جمع بندی احادیث کراهت متعه

تب‌های اولیه

41 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

ازدواج موقت و يا به تعبير برخى از كتاب هاى فقهى و قانون مدنى ايران، نكاح منقطع، از ابتدا در اسلام مشروع شناخته شده است و تمام فرق اسلامى، بر جواز آن در صدر اسلام، اتفاق نظر دارند، و تنها اختلاف در اين مطلب است كه آيا اين نوع ازدواج در زمان پيامبرصلى الله عليه وآله يا بعد از رحلت آن بزرگوار نسخ شده است يا به جواز اوليه خود باقى است؟
براى مثال ابن حزم اندلسى كه از فقهاى مشهور اهل سنّت است در موسوعه فقهى خويش به نام المحلّى قبول مى كند كه متعه در آغاز اسلام رواج داشته و مشروع بوده است، اما مانند بقيه فقهاى اهل سنّت آن را منسوخ مى داند.المحلّى، ابن حزم اندلسى، ج 9، ص 519، مكتب التجارى، بيروت.

باید توجه داشت که مساله حلیت متعه(ازدواج موقت) از مسائل اجماعی در فقه شیعه امامیه است.یعنی به دلیل آیه قرآن و روایات فراوان تمامی فقهای مذهب ما از ابتدا تا کنون به حلیت آن فتوا داده اند. فراتر از آن، این مساله در مذهب امامیه به گونه ای قطعی و روشن است که به اصطلاح از ضروریات این مذهب شناخته می شود.

روایتی دیگر:
استاد مطهری در پایان بحث متعه در کتاب نظام حقوق زن در اسلام میفرمایند:

حديثی از علی عليه السلام
آقای مهدوی نويسنده چهل پيشنهاد در شماره 87 مجله زن روز مينويسد : در كتاب الاحوال الشخصيه تأليف شيخ محمد ابو زهره از اميرالمؤمنين نقل‏ شده است : " « لا اعلم احدا تمتع و هو محصن الا رجمته بالحجاره » " . آقای مهدوی اين عبارت را اينچنين ترجمه كرده‏اند : " هر گاه بدانم شخص نا اهلی متعه كرده است حد زنای محصن را بر او جاری ساخته و سنگسارش خواهم كرد " .
اولا اگر بناست ما در مقابل گفتار اميرالمؤمنين عليه‏السلام تسليم باشيم‏ چرا اينهمه رواياتی كه از آنحضرت در كتب شيعه و غير شيعه در باب متعه‏ روايت شده كنار بگذاريم و به اين يك روايت كه ناقل آن يكی از علماء اهل تسنن است و سند معلومی ندارد بچسبيم . از سخنان بسيار پر ارزش اميرالمؤمنين اينست كه : - " اگر عمر سبقت نمی‏جست و متعه را تحريم نميكرد ، احدی جز افراديكه‏ سرشت‏شان منحرف است زنا نميكرد " . يعنی اگر متعه تحريم نشده بود هيچكس از نظر غريزه اجبار بزنا پيدا نميكرد . تنها كسانی مرتكب اين عمل ميشدند كه همواره عمل خلاف قانون را بر عمل قانونی ترجيح ميدهند .
ثانيا معنی عبارت بالا اين است : " هرگاه بدانم شخص زن داری متعه كرده است او را سنگسار می‏كنم " . من نميدانم چرا آقای مهدوی كلمه " محصن " را كه بمعنی مرد زن‏دار است‏ " نا اهل " ترجمه كرده‏اند .
عليهذا مقصود روايت اينست كه افراد زن‏دار حق ندارند نكاح منقطع كنند
! و اگر مقصود اين بود كه هيچكس حق ندارد متعه بگيرد قيد " و هو محصن‏ " لغو بود . پس اين روايت اگر اصلی داشته باشد آن نظر را تأكيد ميكند كه ميگويد :
" قانون متعه برای مردمان نيازمند به زن يعنی افراد مجرد يا افرادی كه‏ همسرانشان نزدشان نيستند تشريع شده است " پس اين روايت دليل بر جواز ازدواج موقت است نه دليل بر حرمت آن .

