جمع بندی اثبات نظام احسن

تب‌های اولیه

61 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

صدیق;985953 نوشت:
اگر خداوند یک نقصی داشته باشد، ذات او متشکل از داشتن یک سری کمالات و نداشتن یک سری کمالات دیگر میشود.
پس ذات حق تعالی، ترکیبی از وجود و عدم میشود.

این مثل این است که بگوییم اگر یک ظرف پر از شیر داشته باشیم و یک ظرف پر از آب ، ظرفی که پز از آب است به خاطر وجود ظرف پر از شیر مرکب میشود !

در واقع توحید احدی را اینجا با توحید واحدی به نظر میاد اشتباه گرفتن ، اگر همراه خداوند صد موجود دیگر هم باشد معنیش این نیست که خداوند دچار ترکیب شده است ، اگر غیر از این است لطفا توضیح دهید .

صدیق;985953 نوشت:
پس ذات حق تعالی، ترکیبی از وجود و عدم میشود.

عدم که وجود ندارد بخواهد ترکیب ایحاد کند !

صدیق;985954 نوشت:
از سویی مبتنی بر این است که داشتن کمالات از سوی خداوند با داشتن کمالات ازجانب غیر او ناسازگار باشد. در حالیکه اینگونه نیست.

خب مگر موجودی وجود دارد که کمالی داشته باشد و آن کمال در دسترس و تحت تسلط خداوند نباشد که بگوییم قسمتی از کمال خداوند محدود شده است ؟

به من بیاموز;985995 نوشت:
خب اگر دو موجود ازلی باشد از کجا میتوان فهمید کدام خداست ؟

سلام
خدا بودن یعنی وجود مستقل و غیر معلول داشتن و ازلی بودن منحصر در خداوند نیست.
مخلوق ازلی را هم خداوند خلق کرده است و ازلی بودن منافاتی با معلول بودنش ندارد.
چنانکه هم زمانی بین علت ومعلول، به معنای بی نیازی از علت نیست.
مثلا وقتی شما کلید را میچرخانید، قفل باز میشود.
در اینجا، چرخاندن دست شما علت است و باز شدن قفل، معلول.
آیا در اینجا چرخاندن از نظر زمانی مقدم بر باز شدن قفل است؟
نیست.

به من بیاموز;986000 نوشت:
این مثل این است که بگوییم اگر یک ظرف پر از شیر داشته باشیم و یک ظرف پر از آب ، ظرفی که پز از آب است به خاطر وجود ظرف پر از شیر مرکب میشود !

منظور از این نوع ترکیب این نیست که مثلا وجود من در عالم خارج، مرکب باشد از وجود من به همراه نفی هزاران و میلیونها وجود.
بلکه در ظرف نفس الامر، وجودی که ناقص است، نقصش به خاطر نداشتن یک سری کمالات وجودی است.
ولی از این نقص، به ترکیب از وجود وعدم(داشتن کمال و نداشتن کمالی دیگر) تعبیر میکنند.

به من بیاموز;986002 نوشت:
خب مگر موجودی وجود دارد که کمالی داشته باشد و آن کمال در دسترس و تحت تسلط خداوند نباشد که بگوییم قسمتی از کمال خداوند محدود شده است ؟

این اشکال به بیان خودتان بر میگیردد که بنده هم همین را به بیانی دیگر گفتم.

صدیق;986246 نوشت:
سلام
خدا بودن یعنی وجود مستقل و غیر معلول داشتن و ازلی بودن منحصر در خداوند نیست.
مخلوق ازلی را هم خداوند خلق کرده است و ازلی بودن منافاتی با معلول بودنش ندارد.
چنانکه هم زمانی بین علت ومعلول، به معنای بی نیازی از علت نیست.
مثلا وقتی شما کلید را میچرخانید، قفل باز میشود.
در اینجا، چرخاندن دست شما علت است و باز شدن قفل، معلول.
آیا در اینجا چرخاندن از نظر زمانی مقدم بر باز شدن قفل است؟
نیست.

اگر خالق مجرداتی که شما میگویید خداوند است ، یعنی زمانی خدایی بود و آن موجودات نبودند ، بنابر این آن موجودات در یک زمان دیگر ایجاد شده اند و ازلی نیستند !

