***** أین الرجبیون ؟ *****

تب‌های اولیه

18 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

اولین شب جمعه از ماه عظیم رجب را لیلة الرغائب گویند که شبی با ارزش و با عظمت است و از دو جهت دارای اهمیت است :
1. از این جهت که اصولاّ شب جمعه، خود دارای ویژگی و ارزش خاصی است و اعمال عبادی فراوانی در آن وارد شده و زمان عبادت و مناجات و عرض حاجات با قاضی الحاجات است.
2. ماه رجب اولین ماه از ماه های حرام (ماه های حرام عبارتند از: رجب، ذی القعده، ذی الحجه، محرم) و ماه خدا و هنگام عبادت و دعا و استغفار است و رحمت الهی در این ماه در حال ریزش و نزول است به همین جهت این ماه را رجب الاصب گویند، چون"صب" به معنای رختن است. پس لیلة الرغائب شرافت و ارزش شب جمعه و ماه رجب هر دو را در خود جمع نموده پس ارزشی دو چندان دارد. کلمة "رغائب" جمع "رغیبه" به معنای چیزی که مورد رغبت و میل است و نیز به معنای عطا و بخشش فراوان می باشند.
رجب`، ماه خداست؛ ماه پر برکتی است که اعمال بسیاری برای آن ذکر شده است. پیامبراکرم صلوات الله علیه فرمود: هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، مستوجب خشنودی خدا می شود و غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود. اعمال ماه های رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح برای شرکت در میهمانی ماه مبارک رمضان می باشد. برای درک عظمت ماه رمضان باید از قبل خود را آماده نمائیم.
پیامبراکرم(ص) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است.
در این شب ملائک بر زمین نزول می کنند. برای این شب عملی از رسول خدا صلی الله علیه و آله ذکر شده است که فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:
روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امکان و بلا مانع بودن- روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد. بین نماز مغرب و عشاءدوازده رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به یک سلام ختم می شود و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده رکعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذکر` اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله` گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذکر` سبوح قدوس رب الملائکه والروح` گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذکر` رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم` گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد.
پیامبراکرم صلوات الله علیه در فضیلت این نماز می فرماید: کسی که این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد می گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد که از هر شدت و سختی نجات یافتی. میّت می پرسد تو کیستی؟ به خدا سوگند که من صورتی زیباتر از تو ندیده ام و کلامی شیرین تر از کلام تو نشنیده ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده ام. آن زیباروی پاسخ می دهد: من ثواب آن نمازی هستم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افکند.

مرحوم آیه الله میرزا جواد ملکی تبریزی درکتاب المراقبات توضیح می دهد :
اگر انسان در عبارت دعا « اعطنی جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر الآخره » کلمه جمیع تکرار شده، ولی در این عبارت
«و اصرف عنی جمیع شر الدنیا و شر الآخره » تکرار نشده است بیندیشد، شاید به این نتیجه برسد که اختلاف عبارت اشاره دارد که شر امر عدمی است که دوری از رحمت خدا و محرومیت از بخشایش الهی است، ولی چون خیر امری وجودی می باشد، گویا انواع آن بی شمار است.
این که چرا جمیع شر الدنیا، تمامی شرهای دنیا آمده، گویا به این جهت است که شرهای دنیا برای همه مردم معلوم نیست.

