اثرات سوء گناهان چگونه از بین می رود؟

تب‌های اولیه

93 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
اثرات سوء گناهان چگونه از بین می رود؟

[=&quot]‎[/]برای از بين رفتن لذت گناه چه بايد كرد و چه رياضت هايی به نفس بايد داد؟





تایپیک


جناب محمد شروع نمودند که به نظرم رسید بهتره بصورت عملیاتی هم بحث بشه، که این تایپیک مکمل رو خدمت دوستان و کاربران محترم تقدیم میکنم...:Gol:

:Gol: انشاء الله دوستان شرکت کنند :Gol:



سلام و درود بر همه عزیزان و سپاس

مطلبی که شما در این سئوال مطرح نمودید یک کتاب عرفانی - فلسفی را می طلبد جهت تشریح ابعاد ختلف این مطلب .

من هم آمده ام برای آموختن و هم تائید مشارکت به سهم خودم برای رونق هرچه بیشتر این مسائل کلیدی.

گناه میوه جهل است.
شیطان بر اعمال انسان مسلط نمی گردد مگر اینکه انسان را ابتداعا جاهل یافته است.

شیطان برای بار نخست هیچگاه بشر و بالاخص انسان صالح را با ماهیت گناه روبرو نمی کند
او برای بار نخست بر کار پلید نقابی موجه می کشد و انسان را ترغیب به یافتن راهی برای توجیه و انجام آن کار می نماید. لذا این پروژه هم دارای ابعاد گوناگون و هم ابزار گوناگون است که ترجیها در مجالی که دوستان مطرح می نمایند در ادامه فرمایشات عرض می کنم.

تا اینجا پس معین شد انسان جاهل است لذا بدلیل این جهالتش ماهیت گناه و اثر تخریبی آن بر روح و جسمش را درک نمی تواند بکند لذا عمدا با مدد از قدرت عقل برای توجیه یا بدون تفکر مرتکب آن می شود.
تنها راه نجات انسان داشتن عقل کامله یا عقل کبیر یا به نقلی عقل الهی است.
این عقل که ماهیت گناه را به انسان نشان می دهد خواه ناخواه لذت گناه کردن را از سر هر بنده ای دور می سازد.

حال این عقل کبیر - عقل الهی و یا عقل کامل را کجا بیابیم؟
راز و رمز پاسخ به این سئوال در این حدیث نبوی نهفته است.
پیامبر اکرم می فرماید
اطلبوالعلم من المهد الی اللحد

منظور پیامبر از کلمات اطلبوالعلم هر دو نوع علم است
یکی علوم عالم ماده و جوانبش
دیگری علوم الهیات از عالم معنی است.

وجه اشتراکشان یکی این است که هر دو این علوم با طلب شروع می گردد.

یاحق:Gol:

سلام استاد عزيز.
با تشكر از بحثي كه شروع كرديد.

راستش استاد اگر بخواهيم مفصلا و خيلي تخصصي بگيم كه كسي طاقت نمياره. ..:geryeh:

نفسه شوخي نيست. ..

بايد خون دل خورد ...

اما از آنجايي كه لايكلف الله نفسا الا وسعا

براي شروع يكسري كارها ميشه كرد.

1- توكل كردن و بستن عهد با خدا . بگيم خدايا قول ميدم از فلان ساعت يا فلان روز فلان گناه را نكنم. حالا براي شروع ميشه از يك گناه شروع كرد مثلا غيبت يا نگاه به نامحرم(مشارطه)

2-سعي كنيم اول از هر چيز حواسمون به واجبات و محرماتمون باشه. نه اينكه نمازمون قضا بشه بعد بگيم آخ جون من امروز غيبت نكردم.

3-دائم خودمون را كنترل كنيم تا خواستيم غيبت كنيم بگيم مگه من شرط نكردم كه غيبت نكنم پس نمي كنم. (مراقبه)

4-در پايان روز ببينم خب حالا من امروز چقدر تونستم گناه غيبت را انجام ندم اصلا چند تا غيبت كردم يا شنيدم يا از چند تا دوري كردم.(محاسبه)

اينها براي شروع بود حالا مراحل ديگه و اعمال ديگر هم هست. اما براي شروع مي توان كارها را كرد تا ببينيم مرد عمل هستيم يا نه بعد ادامه بديم.يا حق.

با سلام به دوستان خوبم .

اثرات گناهانی که انجام دادیم با توبه رفع می شه یا باید ......... حتی اگر چند بار هم توبه شکسته

باشیم ؟

جلوگیری از شر گناه به بزرگی گناه هم بستگی داره ؟

منظورم ازاثرات گناه مجازات خدا ،شکستن دل امام زمان ،ضرر های جسمی ،روحی ، کم شدن ایمان و .... است .

" خدایاکمکم کن تا جوری رفتار کنم تا دیگران از من الگو بگیرند "

shmhf;113699 نوشت:
با سلام به دوستان خوبم .

اثرات گناهانی که انجام دادیم با توبه رفع می شه یا باید ......... حتی اگر چند بار هم توبه شکسته

باشیم ؟

جلوگیری از شر گناه به بزرگی گناه هم بستگی داره ؟

منظورم ازاثرات گناه مجازات خدا ،شکستن دل امام زمان ،ضرر های جسمی ،روحی ، کم شدن ایمان و .... است .

" خدایاکمکم کن تا جوری رفتار کنم تا دیگران از من الگو بگیرند "


از نظر آيات و احاديث، بدون ترديد گناه باعث سلب نعمت ها و پديد آمدن بلاها مى شود.
خداوند در قرآن می فرماید: «وَ ما اَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَة فَبِما كَسَبَتْ اَيْديكُمْ وَ يَعْفُو عَنْ كَثير; رنجى كه به شما مى رسد، محصول كارهاى خود شما است و خداوند از بسيارى از آنها در مى گذرد».

بنابراين از آيات قرآن استفاده مى شود كه بسيارى محروميّت ها در اثر انجام گناه است.

در جای دیگر خداوند فرموده است: «و امّا من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى فانّ الجنة هى المأوى. كسى كه از مقام خداى خويش هراسيده و مخالفت با هوى و هوس خويش نموده بهشت پناهگاه اوست».
چطور انسان اطمينان يابد كه بعد از گناه و مخالفت با مولاى خويش توفيق توبه داشته باشد؟
در اينجا مى توان فهميد آنكه گناه نكرده چه مقدار در راه تكامل جلو رفته و گناهكار به چه اندازه صدمه ديده است. يكى از بزرگان در اين باره مثال زيبايى دارد. وقتى يك قورى چينى زيبا شكسته شد، مى توان آن را بند زد و دوباره از آن استفاده كرد; امّا آيا ارزش اوّليه خود را دارد؟ گناهكار نيز بعد از توبه چنين است.

مهمترین مسئله در انجام گناه این است که انسان ریشه گناه را تشخیص دهد وبفهمد دلیل آلوده شدنش به گناه چیست ،بعد از تشخیص این اصل راحت تر می تواند گناه را کنار بگذارد.دلیل اينكه انسان به سوى گناه گرايشى پيدا مى كند در اثر ضعف ايمان است و ضعف ايمان هم ممكن است در اثر ضعف شناخت باشد و در اين صورت بايد از طريق مطالعه و آموزش به تقويت اصول اعتقادى پرداخت و عقايد خويش را استوار ساخت .
و نيز گرايش به گناه ممكن است در اثر غفلت باشد در اين صورت انسان بايد به اين حقيقت توجّه كند كه وقتى گناه مى كند چه كسى را معصيّت مى كند؟
غفلت از اين واقعيّت كه نافرمانى خداوندى كه هستى انسان از او است و اين همه نعمت به انسان موهبت كرده است و رجوع انسان در آخرت به سوى او است و گناه استحقاق كيفر براى انسان مى آورد بايد برطرف گردد. انسانى كه كوچك ترين ضرر را از خويش دفع مى كند چگونه حاضر مى شود از بازتاب عمل خويش غافل باشد؟
از عوامل ديگر گناه ارتباط با افرادى كه نسبت به گناه لاابالى اند .

گذشته از نياز به شناخت، و دورى از غفلت و مجالست گناهكاران، ممكن است شخصى نياز طبيعى داشته باشد و به خاطر عدم راهنمايى يا تربيت غلط يا كمبود امكان نتواند به برطرف كردن نياز خود از راه صحيح اقدام كند و به گناه بپردازد; مانند جوانى كه نياز به ازدواج دارد. در اين موارد راهنمايى و كمك به وى او را از گناه نجات مى دهد.

بدون شك وقتي تخلفي از انسان سر مي زند حتي در ارتباط با انسان هاي ديگر ،طبيعي است كه انسان بايدمتاثر شود و خود را سرزنش كند كه چرا من موجب آزار و اذيت ديگري شدم و علاوه بر اين كه هم عذرخواهي مي كند بايد در صورت امكان جبران نمايد.در مورد خداوند نيز تقريبا" كاري شبيه به همين بايد انجام داد؛ يعني ، اگرانسان مرتكب گناهي شد در مرحله اول بايد متاثر شود از اين كه چرا درحضور خداوند مرتكب معصيت و كاري كه موجب نارضايتي اوست شد وسپس بعد از توبه در پيشگاه خداوند كه اولين مرحله آن نيز همين ابرازپشيماني و ناراحت شدن است ، تصميم بگيرد كه جبران كند و ديگر مرتكب آن گناه نشود و اين كار ( توبه ) در واقع يك واكنش فعال است كه نه تنهاموجب ضعيف شدن اعتماد به نفس انسان نمي شود بلكه موجب تقويت آن نيز مي شود چه اين كه انسان با تصميم بر توبه احساس كفايت مي كند و احساس مي كند كه دست او بسته نيست بلكه مي تواند و قادر است اشتباه خودش را جبران كند ولي اگر كاري غير از اين انجام دهد؛ يعني ، توبه نكند و متاثر از كار اشتباه خود نشود طبيعي است كه بايد يك موضع انفعالي و نگران كننده اتخاذ كند و اين به ضرر انسان است وهمواره انسان احساس گناه مي كند و از طرفي هم راه جبران را به روي خودبسته مي بيند مايوس مي شود به دنبال آن افسردگي و خسارت هاي عظيم دنيوي و اخروي نصيب او مي شود . آنچه رهبران ديني در طريق آموزه هاي ديني به ماآموخته اند همان توبه كردن است و توبه صحيح مراحلي دارد : 1- پشيماني از گناهي كه مرتكب شده . 2- تصميم بر تكرار نكردن آن . 3- جبران كردن، اگرحق كسي ضايع شده ، حق او را به او برگرداند و حق الله را نیز ادا کند .

