جمع بندی اختلاف فرهنگی در ازدواج

تب‌های اولیه

6 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
اختلاف فرهنگی در ازدواج

با نام و یاد دوست

سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

لذا سوال ایشان ضمن حفظ امانت، جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم، با نام کاربری "مدیر ارجاع سؤالات" درج می شود:

نقل قول:


با عرض سلام و خسته نباشید

من پسری هستم 25 ساله و الان دانشجوی ارشد هستم.
بعد از تموم شدن دوره کارشناسیم مشغول کار شدم و از همون بازه به فکر ازدواج هم بودم و البته توی دوران کارشناسیم هم خیلی دوست داشتم ولی با مادرم که مطرح کردم بهم گفت که هنوز دستت توی جیب بابات هست و زوده برات و منم قبول کردم و همین شد برام انگیزه که زودتر خودم رو جمع و جور کنم و دنبال کار بگردم و ... .
بعد از فارغ التحصیلی و بعد از حدود 1 سال که کار میکردم یکی از دوستان طلبه که توی یکی از سایت های مذهبی دوست شده بودیم بهم یه خانومی رو پیشنهاد داد از همون سایت که منم بدم نمیومد و ایشون رو حداقل 5-6 سال به صورت مجازی می شناختم. بنابراین با خانواده مطرح کردم که بخاطر شغل پدر دختر خانوم این گزینه سریع رد شد و منم چیزی نگفتم. و البته تا حدی ناراحت هم بودم که چرا خانواده خودم دست به کار نمیشن برام.
در مورد خونواده خودمم بخوام توضیح بدم ، ما یه خونواده مذهبی هستیم که مامان و بابام جفتشون معلم بازنشسته هستن.
بعد از این داستان من خودم باخودم فکر کردم که باید جدی تر باشم و اول رفتم دنبال معیارهای انتخاب همسر و ... که نتیجه اون شد نوشتن معیار ها و فکر کردن درباره همسر آینده. که بیشتر معیارهام به موارد اخلاقی اعتقادی ختم میشدن. و همینطور برای خودم از بین اطرافیانم دنبال کیس مناسب مطابق با معیارهام می گشتم.
بعد از اون، سال بعدش من ارشد قبول شدم و دانشگاه رفتم.
بعد از حدود یکی دو ماه از ترم جدید یکی از خانم های کلاس رو دیدم که با تعاملی که با هم داشتیم (چون استاد راهنمای ما یکی بود بیشتر با هم در ارتباط بودیم) ، بنظرم اومد که ایشون میتونن کیس مناسبی باشن و با معیارهایی که در نظر داشتم میخوندن. همین باعث شد که بیشتر بهش نزدیک شم و با هم بیشتر ارتباط داشته باشیم، هرچی بیشتر می شناختم و به جنبه های رفتاریش فکر میکردم بیشتر ازش خوشم میومد.بعد از یه مدت وابستگی شدیدی هم بین ما بوجود اومد که تا الان هم که تقریبا دوسال میگذره وجود داره و بیشتر هم شده. حدود دو ماه بعد از آشناییمون و ذوق من در مورد کیسی که انتخاب کرده بودم این مساله رو با مادرم مجددا در میون گذاشتم و قرار شد بیان ایشون رو ببینن. که همین کار حدود دو ماه بعد انجام شد (شهر دانشگاهم با شهر زندگیمون متفاوته) و توی این مدت ما بیشتر به هم وابسته شدیم.
وقتی که مادرم با ایشون دیدار کردن، مادرم سوالاتی پرسید که نهایتا مادرم ایشون رو نپسندیدن. لازم به ذکره که حانواده ایشون روستایی هستن و در یکی از استان های همجوار ما زندگی میکنن. بیشترین دلیل مخالفت مادرم هم همین مورد بود. اما من که از معیارهام و ایشون مطمئن بودم کوتاه نیومدم و برنامه میریختم که این فرصت رو از دست ندم. رابطه ما همینطور ادامه داشت و در این حال بازم خانواده من هیچ کاری برام نکردن که این منو ناراحت میکرد و از طرفی هم چون با ایشون در ارتباط بودم عمق رابطه ما بیشتر و بیشتر میشد تا اینکه دوباره بعد از مدتی حرفشو پیش کشیدم و بازم مخالفت شنیدم.

