جمع بندی اثبات عدم تحریف قرآن فقط از طریق برهان عقلی و بدون استفاده از احادیث و محتوای قرآن

تب‌های اولیه

20 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد عمار

با سلام و ادب
در پاسخ به سوال شما به چند مورد اشاره میکنم:
1- بدیهی (1) است کتابی که مرجع اول برای انسانها در تمام ابعاد و شؤون بوده و شریعت بر آن بنا شده، و اسلام در اصول، فروع و در مسائل اعتقادی خود، بر آن مبتنی است، باید از هر گونه احتمال تغییر و تبدیل مبرا باشد; زیرا با متزلزل شدن آن، کلیه معارف وابسته به آن هم متزلزل می گردد; در نتیجه، دین حجیت خود را از دست می دهد و اصولا" پس از قبول خاتمیت پیامبر « صلی الله علیه و آله » و اینکه آیین اسلام آخرین آیین الهی است و رسالت قرآن تا پایان جهان بر قرار خواهد بود، چگونه می توان باور کرد که خدا این یگانه سند اسلام و پیامبر خاتم را پاسداری نکند؟ (2)
سید مرتضی « رحمه الله » اینگونه استدلال می کند: "علم به صحت نقل قرآن درست مانند علم به شهرها، حادثه های بزرگ، وقایع عظیم و کتابهای مشهور است; افزون بر اینکه انگیزه مسلمانان بر حفظ و حراست و نقل قرآن بیشتر از انگیزه آنان در حفظ حوادث بزرگ و کتابهای مشهور است .
" ... قرآن معجزه پیغمبر اکرم « صلی الله علیه و آله » است . لذا علمای مسلمین حداکثر زحمت خود را در حفظ و حراست آن کشیده اند تا آنجا که هر کجا از نظر قرائت اختلاف نظری بوده، در کتابهایشان ضبط و ذکر کرده اند . و از آنجا که علم به ابعاض قرآن (آیات و سور) مانند علم به قرآن است، همانطور که در اصل قرآن شکی نیست، در صحت نقل آیات و سوره هایش هم شکی نمی تواند باشد . بنابر این شما می بینید علما در مورد کتاب سیبویه یا مزنی، آنقدر توجه می کنند که اگر چیزی به آن کتابها ملحق شده، آن را شناسایی و جدا کنند و بدانند که آن مطلب از اصل کتاب نبوده و ملحق گشته است . حال آنکه توجه همین علما به قرآن خیلی بیشتر از توجه آنان به کتاب سیبویه است" . (3)
بنابر این محال است علما در مورد کتابهای دیگر توجه و حساسیت به خرج دهند و به قرآن اعتنایی نکنند و بگذارند تحریف آن را فراگیرد . عجیب آن است که عده ای سلامت احادیث و حفظ و بقای آن را در محدوده زبانها و نوشته ها در کتابها، در مدت هزار و دویست سال، باور دارند ولی حکم به نقص قرآن می دهند!

2- بنابر قاعده لطف، قرآن باید مصون و محفوظ از هرگونه تحریف باشد; چرا که با احتمال ورود هرگونه باطل در آن یا هر گونه تغییر و تبدیل، بندگان با تمسک و عمل به آن، به خداوند نزدیک نمی شوند و این بالطف بودن قرآن منافات دارد .

3- غرض خداوند از نزول قرآن هدایت و رساندن انسانها به صراط مستقیم است و در صورت تحریف در قرآن، انسانها به هدایت و غرض نهایی خلقت دسترسی پیدا نمی کنند . و این نقض غرض مولای حکیم است .

4- خداوند امر به باطل و متابعت از باطل نمی کند و حکمت او ایجاب می کند، مطالب باطل یا غلط بیان ننماید و از آنجا که خداوند امر به تبعیت از قرآن کرده است اگر قایل به تحریف قرآن باشیم بناچار باید قایل به امر کردن خداوند به باطل شویم و این خلاف است .

5- در صورت قبول مساله تحریف، نسبت دادن تمام آیات به خداوند درست نخواهد بود و قرآن از حجیت خواهد افتاد; زیرا حجیت قرآن در صورتی است که بتوان آن را به خداوند نسبت داد .

1. آیة الله معرفت: صیانة القرآن من التحریف، ص 35
2. تفسیر نمونه، ج 11، ذیل آیه 9 سوره حجر
3. آیة الله معرفت: همان منبع، ص 36

سلام عمار گرامی
خیلی از این استدلالها رو میشه در مورد احادیث هم به کار برد. در حالی که می دونیم احادیث جعلی خیلی زیادند.

پس چرا احادیث از تحریف مصون نماندند؟

سلام

بله باید از خارج قرآن مانند روایات وقرائات و شواهد تاریخی ، صیانت قران را ثابت کرد چرا که استناد به تحدی وحفظ ذکر و ...موجب دور میشود !