سینا;113735 نوشت:
در اينجا مى توان فهميد آنكه گناه نكرده چه مقدار در راه تكامل جلو رفته و گناهكار به چه اندازه صدمه ديده است. يكى از بزرگان در اين باره مثال زيبايى دارد. وقتى يك قورى چينى زيبا شكسته شد، مى توان آن را بند زد و دوباره از آن استفاده كرد; امّا آيا ارزش اوّليه خود را دارد؟ گناهكار نيز بعد از توبه چنين است.

من که به کلی نا امید شدم یعنی اگه گناه کردم دیگه هیج جوری مثل اول نمیشم با این که توبه رو با شرایطش انجام دادم.

یه راه حلی بگین به من اینطوریکه فایده نداره چینی بند زده به درد آشغالی می خوره .

shmhf;113762 نوشت:
من که به کلی نا امید شدم یعنی اگه گناه کردم دیگه هیج جوری مثل اول نمیشم با این که توبه رو با شرایطش انجام دادم.

یه راه حلی بگین به من اینطوریکه فایده نداره چینی بند زده به درد آشغالی می خوره .

البته این صحبت نباید باعث این بشه که ما ناامید بشیم چرا که ما تو روایات داریم کسی که توبه کنه از گناه،مانند کسی هست که اصلا گناه نکرده واین خودش یه مژده خوبیه برای اونهایی که تصمیم دارند برگردند.این نکته اوج مهربونی خدا را نسبت به بنده هامیرسونه.پس تا دیر نشده دست به کار بشیم.

در حدیثى از امام جعفر صادق علیه‏السلام روایت شده است که فرمود: «ما من عبدٍ إلّا و فى قلبه نکتة بیضاء فإذا أذنب خرج فى النکتة نکتة سوداء فإذا تاب ذَهَب ذلک السواد، و ان تمادى فى الذنوب زاد ذلک السواد حتّى یُغطى البیاضَ، فإذا غُطّى البیاضُ لم یرجع صاحبه إلى خیر أبداً قول اللّه -عزّوجلّ-: «کلاّ بل رانَ على قلوبِهم ما کانوا یکسبون»؛ بنده ‏اى از بندگان خداوند نیست مگر آن‏که در دلش نقطه سفیدى است و هنگامى که گناهى از آن بنده سر زد در نقطه سفید، نقطه سیاهى آشکار می ‏شود. حال اگر توبه کرد آن نقطه سیاه از بین می‏رود و اگر اصرار بر گناه کرد آن نقطه سیاه گسترش می ‏یابد تا تمامى نقطه سفید را فرا گیرد و هنگامى که نقطه سیاه تمامى نقطه سفید را پوشاند، صاحب چنین قلبى هرگز به سمت خیر و خوبى باز نخواهد گشت و این همان زنگارى است که خداوند در کتابش ذکر فرموده است: «كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا یَكْسِبُونَ» . "

البحرانى، هاشم، البرهان فى تفسیر القرآن، ج5، ص612

یکی از گناهانی که خداوندما را از دچار شدن به اون گناه بر حذر داشته، ناامیدی از رحمت خداست و هر که ناامید باشه کافره. چنان که در قرآن می‌فرماید: «نومید مشوید از رحمت خدا همانا مایوس نمی‌شوند از رحمت خدا مگر کافران» (سوره یوسف _ 87)

بدترين اثر گناه و ادامه آن، تاريك ساختن قلب، و از ميان بردن نور علم و حس تشخيصه. گناهان از اعضاء و جوارح، سرازير قلب میشن، و قلب را به يك باتلاق متعفن و گنديده مبدل می کنند. اينجاست كه انسان راه و چاه را تشخيص نمیده، و مرتكب اشتباهات عجيبى میشه كه همه را حيران میکنه و با دست خود تيشه به ريشه سعادت خودش میزنه و سرمايه خوشبختى خودش را به باد فنامیده.[=&quot]

[/]امام على عليه السلام در گفتارى فرمود: گناهان بر سه گونه اند: گناه بخشودنى و گناه نابخشودنى و گناهى كه براى صاحبش ، هم اميد بخشش داريم و هم ترس از كيفر.
سپس فرمود: اما گناهى كه بخشيده است ، گناه بنده اى است كه خداوند او را در دنيا كيفر مى كند و در آخرت كيفر ندارد. در اين صورت خداوند حكيم تر و بزرگوارتر از آن است كه بنده اش را دو بار كيفر كند.
اما گناهى كه نابخشودنى است ، حق الناس است يعنى ظلم بندگان نسبت به همديگر كه بدون رضايت مظلوم بخشيده نمى شود.
و اما نوع سوم ، گناهى است كه خداوند آن را بر بنده اش پوشانده ، توبه را نصيب او نموده است ، و در نتيجه آن بنده هم از گناهش هراسان است و هم اميد به آمرزش پروردگارش دارد، ما نيز درباره ى چنين بنده اى ، هم اميدواريم و هم ترسان . (بحار الانوار، ج6، ص29)

باتوجه به این سخن حضرت اهمیت ماندن انسان در حالت خوف ورجاء مشخص میشه.

احساس خجلت و شرمندگی در برابر خداوند نسبت به پیشینه های سوء خود از بهترین حالات روحی و معنوی و زمینه‏ ساز توبه و جلب رحمت و عنایت پروردگاره.

البته ضمن آن که انسان همواره باید از گذشته ‏های سوء، نگران و نسبت به آینده خود نیز بیمناک باشه در عین حال این خوف و اندوه هرگز نباید به گونه ‏ای باشه که انسان را مایوس و ناامید کنه. چه این خود گناهی کبیره و دامی ابلیسیه. خداوند منان رحمتی بی پایان داره و از همه بندگان گنهکار خود دعوت نموده که به او التجا نموده و به سوی رحمت بیکرانش دست نیاز بگشایند و وعده داده که اگر توبه نموده و دست از زشتی ها بشویند همه گناهان را خواهد بخشید و آنان را مشمول لطف و کرم بی منتهای خود خواهد کرد.
حفظ حالت التجا و تضرع دائمی در برابر خداوند، امید و رجا به عنایات واسعه خدای رحمان و بنده نواز را نیز در دل بالا می بره و رجا را همسان در دل جای میده. زیرا غلبه خوف موجب یأس و غلبه رجا موجب جرات بر گناهه ولی تساوی آن دو ،بهترین عامل بازدارنده از گناه وتشویق کننده به توبه و انجام عمل صالحه.

يکي از آثار شوم گناه بر روان انسان ياس و نااميديه و شخص گناهکار گاهي در اثر گناه از سعادت ونجات خود مأيوس میشه وهمين سبب مي شه که احيانا به جنايات بزرگتري دست بزنه در چنين مواردي فقط دين ومذهب با ايجادحالت اميدواري به کرم و عفو وبخشش خدايتعالي او را دلگرم مي سازه و از بيماري خطر ناک يأس نجاتش مي ده.
امام سجاد «عليه السلام» در حديثي مي فرمايد: « و الذّنوب التّي تقطع الرجّا ء الياس من روح الله و القنوط من رحمة الله و الثقة بغير الله و التکذيب بو عدالله عز ّوجلّ » « گناهي که اميد را قطع مي کند عبارتند از: يأ س از گشايش خداوند ،نوميدي از رحمت خدا، اطمينان و اعتماد به غير خدا، و تکذيب وعده خدا.
معاني الاخبار ،ص271. (به نقل از کيفر گناه)

گناهانی که ما انجام میدیم هر کدوم اثرات گوناگونی داره ودامنه تأثیراتش بر فرد وجامعه متفاوته.
امام صادق علیه السلام می فرمایند:

اَلذُّنوبُ الَّتى تُغَیِّیرُ النِّعَمَ البَغىُ وَ الذُّنوبُ التَّى تورِثُ النَّدَمَ القَتلُ وَ الَّتى تُنزِلُ النِّقَمَ الظُّلمُ وَالَّتى تَهتِکُ السُّتورَ شُربُ الخَمرِ وَ الَّتى تَحبِسُ الرِّزقَ الزِّنا وَ الَّتى تُعَجِّلُ الفَناءَ قَطیعَةُ الرَّحِمِ وَالَّتى تَرُدُّ الدُّعاءَ وَ تُظلِمُ الهَواءَ عُقوقُ الوالِدَینِ؛


گناهی که نعمت ها را تغییر مى دهد، تجاوز به حقوق دیگران است. گناهى که پشیمانى مى آورد، قتل است. گناهى که گرفتارى ایجاد مى کند، ظلم است. گناهى که آبرو مى بَرد، شرابخوارى است. گناهى که جلوى روزى را مى گیرد، زناست. گناهى که مرگ را شتاب مى بخشد، قطع رابطه با خویشان است. گناهى که مانع استجابت دعا مى شود و زندگى را تیره و تار مى کند، نافرمانى از پدر مادر است.علل الشرایع، ج 2، ص 584


يكي از آثار مهمي كه گناهان در زندگي هر فرد يا اجتماعي مي‌گذارد از بين رفتن نعمت‌هايي است كه خداوند به آنان عطا فرموده است.آري پايداري بسياري از نعمت‌هاي الهي مشروط به انجام ندادن گناه و اطاعت او است.
[=&quot]
[/]جبران شدن عوارض وضعی و تکوینی گناهان، به میزان و شدت و ضعف مبتلا بودن به آن گناه بستگی داره. ولی در هر صورت هر گناهی ، راه درمان و حل داره. اگر کسی با جدیت و به تدریج از آن گناه رهایی پیدا کنه مطمئنا عوارض آن نیز به تدریج از بین خواهد رفت. لذا در گام اول بهترین راه جبران آثار وضعی گناهان ترک آن گناهه و به قول معروف ضرر را هر جا جلویش را بگیری نفعه.

هر گناهی یک مقدار روی قلب انسان و روی روح انسان اثر می گذاره و روح انسان را قسی و فاسد می کنه. گناه صغیره یک ذره اثر می گذارد نه زیاد، ولی یک ذره اگر تکرار شد می شود دو ذره و ده ذره و صد ذره، بعد اثرش برابر می شه با یک گناه کبیره.