یکی دوبار مشاوره هم رفتم که با توضیحی که دادم، یه حدیث از امام صادق (ع) که میفرمایند : «با زنی که خودت مایل هستی ازدواج کن، و زنی را که پدر و مادرت [بدون رضایت تو]انتخاب کرده اند، رها کن.» رو بهم گفتن و گفتن که سعی کن با نرمی خانواده ت رو راضی کنی و نتیجه این مشاوره باز با مادرم که مطرح کردم و بهم گفتن که با همه این چیزایی که میگی بازم ما راضی نیستیم ، حالا میخوای چی کار کنی؟
بعد از این جریان که حدود 9 ماه از اشنایی ما میگذشت دوباره به خانواده گفتم و اصرار کردم که به خانه دخترخانم برویم که نهایتا قبول کردن و خود این رفتن هم حدود 5 ماه بعد بود. بعد از اینکه به خانه ایشون در روستا رفتیم، مادرم با دیدن خانواده ایشون راضی شدن ولی پدرم همچنان ته دلش راضی نبود و گفت که مشاوره پیش از ازدواج برید و ببینیم نظر مشاور چی هست و هر چی مشاور گفت. ضمن اینکه در همون جلسه قراری هم گذاشته شد که خانواده ایشون هم به خانه ما بیان برای آشنایی بیشتر و ... .
بعد که از خانه ایشون برگشتیم رفتیم جلسات مشاوره که اونجا به ما کتابی رو معرفی کردن و آزمون شخصیت گرفتن و ... و بعد از 4 جلسه مشاوره، نکاتی که لازم بود رو بهمون گفتن و مورد ما رو تایید هم کردن و گفتن مشکلی نیست ان شاءالله. و در جلسه بعد مشاوره من پدر و مادرم رو هم آوردم و نتیجه با اونها هم در میون گذاشته شد و تصمیم گرفته شد که ما به مدت 6 ماه نامزد باشیم که نگرانی پدرم رفع بشه بابت نارضایتی که داشتن و بعد از 6 ماه هم عقد.

یکی دو هفته بعد خانواده ایشون اومدن خونه ما و اینجا کلا ورق برگشت! بعد از این جلسه مادرم باز به شدت مخالفت کرد، پدرم هم همینطور که همین ها باعث دعوا و مشاجره و دلخوری هم بین خودمون توی خانواده شد و قضیه نامزدی هم منتفی. و مهمترین دلیلشون هم سبک زندگی اونها و سطح تحصیلات پدر و مادر ایشون و اختلاف فرهنگی بود. که این داستان برای حدود 3-4 ماه قبل هست و تا الان که دارم اینو مینویسم چندین بار دیگه هم با پدر و مادرم مشاجره داشتم و بهم میگن که ما به هیچ وجه راضی نمیشیم و امکان پذیر نیست.
اینو هم در مورد ایشون و خانواده شون بگم که ایشون خودش الان اصلا سبک زندگی روستایی نداره (از راهنمایی به اینور کلا توی شهر زندگی کردن) و خانواده منم اینو قبول دارن اما در مورد خانواده ایشون سخت گیری میکنن و میگن اختلاف فرهنگی زیادی داریم و نمیشه!
اینو هم اضافه کنم که در جلسات مشاوره ای که ما رفتیم همین بحث اختلاف فرهنگی و سبک زندگی، محل زندگی نهایی ما و تقریبا همه مواردی که احتمال میرفت مشکل زا باشه هم مطرح شده بود و روش بحث شده بود و موضوعاتی نبود که برای من و ایشون تازگی داشته باشه و با درنظر گرفتن این موارد مشاوره بهمون جواب مثبت داده بود.
لطفا اگه میشه منو راهنمایی کنید که باید چی کار کنم؟
به شدت تحت فشار قرار گرفتم از یک طرف که نارضایتی از رابطه ای که داره خیلی طولانی میشه در حالی که تقریبا مشکلی بینمون وجود نداره، و از طرفی هم نارضایتی شدید پدر و مادرم که راضی نمیشن و نمیدونم چرا اینقدر سرسخت وایسادن و ازشون ناامید هستم و حتی دوباره بحث نامزدی رو که پیش کشیدم به شدت مخالفت کردن.
لطفا راهنمایی بفرمایید که باید چی کار کنم تو این موقعیت؟
ممنونم


با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید

پاسخ کارشناس

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد ناصر

[TD][/TD]

