جمع بندی آیه 34 سوره نساء؛ حق تنبیه زن ؛ یا ترک او؟

تب‌های اولیه

57 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیه 34 سوره نساء؛ حق تنبیه زن ؛ یا ترک او؟

بالاخره در آیه 34 سوره نسا آیا به مردان حق زدن زنان ( یضربون ) به دلیل نافرمانی داده شده است یا خیر ؟

fatemeh135;34077 نوشت:
باسلام

حق زدن زنان به مردان داده شده است اما در شرایط خاص

یعنی مرحله ی سوم است اگر زنان نافرمانی کنند

به نظر شما عمل زدن یک عمل انسانی می باشد ؟
آیا یک انسان حق زدن یک انسان دیگر را دارد ؟
آیا به وسیله زدن به هدف میرسیم ؟

بسم الله الرحمن الرحيم

آيه 34 سوره مباركه نساء زنها را به دو گروه مي كند:
1- زنان شايسته كه در برابر خواسته هاي به حق شوهرانشان فرمانبردارند و....
2- زنان ناشزه زناني كه در برابر خواسته هاي ....سركشند و تمكين نمي كنند
فرض كنيد 40 در صد زنان جامعه ناشزه هستند مردان در قبال آنها چند راه دارند:
1- با اين گونه زنان بسوزند وبسازند
2- آنها را قبل از اقدام ديگري طلاق دهند
3- - اقدامي غير از دو اقدام فوق انجام دهند
دو راه اول مشكلات زيادي دارد چون با طلاق آن هم در وهله اول ممكن است مرد از دست زن راحت شود اما نظام خانواده كه از هم بپاشد اولين قرباني اين حادثه فرزندان خانواده هستند و دهها مشكلات ديگر و ....
پس راه سوم باقي مي ماند
ناگفته نماند دين اسلام ديني است كه بنا دارد هيچ منكري در جامعه صورت نگيرد و همه را در قبال منكرات مسئول مي داند پس مرد بايد در برابر اين منكر اقدامي انجام دهد

راه اولي كه اسلام پسشنهاد مي كند موعظه هست
وقتي خداوند به حضرت موسي و هارون دستور مي دهد كه با فرعوني كه آن همه جنايات انجام داده و ادعاي خدايي مي كند لين و نرم صحبت كنند شايد پند پذير باشد معلوم است كه مرد در موعظه كردن زنش چقدر بايد اين مسئله را رعايت كند
در اين مرحله اگر مرد نقش موعظه گري را خوب ايفا كند
از 40 در صدد زنان ناشزه مر فوضه 20 در صد متنبه مي شوند

مرحله دوم
قرآن مي فرمايد مرد از هم خوابگي با او كنار بكشد بدون اين كه توهين و كتكي به همراه داشته باشد
در اين مرحله هم فرض كنيد 10 در صدد زنان متنبه مي شوند
پس از صدرصد زنان 90 درصد كنار رفتند
خوب شما چه راهي را براي اين ده درصد پيشنهاد مي كنيد ؟
ممكن است بفرماييد طلاق : طلاق تير آخر است
ممكن است بفرماييد : شكايت كردن از زن !! باز اين راه هم مشكلاتي در پي دارد
ممكن است بفرماييد .....

اما قرآن مي فرمايد قبل از طلاق و .... زنان را تنبيه كنيد
كلمه زدن در فارسي بار منفي دارد چون سابقه ذهني بدي از اين كلمه در اذهان است
اما در عربي اصابت كردن يك شيء به يك شيء را ضرب مي گويند مثلا شما آهسته دو دست را به همديگر بزنيد عرب آن را ضرب مي گويد
پس اسلام زدني را تجويز مي كند كه نه قرمز شود ونه سياه و نه كبود چون اين گونه زدنها ديه دارد
بله اگر آن هم اثر نكرد مراحل بعدي را بايد پياده كرد

ممكن است شما بفرماييد اين گونه زدن چه اثري دارد ؟؟
دقت كنيد اين گونه زدن اگر به شوخي باشد هيچ اثري ندارد امابحث ما راجع به مردي است كه در مقام عصبانيت و ...است

مجید;34091 نوشت:
اما قرآن مي فرمايد قبل از طلاق و .... زنان را تنبيه كنيد
كلمه زدن در فارسي بار منفي دارد چون سابقه ذهني بدي از اين كلمه در اذهان است
اما در عربي اصابت كردن يك شيء به يك شيء را ضرب مي گويند مثلا شما آهسته دو دست را به همديگر بزنيد عرب آن را ضرب مي گويد
پس اسلام زدني را تجويز مي كند كه نه قرمز شود ونه سياه و نه كبود چون اين گونه زدنها ديه دارد
بله اگر آن هم اثر نكرد مراحل بعدي را بايد پياده كرد

مجید;34092 نوشت:
ممكن است شما بفرماييد اين گونه زدن چه اثري دارد ؟؟
دقت كنيد اين گونه زدن اگر به شوخي باشد هيچ اثري ندارد امابحث ما راجع به مردي است كه در مقام عصبانيت و ...است




سلام

این زدن طبق فرموده شما همین خصوصیات را دارد :

نه درد داشته باشد
نه کبود شود
نه زخم شود
نه خون بیاید
نه حتی قرمز شود

تازه همه اینها را داشته باشید = عصبانبت مرد را هم داشته باشید !!!

حالا اگه مرد زنش رو با این خصوصیات بزنه واقعا می شه گفت زدن ؟ بیشتر یه جور حالتی مثل قهر کردن داره اما شدید تر

من تعجب می کنم از مردهایی که زنشون رو می زنند آنهم با اون دست سنگین مردانه ببینید خدای مهربان چقدر هوای زن ها رو داشته که به مرد اجازه نمی ده دست روشون بلند کنه چون این زدن که اصلا اسمش زدن نیست فقط یک برخورد هست !!!!

مجید;34090 نوشت:
مرحله دوم
قرآن مي فرمايد ...

درود بر شما
جناب پاسخگو اول بفرمایید به چه علت زن باید از مرد فرمانبردار باشد ؟
دوم اینکه چرا مرد حق زدن زن را دارد ؟
سوم اینکه آیا عمل زدن به جز ایجاد رابطه ایی مبنی بر ترس و رعب و ارباب و بندگی حاصل دیگری دارد ؟
آیا یک زن باید با ترس از اینکه شوهرش او را نزند باید از او فرمانبردار باشد ؟ یا اینکه باید از راه روانشناسی مشکل را حل کرد ؟
البته پیشاپیش بدانید که نصیحت کردن با مشاوره روانشناسی فرق میکند در نصیحت شخص ناصح خود را در مقام بالاتری میبیند در صورتی که مشاوره به صورت بی طرف تنها واقعیت ها و راه درمان را ارائه میدهد !
چهارم اینکه یک حیوان را هم نباید زد چه برسد به اینکه یک انسان آن هم از جنس ظریفش ( زن ) را زد !
پنجم اینکه طبق مطالعات روانشناسی روز ( میتوانید به کتاب هیلگارد و سخنرانی های دکتر فرهنگ هولاکویی مراجعه کنید ) تنبیه کردن به واسطه عمل زدن امروزه به طور کلی مردود و ممنوع است و در کشورهای دموکراتیک اگر مردی زن خود را به هر شکلی بزند زن حق شکایت داشته و مرد محکوم خواهد بود !
ششم اینکه مگر ما راه طلاق را پیشنهاد دادیم که شما زدن را بر طلاق گرفتن ارجحیت میدهید ؟
راه پیشنهادی ما درمان از طریق روانشناسی میباشد و در مرحله اخر یک روانشناس میتواند تشخیص دهد که باید طلاق گرفته شود یا خیر !

جناب شکست ناپذیر خواهش میکنم مطالب نوشته شده را دوباره بخوانید
1- تمام مطالبی که حضرتعالی راجع به مشاور گفتید در کلمه موعظه نهفته است ما با کلمه ناصح کارنداریم کلمه مطرح شده واعظ است نه ناصح
2- در نوشتار بالا گفته شد که واژه ضرب در عربی کاملا متفاوت از برداشتی که ما از زدن در فارسی داریم در واقع این ضرب ،نوعی آگاه کردن است برای روشن شدن مطلب می توانید از استعمال آن واژه در زبان عربی کمک بگیرید
2- مطلب بعد این که فرمودید حیوان را نباید زد چه رسد به زن ... این کلیت ندارد در همه ادیان این مطلب پذیرفته شده است که برخی مجرمین را باید تنبیه کرد
3- چطور شما کتاب هیلگارد و سخنرانی فلان دکتر را بر به کرسی نشاندن مطلب خودتان بر یک کتاب آسمانی برتری می دهید
4- تجربه نشان داده این نوع زدن با رعایت تمام شرایط آن در خیلی از افراد مفید بوده است

مجید;34339 نوشت:
جناب شکست ناپذیر خواهش میکنم مطالب نوشته شده را دوباره بخوانید
1- تمام مطالبی که حضرتعالی راجع به مشاور گفتید در کلمه موعظه نهفته است ما با کلمه ناصح کارنداریم کلمه مطرح شده واعظ است نه ناصح
2- در نوشتار بالا گفته شد که واژه ضرب در عربی کاملا متفاوت از برداشتی که ما از زدن در فارسی داریم در واقع این ضرب ،نوعی آگاه کردن است برای روشن شدن مطلب می توانید از استعمال آن واژه در زبان عربی کمک بگیرید
2- مطلب بعد این که فرمودید حیوان را نباید زد چه رسد به زن ... این کلیت ندارد در همه ادیان این مطلب پذیرفته شده است که برخی مجرمین را باید تنبیه کرد
3- چطور شما کتاب هیلگارد و سخنرانی فلان دکتر را بر به کرسی نشاندن مطلب خودتان بر یک کتاب آسمانی برتری می دهید
4- تجربه نشان داده این نوع زدن با رعایت تمام شرایط آن در خیلی از افراد مفید بوده است

ابتدا عرض کنم که متاسفانه به سوالات من پاسخ ندادید !
جواب 1 - لطفا فرق بین واعظ و ناصح را بیان کنید و کلمه عربی آن که در آیه 34 آمده است را ریشه یابی کنید .
جواب 2- شما برای رفع اتهام چرا به سایر ادیان متوسل میشوید ؟
آیا اگر دیگری آدمی را بکشد این دلیل میشود که شما هم آدم بکشید ؟
هر دینی که خلاف حقوق بشر عمل کند و ناقض ماده 5 باشد محکوم است و فرقی نمیکند !
حال منظور شما چه تنبیهی است ؟ تنبیه به معنای آگاه کردن میباشد حال وسیله رسیدن به این هدف مهم است که آن وسیله هرگز نمیتواند تنبیه به واسطه زدن باشد !
جواب 3- اول شما خدا را ثابت کنید سپس پیامبر و کتاب آسمانی را ثابت کنید ...بعد بیایید و از آسمانی بودن آن حرف بزنید !
من قصد برتری داشتن چیزی را بر دیگری نداشتم و تنها از نظر منطقی آن ها را باهم مقایسه میکنم
که کدام عقلانی تر است
همین جزم اندیشی شما نشان از ضد علم بودن شما میدهد چون علم جزمیت را بر نمیتابد !
جواب 4- کدام تجربه ؟
چه مفیدی داشته است ؟ به چه دلیل ؟

شکست ناپذیردر مناظره;34245 نوشت:
درود بر شما
جناب پاسخگو اول بفرمایید به چه علت زن باید از مرد فرمانبردار باشد ؟
!

این موضوع در همان آیه توضیح داده شده است

شکست ناپذیردر مناظره;34245 نوشت:

دوم اینکه چرا مرد حق زدن زن را دارد ؟
!