از نظر اصول روانشناسى نیز این معنى ثابت شده که اعمال آدمى همواره بازتابى در روح او داره، و تدریجا روح را به شکل خود در میاره، حتى در تفکر و اندیشه و قضاوت او مؤثره.
این نکته نیز قابل توجه هست که انسان با ادامه گناه، لحظه به لحظه، در تاریکى روحى بیشترى فرو میره، و به جایى مى رسه که گناهانش در نظرش حسنات جلوه مى کنه، و گاه به گناهش افتخار میکنه! و در این مرحله راههاى بازگشت به روى او بسته مى شه، و تمام پلها پشت سرش ویران مى گرده و این خطرناکترین حالتیه که ممکن است براى یک انسان پیش آید.
نکته مهم :
فضائل اخلاقی کنترل کننده انسان و دور کننده او از گناهه، فرد گناهکار با انجام پی در پی گناه، فضائل را یک به یک از دست می‌ده و به شخص بی‌شخصیت و لا ابالی تبدیل میشه.

shmhf;113762 نوشت:
من که به کلی نا امید شدم یعنی اگه گناه کردم دیگه هیج جوری مثل اول نمیشم با این که توبه رو با شرایطش انجام دادم.

یه راه حلی بگین به من اینطوریکه فایده نداره چینی بند زده به درد آشغالی می خوره .


" توبه " عبارتست از یک نوع انقلاب درونی، نوعی قیام، نوعی انقلاب از ناحیه خود انسان علیه خود انسان. از این جهت، از مختصات انسان است.وتنها انسانهایی میتوانند موفق به این امر باشند که تصمیم قطعی بر ترک گناه بگیرند.

«توبه» به معناى بازگشتن از حالات و اعمال فاسد گذشته است. توبه انسان يك نوع قيام درونى عليه خويش است كه در اين قيام مقدّس، روح و ضمير انسان از گناه و معصيت، متلاطم مى ‏شوند و ندامت و پشيمانى به قلب او روى مى ‏آورد، سرانجام دستخوش اندوه و حسرت شده و در پيشگاه پروردگار متعال لب به عذرخواهى و استغفار مى ‏گشايد. مسير زندگى خود را تغيير مى ‏دهد و از گناهان دست برمى ‏دارد و بر جبران كوتاهى ‏ها تصميم مى ‏گيرد.

آیات و روایات زیادی در زمینه توبه حقیقی و راستین وجود داره که به عنوان نمونه، به یک مورد اشاره می‌شه:
شخصی در پیشگاه

علی علیه السلام گفت:«استغفرالله.» (از خداوند طلب آمرزش می کنم)
امام با شنیدن این جمله خشمگین شد و به او فرمود:« مادرت به سوگت بنشیند. آیا می‌فهمی که استغفار چیست؟ استغفار، مقام بلندمرتبگان است. این جمله‌ای که گفتی چند کلمه است، اما استغفار حقیقی شش معنی و مرحله دارد:
نخست پشیمانی از گذشته؛ دوم تصمیم بر ترک همیشگی گناه در آینده؛ سوم اینکه حقوقی را که از مردم ضایع کرده ای به آنها باز گردانی، به طوری که هنگام ملاقات پرورگار، حقی بر تو نباشد؛ چهارم این که هر واجبی را که ترک کرده‌ای به جای آوری (قضا کنی)؛ پنجم آنکه گوشت‌هایی که بر اثر اعمال حرام بر بدنت رشد کرده، با اندوه بر گناه، آب کنی تا چیزی از آن باقی نماند و گوشت تازه به جای آن بروید؛ و ششم آنکه به همان اندازه که شیرینی معصیت و گناه را چشیدی، سختی و زحمت طاعت را نیز بچشی.
پس از انجام همه این مراحل است که باید بگویی استغفرالله »
نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 417.

امام حسن عسگری(ع)می فرمایند:خداوند متعال خطاب به بندگانش می فرماید: ای بندگان من همه شما گناهکار هستید مگر کسانی راکه من از گناه باز دارم. پس هر کس معتقد باشد که من می توانم او را ببخشم و با این حُسن ظَن به من، از من طلب مغفرت نماید هر آینه او را میبخشم و برایم گناهان او هر چند زیاد باشد مهم نیست چه اگر همه مخلوقاتم از اول و آخر زنده و مرده و تر و خشک همه جمع شوند و از رحمت من مسئلت نمایند تمام حاجات ایشان را می دهم و از رحمت وسیع من چیزی کم نمی شود.
کلیات حدیث قدسی صفحه 341

حضرت پروردگار به دلیل رحمت خاص و اوج شفقت و مهربانی و رافت خویش نسبت به بندگانش توبه و استغفار را فرصتی بسیار مغتنم و حیاتی برای جبران معاصی و گناهان و ترک فساد و تباهی و خروج از بیراهه های ظلمانی و وحشت زای فسق و فجور و ورود در راه روشن و نورانی هدایت و رستگاری قرار داده .

آغاز توبه و ترک گناه، عنایت حق است. تا لطف الهى نصیب انسان نشه، توبه امکان‏پذیر نیست.


علامه طباطبایى مى گوید:توبه عبد حسنه است و حسنه نیازمند به نیرو است و نیروى انجام حسنه را خداوند مى دهد. او است که توفیق میدهد، یعنى اسباب را فراهم مى سازد تا بنده موفق و متمکن از توبه شود و بتواند از فرورفتگى در لجنزار گناه و دورى از خدا بیرون آید و به سوى پروردگارش باز گردد.
امام سجاد(ع) به این نکته تصریح دارد که وفاى به توبه جز به نیروى حفظ و نگه‏دارى خداوند میسّر نیست. بنابراین در ابتدا باید از خداوند کمک خواست و سپس قدرت تصمیم‏ گیرى را افزایش داد و اقدام عملى را شروع نمود.

بنابراین، توبه صرفاً یک لفظ نیست، نخست باید قلب از گناه پشیمان و متنفّر بشه، بعد با زبان، شعار ترک گناه را برای دیگران و تلقین به نفس را برای خویش استمرار ببخشه، سپس اعضای بدن و عناصر فعّال وجودی،‌به جای گناه و تباهی به حوزه اعمال صالح و نیک وارد بشه تا فرد، دیگر آن عنصر قبلی نباشه و بالاخره، دیگر هیچ گاه تصمیم بازگشت به زشتی و تباهی و آلودگیهای قبلی، نداشته باشه.

shmhf;113762 نوشت:
من که به کلی نا امید شدم یعنی اگه گناه کردم دیگه هیج جوری مثل اول نمیشم با این که توبه رو با شرایطش انجام دادم.

یه راه حلی بگین به من اینطوریکه فایده نداره چینی بند زده به درد آشغالی می خوره .


انواع توبه‌کنندگان

1. گروه اول کسانی هستند که از گناهان خویش توبه می‌کنند ولی بعد از مدتی توبه را می‌شکنند و به گناه باز می‌گردند بی‌آنکه تاسف و ندامتی از کار خویش داشته باشند.

2. گروه دیگر کسانی هستند که از گناهان خود توبه می‌کنند و راه اطاعت و بندگی حق را ادامه می‌دهند ولی گاه شهوات در مورد بعضی از گناهان بر آنها غالب می‌شود و توبه را می‌شکنند.

3. توبه‌کارانی هستند که بعد از توبه، از گناهان بزرگ پرهیز می‌کنند و نسبت به اصول اطاعت پایبندند ولی گاهی گرفتار بعضی از گناهان می‌شوند بی‌آنکه بطور عمد قصد توبه شکنی داشته باشند.

4. گروه چهارم توبه‌کارانی هستند که بعد از توبه با اراده محکم راه اطاعت و بندگی خدا را پیش می‌گیرند.
ناصر، مکارم شیرازی؛ اخلاق در قرآن، انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب، چاپخانه سلیمانزاده، قم چاپ 4، ص 241، ج 1.

یکی از موارد مهمی که باید بهش توجه کنیم اینه که هر چه سریعتر اقدام به توبه کنیم چرا که یکی از روشهای شیطان به تأخیر انداختن توبه هست.
کسى که توبه خود را به تأخیر اندازد (و امروز و فردا کند باید بداند که) در معرض بزرگترین خطر ، یعنى یورش و هجوم مرگ ، قرار دارد.
غررالحکم ، ب
اب توبه

با سلام

مومن همواره بین خوف ورجاء الله تعالی ، ارحم الراحمین و اشد المعاقبین .

البته که از رحمت خداوند نباید ناامید بود مخصوصا برای توابین که خداوند گناهشان را تبدیل به نیکی میکند !!!! یبدل الله سیئاتهم حسنات !

اما بعضی روایات تکان دهنده هستند مثلا در باره شرابخوار :

كسى كه ميگسارى كند و بداند كه خوردن مى حرام است خداوند باو از خبال فاسد: (چرك و خونى كه ازفرج زنان زناكار مى‏ريزد) بنوشاند اگر چه آمرزيده شود !

روایت از مرحوم صدوق درخصال

عن علي ( عليه السلام ) ـ في حديث الاربعمائة ـ قال : ومن شرب الخمر وهو يعلم أنها حرام سقاه الله من طينة خبال وإن كان مغفورا .

پناه برخدا .

مرسی . جالب و تاثیر گذار بود .

از نظر تعلیمات اسلامی ، هر گناه اثری تاریک کننده و کدورت آور بر دل آدمی باقی می گذارد و در نتیجه میل و رغبت به کارهای نیک و خدائی کاهش می گیرد و رغبت به گناهان دیگر افزایش می یابد . متقابلا عبادت و بندگی و در یاد خدا بودن وجدان مذهبی انسان را پرورش می دهد ، میل و رغبت به کار نیک را افزون می کند و از میل و رغبت به شر و فساد و گناه می کاهد . یعنی تیرگیهای ناشی از گناهان را زایل می گرداند و میل به خیر و نیکی را جایگزین آن می سازد .



خداوند در قرآن می فرماید:«وَ أَقِمِ الصلَوةَ طرَفىِ النهَارِ وَ زُلَفاً مِّنَ الَّيْلِ إِنَّ الحَْسنَتِ يُذْهِبنَ السيِّئَاتِ ذَلِك ذِكْرَى لِلذَّكِرِينَ(هود،114): نماز را در دو طرف روز و اوائل شب برپا دار ، چرا كه حسنات ، سيئات ( و آثار آنها را ) بر طرف مى سازند ، اين تذكرى است براى آنها كه اهل تذكرند .