با سلام و احترام به شما
[=&amp]
به نظر می رسد در یک بلاتکلیفی و سرگردانی همراه با نگرانی نسبت به آینده روبرو شده اید. از طرفی مخالفت خانواده، شما را در شکل گیری این ازدواج مایوس کرده و از سوی دیگر ارتباط عمیقِ به نظر عاطفی میان شما و دختری که از وی خواستگاری کرده اید، به بار فشارهای روانی شما افزوده است. شیوه نسبتا صحیح و سالمی که شما در انتخاب همسر پشت سر گذاشته اید و متاسفانه به ندرت شاهد آن در فرآیند ازدواج های امروزه هستیم؛ انتخاب معیارها و ملاک های ازدواج، طی کردن مراحل آشنایی، خواستگاری، درمیان گذاشتن خانواده ها و نهایتا مشاوره پیش از ازدواج است، که جای تحسین دارد. اما برای بررسی دقیق این مساله، مسلما ارزیابی بخشی از این موضوع عقلانی و صحیح نیست. لذا باید همه جوانب مساله را دید و طبق آن نظر داد. قبل از بیان راهکارها و پیشنهاد های برون رفت از این مساله، نیاز است اطلاعات دیگری را هم به اطلاعات مشاوره قبل از ازدواجی که رفتید اضافه کنم. [/]
[=&amp]
تشخیص وضعیت خود: [/]
[=&amp]
ابتدا شما باید وضعیت خود را دقیق تشخیص دهید زیرا وقتی دختر و پسر که درون یک رابطه قرار می گیرند به دلیل درگیری عاطفی –احساسی و وابستگی عاطفی که پیدا کرده اند برایشان سخت است یا نمی توانند وضعیت خود را تشخیص دهند. بنابراین مثل قبل دوباره می توانید با مشاوره حضوری به تشخیص وضعیت برسید. معمولا مخالفت والدین با ازدواج و یا مورد انتخاب شده فرزندشان برای ازدواج، می تواند به سه دلیل باشد. که منظور من از تشخیص وضعیت همین سه دلیل مخالفت است.
[/]
1- اینکه شما دختر مورد نظر را دوست دارید ولی واقع بینانه مساله را بررسی و ارزیابی نکرده اید که با احتمال زیاد ازدواج شما با شکست روبرو خواهد شد و موفق نخواهد بود.
2- اینکه شما به دختر مورد نظر علاقه دارید و مساله را به صورت نسبی بررسی کرده اید و به زوایای این ازدواج دقت کرده اید، اما بخشی از اختلافات را مهم نمی دانید.
3- اینکه شما دختر مورد نظر را دوست دارید و مساله را دقیقا بررسی و ارزیابی کرده اید، تفاوت ها را دیده اید، درباره آن کلی صحبت کرده اید و هر دو خانواده تفاوت ها را می دانند.
خب وضعیت اول که وضعیتش مشخص است. نباید ادامه داد زیرا واضح و مبرهن است که چنین ازدواجی موفق نخواهد بود. اما به نظر می رسد که شما در وضعیت دوم و یا سوم قرار دارید ولی بازم هم نیاز به تشخیص وضعیت دارید با این فرض نیاز است که در همین راستا پیشنهاداتی را عرض کنم.اگر شما در وضعیت دوم قرار دارید: در نظر گرفتن دلیل مخالفت والدین که تفاوت فرهنگی و طبقه اجتماعی است بسیار مهم است. به همین دلیل نیاز میدانم اطلاعاتی را که حتما در مشاوره به شما گفته شده است اینجا مجددا بیان کنم. البته این آگاهی بخشی، به معنای ناامید کردن و منصرف کردن شما از این ازدواج نیست؛ بلکه برای روشن شدن وضعیت شماست. این اطلاعات بر اساس پژوهش هایی صورت گرفته است.

طبقه اجتماعی- اقتصادی و قومیت: افراد معمولا با کسانی که از نظر طبقه اجتماعی (براساس معیارهای درآمد، شغل، مکان زندگی و امکانات رفاهی) همسان هستند راحت تر ارتباط بر قرار می کنند. لذا این ناهماهنگی می تواند از عوامل پیش بینی کننده طلاق و بی ثباتی ازدواج باشد. هرچند ازدواج موفق جمع کیفیت ها است برجسته کردن ملاک هایی مانند طبقه اجتماعی و فرهنگی تنها گزینه شکست نیست اما به عنوان یکی از عوامل پیش بینی کننده ازدواج ناموفق شمرده شده است. همین جا جا دارد درباره آن روایتی که گفتید امام صادق (ع) که میفرمایند : «با زنی که خودت مایل هستی ازدواج کن، و زنی را که پدر و مادرت [بدون رضایت تو]انتخاب کرده اند، رها کن.» پدر و مادر شما نمی خواهند دختری را بدون رضایت شما به عقد شما در آورند بلکه اینجا مخالفت می کنند از مورد انتخابی شما به دلایلی که دارند.

