جمع بندی ابهام بزرگ آخرت (صفات کیفی و کمی)

تب‌های اولیه

31 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
ابهام بزرگ آخرت (صفات کیفی و کمی)

سلام
همونطور که میدونید ما دو نوع صفت داریم! کمی و کیفی! کمی هارو تا حدودی میشه با هم جمع کرد ولی کیفی ها رو نمیشه! به عنوان مثال 2 متر با 3سانتی متر قابل جمعه ولی هوای خیلی گرم و خیلی سردو نمیشه با هم جمع زد! در واقع صفات کیفی قابلیت مقایسه دارن ولی نمیتونیم بهشون مقدار بدیم!(مثلا بگیم دو تا پول!!)
شاید بپرسید این توضیحان برای چیه! ما از چه طریقی به بهشت میریم!؟ از طریق ثواب! و ثواب چطوره!؟ یه مقدار که برای چند صفت کیفی داده شده!(نه همشون!)
به عنوان مثال من در طول زندگیم، به خیلی ها علم آموختم و به نیازمندان کمک مالی هم کردم و فرد دیگه ای مسجدی ساخته و ده بار به حج رفته!
در این مثال دو مشکل هست!! اول باید اعمال هر فرد رو جمع زد تا یکی بشه،(که چون صفات کیفین نمیشه!) و بعد باید اعمال ایندو رو با هم مقایسه کرد تا فهمید کدوم جایگاه بالاتری داره!! که البته مقایسه ی این دو مثل مقایسه ی یخچال و تلویزیونه!
خوشحال میشم این ابهامو رفع کنید!

با نام و یاد دوست




کارشناس بحث: استاد مشکور

Masood11;686205 نوشت:
سلام
همونطور که میدونید ما دو نوع صفت داریم! کمی و کیفی! کمی هارو تا حدودی میشه با هم جمع کرد ولی کیفی ها رو نمیشه! به عنوان مثال 2 متر با 3سانتی متر قابل جمعه ولی هوای خیلی گرم و خیلی سردو نمیشه با هم جمع زد! در واقع صفات کیفی قابلیت مقایسه دارن ولی نمیتونیم بهشون مقدار بدیم!(مثلا بگیم دو تا پول!!)
شاید بپرسید این توضیحان برای چیه! ما از چه طریقی به بهشت میریم!؟ از طریق ثواب! و ثواب چطوره!؟ یه مقدار که برای چند صفت کیفی داده شده!(نه همشون!)
به عنوان مثال من در طول زندگیم، به خیلی ها علم آموختم و به نیازمندان کمک مالی هم کردم و فرد دیگه ای مسجدی ساخته و ده بار به حج رفته!
در این مثال دو مشکل هست!! اول باید اعمال هر فرد رو جمع زد تا یکی بشه،(که چون صفات کیفین نمیشه!) و بعد باید اعمال ایندو رو با هم مقایسه کرد تا فهمید کدوم جایگاه بالاتری داره!! که البته مقایسه ی این دو مثل مقایسه ی یخچال و تلویزیونه!
خوشحال میشم این ابهامو رفع کنید!

سلام و تشکر

در پاسخ به سؤال شما توجه به چند نکته حائز اهمیت است:

اولاً: اینگونه نیست که تصور کنیم کیفیت عمل قابل محاسبه نباشد بلکه اگر در هر کاری ملاک و معیارهایی برای محاسبه کیفیت کار تعریف کنیم همانند ملاک و معیارهای کمیت کار قابل محاسبه است. بعنوان مثال اگر یک جامعه آماری از بین جوانانی که اقدام به ازدواج کرده اند را در نظر بگیریم و ملاکاتی کمی و کیفی برای آنها تعریف کنیم نظیر آنکه دارایی های مالی و سرمایه های اعتباری مثل تحصیلات، ماشین، خانه، پول و زیبایی را بعنوان ملاکات کمی و دارایی های معنوی مانند آگاهی و شناخت، انگیزه و غرض الهی و صحیح، اخلاق و معنویت و توجه به ارزشهای الهی را بعنوان ملاکات کیفی آنها در نظر بگیریم. می توانیم بر اساس این ملاکات از لحاظ نظری درصد موفقیت هر زوجی را بر اساس داشته های شان از دو گونه ملاکات کمی و کیفی (مادی و معنوی) محاسبه کنیم و نیز حتی از لحاظ عملی با توجه به سطح برخورداری ایشان از این دو گونه ملاکات، موفقیت، بحران و شکستهای ایشان را به عینه مشاهده کنیم.

ثانیاً: این تصور و ابهام شما از آنجا ناشی می شود که میزان و ترازوی اعمال در آخرت را با میزان و ترازوهای واجد نقصان و محدود دنیوی از یکسو و احاطه و قدرت حسابگری نامحدود خداوند را با عدم احاطه و نقصان و محدودیت حسابگری بشر از سوی دیگر مقایسه می کنید! اگر انسان به این سطح از شناخت و درک برسد که هیچ کس مثل خداوند نیست (لیس کمثله شیء) توانایی ها و صفات الهی فوق تصور بشری است و اقتضاءات و شرایط عالم آخرت (که عالم حاکمیت مطلق خداوند است) به هیچ وجه قابل مقایسه با اقتضائات و شرایط دنیوی نیست. هیچگاه دچار چنین ابهام و تصور نادرستی نمی شود.

ثالثاً: وزن و مقدار ثواب اعمال (چه از لحاظ کمی و چه کیفی) در روز قيامت تطبيق بر اعمال است، به اين معنا كه هر شخصي پاداش نيكش به مقدار حقي است كه عمل او مشتمل بر آن است، در نتيجه اگر اعمال شخصي به هيچ مقداري از حق مشتمل نباشد از عملش جز هلاكت و عقاب بهره و ثمره‌اي عايدش نمي‌شود.

