اختلاف مالی با برادرم

تب‌های اولیه

22 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

usef8000;914216 نوشت:
خب دوستان نتیجه این مساله چه می شود؟
آیا طبق حکمی که جناب اسراء فرمودن عمل کنیم یا چه؟

عرض سلام و ادب
مطلب بسیار روشن است
اقا یوسف یا توهم وکالت کرده اند -در حالی که حقیقتا وکالتی نبوده- و یا واقعا وکالت بوده یعنی برادرشان از طرف مادر وکالت در پرداخت هزینه داشته اند
حل مساله به این نیست که اقا یوسف از مادر سوال کنند ایا شما پرداخت هزینه را تقبل کرده بودید یا نه؟ اگر جوابشان مثبت بود ، حرف اقا یوسف صحیح باشدو حق با ایشان باشد و اگر منفی بود حرف برادرشان
بلکه اگر برادر بزرگوارشان خودشان صریحا اصل وکالت دادن مادر در پرداخت هزینه را قبول ندارند چطور ممکن است وکالتی در کار بوده باشد ولی خود وکیل پی به اصل وکالت نبرده باشد؟
حتی اگر وکالتی هم بوده چنانکه عرض شد وکیل می تواند به وکالت عمل نکند و بنابر این حتی با وجود قطع به وکالت باز هم اگر قرار بگذارد که از جیب خود بدهد و اقایوسف قول داده که بعدا هزینه را به برادر بدهد، اقا یوسف شرعا مدیون است و در هر دو حالت هزینه بعهده ی اوست

مطلب از نظر فقهی روش است اما اینجا دادگاه نیست بلکه صرفا مساله شرعی گفته میشود البته اگر هر دو طرف بخواهند راه خدا را بروند و حقیقت و واقعیت را بگویند هیچ اختلافی در کار نخواهد بود و حق مانند افناب تابان روشن است .

اسراء;914316 نوشت:
عرض سلام و ادب
مطلب بسیار روشن است
اقا یوسف یا توهم وکالت کرده اند -در حالی که حقیقتا وکالتی نبوده- و یا واقعا وکالت بوده یعنی برادرشان از طرف مادر وکالت در پرداخت هزینه داشته اند
حل مساله به این نیست که اقا یوسف از مادر سوال کنند ایا شما پرداخت هزینه را تقبل کرده بودید یا نه؟ اگر جوابشان مثبت بود ، حرف اقا یوسف صحیح باشدو حق با ایشان باشد و اگر منفی بود حرف برادرشان
بلکه اگر برادر بزرگوارشان خودشان صریحا اصل وکالت دادن مادر در پرداخت هزینه را قبول ندارند چطور ممکن است وکالتی در کار بوده باشد ولی خود وکیل پی به اصل وکالت نبرده باشد؟
حتی اگر وکالتی هم بوده چنانکه عرض شد وکیل می تواند به وکالت عمل نکند و بنابر این حتی با وجود قطع به وکالت باز هم اگر قرار بگذارد که از جیب خود بدهد و اقایوسف قول داده که بعدا هزینه را به برادر بدهد، اقا یوسف شرعا مدیون است و در هر دو حالت هزینه بعهده ی اوست
مطلب از نظر فقهی روش است اما اینجا دادگاه نیست بلکه صرفا مساله شرعی گفته میشود البته اگر هر دو طرف بخواهند راه خدا را بروند و حقیقت و واقعیت را بگویند هیچ اختلافی در کار نخواهد بود و حق مانند افناب تابان روشن است .

علیکم السلام
توهم وکالت دیگر چه صیغه ای هست عملکرد فرد نشان دهنده افکار اوست
وقتی مادرم بنده را دست خالی جیب خالی همراه برادرم برای درمان میفرستد یعنی چه؟
خیلی ساده است یعنی با هم برید هزینه را برادرت پرداخت میکند آن هم بواسطه حرف مادر و به وکالت از ایشان
در حالی که چندبار مادرم هزینه درمان را که تنهایی میرفتم را میداد اما با همراه قرار دادن برادرم دیگر پولی نمیداد همه چی مشخصه
البته پدرم نیز مطلع بودن نمیشود که بی اطلاع از وقایع باشند دکتر متخصص را نیز ایشان معرفی کردن
ندیدن و یا ندانستن چیزی دلیل بر نبودنش که نیست
و من الله التوفیق