خانواده همسر: هماهنگی و تعامل دو خانواده اصلی شما( کفویت خانوادگی) می تواند یکی از عوامل پیش بینی کننده ازدواج موفق باشد. ولی آنچه اهمیت دارد این است که زوجین به خانواده یکدیگر احترام بگذارند و بتوانند تعامل مثبت و رضایت بخشی داشته باشند. قبل از ادامه این پژوهش ها لازم است دقت کنید که ازدواج دو نفر به معنای رسیدن دو نفر به یکدگر نیست بلکه وصلت چندین خانواده است. شاید شما بتوانید بعد از ازدواج این اختلاف را مدیریت کنید ولی والدین شما توانایی این مدیریت را و هضم این اختلاف را نداشته باشند لذا تعامل عروس و مادر شوهر از اهمیت بسیاری برخوردار است که شاید مادر شما توانایی این تعامل را ندارد. به همین دلیل عامل خرسندی زوجین از ارتباط دو خانواده به تنهایی می تواند پیش بینی 40 درصد رضایت زناشویی، 35 درصد ارتباط زوجین و 28 درصد حل تعارض باشد. به همین علت در پژوهش هایی مشخص شده است عدم همسانی و هماهنگی خانواده ها، به عنوان پنجمین عامل اصلی جدایی و فروپاشی خانواده هاست. لذا کیفیت تعامل با دو خانواده برای مردان نسبت به زنان بیشتر است.

ادامه دارد...