پیام «لا فرق بينك و بينها الا انهم عبادك »؟
این سخن فرازی از دعای نورانی رجبیّه است که از ناحیه مقدسه حضرت مهدی(ع) نقل شده و در مفاتیح الجنان آمده:
«اللهمّ إنّی أسئلک بمعانی جمیع یدعوک به ولاة أمرک... لا فرق بینک و بینها إلاّ أنّهم عبادک وخلقک؛(1) خداوندا تو را می‌خوانم به همه معانی که با آنان تو را صاحبان امر تو می‌خوانند، آنان که فرقی بین تو و آن ها نیست. مگر در این که بندگان و مخلوق تو هستند».
بر اساس نص صریح قرآن کریم هیچ موجودی مثل خداوند نیست، از این رو به طور مطلق فرمود: «لیسَ کمثلهِ شیءٌ».(2)
بنابر این هرگز نباید حضرات معصومین(ع) را مثل خدا تصور کرد، چون خداوند از مثل و مانند منزه است. ولی در باره فراز یاد شده به چند نکته اگر توجه شود ، مشکل مطرح شده در پرسش به آسانی قابل حل است ، زیرا بر اساس این نصیحت حافظ که می گوید :
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست ** سخن شناس نیی جان من خطا این جاست
پيش از تردید در مفهوم آن گونه آموزه های متعالی باید در باره معنای آن ها دقت و پرس و جو نمود .
در دعای یاد شده گرچه در ابتدا تعبیر «لا فرق» آمده، ولی در ادامه تصریح شده که حضرات معصومین(ع) که صاحبان امر خداوند و معدن کلمات الهی‌اند، بنده و مخلوق خدا هستند. همین که بنده و مخلوق است، پس یک فرق و تفاوت نامحدود و نامتناهی بین آن ها و خدا وجود دارد، چون بنده و مخلوق هر اندازه مقرب درگاه خداوند باشد، باز تفاوت او با خداوند در حد و حساب نمی‌گنجد، چون بنده و آفریده هرگز قابل قیاس با خالق خود نیست‌، به دلیل این که هستی خالق نامحدود و واجب الوجود است. هستی مخلوق و بنده ممکن الوجود و محدود است . وجود محدود و ممکن الوجود هرگز طرف مقایسه با ذات نامتناهی قرار نمی‌گیرد.
نباید از این سخن دچار آن تصور شد که در پرسش آمده و حضرات معصوم(ع) را مثل و مانند خدا تصور کرد، چون این سخن در صدد بیان حقیقتی عرفانی است، زیرا بر اساس مبانی عرفان اسلامی، انسان کامل به عنوان گل سرسبد آفرینش و خلیفه خدا روی زمین ، مظهر و آیينه و آیت اسما و صفات خداوند است، مثلاً مظهر علم خداوند، مظهر حکمت الهی، مظهر رأفت الهی، مظهر حلم الهی است، بنابر این اگر در دعای یاد شده فرق بین خدا و معصوم نفی شده و تنها در مخلوقیت و بندگی فرق بیان گردیده، ناظر به مقام خلافت الهی آنان است، چون مراد از خلافت الهی که در قرآن آمده(3) جانشینی نیست، زیرا خداوند منزه از جانشین داشتن است، بلکه مراد مظهریت اسما و صفات است ،یعنی خداوند در روی زمین انسان کامل را به عنوان مظهر و محل ظهور و تجلی اسما و صفات خود قرار داده است.
مراد دعا این است که ائمه(ع) به عنوان مخلوق و بندگان صالح خداوند، مظهر اسما و صفات خداوند اند، یعنی صفات و جمالی که در خداوند بالذات و بالاصاله وجود دارد، در آن ها به نحو مظهریت وجود دارد . آن ها آینه‌ای هستند که صفات خدا را نشان می‌دهند.
برخی از عارفان در این رابطه در باره پیامبر می گوید :
ز احمد تا احد یک میم فرق است جهانی اندر آن یک میم غرق است
منظور از آن میم ، ممکن الوجود بودن است . فرق خالق با پیامبر ، جنبه امکانی پیامبر اکرم است که البته در همین فرق عالمی از اسرار و حقایق وجود دارد.
بنابر این به دلیل آن که انسان کامل مظهر اسمای خداوند است ، همه صفات حق را را به نحو مظهریت داراست . آن سخن محمل و توجیه درست دارد . در واقع مفهوم همان کلام نورانی است که در دعای رجبیه از ناحیه مقدسه حضرت بقیة‌الله آمده است.
در آن بیان نورانی حقایق بسیاری درباره صفات انسان کامل اشاره گردیده است . تمام آنچه عارفان بزرگ درباره انسان کامل گفته‌اند ،بازتاب عرفانی این گونه حقایق است که در آموزه‌های اهل بیت(ع) اشاره گردیده ، ولی تمام مقاماتی که در عرفان برای انسان کامل مطرح شده و در پرسش بدان اشاره گردیده ، مطلب عرفانی است . تمام حقایق از این قبیل، همه برای انسان کامل از رهگذر عبادت و بندگی خالصانه خداوند نصیب آن ها شده است و دارای مقام عبودیت مطلق هستند. امیر مؤمنان جمله زیبایی دارد و گفته است:
«کفى لی فخراً أن أکون لک عبداً؛(4) همین افتخار مرا بس است که بنده تو هستم».