با توجه به تحقیق بیشتر و سوال از اساتیدم مطالب قبل اصلاح گردید و تغییراتی را در تاپیک های قبلی ایجاد کردم. قسمتهای تغییر یافته را با رنگ قرمز نمایان نموده ام و البته چون بعضا نقل قول شده میتوانید تغییرات را با مقایسه با نقل قولها در یابید. در هر حال جمع بندی که باید بکنیم به این شکل است که:
در هر صورت اقا یوسف باید هزینه را بدهند چه برادرشان وکیل از طرف مادر بوده چه نبوده، علت هم چنانکه در تاپیکهای بالا اصلاح کردم اینست که اگر وکیل نبوده که روشن است و قبلا هم گفتیم
اگر وکیل بوده و برادر از اقایوسف خواستند بعدا مبلغ هزینه شده را برگردانند، باز این نشان دهنده ی انست که برادر قصد عمل به وکالت را ندارد ( و این کار جایز است زیرا عمل به وکالت واجب نیست) پس اگر اقا یوسف قبول کرده، شرعا مدیون است و نمی تواند بگوید قبول من صوری و ظاهری بوده باز هم مدیون است:
خلاصه: در هر صورت اقا یوسف مدیون است. همیشه موفق و سرفراز باشید.

اسراء;914481 نوشت:
با توجه به تحقیق بیشتر و سوال از اساتیدم مطالب قبل اصلاح گردید و تغییراتی را در تاپیک های قبلی ایجاد کردم. قسمتهای تغییر یافته را با رنگ قرمز نمایان نموده ام و البته چون بعضا نقل قول شده میتوانید تغییرات را با مقایسه با نقل قولها در یابید. در هر حال جمع بندی که باید بکنیم به این شکل است که:
در هر صورت اقا یوسف باید هزینه را بدهند چه برادرشان وکیل از طرف مادر بوده چه نبوده، علت هم چنانکه در تاپیکهای بالا اصلاح کردم اینست که اگر وکیل نبوده که روشن است و قبلا هم گفتیم
اگر وکیل بوده و برادر از اقایوسف خواستند بعدا مبلغ هزینه شده را برگردانند، باز این نشان دهنده ی انست که برادر قصد عمل به وکالت را ندارد ( و این کار جایز است زیرا عمل به وکالت واجب نیست) پس اگر اقا یوسف قبول کرده، شرعا مدیون است و نمی تواند بگوید قبول من صوری و ظاهری بوده باز هم مدیون است:
خلاصه: در هر صورت اقا یوسف مدیون است. همیشه موفق و سرفراز باشید.

جنابعالی ظاهرا به حرفهای بالا دقت نکردید
پیامبر اکرم (ص) به حضرت على(ع) وصیت فرمود: همانا خداوند دروغ به مصلحت و خیر را دوست دارد و از راستى که فساد در پى‏ داشته باشد، متنفر است[6].

بنده به خاطر مطلحتی چنین سخنی گفتم که قبلا هم توضیح دادم و میتوان این حرف بنده را در حکم توریه نیز قرار داد
بنده گفتم میدهم اما منظورم این بود که از مادر یا پدرم میگیرم که به برادرم بدهم هر زمانی مادر یا پدرم دادند بنده نیز به برادرم خواهم داد.

سوالی که دارم اینکه قبلا فرمودید که نفقه بر والدین واجب است و اگر انجام ندهند گناه کرده اند تنها دینی به لحاظ مالی بر گردن ندارند
حالا میشود که جبران کنند؟ که گناهش پاک شود و اینکه حق الناس محسوب میشود یا حق الله؟
البته فکر میکنم که حق بنده حساب میشود چون حقی بود از من بر گردن والدین

