جمع بندی آیا "یمانی" صرف نظر از مصداق حجت است؟

تب‌های اولیه

110 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

ansar;329595 نوشت:

برادر عزیز علی مع الحق نظرتون در مورد تاپیک شماره 60 را یادتون نره هنوز منتظر نظر شما هستیم

سلام و عرض ادب خدمت دوست عزیز جناب انصار گرامی

ان شا الله به پست 60 شما که ظاهرا برایتان اهمیت خاصی دارد هم جواب خواهم داد.
اما نکته ای که اینجا وجود دارد این است که آداب بحث و گفتگوی دو طرفه حکم میکند زمانی که شما سوالاتی مطرح فرمودید و بنده پاسخ دادم بعد از آن بنده نیز بتوانم چند سوال از شما بپرسم نه اینکه فقط شما احادیث جدید بیاورید و بنده فرصت نکنم سوالاتی که برایم مطرح است بپرسم.
لذا اگر موافق باشید ابتدا پاسخ پست های قبلی (به جز این پست مد نظر شما) را تکمیل میکنم و بعد بنده چند سوالی که به عنوان یک پژوهشگر از شما دوستان انصار آقای احمد الحسن دارم خواهم پرسید
ان شا الله بعد از پاسخ شما دوستان ، به سوالات پست 60 نیز پاسخ میدهم
(البته بهتر این بود که کارشناس محترم در بحث حضور پیدا میکردند و ایشان پاسخگو بودند و ما استفاده میکردیم)

موفق باشید

ansar;329513 نوشت:
چه فرقی دارد برادر شما ما را محرف کلام دانستید در صورتی که کتاب اینگونه نوشته است.
گفتید مجهول و بدون ذکر دلیل بر مجهول بودن آنها... البته شما تقصیر ندارید چرا که در گوگل سرچ کردید و در وبلاگها نوشته شده مجهول و شما هم مجهول می گویید و آنهم بدون دلیل حتی خود سایتها و وبلاگها بر مجهول بودن آنها دلیل نمی دهند.

امیدوارم من بعد در پست زدن بیشتر دقت کنید
دوست عزیز شما دو تهمت بی اساس وارد کرده اید
اولا اینکه بنده جناب بقیت الاسلام را محرف کلام دانستم واقعیت دارد. و اینکه شما ادعا میکنید در کتاب چنین نوشته است درست نیست
ایشان در یکی از اسنادش کتاب غیبت نعمانی را آوردند و بنده نشان دادم اصل روایت در کتاب نعمانی بر خلاف ادعای ایشان است. پس ایشان روایت را با دخل و تصرف در آن آورده اند
جالب اینجاست که در پست قبلیشان با اینکه گفته بودیم روایت را تحریف نکنید باز هم به این کتاب استناد کرده اند
اصل روایت در این کتاب به این صورت است:

[SPOILER]وأخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد ، قال : حدثنا القاسم بن محمد بن الحسن بن
حازم من كتابه ، قال : حدثنا عبيس بن هشام ، عن عبد الله بن جبلة ، عن إبراهيم بن
المستنير ، عن المفضل بن عمر الجعفي ، عن أبي عبد الله الصادق ( عليه السلام ) ، قال :
" إن لصاحب هذا الأمر غيبتين : إحداهما تطول حتى يقول بعضهم : مات ،
وبعضهم يقول : قتل ، وبعضهم يقول : ذهب ، فلا يبقى على أمره من أصحابه إلا
نفر يسير ، لا يطلع على موضعه أحد من[="Blue"] ولي[/] ولا غيره ،إلا المولى الذي يلي أمره [/SPOILER]

ثانیا فرموده اید بنده دلیلی ندارم که روایت ضعیف است و از سایتها کپی کرده ام
باید عرض کنم این گفته شما نشان میدهد جنابعالی بدون کوچکترین تحقیق و چشم بسته ادعا های این فرقه را پذیرفته اید.