پی‌نوشت‌ها:
1. مفاتیح الجنان، ص 245.
2. شورا (42) آیه 11.
3. بقره (2) آیه 30.
4. بحار الانوار، ج 38، ص 340، نشر دار الاحیاء للتراث العربی.بیروت 1403 ق.
5. نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم 1388.ش.

اعتکاف در ماه رجب ؟

در اصطلاح فقه اعتکاف عبارت است از توقّف مدّتی در یکی از مساجد جامع که بافضلیت ترین آنها مسجد الحرام و مسجد النّبی(ص) و مسجد کوفه و مسجد بصره است. اعتکاف از مستحبات مؤکد است مخصوصاً در دهة آخر ماه رمضان که پیامبر اکرم(ص) بدان مواظبت داشت و در سالی که جنگ بدر در ماه رمضان اتفاق افتاد و پیامبر(ص) نتوانست اعتکاف را انجام دهد، سال بعد آن را قضا نمود. صحّت اعتکاف به روزه و حدّاقل آن سه روز است هر چند روزة قضا یا نذر یا روزه واجی دیگر باشد. اعتکاف باید در مسجد جامع شهر باشد نه مسجد محلّه؛ زیرا در این باره روایاتی از ائمة معصومین(ع) وارد شده است. به عنوان نمونه، در روایتی امام جعفر صادق(ع) فرمود: «لا یکون اعتکاف ألاّ بصومٍ و لا اعتکاف الاّ فی مسجد تجمع فیه...؛ اعتکاف با روزه گرفتن و مسجدی که در آن جماعت جمع شوند (مسجد جامع) تحقق پیدا می‌کند».(1)
اعتکاف در همة ایام سال دارای فضیلت است، ولی در ایامی از سال مانند ماه رجب تأکید بیشتر شده، مسلّماً در ماه مبارک رمضان از فضیلت زیادی برخوردار است. اینکه ما در ایران در سه روز 13، 14 و 15 رجب به طور رسمی و با حمایت ارگان‌های دولتی این کار صورت می‌گیرد، دلیل نمی‌شود که در ماه‌های دیگر نتوان اعتکاف کرد. البته می‌توان به برگزار کنندگان اعتکاف پیشنهاد نمود که این مراسم را در ماه مبارک رمضان نیز انجام دهند، چنان که امسال ستاد اعتکاف شهر مقدس قم در ماه مبارک رمضان مراسمی برگزار کرد.
پی‌نوشت‌ها :
1. محمد باقر مجلسی(ره)، ج 94، ص 128 - 130، با تلخیص و برداشت؛ سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج 2، ص 294، با تلخیص.

