ازدواج با دختری که 8 سال بزرگتر است

تب‌های اولیه

7 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
ازدواج با دختری که 8 سال بزرگتر است

سلام دوستان 

پسری هستم 24 ساله عاشق دختری شدم که 8 سال از خودم بزرگتر هست

از نظر مالی و کاری و .... مشکلی ندارم و می دونم که این یک ارتباط دو طرفه هست.

ولی موندم که ایا کار درستی هست وارد مسئله ی خواستگاری و ازدواج و ...بشم یا  نه.

لطفا کمکم کنید . ممنون.

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد امیـد

پسری هستم 24 ساله عاشق دختری شدم که 8 سال از خودم بزرگتر هست

 

سلام

دوست عزیز

شما دوست دارید با همسری مناسب ازدواج کنید و در کنار او احساس آرامش نمایید و زندگیِ شادی را تجربه کنید. ازدواج مهم ترین تصمیمی است که هر فردی در زندگی می گیرد. اگر ازدواج بر پایه های درست و صحیح بنا نشده باشد، ممکن است بعد از مدتی به بروز اختلاف شدید میان زن و شوهر منجر گردد و خدای نکرده به ایستگاه جدایی ختم شود. برای شروع یک رابطه و زندگی مشترک، شاید عشق کافی باشد؛ ولی برای ادامه آن زندگی، «عشق هرگز کافی نیست». شاهد این حرفم، هزاران زوجی هستند که زندگی خود را با عشق هایی آتشین آغاز کرده اند؛ اما پس از گذشت مدتی به بن بست رسیده و برای جدائی و طلاق راهی دادگاه خانواده شده اند.

اگر خدای نکرده ازدواج شما به شکست منجر شود، مقدار زیادی از وقت و انرژیِ خود را هدر خواهید داد. پس باید در انتخاب همسر مناسب برای خود خیلی بیشتر دقت نمایید. قبل از هر چیز، سری به نزدیک ترین دادگاه خانواده در شهر خود بزنید. این کار آزاد است و کسی مانع ورودِ شما به مجتمع قضایی خانواده در شهرتان نمی شود. دقایقی را صرف نگاه کردن به زوج هایی که مراجعه کرده اند نمایید. یک وکیل خبره پیدا کنید و قدری در مورد پرونده های طلاقی که در دادگاه داشته، با او صحبت کنید. بیشتر زن و شوهرهایی که برای پایان زندگی به دادگاه می آیند، زندگی مشترکشان را با عشق آغاز کردند. بسیاری از آنها عاشق تر از شما بودند، ولی پس از مدتی به بن بست رسیدند. پس تنها عشق برای موفقیت زندگی کافی نیست. این مسأله آن قدر مهم است که نویسنده و روانشناس آمریکایی، آرون بِک، کتابی با عنوان «عشق هرگز کافی نیست» نوشته است.

تناسب میان زن و شوهر در نظرات و عقاید یکی از معیارهای انتخاب همسر است. افرادی که از نظر سنّی به یکدیگر نزدیک تر می باشند، نظرات و عقایدشان تشابه بیشتری دارد. با قاطعیت نمی توان در مورد مسائل انسانی پیش بینی کرد و بیان نمود که حتما این ازدواج به اختلاف شدید و طلاق منتهی می شود؛ اما با رعایت مجموعه ای از معیارها می توان خطر فروپاشیِ ازدواج را کاهش داد. یکی از آن معیارها «تناسب سنّیِ دختر و پسر هنگام ازدواج» است.

تناسب سنّی با توجه به دوره های زندگی ممکن است اهمیت متفاوتی داشته باشد. مثلا برای یک آقای 45 ساله و خانم 53 ساله که تجربه بیشتری دارند، شاید بتوان این ازدواج را توصیه کرد؛ اما برای شما که در سنّ 24 سالگی در ابتدای دوره جوانی قرار دارید و هنوز تجربه زیادی کسب نکرده اید، نمی توان این ازدواج با این فاصله سنّی را توصیه نمود. فرد جوان درست است که شناخت بیشتری نسبت به دوره نوجوانی دارد؛ اما هنوز تصمیم هایش تحت تأثیر هیجانات و عواطف دوره جوانی است.    