اما در هر صورت اگر شما در وضعیت دوم و سوم قرار دارید پیشنهاد های زیر را حتما در نظر بگیرید.
[=&amp]
پیشنهاد اول: با اینکه تمام فرآیند ازدواج را عقلانی و عرفی پشت سر گذاشته اید، اما در ایجاد رابطه ای عمیق قبل از اینکه به ازدواج شما منتهی شود به نظر می آید کمی زیاده روی صورت گرفته است. یکی از دلایلی که شما اینک تحت فشار روانی قرار گرفته اید همین مساله است؛ که به گفته خود شما ارتباط شدید عاطفی ایجاد شده است و دل کندن از این رابطه کار را برای شما دشوار خواهد کرد. تقریبا در پنج قسمت از صحبت های شما به این مورد اشاره کردید و میدانم که رابطه این چنین طولانی و رسیدن به مانع مخالفت والدین به سختی این موضوع می افزاید. بنابراین به عنوان اولین پیشنهاد این که رابطه خود را مدیریت کنید و همانطور که مثل طی کردن صحیح فرآیند ازدواج پیش رفته اید اینک هم کاملا مدیریت شده و به دور از هیجان زدگی با مساله روبرو شوید هر چند که این قابل درک است سختی خود را دارد. مدیریت کردن این رابطه به معنای تمام شدن نیست بلکه صبر کردن همراه با فکری آزاد برای انتخاب راه حل های مناسب است. توانمندی که شما از خود گفتید صبر کردن ماه ها برای انتخابی صحیح بوده است بنابراین اکنون هم صبر و تاب آوری خود را بالا ببرید. زیرا اگر شما تحت فشار روانی عاطفی ارتباط با دخترِ مورد نظر هستید، این باعث می شود ثبات هیجانی برای رسیدن به خواسته خود نداشته باشید و ممکن است عوارض سنگین تری را متحمل شوید. پس هم اکنون صبر را سر لوحه این مساله قرار دهید.[/]
[=&amp]
پیشنهاد دوم: یکی دیگر از مواردی که در نوشته شما ملاحظه کردم دعوا، مشاجره و دلخوری میان شما و والدین تان است. البته تا حدی طبیعی به نظر می رسد با اینکه شما تا حدودی مساله را برای آنها روشن کردید وابتدا راضی به این ازدواج بوده اند و اکنون دوباره علم مخالفت را برافراشته اند تحمل شما را تحت تاثیر قرار داده است. اما اشتباه راهبردی شما در اینجا همین است که برای حل این مساله نباید مشکلی را به مساله مخالفت والدین اضافه کنید که آن مشاجره و خصومت است. وقتی مشاجره می شود گاهی خود مشاجره می شود مشکل و والدین در این بخش سرسختی بیشتری می کنند اگر قبلا مردد بودند اما اکنون این نوع فشارهای توام با دعوا و خصومت را به هیچ وجه نمی پذیرند و طبیعی است که مخالفت کنند. البته این بدان معنا نیست که والدین شما درست می گویند. ولی برای حل این مساله دعوا و مشاجره و لجبازی را کنار بگذارید. لجبازی چهره دختر مورد نظر شما را در ذهن خانواده خود بد جلوه می دهد، وضعیت می شود دو جبهه مقابل یکدیگر والدین یک جبهه و شما جبهه ای دیگر. بنابراین هر چه می خواهید با خانواده خود صحبت کنید ولی با نرمی و ملایمت که بسیار تاثیر دارد.[/]
[=&amp]
پیشنهاد سوم: پیشنهاد دیگری که به نظر می آید راهگشا باشد صحبت کردن و حل این مساله فقط با یکی از والدین است. به نظر خود هر کدام از والدین با شما ارتباط نزدیک تر و عاطفی دارند بیشتر با او صحبت کنید لذا این راهبرد، از دو جبهه شدن جلوگیری می کند، و شما به عبارتی یک یار کمکی گرفته اید. پیشنهاد من این است که با پدرتان صحبت کنید و او را به عنوان یار کمکی قرار دهید. در صحبت های خود گفتید که وقتی "خانواده ایشون اومدن خونه ما و اینجا کلا ورق برگشت!" لازم است دوباره به عقب برگردید و دلیل یک مرتبه تغییر جهت والدین خود را از پدرتان بشنوید و دلایل را جویا شوید.[/]
[=&amp]
پیشنهاد چهارم: برای حل این مساله می توانید از شخصی امین، باتجربه، شایسته، و مورد قبول خانواده شما به عنوان یک شاخص استفاده کنید و در موردش از او کمک بخواهید که پا درمیانی کرده رضایت خانواده شما را جلب کند.[/]
[=&amp]
پیشنهاد پنجم: به نظر می رسد اگر بتوانید والدین خود را بار دیگر به یک مشاوره دعوت کنید البته مشاوره گروهی با یک مشاور باتجربه و دوباره فرآیند را بررسی کنند بسیار کمک کننده خواهد بود و به آنها بگویید که این به معنای خواستن و انتخاب نیست. به آنها بگویید شاید حق با شما باشد ولی اگر در مشاوره گروهی مشخص شد که این اختلاف زندگی آینده را به مخاطره خواهد انداخت از آن چشم پوشی می کنم.[/]
[=&amp]
هر چند می دانم شما فردی مذهبی، فهمیده و منطقی هستید اما به چند نکته توجه کنید:[/]
[=&amp]
نکته اول: اگر با وجود اختلاف فرهنگی و طبقه اجتماعی که دارید این ازدواج شکل گرفت تمام مسئولیت آن را بپذیرید و کدورت های احتمالی که به وجود خواهد آمد را مدیریت کنید.[/]
[=&amp]
نکته دوم: اگر با وجود اختلاف فرهنگی و طبقه اجتماعی که دارید این ازدواج شکل گرفت بعد از ازدواج خدایی نکرده در تعارضات به وجود آمده با همسر به او بار منت را تحمیل نکنید. مثلا من بخاطر تو در خواسته خود مقابل والدین ایستادگی کردم.[/]
[=&amp]
نکته سوم: بخاطر علاقه و ارتباط عمیقی که در این مدت ببین شما و دختر مورد نظر به وجود آمده اگر واقعا می دانید و به این نتیجه رسیدید که این کفویت خانوادگی در آینده باعث اختلافات شدید خانوادگی می شود، بخاطر این ارتباط عمیق و ماندن در آن از خود گذشتگی نکنید و از ترک این رابطه و فراموش کردن ایشان احساس گناه و عذاب وجدان نکنید.