در مورد این مثالی هم که زدید به نظر بنده در این حرکت زمان طی میشود هر چند حرکت به قدری سریع است که انسان قادر به درک آن نیست !

صدیق;986249 نوشت:
منظور از این نوع ترکیب این نیست که مثلا وجود من در عالم خارج، مرکب باشد از وجود من به همراه نفی هزاران و میلیونها وجود.

خب فرض کنید یک نیمه لیوان شیر داریم ، آیا میتوان گفت این شیر ترکیبی از شیر و عدم است ؟ به نظر بنده خیر !

چرا که عدم اصلا وجود ندارد که بخواهد ترکیب ایجاد کند .

خب اینگونه ترکیب که شما میگین چگونه واجب الوجود را نیازمند میکند ؟

صدیق;986250 نوشت:
این اشکال به بیان خودتان بر میگیردد که بنده هم همین را به بیانی دیگر گفتم.

بنده منظورم این بود که اگر خدایی همراه خدا باشد که کمالات او را محدود کند میتوان این استدلال را اشتباه شمرد در حالی که چنین نیست بنا به دلیلی که پایینش نوشتم ، ما هم که کمالات خدا را محدود نکرده ایم چون مخلوق و معلول او هستیم و قدرت و تسلط کمالات ما به دست اوست .

به من بیاموز;986315 نوشت:
اگر خالق مجرداتی که شما میگویید خداوند است ، یعنی زمانی خدایی بود و آن موجودات نبودند ، بنابر این آن موجودات در یک زمان دیگر ایجاد شده اند و ازلی نیستند !

سلام
معیت علت و معلول و وجوب بالقیاس میان آنها اثبات میکند که جدایی زمانی بین علت تامه ومعلولش نه تنها لازم نیست بلکه اصلا شدنی نیست.
البته بایددقت کنید که گفتم علت تامه.
علت تامه هم ترکیبی است از اراده علت فاعلی، وجود تمام مقتضیات و شرایط و فقدان تمام موانع.

نکته بعدی هم در اینجاست که اصولا، بحث از هم زمانی بین دو مجرد یا یک مجرد و یک مادی، بی معناست.
چرا که مجرد در قالب زمان و مکان قرار نمیگیرید.

نکته آخر هم اینکه ما برای اثبات اینکه مخلوق بودن مستلزم انفکاک زمانی بین علت و معلول نیست میتوانیم از خود زمان استفاده کنیم.
به نظر شما، اینکه میگویید زمانی بوده که خدا بوده و هیچ مخلوقی نبوده، خود این زمان، ظرف زمانی است که قبل و بعد خلقت اولین مخلوق، در ان مشترکند یا فرق دارد.
به عبارت دیگه، اگر ما نام زمانی که ابتدای خلقت در بستر آن صورت میگیرد و تاکنون ادامه دارد را a بگذاریم و زمان قبل از آنرا B به نظر شما، آنچه این دو خط (قبل و بعد از خلقت اولین مخلوق) را به هم متصل میکند، همین زمان متعارف و مرسوم است یا سنخ آنها فرق دارد.
اگر بگویید همین زمان است، بر اساس مبانی فلسفی وفیزیکی، زمان بعد چهارم اجسام و مربوط به عالم اجسام است و قابل جدا شدن از آن نیست، پس وقتی ما وجود زمان در لحظه قبل از خلقت اولین مخلوق را قبول کردیم، باید وجود موجودی جسمانی قبل از انرا نیز بپذیریم.
اما اگر از آن سنخ نیست و از سنخی دیگر است مثلا دهر است، در آن صورت بحث کاملا متفاوت میشود و اختلافی بین قائلین و منکرین حدوث زمانی عالم نیست.

به من بیاموز;986317 نوشت:
خب فرض کنید یک نیمه لیوان شیر داریم ، آیا میتوان گفت این شیر ترکیبی از شیر و عدم است ؟ به نظر بنده خیر !

چرا که عدم اصلا وجود ندارد که بخواهد ترکیب ایجاد کند .

خب اینگونه ترکیب که شما میگین چگونه واجب الوجود را نیازمند میکند ؟


درسته که ترکیب خارجی نیست ولی نشانه نقص که هست.
چرا که مثلا 1درجه از وجود را دارد و درجاتی را ندارد.
نقص نیز نیازمندی می آورد.
نیازمندی هم با وجوب وجود ناسازگار است.

موضوع قفل شده است