سلام
خانومای مذهبی این سایت در کل دنبال حرام کردن صیغه و تعدد زوجات هستند! غافل از اینکه ما مطیع مراجع هستیم (البته نه هر عمامه به سری)
خانومای غیر مذهبی هم که کلا با صیغه و تعدد زوجات و اجازه خروج از منزل و ... مخالفن
پس اون خانوم هایی که به فریضه مهم و پر اهمیت چند همسری و بقای نسل شیعه اهمیت میدن کجان؟
یا حق

הנביא מוחמד;610529 نوشت:
سلام
خانومای مذهبی این سایت در کل دنبال حرام کردن صیغه و تعدد زوجات هستند! غافل از اینکه ما مطیع مراجع هستیم (البته نه هر عمامه به سری)
خانومای غیر مذهبی هم که کلا با صیغه و تعدد زوجات و اجازه خروج از منزل و ... مخالفن
پس اون خانوم هایی که به فریضه مهم و پر اهمیت چند همسری و بقای نسل شیعه اهمیت میدن کجان؟
یا حق

تاپیک من روایی هست.

دوستان عزیز

لطفا هیچگونه بحث غیرمرتبط کلامی مشاوره ای اخلاقی تاریخی مرتبط با این مسائل ... نشود. تا سرنوشت تاپیکهای دیگه نشه

اگر کسی روایتی در مورد کراهت متعه دارد بگذارد.

من میخوام ببینم به طور سنتی (نه با قواعدی که همه رو احکام رو در برمیگیرن) از روایات میشه فهمید که متعه در چه شرایطی حرام و در چه شرایطی مکروه باشه.

احادیثی هست مربوط به ذواق (ذواق صیغه مبالغه از ذوق (چشش) به معنی بسیار چشنده)

استاد مطهری مینویسند:
در هر چيزی اگر بشود ترديد كرد در اين جهت نميتوان‏ ترديد كرد كه اديان آسمانی عموما بر ضد هوسرانی و هواپرستی قيام كرده‏اند، تا آنجا كه در ميان پيروان غالب اديان ترك هوس رانی و هواپرستی‏ بصورت تحمل رياضتهای شاقه درآمده است .
يكی از اصول واضح و مسلم اسلام مبارزه با هواپرستی است . قرآن كريم‏ هواپرستی را در رديف بت پرستی قرار داده است . در اسلام آدم " ذواق " يعنی كسی كه هدفش اينست كه زنان گوناگون را مورد كامجوئی و " چشش " قرار دهد ملعون و مبغوض خداوند معرفی شده است . ما آنجا كه راجع به طلاق‏ بحث ميكنيم مدارك اسلامی اين مطلب را نقل خواهيم كرد .
امتياز اسلام از برخی شرايع ديگر به اينست كه رياضت و رهبانيت را مردود ميشمارد ، نه اينكه هواپرستی را جايز و مباح ميداند . از نظر اسلام‏ تمام غرائز اعم از جنسی و غيره بايد در حدود اقتضاء و احتياج طبيعت‏ اشباع و ارضاء گردد . اما اسلام اجازه نميدهد كه انسان آتش غرائز را دامن‏ بزند و آنها را بشكل يك عطش پايان ناپذير روحی درآورد.

ذواق

1)
أبى عبداللّه عليه السلام قال ما من شىء ممّا أحلّه اللّه عزّ و جلّ أبغض اليه من الطلاق و انّ اللّه عزّ و جلّ يبغض المطلاق الذّوّاق.

امام صادق علیه السلام فرمود از میان چیزهائی که خداوند حلال دانسته مبغوض تر از طلاق نزد خداوند نیست و بی تردید خداوند کسی که زنان را بسیار طلاق میدهد و برای لذتجویی نه با هدف زندگی کردن دست به ازدواج میزند، دشمن میدارد.

سند: صحیح

منابع: کافی ج 6 ص 54- عوالی اللئالی ج 3 ص 372- وافی ج 23 ص 995- وسائل الشیعه ج 22 ص 8- الفصول المهمه ج 2 ص 365- مرآه العقول ج 21 ص 94-

2)
أبى بصير عن جعفر بن محمّد عليها السلام - فى حديث طويل فى قصّة آدم عليه السلام - قال لا شىء مباح أبغض إلى اللّه تعالى من الطّلاق و قال عليه السلام لعن اللّه الذوّاق و الذّوّاقة.

از امام صادق علیه السلام در روایتی طولانی درباره داستان حضرت آدم علیه السلام روایت است که فرمود: " کار مباحی نزد خداوند متعال مبغوض‌تر از طلاق نیست و حضرت فرمود: خداوند مرد و زنی که برای لذت‌جویی نه با هدف زندگی کردن دست به ازدواج می‌زنند، لعنت کرده است."

سند: ضعیف آیا؟
منابع: البرهان فی تفسیر القرآن ج 3 ص 347- مستدرک الوسائل ج 15 ص 279

3)

طلحة بن زيد عن أبى عبد اللّه عليه السلام قال: سمعت أبى عليه السلام يقول انّ اللّه عزّ و جلّ يبغض كلّ مطلاق (و - ئل) ذوّاق.