فلسفه و تاریخچه اعتکاف ؟

اعتکاف در لغت ‏به معنى اقامت کردن و ماندن در جایى و ملازم بودن با چیزى است، ولى در شرع اسلام، اقامت در مکانى مقدس به منظور تقرب جستن به خداوند متعال است.
اعتکاف فرصت ‏بسیار مناسبى است تا انسانى که در پیچ و خم‏هاى زندگی مادى غرق شده، خود را بازیابد .به قصد بهره بردن از ارزش‏هاى معنوى از علایق مادى دست ‏بکشد . خود را در اختیار پروردگار بگذارد. تقاضا کند که او را در راه راست ثابت نگهدارد تا بتواند به دریاى بیکران انس و مهر خداوند که یکسره مغفرت و رحمت است، متصل شود.
در اعتکاف مى‏توان خانه دل را از اغیار تهى کرد . نور محبت‏ خدا را در آن جلوه گر ساخت؛ مى‏توان خود را وقف عبادت کرد .لذت میهمان شدن بر سر سفره احسان و لطف الهى چشید؛ مى‏توان زمام دل و جان را به دست‏ خدا سپرد . همه اعضا و جوارح را در حصار اراده حق به بند کشید؛ (1) مى‏توان به خویشتن پرداخت . معایب و کاستى‏هاى خود را شناخت.در جست و جوى معالجه بود؛ مى‏توان نامه عمل را مرور کرد . به فکر تدارک و جبران فرصت‏هاى از دست رفته بود؛ مى‏توان به مرگ اندیشید . خود را براى حضور در پیشگاه خداى «ارحم الراحمین‏» آماده کرد.
آرى! "اعتکاف" فصلى است ‏براى گریستن، براى ریزش باران رحمت، براى شستن آلودگى‏هاى گناه، براى تطهیر صحیفه اعمال، براى نورانى ساختن دل و صفا بخشیدن به روح.
پیشینه اعتکاف
اعتکاف مخصوص دین اسلام نیست ‏بلکه در ادیان الهى دیگر نیز وجود داشته و در اسلام استمرار یافته ، اگر چه ممکن است در شرع مقدس اسلام پاره‏اى از خصوصیات و احکام و شرایط آن تغییر یافته باشد. درباره حدود و شرایط این عبادت در دیگر ادیان، اطلاعات قابل توجهى در اختیار ما نیست.
مرحوم علامه مجلسى در «بحارالانوار» به نقل از طبرسى آورده است که: «حضرت سلیمان (ع) در مسجد بیت المقدس به مدت یک سال و دو سال، یک ماه و دو ماه و کمتر و بیش تر اعتکاف مى‏کرد . آب و غذا براى آن حضرت فراهم مى‏شد . او در همان جا به عبادت مى‏پرداخت.» (2)
برخى از آیات قرآن نیز دال بر این است که اعتکاف در ادیان الهى گذشته وجود داشته است. خداوند متعال مى‏فرماید:
«... و عهدنا الى ابراهیم و اسماعیل ان طهرا بیتى للطائفین والعاکفین والرکع السجود( 3)؛ به ابراهیم و اسماعیل سفارش نمودیم تا خانه‏ام را براى طواف کنندگان، معتکفان و نمازگزاران تطهیر کنند.»
از این آیه استفاده مى‏شود که در زمان حضرت ابراهیم و اسماعیل (ع) عبادتى به نام اعتکاف وجود داشته و پیروان دین حنیف گرداگرد کعبه معتکف مى‏شده‏اند.
حضرت مریم (س) آن گاه که به افتخار ملاقات با فرشته الهى نایل آمد، از مردم فاصله گرفت . در خلوت به سر برد تا در مکانى خالى و فارغ از هر گونه دغدغه به راز و نیاز با خداى خود بپردازد و چیزى او را از یاد محبوب غافل نکند.
به همین جهت طرف شرق بیت المقدس را که شاید محلى آرام ‏تر و یا از نظر تابش آفتاب پاک ‏تر و مناسب ‏تر بود برگزید. (4)
مرحوم علامه طباطبائى (ره) در المیزان مى‏نویسد: هدف حضرت مریم (س) از دورى نمودن از مردم، بریدن از آنان و روى آوردن به سنت اعتکاف بوده است. (5)
برخى از روایات اهل سنت هم نشان مى‏دهد که در دوران جاهلیت هم عملى عبادى به عنوان اعتکاف در میان مردم رایج ‏بوده است. (6)
علامه حلى در کتاب «تذکرة الفقهاء» به مشروعیت اعتکاف در ادیان پیشین تصریح نموده است. (7)
از زمانى که پیامبر اعتکاف را به مسلمانان آموزش داد، این سنت اسلامى در میان مسلمانان رواج پیدا کرد.

