی این نقاط را به عنوان ضعف تلقی میکنند دلایلی برای اثبات و ترویج دین خواهیم داشت
منتظر راهنمایی های بیشترتون هستم-ممنون از لطفتون

با سلام و احترام مجدد

در این رابطه دو نکته خدت شما عرض می کنم

نکته اول:
این حکم از چند قاعده استفاده شده است:
1- در اسلام برای ازدواج از لحاظ سن و سال مرزی تعیین نشده است.
2- در اسلام تمام لذت های جنسی بین دو همسر جایز هست، مگر آنچه که نهی بالخصوصی در مورد آن در روایات آمده باشد.
3- ضرر زدن به دیگری در اسلام جایز نیست(قاعده لا ضرار)
از مجموع این سه قاعده و روایاتی که از اصل رابطه جنسی با کودکان خردسال نهی کرده اند( وسائل الشیعه، باب 45 از ابواب نکاح، ج20، ص101-104) برداشت می شود که لذت های دیگر در صورتی که ضرری برای زوجه نداشته باشند جایز است. به همین خاطر میتوان گفت در این حکم اختلافی بین فقها نیست.(جواهر الکلام، محمد حسن نجفی، ج29، ص416)

نکته دوم:
ببینید از یک دیدگاه دیگر به مسئله نگاه می کنیم، فقط توجه داشته باشید با یک نگاه کاملا منطقی و بدور از احساسات وارد بحث می شویم.
فقها همواره به دنبال روشن کردن زوایای بحث هستند، گاهی فرض های نادری را مطرح می کنند برای این که حکم روشن شود، مثلا امام(ره) در تحریر الوسیله می فرمایند: اگر کسی نمازش قضا شد و وسیله ای مانند هواپیما دارد و می تواند خود را به افقی که هنوز نماز قضا نشده برساند و نمازش را بخواند باید چنین کند، ببینید این موارد از باب روشن کردن زوایای بحث است، والا عملا مراد از بیان این احکام امکان عرفی و وقوع حتمی آن نیست. در این مسئله هم یک فرض نادر پیش می آید، با توجه به این که اسلام که سن ازدواج تعیین نکرده، مطلق لذت بردن را هم جایز دانسته پس در مورد ازدواج با دختر خردسال حکمش چه می شود؟ اسلام فقط می گوید اگر پدر با رعایت مصالح دختر اجازه داد، خب اینها زن و شوهر هستند.

با نگاه دقیق ازدواج پیوند زناشویی است و وقتی ازدواج دختری با یک پسری به مصلحت دختر باشد، و پدر او هم به این ازدواج رضایت بدهد زن و شوهر می توانند از یکدیگر لذت ببرند، به شرطی که چه در خردسالی و چه در بزرگسالی ضرری برای زوج، یا زوجه نداشته باشد، در ازدواج با دختر صغیره، این زوجه متعلق به شوهرش هست، و اگر حقیقتا این شوهر چنین انسنی است که از این بچه خردسال لذت می برد!! اسلام می گوید این لذت بردن حرمتی ندارد، این که شوهری که در آینده قرار است با این دختر رابطه جنسی داشه باشد او را در خردسالی ببوسد چه ضرری برای آن دختر دارد که اسلام آن را حرام کند؟ آیا واقعا دختر وقتی بالغ شد به شوهرش اعتراض می کند که تو چرا در خردسالی از من لذت برده ای؟ این دو متعلق به یکدیگر هستند، قرار است یک عمر با یکدیگر زندگی کنند، بچه دار شوند، و...؛ سخن از تجاوز در دوران کودکی نیست، شما از ازدواج غفلت نکنید، این لذت ها در چارچوب یک ازدواج است.
دقت بفرمایید تنها راه محرم شدن سببی فقط ازدواج است، و در ازدواج محدودیتی برای لذت بردن زن و شوهر از یکدیگر وجود ندارد، آیا اسلام می بایست ازدواج با دختر خردسال را به طور کلی منع کرده و اختیار را از والدین آن سلب می کرد و راه را برای محرم شدن برخی با یکدیگر می بست واحیانا اگر منفعتی در این ازدواج وجود می داشت(که فرض آن بعید نیست) آن را نادیده می شمرد؟ یا می بایست ازدواج را جایز شمرده و محدودیتی هم در رابطه با طفل قائل نمیشد؟ جز این است که اسلام مسیر اعتدال را پیموده است، و می گوید ازدواج سن خاصی ندارد، و تابع شرایط و مصالح دختر است، و پدر اگر متعادل باشد مامور تشخیص این مصلحت است اما حتی اگر این ازدواج به مصلحت دختر باشد، رابطه جنسی با این دختر که حتی احتمال ضرر، تاکید می کنم احتمال ضرر برای این دختر داشته باشد ممنوع است، و اگر مطلقا لذت بردن را منع می کرد این چه ازدواج و زن و شوهر بودنی میشد؟؟! عملا ازدواجی شکل نمی گرفت. می شد شیر بی یال و دم و اشکم!