این اسمش زدن هست اما زمین تا آسمان با زدنی که ما می شناسیم فرق داره
خصوصات زدن را در پست قبلی بخوانید لطفا

شکست ناپذیردر مناظره;34245 نوشت:

سوم اینکه آیا عمل زدن به جز ایجاد رابطه ایی مبنی بر ترس و رعب و ارباب و بندگی حاصل دیگری دارد ؟
آیا یک زن باید با ترس از اینکه شوهرش او را نزند باید از او فرمانبردار باشد ؟ یا اینکه باید از راه روانشناسی مشکل را حل کرد ؟
البته پیشاپیش بدانید که نصیحت کردن با مشاوره روانشناسی فرق میکند در نصیحت شخص ناصح خود را در مقام بالاتری میبیند در صورتی که مشاوره به صورت بی طرف تنها واقعیت ها و راه درمان را ارائه میدهد !
!

مجددا به جواب بالا ارجاع می دهم
این زدن بی درد هست - بی اذیت هست - کی از زدن بی درد می ترسه !!؟؟؟
کجا گفته زن برده باشه ؟ حتی مرد اجازه نداره زنش را به کار خونه مجبور کنه دیگه از این بیشتر ؟

شکست ناپذیردر مناظره;34245 نوشت:

چهارم اینکه یک حیوان را هم نباید زد چه برسد به اینکه یک انسان آن هم از جنس ظریفش ( زن ) را زد !
!

باز هم به جواب بالا ارجاع می دهم

شکست ناپذیردر مناظره;34245 نوشت:

پنجم اینکه طبق مطالعات روانشناسی روز ( میتوانید به کتاب هیلگارد و سخنرانی های دکتر فرهنگ هولاکویی مراجعه کنید ) تنبیه کردن به واسطه عمل زدن امروزه به طور کلی مردود و ممنوع است و در کشورهای دموکراتیک اگر مردی زن خود را به هر شکلی بزند زن حق شکایت داشته و مرد محکوم خواهد بود !
!

مجددا به تعریف زدن ارجاع می دهم
در ضمن در همان کشورهای به ظاهر دموکراتیک هم زنان بشدت تحت آزار و اذیت هستند و دستشان هم به جایی بند نیست

شکست ناپذیردر مناظره;34245 نوشت:

ششم اینکه مگر ما راه طلاق را پیشنهاد دادیم که شما زدن را بر طلاق گرفتن ارجحیت میدهید ؟
راه پیشنهادی ما درمان از طریق روانشناسی میباشد و در مرحله اخر یک روانشناس میتواند تشخیص دهد که باید طلاق گرفته شود یا خیر !

درسته گاهی اوقات رجوع به روان پزشک هم لازم می شود اما قرآن می فرماید اول خودتان ببینید می توانید حل کنید اگه نشد از دیگران کمک بگیرید پس می بینید قرآن کمک گرفتن را رد نمی کند

دوست گرامی لطفا توجه کنید این زدن تعرفش چیه - فرق آنرا براحتی می بینید
:Gol:

محمد-1353;34394 نوشت:
این موضوع در همان آیه توضیح داده شده است

این اسمش زدن هست اما زمین تا آسمان با زدنی که ما می شناسیم فرق داره
خصوصات زدن را در پست قبلی بخوانید لطفا

مجددا به جواب بالا ارجاع می دهم
این زدن بی درد هست - بی اذیت هست - کی از زدن بی درد می ترسه !!؟؟؟
کجا گفته زن برده باشه ؟ حتی مرد اجازه نداره زنش را به کار خونه مجبور کنه دیگه از این بیشتر ؟

باز هم به جواب بالا ارجاع می دهم

مجددا به تعریف زدن ارجاع می دهم
در ضمن در همان کشورهای به ظاهر دموکراتیک هم زنان بشدت تحت آزار و اذیت هستند و دستشان هم به جایی بند نیست

درسته گاهی اوقات رجوع به روان پزشک هم لازم می شود اما قرآن می فرماید اول خودتان ببینید می توانید حل کنید اگه نشد از دیگران کمک بگیرید پس می بینید قرآن کمک گرفتن را رد نمی کند

دوست گرامی لطفا توجه کنید این زدن تعرفش چیه - فرق آنرا براحتی می بینید
:gol:

درود بر شما
دوست گرامی شما در کل همه چیز را به تعریف زدن ارجاع دادید !
اما زدن را تعریف نکردید تا متوجه تغییر معنی این واژه شویم !

زدن بی درد یعنی چه ؟ این سخنان اصلا خنده دار است !
زدن بی درد واقعا یعنی چه ؟ پس فکر کنم باید آزمایش تراکم استخوان هم بگیریم ببینیم زن بیچاره تا چقدر حد وطاقت دارد و ضرب شدت زدن را با توجه به آن تنظیم کنیم !؟
دوست گرامی عمل زدن به طور کلی فی نفسه باطل است ! چون هدف وسیله را توجیه نمیکند و اصلا عمل زدن به نتیجه هم نمی انجامد !
عمل زدن یعنی استفاده مرد از قدرتش و نشان دادن قدرت خود به زن یعنی که اگر تو نافرمانی کنی به واسطه زدن تو را به فرمانبری مجبور میکنم ! یعنی ایجاد ترس و رعب برای فرمانبری !
یعنی همان کاری که اربابان با بردگان میکردند !
آیا زندگی باید بر ترس و رعب پایه گذاری شود آن هم به خاطر فرمانبری زن از مرد ؟!
مگر در کشورهای دموکراتیک مرد بر زن مسلط و نگهبان نیست خانواده ها از هم پاشیده اند ؟
مرد به چه حقی باید فرمان دهنده باشد ؟
این تبعیض جنسیتی را قرآن بیان میکند و بیان قران برای آتئیست ها حق محسوب نمیشود که شما من را به آن ارجاع میدهید کلام منطقی ارائه دهید

یک ادعایی کردید بدون ارائه دلیل ! که فاقد ارزش است !
در کدام کشور دموکراتیک زن تحت آزار و اذیت است و دستش هم به جایی بند نیست ؟
ما هم نگفتیم که ابتدا به روانشناس مراجعه کرد بلکه اگر آن دو قدرت گفتگوی بی طرفانه را دارند میتوانند خود این مشکلات را حل کنند اما قرآن مرد را نگهبان و مسلط بر زن قرار داده است به او حق فرمان داده است ! در این شرایطی اصلا گفتگوی بی طرفانه یک شوخی محسوب میشود !

شکست ناپذیردر مناظره;34344 نوشت:
چون علم جزمیت را بر نمیتابد !
شکست ناپذیردر مناظره;34344 نوشت:
اول شما خدا را ثابت کنید سپس پیامبر و کتاب آسمانی را ثابت کنید ...بعد بیایید و از آسمانی بودن آن حرف بزنید !
شکست ناپذیردر مناظره;34344 نوشت:
هر دینی که خلاف حقوق بشر عمل کند و ناقض ماده 5 باشد محکوم است و فرقی نمیکند !

متاسفانه در یایی از شبهات ذهن حضرتعالی (شکست ناپذیر )را رنج میدهد
داداش معلوم نیست شبهه شما کجاست متاسفانه مبناهای باطلی در ذهنتان جولان می دهد حاضر نیستید مطا لب نوشته شده را درست و با دقت بخوانید
فرض ما این است خدا و پیامبران و کتب آسمانی برایتان ثابت شده وگرنه تشریف ببرید با انجمن کلام سوالتان را یکی یکی (نه پراکنده ) از بحث خداشناسی مطرح کنید جواب بگیرید تا برسیم به آیات قرآن و ما در خدمت شما هستیم
باز تکرار میکنم اگر به دنبال حقیقتید از بحث توحید شروع کنید بعد بحث نبوت و بعد امامت و ..... وگرنه راهش این نیست که شما نگاه کنید و هر کدام از نوشته های کارشناسان که به مذاقتان خوش نیاید یک اشکالی در کنارش مطرح کنید تجربه نشان می دهد این روش برخورد کسانی که به دنبال حق وحقیقتند نیست بلکه نتیجه ای جز حیرانی و سرگردانی عایدشان نمی شود :Gol::Gol:

مجید;34463 نوشت:

متاسفانه در یایی از شبهات ذهن حضرتعالی (شکست ناپذیر )را رنج میدهد
داداش معلوم نیست شبهه شما کجاست متاسفانه مبناهای باطلی در ذهنتان جولان می دهد حاضر نیستید مطا لب نوشته شده را درست و با دقت بخوانید
فرض ما این است خدا و پیامبران و کتب آسمانی برایتان ثابت شده وگرنه تشریف ببرید با انجمن کلام سوالتان را یکی یکی (نه پراکنده ) از بحث خداشناسی مطرح کنید جواب بگیرید تا برسیم به آیات قرآن و ما در خدمت شما هستیم
باز تکرار میکنم اگر به دنبال حقیقتید از بحث توحید شروع کنید بعد بحث نبوت و بعد امامت و ..... وگرنه راهش این نیست که شما نگاه کنید و هر کدام از نوشته های کارشناسان که به مذاقتان خوش نیاید یک اشکالی در کنارش مطرح کنید تجربه نشان می دهد این روش برخورد کسانی که به دنبال حق وحقیقتند نیست بلکه نتیجه ای جز حیرانی و سرگردانی عایدشان نمی شود :gol::gol:

درود بر شما دوست گرامی
جناب شاید از نظر شما این موارد شبهه محسوب شود اما از نظر من که آتئیست هستم کاملا تکلیف این موارد مشخص است ! و هیچ رنجش هم درکار نیست حال نمیدانم بر چه اساسی این را بیان میکنید ؟
من مطالب نوشته شده را خوانده ام عزیز ! به چه دلیل میگویید با دقت نخوانده ام ؟
در مورد اثبات توحید و نبوت و ... در انجمن های دیگر شرکت خواهم کرد و همان طور که گفتم هر چیزی در جای خود !
بررسی قرآن هم در جای خود !

شکست ناپذیردر مناظره;34442 نوشت:
درود بر شما
دوست گرامی شما در کل همه چیز را به تعریف زدن ارجاع دادید !
اما زدن را تعریف نکردید تا متوجه تغییر معنی این واژه شویم !

زدن بی درد یعنی چه ؟ این سخنان اصلا خنده دار است !
زدن بی درد واقعا یعنی چه ؟ پس فکر کنم باید آزمایش تراکم استخوان هم بگیریم ببینیم زن بیچاره تا چقدر حد وطاقت دارد و ضرب شدت زدن را با توجه به آن تنظیم کنیم !؟
دوست گرامی عمل زدن به طور کلی فی نفسه باطل است ! چون هدف وسیله را توجیه نمیکند و اصلا عمل زدن به نتیجه هم نمی انجامد !
عمل زدن یعنی استفاده مرد از قدرتش و نشان دادن قدرت خود به زن یعنی که اگر تو نافرمانی کنی به واسطه زدن تو را به فرمانبری مجبور میکنم ! یعنی ایجاد ترس و رعب برای فرمانبری !
یعنی همان کاری که اربابان با بردگان میکردند !
آیا زندگی باید بر ترس و رعب پایه گذاری شود آن هم به خاطر فرمانبری زن از مرد ؟!
مگر در کشورهای دموکراتیک مرد بر زن مسلط و نگهبان نیست خانواده ها از هم پاشیده اند ؟
مرد به چه حقی باید فرمان دهنده باشد ؟
این تبعیض جنسیتی را قرآن بیان میکند و بیان قران برای آتئیست ها حق محسوب نمیشود که شما من را به آن ارجاع میدهید کلام منطقی ارائه دهید

یک ادعایی کردید بدون ارائه دلیل ! که فاقد ارزش است !
در کدام کشور دموکراتیک زن تحت آزار و اذیت است و دستش هم به جایی بند نیست ؟
ما هم نگفتیم که ابتدا به روانشناس مراجعه کرد بلکه اگر آن دو قدرت گفتگوی بی طرفانه را دارند میتوانند خود این مشکلات را حل کنند اما قرآن مرد را نگهبان و مسلط بر زن قرار داده است به او حق فرمان داده است ! در این شرایطی اصلا گفتگوی بی طرفانه یک شوخی محسوب میشود !