بعلاوه براي هر انساني ميزان‌هاي متعددي است كه هر كدام از عمل‌هايش با يكي از آنها سنجيده مي‌شود، و ‌ميزان هر عملي همان مقدار حقي است كه عمل مشتمل بر آن است، مثلاً حق در نمازش، نماز واقعي و جامع همه اجزاء و شرايط است، و حق در زكاتش، زكات جامع شرايط است، خلاصه، حق در نماز، غير حق در روزه و زكات و حج و امثال آن است. (ترجمه تفسير الميزان، ج 8، ص 10 الي 15، با تلخيص).

در تکمیل مطالب پیش گفته لازم بذکر است محاسبه کم و کیف ثواب اعمال افراد در جهان آخرت به عواملی بستگی دارد:

الف- عوامل کیفی عمل:

1. تأثیر آگاهی، شناخت، ایمان و اخلاص در عمل: يك وقت عمل خير از شخصي صادر مي‌شود كه از نظر ايمان، شناخت، آگاهي و اخلاص در سطح بالايي قرار دارد، بدون شك چنين عملي از ارزش بسيار والايي برخوردار است. و گاه از شخصي كه از نظر علم و آگاهي و اخلاص در سطح پايين تري قرار دارد، عملي سر مي‌زند، طبيعي است كه چنين عملي از ارزش و ثواب پايين‌تري برخوردار مي‌باشد.

2. زمان عمل: زمان عمل از نظر ارزش دادن به عمل نيز مؤثر است، و در کیفیت بخشی عمل مؤثر است. مثلاً اذكار و اورادي را شخص در شب و روز جمعه يا شب و روز عرفه و نماز اوّل وقت و امثال آن مي‌خواند، با همان اذكار در ديگر شبها و ورزها و نماز غير اول وقت، از نظر ثواب برابري ندارد، زيرا در روايات براي دعا و عبادات زمانهاي ياد شده، ثواب هاي مضاعف ذكر شده است. چنانکه امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: برتري نماز در اوّل وقت، مانند برتري آخرت بر دنياست.(محمدي اشتهاردي، محمد؛ نماز از ديدگاه قرآن و عترت، ناشر انتشارات نبوي، چاپ چهارم، چاپ نهضت، تابستان 1375)

3. مكان عمل: مكان عمل نيز عاملی است که به عبادت ارزش کیفی مضاعف مي‌بخشد. چنانکه حضرت رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد: ثواب نماز در مسجد من مانند ثواب هزار نماز در غير اين مسجد است، مگر مسجد الحرام، زيرا ثواب نماز در مسجد الحرام معادل ثواب هزار نماز در مسجد من است.(حر عاملي، محمد، وسائل الشيعه، قم، آل البيت، 1409 هـ ق، ج5، ص 280، حديث 6548)

4. ولايت: ولایت نیز شرط کیفی و معنوی اعمال است. در روايات بسياری ـ در حد تواتر ـ نقل شده كه هر كس ولايت اولياء خدا و امامت و رهبري حضرت علي ـ عليه السّلام ـ و امامان بر حق را نپذيرد، عبادت او ـ هر چند با تمام شرايط و مستحبات باشد ـ قبول نمي‌گردد. چنانکه امام صادق ـ عليه السّلام ـ به يكي از اصحابش به نام ميسر فرمود: احترام كدام مكاني از همه بيشتر است؟ ميسر: خدا و رسول و فرزندانش بهتر مي‌دانند. امام صادق ـ عليه السّلام ـ : اي ميسر! بين حجر الاسود و مقام ابراهيم (در كنار كعبه) باغي از باغ‌هاي بهشت است، و بين قبر رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ و مقبره باغي از باغ‌هاي بهشت است، سوگند به خدا اگر خداوند به بنده‌اي از بندگانش هزار سال عمر بدهد و او در اين دو مكان مقدس، هزار سال خدا را عبادت كند، آنگاه مظلومانه در بسترش كشته شود، ولي خدا را بدون ولايت ما، قبول امامت ما، ملاقات نمايد، بر خدا سزاوار امت كه او را با صورت در آتش دوزخ واژگون سازد.(همان، ج1، ص 123، باب 12)

ب- عوامل كمي عمل:

1. تعداد و حجم عمل: هر چند ميزان اعمال خير بيشتر باشد اجر و ثواب بيشتري در قيامت براي او محاسبه مي‌شود. چنانکه امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: هر كس دو بار به مكه معظمه مشرف شود و اعمال حج را بجا آورد، تا زنده است در خير و سعادت مي‌باشد.(حر عاملي، محمد؛ وسائل الشيعه، قم، ال البيت، 1409 هـ ق، ج11، ص 129)

2. صورت عمل: هر قدر صورت عمل زیبا و دقیقاً منطبق با دستور شرع مقدس باشد در میزان و حساب اعمال مقبول و پذیرفته تر است.

بنا بر این؛ محاسبه این عوامل (کمی و کیفی) در میزان و ترازوی عدل الهی، با توجه به احاطه و قدرت نامحدود خداوند کار بسیار آسان و سهلی است و تنها کسانی در چگونگی این حسابگری تردید می کنند که به شناخت صحیحی نسبت به صفات لایتناهی خداوند نرسیده اند.

موفق باشید ...:Gol:

مشکور;687314 نوشت:

سلام و تشکر

در پاسخ به سؤال شما توجه به چند نکته حائز اهمیت است:

اولاً: اینگونه نیست که تصور کنیم کیفیت عمل قابل محاسبه نباشد بلکه اگر در هر کاری ملاک و معیارهایی برای محاسبه کیفیت کار تعریف کنیم همانند ملاک و معیارهای کمیت کار قابل محاسبه است. بعنوان مثال اگر یک جامعه آماری از بین جوانانی که اقدام به ازدواج کرده اند را در نظر بگیریم و ملاکاتی کمی و کیفی برای آنها تعریف کنیم نظیر آنکه دارایی های مالی و سرمایه های اعتباری مثل تحصیلات، ماشین، خانه، پول و زیبایی را بعنوان ملاکات کمی و دارایی های معنوی مانند آگاهی و شناخت، انگیزه و غرض الهی و صحیح، اخلاق و معنویت و توجه به ارزشهای الهی را بعنوان ملاکات کیفی آنها در نظر بگیریم. می توانیم بر اساس این ملاکات از لحاظ نظری درصد موفقیت هر زوجی را بر اساس داشته های شان از دو گونه ملاکات کمی و کیفی (مادی و معنوی) محاسبه کنیم و نیز حتی از لحاظ عملی با توجه به سطح برخورداری ایشان از این دو گونه ملاکات، موفقیت، بحران و شکستهای ایشان را به عینه مشاهده کنیم.