نکته چهارم: به دلیل اینکه خانواده های ایرانی در تشکیل خانواده فرزندانشان، و روابط بعد از تشکیل زندگی آنها بی اهمیت نبوده بر خلاف خانواده های غربی، اگر به هر دلیلی خانواده شما به این ازدواج رضایت ندادند، شما همان صبر و متانت در مقابل والدین خود داشته باشید که نشان از بزرگ منشی شما دارد، و به هر قیمتی تن به این ازدواج ندهید ان شاء الله خداوند برای شما جبران خواهد کرد.
[/]
[=&amp]در آخر دعا می کنم که مساله حال حاضر شما به بهترین شکل رقم بخورد و آرزوی بهروزی و شادکامی برای شما دارم.[/]

[=&amp]در پناه خداوند متعال باشید.@};-[/]

مدیر ارجاع سوالات;1026400 نوشت:
یکی دو هفته بعد خانواده ایشون اومدن خونه ما و اینجا کلا ورق برگشت!

امکانش هست بدونیم در مدت اقامت اونها در خانه شما چه اتفاقاتی افتاده؟

جمع بندی

پرسش:

پسری هستم 25 ساله و الان دانشجوی ارشد هستم. بعد از تموم شدن دوره کارشناسیم مشغول کار شدم و از همون بازه به فکر ازدواج هم بودم. با مادرم مطرح کردم بهم گفت که هنوز دستت توی جیب بابات هست و زوده برات و منم قبول کردم و همین شد برام انگیزه که زودتر خودم رو جمع و جور کنم و دنبال کار بگردم. بعد از حدود یکی دو ماه از ترم جدید یکی از خانم های کلاس رو دیدم که با تعاملی که با هم داشتیم بنظرم اومد که ایشون میتونن کیس مناسبی باشن و با معیارهایی که در نظر داشتم میخوندن. همین باعث شد که بیشتر بهش نزدیک شم و با هم بیشتر ارتباط داشته باشیم، نهایتا مادرم ایشون رو نپسندیدند. لازم به ذکره که خانواده ایشون روستایی هستن و در یکی از استان های همجوار ما زندگی میکنن. بیشترین دلیل مخالفت مادرم هم همین مورد بود. رابطه ما همینطور ادامه داشت و در این حال بازم خانواده من هیچ کاری برام نکردن که این منو ناراحت میکرد و از طرفی هم چون با ایشون در ارتباط بودم عمق رابطه ما بیشتر و بیشتر میشد تا اینکه دوباره بعد از مدتی حرفشو پیش کشیدم و بازم مخالفت شنیدم. بعد از اینکه به خانه ایشون در روستا رفتیم، مادرم با دیدن خانواده ایشون راضی شدن ولی پدرم همچنان ته دلش راضی نبود و گفت که مشاوره پیش از ازدواج برید و ببینیم نظر مشاور چی هست و هر چی مشاور گفت. ضمن اینکه در همون جلسه قراری هم گذاشته شد که خانواده ایشون هم به خانه ما بیان برای آشنایی بیشتر. یکی دو هفته بعد خانواده ایشون اومدن خونه ما و اینجا کلا ورق برگشت! بعد از این جلسه مادرم باز به شدت مخالفت کرد، پدرم هم همینطور که همین ها باعث دعوا و مشاجره و دلخوری هم بین خودمون توی خانواده شد و قضیه نامزدی هم منتفی. و مهمترین دلیلشون هم سبک زندگی اونها و سطح تحصیلات پدر و مادر ایشون و اختلاف فرهنگی بود. لطفا راهنمایی بفرمایید که باید چی کار کنم تو این موقعیت؟

پاسخ:

تشخیص وضعیت خود:

ابتدا شما باید وضعیت خود را دقیق تشخیص دهید زیرا وقتی دختر و پسر که درون یک رابطه قرار می گیرند به دلیل درگیری عاطفی – احساسی و وابستگی عاطفی که پیدا کرده اند برایشان سخت است یا نمی توانند وضعیت خود را تشخیص دهند. معمولا مخالفت والدین با ازدواج و یا مورد انتخاب شده فرزندشان برای ازدواج، می تواند به سه دلیل باشد. که منظور از تشخیص وضعیت همین سه دلیل مخالفت است.

- اینکه شما دختر مورد نظر را دوست دارید ولی واقع بینانه مساله را بررسی و ارزیابی نکرده اید که با احتمال زیاد ازدواج شما با شکست روبرو خواهد شد و موفق نخواهد بود.