آیا شما آتئیست هستید ؟

در مورد زدن بدون درد که به نظر شما خنده دار است باید بدانید در اسلام مرد حق ندارد زنش را مورد آزار قرار دهد . زدن درد آور هم فرقی با آزار نداره --- خیلی ساده است ...

ببخشيد مي شه بگين چه جوري مي شه بدون درد زد!!!!!:khandeh!:

srvn;34489 نوشت:
ببخشيد مي شه بگين چه جوري مي شه بدون درد زد!!!!!

سلام عليكم
ضمن خوش آمد گويي به حضرتعالي ، لطف كنيد به صفحه اول مراجعه بفرمائيد تا مطلب برايتان روشن شود

محمد-1353;34481 نوشت:

آیا شما آتئیست هستید ؟

در مورد زدن بدون درد که به نظر شما خنده دار است باید بدانید در اسلام مرد حق ندارد زنش را مورد آزار قرار دهد . زدن درد آور هم فرقی با آزار نداره --- خیلی ساده است ...

بله من آتئیست هستم
باز گفتید زدن بدون درد !
لطف بفرمایید این زدن بدون درد را بار دیگر تعریف کنید ؟!
وقتی چیزی به چیز دیگر برخورد میکند اگر آن چیز مضروب عصب های حسی داشته باشد این برخورد را حس میکند و به این احساس برخورد « درد » میگویند ! حال چه با شدت زیاد چه با شدت کم « درد » حس میشود ! و اگر ضربه به صورتی باشد که هیچ حسی احساس نشود دیگر به آن « زدن » نمیگویند و اسم آن میشود « لمس »
حال چطور مسلمانان گرامی از « زدن » به « لمس کردن » رسیده اند ! معلوم نیست !!!:khandeh!:

محمد-1353;34115 نوشت:

سلام

این زدن طبق فرموده شما همین خصوصیات را دارد :

نه درد داشته باشد
نه کبود شود
نه زخم شود
نه خون بیاید
نه حتی قرمز شود

تازه همه اینها را داشته باشید = عصبانبت مرد را هم داشته باشید !!!

دیگر نام این زدن نیست بلکه یک چیز من در آوردی است از طلبه های گرامی !!! اما باز نفس زدن که کاری است حیوانی را چه میکنید ؟
وجه تمایز انسان و حیوان در همین است که انسان ها میتوانند از راه گفتگو مشکلات خود را حل کنند اما حیوانات به واسطه زدن و قدرت بیشتر مشکلات خود را حل میکنند
اما انسان ها در هر جایی که گفتگو را کنار گذاشته و به زدن و استفاده از قدرت بدنی روی آورده اند مرز انسان و حیوانیت را کنار گذاشته و یک عمل حیوانی را مرتکب شده اند !

با سلام

و اللاتي تخافون نشوزهن فعظوهن و اهجروهن في المضاجع و اضربوهن

«و آن دسته از زنان که از طغيان و مخالفتشان بيم داريد پند و اندرز دهيد و (اگر موثر واقع نشد) در بستر آنها را ترک کنيد و (اگر آن هم موثر نبود) آنها را بزنيد». سوره نساء آيه 34

مخالفين اسلام آيه فوق را دستاويزي قرار داده‌اند براي زير سوال بردن احکام قرآن کريم در حاليکه با بررسي دقيق و تحقيقات لازم از آيه مي‌توان دو برداشت متفاوت داشت که اينک به شرح آن مي‌پردازيم.


در اينجا ممکن است مقصود از «واضربوهن» جدايي و قهر و بي‌اعتنايي به آنها باشد زيرا کلمه ضرب داراي معاني وسيع و گوناگوني است،



يکي از معاني (ضرب) جدايي و افتراق است (1) و معني ديگر (ضرب) اعراض کردن و صرفنظر نمودن است،

لذا در مورد سخنان بي‌اساس و نوشته‌هاي دور از منطق مي‌گويند: «فاضربوه علي الجدار» يعني آن را به ديوار بزنيد که کنايه از اعراض نمودن و تربيت اثر ندادن به سخنان پوچ و بي‌محتوا است.



در اين آيه شريفه هم مي‌توان براي ضرب معني فوق را مدنظر قرار داد، زيرا علت استفاده از کلمه «ضرب» چنين ذکر کرده‌اند که اين کلمه گوياي يک نوع افتراق و جدايي ناگهاني و ضربتي است که با نوع تدريجي آن متفاوت است. (2)



بنابراين ممکن است قرآن کريم در اينجا براي تنبيه همسر سرکش پس از طي دو مرحله از تنبيهات که ثمربخش واقع نگرديده، مرد را راهنمايي کرده که راه قهر و جدايي کلي و ضربتي را در پيش گيرد تا مگر چنين عکس‌المعل تنبيهي تأثيرگذار باشد،



پس تفسير آيه از اين منظر چنين است که: «اگر زن از وظايف خود سرپيچي نمود و حالت ناسازگاري به خود گرفت، مرد به مسئوليت خود مرحل به مرحله عمل مي‌کند».



ابتدا مرد بايد دوستانه به همسر خود پند و اندرز دهد و به انجام مسئوليت‌هايش فرا خواند، و به تجديد نظر راهي که در پيش گرفته است تشويق نمايد،

چنانچه نصايح و اندرزهاي شوهر سودي نبخشيد،

و در روحيه زن موثر واقع نشد،

مرد در واکنشي خفيف فقط بستر را ترک مي‌کند، و زن را تنها مي‌گذارد ولي در محيط خانه رفتار عادي خود را ادامه مي‌دهد، زيرا آيه شريفه در اين مرحله از برخورد، اقدام مرد را منحصر به ترک بستر مي‌نمايد. (دقت شود)



اگر اين عکس‌العمل هم بي‌نتيجه ماند و او همچنان در راه لجاجت و طغيان گام برداشت، در مرحله بعدي واکنش شديدتري را اتخاذ مي‌نمايد،

بدين صورت که رابطه عاطفي خود را با همسر خويش در محيط خانه کاملاً قطع مي‌کند و راه افتراق و جدايي کامل و بي‌اعتنايي را در پيش مي‌گيرد،

و حالتي از خود بروز مي‌دهد که گويي زن را از کانون خانواده طرد کرده است.

با اين هدف که او را سر عقل بياورد تا رفتار نامناسب خويش را تعديل کند و به انجام وظايف و مسئوليت‌هايش گردن نهد.

اما اگر «ضرب» را در اين جا به معني «زدن» بگيريم، و چنين برداشت کنيم که در اين گونه موارد مرد مي‌بايست متوسل به تنبيه بدني شود تا زن به خود آيد و تغيير موضع دهد، اين معنا به عللي که در ذيل مي‌شود ممکن است مرد را از دست يابي به مقصود خوددور سازد و او به نتيجه دلخواه نرسد.

1- در کتب فقهي تصريح شده که تنبيه بدني حتي اگر کمي منجر به کبود شدن جسم زن گردد به هيچ وجه براي مرد مجاز نخواهد بود،
اين از يک سو و از سوي ديگر تنبيه ملايم و خفيف بدني معلوم نيست تا چه ميزان کار ساز باشد و بتواند همسر متخلف و سرکش را از راهي که در پيش گرفته است، باز دارد. آنچه در مورد نشوز بيشتر مدنظر فقها عاليقدر است عکس‌العمل مرد نسبت به قطع نفقه زن است نه ضرب و تنبيه بدني
و اصولاً محققين کمتر متعرض مباحث تفصيلي موضوع ضرب شده و به تشريح جزييات آن پرداخته‌اند،
از قبيل تعداد ضربه‌ها،
دفعات ضرب،
موارد احتمالي استثناء از پرداخت ديه،
و همچنين اگر زن هر روز به صورت مکرر حالت سرکشي و نشوز به خود بگيرد، چند بار مرد مي‌تواند متوسل به تنبيه بدني شود، و تداوم اين تنبيه تا چه مدت زماني مجاز خواهد بود؟

اينها پرسش‌هايی است که جاي بحث فراوان دارد.

2- معمولاً تنبيه بدني، زن را به سوي موضع‌گيري لجاجت آلود مي‌کشاند بخصوص وقتي که او به اين نتيجه برسد که آخرين عکس العمل شوهر تمام شده و بالاخره مرد به آخر خط رسيده است، اينجا است که زن ديگر عوامل بازدارنده‌اي را پيش روي خود نمي‌بيند.

3- هر حرکت فيزيکي چه بسا به درگيري متقابل بيانجامد و در برخي اوقات از هر دو طرف غيرقابل کنترل مي‌شود که عاقبتش نامعلوم است وانگهي يک اقدام تنبيهي که با هدف تمکين زن و در نهايت به خاطربرقرار شدن مجدد رابطه مشترک عاطفي دنبال مي‌شود،
اين احتمال وجود دارد که نتيجه مثبت به بار نيارود، و حتي شکاف بي‌رغبتي زوجين نسبت به يکديگر را عميق‌تر سازد، و زمينه تفاهم را تضعيف کند.

4- وادار ساختن زن به تمکين ناشي از تبيه بدني از نظر رواني ارضاء کننده زوجين نيست و ادامه اين وضع ممکن است به گسيخته شدن پيوند زناشويي منجر گردد،
در صورتي که قطع ارتباط و بي‌اعتنايي کامل مرد مي‌تواند مبدأ به فکر فرو رفتن و عاقبت انديشي زن شود، و او را به بازنگري در رفتارش وا دارد، چه اين نوع موضع گيري از ناحيه مرد از لحاظ روحي براي زن ناخوشايند است و تحمل آن در دراز مدت براي او ناگوار و سخت خواهد بود.

5- آخرين مرحله عدم تفاهم و کشمکش زوجين، هنگاميکه طرح سه مرحله‌ا براي تمکين زن به نتيجه نرسيد و هيچ منطقي نتوانست رفتار نامناسب زن را تعديل کند،
مرد براي ترک دائمي همسر و گسستن پيوند زناشويي اقدام به طلاق مي‌نمايد، و چون مرد مطمئن شد که ديگر زندگي مشترک براي او به هيچ وجه قابل استمرار نيست با انجام طلاق خود را از اين زندگي طوفان زده نجات مي‌دهد بي‌آنکه نيازي به تنبيه بدني و حرکات فيزيکي باشد.

6- اين را مي‌دانيم که استحکام پيوند خانواده مورد توجه خاص اسلام است و در محيط خانواده براي زن حرمت فراواني قائل شده است و به مرد اجازه نمي‌دهد که نسبت به کارهاي روزمره منزل کمترين فشاری را بر زن خود تحميل کند و حتي به زن اين اختيار را داده که در زمينه تغذيه کودکش از شير خود از شوهر مطالبه مزد نمايد باتوجه به اين مسائل محتمل است از نقطه نظر اسلام مرد براي عکس العمل نشان دادن به سرکشي زن نتواند به تنبيه بدني متوسل گردد زيرا چنين امري با روح اسلام که خواهان مودت و مهر بر فضاي زندگي مشترک خانواده است چندان همخواني ندارد.