ثانیاً: این تصور و ابهام شما از آنجا ناشی می شود که میزان و ترازوی اعمال در آخرت را با میزان و ترازوهای واجد نقصان و محدود دنیوی از یکسو و احاطه و قدرت حسابگری نامحدود خداوند را با عدم احاطه و نقصان و محدودیت حسابگری بشر از سوی دیگر مقایسه می کنید! اگر انسان به این سطح از شناخت و درک برسد که هیچ کس مثل خداوند نیست (لیس کمثله شیء) توانایی ها و صفات الهی فوق تصور بشری است و اقتضاءات و شرایط عالم آخرت (که عالم حاکمیت مطلق خداوند است) به هیچ وجه قابل مقایسه با اقتضائات و شرایط دنیوی نیست. هیچگاه دچار چنین ابهام و تصور نادرستی نمی شود.

ثالثاً: وزن و مقدار ثواب اعمال (چه از لحاظ کمی و چه کیفی) در روز قيامت تطبيق بر اعمال است، به اين معنا كه هر شخصي پاداش نيكش به مقدار حقي است كه عمل او مشتمل بر آن است، در نتيجه اگر اعمال شخصي به هيچ مقداري از حق مشتمل نباشد از عملش جز هلاكت و عقاب بهره و ثمره‌اي عايدش نمي‌شود.

بعلاوه براي هر انساني ميزان‌هاي متعددي است كه هر كدام از عمل‌هايش با يكي از آنها سنجيده مي‌شود، و ‌ميزان هر عملي همان مقدار حقي است كه عمل مشتمل بر آن است، مثلاً حق در نمازش، نماز واقعي و جامع همه اجزاء و شرايط است، و حق در زكاتش، زكات جامع شرايط است، خلاصه، حق در نماز، غير حق در روزه و زكات و حج و امثال آن است. (ترجمه تفسير الميزان، ج 8، ص 10 الي 15، با تلخيص).

در تکمیل مطالب پیش گفته لازم بذکر است محاسبه کم و کیف ثواب اعمال افراد در جهان آخرت به عواملی بستگی دارد:

الف- عوامل کیفی عمل:

1. تأثیر آگاهی، شناخت، ایمان و اخلاص در عمل: يك وقت عمل خير از شخصي صادر مي‌شود كه از نظر ايمان، شناخت، آگاهي و اخلاص در سطح بالايي قرار دارد، بدون شك چنين عملي از ارزش بسيار والايي برخوردار است. و گاه از شخصي كه از نظر علم و آگاهي و اخلاص در سطح پايين تري قرار دارد، عملي سر مي‌زند، طبيعي است كه چنين عملي از ارزش و ثواب پايين‌تري برخوردار مي‌باشد.

2. زمان عمل: زمان عمل از نظر ارزش دادن به عمل نيز مؤثر است، و در کیفیت بخشی عمل مؤثر است. مثلاً اذكار و اورادي را شخص در شب و روز جمعه يا شب و روز عرفه و نماز اوّل وقت و امثال آن مي‌خواند، با همان اذكار در ديگر شبها و ورزها و نماز غير اول وقت، از نظر ثواب برابري ندارد، زيرا در روايات براي دعا و عبادات زمانهاي ياد شده، ثواب هاي مضاعف ذكر شده است. چنانکه امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: برتري نماز در اوّل وقت، مانند برتري آخرت بر دنياست.(محمدي اشتهاردي، محمد؛ نماز از ديدگاه قرآن و عترت، ناشر انتشارات نبوي، چاپ چهارم، چاپ نهضت، تابستان 1375)

3. مكان عمل:

مكان عمل نيز عاملی است که به عبادت ارزش کیفی مضاعف مي‌بخشد. چنانکه حضرت رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد: ثواب نماز در مسجد من مانند ثواب هزار نماز در غير اين مسجد است، مگر مسجد الحرام، زيرا ثواب نماز در مسجد الحرام معادل ثواب هزار نماز در مسجد من است.(حر عاملي، محمد، وسائل الشيعه، قم، آل البيت، 1409 هـ ق، ج5، ص 280، حديث 6548)

4. ولايت: ولایت نیز شرط کیفی و معنوی اعمال است. در روايات بسياری ـ در حد تواتر ـ نقل شده كه هر كس ولايت اولياء خدا و امامت و رهبري حضرت علي ـ عليه السّلام ـ و امامان بر حق را نپذيرد، عبادت او ـ هر چند با تمام شرايط و مستحبات باشد ـ قبول نمي‌گردد. چنانکه امام صادق ـ عليه السّلام ـ به يكي از اصحابش به نام ميسر فرمود: احترام كدام مكاني از همه بيشتر است؟ ميسر: خدا و رسول و فرزندانش بهتر مي‌دانند. امام صادق ـ عليه السّلام ـ : اي ميسر! بين حجر الاسود و مقام ابراهيم (در كنار كعبه) باغي از باغ‌هاي بهشت است، و بين قبر رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ و مقبره باغي از باغ‌هاي بهشت است، سوگند به خدا اگر خداوند به بنده‌اي از بندگانش هزار سال عمر بدهد و او در اين دو مكان مقدس، هزار سال خدا را عبادت كند، آنگاه مظلومانه در بسترش كشته شود، ولي خدا را بدون ولايت ما، قبول امامت ما، ملاقات نمايد، بر خدا سزاوار امت كه او را با صورت در آتش دوزخ واژگون سازد.(همان، ج1، ص 123، باب 12)