سعدی شیرازی;822024 نوشت:
خیلی از این استدلالها رو میشه در مورد احادیث هم به کار برد. در حالی که می دونیم احادیث جعلی خیلی زیادند.

با سلام
خیر این قیاس شما اصلا درست نیست.
قرآن یک کتاب الهی و مشخص است که پذیرش یک تحریف در آن کلیت قرآن را زیر سوال می برد ولی روایات ما متعدد و هر یک مجزا مورد بحث و استدالال قرار می گیرد که با جعل یک روایت به دیگر روایات خدشه ای وارد نمی شود.

سلام عمار گرامی
با یکی از روحانیون که صحبت می کردم، می فرمودند حتی مجموعه حدیثهای معتبری مثل اصول کافی هم ممکنه 70 درصد احادیثش صحیح باشه.

حالا یک مجموعه حدیث رو در نظر بگیرید. اگر فرد تصمیم بگیره به تمام این احادیث عمل کنه، به قول شما "با تمسک و عمل به آن، به خداوند نزدیک نمی شود".

اگر هم تصمیم بگیره با شک و تردید به احادیث نگاه کنه، در این صورت به قول شما احادیث از حجیت می افتند.

چرا قاعده لطف اینجا به کار نمیاد؟ احادیث می تونستند در قالب کتابهایی توسط ائمه (ع) ارائه گردند و به همان شیوه محافظت شوند.

سعدی شیرازی;822157 نوشت:
با یکی از روحانیون که صحبت می کردم، می فرمودند حتی مجموعه حدیثهای معتبری مثل اصول کافی هم ممکنه 70 درصد احادیثش صحیح باشه.

حالا یک مجموعه حدیث رو در نظر بگیرید. اگر فرد تصمیم بگیره به تمام این احادیث عمل کنه، به قول شما "با تمسک و عمل به آن، به خداوند نزدیک نمی شود".

اگر هم تصمیم بگیره با شک و تردید به احادیث نگاه کنه، در این صورت به قول شما احادیث از حجیت می افتند.

چرا قاعده لطف اینجا به کار نمیاد؟ احادیث می تونستند در قالب کتابهایی توسط ائمه (ع) ارائه گردند و به همان شیوه محافظت شوند.


با سلام و ادب
این سوال شما خارج از موضوع تاپیک است که عدم تحریف عقلی قرآن می باشد.اما اجمالا عرض میکنم و مفصل خواستید تاپیک جدید ایجاد کنید.

1. مشخص کردن درصد برای احادیث معتبر در کتاب کافی درست نیست و این کتاب به طور کلی مورد تایید هست .

2. سخنان معصومین به طور کلی از تحریف ایمن می باشد.اگر قرار باشد در سخنان ائمه معصومین نیز تحریف در حدی رخ دهد که پیام اصلی دین منحرف شود دیگر امام خاصیت حافظ دین بودن را از دست خواهد داد.لذا مدعی نیستیم در روایات هیچ گونه تغییری رخ نداده لکن این تغییرات در حدی نیست که مسیر دین را به گونه ای عوض کرده باشد که طالبان حقیقت نتوانند راه هدایت را از ظلالت تشخیص دهند .

اما اینکه چرا از ائمه کتاب نیست خود نیاز به تاپیک مجزا دارد. اجالتا این دو لینک رو ببینید:
http://www.pasokhgoo.ir/node/65384
http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa7330

سلام
پس می فرمایید تحریف اگر به حدی باشد که مسیر دین را تغییر ندهد، با استدلالهای عقلی در تضاد نیست.

چه نوع تحریفی مسیر دین را تغییر می دهد و چه نوع تحریفی مسیر را تغییر نمی دهد؟ احادیث زیادی در مورد احکام داریم که در مورد صحتشون شک وجود داره، مثلاً در همین کتاب کافی، یک بخشی اختصاص یافته به "استحباب حبس اجباری زن در خانه (لینک)" که برخی علما در صحت احادیث آن تشکیک کرده اند. آیا منظور این است که تغییر احکام به عنوان "تغیییر مسیر دین" تلقی نمی شود؟