رسول اکرم (ص) فرمود: «اتعجب ممن يضرب امراته و هو بالضرب اولي منها لاتضربوا نسائکم بالخشب فان فيه القصاص و لکن اضربوهن بالجوع و العري حتي تربحوا في الدنيا و الاخره»
«من تعجب مي‌کنم از کسي که همسرش را مي‌زند در حالي که خود سزاوارتر به تنبيه شدن است. همسران خود را با چوب نزنيد زيرا منجر به قصاص مي‌شود ولي مي‌توانيد آنها را با قطع هزينه‌هاي زندگي تنبيه کنيد که در دنيا و آخرت به نفع شما است.» (3)

در اينجا رسول اکرم (ص) به مردان خاطرنشان مي‌سازد که اتخاذ اين شيوه تنبيهي برخلاف تنبيه بدني به سود شما است زيرا از يک طرف مي‌تواند همسران شما را از سرکشي و طغيان باز دارد و از سوي ديگر موجب مسئوليت شما در پيشگاه الهي در جهان آخرت نخواهد شد.


7- سخن آخر اينکه اگر بر اين معني اصرار شود که منظور از ضرب در آيه همان تبييه بدني است که مستفاد از ظاهر آيه است، بايد گفت اين يک امر وجوبي نيست که اتخاذ چنين شيوه‌اي در برخورد با نشوز زن بر مردان واجب باشد، بقرينه ادله‌اي که دلالت دارند بر اينکه در صورت نشوز زن مرد مي‌تواند هزينه زندگي او را قطع کند، پس امر مذکور يک راهنمايي تربيتي است براي اصلاح رفتار زن.

بنابراين اگر در عصري و زماني ممکن بود نشوز زن با تبيه بدني قابل مهار کردن باشد، در عصر و زماني ديگر هم امکان دارد بتوان سرکشي و طغيان زن را با جدايي و افتراق و قهر کنترل کرد، و از کلمه «ضرب» هم استفاده هر يک از دو معني را از کلام الله مجيد مي‌توان نمود، بدين سبب که دامنه تفسيرپذيري قرآن کريم بسيار وسيع و گسترده است و همين استعداد و قدرت تفسيرپذيري، خود از معجزات اين کتاب آسماني است.
(والله يعلم)

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


1- چنانچه مي‌گويند: «ضرب الدهر بيننا» يعني روزگار بين ما جدايي افکند. المنجد واژه ضرب
2- براي توضيح بيشتر رجوع شود به: لسان العرب ج 1 صفحه 451-477 معجم مقائيس اللغه ج 3 ص 398 و 399
3- مستدرک الوسائل ج 14 ص 250 چاپ موسسه آل البيت و بحار الانوار ج 103 ص 249 روايت 38 چاپ تهران

نکته قابل توجه اينکه روايت فوق طبق نظريه انديشمندان رجال و حديث، به عنوان روايت موثقه و در برخي تعابير حتي روايت صحيحه شناخته شده است (با توجه به راوياتي نظير ابو مريم) بنابراين رواياتي که در مقابل روايت فوق تعبير «الضرب بالسواک) را بيان نموده‌اند از دو جهت مي‌تواند مورد اشکال باشد: نخست از لحاظ سند که به عنوان روايت مرسله شناخته شده‌اند و غير از کتاب مجمع البيان منبع اصيل ديگري ندارد و ثانياً بسياري از فقهاي بزرگوار در صدد توجيه دلالت چنين رواياتي برآمده‌اند که خود گوياي ديدگاه آنان نسبت به کلمه ضرب است که به معناي ظاهري نيست. شهيد ثاني در «مسالک» در مبحث نکاح، تعبير «الضرب بالسواک» را چنين توجيه نمود‌هاند: «ولعله حکمته اراده الملاعبه، و الا هذا الفعل بعيد عن التاديب و الاصلاح» مرحوم بحراني نيز در «حدائق» کلام شهيد ثاني را نيکو دانسته و تأکيد مي‌کنند که ضرب به معناي زدن ظاهري و رايج نيست: «و لا يکون بالسياط و لا بالخشب ... و لا يوجب ضرراً في بدنها» (حدائق ج 24/ص 618) و بالاخره به عنوان تأييد اخير مي‌توان از کتاب «الفقه المنسوب الي الامام الرضا (ع)» نام برد که حضرت در تفسير ايه شريفه فرمودند: «... ضرباًَ رفيقاً». تمامي اينها نمايانگر اين است که آيه «فاضربوهن» به معناي ظاهري ايراد ضرب رايج تلقي نشده است.

شکست ناپذیردر مناظره;34540 نوشت:
بله من آتئیست هستم
باز گفتید زدن بدون درد !
لطف بفرمایید این زدن بدون درد را بار دیگر تعریف کنید ؟!
وقتی چیزی به چیز دیگر برخورد میکند اگر آن چیز مضروب عصب های حسی داشته باشد این برخورد را حس میکند و به این احساس برخورد « درد » میگویند ! حال چه با شدت زیاد چه با شدت کم « درد » حس میشود ! و اگر ضربه به صورتی باشد که هیچ حسی احساس نشود دیگر به آن « زدن » نمیگویند و اسم آن میشود « لمس »
حال چطور مسلمانان گرامی از « زدن » به « لمس کردن » رسیده اند ! معلوم نیست !!!:khandeh!:


خب پس معلوم شد شما خدایی را قبول ندارید که بخواهید قرآنی را قبول داشته باشید چه رسد به اینکه بخواهید روی یکی از موارد قرآنی بحث هم بکنید !!!

در ضمن شما اصلا حرف مرا متوجه نمی شوید ... همش اصرار دارید که قرآن گفته زن را بزنید اما نمی بینید که این همه دلیل می آوریم که منظور قرآن چیست ؟ خب دیگه وقتی حرف هیچ کسی را قبول ندارید من چه بگویم ؟

ببخشيد اونوقت منظور از تمكين چيه؟
مگه نه اين كه زن بشره و يه موجود آزاد در تصميم گيري ؟!
عدم تمكين در چه مواردي مصداق پيدا مي كنه؟
آيا فقط در موارد جنسي مطرح مي شه؟
اونوقت اگه زن مايل به اين اعمال در هر لحظه اي نباشه و مجبور به تمكين باشه بهش تجاوز جنسي نمي گن؟
بعضي قوانين اسلام يا بهتر بگويم قوانيني كه فقها براي اسلام در آوردن واقعا حس مقابله و لج بازي رو در وجود انسان بر مي انگيزه!!!:Sham:

محمد-1353;34560 نوشت:
در ضمن شما اصلا حرف مرا متوجه نمی شوید ... همش اصرار دارید که قرآن گفته زن را بزنید اما نمی بینید که این همه دلیل می آوریم که منظور قرآن چیست ؟ خب دیگه وقتی حرف هیچ کسی را قبول ندارید من چه بگویم ؟

عزيز درسته كه اين آقا قرآن رو قبول نداره ولي پشت همه ي مفاهيم قرآني يه منطقي خوابيده و شما اگه قدرت استدلال قويي داشته باشين مي تونيد ايشون رو قانع كنيد،درسته؟

محمد-1353;34115 نوشت:

من تعجب می کنم از مردهایی که زنشون رو می زنند آنهم با اون دست سنگین مردانه ببینید خدای مهربان چقدر هوای زن ها رو داشته که به مرد اجازه نمی ده دست روشون بلند کنه چون این زدن که اصلا اسمش زدن نیست فقط یک برخورد هست !!!!


فکر کنم خدا بیشتر هوای مردان را داشته که همه حقوق را به انها داده فقط گفته سواستفاده ممنوع
حق ولایت بر همسر و فرزند طلاق دیه ارث و باقی مسائل هم به جاش
زن هم بالکل در تملک مرد اگه نافرمانی شد هم می شه ناشزه؟؟!!
همه مردان ظرفیت این اختیارات رو ندارن
خداوند همه مردان و زنان جامعه را بر طریق حق و مهرورزی قرار بده انشالله
تشکر

مجید;34339 نوشت:

2- مطلب بعد این که فرمودید حیوان را نباید زد چه رسد به زن ... این کلیت ندارد در همه ادیان این مطلب پذیرفته شده است که برخی مجرمین را باید تنبیه کرد

با سلام می بخشید برخورد زنان با مردان مجرم چگونه باید باشه ؟؟تعبیر زنان به مجرم گاهی واقعا بی انصافی هست!!
ضمنا موارد فرمانبرداری زن از مرد چی هست؟؟
تشکر

srvn;34633 نوشت:
ببخشيد اونوقت منظور از تمكين چيه؟
مگه نه اين كه زن بشره و يه موجود آزاد در تصميم گيري ؟!
عدم تمكين در چه مواردي مصداق پيدا مي كنه؟
آيا فقط در موارد جنسي مطرح مي شه؟
اونوقت اگه زن مايل به اين اعمال در هر لحظه اي نباشه و مجبور به تمكين باشه بهش تجاوز جنسي نمي گن؟
بعضي قوانين اسلام يا بهتر بگويم قوانيني كه فقها براي اسلام در آوردن واقعا حس مقابله و لج بازي رو در وجود انسان بر مي انگيزه!!!:sham:

امیدوارم که به این سوالات پاسخ داده بشه و از اون به ستیز با اسلام تلقی نشه!!
منتظر روزی خواهیم بود برای پذیرش دین امام زمان عزیزمان که از فرط بیگانگی برایمان جدید می نماید!!
اینکه در همه مباحث علت رو به ایه یا حدیث ارجاع بدیم فقط باعث پذیرش از سر تسلیم برای حق پرستان می شود اما روح جستجوگر و منطق رو به تنهایی ارام نمی کنه
قران سراسر برهان هست اما باید درک بشه و کشف .قران عصاره خرد هست و برای فهمش می شه حرفهای خردمندان عالم استفاده کرد به شخصه معتقدم که همون جامعه غربی در استخراج مفاهیم از ما مسلمانان بهتر عمل می کنه
تشکر

srvn;34634 نوشت:
عزيز درسته كه اين آقا قرآن رو قبول نداره ولي پشت همه ي مفاهيم قرآني يه منطقي خوابيده و شما اگه قدرت استدلال قويي داشته باشين مي تونيد ايشون رو قانع كنيد،درسته؟


متاسفانه این قبیل افراد هیچ استدلالی را نمی پذیرند
در ثانی مشکل ایشان قرآن نیست . ایشان اصلا خدا را قبول ندارند .
در ضمن بجث با کسانی که به خدا کافر هستند در مواردی اصلا درست نیست و مشکل داره

srvn;34633 نوشت:
ب
عدم تمكين در چه مواردي مصداق پيدا مي كنه؟

این نکته رو هم در نظر داشته باشید که از نظر شرع و قانون زن می تواند تا وقتی مهریه اش را بطور کامل اخذ نکرده است، از حق حبس استفاده کرده و از هر گونه تمکین (حتی استمتاعات دیگر) خودداری کند، حتی اگر شوهر توانایی پرداخت مهریه را نداشته باشد!
و ناشزه هم محسوب نمی شود و لذا حق پرداخت نفقه وی نیز محفوظ هست.

منبع سایت اسک قرآن
http://www.askquran.ir/showpost.php?p=61463&postcount=11

با سلام خدمت همه دوستان قرآن پژوه

موضوع بحث بسيار كاربردي و مورد نياز عموم جوامع بشري است چرا كه در هر اجتماعي اعم از كوچك و بزرگ اختلاف نظر و سليقه وجود دارد ، كه چه بسا باعث جدايي و افتراق هم مي شود .