امام صادق عليه السلام فرمود: «از پدرم شنيدم كه مى‌فرمود: بى‌ترديد خداوند عز و جل كسى كه زنان را بسيار طلاق مى‌دهد و به هدف لذّت‌جويى نه با انگيزۀ زندگى به ازدواج‌هاى مكرّر دست مى‌يازد، دشمن مى‌دارد.»
سند: موثق

منابع: کافی ج 6 ص 55- وافی ج 23 ص 996- وسائل الشیعه ج 22 ص 8- الفصول المهمه ج 2 ص 365- مرآه العقول ج 21 ص 94-
در دو منبع وسائل و الفصول المهمه هر دو از شیخ حر عاملی مطلاق و ذواق آمده.

بررسی غیر کارشناسی:
حدیث 3)

که ممکن است به ذهن برسد که برای ذواق (بسیار چشنده) جدا از مطلاق (بسیار طلاق دهنده) در نظر بگیریم که اشکالات متعددی داره یکی اینکه وسائل نوشته که از کافی نقل کرده ولی در کافی جدا نیست. دوم جداشدن با حرف و حتما معنی مستقل بودن و دوتا بودن رو نداره. سوم حدیث موثقه که احادیث موثق اختلافی هستند.
و البته با وجود همه ضعفها میشه قبول کرد اگر حدیث معارض صحیح، یا موثق بهتر نداشته باشیم.


הנביא מוחמד;610529 نوشت:
سلام
خانومای مذهبی این سایت در کل دنبال حرام کردن صیغه و تعدد زوجات هستند! غافل از اینکه ما مطیع مراجع هستیم


علیک
این کار زشتیه خووووووووو

:Moteajeb!:
البته شماها هر جور دلتون میخواد باشید.چون شما شوهر های ما نیستید...:Cheshmak:

1 فکر می کنم درباره کراهت متعه باشه
اگر کسی ترجمه اون را می دونه بنویسه

ـ محمد بن یعقوب، عن علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن ابن أبی عمیر، عن علی بن یقطین قال: سألت أبا الحسن ( علیه السلام ) عن المتعة؟ فقال: ما أنت وذاک قد أغناک الله عنها، ففلت: إنما أردت أن أعلمها، فقال: هی فی کتاب علی ( علیه السلام )، فقلت: نزیدها ( ونزداد ) (1)؟ قال: وهل یطیبه إلا ذاک.

**گلشن**;610628 نوشت:
1 فکر می کنم درباره کراهت متعه باشه
اگر کسی ترجمه اون را می دونه بنویسه

ـ محمد بن یعقوب، عن علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن ابن أبی عمیر، عن علی بن یقطین قال: سألت أبا الحسن ( علیه السلام ) عن المتعة؟ فقال: ما أنت وذاک قد أغناک الله عنها، ففلت: إنما أردت أن أعلمها، فقال: هی فی کتاب علی ( علیه السلام )، فقلت: نزیدها ( ونزداد ) (1)؟ قال: وهل یطیبه إلا ذاک.

سلام و تشکر

اولین حدیث تاپیک هست.

پیام;594631 نوشت:
در روايتي از امام رضا داريم كه حضرت يكي از ياران خود راكه با وجود همسر دايم و بدون نياز به اختيار زوجه اقدام به متعه نموده بود توبيخ نمودند و فرمودند كه متعه براي كسي است كه دسترسي به زوجه ي دايم ندارد نه تو. جديدا روايتي ديدم كه فردي نزد امام صادق آمد. فرمودند كه آيا متعه ميكني؟ گفت: خير چون با همسر دايمي ام زياد رابطه دارم و نيازي ندارم. فرمودند كه دوست دارم متعه كني و اين سنت را انجام دهي. آيا اين ها تناقض نيست؟

استاد محترم ممکن است قسمت تزیدها و تزداد رو در روایت بالا ترجمه کنید؟ یک ترجمه شبیه ترجمه ای است که در پست اول تاپیک بود یک ترجمه هم برای مثال در سایت پاسخ به شبهات ولیعصر با ترجمه دیگری از این عبارت، فهم صحیح روایت رو در ادامه اون میدونست.

من سعی میکنم ترجمه‌های مختلف اون رو پیدا کنم. ولی میخوام (تزیدها و تزداد) بهتر توضیح داده بشه چون ظاهرا مهمترین روایت هست.

موضوع قفل شده است