اگه قرآن تحریف شده بود الان می بایست نسخه های مختلف تحریف شده ی اون در بازار وجود داشته باشه (مثل انجیل و تورات که اینجورین) و در حال حاضر میبینیم که در تمام جهان یک قرآن بیشتر نداریم
به هر حال شکی نیست که در ابتدا یک قرآنی نازل شده و اشخاصی بودن مانند علی بن ابیطالب (ع) که از این قرآن محافظت بکنن و شکی نیست افرادی زیادی بودن که نسخه اصلی قرآن اولیه رو داشته باشن، در نتیجه اگه بعدا قرآن تحریف میشد الان به جز اون قرآن اولیه که در دسترس افراد بود، باید نسخه های تحریف شده دیگه ای هم وجود داشت و مثلا دو یا سه یا چهار قرآن داشتیم، اما همین تواتر رو میتونیم دلیل تحریف نشدن قرآن بدونیم (قرآن چه در بین شیعیان و چه سنی و در هر نقطه ای از جهان حتی کشور های غیر مسلمان به همین شکل در دسترسه)

شاید این ر هم به عنوان دلیل دیگه بشه مطرج کرد. اعجاز عددی قرآن که کشف شدن مشخص میکنه که در قرآن قوانین ریاضی زیادی پیاده شده، و با کم یا زیاد شدن قرآن اون قوانین به هم میخورن. و اگه تحریفی در کار بود مثلا کلمه "یوم" کمتر یا بیشتر از 365 بار در قرآن تکرار میشد ، و خیلی اعجاز عددی دیگه ...

سلام
قران مطلقا تحریف نشد چون همیشه یک شخصی که دارای چشمان برزخی بود در این ایین وجود داشت و علم لدنی داشت
مثلا جایی خوندم یک بار قران تحریف شد و جایی از اون دستکاری شد بردن پیش یک عالمی قدرت ماورا الطبیعه داشت گفت بخون ببین کجای این قران غلط هست اون مرد بدون اینکه از قضیه خبر داشته باشه گفت من همه کلمات رو نور می بینم الا خط فلان در صفحه فلان ...اون به رنگ معمولی جوهر هست!

بعد بلافاصله گرفتن عوضش کردن

کهف الحصین;824369 نوشت:
اگه قرآن تحریف شده بود الان می بایست نسخه های مختلف تحریف شده ی اون در بازار وجود داشته باشه (مثل انجیل و تورات که اینجورین) و در حال حاضر میبینیم که در تمام جهان یک قرآن بیشتر نداریم

سلام
مسئله اینه که در صدر اسلام مصحفهای مختلفی وجود داشته که بعد از جمع آوری همه اونها و ارائه یک مصحف واحد، در سرکه جوشانده شدند تا جوهرشون پاک بشه و ریشه اختلاف از میان بره. بررسی این که آیا اون مصحفها با هم تفاوت داشته اند یا نه، فقط از طریق روایات و نقلها ممکنه چون به خودشون دسترسی نداریم.

کهف الحصین;824369 نوشت:
شاید این ر هم به عنوان دلیل دیگه بشه مطرج کرد. اعجاز عددی قرآن که کشف شدن مشخص میکنه که در قرآن قوانین ریاضی زیادی پیاده شده، و با کم یا زیاد شدن قرآن اون قوانین به هم میخورن. و اگه تحریفی در کار بود مثلا کلمه "یوم" کمتر یا بیشتر از 365 بار در قرآن تکرار میشد ، و خیلی اعجاز عددی دیگه ...

تعداد تکرار کلمه یوم 365 تا نیست.

به نقل از پاسخگوی گرامی جناب یاسین:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=417&p=187623&viewfull=1#post187623

نقل قول:
در مورد سوال برادر عزیزمان جناب طیب، باید عرض کنم که تعداد تکرار کلمه «یوم» در قرآن 365 مرتبه نمی باشد. کلمه « یوم» بدون «ال» 277 مرتبه و با «ال» یعنی مجموع کلمات« یوم » و «الیوم» 475 مرتبه می باشد.

سعدی شیرازی;824904 نوشت:
تعداد تکرار کلمه یوم 365 تا نیست.

به نقل از پاسخگوی گرامی جناب یاسین:
http://www.askdin.com/showthread.php...l=1#post187623

با سلام
خب، اینجا ببینید... توی همین لینکی که گذاشتید و ما رو ارجاع میده به پست استاد یاسین دقیقا بعدش به مطلب هست از یکی از کاربران
من میخام اونو دوباره اینجا بزارم

________________________
"
با سلام
مطالب شما دوستان رو خوندم و حرف هیچ کسی را باور نکردم. چون خودم یک برنامه نویس هستم و می دونم اشکالات این تیپ نرم افزار ها در کجاست.

دوباره یک سری به سایت تنزیل بزنید و کلمه روبرو رو توی اون جستجو کنید: یوم
تعداد نتایجی که می آید 590 است اما یک چیزی رو باید دقت کنیم.

موتور جستجوی تنزیل تمامی کلماتی را که در آن از حروف "ی" ، "و" ، "م" به کار رفته را لیست می کند. از آن جمله می توان به کلمات یومنون، یومئذ، قیوم، یومن و ... اشاره کرد.