جدايي ملتها و كشور ها از يكديگر و در اجتماعات كوچكتر ، جدايي برادر ها و خواهر ها از يكديگر با اينكه از يك پدر و مادر هستند شاهد خوبي بر اين اختلافات است.

خداوند اساس خلقت همه موجودات را بر اجتماعي بودن آنها استوار ساخته است لذا به نوعي همه را نيازمند آفريده است تا در سايه نياز گرد هم جمع شده و زندگي اجتماعي را در پيش گيرند .

اولين اجتماع يا كوچكترين اجتماع مي تواند اجتماع يك زن و شوهر باشد كه خدا به استحكام اين اجتماع همانند جوامع بزرگ ارزش قائل شده و در راستاي استحكام اين كانون قوانيني وضع نموده است كه بخش كوچكي از آن قوانين در اين تاپيك مطرح شده است .

يكي از آن قوانين كه هر عاقلي آن را ضروري مي داند اينست كه هر اجتماعي كه با هدف خاصي تشكيل مي گردد جهت رسيدن به آن هدف بايد مديريت شود پس اين گروه اگر چه كوچك ، بايد مدير داشته باشد و ديگر اعضا بايد مطيع اين مدير باشند و الا حرج و مرج پيش آمده و به هدف نخواهند رسيد.

خداوند با توجه به اينكه خود خالق انسان است و مي داند هر يك از زن و مرد چه ويژگيهايي در آن لحاظ شده ؛ مرد را براي مديريت اين اجتماع كوچك برگزيده است و ادله خود را بر اين انتخاب هم بيان نموده است. ( الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَي النِّسَاءِ بما فضّل اللهُ... )


حال اگر كسي به هر كدام از اين روشهاي عقلايي ايرادي دارد با دلايل عقلايي بيان دارد تا بررسي شود.

موفق باشيد :Gol::Gol::Gol:

با درود بر شما عزيزان

مطلب ديگري كه در اين تاپيك به آن پرداخته شده بحث تنبيه يكي از اعضاي گروه توسط مدير است.


همه به خوبي مي دانند كه براي اشتباهات كوچك كسي را تنبيه نمي كنند ، حتي براي اشتباهاتي كه ممكن است ضرر مالي معتنابهي هم داشته باشد تا مادامي كه به هدف گروه لطمه نزند يا به انحلال گروه نينجامد خيلي از عقلا تنبيه نمي كنند بلكه با مديريت خود آن را اصلاح مي كنند .

فقط كافي است آيات 34 و 35 سوره نساء را يك بار ديگر نگاه كنيد مي بينيد كه موضوع بحث در راستاي استحكام خانواده است و تنبيهات ذكر شده براي همه اعضاء نيست بلكه ابتدا زنان شايسته و صالحه را با اوصافي عالي معرفي مينمايد ،كه اين زنان صالحه بخش اعظم زنان جامعه را تشكيل مي دهند و با مقدم داشتن آنها بر زنان ديگر از آنها تمجيد شده است. سپس به خطا كاران پرداخته شده كه تنبيه ياد شده در اينجا بسيار متناسب با نوع خطاي آنهاست .

تنبيه افراد خطاكاري كه اشتباه آنان موجب متلاشي شدن اجتماع و يا دور شدن از اهداف گروه باشد از نظر هر عاقلي پسنديده است چرا كه اساس اجتماع براي رسيدن به اهداف عالي است پس بايد همه در آن مسير گام بردارند .

دستور رعايت مراتب مختلف تنبيه ، نسبت به عضو خاطي ، حاكي از درايت قانون گذار است تا از هدف خويش ،كه استحكام كانون خانواده است ، دور نشود .

تناسب تنبيه با روحيات شخص بسيار قابل توجه است .

خانمي كه سر شار از عواطف و احساسات است با اندكي موعظه ؛ مي تواند به دور شدن از هدف پي برده و همراه شود . و اگر به دلايلي نخواهد همراه شود و موعظه مدير را جدي نگيرد مرحله بعدي تنبيه آغاز شده تا انحراف شخص خاطي ، از هدف گروه ، به او ابلاغ شود .

اگر قهر كردن همسر براي خانمي اثري نداشت (معمولا قهر كردن همسر ، براي خانمها بسيار سخت است) براي بيان جديت موضوع مرحله نهايي تنبيه با شرايط آن ( كه در روايات به آن اشاره شده است ) اجرا مي شود كه البته در آن مرحله نيز هدف صدمه زدن به آن عضو نيست بلكه نيت مدير بايد اصلاح شخص خاطي و بقاي در گروه و نهايتا حفظ گروه باشد.

قانون گذار نكاتي را نيز براي مدير متذكر مي شود تا او نيز با رعايت آنها در رسيدن به هدف موفق تر عمل نمايد .

*در تنبيه شخص خاطي بايد مراتب آن رعايت شود .

* در صورت آگاهي از خطا و اطاعت پذيري ، مدير حق ادامه تنبيه را ندارد .

*پس از اطاعت پذيري متنبه ، هرگونه تنبيهي ستم محسوب شده و بايد پاسخگو باشد .(فان اطعنكم فلا تبغوا عليهن سبيلا )

موفق باشيد :Gol::Gol::Gol:

مدیر خطا کار رو باید چه کرد؟؟!! اینقدر خشک و قانونی حرف زدن کاربردی نیست!! ایا همه مردان ما شایستگی احراز مدیریت رو دارند؟؟؟ مدیریت به چه معناست؟؟ اجتماع سراسر عاطفه خانواده که در واقع بیشترش بر مبنای درک متقابل و کرامت و همدلی و اشتراک وجودی است رو با اجتماعات دیگه که بر مبنای سود و زیان هست مقایسه صرف نکنید
در دیگر کانون های اجتماعی اگر مدیر لیاقت نداشت یا خطا کار بود تنزل درجه پیدا می کنه یا حذف می شه و هیچ گاه در کانون های اجتماعی مدیریت مادام العمر نیست؟؟!! اما ایا می شه طبق همین پیشبرد اهداف اجتماع و قوانین اجتماعی با خانواده هم همچین رفتاری کرد؟؟
نمی شه با خانواده همچین دید مطلق و خشکی داشت . واقعا همچین ادبیاتی در خصوص خانواده جای تاسف داره
تشکر

silence;34835 نوشت:
مدیر خطا کار رو باید چه کرد؟؟!!


با سلام خدمت جناب silence

بله مدير خطاكار را هم بايد تنبيه كرد ، اما مدير خطاكار را بايد مدير او تنبيه كند نه زير دست او !
اما بخاطر مديران خطاكار كه مديريت را نبايد تعطيل كرد مديريتي كه حتي در يك مسافرت 2 نفري نياز است چه رسد به يك عمر زندگي.

silence;34835 نوشت:
اینقدر خشک و قانونی حرف زدن کاربردی نیست!!

ماهيت قانون اينگونه است وقتي صحبت از مسائل حقوقي و قواعد مديريتي مي شود كه جاي عواطف و احساسات نيست.

الزَّانِيَةُ وَ الزَّاني‏ فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ في‏ دينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنينَ (2)
هر يك از زن و مرد زناكار را صد تازيانه بزنيد و نبايد رأفت (و محبّت كاذب) نسبت به آن دو شما را از اجراى حكم الهى مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ايمان داريد! و بايد گروهى از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده كنند!

silence;34835 نوشت:
ایا همه مردان ما شایستگی احراز مدیریت رو دارند؟؟؟

البته همه مردان شايستگي ندارند اما ويژگي هاي ذاتي مردان موجب مسئوليت بيشتر آنها در قبال خانواده است و اين خصوصيات در همه مردان موجود است و اگر عده اي ، خلاف آنرا عمل مي كنند موجب نمي شود كه قدرت ذاتي مرد را در بدوش كشيدن چنين مسئوليتي ناديده گرفت.

silence;34835 نوشت:
اجتماع سراسر عاطفه خانواده که در واقع بیشترش بر مبنای درک متقابل و کرامت و همدلی و اشتراک وجودی است رو با اجتماعات دیگه که بر مبنای سود و زیان هست مقایسه صرف نکنید در دیگر کانون های اجتماعی اگر مدیر لیاقت نداشت یا خطا کار بود تنزل درجه پیدا می کنه یا حذف می شه و هیچ گاه در کانون های اجتماعی مدیریت مادام العمر نیست؟؟!! اما ایا می شه طبق همین پیشبرد اهداف اجتماع و قوانین اجتماعی با خانواده هم همچین رفتاری کرد؟؟


لذا بايد مديريت آن هم با عطوفت باشد مديريت خشن در زمينه خانواده معتبر نيست همانطور كه فرموديد عمده درك متقابل و همدلي و اشتراك مساعي است نه سود و زيان و حسابگري تاجرانه !

از اينروست كه توصيه شده است كه تنبيه هم بايد با چوب مسواك ! باشد تا نهايت عطوفت و رأفت لحاظ شود وگر نه مي شد مانند تنبيه خطاكار در جامعه ، با شلاق باشد !!!! :Ghamgin:

اما اگر يكي از اعضاي گروه نخواست چنين قواعدي را رعايت كند و نخواست با محبت باشد چه ، مهرباني خيلي از اوقات مؤثر است نه هميشه ، زخم را گاهي بايد مرهم گذاشت و گاهي هم بايد جراحي كرد .

موفق باشيد

عاشق;34923 نوشت:

بله مدير خطاكار را هم بايد تنبيه كرد ، اما مدير خطاكار را بايد مدير او تنبيه كند نه زير دست او !
اما بخاطر مديران خطاكار كه مديريت را نبايد تعطيل كرد مديريتي كه حتي در يك مسافرت 2 نفري نياز است چه رسد به يك عمر زندگي.

موفق باشيد


انوقت مدیر مرد خطا کار کیه؟؟ دادگاه؟؟ بزرگتر ها؟؟ این که دیگه زندگی نشد!!
در اخر
بیچاره زنها که باید زیر دست همیشگی باشند برای هر نوع مردی!!!!این انصاف نیست
مدیریت مرد بر زن شرایط داره
تشکر
http://www.askdin.com/showthread.php?p=34953#post34953

silence;34951 نوشت:
انوقت مدیر مرد خطا کار کیه؟؟ دادگاه؟؟ بزرگتر ها؟؟ این که دیگه زندگی نشد!! در اخر بیچاره زنها که باید زیر دست همیشگی باشند برای هر نوع مردی!!!!این انصاف نیست مدیریت مرد بر زن شرایط داره


سلام و تشكر از اظهار نظرتان

زير دست هميشگي نه زن است و نه مرد اصولا تعريف ما از زيردست و بالادست متفاوت است ! ما نه مديريت مرد را بالادستي مي بينيم و نه تابع بودن زن را زير دستي .

پست شما را در تاپيك مورد نظر مطالعه كردم نمي دانم شايد به شما ظلمي صورت گرفته كه چنين با ناراحتي سخن مي گوييد اگر اينگونه باشد ما هم با شما همدردي مي كنيم .

اما زندگي فقط زندگي من و شما نيست زندگي ميليون ها انسان است لطفا به اين سئوال من پاسخ دهيد :

پيشنهاد شما چيست ؟ يا خانواده مدير مي خواهد يا نمي خواهد اگر مدير مي خواهد يا مرد بايد مدير باشد يا زن .