خانم ها به دلیل زایمان و شیردادن و غیره زدوتر از آقایان شکسته می شوند. وقتی زن و شوهر تناسب سنّی داشته باشند، بعد از فرزنددارشدن، شادابی و نشاط زن با شادابیِ مرد هم سطح می باشد. اما وقتی خانم چندین سال از آقا مسنّ تر باشد، در سنین بالا تفاوتِ آشکاری میان آنها در میزان شادابی دیده می شود. هشت سال بزرگ تر بودنِ خانم  باعث می شود وقتی خانم به سنّ پنجاه سالگی و ابتدای سنّ یائسگی رسید، آقا هنوز در سنّ چهل و دو سالگی باشد. در این سنین عده زیادی از مردها به موفقیت های شغلی رسیده اند و تازه احساس جوانی می کنند.

ادامه دارد...

اما برای شما که در سنّ 24 سالگی در ابتدای دوره جوانی قرار دارید و هنوز تجربه زیادی کسب نکرده اید، نمی توان این ازدواج با این فاصله سنّی را توصیه نمود. فرد جوان درست است که شناخت بیشتری نسبت به دوره نوجوانی دارد؛ اما هنوز تصمیم هایش تحت تأثیر هیجانات و عواطف دوره جوانی است.    

باسلام خداقوت  

ببخشید آیا این امکان نیست که با مشاوره و کمک گرفتن از مشکلات احتمال پیشگیری کرد؟

آیا فرد با آگاهی از شرایط که روبرو خواهد شد و قبول این مسائل می تونند با یه خانم سن بالاتر  ازدواج بکنه؟

یا نه کلا این ازدواج توصیه نمیشه و حتما مشکل ساز خواهد بود؟

 

 حتما مشکل ساز خواهد بود؟

از مشارکت تان در این موضوع تشکر می کنم:

قبلا در برخی موضوعات گفته ام که در مسائل انسانی کمتر می توان مسأله ای را یافت که بتوان در مورد آن با قطعیت اظهار نظر نمود. در مورد ازدواج نیز همیشه موارد استثنا وجود دارد. مواردی یافت می شود که خانم و آقا با فاصله سنّیِ قابل توجه زندگیِ بی دردسر و شیرینی دارند. ضمن اینکه ممکن است زن و شوهرهایی باشند که با بهره گیری از توصیه های مشاوران بتوانند تأثیر فاصله سنّی را به حداقل برسانند. اما واقعیت این است که ازدواج با فاصله سنی قابل ملاحظهْ ریسک و احتمال خطر ازدواج را افزایش می دهد؛ به ویژه زمانی که خانم از آقا چندین سال بزرگ تر باشد. این تفاوت سنّی شاید در سال های اول زندگی زیاد به چشم نیاید؛ ولی در سال های بعد مسلّما تأثیرات منفیِ خود را در روابطِ زوج نشان خواهد داد:

اجازه دهید عین پرسش یک پرسشگر که برایم ارسال کرده بود را در اینجا بیاورم:

«سلام.من زني چهل ساله قبلن ي ازدواج کردم پسري شانزده ساله دارم باپسري سي ساله ازدواج کردم خانوادش اوايل راضي نبودن ولي ديدن عقدکرديم کم کم راضي شدن شوهرم اوايل دوسم داشت عاشقانه ولي اللن رفته رفته سردشده پنج سال ازدواج کرديم هيچدعلاقه اي ب بچه نداره همش ميگه زوده .تودوراهي ماندم چکارکنم عاقبت اين زندگي چي ميشه ده سال اختلاف سني داريم  شوهرم سردشده ب زندگي».