در اين آيه ، انگشت روى یک دستور از مهمترين دستورات اسلامى كه در واقع روح ايمان و پايه اسلام است گذارده شده : نخست فرمان به اقامه نماز داده مى گويد : نماز را در دو طرف روز ، و در اوائل شب بر پا دار. سپس براى اهميت نماز روزانه خصوصا و همه عبادات و طاعات و حسنات عموما چنين ميگويد : حسنات ، سيئات را از ميان مى برند و اين تذكر و يادآورى است براى آنها كه توجه دارند. آيه فوق همانند قسمتى ديگر از آيات قرآن تاثير اعمال نيك را در از ميان بردن آثار سوء اعمال بد بيان مى كند .

در سوره نساء آيه 31 آمده: «ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيئاتكم»: اگر از گناهان بزرگ دورى كنيد گناهان كوچك شما را مى پوشانيم .

و در آيه ( 7 عنكبوت ) ذکر شده:« و الذين آمنوا و عملوا الصالحات لنكفرن عنهم سيئاتهم »: كسانى كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دارند گناهان آنان را مى پوشانيم . و به اين ترتيب اثر خنثى كننده گناه را در طاعات و اعمال نيك تثبيت مى كند . از نظر روانى نيز شك نيست كه هر گناه و عمل زشتى ، يك نوع تاريكى در روح و روان انسان ايجاد مى كند كه اگر ادامه يابد اثرات آنها متراكم شده ، به صورت وحشتناكى انسان را مسخ مى كند . ولى كار نيك كه از انگيزه الهى سر چشمه گرفته به روح آدمى لطافتى مى بخشد كه آثار گناه را مى تواند از آن بشويد و آن تيرگيها را به روشنائى مبدل سازد .

گناهان‌ دو دسته‌اند:
1. از حقوق‌ الهي‌اند كه‌ برخي‌ از اين‌ گناهان‌، با كفاره ها‌ جبران‌ مي‌شوند و برخي‌ مانند ترك‌ عبادات‌ بايد عيناً جبران‌ و ادا شوند.
2. برخي‌ از گناهان‌ نيز از حقوق‌ مردم‌اند كه‌ تا ادا نشوند يا آنها رضايت‌ ندهند، گناه‌ از بين‌ نمي‌رود.

پس اولین قدم برای از بین بردن اثرات سوء گناه ادا حقوق است.

در عين حال كه براي هر گناهي آثار وضعی وجود دارد اما بعد از توبه مي‌توان با مراقبت از خود، و انجام كارهاي نيك و خيرات و مبرات اندك اندك برخي از آثار وضعی گناه مانند تاريكي هاي حاصل از آن در روح و قلب را كاست و کم کم اثرات سوء به جا مانده از آن را نابود و زائل ساخت.

در قرآن کريم آمده است: «إن الحسنات يذهبن السيئات» يعنی قطعا خوبی‌ها از ميان برنده پليدی هاست. (هود/14)

اينكه گفته شده با توبه انسان پاك مي شود و توبه جبران كننده گناهان است، در مورد اينگونه آثار معنوي و باطني است.

آثار سوء گناه قبل از همه در روح و جان خود شخص ظاهر مي‎ شود گناهان واعمال خلاف ،آثار سوئي روي حسن تشخيص ودرك وديد انسان مي‎گذارد وسلامت فكر راتدريجا از او مي ‎گيريد. یعنی روح انسان آن فطرت انسانی خودش را به کلی از دست می دهد.حال اگر انسان بر گناه کبیره اصرار بورزد، این اصرار بر گناه کبیره تدریجا انسان را به حالت مسخ شده در می آورد،
انسان روحش بر روی عملش اثر می گذارد و عملش بر روی روحش؛ یعنی هین طور که اگر روح انسان خوب باشد عمل خوب انجام می دهد، همچنین عمل اگر خوب شد روح را خوبتر می کند و همین طور اگر روح انسان فاسد بود منشأ عمل بد می شود، عمل بد هم به نوبه خودش باز روح انسان را فاسدتر می کند.

به نام خدا و با سلام
یه راه حل که اگر چه فی نفسه شاید لذت گناه رو از بین نبره ولی برای بنده مثمر ثمر بوده اینه که هر وقت خواستم گناهی کنم گفتم نمیتونم یه ساعت اینو به تعویق بندازم، یا برای 24 ساعت یا دفعه بعد. خود این اگرچه بنظر هر بار داری قول گناه رو برای دفعه بعد میدی ولی با این به تعویق انداختن ها بخودت فرصت میدی تا بخودت بیای یا فرصتش تموم بشه و اون دفعه رو قسر در بری و هم اینکه بواسطه فاصله ای که اینکار بین خود شخص و گناه بوجود میاره عطش انجام گناه رو در شخص کم کنه طوری که در طولانی مدت میبینه اون عطش و علاقه اولیه که در حتی لذت گناه داشته دیگه نداره

البته این روش بیشتر برای کسی بکار میاد واقعا نخواد گناه کنه ولی نمیتونه چجور جلوشو بگیره وگرنه کسی که مشتاق به گناه باشه و بقول معروف افسارش از دستش در رفته باشه نتیجه عکس هم میده چون منتظره کی این 1 ساعت یا 24 ساعت تموم میشه و توی این مدت هم با ولع بیشتر انجام گناه رو توی ذهنش تجسم میکنه کار رو خراب تر هم میکنه که این به این بر میگرده که لذت انجام گناه یک حالت بیمار گونه داره که شخص درش گرفتاره

سلام
از اهل دلی شنیدم که می گفت با توبه رحمت خدا وندی شامل حالت شده و عقاب برداشته می شود.
لیک اثر لذت گناه که در وجودت باقی است را باید چاره کرد.
ایشان می گفت البته روزه و انجام بعض عبادات مفیدست،ولی آنچه که در عالم واقع نفس را به تمامه پاک می کند!گریه بر ابا عبدالله الحسین است.خدا می داند خدا بر این اشک چه ها نهاده...

[="3"]یا ستار..

با سلام..

به نظر می رسد که اثر لذت گناه به دو صورت در انسان به تنفر تبدیل می شود...

یکی اینکه اثر وضعی ان در انسان نمود کند ،و صدمه جبران ناپذیری به بدن انسان وارد نماید،مانند خوردن مشروب و گرفتن سرطان کبد ،و یا زنا ومتاثر ان که ممکن است به بیماری ایدز و بیماری لاعلاجی منجر گردد،که البته وقتی انسان وقتی کار از کار بگذرد و نتیجه این عمل را که همان کوتاهی عمر و مرگ می باشد را در چند قدمی خود ببیند خود به خود نسبت به عمل مربوطه تنفر پیدا می کند....

مورد دیگر اینکه انسان زودتر از موعود به خود اید و عمل مربوطه را با بزرگی کسی که در حکومت او دست به چنین عملی زده است را مقایسه نماید و البته این بدست نمی اید مگر با تفکر و خودخوری در مقابل ان عمل هر چه انسان به بدی عمل خود بیشتر فکر کند تاثیر ترک لذت بیشتر می شود ،هر چند اثرات وضعی ضعیفتری وبال گردن او می شود این اثرات مع الفارق است و البته اثرات مربوطه نیز او را در تنفر از عمل یاری می دهد ....به نظر تفکر در مورد توجه کمتر حضرت حق به او و همچنین به شناعت عمل و تکرر ان باعث زائل شدن لذت گناه می گردد ...

[/]

یکی از راه هایی که در از بین بردن گناه واثر آن در بعد معنوی تأثیر بسزایی دارد،سجده‌ی فراوان است .

شخصی نزد پیامبر اسلام آمد و عرض كرد گناهانم زیاد شده است حضرت فرمودند: «زیاد سجده كن زیرا سجده فراوان، مانند باد كه برگ‌ها را روی زمین می ریزد گناهان را از بین می‌برد.»

امالی صدوق 404 / 11.

سینا;127879 نوشت:
یکی از راه هایی که در از بین بردن گناه واثر آن در بعد معنوی تأثیر بسزایی دارد،سجده‌ی فراوان است .

شخصی نزد پیامبر اسلام آمد و عرض كرد گناهانم زیاد شده است حضرت فرمودند: «زیاد سجده كن زیرا سجده فراوان، مانند باد كه برگ‌ها را روی زمین می ریزد گناهان را از بین می‌برد.»

امالی صدوق 404 / 11.

وضو
سینای گرامی چقدر به جا و زیبا فرمودند و بنده هم اضافه می کنم: وضو دل را صاف می کند و قلب را جلا می دهد و نیت را مخلص می نماید و مقام را رفیع.
کاش فرصتی بود از اثرات سجده بر دل بنده مومن خدا می گفتیم.
اگر در آداب اسلامی سیر و مطالعه ای کنید متوجه می شوید سجده جزء لاینفک آداب ظاهری بندگی ظاهری خداست.
سجده بر هر درد بی درمان و گناه بزرگ، دوا و درمان است.

انّ الصّلوه تنهي عن الفحشاء و المنكر

بهترين راه مبارزه با همه بديها و منكرات “نماز"است.

ابو عثمان مى گويد : من با سلمان فارسى زير درختى نشسته بودم ، او شاخه خشكى را گرفت و تكان داد تا تمام برگهايش فرو رفت ، سپس رو به من كرد و گفت سئوال نكردى چرا اين كار را كردم . گفتم : بگو ببينم منظورت چه بود ؟ گفت : اين همان كارى بود كه پيامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) انجام داد هنگامى كه خدمتش زير درختى نشسته بودم ، سپس پيامبر اين سؤال را از من كرد و گفت سلمان نمى پرسى چرا چنين كردم ؟ من عرض كردم بفرمائيد چرا ؟ فرمود : «ان المسلم اذا توضا فاحسن الوضوء ثم صلى الصلوات الخمس تحاتت خطاياه كما تحات هذا الورق ثم قرء هذه الاية و اقم الصلوة ... »

هنگامى كه مسلمان وضو بگيرد و خوب وضو بگيرد ، سپس نمازهاى پنجگانه را بجا آورد ، گناهان او فرو مى ريزد ، همان گونه كه برگهاى اين شاخه فرو ريخت ، سپس آيه وَ أَقِمِ الصلَوةَ طرَفىِ النهَارِ وَ زُلَفاً مِّنَ الَّيْلِ إِنَّ الحْسنَتِ يُذْهِبنَ السيِّئَاتِ ذَلِك ذِكْرَى لِلذَّكِرِينَ(هود،114) را تلاوت فرمود ”

سلام
بله!
دائم الوضوء بودن اهتمام به نماز و سجده طولاني...احسن
بنده هم روزه گرفتن و رعايت اعتدال در اكل و شرب رو مجرب ديدم!