اگر مديريت را از دست مردان خارج كنيم و به زنها بدهيم مشكل حل مي شود ؟

اين پرسش را از محضر سركار كردم چون دوست دارم به نتيجه اي مفيد براي همگان برسيم .

silence;34951 نوشت:
انوقت مدیر مرد خطا کار کیه؟؟ دادگاه؟؟ بزرگتر ها؟؟ این که دیگه زندگی نشد!!
در اخر
بیچاره زنها که باید زیر دست همیشگی باشند برای هر نوع مردی!!!!این انصاف نیست
مدیریت مرد بر زن شرایط داره
تشکر
http://www.askdin.com/showthread.php?p=34953#post34953

قطعاً مخاطب آیه هم مرد مدیر -با شرایطی که مد نظر شماست- هست.

با سلام
بحث در آيه شريفه مربوط به آن دسته از زناني است كه شوهرانشان نسبت به سركشي و مخالفت شان بيم دارند. بنابراين دستور العمل آيه مرحله قبل از ابراز و عملي نمودن سركشي را نيز شامل مي شود. يعني اگر مردي احساس كرد، همسرش در صدد سركشي است، بايد اقدام نمايد و با صحبت و موعظه در صدد دفع مشكل برآيد. طبيعي است كه اگر مرد قبل از هر اقدام نامطلوب از جانب زن پيش قدم شود و با مهرباني و خير خواهي در صدد چاره انديشي برآيد، مشكل احتمالي بسيار راحت‌تر قابل حل خواهد بود، زيرا هنوز روابط زوجين طبيعي و از كدورت و ناراحتي به دور مي باشد.
شايد زن به دليل ناراحت شدن از يك عمل و رفتار شوهرش و يا گاهي به خاطر يك سوء تفاهم قصد نشوز داشته باشد، كه در اين صورت با صحبت و همدلي و رفع ابهام مسئله قابل حل مي باشد. البته با توجه به معني «وعظ» كه تذكر و يادآورى همراه با خير و خوبى است[1]، معلوم مي شود كه در اين مورد مرد مقصر نيست، زيرا در صورت تقصير مرد تذكر و خير خواهي او معني ندارد.
اگر صحبت و نصيحت مفيد نبود در مرحله بعد نسبت به همسر خود بي اعتنايي كند. يعني در رختخواب خود به او پشت و بي محلي كند. با توجه به احساسي و عاطفي بودن زن، اگر او نسبت به همسرش علاقه داشته باشد، از سركشي دست بر مي دارد.
اما اگر اين دو مرحله كار ساز و مفيد واقع نشد، بايد با شيوه و ابزار جدي‌تري زن را از سركشي باز داشت. در اين مرحله مرد مي توان همسرش را تنبيه كند. يعني اگر لازم شد با تنبيه بدني او را به انجام وظايف همسرداري مجبور نمايد. آن هم با چوب مسواك به گونه‌اي كه بدنش زخم نشود و خون نيايد[2].
اگر در هر يك از اين سه مرحله زن از نشوز و سركشي دست برداشت، ديگر مرد حق ندارد به وارد مرحله بعد شود و يا كار خود را ادامه دهد. خداوند به مردان در مورد ارتكاب ظلم و ستم نسبت به زناني كه وظايف همسري خود را انجام مي دهند، هشدار مي دهد.
اكنون اين سوال مطرح مي شود كه در مقابل زناني كه با پند و نصيحت و قهر و كناره گيري، به شرايط عادي زند گي زناشويي باز نمي‌گردند، غير از اين سه مرحله چه رفتاري بايد داشت؟
مردي كه زنش سركشي مي كند، نياز جنسي خود را از چه طريقي بايد برآورده كند؟ آيا بلافاصله اين زن را رها كند و به دنبال همسر ديگري باشد؟ اين سوال در مورد زن نيز مطرح است.
آيا اگر بتوان با متنبه كردن زن، كانون زندگي خانوادگي را حفظ نمود، باز هم بايد به دنبال طلاق رفت و كانون خانواده را متلاشي نمود؟ يا اين كه شما پشنهاد بهتري داريد؟!




[1] - المفردات،ج1،ص876

[2] - مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏3، ص69.

عاشق;34980 نوشت:

سلام و تشكر از اظهار نظرتان

زير دست هميشگي نه زن است و نه مرد اصولا تعريف ما از زيردست و بالادست متفاوت است !ما نه مديريت مرد را بالادستي مي بينيم و نه تابع بودن زن را زير دستي


توجه شما رو به جمله خودتون در پست قبل جلب می کنم :
بله مدير خطاكار را هم بايد تنبيه كرد ، اما مدير خطاكار را بايد مدير او تنبيه كند نه زير دست او !

بنده هم در پست قبل عرض کردم که این ادبیات برای خانواده شایسته نیست اما شما فرمودین:

.

عاشق;34980 نوشت:

نقل نوشته اصلی توسط : silenceاینقدر خشک و قانونی حرف زدن کاربردی نیست!!

ماهيت قانون اينگونه است وقتي صحبت از مسائل حقوقي و قواعد مديريتي مي شود كه جاي عواطف و احساسات نيست.

.

عاشق;34980 نوشت:
پست شما را در تاپيك مورد نظر مطالعه كردم نمي دانم شايد به شما ظلمي صورت گرفته كه چنين با ناراحتي سخن مي گوييد اگر اينگونه باشد ما هم با شما همدردي مي كنيم .

از همدردی شما ممنونم اما این مشکل بنده نیست و مصادیق ظلم و برداشت ناصحیح از دین در بحث خانواده بسیار فراوان است که هر کس اگر در اطرافیان خود دقیق شود نمونه های فراوان خواهد دید و هر جا سخن از حق است در مقابل وظیفه تعریف شده لذا در بحث خانواده باید دقت بشه تا تبیین برخی موارد باعث کمرنگ شدن موارد دیگه نشه و همیشه مخاطب هم در نظر گذفته بشه تا نتیجه معکوس گرفته نشه و برای مردان و زنان سرکش وسیله ای برای تلخ کردن زندگی نشه اما طبیعت زن همیشه باعث شده که بیشتر مورد ظلم قرار بگیره.

.

عاشق;34980 نوشت:

اما زندگي فقط زندگي من و شما نيست زندگي ميليون ها انسان است لطفا به اين سئوال من پاسخ دهيد :

پيشنهاد شما چيست ؟ يا خانواده مدير مي خواهد يا نمي خواهد اگر مدير مي خواهد يا مرد بايد مدير باشد يا زن .

اگر مديريت را از دست مردان خارج كنيم و به زنها بدهيم مشكل حل مي شود ؟

اين پرسش را از محضر سركار كردم چون دوست دارم به نتيجه اي مفيد براي همگان برسيم .


من به شخصه با مدیریت مرد مشکلی ندارم (هر کسی را بهر کاری ساختند)اما با ادبیاتی که برای تفهیم مدیریت بکار برده می شه و باعث سواستفاده می شه مخالفم
و دیگه قبل از بیان این موقعیت ها باید از شرایط لازم برای اهراز و استفاده از ابزار مدیریت نیز به همان اندازه و به طور موازی و گاه بیشتر صحبت بشه و فقط از زبان حفوفی بحث نشه و اخلاق و کرامت انسانی همیشه تاکید بشه. حوزه مدیریت هم باید تعریف بشه اما از هم مهم تر شیوه بیان!!!!!!!! بیان همسنگ حقوق و ظایف
بوالله اینقدر دیدم مردان مذهبی که از به اصطلاح حفوفشون در ریز درشت زندگی برای تحقیر زن استفاده کردن
نظر بنده اینه که به مردان بیشتر حقوق زنان در بستر اخلاق و انسانیت اموزش داده بشه به خانوم ها برعکس تا نتیجه وظیفه شناسی توام همراه با عشق حاصل بشه
در قاون مدنی ما هم زن هیچ حقی نداره جز شروط ضمن عقد . ایا زندگی باید چنین باشه که زن برای احقاق حقش حتما شرط ضمن عقد بیاره و مردان مذهبی (فراواننند اما منظور همه نیست به اقایان محترم و و با درایت فصد جسارت نیست) فقط یک عمر زمزمه حق های به اشتباه فهمیده شده اونها که در گوششون پیچیده و غرورشون تا ناکجا اباد برده فقط از اهرم قدرتشون و حقوقشون استفاده کنن در تضییع کرامت انسانی زن!!!
من به روح قوانین اسلامی اگاهم و با تمام وجود همه فسمت های اون رو می پذبرم در بحث خانواده مدیریت خانواده و باقی مسائل و هر قسمت رو هم که بشر براش منطقی پیدا نمی کنه رو هم و گاه باهاش در تضاد قرار می گیره (به دلایل مختلف احساسی و یا تبیین نادرست یا فهم غیر دقیق و سواستفاده های بشر) از سر تسلیم به صاحب قران کتاب مقدس و به خاطر عشق به اسلام عزیز که اکمل ادیان هست می پذیرم .
فقط تاکیدم بر شیوه بیان و همه جانبه و در نظر گرفتن بازخوردهای اجتماعی در همه مسائل است و به قولی دیگر مخاطب شناسی
والسلام
تشکر

ترنم باران;35016 نوشت:
با سلام
بحث در آيه شريفه مربوط به آن دسته از زناني است كه شوهرانشان نسبت به سركشي و مخالفت شان بيم دارند. بنابراين دستور العمل آيه مرحله قبل از ابراز و عملي نمودن سركشي را نيز شامل مي شود. يعني اگر مردي احساس كرد، همسرش در صدد سركشي است، بايد اقدام نمايد و با صحبت و موعظه در صدد دفع مشكل برآيد. طبيعي است كه اگر مرد قبل از هر اقدام نامطلوب از جانب زن پيش قدم شود و با مهرباني و خير خواهي در صدد چاره انديشي برآيد، مشكل احتمالي بسيار راحت‌تر قابل حل خواهد بود، زيرا هنوز روابط زوجين طبيعي و از كدورت و ناراحتي به دور مي باشد.
شايد زن به دليل ناراحت شدن از يك عمل و رفتار شوهرش و يا گاهي به خاطر يك سوء تفاهم قصد نشوز داشته باشد، كه در اين صورت با صحبت و همدلي و رفع ابهام مسئله قابل حل مي باشد. البته با توجه به معني «وعظ» كه تذكر و يادآورى همراه با خير و خوبى است[1]، معلوم مي شود كه در اين مورد مرد مقصر نيست، زيرا در صورت تقصير مرد تذكر و خير خواهي او معني ندارد.
اگر صحبت و نصيحت مفيد نبود در مرحله بعد نسبت به همسر خود بي اعتنايي كند. يعني در رختخواب خود به او پشت و بي محلي كند. با توجه به احساسي و عاطفي بودن زن، اگر او نسبت به همسرش علاقه داشته باشد، از سركشي دست بر مي دارد.
اما اگر اين دو مرحله كار ساز و مفيد واقع نشد، بايد با شيوه و ابزار جدي‌تري زن را از سركشي باز داشت. در اين مرحله مرد مي توان همسرش را تنبيه كند. يعني اگر لازم شد با تنبيه بدني او را به انجام وظايف همسرداري مجبور نمايد. آن هم با چوب مسواك به گونه‌اي كه بدنش زخم نشود و خون نيايد[2].
اگر در هر يك از اين سه مرحله زن از نشوز و سركشي دست برداشت، ديگر مرد حق ندارد به وارد مرحله بعد شود و يا كار خود را ادامه دهد. خداوند به مردان در مورد ارتكاب ظلم و ستم نسبت به زناني كه وظايف همسري خود را انجام مي دهند، هشدار مي دهد.
اكنون اين سوال مطرح مي شود كه در مقابل زناني كه با پند و نصيحت و قهر و كناره گيري، به شرايط عادي زند گي زناشويي باز نمي‌گردند، غير از اين سه مرحله چه رفتاري بايد داشت؟
مردي كه زنش سركشي مي كند، نياز جنسي خود را از چه طريقي بايد برآورده كند؟ آيا بلافاصله اين زن را رها كند و به دنبال همسر ديگري باشد؟ اين سوال در مورد زن نيز مطرح است.
آيا اگر بتوان با متنبه كردن زن، كانون زندگي خانوادگي را حفظ نمود، باز هم بايد به دنبال طلاق رفت و كانون خانواده را متلاشي نمود؟ يا اين كه شما پشنهاد بهتري داريد؟!