- اینکه شما به دختر مورد نظر علاقه دارید و مساله را به صورت نسبی بررسی کرده اید و به زوایای این ازدواج دقت کرده اید، اما بخشی از اختلافات را مهم نمی دانید.

- اینکه شما دختر مورد نظر را دوست دارید و مساله را دقیقا بررسی و ارزیابی کرده اید، تفاوت ها را دیده اید، درباره آن کلی صحبت کرده اید و هر دو خانواده تفاوت ها را می دانند.

وضعیت اول که وضعیتش مشخص است. نباید ادامه داد زیرا واضح و مبرهن است که چنین ازدواجی موفق نخواهد بود. اما به نظر می رسد که شما در وضعیت دوم و یا سوم قرار دارید. اگر شما در وضعیت دوم قرار دارید: در نظر گرفتن دلیل مخالفت والدین که تفاوت فرهنگی و طبقه اجتماعی است بسیار مهم است. به همین دلیل نیاز است اطلاعاتی را بیان کنم. البته این آگاهی بخشی، به معنای ناامید کردن و منصرف کردن شما از این ازدواج نیست؛ بلکه برای روشن شدن وضعیت شماست.

طبقه اجتماعی- اقتصادی و قومیت: افراد معمولا با کسانی که از نظر طبقه اجتماعی (براساس معیارهای درآمد، شغل، مکان زندگی و امکانات رفاهی) همسان هستند راحت تر ارتباط بر قرار می کنند. لذا این ناهماهنگی می تواند از عوامل پیش بینی کننده طلاق و بی ثباتی ازدواج باشد. هرچند ازدواج موفق جمع کیفیت ها است برجسته کردن ملاک هایی مانند طبقه اجتماعی و فرهنگی تنها گزینه شکست نیست اما به عنوان یکی از عوامل پیش بینی کننده ازدواج ناموفق شمرده شده است.

خانواده همسر: هماهنگی و تعامل دو خانواده اصلی شما( کفویت خانوادگی) می تواند یکی از عوامل پیش بینی کننده ازدواج موفق باشد. ولی آنچه اهمیت دارد این است که زوجین به خانواده یکدیگر احترام بگذارند و بتوانند تعامل مثبت و رضایت بخشی داشته باشند. ازدواج دو نفر به معنای رسیدن دو نفر به یکدگر نیست بلکه وصلت چندین خانواده است. شاید شما بتوانید بعد از ازدواج این اختلاف را مدیریت کنید ولی والدین شما شاید توانایی این مدیریت و هضم این اختلاف را نداشته باشند لذا تعامل عروس و مادر شوهر از اهمیت بسیاری برخوردار است که شاید مادر شما توانایی این تعامل را ندارد. به همین دلیل عامل خرسندی زوجین از ارتباط دو خانواده به تنهایی می تواند پیش بینی 40 درصد رضایت زناشویی، 35 درصد ارتباط زوجین و 28 درصد حل تعارض باشد. به همین علت در پژوهش هایی مشخص شده است عدم همسانی و هماهنگی خانواده ها، به عنوان پنجمین عامل اصلی جدایی و فروپاشی خانواده هاست.

پیشنهادات:

پیشنهاد اول: به عنوان اولین پیشنهاد این که رابطه خود را مدیریت کنید و همانطور که مثل طی کردن صحیح فرآیند ازدواج پیش رفته اید اینک هم کاملا مدیریت شده و به دور از هیجان زدگی با مساله روبرو شوید هر چند که این قابل درک است سختی خود را دارد. مدیریت کردن این رابطه به معنای تمام شدن نیست بلکه صبر کردن همراه با فکری آزاد برای انتخاب راه حل های مناسب است. توانمندی که شما از خود گفتید صبر کردن ماه ها برای انتخابی صحیح بوده است بنابراین اکنون هم صبر و تاب آوری خود را بالا ببرید. زیرا اگر شما تحت فشار روانی عاطفی ارتباط با دخترِ مورد نظر هستید، این باعث می شود ثبات هیجانی برای رسیدن به خواسته خود نداشته باشید و ممکن است عوارض سنگین تری را متحمل شوید. پس هم اکنون صبر را سر لوحه این مساله قرار دهید.

