احساس دوستی

تب‌های اولیه

24 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

در ضمن راجع به سوء ظن هایی که بهم داشتید :
من که می بخشم ولی والا اون بنده خدارو نمی دونم !
ببخشیدا ولی شما حق ندارید در مورد افرادی این طور قضاوت کنید !
ببخشید !
و السلام .

سلام آقا سید ...
کسی اینجا کسی رو قضاوت نمیکنه ... هر کی یه نظر میده ... آخر سرش هم افراد میان و میخونن ... شاید بهشون کمک بشه ...
در مورده اینکه این رابطه شما یک جور عشق هست من که هیچ شکی ندارم ...

انشالله زودتر از این حالت بیاین بیرون ...
فقط من یه چیز بهت میگم ... شما از این مساله عبور میکنین ... مدتی طول میکشه ... دلخور میشی ... ولی عبور میکنی ...

اما شما مشگلی جلویه روتون دارین به نام ازدواج ....
شما روحیه خیلی خیلی حساسی دارین ... خدا نکنه چنین کاری رو یه دختر باهاتون بکنه ....
پس جدایه از این قضیه ... باید مهیا باشی ...
اینجور روابط مثله بوته های درخت سکویا هستند ... خیلی زود باید کشف بشن و از ریشه کنده بشن ...
زمانیکه چنین عشق هایی تو دله آدم رشد میکنه ... وقتی بخوای بکنی و بندازیشون دور ... قسمتی از بدن آدم هم باهاش کنده میشه ...
مثله اینکه میخوان با چاقو قسمتی از تنت رو جدا کنن ...

این رو از من داشته باش ...
زمانیکه خواستی ازدواج کنی ... این موضوع رو یادت بیار ...
100 برابر شدیدترش رو ممکن هست تجربه کنی ... پس یادبگیر با این جور قضایا چجوری باید کنار اومد ...
نزار این جور قضایا تو وجودت عمق پیدا کنه ...
در آینده هم تا زمانی که نسبت به طرفت مطمئن نشدی و جواب بله رو ازش نگرفتی ... عاشقش نشو ...
وگرنه بدبخت میشی ...

این بگذرد ... ولی اونی که قرار هست بدبختت کنه ... هنوز نیومده ...

موفق باشی .

از همه ی دوستان عزیزی که در این تاپیک نظر دادن ممنونم و خیلی خیلی خوشحالم که این دوستمون تونست از این مسئله به خوبی و خوشی بگذره. فقط من هنوز ناراحتم که چرا در زمانی که مشکل داشت نتونستم بهش کمک کنم. نمی دونم شاید مشکل از خودم بوده که نتونستم خوب درکش کنم. به هرحال خدا رو شکر می کنم که این مشکل بالاخره حل شد. می دونید بعضی وقتا این مسئله آزارم میداد. مثلا همین چند وقت پیش چندبار پیش اومد که در اوج لحظات خوش به یادش می افتادم و حتی پیش میومد که خنده رو لبام خشک میشد. به هرحال بازهم خدارو شکر میکنم. از شما دوستان عزیز هم تشکر میکنم که سعی کردید به من و دوستم کمک کنید. خدا خیرتون بده. بعد از این که این تاپیک رو ایجاد کردم دیدم نسبت به این قضیه خیلی فرق کرد، به قول همین دوستم چشمم باز شد؛ فهمیدم مسئله پیچیده تر از این حرف هاست. به هر حال خدا رو شکر می کنم و از همه ی شما دوستان عزیز هم تشکر می کنم.
از سید هم خواهش میکنم منو برای اینکه مشکلشو برای خیلیای دیگه مطرح کردم ببخشه اما قصدم این بود که بهش کمک کنم.
خدا رو شکر که بالاخره قبل از پایان امتحانات تموم شد.
این تاپیک هم باز می مونه تا دوستان دیگه نظراتشون رو بیان کنن.

موضوع قفل شده است