ب- عوامل كمي عمل:

1. تعداد و حجم عمل: هر چند ميزان اعمال خير بيشتر باشد اجر و ثواب بيشتري در قيامت براي او محاسبه مي‌شود. چنانکه امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: هر كس دو بار به مكه معظمه مشرف شود و اعمال حج را بجا آورد، تا زنده است در خير و سعادت مي‌باشد.(حر عاملي، محمد؛ وسائل الشيعه، قم، ال البيت، 1409 هـ ق، ج11، ص 129)

2. صورت عمل: هر قدر صورت عمل زیبا و دقیقاً منطبق با دستور شرع مقدس باشد در میزان و حساب اعمال مقبول و پذیرفته تر است.

بنا بر این؛ محاسبه این عوامل (کمی و کیفی) در میزان و ترازوی عدل الهی، با توجه به احاطه و قدرت نامحدود خداوند کار بسیار آسان و سهلی است و تنها کسانی در چگونگی این حسابگری تردید می کنند که به شناخت صحیحی نسبت به صفات لایتناهی خداوند نرسیده اند.

موفق باشید ...:Gol:


سلام
قبول دارم که بعضی چیزا رو راحت میشه فهمید ولی خب خیلیا رو هم نمیشه فهمید!
اگه برداشتم از کلامتون صحیح باشه، یک عمل خاص مورد بررسی قرار گرفته، در حالی که پرسش من در مورد دو عمل کاملا متفاوت و خاصه!
برای چیزایی مثل نماز و روزه و... یه مقدارهای داده شده و به همین دلیل میشه اونها رو قبول کرد ولی برای بقیه نه! چون هیچ مقداری ندارن! ما هزاران حدیث داریم که میگه فلان چیز نصف دینه! یا...

یه سوالیم که یادم رفته بود بپرسم اینه که اصلا ثواب چیه!!؟ معیارش چیه!؟ و...! مثلا من به شما میگم اگه به من پاسخ بدید 10تا پول بهتون میدم! آیا 10تا پول مقدار قابل فهمیه!؟ اصلا قابل اطمینانه!؟ ثواب هم همینه! 10تا ثواب برای فلان کار و...!!

Masood11;687390 نوشت:
سلام
قبول دارم که بعضی چیزا رو راحت میشه فهمید ولی خب خیلیا رو هم نمیشه فهمید!

سلام مجدد:Gol:

اینکه می گویید خیلی چیزها را نمی شود فهمید از پنجره و مقیاس علم و احاطه و توان حسابگری محدود بشری به آن امور می نگرید و این ناتوانی در فهمیدن کاملاً درست است اما اگر از پنجره و مقیاس علم و احاطه و توان حسابگری نامحدود خدای متعال و به تبع آن با اقتضائات و شرایط و ملاکات دستگاه حسابرسی اخروی به قضیه بنگرید ابهام شما رفع خواهد شد.

Masood11;687390 نوشت:
اگه برداشتم از کلامتون صحیح باشه، یک عمل خاص مورد بررسی قرار گرفته، در حالی که پرسش من در مورد دو عمل کاملا متفاوت و خاصه!
برای چیزایی مثل نماز و روزه و... یه مقدارهای داده شده و به همین دلیل میشه اونها رو قبول کرد ولی برای بقیه نه! چون هیچ مقداری ندارن! ما هزاران حدیث داریم که میگه فلان چیز نصف دینه! یا...

چنانکه گفتیم برای اعمال و نیات انسانی ميزان‌هاي متعددي است كه هر كدام از عمل‌هايش با يكي از آنها سنجيده مي‌شود، و ‌ميزان هر عملي همان مقدار حقي است كه عمل مشتمل بر آن است. یعنی به هر میزان و ترازوی اعمال، حق به تمام و کمال عرضه شده و وقتی اعمال و نیات ما بر آن ترازو و میزان ارائه می شود حد و اندازه و خلوص عمل و نیت آن در مقایسه با تمام و کمال حق قابل سنجش است.

در مواردی که گفته شده فلان عمل نصف دین است بنوعی مقدار داده شده یعنی نصف کمال دین توأماً همراه اعمال و نیات انسانی مورد محاسبه قرار می گیرد مثلاً چنانکه در روایت گفته شده کسی که ازدواج کند نیمی از دینش کامل شده و با این مقیاس اعمال و وظایف بندگیش از یک ارزش و فضیلت والاتری برخوردار است این معنا بعنوان یک حق و مبنا برای دستگاه و ترازوی سنجش اعمال در آخرت تعریف شده و با ارائه اعمال فرد به میزان عمل، در خلال محاسبه دیگر عوامل کمی و کیفی (که بیانش گذشت) این عامل نیز مورد توجه قرار می گیرد.

بعبارتی چنانکه دستگاه های پیشرفته آزمایشگاهی ساخت بشر این امکان را دارد که یک امر کلی را دقیقاً مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و همه ابعاد وجودی و جزییات آن را تجزیه کند نظیر آزمایشگاههای خون شناسی چگونه این محاسبه و تجزیه و تحلیل (از همه جوانب و ابعاد) برای دستگاه حسابگری نامحدود خداوند در روز میزان غیر ممکن می نماید.

Masood11;687390 نوشت:
یه سوالیم که یادم رفته بود بپرسم اینه که اصلا ثواب چیه!!؟ معیارش چیه!؟ و...! مثلا من به شما میگم اگه به من پاسخ بدید 10تا پول بهتون میدم! آیا 10تا پول مقدار قابل فهمیه!؟ اصلا قابل اطمینانه!؟ ثواب هم همینه! 10تا ثواب برای فلان کار و...!!