سند مجهول بودن حبه العرنی:

ansar;329513 نوشت:
ببخشید برادر مگر ما منکر دوازده امام هستیم که می خواهی امامت دوازده امام را برای ما اثبات کنید؟

خیر شما منکر دوازده امام نیستید اما معتقدید غیر از این 12 امام امامان دیگر هم مرتبه با ایشان وجود دارد
در واقع شما مهدیین را نیز امام میدانید و 24 امامی هستید
اگر اشتباه گفته ام تصحیح بفرمائید.

ansar;329513 نوشت:
هر چند بنده با علم رجال مخالفم ولی می خوام بدونم نظرتون در مورد روایتهایی که روایان آنها کاملا موثق هستند و قائل به این هستند که اگر روایتی را از فاجر یا مومن برای شما نقل شده رد نکنید... چیست؟

توصیه میکنم در این مورد یک تاپیک مجزا باز کنید چون ارتباطی به بحث ما ندارد و شما به جز فرقه خودتان هیچ عالم شیعه را پیدا نمیکنید که رجال را قبول نداشته باشد

با اینکه به بحث ما مربوط نمیشود اما جواب شما ساده است این روایات می گوید هر خبری را که شنیدید استناد آنرا به ما تکذیب نکنید. اما آیا لازمه عدم تکذیب پذیرش و عمل به محتوای خبر میباشد؟ مسلما خیر
ضمن اینکه روایاتی داریم که ائمه صریحا به بررسی سندی توصیه کرده اند.

ansar;329513 نوشت:
برادر ترجمه شما خیلی جالب است، و همچنین پر از ایراد...

[spoiler]
دقت کنید اگر یک مسجد باشد حتما یکی از امامان عادل نماز می خواند و نمیشه چندین نماز جماعت در یک مسجد ایجاد شود در صورتی که عدالت آن نمازگزار برای مردم اثبات شده باشد. این یک

دوما: روایت می گوید: " خلیفه قائم" خلیفه یعنی جانشین، شما چگونه آن را به هوای خودتان ترجمه می کنید و می گویید نماینده !!!؟؟

سوما: در آن مسجد یعنی یک مسجد دقت کنید آن مسجد و نگفت مسجدها دوازده امام عادل نماز می خوانند و معلوم است که حتما در هر دوره از آن امامان فقط یکی نماز خواهدخواند نه همه در یک مسجد.

چهارما: مجددا روایت را به هوای خودتان ترجمه کردید و کلمه " جماعت " در اصل روایت نیست حالا از کجا آمده معلوم نیست. عجب...!!!

پنجماً: اگر بر فرض محال بگوییم دوازده امام با هم هر کدام نماز جماعت می خوانند ولی روایت گفته در مسجد و بعد مجددا می فرماید چهار مسجد، باز هم در آن چهار مسجد به علاوه مسجد حیره می شود پنج مسجد و در کل پنج امام جماعت در هر مسجد نماز می خوانند ولی روایت می گوید دوازده امام عادل...!!!! کلا ترجمه شما خطا است برادر و ممکن است که چهار مسجد دیگر به اختیار خلیفه قائم در هر مسجد امام جماعتی از انصار انتخاب شود و هر کدام در مسجدی نماز بخوانند. و الله اعلم

لذا روایت را طوری ترجمه کنید که با اصل متن عربی موافق باشد نه اضافه کنید برادر عزیز...[/spoiler]

اولا قرار نیست امان جماعت در یک زمان و با هم نماز جماعت برگزار کنند پس این ایراد شما بی مورد است

دوما اصلا خلیفه قائم(ع) نه و خلیفه نبی (ص)
مگر در روایات نداریم که پیامبر وقتی به سفری میرفت به جای خود خلیفه تعیین میکرد؟؟ آیا قائم (عج) نمیتواند در زمان حیاتش خلفایی داشته باشد؟؟