براستی چرا ما توقع داریم خداوند ما را محدود کند، آیا خود ما نمیتوانیم در سرنوشت دختر کوچک مان نقش داشته باشیم، چرا توقع داریم اگر یک مورد خوب برای ازدواج یک دختر صغیر پیدا شد خداوند اجازه ازدواج دختر را از پدر و مادرش سلب کند؟؟ چرا همواره در ذهن ما بدترین حالت تداعی می شود که یک مرد شصت ساله آمده و یک دختر صغیره را گرفته است! خب این را که اسلام اجازه نمی دهد چون در ظاهر مسئله برای دختر مصلحتی ندارد و این عقد نیاز به طلاق هم ندارد و خود به خود باطل است، اما اگر یک خانواده دید که خانواده ای دیگر که از بزرگان بوده و از فرهنگ غنی ای برخوردارند، لذا تصمیم میگیرند با هماهنگی دخترشان را به پسر آن خانواده که او هم سن و سالی ندارد داده و از کودکی به نام هم و محرم کنند، این چه اشکالی دارد؟ چرا بیخودی داد ما بلند می شود که خدایا چرا اختیار به پدر و مادر این دختر دادی؟ چرا اجازه و آزادی به لذت جنسی بی ضرر به این داماد دادی؟
اسلام عزیز اجازه داده است که پدر و مادر هم، اندکی اختیار ازدواج دخترشان را در کودکی داشته باشند، و برای این اختیارشان هم تازه شرط گذاشته، ما به عنوان دختر و پسر، نه؛ به عنوان پدر و مادر چنین توقعی از خدا نداریم؟؟
اگر اسلام اختیار ازدواج فرزندان را از والدین آنها سلب کرده و سن تعیین میکرد باز منتقدین می گفتند چرا اسلام در حیطه خصوصی انسان ها دخالت کرده و آزادی آنها را محدود نموده و چه بسا والدین در ازدواج فرزندشان منفعتی برای او می بینند و اسلام با منع ازدواج، آنها را از مصالح باز داشته است و...؛ اگر ازدواج را جایز می شمرد و مطلقا لذت را حرام میکرد، می گفتند این پس چه ازدواجی است که عروس و داماد عملا نامحرم هستند؛ حقیقتا به این نمی شود گفت ازدواج؛ اگر مطلقا لذت بردن را جایز می شمرد که دیگر هیچ...
پس همیشه اسلام ستیزان و سایت های غربی بهانه ای برای تهاجم به احکام اسلامی دارند.

موفق باشید

سلام علیکم

اگر چنین ازدواجی به طلاق انجامید ولی برای آن طفل بلوغ زودرس را دربر داشت تکلیف چیست؟

مسلم;584839 نوشت:
با نگاه دقیق ازدواج پیوند زناشویی است و وقتی ازدواج دختری با یک پسری به مصلحت دختر باشد، و پدر او هم به این ازدواج رضایت بدهد زن و شوهر می توانند از یکدیگر لذت ببرند، به شرطی که چه در خردسالی و چه در بزرگسالی ضرری برای زوج، یا زوجه نداشته باشد، در ازدواج با دختر صغیره، این زوجه متعلق به شوهرش هست، و اگر حقیقتا این شوهر چنین انسنی است که از این بچه خردسال لذت می برد!! اسلام می گوید این لذت بردن حرمتی ندارد، این که شوهری که در آینده قرار است با این دختر رابطه جنسی داشه باشد او را در خردسالی ببوسد چه ضرری برای آن دختر دارد که اسلام آن را حرام کند؟