برای جستجوی دقیق تر باید از لفظ روبرو استفاده کرد: يَوْم

همان طور که مشخص است در این کلمه از فتحه روی "ی" و ساکن روی "و" استفاده شده است.
تعداد نتایج به 448 تا کاهش می یابد.
اما با توجه به آیاتی که لیست می شوند می توانیم بفهمیم که علاوه بر لفظ "يَوْم" لفظ "يَوْمئذ" هم در نتایج آمده است که ما با جستجو کردن این کلمه تعداد آن را 70 تا می یابیم.

با تفریق دو عدد داریم:
کد:
448 - 70 = 378
خب با بررسی دقیق تر نتایج کلمه "يَوْم" موارد اضافی دیگری غیر از "يَوْمئذ" نیز پیدا می کنیم.
این موارد اضافی دیگر عبارتند از:

يَوْمین : که تعداد نتایج آن برابر 3 می باشد.

يَوْمکم : که تعداد نتایج آن برابر 5 می باشد

يَوْمهم : که تعداد نتایج آن برابر 5 می باشد

در مجموع تعداد این ها می شود 13

حال با تفریق 378 و 13 داریم:

کد:
378- 13= 365

خدا را شکر

فکر کنم مشکل برطرف شد. "
_______________________________

این رو می تونید امتحان کنید... من امتحان کردم ! البته خیلی طول نکشید، کافیه همون واژه "يَوْم" رو توی سایت تنزیل بزنید و واژه های مربوط رو تفکیک کنید
در ضمن فقط همین یکی نیست، خیلی قوائد دقیق دیگه هستن که خودتون میتونید توی همین سایت بهشون دسترسی پیدا کنید...

سعدی شیرازی;824904 نوشت:
سلام
مسئله اینه که در صدر اسلام مصحفهای مختلفی وجود داشته که بعد از جمع آوری همه اونها و ارائه یک مصحف واحد، در سرکه جوشانده شدند تا جوهرشون پاک بشه و ریشه اختلاف از میان بره. بررسی این که آیا اون مصحفها با هم تفاوت داشته اند یا نه، فقط از طریق روایات و نقلها ممکنه چون به خودشون دسترسی نداریم.

مطلب زیر به نظرم مفید باشه

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?id=951&bank=question&startrec=1

مبحث من این بود که بالاخره قرآنی جمع آوری شده که افراد اون زمان در موردش اتفاق نظر داشتن... و بعدش اگر کسی سعی بر تحریف قرآن داشته (که چنین افرادی وجود داشتن) موفق نشده ... چون اگه موفق می شد به جز قرآنی که در دسترس خیلی از مسلمونای صدر اسلام بود ، اون قرآن جدید میبایست بین مردم اون زمان یا زمان های بعدش پخش بشه و در نتیجه چندین نسخه از قرآن وجود داشته باشه و حالا اینکه میبینیم اینطوری نیست

کهف الحصین;825114 نوشت:
این رو می تونید امتحان کنید... من امتحان کردم ! البته خیلی طول نکشید، کافیه همون واژه "يَوْم" رو توی سایت تنزیل بزنید و واژه های مربوط رو تفکیک کنید

ممنون از شما
بله چک کردم درسته

[="Tahoma"][="DarkGreen"][="2"]

سعدی شیرازی;824904 نوشت:
مسئله اینه که در صدر اسلام مصحفهای مختلفی وجود داشته که بعد از جمع آوری همه اونها و ارائه یک مصحف واحد، در سرکه جوشانده شدند تا جوهرشون پاک بشه و ریشه اختلاف از میان بره. بررسی این که آیا اون مصحفها با هم تفاوت داشته اند یا نه، فقط از طریق روایات و نقلها ممکنه چون به خودشون دسترسی نداریم.

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج
سلام
اگر بن باشد بدون رجوع به روایات اثبات شود این استدلال شما بنظر خالی از اشکال نیست
چرا که همین وجود مصحف های مختلف(فرض بر صحت این گزاره) خود روایت است و در این جا مورد پذیرش نیست.

و یک سوال در مورد این که استدلال به عقل

در گزاره سوال آمده

rvn10;821581 نوشت:
اثبات عدم تحریف قرآن فقط از طریق برهان عقلی و بدون استفاده از احادیث و محتوای قرآن

گفته شده اثبات عدم تحریف
یک سوال شما چگونه می خواهید کتابی را بدون رجوع به محتوای ان بفهمید تحریف شده یا خیر؟(اگ منظور استفاده نکردن از آیات به هر نحوی باشد) از روی جلد؟

که بنظر جواب معقول این گزاره می شود معجزه و ثبوت اعجاز آن و همچنین یکی بودن آن

یا اگر بخواهیم از محتوای آیات استفاده کنیم
انسجام و محکم بودن آن رو باید بررسی کرد و دید آیا دارای انسجام و قوام هست؟ باز نسخ مختلفی از ان هست ؟ و....[/][/][/]

رستگاران;825128 نوشت:
اگر بن باشد بدون رجوع به روایات اثبات شود این استدلال شما بنظر خالی از اشکال نیست
چرا که همین وجود مصحف های مختلف(فرض بر صحت این گزاره) خود روایت است و در این جا مورد پذیرش نیست.