صلوات بر محمد و آل محمد

امام رضا(ع) می فرماید: "من لم یقدر علی ما یكفّر به ذنوبه فلیكثر من الصلوة علی محمّد و آله فانّها تهدم الذّنوب هدما؛

كسی كه توانایی بر چیزی كه موجب محو و آمرزش گناهان او شود ندارد، پس بسیار بر محمّد و آلش صلوات بفرستد، چرا كه صلوات، گناهان را نابود و ریشه كن می‏كند".


سفینه البحار، ج 2، ص 50، به نقل از شرح و فضایل صلوات اثر احمد بن محمد الحسین اردكانی، ص 24.

خلاصه ای تا بدینجا

(1)

(2)

راه‌های جبران گناهان


چنانچه در آیات قرآن و روایات معصومین(علیهم السلام) آمده است هر چند انسان گناه زیادی انجام داده باشد، باب بازگشت به خدا و از بین بردن گناهان همیشه باز است چرا که خداوند در قرآن با بیانی مهربانانه می‌فرماید:
«یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی‌ أَنفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِن رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً»1؛ «ای بندگان من که بر خود اسراف کرده‌اید از رحمت خداوند نامید نشوید که خدا همه‌ی گناهان را می‌آمرزد زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.»
پس باید دانست که رحمت الهی بسی بیشتر از گناهان ما و گناهان همه‌ی مخلوقات است، و جایی برای ناامید شدن ما نیست؛ و باز خداوند برای بخشیدن ما راه‌هایی را قرار داده که برخی از آن‌ها را بر می شماریم:

در حدیث قدسی آمده «اگر انان که به من پشت کردند بدانند که من چقدر منتظر انان هستم و به توبه و بازگشت انان مشتاقم, از شوق دیدارم قالب تهی کرده و از شدت محبتم بند بند انان می‌گسست»

1. توبه:

یکی از راه‌های خلاص شدن از گناهان توبه است. راهی که قرآن به ما آموزش می‌دهد آنجا که می‌فرماید: «تُوبُوا إِلَی‌ اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً» 2؛ «به سوی خدا توبه کنید توبه‌ای خالص»
توبه آنچنان که در روایات معنا شده است یعنی پشیمانی قلبی و واقعی از کارهایی که انجام داده‌ایم. و لازمه‌ی این پشیمانی، تصمیم بر ترک آن عمل زشت می‌باشد . پس توبه یعنی پشیمان بودن از گناه و تصمیم بر ترک گناه. چنانچه انسان به این حالت برسد اصطلاحاً توبه نموده است.
در حدیث قدسی آمده «اگر آنان که به من پشت کردند بدانند که من چقدر منتظر آنان هستم و به توبه و بازگشت انان مشتاقم,از شوق دیدارم قالب تهی کرده و از شدت محبتم بند بند انان می‌گسست»
ارکان توبه را می‌توان در چهار چیز خلاصه کرد:
1. ندامت
2. تصمیم بر ترک در آینده
3. جبران گذشته
4. استغفار و طلب بخشش و مغفرت از خداوند.
پس توبه تنها استغفار یا پشیمانی از گذشته و حتی تصمیم به ترک در آینده نیست، بلکه علاوه بر همه این‌ها باید شخص گنه‌کار در مقام جبران برآید و فسادی را که مرتکب شده جبران نماید. این صحیح نیست که مثلاً در جلوی دیگران فردی را به دروغ و حیله متهم کنیم و بعد در خانه خلوت استغفار نماید. پس باید حقوقی از خداوند مثل نماز و روزه و عبادات و تکالیفی را که ضایع و ترک کرده و نیز حقوقی از مردم را که تباه ساخته جبران نماید و آن‌ها را تدارک کند و حقوق مردم را به آن‌ها برگرداند و در صورت امکان و دسترسی از آن‌ها رضایت و حلالیت بطلبد.

«توبه» کمیت و کیفیتی دارد


کمیت توبه آن است که قرآن کریم به همه مؤمنان دستور آن را می‌دهد: «توبوا الی الله جمیعاً ایّها المؤمنون»و کیفیتش هم عبارت از «نَصوح»؛ یعنی، خالص بودن است که در این زمینه قرآن می‌فرماید: «یا ایّها الذین آمنوا توبوا الی الله توبةً نصوحاً»
اگر توبه همه جانبه صورت گرفت و انسان از همه گناهان و خلاف‌ها توبه کند و خالص شود، آن گاه لغزش‌های گذشته بخشوده می‌شود و انسان توبه‌ کننده به منزله بی‌ گناه است. پیامبر اکرم فرمود: «التائب من الذّنب کَمن لاذَنب له» (مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 6، ص‌21.)

ادامه دارد....

گناه شناسی


(با ما همراه شوید):


1- گناه و اقسام آن.
2- زمينه‏هاى پيدايش گناه.
3- توجيه گناه.
4- شناخت مرزهاى گناه.
5- كنترل گناه.
6- برخورد با گنهكار.
7- آثار و پى ‏آمدهاى گناه.
8- توبه و پاكسازى.



دو باغ را كنار هم در نظر بگيريد كه از نظر آب و هوا و نوع گياهان و درختان يكسانند. باغبان يكى از آنها به آفات و آسيب‏ هايى كه باغ را تهديد مى‏ كند توجه دارد، قهراً آن باغ از طراوت و شادابى و ميوه و گل و شكوفه برخوردار است، ولى باغبان ديگر به آفات و آسيب‏ ها يا توّجه ندارد و يا بى‏ خبر است، در نتيجه باغى پژمرده و ميوه‏ هايى كرم خورده خواهد داشت.

انسان نيز چنين است، كه اگر توجه به آفات روحى و جسمى خود نكند، عنصرى وازده و خطرناك خواهد شد، ولى اگر با توجه و دقت مراقب خود باشد، فردى وارسته و شايسته خواهد گرديد.

آفات و آسيب‏ ها در مورد انسان، همان عيوب و گناهان است كه تمام انبيا و كتاب‏هاى آسمانى، بشر را از آلودگى به آن، بر حذر داشته‏ اند، و با هشدارها و تاكيدات خود انسان‏ها را به پاكى و اجتناب از گناه، دعوت نموده ‏اند.

معناى گناه‏


گناه به معنى خلاف است و دراسلام هر كارى كه برخلاف فرمان خداوند باشد، گناه محسوب مى ‏شود.

گناه هر چند كوچك باشد چون نافرمانى خداست، بزرگ است.

رسول اكرم صلى الله عليه و آله در سخنى به ابوذر فرمودند:


«لاتنظر الى صغر الخطيئة و لكن انظر الى من عصيته» «1»


«كوچكى گناه را ننگر، بلكه بنگر چه كسى را نافرمانى مى ‏كنى!.»


واژه‏هاى گناه در قرآن‏

در زبان قرآن و پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام با واژه ‏هاى مختلف، از گناه ياد شده است، كه هر كدام گويى از بخشى از آثار شوم گناه پرده بر مى ‏دارد و بيانگر گوناگون بودن گناه است.

واژه‏ هايى كه در قرآن در مورد گناه آمده، عبارتند از:


1- ذنب
2- معصيت
3- اثم
4- سيئه
5- جرم
6- حرام
7- خطيئه‏

8- فسق
9- فساد
10- فجور
11- منكر
12- فاحشه
13- خبث
14- شر

15- لمم
16- وزر و ثقل
17- حنث‏

______________________________
(1). مجموعه ورام، ج 2 ص 53

ادامه پست قبلی

1-
ذنب، به معنى دنباله است، چون هر عمل خلافى يك نوع پى ‏آمد و دنباله به عنوان مجازات اخروى يا دنيوى دارد؛ اين واژه، در قرآن 35 بار آمده است.

2- معصيت، به معنى سرپيچى و خروج از فرمان خدا و بيانگر آن است كه انسان از مرز بندگى خدا بيرون رفته است؛ اين واژه در قرآن 33 بار آمده است.

3- اثم‏، به معناى سستى و كندى و واماندن و محروم شدن از پاداش‏ ها است زيرا در حقيقت گنهكار يك فرد وامانده است و مبادا خود را زرنگ پندارد؛ اين واژه در قرآن 48 بار آمده است.

4- سيئه، به معنى كار قبيح و زشت است كه موجب اندوه و نكبت گردد، در برابر «حسنه‏» كه به معنى سعادت و خوشبختى است؛ اين واژه 165 بار در قرآن آمده است.

كلمه «سوء» از همين واژه گرفته شده كه 44 بار در قرآن آمده‏ است.

5- جُرم، در اصل به معنى جدا شدن ميوه از درخت و يا به معنى پست است، جريمه و جرايم از همين ماده مى‏ باشد، جرم عملى است كه انسان را از حقيقت، سعادت، تكامل و هدف جدا مى‏ سازد؛ اين واژه 61 بار در قرآن آمده است.

6- حرام، به معنى ممنوع است، چنانكه لباس احرام لباسى است كه انسان در حج و عمره مى‏ پوشد و از يكسرى كارها ممنوع مى‏ شود. و ماه حرام ماهى است كه جنگ در آن ممنوع مى ‏باشد و مسجد الحرام يعنى مسجدى كه داراى حرمت و احترام خاصى بوده، و ورود مشركين به آن ممنوع است؛ اين واژه حدود 75 بار در قرآن آمده است.

7- خطيئه، غالباً به معنى گناه غير عمدى است. و گاهى در معنى گناه‏

بزرگ نيز استعمال شده است، چنانكه آيه 81 سوره بقره و 37 سوره الحاقه بر اين مطلب گواه مى ‏باشد.

اين واژه در اصل حالتى است كه براى انسان بر اثر گناه پديدمى آيد و او را از طريق نجات، قطع مى‏ كند، و راه نفوذ انوار هدايت به قلب انسان را مى ‏بندد. اين واژه 22 بار در قرآن آمده است.

دنباله ...

8- فسق، در اصل به معنى خروج هسته خرما از پوست خود مى‏باشد، و بيانگر خروج گنهكار از مدار اطاعت و بندگى خدا است كه او با گناه خود حريم و حصار فرمان الهى را شكسته و در نتيجه بدون قلعه و حفاظ مانده است؛ اين واژه 53 بار در قرآن آمده است.