پیشنهاد دوم: اشتباه راهبردی دیگر در این مساله همین است که برای حل این مساله نباید مشکلی را به مساله مخالفت والدین اضافه کنید که آن مشاجره و خصومت است. وقتی مشاجره می شود گاهی خود مشاجره می شود مشکل و والدین در این بخش سرسختی بیشتری می کنند اگر قبلا مردد بودند اما اکنون این نوع فشارهای توام با دعوا و خصومت را به هیچ وجه نمی پذیرند و طبیعی است که مخالفت کنند. البته این بدان معنا نیست که والدین شما درست می گویند. ولی برای حل این مساله دعوا و مشاجره و لجبازی را کنار بگذارید. لجبازی چهره دختر مورد نظر شما را در ذهن خانواده خود بد جلوه می دهد، وضعیت می شود دو جبهه مقابل یکدیگر والدین یک جبهه و شما جبهه ای دیگر. بنابراین هر چه می خواهید با خانواده خود صحبت کنید ولی با نرمی و ملایمت که بسیار تاثیر دارد.

پیشنهاد سوم: پیشنهاد دیگری که به نظر می آید راهگشا باشد صحبت کردن و حل این مساله فقط با یکی از والدین است. به نظر خود هر کدام از والدین با شما ارتباط نزدیک تر و عاطفی دارند بیشتر با او صحبت کنید لذا این راهبرد، از دو جبهه شدن جلوگیری می کند، و شما به عبارتی یک یار کمکی گرفته اید. با پدرتان صحبت کنید و او را به عنوان یار کمکی قرار دهید. در صحبت های خود گفتید که وقتی "خانواده ایشون اومدن خونه ما و اینجا کلا ورق برگشت!" لازم است دوباره به عقب برگردید و دلیل یک مرتبه تغییر جهت والدین خود را از پدرتان بشنوید و دلایل را جویا شوید.

پیشنهاد چهارم: برای حل این مساله می توانید از شخصی امین، باتجربه، شایسته، و مورد قبول خانواده شما به عنوان یک شاخص استفاده کنید و در موردش از او کمک بخواهید که پا درمیانی کرده رضایت خانواده شما را جلب کند.

پیشنهاد پنجم: به نظر می رسد اگر بتوانید والدین خود را بار دیگر به یک مشاوره دعوت کنید البته مشاوره گروهی با یک مشاور باتجربه و دوباره فرآیند را بررسی کنند بسیار کمک کننده خواهد بود و به آنها بگویید که این به معنای خواستن و انتخاب نیست. به آنها بگویید شاید حق با شما باشد ولی اگر در مشاوره گروهی مشخص شد که این اختلاف زندگی آینده را به مخاطره خواهد انداخت از آن چشم پوشی می کنم.

هر چند می دانم شما فردی مذهبی، فهمیده و منطقی هستید اما به چند نکته توجه کنید:

نکته اول: اگر با وجود اختلاف فرهنگی و طبقه اجتماعی که دارید این ازدواج شکل گرفت تمام مسئولیت آن را بپذیرید و کدورت های احتمالی که به وجود خواهد آمد را مدیریت کنید.

نکته دوم: اگر با وجود اختلاف فرهنگی و طبقه اجتماعی که دارید این ازدواج شکل گرفت بعد از ازدواج خدایی نکرده در تعارضات به وجود آمده با همسر به او بار منت را تحمیل نکنید. مثلا من بخاطر تو در خواسته خود مقابل والدین ایستادگی کردم.

نکته سوم: بخاطر علاقه و ارتباط عمیقی که در این مدت ببین شما و دختر مورد نظر به وجود آمده اگر واقعا می دانید و به این نتیجه رسیدید که این کفویت خانوادگی در آینده باعث اختلافات شدید خانوادگی می شود، بخاطر این ارتباط عمیق و ماندن در آن از خود گذشتگی نکنید و از ترک این رابطه و فراموش کردن ایشان احساس گناه و عذاب وجدان نکنید.

نکته چهارم: به دلیل اینکه خانواده های ایرانی بر خلاف خانواده های غربی در تشکیل خانواده فرزندانشان، و روابط بعد از تشکیل زندگی آنها بی اهمیت نبوده، اگر به هر دلیلی خانواده شما به این ازدواج رضایت ندادند، شما همان صبر و متانت در مقابل والدین خود داشته باشید که نشان از بزرگ منشی شما دارد، و به هر قیمتی تن به این ازدواج ندهید ان شاء الله خداوند برای شما جبران خواهد کرد.

موضوع قفل شده است