[1] - المفردات،ج1،ص876

[2] - مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏3، ص69.


سلام
باید علت بی میلی یا به زبان شما سرکشی زن نسبت به همسر ابتدا ریشه یابی شود شاید ربشه این مشکل در رفتار خود مرد جستجو شود ابتدا ریشه یابی و درک خواست زن . به قول شما زنی چنان پر احساس چه شده که با همسر چنین رفتار می کنند رفتار زنان تابع کیفیت زندگی و بازخورد رفتاری مردان نیز می شود! قبول ندارید!!!! جای تامل دارد کمی بر روانشناسی زن و مرد باید اگاهی پیدا شود چرا روح زن فقط ابزاری باشد برای احقاق حق مرد ایا این ریحان عطوفت و ابیاری و توجه و محبت نمی خواهد!!
ایا در چنین شرایطی بدون درک علت تنها وعظ سپس اجرای پله پله فرمایشات جوابگو خواهد بود!؟؟؟؟مرد در مواردی که زن نسبت به مردی که با تحقیق و بررسی از خود مشکلی نمی بیند رفتار ناصحیح بروز می دهد انگاه تازه ان را حمل بر گستاخی کند و طبق قران عمل کند
همین دستور العمل دادن بدون در نظر گرفتن همه جوانب مشکل ساز است. اگر این را تعبیر به زخم
می کنید علت زخم باید جستجو شود
تشکر

silence;35029 نوشت:
وجه شما رو به جمله خودتون در پست قبل جلب می کنم : بله مدير خطاكار را هم بايد تنبيه كرد ، اما مدير خطاكار را بايد مدير او تنبيه كند نه زير دست او ! بنده هم در پست قبل عرض کردم که این ادبیات برای خانواده شایسته نیست اما شما فرمودین:

با سلام خدمت سركار silence و تشكر از پاسخ منصفانه شما

بله من هم كلمه زير دست را به كار بردم چون ما با همين كلمات فارسي صحبت مي كنيم كه بتوانيم با ديگران تعامل داشته باشيم اما لزوما كلمه اي را كه استفاده مي كنيم معنايي را كه ديگران مي فهمند ندارد و منظور حقير مسلما زيردست به معناي تحقير آميز آن نبوده است بلكه خواستم در مقابل مدير از لفظي استفاده كنم همانطور كه از لفظ تابع هم استفاده كردم

silence;35029 نوشت:
من به شخصه با مدیریت مرد مشکلی ندارم (هر کسی را بهر کاری ساختند)اما با ادبیاتی که برای تفهیم مدیریت بکار برده می شه و باعث سواستفاده می شه مخالفم و دیگه قبل از بیان این موقعیت ها باید از شرایط لازم برای اهراز و استفاده از ابزار مدیریت نیز به همان اندازه و به طور موازی و گاه بیشتر صحبت بشه و فقط از زبان حفوفی بحث نشه و اخلاق و کرامت انسانی همیشه تاکید بشه. حوزه مدیریت هم باید تعریف بشه اما از هم مهم تر شیوه بیان!!!!!!!! بیان همسنگ حقوق و ظایف

من هم با فرمايش شما موافقم اما بحث ما در اين تاپيك سر مسائل حقوقي است و حدود استفاده مرد از ابزار مديريتي خود در آيه اي از قرآن كريم ، بحث سر مواد قانوني است كه ديگران را ملزم به رعايت آن مي كند در اين موارد براي تضمين اجراي آن توسط زن و مرد لازم است كه به صورت كاملا جدي بدون مسائل احساسي و حاشيه اي آنرا مطرح كرد.

بله در جاي خود بايد از شيوه بياني ديگري كه سرشار از عطوفت و مهرباني باشد نيز بهره برد .

در كل نظرات مان را بسيار به هم نزديك مي بينم و خوشوقتم از اينكه با جنابعالي كه منصفانه بحث مي فرماييد ، هم سخن شده ام .

موفق باشيد

با سلام خدمت همه دوستان مخصوصا جناب silence محترم

قران كتاب هدايت است و قوانيني كه در آن آمده جهت هدايت بشر الزامي است ؛ و اين قوانين توسط شخصيتي وضع شده كه خود خالق بشر است و مي داند چه چيز براي نوع بشر مفيد است و چه چيز مضر .

و البته اين قانون نيز مثل همه قوانين استثنا هم دارد .

ضمن اينكه دوست محترم توجه دارند كه همه مسائل خانواده در اينجا مطرح نشده كه حال اين ايرادات بر آن وارد باشد . بهتر است روايات خانواده نيز مطالعه شود تا اين اشكالات به ذهن شريف نرسد . (به طور مثال همان روايتي را كه خود به نوعي به آن اشاره فرموديد : النساء ريحانه ليست بقهرمانه )

از طرفي سو استفاده از قوانين هميشه بوده و هست و اين خدشه اي به صحت قانون وارد نمي كند و البته شخص خاطي بايد عقاب شود كه بحث آن در جاي خودش مطرح شده است .

مديريت هر كاري متناسب با همان كار است بنابر اين اگر قرار است خانواده اي مديريت شود قاعدتا بايد نوع مديريت متناسب با آن باشد لذا توجه به كانون گرم خانواده ايجاب مي كند كه تمام نكات لطيف مديريتي اين كانون بايد مراعات شود تا زندگي موفقي را بدنبال داشته باشد . چنانچه در يك نگاه دقيق خانواده هايي را موفق مي يابيم كه اين توجه لطيف را دارند .

ضمنا اگر مديريت نيز در وظايف محوله كوتاهي كند او نيز طبق همين قوانين الهي بايد پاسخگو باشد و چه بسا در مواردي عقاب شود . نهايتا چون بصورت معمول مجازات مدير توسط اعضا ممكن نيست به حاكم شرع محول شده است.

اميد كه همه با عمل به وظايفمان گرمابخش كانون خانواده باشيم.

موفق باشيد :Gol::Gol::Gol:

بسم الله الرحمن الرحيم
با تشكر از خانم «silence» .
بنده در مطلب قبلي عرض كردم كه مرد قبل از هر اقدامي بايد با همسرش صحبت كند و دليل رفتار او را جويا شود و اگر اشتباه يا سوء تفاهمي روي داد برطرف نمايد. همچنين بيان شد كه با توجه به مفهوم واژه«وعظ» كه در بردارنده معني تذكر و ياد آوري همراه با مهرباني وخير است، مشخص مي شود، مرد در اين امر مقصر نيست. زيرا در صورت تقصير وي، ياد آوري و مهرباني او نسبت به زنش معني ندارد.
در مورد عاطفي بودن زن، بايد گفت دقيقاً به همين دليل خداوند به مرد دستور مي دهد كه در ابتدا با صحبت و نصيحت در صدد برطرف نمودن مشكل برآيد، اگر اين كار جواب نداد از طريق عمل عاطفي قوي‌تري(كنار گيري كردن از زن در بستر خواب) تلاش كند وضعيت زندگي خانوادگي را به حالت عادي برگرداند. اگر احساسات و عاطفه زن در حالت طبيعي و منطقي باشد، قاعدتاً پس از اين دو عمل به بهبود وضعيت زندگي زناشويي اقدام مي كند. اما اگر اين دو مرحله كار ساز نبود و زن همچنان بر سركشي خود پافشاري داشت چاره كار در چيست؟ به تعبير ديگر اگر عاطفه زن او را به زندگي خانوادگي برنگرداند، آيا نبايد از راه ديگري كانون خانواده را حفظ نمود؟
آيا اگر تنبيه آن هم با چوب مسواك به گونه اي كه بدن زن كبود و زخم نشود، يعني جنبه تلنگر و توجه دادن داشته باشد، موجب شود كه زن، زندگي زناشويي را به حالت عادي برگرداند و اختلاف برطرف و محيط خانه به فضاي دوستي و محبت برگردد و جلوي اقدامات مشكل سازتر بعدي از جمله طلاق گرفته شود، باز هم مي توان گفت اين راه حل مناسب نيست؟ اگر شما پيشنهاد بهتري داريد بفرمايد.:Gol:

با سلام خدمت جناب ترنم باران
فکر می کنم صحبت های بنده واضح و گویا بوده
راهی که بنده عرض کردم همان راه قران بود اما به تفضیل و تاکید بر مرحله اغازین یعنی همان که تعبیر به وعظ شده کسی در مقام وعظ می باشد که تقصیر بر گردن او نیست و در پی اگاه کردن شخصی است که در اشتباه است از سر خیرخواهی و دوست داشتن. نکته ای که اضافه کردم فقط این بود که یک طرفه به قاضی نرویم و همواره خویشتن خویش را در هر مشکلی سهمی بدهیم ببنیم ایا ما در این وضعیت بوجود امده سهمی داشته ایم؟ تنها تامل در این مرحله چاره بسیاری از مشکلات در حوزه خانواده است. سپس با پیمودن همه ی این مراحل رفع و پذیرش خطاها اگر مشکل ادامه داشت و زن بدون دلیل رفتار پیشین را ادامه می دهد یا این رفتار رویه ثابت و غیرنرمال وی شده باقی مراحل که شما بزرگوار بر ان اشراف دارید انجام می شود.
گمان نمی کنم بین نظرات ما تفاوتی باشد ! تنها نکات تاکیدی تفاوت داشت بعلاوه بر این که من روی جوانب دیگری هم بحث کردم که تکمیل کننده بود همین
سخن و قول قران در مورد نشوز می باشد لذا از وعظ اغاز شده (برداشت بنده از نشوز امتناع بی دلیل زن از تمکین در شرایط نرمال زندگی و برطرف نکردن توقع معمول و نرمال همسر است در حالی که هیچ تقصیری در این رفتار زن متوجه مرد نیست )اگر به مفهموم دقیق نشوز دقت شود مشخص می شود که اختلافی در ارا ما نیست.
از اساتید بزرگوار درخواست می کنم دقیقا بیان بشه به چه زنی ناشزه می گویند
سوال دیگر مواردی که زن ملزم به اطاعت از همسر می باشد چیست؟

هیچ راهی برتر از راه قران نیست به شرط اجرای صحیح:Gol:
و امیدوارم واقعا مردان به چوب مسواک بسنده کنند ! و تنبیه ابزار و تکنیک برای حصول به همه ی خواسته های انان نشود.
اگرهمه به اندازه شما و سایرینی که به تفسیر این ایه می پردازند اگاهی داشته باشند فکر می کنم چنین مشکلی هم نادر شود
تشکر

silence;35309 نوشت:
امیدوارم واقعا مردان به چوب مسواک بسنده کنند !
ترنم باران;35303 نوشت:
تنبيه آن هم با چوب مسواك به گونه اي كه بدن زن كبود و زخم نشود،