با عرض سلام

اگر چنین ازدواجی به طلاق انجامید ولی برای آن طفل بلوغ زودرس را دربر داشت تکلیف چیست؟

موذن;584409 نوشت:
کاش مراجع حاضر هم نظرشون رو در مورد این موضوع می دادند تا رفع شبهه بشه
مرسی از دقت نظرتون

سلام
نظر برخی مراجع در صفحه سوم آن لینکی که به شما نشان دادم بود:
http://www.askdin.com/thread1539-3.html

.امین.;584866 نوشت:
ا عرض سلام

اگر چنین ازدواجی به طلاق انجامید ولی برای آن طفل بلوغ زودرس را دربر داشت تکلیف چیست؟

بله جناب امین قبول دارم ممکن است چنین آفاتی را به دنبال داشته باشد اما دقت بفرمایید از طرف اسلام نه توصیه ای هست و نه تشویقی، حتی از این گونه ازدواج خردسالان نهی هم شده است، اما اگر پدر و مادر دختر مصلحتی در ازدواج این دختر دیدند که بر این آفت ارجحیت دارد اسلام آنها را از این ازدواج منع نکرده است؛ بدیهی است که بروز این نوع ازدواج، و دوباره ظهور این نوع آفت در این ازدواج به شدت نادر است، و اسلام هم آن را متوقف بر مصلحت برای دختر نموده است، مصلحتی که عقلایی باشد، نه پدری نامتعادل آن را تشخیص داده باشد.
و همچنین در چنین ازدواج هایی قصد لذت بردن نیست تا موجب بلوغ رود رس شود، یعنی انسان باید حقیقتا عجیب باشد که از دختر شیر خوار یا خردسال لذت ببرد، معمولا این ازدواج به جهت محرم شدن، یا انتخاب دختر و پسر خردسال برای یکدیگر و... استعمال می شود.
اسلام ملاک را مصلحت دختر اعلام نموده و اختیار و تشخیص این مصلحت را به پدر و مادر واگذار کرده، یقینا جایی که منفعت چندانی برای دختر ندارد، و پسر هم آش دهن سوزی نیست که بگویند حیف است این خانواده و داماد را از دست بدهیم،اسلام هم در این جا با توجه به ضرر بدون سودی که برای دختر دارد همانند شما مخالف است، اسلام این ازدواج را مشروط بر داشتن مصلحت برای دختر نموده است، ولو پدر و مادر هم راضی باشند.

به نام خدا.

مسلم;584839 نوشت:

براستی چرا ما توقع داریم خداوند ما را محدود کند، آیا خود ما نمیتوانیم در سرنوشت دختر کوچک مان نقش داشته باشیم، چرا توقع داریم اگر یک مورد خوب برای ازدواج یک دختر صغیر پیدا شد خداوند اجازه ازدواج دختر را از پدر و مادرش سلب کند؟؟ چرا همواره در ذهن ما بدترین حالت تداعی می شود که یک مرد شصت ساله آمده و یک دختر صغیره را گرفته است! خب این را که اسلام اجازه نمی دهد چون در ظاهر مسئله برای دختر مصلحتی ندارد و این عقد نیاز به طلاق هم ندارد و خود به خود باطل است، اما اگر یک خانواده دید که خانواده ای دیگر که از بزرگان بوده و از فرهنگ غنی ای برخوردارند، لذا تصمیم میگیرند با هماهنگی دخترشان را به پسر آن خانواده که او هم سن و سالی ندارد داده و از کودکی به نام هم و محرم کنند، این چه اشکالی دارد؟ چرا بیخودی داد ما بلند می شود که خدایا چرا اختیار به پدر و مادر این دختر دادی؟ چرا اجازه و آزادی به لذت جنسی بی ضرر به این داماد دادی؟
اسلام عزیز اجازه داده است که پدر و مادر هم، اندکی اختیار ازدواج دخترشان را در کودکی داشته باشند، و برای این اختیارشان هم تازه شرط گذاشته، ما به عنوان دختر و پسر، نه؛ به عنوان پدر و مادر چنین توقعی از خدا نداریم؟؟

جناب مسلم گرامی ... :khandeh!:

فرمودید که "چرا همواره در ذهن ما بدترین حالت تداعی میشود که یک مرد شصت ساله آمده و یک دختر صغیره را گرفته است"، به این دلیل که به نظر میاد قانون خدا نباید راه سودجویی و کلاه شرعی گذاشتن رو با دست خودش باز کنه و چنین حالت های خاصی رو هم قاطی حالت های دیگر حلال کنه ( حالتی که امکان وقوعش هم چندین برابر حالت های دیگر هست )! الان در بین مفروضات شما برای رد کرد این حالت که مرد شصت ساله بیاد دختر ضغیره بگیره ، یکیش این هست که مصلحتی برای اون دختر ندارد! اما بعدش میفرمایید یک پدر و مادر از خدا انتظار دارند که خدا این اجازه رو بهشون بده که دختر صغیره شون رو به همسری کسی که صلاح میدونن در بیارن! شما که نه پدر اون دختر صغیره ای و مطمئنا مادرش هم نیستی! اونها مصلحت دیدن و دختر صغیره شون رو دادن یه پیرمرد شصت ساله! شما چطور فرمودید این حالت خود به خود باطله و مطرح کردنش محلی از اعراب نداره؟ شاید اون خانواده بسیار فقیر بوده و اون پیرمرد هوسباز بسیار پولدار!

دیگر اینکه فرمودید میبینن یک خانواده ای از نظر فرهنگی غنی هست ، دختر صغیرشون رو میدن به پسر کوچکی تا به هم بزرگ بشن و این چه اشکالی دارد و چرا "بیخودی" ما داد و فریاد میکنیم و ...! ( آدم یاد این داستان های قدیمی میوفته که وزیر دربار برای محکم کردن جای پاش تو دربار میرفته دختر شاه رو میگرفته یا اینکه دخترش رو میداده به شاه! ) خوب آینده که مشخص نیست. فرزند این خانواده ی غنی فرهنگی رفت و مثل پسر حضرت نوح (ع) در اومد چی؟ بعدا مشخص شد این پسره ناراحتی روانی داره چی؟ اصلا تو این ازدواج هیچ جایی برای پسر و دختر برای علاقه مند شدن به کسی درنظر گرفته شده؟ یا اینکه اینها به علت صلاحدید پدر و مادرشون مجبورن از هم خوششون بیاد و اگر هم خوششون نیومد به درک! ان شاء الله خدا در دفعه ی بعدی که به دنیا اومدن براشون جبران میکنه این زندگی اجباری رو؟

و باز فرمودید "آیا ما از خدا چنین انتظاری نداریم؟" و بنده عرض میکنم که مگر هر چه ما انتظار داشتیم خدا باید مطابق با اون قانون بذاره؟ خوب اگر قراره که انتظار باشه و مطابقش خدا سعی کنه ما رو راضی کنه، خوب ما انتظارات دیگری هم در موارد دیگر داریما!!!! اصلا خدا مگه مجبوره ما رو راضی بکنه؟

ستایشگر :Gol:

مسلم;584231 نوشت:
(

کارشناس محترم آدرس می دهید در حالی که متن آن را نخوانده اید؟ ( البته میدانم قصد بدی نداشته اید ) ... آخه شما باور میکنید جرائم جنسی در استان قم رتبه اول را داشته باشد ... لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْراً وَ قالُوا هذا إِفْکٌ مُبِینٌ ... چرا هنگامى که این (تهمت) را شنیدید، مردان و زنان باایمان نسبت به کسى که از خودشان بود، گمان خیر نبردند و نگفتند این دروغ بزرگِ آشکارى است؟!
مدرک این حرف کجاست ؟ سندش کجاست ؟ این همه تهمت به شهر مقدس قم ... بخدا قسم دروغ میگویند ... بخدا قسم دروغ است ... به خدا قسم دروغ است ... یه دروغ به این بزرگی را به شهر بصیرت ، به شهر علم و جهاد نسبت می دهند و شما هم آدرس می دهید ... قم شهر خون و قیام است ... قم زادگاه انقلاب است ... قم کاشانه اهل بیت است ...
این آمار دادن ها سیاست است برای بد بین کردن مردم به شهر قم که در میان یک متن طولانی جا میدهند تا مخاطب تاثیر بپذیرد و بدون تفکر آن را بپذیرد

موضوع قفل شده است