سلام رستگاران گرامی
فکر می کنم منظور از عدم رجوع به روایات، اثبات برون دینی و غیر نقلیه. چون اثبات اصول دین به شیوه نقلی موجب دور میشه.

رجوع به مسائل تاریخی هم یک روش برون دینی محسوب میشه و این مشکل رو نداره.

عمار;821999 نوشت:
1- بدیهی (1) است کتابی که مرجع اول برای انسانها در تمام ابعاد و شؤون بوده و شریعت بر آن بنا شده، و اسلام در اصول، فروع و در مسائل اعتقادی خود، بر آن مبتنی است، باید از هر گونه احتمال تغییر و تبدیل مبرا باشد; زیرا با متزلزل شدن آن، کلیه معارف وابسته به آن هم متزلزل می گردد; در نتیجه، دین حجیت خود را از دست می دهد و اصولا" پس از قبول خاتمیت پیامبر « صلی الله علیه و آله » و اینکه آیین اسلام آخرین آیین الهی است و رسالت قرآن تا پایان جهان بر قرار خواهد بود، چگونه می توان باور کرد که خدا این یگانه سند اسلام و پیامبر خاتم را پاسداری نکند؟ (2)
سید مرتضی « رحمه الله » اینگونه استدلال می کند: "علم به صحت نقل قرآن درست مانند علم به شهرها، حادثه های بزرگ، وقایع عظیم و کتابهای مشهور است; افزون بر اینکه انگیزه مسلمانان بر حفظ و حراست و نقل قرآن بیشتر از انگیزه آنان در حفظ حوادث بزرگ و کتابهای مشهور است .
" ... قرآن معجزه پیغمبر اکرم « صلی الله علیه و آله » است . لذا علمای مسلمین حداکثر زحمت خود را در حفظ و حراست آن کشیده اند تا آنجا که هر کجا از نظر قرائت اختلاف نظری بوده، در کتابهایشان ضبط و ذکر کرده اند . و از آنجا که علم به ابعاض قرآن (آیات و سور) مانند علم به قرآن است، همانطور که در اصل قرآن شکی نیست، در صحت نقل آیات و سوره هایش هم شکی نمی تواند باشد . بنابر این شما می بینید علما در مورد کتاب سیبویه یا مزنی، آنقدر توجه می کنند که اگر چیزی به آن کتابها ملحق شده، آن را شناسایی و جدا کنند و بدانند که آن مطلب از اصل کتاب نبوده و ملحق گشته است . حال آنکه توجه همین علما به قرآن خیلی بیشتر از توجه آنان به کتاب سیبویه است" . (3)
بنابر این محال است علما در مورد کتابهای دیگر توجه و حساسیت به خرج دهند و به قرآن اعتنایی نکنند و بگذارند تحریف آن را فراگیرد . عجیب آن است که عده ای سلامت احادیث و حفظ و بقای آن را در محدوده زبانها و نوشته ها در کتابها، در مدت هزار و دویست سال، باور دارند ولی حکم به نقص قرآن می دهند!

مهمترین نکته در این بررسی ، توجه به موضوع « تاریخ قرآن » است .. اولین بار در زمان ابوبکر قرآن به صورت یک مجموعه گردآوری شد ، زید بن ثابت با تایید دستکم دو شاهد جمله ای را وارد این مجموعه می کرد و در نهایت این مجموعه مصحف نامگذاری شد . به تدریج هر یک از اصحاب پیامبر که دارای مقام و منزلتی در علوم اسلامی بودند یک «مصحف» برای خودشان داشتند و به نسل های بعدی مسلمانان از روی مصحف خودشان قرآن می آموختند . رفته رفته موضوع «مصاحف اصحاب » آنقدر وسیع و گسترده شد که مردم همدیگر را به خاطر مصحف هایی که در اختیار داشتند تکفیر می کردند : گروهی می گفتند قرآن ( مصحف ) ما اصل است و گروه مقابل همان ادعا را در مورد قرآن خودشان داشتند . این دعوا در زمان عثمان به اوج خود رسید و به قول حذیفه بن یمان ( صاحب سر رسول ) نزدیک بود این اختلاف امت را به نابودی بکشاند ... اینجا بود که عثمان به قول عده ای بر کتاب خدا جسارت کرد و دستور داد یک مصحف (قرآن) در سراسر بلاد اسلامی منتشر شود و بقیه مصاحف آتش زده شدند . هرچند برخی اصحاب مثل عبدالله بن مسعود مصحف خود را معتبر می دانستند و مصحف واحد را به رسمیت نمی شناختند !