سوما در روایت آمده 12 امام عادل پس مشخص است منظور امام معصوم نیست

چهارما:محض اطلاع به پیشنماز جماعت نیز در عربی و فارسی امام میگویند!!! حالا اینکه این کلمه جماعت اضافه شده برای فهم بهتر بوده است

پنجما این ایراد واقعا خنده دار است! آیا اشکالی دارد که تعداد امام جواعت بیش از تعداد مسجد باشد؟؟ ایا یک امام جماعت خاص با مسجد قرار داد میبندد که در تمام روز هفته خودش در ان نماز بخواند؟ ضمن اینکه اصلا از روایت بر نمی آید که این تعداد امام در یک زمان باشند و ممکن است منظور این باشد که این مسجد 12 امام جماعت را خواهد دید. در هر دو صورت ایراد بی موردی است.

با سلام ....

نقل قول:

اگر روای اول ثقه نبود کلروایت در نزد خودتان در اصول مورد قبول نیست. لذا اگر راوی اول ثقه بود یعنی کلروایت صحیح است چون به تائید روای اول ثقه ذکر شده است. و اصول نیز این امر را داردچرا ذکر نکردید؟

برادر عزیز شما از چندین مورد از مواردی که بدان اشاره کردیم طفره رفتید. و یکی از آن قاعده ای که در فوق بیان کردیم
و اگر قاعده الزام بر شما ثابت است طبق علم رجال خودتان باید این مورد را نیز قبول کنید که اگر روایتی روای اول آن ضعیف باشد روایت به قول خودتان جای آن در زبالدانی است و اگر روای اول ثقه بود خیر مورد قبول است. لذا برادر عزیز شما اصلا از قواعد علم وضعی رجالی که خودتان بر آن ثابت هستید چیزی را نمی دانید. البته ببخشید جسارت نشه ولی چیزی که از کلام شما پیداست. امری که مورد موافق کلام شماست را قبول و امری که بر خلاف کلام شما است را رد می کنید.

علی مع الحق;329601 نوشت:
سلام و عرض ادب خدمت دوست عزیز جناب انصار گرامی

ان شا الله به پست 60 شما که ظاهرا برایتان اهمیت خاصی دارد هم جواب خواهم داد.
اما نکته ای که اینجا وجود دارد این است که آداب بحث و گفتگوی دو طرفه حکم میکند زمانی که شما سوالاتی مطرح فرمودید و بنده پاسخ دادم بعد از آن بنده نیز بتوانم چند سوال از شما بپرسم نه اینکه فقط شما احادیث جدید بیاورید و بنده فرصت نکنم سوالاتی که برایم مطرح است بپرسم.
لذا اگر موافق باشید ابتدا پاسخ پست های قبلی (به جز این پست مد نظر شما) را تکمیل میکنم و بعد بنده چند سوالی که به عنوان یک پژوهشگر از شما دوستان انصار آقای احمد الحسن دارم خواهم پرسید
ان شا الله بعد از پاسخ شما دوستان ، به سوالات پست 60 نیز پاسخ میدهم
(البته بهتر این بود که کارشناس محترم در بحث حضور پیدا میکردند و ایشان پاسخگو بودند و ما استفاده میکردیم)

موفق باشید

منتظر پاسخ شما هستیم...

نقل قول:

امیدوارم من بعد در پست زدن بیشتر دقت کنید
دوست عزیز شما دو تهمت بی اساس واردکرده اید
اولا اینکه بنده جناب بقیت الاسلام را محرف کلام دانستم واقعیت دارد. واینکه شما ادعا میکنید در کتاب چنین نوشته است درست نیست
ایشان در یکی از اسنادشکتاب غیبت نعمانی را آوردند و بنده نشان دادم اصل روایت در کتاب نعمانی بر خلافادعای ایشان است. پس ایشان روایت را با دخل و تصرف در آن آورده اند
جالب اینجاستکه در پست قبلیشان با اینکه گفته بودیم روایت را تحریف نکنید باز هم به این کتاباستناد کرده اند
اصل روایت در این کتاب به این صورت است:

بنده در این باره در مورد کتاب شیخ طوسی با شما بحث کردم و در کتاب شیخ طوسی چنین چیزی نوشته شده است " ولده "

نقل قول:

ثانیا فرموده اید بنده دلیلی ندارم که روایت ضعیف است و از سایتها کپی کردهام
باید عرض کنم این گفته شما نشان میدهد جنابعالی بدون کوچکترین تحقیق و چشمبسته ادعا های این فرقه را پذیرفته اید.

سند مجهول بودن حبهالعرنی:

لینک عکسی که شما در پستتان درج کردید

دقت کنید که علم وضعی رجال و ایرادهای وارده در آن
حبه بن جوین"جویر" : العرنی، و کنیته حبه ابو قدامه – من اصحاب علی (ع) روی عنه (ع) بعنوان حبه العرنی روایه فی الکافی و کذا.....- مجهول –

دقت کنید مجهول است و صاحب کتاب به شهادت خودش آن را از اصحاب امام علی علیه السلام می داند، مجهول است و کنیه او را می دانند، مجهول است و ثقه الاسلام کلینی رحمه الله در کافی روایت از او نقل می کند، مجهول است و صاحب کتاب التهذیب روایتها از او نقل می کند.
برادر عزیز شما فرمودید که اگر صاحب کتاب ثقه نیست مانند صحیح بخاری کل روایتهای آن ضعیف است لذا کلینی رحمه الله که از ثقه الاسلام است... ما لکم کیف تحکمون. در آخر ندانستیم این علم رجال با اینکه کسی را مجهول خطاب می کند ولی کلی اطلاعات از مجهول دارد، سبحان الله
خواستید ابروشو بگیرید زدید چشمشو کور کردید بنده خدا رو ...

نقل قول:

خیر شما منکر دوازده امام نیستید اما معتقدید غیر از این 12 امام امامان دیگر هممرتبه با ایشان وجود دارد
در واقع شما مهدیین را نیز امام میدانید و 24 امامیهستید
اگر اشتباه گفته ام تصحیح بفرمائید.

برادر عزیز شما درست می فرمایید و محکمترین دلیل ما همان وصیت رسول خدا است و روایتها اهل بیت علیهم السلام. البته برادر عزیز خود انبیاء در مرتبه یکی از دیگری افضل است لذا ما هم مهدیین را هم مرتبه با ائمه قرار ندادیم لذا خود ائمه اقرار به این امر کردند نه ما!!! گناه ما چیست که تابع ثقلین هستیم نه علم های وضعی...
بله به شهادت اهل بیت علیهم مهدیین امام خطاب شده اند.

نقل قول:

توصیه میکنم در این مورد یک تاپیک مجزا باز کنید چون ارتباطی به بحث ما ندارد و شمابه جز فرقه خودتان هیچ عالم شیعه را پیدا نمیکنید که رجال را قبول نداشتهباشد

با اینکه به بحث ما مربوط نمیشود اما جواب شما ساده است این روایات میگوید هر خبری را که شنیدید استناد آنرا به ما تکذیب نکنید. اما آیا لازمه عدم تکذیبپذیرش و عمل به محتوای خبر میباشد؟ مسلما خیر
ضمن اینکه روایاتی داریم که ائمهصریحا به بررسی سندی توصیه کرده اند.