 

 

باسلام خداقوت 

به جز شرایطی که اشاره کردید  

خانم ها به دلیل زایمان و شیردادن و غیره زدوتر از آقایان شکسته می شوند. وقتی زن و شوهر تناسب سنّی داشته باشند، بعد از فرزنددارشدن، شادابی و نشاط زن با شادابیِ مرد هم سطح می باشد. اما وقتی خانم چندین سال از آقا مسنّ تر باشد، در سنین بالا تفاوتِ آشکاری میان آنها در میزان شادابی دیده می شود. هشت سال بزرگ تر بودنِ خانم  باعث می شود وقتی خانم به سنّ پنجاه سالگی و ابتدای سنّ یائسگی رسید، آقا هنوز در سنّ چهل و دو سالگی باشد. در این سنین عده زیادی از مردها به موفقیت های شغلی رسیده اند و تازه احساس جوانی می کنند.

مخالفت خانواده به چه میزان می تونه در سرد شدن روابط نقش داشته باشه؟ 

 خانوادش اوايل راضي نبودن

در آشنایان دیدم خانم آقا با این فاصله سنی مشکلی ندارند ولی مخالف بودن خانواده و قابل هضم نبودن این مسئله در عرف، باعث سرد شدن روابط شده(خانوم اگه خیلی کوچیک باشه حتی 15 سال کوچکتر باشد مشکلی نیست ولی آقا اگر چند روز هم کوچکتر باشه میشه ازدواج با ننه اش Smile این کلمه رو از یه آقا شنیدم وقتی فهمیدند یکی میخواد با خانمی ازدواج بکنه که خانم چند روز بزرگتر از آقا بود)  

باید چیکار کنند که این روابط تحت تاثیر محیط سرد نشه؟ 

باید چیکار کنند که این روابط تحت تاثیر محیط سرد نشه؟ 

هر فردی برای اینکه زندگیِ مناسب و رو به رشدی داشته باشد، باید به سطحی از تمایزیافتگی برسد. منظور از تمایزیافتگی، «توانایی فرد برای تفکیکِ خود از خانواده اصلی اش» است. پژوهش ها در ایران نشان داده زوج های سازگار، حداقلّ در «سطح عملکردی» باید تمایزیافتگی داشته باشند. یعنی اینکه تصمیم گیری ها را خودشان انجام دهند. هر فرد باید بتواند پس از ازدواج، نوعی مرزِ منعطف با خانواده خودش ایجاد کند.

زن و شوهر پس از ازدواج با خانواده  خودشان مشورت کنند؛ اما تصمیم گیری ها با خودشان باشد و از لحاظ هیجانی، احساسات و هیجاناتِ مثبتی با خانواده خود داشته باشند. عین یک کشور که مرز دارد. وقتی من کشوری داشته باشم که مرز دارد و تعامل خوبی با دیگر کشورها دارد، می توانم کشوری پویا داشته باشم؛ نه اجازه دهم غریبه ها هر روز در کشورم دخالت کنند و نه اینکه آن قدر سفت باشم که با هیچ کسی تعامل نداشته باشم. وقتی خانم و آقایی بعد از مشورت با افراد خبره تشخیص دادند که این ازدواج به صلاح آنهاست و با یکدیگر تناسب دارند، نباید به حرف های دیگران اهمیت بدهند. اگر مرد و زن مرزی مشخص داشته باشند، بعد از مدتی اطرافیان نیز این مرز را تشخیص می دهند و از دخالت و اظهار نظرهای بی پایه و اساس در زندگیِ شان خودداری می نمایند. اما کسی که مرزی با خانواده اش نداشته باشد و هر روز به یک ساز آنها حرکات موزون انجام دهد، مشخص است که زمام زندگی اش را به دست اطرافیانش می دهد و پس از مدتی زندگی اش به ناکجاآباد منتهی خواهد شد.