موضوع به همین جا ختم نمی شود ، پس از یکسان شدن مصحف ها مسئله «اختلاف قرائات » پیش آمد که خود این موضوع نیز سبب اختلاف میان مسلمانان شد و قرائات سبعه و عشره و ... پدید آمد . اختلاف قرائات دامنه وسیعی داشت و از اختلاف در قرائت یک مصوت تا قرائت متفاوت یک آیه کامل را شامل می شد . خصوصا نبود نقطه و اعراب گذاری در رسم الخط ابتدایی قرآن موضوع اختلاف ها را شدت می بخشید !

در نهایت نیز آنچه امروزه به عنوان قرآن و قرائت رسمی آن بین مسلمانان رایج است همان مصحفی است که در زمان عثمان جمع آوری شده و به قرائت حفص از عاصم از ابوعبدالرحمن السلمی ( قرائت کوفه ) می باشد.

اکنون می خواهیم «احتمال» وقوع خطا در جمع آوری ، انتقال و در نهایت قرائت قرآن را بررسی کنیم . آیا این احتمال صفر است ؟!

شاید با دلایلی که در متن بالا گفته شد ، از جمله دقت و مراقبت اصحاب از قرآن ( قرآن کدام صحابی ؟ ) بتوان احتمال بالا را کم تصور کرد ، اما هیچ گاه این احتمال صفر نمی شود ، چون خطای انسانی هر قدر هم کم بالاخره وجود دارد . حتی می توان بنابر دلایلی از جمله اختلاف اصحاب در موضوع « قرآن کدام صحابی درست تر است ؟ » شرایط را آشفته و احتمال خطای انسانی را بالاتر تصور کرد .

حتی برای پیشبرد بحث می توان از همه این گزارشات تاریخی عبور کرد و به آنچه امروز در دسترس است اشاره نمود ، اختلاف در قرائت قرآن در همان سوره ابتدایی قرآن بارز و آشکار است :

آیه « مالک/ملک یوم الدین » مثال خوبی از این است که احتمال تحریف قرآن صفر نیست ... جدی ترین پرسشی که مطابق اعتقادات مسلمانان می توان مطرح کرد اینست که خدا کدام نسخه (ورژن) را بر پیامبرش نازل کرده است ؟! مالک یا ملک ؟!

حتی ممکن است کسی بگوید « یک الف کم و زیاد که این حرف ها را ندارد » !هر چند در کتاب خدا حتی یک الف هم نباید کم یا زیاد بشود ، اما خوب است بدانیم « یک کسره » می تواند همه مشکلات شیعه و سنی درباره «مسح/شستن پاها در وضو » را حل کند و یا همین کسره در جایی دیگر از قرآن می تواند سبب شود خدا از رسولش برائت بجوید !

خاصیت زبان عربی و توجه و دقتی که مسلمانان به قرآن دارد اساسا مانع از آن می شود که موضوع اختلاف قرائات بی اهمیت و یا کم اهمیت جلوه کند ، بلکه با کمی انصاف همین مسئله اختلاف در قرائات یک نشانه از تحریف کتاب خدا است ، به گونه ای که خواننده از خود سوال بپرسد بالاخره خدا کدام یک را فرستاده ؟! این کلمه یا آن یکی را ؟!

عمار;821999 نوشت:
2- بنابر قاعده لطف، قرآن باید مصون و محفوظ از هرگونه تحریف باشد; چرا که با احتمال ورود هرگونه باطل در آن یا هر گونه تغییر و تبدیل، بندگان با تمسک و عمل به آن، به خداوند نزدیک نمی شوند و این بالطف بودن قرآن منافات دارد .

3- غرض خداوند از نزول قرآن هدایت و رساندن انسانها به صراط مستقیم است و در صورت تحریف در قرآن، انسانها به هدایت و غرض نهایی خلقت دسترسی پیدا نمی کنند . و این نقض غرض مولای حکیم است .

4- خداوند امر به باطل و متابعت از باطل نمی کند و حکمت او ایجاب می کند، مطالب باطل یا غلط بیان ننماید و از آنجا که خداوند امر به تبعیت از قرآن کرده است اگر قایل به تحریف قرآن باشیم بناچار باید قایل به امر کردن خداوند به باطل شویم و این خلاف است .

