ازاد اندیشی دینی

تب‌های اولیه

12 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
ازاد اندیشی دینی

باسلام

خواستم دوستان تشریف بیارند دراین موضوع صحبت شود ومرز این ازاد اندیشی ازنگاه یک یک شما به چالش کشیده شود

سوال:ایا می توان هرگونه سوال یا نظریه را در حیطه دین مطرح کرد به عبارت دیگر در حیطه بحث علمی دراصول دین ایاخط قرمز وجوددارد؟

[="2"]سلام عليكم
بله با توجه به احاديث وارده در خصوص كنه ذات اقدس الاهي تعقل كردن جايز نيست!
همچنين در خصوص مقدرات الاهي و فلسفه آن!
بله شناخت صفات الاهي و معرفت به توحيد! و شناخت عوامل موثر در تغيير بعض مقدرات مفيد بلكه لازم است.[/]

alisadra;115268 نوشت:
ایا می توان هرگونه سوال یا نظریه را در حیطه دین مطرح کرد به عبارت دیگر در حیطه بحث علمی دراصول دین ایاخط قرمز وجوددارد؟


با سلام

بزرگوار بحث جالبی را مطرح نموده اید

این سوال حضرت عالی را در عقاید ذیل بحث دین حداقلی و حداکثری و یا قلمرو دین مطرح می نمایند

به این تایپک رجوع نمایید

و در صورت صلاح دید ادامه مطلب خود را از این تایپک ادامه دهید

http://www.askdin.com/showthread.php?t=794

alisadra;115268 نوشت:
سوال:ایا می توان هرگونه سوال یا نظریه را در حیطه دین مطرح کرد به عبارت دیگر در حیطه بحث علمی دراصول دین ایاخط قرمز وجوددارد؟

تا آنجا که بنده می دانم، چون اسلام ، حق است ، لذا هیچ ترسی از تحقیقات علمی و اینکه بر اثر تفکر علمی، آسیبی به اصول و فروع آن برسد، ندارد. لذا همواره مردم را به علم تشویق کرده است. از جمله حوزه های علمی، حوزه اصول دین و ... است. لذا هر محققی کاملاً آزاد است که آزادانه فکر کند و نتیجه فکر خود را در یک محیط علمی ، با تبادل نظر بررسی نماید. نتیجه کار محقق یا منطبق با اسلام است یا نیست. اگر بود، که فبهاالمراد. اگر نبود، قطعاً به خطا رفته (چون ما از حقانیت اسلام مطمئنیم) و محققان دیگر با فعالیت سالم علمی، خواهند توانست اشتباه وی را گوشزد نمایند. و اصلاً همین کار سبب پیشرفت دانش « اسلام شناسی » ما خواهد شد.

اما این کارها، با اینکه کسی بیاید و نتایج کار علمی خود را به جای اینکه در یک جمع علمی مطرح کند ، به اطلاع عموم برساند و موجب تشویش اذهان و سست شدن ایمانها و تضعیف دین بشود، کاملاً متفاوت است. « علم » جایگاه خاص خود را دارد (محیطهای علمی و حوزوی و دانشگاهی) و نباید وارد هر عرصه ای بشود. این مثل این است که چاقوی برنده را دست کودک خردسال بدهند. در حالیکه هر امری ، باید در دست « اهل » همان امر و کسانی که صلاحیت آن را دارند، باشد.

دوست گرامی یاقوت احمر
ضمن تایید فرمایش شما اما ایا اسک دین می تواند برای این مهم که کارشناسان بزرگواری هستند برای پاسخ گویی بستر مناسبی باشه

alisadra;115854 نوشت:
برای پاسخ گویی بستر مناسبی باشه

سلام

اسک دین تا حدودی جواب گو و بستر مناسبی است

اما محیط مجازی ضعف های زیادی برای بحث های اعتقادی دارد که نمی شود درست به ان پرداخت

مگر انکه دو طرف کاملا منطقی یا حداقل کمی منطقی باشند تا بحث خوب و درست پیش برود

لابد می دانید چه می گویم؟

البته با کمی محدودیت

و این شرایط باید تحت حدودی باشد که بحث دلنشین شود

بله درسته اگر دقت کنیددرعنوان موضوعات کدام موضوعات بازدیدمننده بسیار داره وکدام کمترکه این موافق سخن شماست بحث ازادهمان بحث منطقی است اما اگر منطق وازاد درست تعریف شوند

alisadra;115915 نوشت:
بله درسته اگر دقت کنیددرعنوان موضوعات کدام موضوعات بازدیدمننده بسیار داره وکدام کمترکه این موافق سخن شماست بحث ازادهمان بحث منطقی است اما اگر منطق وازاد درست تعریف شوند

سلام

فکر کنم الان خوب باشه که یک تعریف درست از این واژه ها بشود

ببینیند موضوعی هست؟

اگر هست که اون را ادامه می دهیم

اگر نه شما ایجاد کنید تا استفاده ببریم:Gol:

کلمه ازاد یعنی نبود خط قرمز

وکلمه منطق یعنی تشکیک اری غرض ورزی خیر

alisadra;115931 نوشت:
کلمه ازاد یعنی نبود خط قرمز وکلمه منطق یعنی تشکیک

سلام.
لطفاً به تفاوت معنی دو کلمه « رهایی » و « آزادی » دقت شود (علامه حسن زاده آملی بیان خوبی در این مورد دارند).