در حال حاضر مراسم اعتکاف در دهه پایانى ماه مبارک رمضان در بسیارى از کشورهاى اسلامى از جمله عربستان ( به ویژه شهر مکه) با شکوه خاصى برگزار مى‏شود. همه ساله خیل عظیم مسلمانان، که بخش قابل توجهى از آنان را جوانان تشکیل مى‏دهند، از سراسر جهان به سوى مسجدالحرام مى‏شتابند. کنار خانه خدا معتکف مى‏شوند حتى بسیارى از زائران خانه خدا به منظور دستیابى به فضیلت اعتکاف در دهه آخر ماه رمضان، این ایام پر برکت را براى انجام عمره مفرده برمى‏گزینند.
شبیه این مراسم در مسجدالنبى و در کنار مرقد مطهر پیامبر برگزار مى‏شود. مسجد کوفه در عراق نیز سال‏هاى متمادى، محل برپایى مراسم اعتکاف در دهه آخر ماه مبارک رمضان بوده است. انبوه شیعیان و پیروان مکتب اهل بیت (ع) در این مسجد مقدس معتکف مى‏شده‏اند و بسیارى از عالمان بزرگ شیعه نیز همراه با مردم در این مراسم شرکت مى‏کرده‏اند.
اعتکاف در کشور ایران تاریخچه‏اى پرفراز و نشیب دارد. در هر عصرى که عالمان برجسته دینى به اعتکاف اهتمام ورزیده‏اند، مردم مسلمان نیز از آنان پیروى کرده و به اعتکاف بها داده‏اند.
در عصر صفوى، در سایه تلاش‏هاى دو عالم بزرگ آن زمان، مرحوم شیخ بهایى (1030- 952 ه.ق) و شیخ لطف الله میسى عاملى اصفهانى (متوفاى 1032 یا 1034 ه.ق)، اعتکاف در شهرهاى ایران، به ویژه قزوین و اصفهان، رونق خاصى یافته است.
خوشبختانه اکنون در بسیارى از شهرهاى کشورمان مراسم اعتکاف در روزهاى 13، 14 و 15 ماه رجب (ایام البیض) برگزار مى‏شود. این سنت‏ حسنه ابتدا در شهر مقدس قم، توسط عالم ربانى میرزا مهدى بروجردى صورت گرفت و رفته رفته در شهرهاى دیگر رواج یافت.

ارزش معنوى اعتکاف
انقطاع از مادیات و امور دنیوى و ملازمت مسجد و دوام ذکر و عبادت خدا، به تنهایى و بدون اعتکاف نیز داراى ارزشى والا و اهمیتى فراوان است .در این زمینه آیات، روایات و احادیث زیادى را با چنین مضمونى مى‏توان یافت، اما اهمیت اعتکاف به طور مشخص در قرآن و احادیث مورد تاکید قرار گرفته است.
در بنیاد اولین خانه توحید (کعبه) به دست دو پیامبر الهى، حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهماالسلام سخن از عهد و پیمانى به میان مى‏آید که از جانب خداوند، جهت تطهیر«بیت الله‏» براى طواف کنندگان، معتکفین و نمازگزاران از آنان گرفته شده است.
مطالعه در تعالیم ادیان الهى نشان مى‏دهد که همواره شیوه‏هایى از درون‏ گرایى و دورى از جمع در ادیان آسمانى وجود داشته است.