توضیح توریه از آیت الله مکارم شیرازی
اینکه گفته بودم در آن زمان فرد ساده ای بودم به لحاظ مسائل شرعی و حقوقی هستش اگر میدانستم که مساله نفقه وجود دارد که زیر بار حرف برادرم و گردن گرفتن هزینه که نمیرفتم و برادرم از این مساله و شرایط حاکم سوءاستفاده کردن چون حقی نداشتن که چنین حرفی بزنن و هزینه ای را گردن بنده بیاندازند از طرفی به عنوان مامور و وکیل از طرف مادرم ایشان آمده بود هزینه کند و مقداری هم هزینه کرد اما بعدش حیله کرد و شرایط را جوری کرد که از من قول بگیرد و بنده هم به منظور ایجاد نشدن دعوای خانوادگی و مشکلات دیگر و شرایطی که داشتم صلاح دیدم چنین قولی بدهم
(در یک کلام بنده را گول زد) لازم به ذکر است ایشان حدود 10 سال از بنده بزرگتر و متاهل است.
بنده نتیجه میگیرم که برادرم حیله کرده است و قولی که از بنده گرفتن نیز باطل است و والدینم را از انجام امر واجب که نفقه است بازداشته است.

آقای اولیان یه چیز دیگه من بهتون بگم ...
معمولا ادمها وقتی پولهاشون رو جمع میکنند و ریاد میشه و کمی تو رفاه قرار میگیرند شروع میکنند برای ایندشون نقشه کشیدن ...

اینکه ماشین بخرن
اینکه خودشون رو تغییر بدن
ورزش کنن
و ...

الان برادر شما کم کم پولهاش رو جمع کرده و تازه تازه بویه رفاه رو داره میکشه ...
اگر امکانش براتون وجود داره به برادرتون کمی وقت بدین ...
بزارین کمی شرایط برای ایشون بهتر بشه و بعدا ازشون بخواین بدهیشون رو بدن ...

باور کنین اگر با این وضعیت بخواین مجبورش کنین شاید تمام ارزوهاش رو دارین ازش میگیرین ...

اگر براتون امکانش وجود داره با هم به یک توافقی برسین که مثلا ایشون به صورت قسطی بهتون برگردونن ... تا ایشون هم بتونه به ارزوهاش فکر کنه ...

usef8000;914522 نوشت:
جنابعالی ظاهرا به حرفهای بالا دقت نکردید
پیامبر اکرم (ص) به حضرت على(ع) وصیت فرمود: همانا خداوند دروغ به مصلحت و خیر را دوست دارد و از راستى که فساد در پى‏ داشته باشد، متنفر است

سلام بر بزرگواران
من متون شما را مطالعه کردم و از اختلاف شما هم ناراحت شدم.
برای دو برادر بخشش و اکرام زیباتر است.
اما در فرمایش جنابعالی که فرموده پیامبر ص و امیرالمومنین ع را در تایید رد پول را نشر دادید،بدانید که همان سروران هم از نشانه های ایمان و مسلمانی وفای بعهد را سرلوحه قرار دادند، تا جایی که امام غائب ما هم فرمودند اگر در عهد و پیمان خود وفادار بودید، ظهور ما به تاخیر نمی افتاد.

شما که برادرید و از یک خون، قطعا والدین شما هم در پی آزمایش شمایند، و قطعا در آینده اطمینان دارم که جانتان را هم برای هم میدهید.

شما که مدیون شدید، دوست دارید به حول و قوه الهی تا دم درب بهشت برید و بعد خداوند مکرتان بزند و بفرمایید آن حدیث شما را!؟

اکنون که صاحب مالی شدید، بعنوان شرط ادای عهد پس دهید شاید دوباره محتاج شوید!
تازه برکت مالی که از حق دیگران نباشد برکتش وسیعتر است.

بعنوان یک برادر اسلامی، در تایید فرمایشات کارشناس به تعهد خود وفا کنید آن هم در ادای حق برادر خونی.

خداوند شر دشمنان اسلام را از سر محقین دین یس ص و آل یس ص دور کند و آن را به صاحبانش برگرداند.

ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

Faithful;914594 نوشت:
سلام بر بزرگواران
من متون شما را مطالعه کردم و از اختلاف شما هم ناراحت شدم.
برای دو برادر بخشش و اکرام زیباتر است.
اما در فرمایش جنابعالی که فرموده پیامبر ص و امیرالمومنین ع را در تایید رد پول را نشر دادید،بدانید که همان سروران هم از نشانه های ایمان و مسلمانی وفای بعهد را سرلوحه قرار دادند، تا جایی که امام غائب ما هم فرمودند اگر در عهد و پیمان خود وفادار بودید، ظهور ما به تاخیر نمی افتاد.

شما که برادرید و از یک خون، قطعا والدین شما هم در پی آزمایش شمایند، و قطعا در آینده اطمینان دارم که جانتان را هم برای هم میدهید.

شما که مدیون شدید، دوست دارید به حول و قوه الهی تا دم درب بهشت برید و بعد خداوند مکرتان بزند و بفرمایید آن حدیث شما را!؟

اکنون که صاحب مالی شدید، بعنوان شرط ادای عهد پس دهید شاید دوباره محتاج شوید!
تازه برکت مالی که از حق دیگران نباشد برکتش وسیعتر است.

بعنوان یک برادر اسلامی، در تایید فرمایشات کارشناس به تعهد خود وفا کنید آن هم در ادای حق برادر خونی.

خداوند شر دشمنان اسلام را از سر محقین دین یس ص و آل یس ص دور کند و آن را به صاحبانش برگرداند.

ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

سلام بر شما
دوست عزیز شما معلومه به مساله سطحی نگاه میکنید بلکه این مساله را باید عمیق نگاه کرد و از زوایای گوناگون
قوانین اسلام در چارچوب معین و مشخصی قرار دارند و همدیگر را نقض نمیکنند بلکه تکمیل میکنند
و خداوند نیز درهمین چارچوب و حتی بهتر و با عدالت خویش که تبدیل به ظلم نمیشود عمل میکند
و اینکه فرمودین وفادار به عهد و پیمان تناقضی با احقاق حق ندارد به مسائل که نمیشود ساده و سطحی نگاه کرد مسائل دارای روحی هستند که اصل حق و حقیقت در آن است
و اصل عدالت یعنی همین و خداوند نیز روح و باطن مسائل را میداند که بالاترین عدالت را داراست و این قدرت را در برخی امامان قرار داده است و ما که بندگان ناقصی هستیم با روشن کردن ابعاد مختلف مساله تا حد قدرت خود میتوانیم طعم عدالت را بچشیم و به وسع خود به تکامل برسیم.

دوست عزیز Faithful

/
من مشکلی با این موضوع ندارم که برادرم بدهی اش به من را چه زمانی بدهد. الان هم مجبورشون نکردم. همینکه بپذیرند که بدهکار هستند و زمان مناسب آن را بدهند کفایت میکنه.
نه اینکه بنده را به خاطر کمکی که بهشون کردم به چیزهای مختلف مثل فریبکاری متهم بکنند.
هدف پذیرش مسئولیت است.
اتفاقا ایشون قصد ازدواج دارند و طبیعتا از خانواده اش توقع همراهی دارند.
بنده ام شرط همراهی را پذیرش مسئولیت گذاشته ام.
ولی هنوز این مسئولیت واضح را که به من خودشان گفته اند که برایش خرج کنم بعدا پولم را پس میدهد نمیخواهد بپذیرد

آقا یوسف حتی باور اشتباهی داره که پرداخت هزینه درمان به گردن پدرش بوده ان زمان (ایشون 25 سالش بوده اون موقع)
و حتی منو متهم میکنه که گناه کردم که مسیر طبیعی را خراب کردم و ازش پرسیدم که میخوای برای درمان و پولش چه کار کنی؟ چون فکر میکنه با این حرفم باعث شدم پدر و مادرم به کار واجبشون که دادن نفقه درمان ایشون است عمل نکنند.
و اینکه ایشون به من گفته اند "تو پرداخت کن من بعدا پس میدهم" فقط یک دروغ مصلحتی بوده و چون دروغ مصلحتی بوده گردن ایشان مسئولیتی نمی اورد.
و به من میگوید که مسئول پرداختن این هزینه پدرم است و باید بروم از او بگیرم.

موضوع قفل شده است