در هر زمینه، ما اصولی داریم که هیچ عقل سلیمی تجاوز از آن اصول را درست نمی داند و عقل، تجاوز از آن اصول را به پای « جهالت » افراد می گذارد نه « اندیشه ورزی » آنها.
مثلاً آیا صحیح است که کسی که می خواهد در زمینه ریاضی کار کند، بگوید « من هیچ خط قرمزی را برای فکر خودم، حتی اصول اولیه علم ریاضی از جمله جدول ضرب را نمی پذیرم و از نظر من دو دو تا می شود پنج تا»؟

ما می خواهیم اندیشه ورزی کنیم. اندیشه ورزی، فعالیت عقلی است. فعالیتی که در یک چارچوب خاصی صورت می گیرد. اگر فعالیت عقلی ، چارچوب نداشته باشد، « جهالت » خواهد بود نه عقل. زیرا این آدم جاهل است که هر چه بخواهد می گوید ، بدون هیچ حساب و کتابی. اما افراد عاقل، همیشه گفتارشان و فکرشان، از یک چارچوب و حساب و کتاب پیروی میکند. همین چارچوب و حساب و کتاب، یعنی همان خطوط قرمز.
فعالیت عقلی بدون چارچوب، مثل آدمی است که گفتار پریشان و هذیان گویی دارد و سخنان بی ربط و نامفهوم می زند. یا دیوانه ای که هر گونه دلش بخواهد در ملأ عام ظاهر می شود. بدیهی است هیچ کسی، حالت چنین آدمهایی را « آزادی » نام نمی گذارد.
پس نبود هیچ خط قرمزی، مشخصه حالت « بیماری » است، نه « سلامت ».
افراد سلیم النفس، همیشه ملزم به یکسری ضوابطی هستند. خواه در عرصه عمل و رفتار، خواه در عرصه اندیشه و تعقل.

نتیجه نهایی اینکه: نمی شود اصلاً هیچ خط قرمزی وجود نداشته باشد.

یاقوت احمر;115948 نوشت:
سلام.
لطفاً به تفاوت معنی دو کلمه « رهایی » و « آزادی » دقت شود (علامه حسن زاده آملی بیان خوبی در این مورد دارند).

در هر زمینه، ما اصولی داریم که هیچ عقل سلیمی تجاوز از آن اصول را درست نمی داند و عقل، تجاوز از آن اصول را به پای « جهالت » افراد می گذارد نه « اندیشه ورزی » آنها.
مثلاً آیا صحیح است که کسی که می خواهد در زمینه ریاضی کار کند، بگوید « من هیچ خط قرمزی را برای فکر خودم، حتی اصول اولیه علم ریاضی از جمله جدول ضرب را نمی پذیرم و از نظر من دو دو تا می شود پنج تا»؟

ما می خواهیم اندیشه ورزی کنیم. اندیشه ورزی، فعالیت عقلی است. فعالیتی که در یک چارچوب خاصی صورت می گیرد. اگر فعالیت عقلی ، چارچوب نداشته باشد، « جهالت » خواهد بود نه عقل. زیرا این آدم جاهل است که هر چه بخواهد می گوید ، بدون هیچ حساب و کتابی. اما افراد عاقل، همیشه گفتارشان و فکرشان، از یک چارچوب و حساب و کتاب پیروی میکند. همین چارچوب و حساب و کتاب، یعنی همان خطوط قرمز.
فعالیت عقلی بدون چارچوب، مثل آدمی است که گفتار پریشان و هذیان گویی دارد و سخنان بی ربط و نامفهوم می زند. یا دیوانه ای که هر گونه دلش بخواهد در ملأ عام ظاهر می شود. بدیهی است هیچ کسی، حالت چنین آدمهایی را « آزادی » نام نمی گذارد.
پس نبود هیچ خط قرمزی، مشخصه حالت « بیماری » است، نه « سلامت ».
افراد سلیم النفس، همیشه ملزم به یکسری ضوابطی هستند. خواه در عرصه عمل و رفتار، خواه در عرصه اندیشه و تعقل.

نتیجه نهایی اینکه: نمی شود اصلاً هیچ خط قرمزی وجود نداشته باشد.


سوال اینست ایا بدون خط قرمز می توان هر شبهه وسوالی را عنوان کرد یا چون به تعبیر شما اصولی هست وان اصول خط قرمزند نمی توان

2- تفاوت است بین اصولها فهم اصول دین غیراز فهم یک معادله ریاضی است اینجا تعالی ورشد در نظراست وخط قرمز دراینجا محدود کردن فهم است

3- این که شما میگویید باید خط قرمز باشد ازتر س است یا تقلید دیگران یا محقق زیرا محقق اصول را خط قرمز نمی داند بلکه راهی برای عبور از خط می داند

4- گذراز خط قرمز خلاف اصول نیست بلکه فهم اصول است

موضوع قفل شده است