اعتکاف در قرآن
از کلام وحى استفاده مى‏شود که در میان بنى اسرائیل نوعى روزه همراه با سکوت (صمت‏) رایج‏ بوده است. (8) حضرت موسى(ع) با آن که مسئولیت ‏سنگین رهبرى و هدایت امت را بر دوش داشت، براى مدت زمانى آنان را رها کرد .براى خلوت کردن با محبوب خویش به خلوتگاه کوه طور شتافت. او در پاسخ به پرسش پروردگار فرمود:
"... و عجلت الیک رب لترضى (9 )؛ پروردگارا به سوى تو آمدم تا از من راضى شوى."
قرآن مجید در جایى دیگر از« رهبانیت‏» و گوشه ‏گیرى پیروان حضرت عیسى(ع) سخن به میان آورده، و مى‏فرماید:
«... و رهبانیة ابتدعوها ما کتبناها علیهم الا ابتغاء رضوان الله فما رعوها حق رعایتها... (10)؛ رهبانیتى را که خود ابداع نمودند ،از این رو برای شان مقرر نمودیم تا خشنودى خداوند را کسب کنند. پس حق آن را چنان که باید مراعات نکردند.»
مفسر بزرگ قرآن، علامه طباطبائى (ره) فرموده است: « لحن آیه شریفه نشان مى‏دهد که خداوند، ابتدائا رهبانیت را بر پیروان حضرت عیسى (ع) مقرر ننموده، ولى آن را مورد تایید قرار داده است.» (11) هر چند آنان به دلیل این که در رهبانیت زیاده روى نمودند و حد و مرز آن را مراعات نکردند، مورد نکوهش خداوند قرار گرفتند.
اسلام با پیش بینى عبادتى به نام «اعتکاف‏» که در واقع نوعى خلوت و درون گرایى است، براى ساختن انسان‏ها و جلوگیرى از آفت ‏خدا فراموشى و خود فراموشى، چاره اندیشى نموده است. این‏ها همه نشان مى‏دهد با آن که روح تعالیم ادیان، دعوت به جمع و اجتماع است، انسان به برنامه هایى که او را با درون خود پیوند دهد نیز محتاج است.
راز این امر روشن است؛ معمولا حضور پیوسته و دائمى در عرصه اجتماع و کار و تلاش عملى، رفته رفته روحیه عمل گرایى را در انسان تقویت مى‏کند.
پیدایش این روحیه چه بسا انسان را از درون تهى مى‏کند تا آن جا که به چیزى جز عمل بیش تر نیندیشد. شخص عمل گرا و عمل زده حتى گاه فرصت نمى‏یابد نتایج کارها و تلاش‏هاى خود را هم به درستى ارزیابى کند. اعتکاف زمینه مناسبى است تا انسان به کاوش درباره انگیزه‏ها و روحیات خویش بپردازد . براى رفع نقصان و تکامل آن بکوشد. بنابراین اعتکاف با ویژگى هایى که اسلام براى آن در نظر گرفته، پاسخى است ‏به این نیاز روحى، و فرصتى است مغتنم براى رو آوردن به خود و خدا.