اصل ثواب به معناى عود و رجوع و بازتاب است. ثاب يثوب يعنى: رجع (بازگشت). ثواب عمل، يعني بازتاب نتيجه عمل، از آن روي ثواب را جزاى طاعت دانسته‏ اند؛ يعنى، چيزى كه در برابر طاعت به انسان بر مى‏ گردد. مثوبة نيز به همين معناست: لمثوبة من عنداللّه‏ خير؛ يعنى جزا و پاداش الهى برتر و والاتر است(بقره، آيه 103). ثواب و پاداش مى ‏تواند به صورت كمّى و كيفى هر دو باشد. نعمت‏هاى بهشتى كه ثواب و پاداش اهل طاعت است از دو بعد مادى و معنوى هر دو برخوردار است. بنابر اين مى‏ تواند كميّت هم داشته باشد. در قرآن مجيد به هر دو صورت اشاره شده است؛ مثلاً ملاحظه كنيد گاهى چنين تعبير شده است كه: من جاء بالحسنة فله عشر امثالها كسى كه كار نيكى انجام دهد ده برابر به او پاداش داده خواهد شد(انعام، آيه 160). البته اين ده برابر منحصر در كميت نيست؛ بلكه بدين معنا است كه اجر و ثواب او را بيش از آنچه او انجام داده است، خواهيم داد. ولى اين مضاعف بودن هر دو بعد كمّى و كيفى را شامل است.

شكى نيست كه قسمتى از اجر و پاداش نيكى ‏ها، مربوط به كمال وجودى و ارتقاى شخصيت خود انسان است.لهم درجات عند ربهم(انفال، آيه 4)؛ بلكه هم درجات عنداللّه‏(آل عمران، آيه 163). براى آنها فرداى قيامت درجاتى در ساحت پروردگار است بلكه خودشان درجات خواهند بود. بنابراين پاداش بهشت چيزي غير از وصال و قرب به خدا نيست و اينطور نيست كه به بهشت رسيدن غير از به خدا رسيدن باشد. بهشت مظهر لطف، رحمت، نعمت و صفات و كمالات الهي است و با درخواست بهشت و رسيدن به بهشت در حقيقت مي توان به خدا رسيد و اين منافاتي با به خدا رسيدن ندارد. منظور از ثواب هم بازتاب نيك و درجاتی است كه خداي متعال براي اعمال نيك انسان قرار داده كه به صورت نعمت هاي مادی و معنوی بهشتي نمود پيدا خواهد كرد.

در باب اطمینان بخش بودن اجر و ثواب و درجاتی که خداوند وعده داده، برای اهل ایمان همین بس که وعده خداوند حق بوده و تخلف بردار نیست.

موفق باشید ...:Gol:

مشکور;687446 نوشت:

سلام مجدد:Gol:

اینکه می گویید خیلی چیزها را نمی شود فهمید از پنجره و مقیاس علم و احاطه و توان حسابگری محدود بشری به آن امور می نگرید و این ناتوانی در فهمیدن کاملاً درست است اما اگر از پنجره و مقیاس علم و احاطه و توان حسابگری نامحدود خدای متعال و به تبع آن با اقتضائات و شرایط و ملاکات دستگاه حسابرسی اخروی به قضیه بنگرید ابهام شما رفع خواهد شد.

چنانکه گفتیم برای اعمال و نیات انسانی ميزان‌هاي متعددي است كه هر كدام از عمل‌هايش با يكي از آنها سنجيده مي‌شود، و ‌ميزان هر عملي همان مقدار حقي است كه عمل مشتمل بر آن است. یعنی به هر میزان و ترازوی اعمال، حق به تمام و کمال عرضه شده و وقتی اعمال و نیات ما بر آن ترازو و میزان ارائه می شود حد و اندازه و خلوص عمل و نیت آن در مقایسه با تمام و کمال حق قابل سنجش است.

در مواردی که گفته شده فلان عمل نصف دین است بنوعی مقدار داده شده یعنی نصف کمال دین توأماً همراه اعمال و نیات انسانی مورد محاسبه قرار می گیرد مثلاً چنانکه در روایت گفته شده کسی که ازدواج کند نیمی از دینش کامل شده و با این مقیاس اعمال و وظایف بندگیش از یک ارزش و فضیلت والاتری برخوردار است این معنا بعنوان یک حق و مبنا برای دستگاه و ترازوی سنجش اعمال در آخرت تعریف شده و با ارائه اعمال فرد به میزان عمل، در خلال محاسبه دیگر عوامل کمی و کیفی (که بیانش گذشت) این عامل نیز مورد توجه قرار می گیرد.

بعبارتی چنانکه دستگاه های پیشرفته آزمایشگاهی ساخت بشر این امکان را دارد که یک امر کلی را دقیقاً مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و همه ابعاد وجودی و جزییات آن را تجزیه کند نظیر آزمایشگاههای خون شناسی چگونه این محاسبه و تجزیه و تحلیل (از همه جوانب و ابعاد) برای دستگاه حسابگری نامحدود خداوند در روز میزان غیر ممکن می نماید.

اصل ثواب به معناى عود و رجوع و بازتاب است. ثاب يثوب يعنى: رجع (بازگشت). ثواب عمل، يعني بازتاب نتيجه عمل، از آن روي ثواب را جزاى طاعت دانسته‏ اند؛ يعنى، چيزى كه در برابر طاعت به انسان بر مى‏ گردد. مثوبة نيز به همين معناست: لمثوبة من عنداللّه‏ خير؛ يعنى جزا و پاداش الهى برتر و والاتر است(بقره، آيه 103). ثواب و پاداش مى ‏تواند به صورت كمّى و كيفى هر دو باشد. نعمت‏هاى بهشتى كه ثواب و پاداش اهل طاعت است از دو بعد مادى و معنوى هر دو برخوردار است. بنابر اين مى‏ تواند كميّت هم داشته باشد. در قرآن مجيد به هر دو صورت اشاره شده است؛ مثلاً ملاحظه كنيد گاهى چنين تعبير شده است كه: من جاء بالحسنة فله عشر امثالها كسى كه كار نيكى انجام دهد ده برابر به او پاداش داده خواهد شد(انعام، آيه 160). البته اين ده برابر منحصر در كميت نيست؛ بلكه بدين معنا است كه اجر و ثواب او را بيش از آنچه او انجام داده است، خواهيم داد. ولى اين مضاعف بودن هر دو بعد كمّى و كيفى را شامل است.