9- فساد، به معنى خروج از حدّ اعتدال است كه نتيجه اش تباهى و به هدر رفتن استعدادها است؛ اين واژه 50 بار در قرآن آمده است.

10- فجور، به معنى دريدگى و پاره شدن پرده‏ى حيا و آبرو و دين است كه باعث رسوايى مى‏گردد؛ و 6 بار در قرآن آمده است. «2»

11- منكر، در اصل از انكار به معنى نا آشنا است، چرا كه گناه با فطرت و عقل سالم، هماهنگ و مانوس نيست، و عقل و فطرت سالم، آن را زشت و بيگانه مى‏شمرد؛ اين كلمه 16 بار در قرآن آمده و بيشتر در عنوان نهى از منكر، طرح شده است.

12- فاحشه، به سخن و كارى كه در زشتى آن ترديدى نيست، فاحشه گويند. در مواردى به معنى كار بسيار زشت و ننگين و نفرت‏آور به كار مى‏رود؛ اين واژه 24 بار در قرآن آمده است.

13- خبث، به هر امر زشت و ناپسند، خبيث گويند در مقابل «طيّب‏» به‏ معناى پاك و دل‏پسند. اين واژه در 16 مورد از قرآن بكار رفته است.

______________________________
(1). الميزان، ج 1 ص 218

(2). مفردات راغب، ص 373

ما بقی ...
14-
شرّ، به معنى هر زشتى است كه نوع مردم از آن نفرت دارند، و بر عكس، واژه‏ى «خير» به معنى كارى است كه نوع مردم آن را دوست دارند، اين واژه غالباً درمورد بلاها و گرفتارى‏ ها استعمال مى‏ شود، ولى گاهى نيز در مورد گناه به كار مى‏ رود، چنانكه در آيه 8 سوره زلزال به معنى گناه به كار رفته است.

15- لمم‏، (بر وزن قلم) به معنى نزديك شدن به گناه وبه معنى اشياى اندك است و در گناهان صغيره بكار مى‏ رود. و در قرآن يكبار آمده است.

16- وزر، به معنى سنگينى است، و بيشتر در مورد حمل گناه ديگران به كار مى‏ رود، «وزير» كسى است كه كار سنگينى از حكومت را به دوش خواهد كشيد، اين واژه در قرآن 26 بار آمده است.

گاهى در قرآن واژه «ثقل‏» نيز كه به معنى سنگينى است در مورد گناه به كار رفته است، چنانچه آيه 13 سوره عنكبوت به اين مطلب دلالت دارد.

17- حنث، (بر وزن جنس) در اصل به معنى تمايل به باطل و بازخواست آمده است و بيشتر در مورد گناه پيمان شكنى و تخلف، بعد از تعهد، آمده است. اين واژه دوبار در قرآن آمده است.

اين واژه‏ هاى هفده گانه هر كدام بيانگر بخشى از آثار شوم گناه و حاكى از گوناگونى گناه مى‏ باشند، و هر يك با پيام مخصوص و هشدار ويژه‏اى، انسان‏ها را از ارتكاب گناه برحذر مى‏ دارند.

راه ديگر براى شناخت گناه‏

در قرآن هيجده گروه بخاطر گناهان مختلف، مورد لعن قرار گرفته اند؛

«لعن‏» در اصل به معنى طرد و دور ساختن از رحمت، آميخته با خشم و غضب است، با اينكه رحمت خداوند شامل همه چيز مى‏ شود؛

«وَ رَحمَتى وَسعَت كُلّ شَيى» «1»

«و رحمت من بر هر چيزى گسترده است.»

ولى انسان بخاطر سوء انتخاب خود به جايى مى‏ رسد كه همچون توپ دربسته در اقيانوس رحمت الهى قرار دارد اما ذره‏اى آب رحمت را به درون نمى‏ پذيرد.


لعنت شدگان در قرآن‏

كافران و مشركان، يهوديان لجوج، مرتدان، قانون شكنان حيله‏ گر، پيمان شكنان، كتمان كنندگان حق، سردمداران كفر بخاطر فساد در زمين، منافقان چند چهره، آزار دهندگان به رسول خدا (صلى الله عليه و آله) ظالمان، قاتلان، ابليس، تهمت‏ زنندگان به بانوان پاك دامن، مخالفان رهبران راستين، شايعه سازان دروغ پرداز، ناپاك‏دلان و دروغ گويان.


لعنت شدگان در روايات‏

كسى كه بر كتاب آسمانى دست برده و مطلبى اضافه كند.

[=tahoma][=&quot]كسى كه مقدرات الهى را نپذيرد.
ادامه دار...

[/]
[/]

[=tahoma][=&quot]______________________________
[/]
[=&quot](1). اعراف/ 152[/]

[/]

ادامه...

كسى كه به خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله بى احترامى كند.

كسى كه سهم رزمندگان را به خود اختصاص دهد. «1»

كسى كه مردم را به كار خير دعوت مى‏ كند ولى خودش تارك آن است، يا ديگران را از گناه و عذاب باز مى‏ دارد، ولى خود مرتكب آن مى ‏شود. «2»


لشكر عقل و جهل‏

براى شناخت بيشتر گناهان، حديث معروفى كه در آن، لشكر عقل و جهل شمرده شده راهنماى بسيار خوبى است كه مارا در اين راستا كمك خواهد كرد. «3»

در آغاز حديث، سماعةبن مهران مى‏ گويد: جمعى در محضر امام صادق عليه السلام بودند، سخن از عقل و جهل به ميان آمد.
امام صادق عليه السلام فرمود: عقل و لشكرش و همچنين جهل و لشكرش را بشناسيد تا هدايت گرديد.


سماعه مى ‏گويد: امام صادق عليه السلام نخست عقل و جهل را تعريف كرد سپس 75 خصلت را به عنوان لشكر عقل شمرد و 75 خصلت ديگر را به عنوان لشگر جهل برشمرد. (كه براى رعايت اختصار از ذكر آنها خود دارى شد) و در پايان فرمود: پيامبران و اوصياى او و هر مؤمن حقيقى مجهز به لشكر عقل هستند.

______________________________
(1). كافى، ج 2 ص 293، وسائل الشيعه، ج 11 ص 271

(2). نهج البلاغه، خطبه 129

(3). اين حديث به طور كامل در كافى، ج 1 ص 21- 23 آمده است‏.

عرفان;187890 نوشت:
براى شناخت بيشتر گناهان، حديث معروفى كه در آن، لشكر عقل و جهل شمرده شده راهنماى بسيار خوبى است كه مارا در اين راستا كمك خواهد كرد. «3» در آغاز حديث، سماعةبن مهران مى‏گويد: جمعى در محضر امام صادق عليه السلام بودند، سخن از عقل و جهل به ميان آمد. امام صادق عليه السلام فرمود: عقل و لشكرش و همچنين جهل و لشكرش را بشناسيد تا هدايت گرديد. سماعه مى‏گويد: امام صادق عليه السلام نخست عقل و جهل را تعريف كرد سپس 75 خصلت را به عنوان لشكر عقل شمرد و 75 خصلت ديگر را به عنوان لشگر جهل برشمرد. (كه براى رعايت اختصار از ذكر آنها خوددارى شد) و در پايان فرمود: پيامبران و اوصياى او و هر مؤمن حقيقى مجهز به لشكر عقل هستند.

با سلام و تشکر از شما استاد عرفان عزیز

http://www.askdin.com/thread4317.html

سینا;113735 نوشت:
در اينجا مى توان فهميد آنكه گناه نكرده چه مقدار در راه تكامل جلو رفته و گناهكار به چه اندازه صدمه ديده است. يكى از بزرگان در اين باره مثال زيبايى دارد. وقتى يك قورى چينى زيبا شكسته شد، مى توان آن را بند زد و دوباره از آن استفاده كرد; امّا آيا ارزش اوّليه خود را دارد؟ گناهكار نيز بعد از توبه چنين است

جسارتا من مخالفم.حدیثی از معصوم هست که می گوید:توبه کرده واقعی مثل کسی است که گناه نکرده.اگر این فرمایش شما درست باشد باعث نا امیدی توبه کاران وسوق دادن آنها به سمت کفر است!

عرفان;32844 نوشت:
‎براي از بين رفتن لذت گناه چه بايد كرد و چه رياضتهايي به نفس بايد داد؟

هر چه بیشتر از گناه پرهیز کنیم (حتی به زور) زشتی گناه بیشتر محسوس می شود.از یک عارف پرسیدند:
اینکه می گویی امامان گناه نمی کنند درست.اما اینکه فکر گناه را هم نمی کنند امکان ندارد.
جواب داد:تا حالا شده فکر کنی بروم امروز مدفوع بخورم؟!!!

رحمت بیکران;187961 نوشت:
با سلام و تشکر از شما استاد عرفان عزیز

http://www.askdin.com/thread4317.html


علیکم السلام به رحمت بیکران الهی
برای اینکه به پاسخ علمی و کامل برسید توصیه دارم اول به این لینک ها مراجعه کنید:

1-
http://www.askdin.com/thread4317.html
2-
http://lailatolgadr.net/kotob-ensan-sazi/hadis-jonod-agl-va-jahl.html
3-
کتاب شناسی
http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource/34850/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%AD%D8%AF%D9%8A%D8%AB-%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%AF-%D8%B9%D9%82%D9%84-%D9%88-%D8%AC%D9%87%D9%84/

اقسام گناه‏



علماى اسلام از قديم گناهان را بر دو گونه تقسيم نموده‏ اند:


1- گناهان كبيره (بزرگ).
2- گناهان صغيره (كوچك).


اين تقسيم بندى از قرآن و روايات سرچشمه گرفته است؛

در قرآن چنين مى‏خوانيم:

«ان تجتنبوا كبائر ماتنهون عنه نكفر عنكم سيئاتكم و ندخلكم مدخلا كريماً» «1»

«اگر از گناهان كبيره‏اى كه از آن نهى شده‏ايد، اجتناب كنيد، گناهان كوچك شما را مى‏پوشانيم وشما را در جايگاه خوبى وارد مى‏سازيم.»