اعتکاف در احادیث
میزان توجه پیامبر(ص) به برپایى اعتکاف، بسیار در خور دقت و تامل است. خداوند متعال، پیامبر خویش را به داشتن خلق و خویى عظیم و بزرگ ستوده است.
«و انک لعلى خلق عظیم( 12)؛ و در حقیقت تو به اخلاق نیکو وعظیم آراسته هستى.»
با این حال، آن حضرت با وجود مسئولیت ‏بزرگ اجتماعى که بر دوش داشت، خود را از اعتکاف بى نیاز نمى‏دانست.
چنان که در حدیثى از امام صادق (ع) آمده است: "رسول خدا در دهه آخر ماه مبارک رمضان در مسجد معتکف مى‏شدند . براى حضرت خیمه‏اى که از مو بافته شده بود، در مسجد برپا مى‏شد. پیامبر براى اعتکاف آماده مى‏شدند . بستر خویش را جمع مى‏کردند." (13)
در حدیث دیگرى از امام صادق آمده است: « کانت ‏بدر فى شهر رمضان و لم یعتکف رسول الله (ص) فلما ان کان من قابل اعتکف عشرین. عشرا لعامه و عشرا قضاء لما فاته (14)؛ جنگ بدر در ماه رمضان رخ داد، از این رو رسول خدا موفق به اعتکاف نشدند. حضرت در ماه رمضان سال آینده یک دهه را به عنوان همان سال اعتکاف نمودند و یک دهه را نیز به عنوان قضاى سال قبل.»
رسول خدا افزون بر اهتمام عملى نسبت ‏به اعتکاف، با بیان فضایل و پاداش بزرگ آن، مؤمنان را به انجام این عمل تشویق مى‏نمودند. در حدیثى از حضرت آمده است: «اعتکاف عشر فى شهر رمضان تعدل حجتین و عمرتین (15)؛ یک دهه اعتکاف در ماه رمضان همچون دو حج و دو عمره است.»
گرچه این حدیث ناظر به اعتکاف به مدت ده روز و در ماه مبارک رمضان است، ولى اعتکاف در کمتر از این مدت (به شرط آن که از سه روز کم ‏تر نباشد) در غیر ماه مبارک رمضان مخصوصا «ایام البیض‏» به اندازه خود فضیلت و ثواب دارد.

فلسفه اعتکاف
انسان موجودى است ‏سالک و پویا به سوى معبود حقیقى خویش و از هر راهى که برود و هر مسیرى را که در زندگى انتخاب کند، سرانجام به لقاى معبود خویش مى‏رسد:
« یا ایها الانسان انک کادح الى ربک کدحا فملاقیه (16 )؛ اى انسان! تو با تلاش و رنج ‏به سوى پروردگارت مى‏روى و او را ملاقات خواهى کرد.»
با توجه به این آیه اگر انسان راه ایمان، خود سازى و تهذیب نفس را بپوید جمال و مهر خداوند را ملاقات مى‏کند، اما اگر راه کفر و آلودگى را در پیش گیرد، جلال و قهر او را می بیند. بنابراین اگر مقصد و غایت ‏سلوکش لقاى محبت و مهر خدا باشد، باید راه تهذیب نفس و عبادت حقیقى را در پیش گیرد و از هواى نفس بگریزد و در طریقت انس با معبود گاهى به گوشه‏اى خلوت پناه ببرد و دور از همه عنوان‏ها و تعلقات مادى، لختى بر حال زار خویش بگرید و با سوز دل و اشک چشم، کدورت و زنگار را از چهره جان خود بزداید و در زاد و توشه آخرت اندیشه کند.
ادیان الهى با توجه به همین نیاز روحى، با آن که انسان را به حضور در جامعه و شرکت در فعالیت‏هاى اجتماعى فرا مى‏خوانند، فرصت هایى را نیز براى خلوت نمودن او با خداوند فراهم نموده‏اند، یکى از این فرصت‏ها «اعتکاف‏» است.

پى‏نوشت‏ها:
1. عطار نیشابورى، تذکرة الاولیاء، ص‏785.
2. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج‏14، ص‏141.
3.بقره(2)آیه ‏125.
4. تفسیر نمونه، ج‏13، ص‏33.
5. علامه طباطبائى، المیزان، ج‏14، ص‏34.
6. سید مرتضى، المسائل الناصریات، ص‏119.
7. علامه حلى، تذکرة الفقهاء، ج‏6، کتاب اعتکاف، ص‏239.
8. حرعاملى، وسائل الشیعه؛ ج‏7، ص‏116.
9. طه(20) آیه 84 .
10.حدید(57) آیه 27.
11. المیزان، ج‏19، ص‏173.
12.قلم (68) آیه 4.
13. حرعاملى، وسائل الشیعه، ج‏7، ص‏397، روایت‏1.
14. همان، روایت 2.
15. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، کتاب الاعتکاف، ص ‏188.
16.انشقاق(84) آیه 6 .