شكى نيست كه قسمتى از اجر و پاداش نيكى ‏ها، مربوط به كمال وجودى و ارتقاى شخصيت خود انسان است.لهم درجات عند ربهم(انفال، آيه 4)؛ بلكه هم درجات عنداللّه‏(آل عمران، آيه 163). براى آنها فرداى قيامت درجاتى در ساحت پروردگار است بلكه خودشان درجات خواهند بود. بنابراين پاداش بهشت چيزي غير از وصال و قرب به خدا نيست و اينطور نيست كه به بهشت رسيدن غير از به خدا رسيدن باشد. بهشت مظهر لطف، رحمت، نعمت و صفات و كمالات الهي است و با درخواست بهشت و رسيدن به بهشت در حقيقت مي توان به خدا رسيد و اين منافاتي با به خدا رسيدن ندارد. منظور از ثواب هم بازتاب نيك و درجاتی است كه خداي متعال براي اعمال نيك انسان قرار داده كه به صورت نعمت هاي مادی و معنوی بهشتي نمود پيدا خواهد كرد.

در باب اطمینان بخش بودن اجر و ثواب و درجاتی که خداوند وعده داده، برای اهل ایمان همین بس که وعده خداوند حق بوده و تخلف بردار نیست.

موفق باشید ...:Gol:

سلام
اگه اشتباه نکنم، تاپیکی بود درباره ی اینکه آیا خدا میتواند سنگی خلق کند که نتواند بلند کند!؟ و اونجا گفته بودن کار غیرممکن غیرممکنه و نمیشه! فکر کنم اینجا هم همین باشه!! صفات کیفی برای خدا هم صفات کیفیه! البته به نظرم بیشتر روی جلوه ی این وضعیت برای خودمون بحث کنیم بهتره! فرض کنید با فردی بی خدا یا بی دین بحث میکنید!

در صفات کمی بعضی اوقات تبدیل انجام میدیم! مثلا لیتر به کیلوگرم و...! اگه این تبدیلات رو برای صفات کیفی هم موجه بدونیم باید یه جوری تبدیل بشه به ثواب! یعنی نوعی فرمول(چه تجربی چه ذهنی!) باید براش باشه!

حالا با فرضی که گفتم(بی دین و...) آیا این صفت کیفی(ثواب) مقدار قابل اعتمادی هست!؟ اصلا کسی میتونه ادعا کنه که مقدار ثواب هر کاری رو میدونه!؟
یه مثال دیگه میزنم! من میگم که هر کس برام سنگ بیاره، ازش میخرم! آیا اطمینانی هست که من برای بعضی سنگا بهتر پول ندم یا تو سر مال نزنم یا...!؟

Masood11;687682 نوشت:
حالا با فرضی که گفتم(بی دین و...) آیا این صفت کیفی(ثواب) مقدار قابل اعتمادی هست!؟ اصلا کسی میتونه ادعا کنه که مقدار ثواب هر کاری رو میدونه!؟
یه مثال دیگه میزنم! من میگم که هر کس برام سنگ بیاره، ازش میخرم! آیا اطمینانی هست که من برای بعضی سنگا بهتر پول ندم یا تو سر مال نزنم یا...!؟

با سلام و تشکر مجدد:Gol:

اصولاً فرد بی دین (منکر خدا و معاد) بدلیل نوع جهان بینی که بدان معتقد است (جهان بینی مادی) نگاهی صرفاً مادی و زمینی به امور دارد و در مواجهه با امور تنها به کمیت و کیفت مادی آن توجه دارد و هر امر فرامادی و الهی چه از حیث کمی و کیفی را با نگاه انکار و اگر منصف باشد نهایتاً با تردید و لاادری گری می نگرد. زیرا لازمه فهم گزاره های معنوی دنیای دیگر نظیر "پاداش و عقاب" و "بهشت و جهنم" و ... اعم از کمی و کیفی آن اعتقاد به وجود خدا و نیز اعتقاد به دنیای پس از مرگ است.

از اینرو در مواجهه با چنین افرادی بحث از این گزاره ها که مأخوذ از جزئیات عالم فرامادی است امری بیهوده و بی ثمر است در این مجال گفتمان بحث با ایشان باید از مقدمات هستی شناسی یعنی اثبات کلیات اعتقادی نظیر براهین عقلی و فلسفی اثبات وجود خدا؛ اثبات براهین عقلی معاد و ... آغاز شود و اگر در این مرحله توفیقی حاصل شد در گامهای بعدی به مفهوم شناسی جزییات حقایق و معارف الهیه در باب خداشناسی و معادشناسی پرداخته می شود.

البته در قالب تمثیل در فضای عالم مادی می توان با چنین افرادی در خصوص میزان اعتماد به کیفیت امور گفتمان کرد اینکه چگونه و با چه پارامترهایی افراد به وعده های دیگران(پاداشهای کیفی) اعتماد می کنند مثلاً معمولاً شرکتها و کمپانی های تولید کننده محصولات مختلف در کنار ارائه محصول، اقدام به تبلیغات متعددی مبنی بر ارائه پاداشهای کذا و کذا به مصرف کنندگان این محصولات می کنند و معمولاً مردم بر اساس دستیافتن به سطحی از شناخت نسبی، بدون آنکه صحت و سقم این تبلیغات را راستی آزمائی کرده باشند به این تبلیغات اعتماد می کنند. (و این درحالی است که باقتضاء نفس انسانی و به تجربه روح تبلیغات بشری عاری از دروغ نیست) دلیل این اعتماد معمولاً در ارزشمندی آن پاداشها نهفته است و این نحوه رویکرد، معمولاً ریشه در نفس و عقل حسابگر آدمی دارد که بدنبال "جلب منفعت بیشتر و دفع ضرر محتمل" است.