و در جاى ديگر آمده است:

«و وضعَ الكِتاب فَترىَ الُمجرمينَ مُشفِقينَ ممّا فيهِ و يقُولونَ يا ويلتنا ما لِهذا الكِتاب لايُغادِر صغيرة وَلا كَبيرةً الا احصاها» «2»

«و كتاب (نامه اعمال) در آنجا گذارده شود، گنهكاران را مى‏بينى كه از آنچه در آن است، ترسان و هراسناكند، و مى‏گويند: اى واى بر ما، اين‏
ادامه دارد...

______________________________
(1). نساء/ 31

(2). كهف/ 49

جوادی;187965 نوشت:
جسارتا من مخالفم.حدیثی از معصوم هست که می گوید:توبه کرده واقعی مثل کسی است که گناه نکرده.اگر این فرمایش شما درست باشد باعث نا امیدی توبه کاران وسوق دادن آنها به سمت کفر است!

سلام وعرض ادب

در پستهای 7 و8 و9 همین تاپیک ، همین سوال توسط یکی از کاربران پرسیده شده وپاسخ داده شده.لطفا به اون پستها مراجعه کنید.

سینا;188340 نوشت:
سلام وعرض ادب در پستهای 7 و8 و9 همین تاپیک ، همین سوال توسط یکی از کاربران پرسیده شده وپاسخ داده شده.لطفا به اون پستها مراجعه کنید.
سینا;188340 نوشت:

ببخشید کامل نخونده بودم.اما بهتر بود اون جمله را اصلا نمی فرمودید.یا حداقل یک جور دیگر می گفتید.تا از ایجاد سوء برداشت جلوگیری بشه.

دنباله ...

چه كتابى است كه هيچ عمل كوچك و بزرگى نيست، مگر اينكه آن را شماره كرده است؟


و در آيه‏ اى ديگر مى‏ خوانيم:

«الّذين يَجتَنبون كبائِرَ الاثم و الفَواحش الا اللَمَم انّ ربّك واسعُ المَغفرة ...» «1»

« (نيكوكاران) كسانى هستند كه از گناهان بزرگ و زشتى ها، جز گناهان كوچك پرهيز مى‏ كنند، بى ‏گمان آمرزش پروردگارت وسيع است.»

و درباره‏ ى بهشتيان مى‏ خوانيم:

«و الَّذينَ يَجتَنِبُون كبائِر الاثمِ و الْفَواحِش»«2»

« (مواهب آخرت، جاودانه است براى) آنانكه از گناهان بزرگ و كارهاى زشت پرهيز مى ‏كنند.»

و درباره‏ ى مغفرت الهى مى‏ خوانيم:

«انّ اللهّ لايَغفر ان يُشركَ به و يَغفِر ما دونَ ذلك لِمن يشآء و من يُشرك بِاللّه فَقد افتَرى‏ اثماً عَظيماً» «3»

«خداوند (هرگز) شرك را نمى‏بخشد و پايين‏ تر از آن را براى هركس بخواهد (و شايستگى داشته باشد) مى‏ بخشد و آن كس كه براى خدا شريكى قايل گردد، گناه بزرگى انجام داده است.»

از اين آيات به روشنى استفاده مى‏ شود، كه گناهان، دو گونه ‏اند: كبيره و صغيره و همچنين استفاده مى‏ شود بعضى از گناهان، بدون توبه حقيقى بخشودنى نيست، ولى بعضى از آنها بخشودنى است.

______________________________
(1). نجم/ 32

(2). شورى/ 37

(3). نساء/ 48

تقسيم بندى گناهان در روايات‏



روايات متعددى از ائمّه عليهم السلام به ما رسيده كه بيانگر تقسيم گناهان به كبيره و صغيره است، ودر كتاب اصول كافى يك باب تحت عنوان «باب الكبائر» به اين موضوع اختصاص يافته كه داراى 24 حديث است.

در روايت اوّل و دوّم اين باب، تصريح شده كه گناهان كبيره، گناهانى را گويند كه خداوند، دوزخ و آتش جهنم را بر آنها مقرر نموده است. «1»

در بعضى از اين روايات (روايت سوم و هشتم)، هفت گناه به عنوان گناه كبيره، و در برخى از روايات (روايت 24) نوزده گناه به عنوان گناهان كبيره، شمرده شده است. «2»

گرچه هر گناه، چون مخالفت فرمان خداى بزرگ است، سنگين و بزرگ مى‏باشد، ولى اين موضوع منافات ندارد كه بعضى از گناهان نسبت به خود و آثارى كه دارد، بزرگتر از برخى ديگر باشد، و به گناهان بزرگ و كوچك تقسيم گردد.

گناهان كبيره در كلام امام صادق عليه السلام‏

«عمروبن عبيد» يكى از علماى اسلام، به حضور امام صادق عليه السلام آمد، سلام كرد و سپس اين آيه را خواند:

«الذينّ يجتنبون كبائر الاثم و الفواحش» «3»

«نيكوكاران كسانى هستند كه از گناهان بزرگ، و زشتى‏پرهيز مى ‏كنند.»

______________________________
(1). الكبائر التى اوجب اللّه عليها النار. كافى، ج 2 ص 276

(2). كافى چاپ آخوندى، ج 2 ص 285، وسائل الشيعه، ج 11 ص 276

(3). نجم/ 32

سپس سكوت كرد و دنبال آيه را نخواند؛

امام صادق عليه السلام به او فرمودند: «چرا سكوت كردى؟!»

او گفت: «دوست دارم، گناهان كبيره را از كتاب خداوند بدانم.»

آنگاه امام صادق عليه السلام گناهان كبيره‏اى را كه در قرآن آمده بيان نمودند:


1- بزرگترين گناهان كبيره، شرك به خداست؛
قرآن مى ‏فرمايد:

«وَ من يُشرك بِالله فَقد حَرّم الله عَلَيهِ الجنّة» «1»

«كسيكه براى خدا، شريك قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام مى ‏كند.»


2- نااميدى از رحمت خدا؛

«انّه لايَيأس مِن روحِ الله الا القَوم الكافِرون» «2»

«هيچكس جز كافران از رحمت خدا، نوميد نگردد.»


3- ايمنى از مكر (عذاب و مهلت) خدا؛

«فلا يامن من مكر اللهّ الا القوم الخاسرون» «3»

«از مكر خدا ايمن نشود، مگر مردم زيانكار.»


4- عقوق (و آزار) والدين؛ چنانكه قرآن از زبان عيسى عليه السلام مى ‏فرمايد:

«و برّاً بِوالدَتى و لَم يَجعَلنى جَبّاراً شقيّاً» «4»

«خدا دستور داده كه به مادرم نيكى كنم و مرا زورگوى تيره بخت قرار نداده است.»


5- كشتن انسانِ بى ‏گناه؛

«و مَن يَقتُل مؤمِناً مُتعَمّداً فَجزاؤه جهَنّم خالِداً فيها و غَضبَ اللّه عَليه وَ لَعنَه وَ اعدّ لَه عَذاباً عَظيماً» «5»

[=&quot]«و هر كس فرد با ايمانى را از روى عمد، به قتل برساند مجازات او، دوزخ است كه جاودانه در آن مى ‏ماند، و خداوند بر او غضب مى ‏كند و از رحمتش دور مى ‏سازد و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است.»[/]


______________________________
(1). نساء/ 72

(2). يوسف/ 78

[=tahoma][=&quot]6- نسبت نارواى زنا به زن پاكدامن؛[/][/]

«انّ الّذينَ يَرمُونَ الُمحصِناتِ الغافِلات المُؤمِنات لُعِنُوا فى الدّنيا و الاخرة وَ لَهم عَذاب عَظيم» «1»

«كسانى كه زنان پاكدامن و بى خبر (از هر گونه آلودگى) و با ايمان را متهم مى‏سازند، در دنيا و آخرت، از رحمت الهى بدورند، و عذاب بزرگى در انتظارشان است.»


[=tahoma][=&quot]7- خوردن مال يتيم؛[/][/]

«انّ الّذينَ يَأكلون اموال اليَتامى‏ انماّ ياكلون فى بطونهم ناراً وسيصلون سعيراً» «2»

«همانا كسانى كه اموال يتيمان را مى‏خورند، آنها در شكم‏هاى خود، آتش فرو مى ‏برند و بزودى در آتش سوزان مى ‏سوزند.»


[=tahoma][=&quot]8- فرار از جبهه جهاد؛[/][/]

«وَ مَن يُولّهم يَومئذٍ دُبُره الّا مُتِحرّفاً لِقتال او مُتحيّزاً الى فِئَة بآء بِغَضب مِن اللّه وَ مَأواه جَهنّم و بئس المصير» «3»

«و هر كس در آن هنگام (جنگ) به آنها پشت كند مگر در صورتى كه هدفش، كناره گيرى از ميدان براى حمله مجدد و يا به قصد پيوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد (چنين كسى) گرفتار خشمپروردگار خواهد شد، و جايگاه او جهنم، و چه بد عاقبتى است.»

[=tahoma][=&quot]______________________________
[/]
[=&quot](1). نور/ 23[/]
[/]

[=tahoma][=&quot](2). نساء/ 10[/][/]

[=tahoma][=&quot](3). انفال/ 16[/][/]

9- ربا خوارى؛



«الّذينَ يَاكُلونَ الرِّبا لايَقُومُون الا كَما يَقوم الّذى يَتخبَّطهُ الشّيطان مِن المسّ» «1»



«كسانى كه ربا مى‏ خورند، بر نمى‏ خيزند مگر مانند كسى كه شيطان باتماس خود، او را همچون ديوانه، آشفته حال كرده است.»



10- سحر و جادو؛



«وَ لَقَد عَلمُوا لِمَن اشتَراهُ مالَه فِى الاخِرة مِن خلاق» «2»



«قطعاً دانستند كه هر كس خريدار جادو شود، در آخرت، بى ‏بهره خواهد بود.»



11- زنا؛



«وَ مَن يَفعَل ذلكَ يَلقَ اثاماً يُضاعف لَه العَذاب يَومَ القيامَة وَ يَخلُد فيهِ مُهاناً» «3»



«هر كس كه زنا كند، مجازاتش را خواهد ديد، عذاب چنين كسى در قيامت، مضاعف گردد و با خوارى، هميشه در آن خواهد ماند.»



12- سوگند دروغ براى گناه؛



«الّذينَ يَشتَرونَ بِعَهدِ الله و ايمانِهم ثَمَناً قَليلا اولئِك لا خلاقَ لَهم فِى الاخِرة» «4»



«كسانى كه پيمان خود با خدا و سوگندهاى خود را به بهاى اندك مى ‏فروشند، در آخرت، بى بهره‏اند.»