بلی اين مطلب صحت دارد كه امام علي (ع)درخانه خدا متولد شد، منتهي درجزييات آن اختلاف است. برخي گزارش نموده اند كه در هنگام تولد حضرت ديوار كعبه شكافته شد "....َ وَ قَدِ انْفَتَحَ عَنْ ظَهْرِهِ وَ دَخَلَتْ فَاطِمَةُ فِيهِ وَ غَابَتْ عَنْ أَبْصَارِنَا (1) همچنين گزارش شده است: که به هنگام شدت گرفتن درد زایمان فاطمه بنت اسد راه مسجد الحرام را در پیش گرفت و خود را به دیوار کعبه نزدیک ساخت. بعد از اعتراف به ایمان و اعتقاد گفت:"... پروردگارا، به پاس احترام کسی که این خانه را ساخت و به حق کودکی که در رحم من است، تولد این کودک را بر من آسان فرما." لحظه‌ای نگذشت که فاطمه به صورت اعجاز آمیزی وارد خانه خدا شد و در آن جا وضع حمل نمود. این فضیلت بزرگ را تمام محدّثان و مورخان شیعه، در کتاب‌های خود آورده‌اند، گروه زیادی از اهل سنت نیز به این حقیقت تصریح کرده‌اند. حاکم نیشابوری می‌گوید: ولادت علی(ع) در داخل کعبه، به طور تواتر به ما رسیده است.
آلوسی بغدادی مفسر معروف سنی، می‌نویسد: تولد علی(ع) در کعبه میان ملل جهان مشهور است و تا کنون کسی به این فضیلت دست نیافته است.(2)
در اين ميان وهابيان به شكافتن ديوار كعبه اعتقاد ندارند، افزون بر آن الان چنين شكافي دركعبه وجود ندارد، البته در كعبه محلي وجود دارد كه از آن به عنوان " مستجار " ياد مي شود. اين مكان مورد احترام شيعه وسني و درضلع غربي كعبه -تقريبا- درفاصله يك متري ركن يماني قرار دارد (3)

پی‌نوشت‌ها:
1. شيخ صدوق، بيروت‏، ناشر: اعلمى‏، 1400 ق‏ چاپ پنجم، ص 132.
2. جعفر سبحاني، فروغ ولایت، قم، انتشرات صحيفه، 1367، ص 35.
3. رك: عبد الرحمن انصاري وديگران، مشاهد ومشاعر حج، قم، زمينه سازان ظهور امام عصر( عج)، 1384، ص204.

بنابر نظر مرحوم سید بن طاووس کمال اعتکاف به چیست؟

به نظر ایشان اعتکاف و بریدن از زندگی و خانواده و تعلقات اجتماعی برای مدت محدود و رو آوردن به مسجد و ساکن شدن در آن جا به عبادت و اطاعت، برای آن است که انسان بریدن از تعلقات و ممحض شدن در بندگی را امتحان و تجربه و تمرین کند تا انقطاع برایش حاصل گردد و دوام یابد به طوری که با این که جسمش در اجتماع است، به کار و زندگی مشغول، ولی روحش همیشه به عبادت مشغول بوده ، خود را در محضر حق و زیر نظر او ببیند.
هر چه انقطاع بیش تر حاصل شود، اعتکاف از کمال بیش تری برخوردار شده . جمله ایشان :
اعلم أن کمال الاعتکاف هو إیقاف العقول و القلوب و الجوارح على مجرد العمل الصالح و حبسها على باب الله جل جلاله و تقدس و إرادته و تقییدها بقیود مراقباته و صیانتها عما یصون الصائم کمال صومه عنه؛ (1)
بدان کمال اعتکاف نگه داشتن عقل ها و دل ها و اعضا و جوارح فقط بر عمل صالح و حبس آن ها بر درگاه خدا و بستن آن ها با بندهای مراقبت است تا از آنچه روزه دار روزه اش را از آن ها حفظ می کند( مبطلات و مشتهیات و کم کننده های ثواب و توجه)در امان باشند.
پی نوشت :
1. إقبال‏الأعمال ،ص194.