اما شما واقعا فكر مي كنيد كه يك زن بالغ مي ايسته كه يه مرد بياد با يه چوب گر چه چوب مسواك اونو بزنه!!!؟؟؟
قوانين طبيعي كاملا اونو به دفاع از خودش وا مي داره و در مواردي كه زورش به مرد نرسه حالت سركشي و ابراز ناراحتي اش ادامه پيدا كرده و گاه به مراجع قانوني مي رسه و البته از اونجايي كه در خيلي از كشور هاي اسلامي و ايران در محضر قانون گذار هم حرف زن در رو نداره زن بيچاره يا مجبور به سوختن و ساختن مي شه يا به مخالفت بيشتر روي مياره و هيچكس نيست كه به زن بگه آخه مشكلت چيه؟! همه ميگن چه زن سركشي كه تمكين نمي كنه!!!!
اما هنوز دوستان نگفتن مصاديق تمكين چيه؟

حجت الاسلام پناهيان در سخنراني اي راجع به روابط بين زن و مرد مي گويد:
خانم‌ها بدانند راهی که مردها به زن‌ها ظلم نکنند، این نیست که به او بگویند رئیس نباش، به آن‌ها بگویند رئیس باش و وقتی او خود را در موقعیت ریاست دید ظلم نخواهد کرد، وگرنه اگر مرد رئیس زن نباشد و ذلیل او باشد، نه تنها ظلم خواهد کرد، بلکه خیانت هم می‌کند. چاره اینکه زنی حق خود را از مردی بگیرد (عاطفه و دل او را) این نیست که زن بر مرد سیطره داشته باشد. نمی‌گویم رئیس زن باشد یا مرد. یک نوع ریاست برای زن است و یک نوع دیگر برای مرد. ریاست حقوقی که کارش با فرماندهی و اطاعت سامان پیدا می‌کند برای مرد، و ریاست عاطفی که مرد باید تمام عمر مواظب باشد که مبادا دل همسر خود را بشکند را به زن.
وی افزود: مرد نباید بنشیند با زن مذاکره کند، باید ببیند از چه چیز دلش می‌شکند و از آن پرهیز کند. نباید از گل نازکتر به زن گفت و او را ریحانه‌ای تلقی کرد که باید لطافت‌ روحی او حفظ شود، در عین حال زن غیرت و محکمی مرد را هم می‌خواهد. امیدوارم از کلید طلایی رابطه زن و مرد (توجه به اختلافات بین این دو) بهره برده و البته از آن سوءاستفاده نکنید.

حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان در پایان سخنان خود، زن‌ها را از اطاعت‌های بی چون و چرا و نابجا نهی کرد!

بسم الله الرحمن الرحيم
با تشكر از خانم« silence»
بله همانطور كه فرموديد بين نظر ما در اين مسئله اختلافي نيست.
در صورتي كه زن بدون دليل منطقي نشوز كند، زمينه براي اقدام مرد جهت تغير وضعيت پيش مي آيد و اگر مرد در بروز اين رفتار زن مقصرباشد، بايد به اصلاح رفتار خود بپردازد ولي اين صورت از محل بحث آيه خارج است و هيچ كس نمي گويد با وجود تقصير مرد او مي تواند مراحل سه گانه مطرح در آيه را اجراء نمايد.
با توجه به دستور همگاني قران نسبت به رعايت عدالت وانصاف و عدم ظلم ، مرد مسلمان و مومن در اولين مرحله كه با همسرش صحبت ميكند، اگر متوجه شد نشوز زن به خاطر رفتار نامناسب او مي باشد، بايد به اصلاح خود بپردازد و اجازه ندارد مراحل دوم و سوم را انجام دهد. ولي همانطور كه عرض شد اين فرض خارج از محل بحث آيه شريفه مي باشد.:Gol:

به نام الله
سلام
به نظر من زدن یک زن یا هر انسان دیگر تا جایی که خدا فرمان داده جایز است(مثل حدود گناه ها )

اما در این مورد باید بگم که بستگی به شرایط داره

مثلا بعضی وقت ها یک مرد خوبی است که به خواسته های زنش گوش می ده و در سدد ایجاد رفاه و آسایش خانواده به

خصوص همسرش است اما همسرش ساده ترین کار که حق هر مردی است رو از وی دریق می کنه یا به حرف وی در

کارهایی که معصیت خدا در آن نیست گوش نمی کنه در صورتی که فرمانبرداری از شوهر وظیفه یک زنه و این مشکل با حرف زدن ، اخم و تخم ، قهر و امثال دیگه (به غیر از تنبیه حل نمی شه) در این زمان است که راحی جز زدن باقی نمی مانه (زدن مرحله آخره):Mohabbat:

شما از کلمه زیر دست استقاده کردید به من به عنوان یک زن خیلی برخورد.لطفا" در بکار بردن کلمات دقت کنید تا شخصیت دیگران زیر سئوال نره. مثل این می مونه ما مرد رو ماشین پولسازی تصور کنیم.
درسته من به عنوان یک زن دوست دارم یک مرد تکیه گاهم باشه . درسته زنها از نظر جسمی و جنسی در ظاهر غالب هستند و مردها مغلوب چون سرشت طبیعتشون اینطوری آفریده شده ولی دلیل نمیشه همیشه تصمیمات و عقل مردها برتری داشته باشه در بسیاری از موارد زنها تصمیمات بهتری در زندگی میگیرند و بهتر عمل میکنند. یک زن همیشه در نود درصد بهتر از مرد یک بچه رو تربیت میکنه.
زن ستون زندگیست و مرد سقف ، اگر سقف بیش از اندازه روی ستون فشار وارد کنه و بیش ازحد توانش آجر روی ستون بچینه ستون پایه هایش لرزان میشه و میریزه و این وسط چه کسی ضرر میکنه ؟ جز ستون ، سقف هم به پایین انداخته میشه.پس جوری عنوان نکنید مثل اینکه فقط زنها هستند که به مرد نیاز دارند و از روی ترحم و دلسوزی میخواهند با زن زندگی کنند.
فرمانبرداری و فرمان دادن در زندگی مشترک چه جایگاهی داره؟ مگر سرباز خونه یا پادگان نظامیه ؟؟ درسته باید به حرف یکدیگر در زندگی گوش بدیم ولی دلیل نمیشه هر حرف بی منطقی رو از همسرمون قبول کنیم. من باب مثال شاید همسر من میخواد تصمیمی بگیره یا کاری انجام بده یا جایی بره که به نظر من درست نیست ، یعنی اون باید چون من نظرش رو نمیپذیرم منو کتک بزنه و مثلا" عنوان کنه تمکین نکردم؟ اصلا" با عقل جور در میاد ؟مگر زندگی میدان جنگ و مبارزه است؟ خوب اون بچه ای که توی چنین خانواده ای رشد میکنه چطور بار میاد ؟
اینها همه بحثهای روانشناختی داره نه استدلالهای من در آوردی. ضمنا" یک نسخه رو برای همه مردم نمیپیچند.

[=&quot]من با جناب شکست ناپذیر و همینطور با niyosha موافقم و باید بگم :واقعا تعجب میکنم آیا شما دارید در مورد انسانها حرف میزنید؟ [/][=&quot]
وقتی مجاز نیستی فرزندت را کتک بزنی, وقتی نباید به حیوانات آسیبی برسانی, چگونه میتوانی دست روی انسانی دیگر بلند کنی و از او توقع احترام و محبت داشته باشی؟ اگر زنی با فرض عدم مشکل از طرف همسرش همچنان از وی دوری میکند احتمالا نیاز به پزشک و مشاوره دارد که البته در اکثر موارد همراهی و محبت همسر در این خصوص بسیار چاره ساز بوده و هست. در ضمن چگونه میتوان رفتار با همسر را از جنس برخورد با مجرمین دانست؟!

[/]

با عرض سلام
من یک مطلب در مورد این آیه قرآن خوندم که به نظر من جواب خیلی خوب و منطقی به این سوال بود. همونو براتون می نویسم.
آیه شریفه در مورد زنانی است که از اموراتی که حق شوهر است سرپیچی می کنند و آن ها را مورد اذیت قرار می دهند. در این آیه مراد از زدن، زدنی نیست که منجر به مجروح شدن زن شود بلکه در روایات آمده در ذیل این آیه این زدن باید به گونه ای باشد که دیه تعلق نگیرد.
همچنین قرآن این آیه را برای زنانی که بنای ناسازگاری داشته باشند آمده است. (کلمه نشوز از ریشه ن ش ز به معنی سرکشی و طغیان است) در این آیه برای مقابله با چنین حالتی در زنان سه مرحله برای آن ذکر شده است. 1- موعظه: کلامی که سراسر لطف و محبت است. 2- دوری از خوابگاه زنان: در این مرحله شوهر با دوری کردن از خوابگاه همسرش ناراحتی خود را از رفتار همسرش نشان می دهد.3- زدن: با شرایط خاص که قبلا ذکر شد.
روان شناسان امروزی معتقدند که برخی از زنان دارای حالتی به نام مازوخیسم یعنی آزاردهندگی هستند. در نظریه روان شناسان چند نکته مهم به چشم می خورد: 1-روان شناسان تنها راه آرامش زنان در موارد حاد را تنبیه مختصر بدنی می دانند.2- طبق نظر روان شناسان این زنان وقتی سزاواز تنبیه بدنی هستند که این حالت (مازوخیسم) در آن ها به اوج خود برسد. اتفاقا در قرآن هم تنبیه بدنی به عنوان راه حل آخر بیان می شود. 3- روان شناسان بیان می کنند که این تنبیه باید مختصر باشد، که این دقیقا مطابق روایات آمده در ذیل آیه است.
اما نکته آخر: شاید سوال شود که چرا شبیه این حکم برای مردان نیامده است؟ در پاسخ باید گفت که این حکم برای مردان هم آمده است ولی اجرای آن به حاکم شرع سپرده شده است. همین موضوع در قضاوت های امیرالمونین آمده است که ایشان در زمان حکومتشان مردی را که در حق همسرش ظلم می کرد و سخن حق را نمی پذیرفت، تنبیه و تعذیر کردند.
پس به نظر من این آیه می تواند یکی از معجزات قرآن باشد زیرا حرفی را که قرآن 1400 سال پیش بیان کرده اند روان شناسان تازه به آن رسیده اند. یا علی

من برای خودم در این مورد یه مثال زدم ... مثلا کسایی که از قران انتقاد می کنند و امریکا و حقوق بشر رو وحی منزل می دونن باید دلیل حمله امریکا به کشور های عقب افتاده رو اینچنین توجیه کنن که با یک جنگ بدنبال ایجاد ارامش در اون کشور هاست نه تنها امریکا بلکه ایران باستانی که پان ایرانیسم ها به اون افتخار میکنند و نظام های مارکسیسمی هم همینطورند و واقعیت هم همینه برای بعضی چیز ها باید بها هایی داده بشه حالا این بر می گرده به اندیشه که درسته یا غلط که بگذریم .... "جنگ" در لفظ بد بحساب می اد اما توجیه پذیر ..... "زدن و تنبیه" هم در لفظ چیز ناپسندیه اما در منطق نباید با کلمات بازی کرد ! حتما دلیل شما بر اینه که زندگی با تفاهم بهتره و زن باید از مرد مسلمان بترسه همیشه که اونو نزنه ! در حالی که دوستان هم توضیح دادن قضیه اون چیزی نیست که به نظر می اد .... اصلا قران نگفت نافرمانی کرد بزنید دیگه از این کارا نکنه ! ایه هم میگه زن سرکش .... اول با او به نرمی صحبت کنید و بعد بستر رو جدا کنید و بعد اگر اطاعت نکرد بزنید .... بنظر شما زنی که این خصوصیت رو داشته باشه به تفاهم میرسه یا زنی برای زندگی مشترک هست !!!! قران هم اخرین راه رو زدن که اخرین چارست دونسته ....

خدا که دیگه نگفته کتک بخوریم نگاه کنیم؛ گفته؟
موضوع قفل شده است