با این بیان، وقتی مردم در مواجهه با تبلیغات گوناگون و بعضاً مزورانه شرکتها و کمپانی ها با حداقل شناخت و امکان راستی آزمایی دل می بندند قطعاً اگر به شناخت درستی از فلسفه آفرینش و خدای هستی بخش و حقیقت معاد برسند وضعیتشان متفاوت خواهد بود. زیرا خدائی که واجد همه کمالات بوده و به دلیل بی نیازی مطلق، دلیلی برای دروغ و کِذب و جَذب مخلوقات با وعده و وعید ندارد، معتقدان به آن حقیقت متعالی بر اساس روح ایمان و تقوا به آنچه از آن منبع لایزال صادر می شود ایمان و اعتقاد راسخ داشته و بدون ذره ای تردید دل به آستان بندگی آن معبود یگانه می سایند.

موفق باشید ...:Gol:

مشکور;687759 نوشت:

با سلام و تشکر مجدد:Gol:

با این بیان، وقتی مردم در مواجهه با تبلیغات گوناگون و بعضاً مزورانه شرکتها و کمپانی ها با حداقل شناخت و امکان راستی آزمایی دل می بندند قطعاً اگر به شناخت درستی از فلسفه آفرینش و خدای هستی بخش و حقیقت معاد برسند وضعیتشان متفاوت خواهد بود. زیرا خدائی که واجد همه کمالات بوده و به دلیل بی نیازی مطلق، دلیلی برای دروغ و کِذب و جَذب مخلوقات با وعده و وعید ندارد، معتقدان به آن حقیقت متعالی بر اساس روح ایمان و تقوا به آنچه از آن منبع لایزال صادر می شود ایمان و اعتقاد راسخ داشته و بدون ذره ای تردید دل به آستان بندگی آن معبود یگانه می سایند.

موفق باشید ...:Gol:


سلام
سوال منم دقیقا همینه! از کجا معلوم که مثل همین تبلیغات نباشه!؟ البته منظورم دروغ بودنش نیست بلکه نوعی ناقص گوییه که منجر به برداشتهای مختلف میشه و برای تبلیغاتم گاهی استفاده میشه!!

Masood11;687761 نوشت:
سلام
سوال منم دقیقا همینه! از کجا معلوم که مثل همین تبلیغات نباشه!؟ البته منظورم دروغ بودنش نیست بلکه نوعی ناقص گوییه که منجر به برداشتهای مختلف میشه و برای تبلیغاتم گاهی استفاده میشه!!

سلام مجدد:Gol:

پس قبول دارید که دروغ در دستگاه خدای متعال با توجه به دلایلی که گفتیم منتفی است به همان دلایل قبلی، ناقص گویی هم معمولاً از محدودیت و عدم احاطه و ضعف و نیازمندی ناشی می شود اگر کسی پس از آن شناختهای علمی و مقدماتی (شناخت خدای متعال و صفات بی همتایش و صادق بودن رسولانش) به شناخت یقینی و قلبی (ایمان) این حقایق راه یافت که خداوند واجد همه کمالات بنحو تمام و کمال و عاری از همه جهات ضعف و نقصان است و رسولانش واجد نهایت درجه عصمت و پاکی و صادق مصدَّق بودن هستند. شائبه ناقص گویی نیز منتفی خواهد بود. زیرا اخباری که از طریق وحی معصومانه در باره حقایق معاد و مواهب کمی و کیفی آن گفته شده در همه مراحل آن (صدور، دریافت و حفظ و ابلاغ) مصون از خطا و اشتباه (نقص و کاستی) است.

فلذا با این توضیح، ابهام ناقص گویی نیز برطرف می گردد.

موفق باشید ...:Gol:

مشکور;687314 نوشت:
اگر خداوند به بنده‌اي از بندگانش هزار سال عمر بدهد و او در اين دو مكان مقدس، هزار سال خدا را عبادت كند، آنگاه مظلومانه در بسترش كشته شود، ولي خدا را بدون ولايت ما، قبول امامت ما، ملاقات نمايد، بر خدا سزاوار امت كه او را با صورت در آتش دوزخ واژگون سازد.(همان، ج1، ص 123، باب 12)

پس چرا اینهمه در قرآن در برابر کردار نیک بذون اینکه این اصل بسیار بسیار مهم آمده باشد وعده ی قطعی و بدون قید و شرط داده بهشت شده است

ژیان;688424 نوشت:
پس چرا اینهمه در قرآن در برابر کردار نیک بذون اینکه این اصل بسیار بسیار مهم آمده باشد وعده ی قطعی و بدون قید و شرط داده بهشت شده است

سلام علیکم:Gol:

در آیات قرآن مکرراً به این اصل مهم توجه داده شده است که به اقتضاء به چند مورد اشاره می کنیم:

1. خداوند در قرآن به پیامبر(ص) فرمان می دهد تا این معنا را به همگان برساند که مسیر توحید و عبودیت حق، جز از طریق حب نسبت به دوستان و بغض نسبت به دشمنان ایشان نمی گذارد و این دوستی را تنها می توان در تسلیم محض و بی چون و چرا از آن حضرت(ع) به دست آورد: قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ؛ ؛ بگو: «اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشاید و خداوند آمرزنده مهربان است.» (آل عمران، آیه ۳۱) بر این اساس پیامبر(ص) برای مومنان در مقام تشریع از چنان اولویتی برخوردار است که جان و مال و عرض خویش را می بایست بی چون و چرا در مقام تسلیم محض در اختیار ایشان گذارند؛ (احزاب، آیه ۶) چرا که مومن می داند، اطاعت از پیامبر(ص) جز همان اطاعت از خدا نیست؛ از این رو خداوند اطاعت خویش و پیامبر(ص) را با یک عبارت می آورد و می فرماید: قُلْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ الْکَافِرِینَ؛ بگو: «خدا و پیامبرش را اطاعت کنید.» پس اگر رویگردان شدند، قطعاً خداوند کافران را دوست ندارد. (ال عمران، آیه ۳۲) چرا که هرگونه عدم ولایت وی و رویگردانی از آن به معنای کفر می باشد و خداوند کافران را دوست نمی دارد. همین معنا به شکلی دیگر در آیه ۹۲ سوره مائده تبیین شده است. همچنین خداوند در آیه ۱۳۲ همین سوره نیز ضمن یکی دانستن اطاعت خود و پیامبر(ص) می فرماید که هر کس رحمت الهی را می خواهد می بایست، از پیامبر(ص) به عنوان مظهر خداوند اطاعت کند.