______________________________
(1). بقره/ 277



(2). بقره/ 102



(3). فرقان/ 68- 69



(4). آل عمران/ 77


13- خيانت در غنايم جنگى؛

«وَ مَن يَغلُل يَاتِ بِما غَلّ يَوم القِيامَة» «1»

«و هر كه در غنيمت جنگى، خيانت كند، روز قيامت با آنچه خيانت كرده بيايد.»


14- نپرداختن زكات واجب؛

«يَومَ يُحمى‏ عَلَيها فى نارِ جَهنَّم فَتُكوى‏ بِها جِباهُهُم و جُنوبهم و ظُهورهم» «2»

«در آن روز (طلاها و نقره‏ها را) در آتش دوزخ داغ و سوزان كرده و با آن صورت‏ها و پهلوها و پشت‏هايشان را داغ مى ‏گذارند.»


15- گواهى به دروغ، كتمان؛

«وَ مَن يَكتُمها فَانّه آثِم قَلبَه» «3»

«و هر كس گواهى دادن را پنهان كند، قلبش گنهكار است.»


16- شرابخوارى،

«يا ايّها الَّذين آمَنوا انّما الخَمر و المَيسر و الانصابُ و الازلام رِجسٌ من عَمل الشَّيطان فَاجتَنبوه لعّلكم تُفلِحون» «4»

«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، شراب و قمار و بت‏ها و تيرهاى قرعه پليدند و از عمل شيطانند. پس از آنها دورى كنيد باشد كه رستگار شويد.»


17- ترك نماز يا واجبات ديگر بطور عمد، زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:

«من ترك الصّلاة متعمّداً فقد بَرى من ذمّة اللّه و ذمّة رسول الله»

[=&quot]«هر كس عمداً نماز را ترك كند از پيمان خدا و رسول خدا بيزارى جسته است.»[/]




______________________________
(1). آل عمران/ 161

(2). توبه/ 35

(3). بقره/ 283

(4). مائده/ 90

18 و 19- پيمان شكنى و قطع رحم، چنانكه خداوند مى ‏فرمايد:


«اولئِك لَهمُ اللَعنَة وَ لَهم سُوء الدّار» «1»


«براى آنانكه (پيمان را مى ‏شكنند و قطع رحم مى‏ كنند) لعنت و خانه بد در آخرت، است.»



امام صادق عليه السلام به اينجا كه رسيد، عمرو بن عبيد در حالى كه از شدت ناراحتى، شيون مى ‏كشيد از محضر آن حضرت خارج شد و مى ‏گفت:

«هلك من قال برأيه و نازعكم فى الفضل و العلم»

«به هلاكت رسيد آنكس كه به رأى، فتوا داد، و در فضل و علم با شما، ستيز كرد.» «2»

______________________________
(1). فرقان/ 25

(2). كافى، ج 2 ص 285- 287، كافى مترجم، ج 3 ص 390- 392

عرفان;32844 نوشت:
‎براي از بين رفتن لذت گناه چه بايد كرد و چه رياضتهايي به نفس بايد داد؟

الزاما نیازی به ریاضت نیست.خود قرآن جواب داده!
ان الحسنات یذهبن السیئات.
حسنات هم فقط عبادت نیست وهر کار نیکی که خدا را خوشحال کند حسنه است.بخصوص اگر نسبت به بندگان خدا باشد خوشحالتر می شود!

ميزان و معيار شناخت گناهان كبيره از صغيره‏



در اينكه معيار در شناخت گناهان كبيره از صغيره چيست، بين علما، گفتگو و اختلاف فراوان شده، كه در مجموع 5 معيار را بيان كرده‏اند:



1- هر گناهى كه خداوند در قرآن، براى آن وعده عذاب داده باشد.



2- هر گناهى كه شارع مقدس، براى آن حد تعيين كرده، مانند شرابخوارى يا زنا و دزدى و مانند آن كه تازيانه و كشتن و سنگسار از حدود آنها است و در قرآن به آن هشدار داده است.



3- هر گناهى كه بيانگر بى اعتنايى به دين است.



4- هر گناهى كه حرمت و بزرگ بودنش با دليل قاطع ثابت شده است.


5- هر گناهى كه در قرآن و سنّت، انجام دهنده آن، شديداً تهديد شده است. «1»

در مورد شماره گناهان كبيره، برخى آن را 7 عدد و برخى 10 و برخى 20 و بعضى 34 و بعضى 40 عدد و بيشتر، ذكر نموده‏اند. بايد توجه داشت كه اين تفاوت از آيات و روايات مختلف، اقتباس و جمع آورى شده و بخاطر آن است كه همه گناهان كبيره نيز يكسان نيستند.
______________________________

[=&quot](1). كافى مترجم، ج 3 ص 392. به نقل از علامه مجلسى كه او اين موارد را از شيخ بهائى نقل نموده است‏.[/]










امروز می خواهیم چند تا ف ی ل ت ر ش ک ن برای شما معرفی کنیم این ف ی ل ت ر ش ک ن ها صد در صد کار می کند و تضمینی و کاملا رجستری شده است و شما می توانید بدون هیچگونه شک و تردیدی استفاده کنید البته همیشه در نظر داشته باشید که این روزها ف ی ل ت رش ک ن های تقلبی و نوظهور زیادی وجود دارد که بسیار مخرب هستند و سیستم شما رو به هم می ریزند و به هدفی هم که دارید نمی رسید و بجای اینکه ف ی ل ت رش ک ن ی بکنند بین انسان و خدایش ف ی ل ت ر درست می کنند.ز این ف ی ل ت ر ش ک ن ها که وارد دنیای انسان ها شده اند می توان به تعصب غیر صحیح، تقلید کور کورانه، پیروی کردن از اکثریت، مد گرایی، پیروی کردن از عادات زشت اجتماعی و غیره اشاره نمود .

وقتی انسان مرتکب گناه می شود به مرور و تکرار گناه ها خودش را از خدا دورتر می کند و کم کم گناهان ف ی ل ت رهایی می شوند که مانع ارتباط انسان با خدای خودش می گردند در این نوشته قصد داریم ف ی ل ت ر ش ک ن هایی رو معرفی کنیم که با استفاده از انها هیچ ف ی ل ت ری نمی تواند مانع شما شود.

1- نماز: بهترین ف ی ل ت ر ش ک ن دنیا که خود خدا هم زیر این ف ی ل ت ر ش ک ن را امضا و مهر کرده خصوصیت مهم این ف ی ل ت ر ش ک ن این است که مانع می شود انسان با گناه کردن ف ی ل ت رهایی رو بین خودش و خداش ایجاد کند ... اگه باور ندارید این آیه رو بخوانید " ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر عنکبوت/44

2- قرآن : لنگه نداره همه کسانی که متخصص هستند از این فیلتر شکن بی بدیل استفاده می کنند و جلوی کلام خدای تبارک و تعالی زانو می زنند برای استفاده از این ف ی ل ت ر ش ک ن آن را بخوانید و بفهمید و به آن عمل کنید.

3- ولایت: این ف ی ل ت ر ش ک ن بسیار قوی عمل می کنه برای استفاده از آن باید علاوه بر اعتقاد و محبت اهل بیت علیهم السلام انسان به سلاح عمل هم مجهز باشد و اطاعت پذیری از ولایت جزء لا ینفک وجودش باشد

التماس دعا.

سپس مى ‏گويند: گناهان كبيره، بسيار است، بعضى از آنها عبارتند از:

1- نا اميدى از رحمت خدا.

2- ايمن شدن از مكر خدا.
3- دروغ بستن به خدا يا رسول خدا صلى الله عليه و آله و يا اوصياى پيامبر عليهم السلام‏

4- كشتن نا بجا.

5- عقوق پدر ومادر.

6- خوردن مال يتيم از روى ظلم.

7- نسبت زنا به زن با عفت.

8- فرار از جبهه جنگ با دشمن.

9- قطع رحم.

10- سحر و جادو.

11- زنا.

12- لواط.

13- دزدى.

14- سوگند دروغ.

15- كتمان گواهى. (در آنجا كه گواهى دادن واجب است)

16- گواهى به دروغ.

17- پيمان شكنى.

18- رفتار بر خلاف وصيّت.

19- شرابخوارى.

20- رباخوارى.

21- خوردن مال حرام.

22- قمار بازى.

23- خوردن مردار و خون.

24- خوردن گوشت خوك.

25- خوردن گوشت حيوانى كه مطابق شرع ذبح نشده است.
26- كم فروشى.

27- تعرّب بعد از هجرت. يعنى انسان به جايى مهاجرت كند كه دينش را از دست مى‏دهد.

28- كمك به ستمگر.

29- تكيه بر ظالم.

30- نگهدارى حقوق ديگران بدون عذر.

31- دروغگويى.

32- تكبر.

33- اسراف و تبذير.

34- خيانت.

35- غيبت.

36- سخن چينى.

37- سر گرمى به امور لهو.

38- سبك شمردن فريضه حج.

39- ترك نماز.

40- ندادن زكات.

41- اصرار بر گناهان صغيره.

اما شرك به خدا و انكار آنچه را كه خداوند دستور داده، و دشمنى با اولياى خدا، از بزرگترين گناهان كبيره مى‏باشد. «1»

همانگونه كه بيان شد طبق فتواى امام خمينى قدس سره گناهان كبيره، بسياراست و آنچه در بالا ذكر شد قسمتى از آنها است، مثلًا توهين به كعبه و قرآن و پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام يا ناسزا گفتن به آنها و بدعت‏گذارى و .... از گناهان كبيره است.
______________________________
(1). تحرير الوسيله، ج 1 ص 274- 275

نماز درست ، اما خیلی هارو دیدم نماز می خونند و بد ترین گناهان رو هم می کنند .

قرآن درسته ف خیلی هارو دیدم که قرآن هم می خونند ولی باز هم گناه می کنند .

ولایت ؟! منظور اصلی رو نفهمیدم ، کمی بیشتر توضیح بدین .

در ضمن استفاده از کلمه فیل*ر ش*ن ، شاید مناسب نباشه ! مگر خداوند چیز بدیه که بیاییم روش فی*تر بگذاریم ؟ ! فیلتر در کشور ایران معنی خوبی دارد (فکر کنم خودتون بدونید به چی اشاره می کنم)

موضوع قفل شده است