همه این موارد مشروط به این است که ثابت شود قرآن کتاب خداست و نیز در آن هیچ تحریفی رخ نداده است .
این دلایل همگی متکی به خود قرآن هستند ... چون از خود قرآن شما فهمیدید خداوند امر به تبیعت از قرآن کرده یا آنکه قرآن را مایه هدایت بشر قرار داده است .

و سخن انتهایی شما نیز گرچه از جنس همین دلایل است اما من هم معتقدم :

در صورت قبول مساله تحریف، نسبت دادن تمام آیات به خداوند درست نخواهد بود و قرآن از حجیت خواهد افتاد; زیرا حجیت قرآن در صورتی است که بتوان آن را به خداوند نسبت داد .

به نظر حقیر ، بهترین دلیل بر عدم تحریف قرآن ، همان خاتمیت اسلام است. زیرا اگر امکان تحریف وجود داشت ، نیاز به دین دیگری بود که بعداً بیاید و آن تحریفات را اصلاح کند.
احتمالا خود قرآن ، خاتمیت خود و اینکه مخاطبش همه مردم تا روز قیامت هستند را بیان فرموده است (الان حضور ذهن ندارم) در حالیکه در متن کتب آسمانی پیشین چنین ادعایی وجود ندارد. اگر امکان تحریف قرآن وجود داشت ، بیان خاتمیت قرآن در قرآن ، وجه عقلایی نداشت. این دو ( خاتمیت - عدم امکات تحریف) عقلاً لازم و ملزوم همدیگرند.

شاید هم عقلا بتوان ثابت کرد که در نبوت و کتب آسمانی ، تسلسل وجود ندارد و سلسله پیامبران و کتب آسمانی نمی تواند الی الابد ادامه داشته باشد. یک طریق اثبات این گزاره می تواند از این راه باشد که فرض این مساله ، احتمالا با برخی مبانی پذیرفته فلسفی (مثلاً در مورد ویژگی های انسان ) متناقض خواهد بود.
البته در این صورت ، آنچه اثبات می شود ، تنها این نکته است که سلسله انبیاء و کتب آسمانی در جایی پایان می پذیرد و یک نبی و یک کتاب آسمانی به عنوان "خاتم" وجود خواهد داشت. اما اثبات نمی کند که آن کتاب خاتم ، همین قرآن است. اثبات گزاره اخیر چون "جزئی" یا "شخصیه" است کار فلسفه نیست و کار علم کلام است.

سلام.
بحث هارو به دلیل طولانی بودن و نبودن حوصله ی من نخوندم!
فقط دلیلی که بهش فکر کرده بودم رو میگم.

به نظر من اول باید دید دلیل تحریف چیه.
دلایل این ها هستند که، مقامات دینی به دلیل منافع مادی که داشتند اون نوشته هارو تحریف میکردند و چیزی مینوشتند که به مصلحت مادی خودشونه.(مثلا یه پولی توشه!)
دلیل دیگه ای که میتونه داشته باشه اینه که از یک کسایی در کتاب صحبت بشه که مورد اجماع همه نیست و همه قبولش ندارن. یا همه اون قدرا که باید برای اون شخص مقام قائل نیست. اینجا عوضش میکنن که اون شخص اسمش نباشه یا انقدر با منزلت نباشه.

منتها قرآن از اشخاص خاص اسمی به میون نیاورده. در حالی که لایقش بودن. از امامان از فاطمه زهرا (س) از ابوبکر و عمر و غیره! از هیچ کدوم. بنا بر این دلایل دومی تعطیله.چون اسم شخص خاصی نیست چیو عوض کنن؟
برای دلیل اول هم اولا اسلام و قرآن خیلی بین مردم نفوذ کرده بود. دوما امامان ما وجود داشتند که از دین خدا نگهبانی میکردند کسی خلاف شرع رفتار میکرد سریع مچشو میگرفتند. این شرایط باعث این بود که کسانی که دنبال منافع مادی هستند (حکام و ...) به جای تحریف رفتن سراغ تزویر. از خودشون صورت اسلامی نشون میدادن و اون پشت به منافعشون میرسیدند(که این روش تا امروز هم ادامه داره!) بنا بر این دلیلی نمیدیدند که ریسک کنن و بیفتن دنبال تحریف.
ضمن اینکه احکام جنجالی و بزرگ رو هم خیلی هاشون در قرآن مستور هست یا اصلا نیست. و این به عهده ی امامان بوده که تفسیر کنند و ... چیزی که نیست رو چرا تحریف کنند؟
و آیات محکم و متشابه(که از متشابهات هرکسی میتونه تفسیر به رای کنه و اون اشخاص میتونن دچار انحراف بشن با تفسیر به رای ولی خود متن قرآن سالم میمونه.)