بنابراین، برپایه این آموزه های وحیانی و مانند آن می توان این معنا را استنباط کرد که کفر و ایمان نمی تواند جز دشمنی با پیامبر(ص) و یا دوستی به ایشان باشد که در مقام عمل به شکل اطاعت و تسلیم محض و تفویض و واگذاری همه وجود به ایشان بروز و ظهور می کند و هرگونه تولی دیگران و پشت کردن به ولایت و محبت ایشان به معنای کفر است. از آیات پیش گفته و آیات دیگر قرآن به دست می آید که محبت و اطاعت آن حضرت(ص) واجب است؛ چنان که از آیاتی چون ۱۱۵ سوره نساء و ۱۳ و ۱۴ سوره انفال و ۶۳ سوره توبه و ۴ سوره حشر و مانند آن برمی آید که دشمنی با محمد(ص) حرام است؛ چرا که هرگونه دشمنی و مخالفت با پیامبر(ص) در حکم دشمنی با خداست.(همان)

2. بر اساس آموزه های قرآنی، اهل بیت(ع)، جان و نفس محمد(ص) هستند، بنابراین، هر حکمی که درباره پیامبر(ص) گفته می شود، همان حکم درباره اهل بیت(ع) جاری و ساری می باشد.(آیه ۶۱ سوره آل عمران) که به آیه مباهله مشهور می باشد به صراحت حضرت امیرمؤمنان علی(ع) را نفس و جان پیامبر(ص) معرفی می کند همچنین در این آیه، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) به عنوان فرزندان پیامبر(ص) معرفی شده است. (تفسیر کبیر، فخر رازی، ج ۳، ص ۲۴۸ و الجامع لاحکام القرآن، قرطبی، ج ۴، ص ۶۷ و اسباب النزول، واحدی، ص ۹۰ و نیز المیزان، ج ۱۸، ص ۳۱۲) فاطمه زهرا(س) نیز فرزند ایشان است که پیامبر، وی را جگر گوشه خویش معرفی می کند و می فرماید: فاطمه بضعه منی من اغضبها اغضبنی؛ فاطمه، پاره تن من است هر کس او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است.» (بحارالانوار، ج ۵۶، ص ۲۱۰ و دلایل الامامه، ص ۴۵ و سلیم بن قیس، حدیث ۴۸ و صحیح بخاری، ج۵، ص ۲۶ و نیز صحیح مسلم، ج۴، ص ۱۹۳)


3. همچنین خداوند در آیه ۵۹ سوره نساء برای این که وحدت میان اهل بیت(ع) و پیامبر(ص) را تبیین کند و اطاعت ایشان را همانند اطاعت پیامبر(ص) بیان کند و با اشتراک گذاری و آوردن فعل اطاعت آن دو می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خود را نیز اطاعت کنید پس هرگاه در امری اختلاف نظر یافتید، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به خدا و پیامبرش عرضه بدارید، این بهتر و نیک فرجام تر است.» براین اساس، محبت به اهل بیت(ع) عین محبت به پیامبر(ص) و دشمنی ایشان عین دشمنی با آن حضرت خواهد بود. بنابراین هر کس ولایت ایشان را پذیرفت و اطاعت کرد، براساس آیات ۳۲ سوره آل عمران و ۹۲ سوره مائده، اطاعت و ولایت الهی را پذیرفته است و هر کسی از ولایت اهل بیت(ع) و اطاعت ایشان تولی و سرپیچی کرد، از ولایت و اطاعت الهی سرپیچی کرده و کافر شده است.

البته آیات قرآنی در باب لزوم اطاعت از پیامبر و اهل بیت (ع) که حکم اولیاء و جانشینان بر حق پیامبر هستند و نیز آیاتی که به عقوبت مخالفان پیامبر و اهل بیت (ع) اشاره می کنند بسیار است که در این مجال به همین اندازه بسنده می کنیم.


نتیجه ای که از این بحث حاصل می شود اینکه از نظر قرآن، حقیقت اهل بیت(ع) همان حقیقت وجود پیامبری است؛ از این رو قرآن که وجود کتبی آن حضرت(ص) است وجود کتبی اهل بیت(ع) نیز می باشد. به سخن دیگر، قرآن، وحی الهی به حضرت رسول الله(ص) است، ولی هرگز وحی چیزی جدا از حقیقت آن حضرت نیست و اگر آن حضرت (ص) قرآن ناطق است، همه اهل بیت(ع) به حکم نفس بودن، قرآن ناطق هستند. براین اساس، قرآن چیزی جدا از حقیقت اهل بیت(ع) نمی باشد. فلذا طبق آموزه های قرآنی کسی که حق اهل بیت(ع) را نشناخته و مخالفت با آنها کند طبق روایت مورد بحث: هر چند تمام عمر خدا را عبادت کرده و مظلومانه در بستر کشته شود(بدون ولایت اهل بیت)، در حقیقت با رسول خدا، قرآن، دین خدا و خدای متعال مخالفت کرده و مستحق آتش و عذاب الهی است.

موفق باشید ...:Gol:

موضوع قفل شده است