به همین دلایل کسی نیازی به تحریف نمیدید. اگر خداوند در قرآن میفرماید من قرآن را از تحریف حفظ کردم منظور همینه که این قرآن رو طوری نوشتم که کسی بهش طمع نکنه.

پرسش:
عدم تحریف قرآن را تنها از طریق عقلی اثبات نمایید.

پاسخ:
1- بدیهی (1) است کتابی که مرجع اول برای انسانها در تمام ابعاد و شؤون بوده و شریعت بر آن بنا شده، و اسلام در اصول، فروع و در مسائل اعتقادی خود، بر آن مبتنی است، باید از هر گونه احتمال تغییر و تبدیل مبرا باشد; زیرا با متزلزل شدن آن، کلیه معارف وابسته به آن هم متزلزل می گردد; در نتیجه، دین حجیت خود را از دست می دهد و اصولا" پس از قبول خاتمیت پیامبر « صلی الله علیه و آله » و اینکه آیین اسلام آخرین آیین الهی است و رسالت قرآن تا پایان جهان بر قرار خواهد بود، چگونه می توان باور کرد که خدا این یگانه سند اسلام و پیامبر خاتم را پاسداری نکند؟ (2)
سید مرتضی « رحمه الله » اینگونه استدلال می کند: "علم به صحت نقل قرآن درست مانند علم به شهرها، حادثه های بزرگ، وقایع عظیم و کتابهای مشهور است; افزون بر اینکه انگیزه مسلمانان بر حفظ و حراست و نقل قرآن بیشتر از انگیزه آنان در حفظ حوادث بزرگ و کتابهای مشهور است .
" ... قرآن معجزه پیغمبر اکرم « صلی الله علیه و آله » است . لذا علمای مسلمین حداکثر زحمت خود را در حفظ و حراست آن کشیده اند تا آنجا که هر کجا از نظر قرائت اختلاف نظری بوده، در کتابهایشان ضبط و ذکر کرده اند . و از آنجا که علم به ابعاض قرآن (آیات و سور) مانند علم به قرآن است، همانطور که در اصل قرآن شکی نیست، در صحت نقل آیات و سوره هایش هم شکی نمی تواند باشد . بنابر این شما می بینید علما در مورد کتاب سیبویه یا مزنی، آنقدر توجه می کنند که اگر چیزی به آن کتابها ملحق شده، آن را شناسایی و جدا کنند و بدانند که آن مطلب از اصل کتاب نبوده و ملحق گشته است . حال آنکه توجه همین علما به قرآن خیلی بیشتر از توجه آنان به کتاب سیبویه است" . (3)
بنابر این محال است علما در مورد کتابهای دیگر توجه و حساسیت به خرج دهند و به قرآن اعتنایی نکنند و بگذارند تحریف آن را فراگیرد . عجیب آن است که عده ای سلامت احادیث و حفظ و بقای آن را در محدوده زبانها و نوشته ها در کتابها، در مدت هزار و دویست سال، باور دارند ولی حکم به نقص قرآن می دهند!

2- بنابر قاعده لطف، قرآن باید مصون و محفوظ از هرگونه تحریف باشد; چرا که با احتمال ورود هرگونه باطل در آن یا هر گونه تغییر و تبدیل، بندگان با تمسک و عمل به آن، به خداوند نزدیک نمی شوند و این بالطف بودن قرآن منافات دارد .

3- غرض خداوند از نزول قرآن هدایت و رساندن انسانها به صراط مستقیم است و در صورت تحریف در قرآن، انسانها به هدایت و غرض نهایی خلقت دسترسی پیدا نمی کنند . و این نقض غرض مولای حکیم است .

4- خداوند امر به باطل و متابعت از باطل نمی کند و حکمت او ایجاب می کند، مطالب باطل یا غلط بیان ننماید و از آنجا که خداوند امر به تبعیت از قرآن کرده است اگر قایل به تحریف قرآن باشیم بناچار باید قایل به امر کردن خداوند به باطل شویم و این خلاف است .

5- در صورت قبول مساله تحریف، نسبت دادن تمام آیات به خداوند درست نخواهد بود و قرآن از حجیت خواهد افتاد; زیرا حجیت قرآن در صورتی است که بتوان آن را به خداوند نسبت داد .

پی نوشت ها:
1. آیة الله معرفت: صیانة القرآن من التحریف،ناشر: موسسه فرهنگى انتشاراتى التمهيد، ايران- قم‏، 1386 ه. ش‏،چاپ اول، ص 35 .
2. تفسير نمونه،آیت الله مکارم شیرازی، دار الكتب الإسلامية،ايران- تهران‏، 1371 ه. ش‏، چاپ: 10 ،ج‏11، ص: 17 .
3. صیانة القرآن من التحریف، همان، ص 36.

موضوع قفل شده است