برادر عزیز، ما از کلام اهل بیت علیهم السلام برای شما دلیل آوردیم که علم رجال وضعی است لذا شما از طریق علمای شیعه برای ما استدلال می کنید؟ مگر اهل بیت علیهم السلام کافی نیستند که به غیر از آنها متمسک می شوید؟ دلیل نمی شود که اگر کسی چیزی را قبول کند باید همه آنها را قبول کنند، شما چشم بسته به علم رجال ایمان دارید، و با همین علم وضعی در صدد رد حقیقتی هستید که برای همیشه روشن بوده و هست و خواهد ماند.
روایت به طور مطلق تکذیب کننده را خارج از ولایت می داند شما با همین یک خط جوابتان یعنی پاسخ دادید؟ عجب.

پس منتظر باشید در این باره موضوع جدید را باز کنیم.

نقل قول:

اولا قرار نیست امان جماعت در یک زمان و با هم نماز جماعت برگزار کنند پس این ایرادشما بی مورد است

نقل قول:

سوما در روایت آمده 12 امام عادل پس مشخص است منظور امام معصوم نیست

روایت:

قال أمير المؤمنينع:..وليُبنينّ بالحيرة مسجد له خمسمائة باب يصلي فيهخليفةالقائمعجل الله تعالى فرجه لأن مسجد الكوفة ليضيقعنهم، وليصلين فيه إثنا عشر إماماً عدلاً. تهذيب الأحكام للطوسي ج3ص253

از امير المومنيين (ع) روايت است كه فرمودند : پس بسازد در حيرهمسجدی كه پانصد در داشته باشد در آن نماز گذاردخليفه ( جانشين) قائم (ع )زيرا كه مسجد كوفه كوچكشان باشد ودرآن نماز گذارند دوازده امام عادل.

ملاحظه: طبق روال روایت خلیفه(جانشین) قائم نماز را به امامت خودش برپا می کند. حالا شما چرا این برادشت را نمیکنید که بقیه ائمه جماعت به دست خلیفه(جانشین) قائم انتخاب می شوند!!؟؟ و فقط کلامتان را به هوای خودتان تفسیر می کنید روایت می گوید خلیفه قائم که سر جمع دوازده امام می شوند و آن تعداد مهدیین هستند که هر کدام بعد از دیگری می آید، حال به روایت زیر دقت کنید.

روایت:
عن أبي بكر الحضرمي عن أبي جعفر عليه السلام ، قال: قلت له: إي بقاع الأرض أفضلبعد حرم الله عز وجل وحرم رسوله صلى الله عليه وآله ، فقال: الكوفة يا أبا بكرهي الزكية الطاهرة، فيها قبور النبيين المرسلين وغير المرسلين والأوصياء الصادقين،و فيها مسجد سهيل الذي لم يبعث الله نبيا إلا وقد صلى فيه، ومنها يظهر عدل الله،وفيها يكون قائمه والقوام من بعده، وهي منازل النبيين والأوصياء والصالحين. كاملالزيارات لجعفر بن محمد بن قولويه ص 76

از ابي جعفر (ع )كه فرمودند : كوفهاست پاک وطاهر ... در آن مسجد سهيل است كه خداوند پيامبري را مبعوث نكرد مگر اينكهدر آن مسجد نماز خواند , و از آنجا عدل خدا پديدار می شود ، و در آن است قائمش وقائمان بعد از او و آن منزلگاه انبیاء و اوصیا و صالحین می باشد.

ملاحظه: با کمی تدبر متوجه می شوید که دوازده امام عادل همان مهدیین و قائمان بعد از امام مهدی علیه السلام میباشند.
حال این مسجدی که در کوفه بنا می شود کسی جز خلفای خدا در آن نماز را بر پا نمی کند با توجه به روایت فوق، و قائمانی که بعد از امام مهدی علیه السلام می آیند همان مهدیین هستم که استمرار حکومت و قائمیت حکومت عدل الهی را در نزد خود دارند. و در روایت هیچ کسی به غیر از خلفای خدا ذکر نشده نه به قول شما امامان جماعت عادل که معصوم نیستند و آنها فقط امام جماعت هستند.

نقل قول:
دوما اصلا خلیفه قائم(ع) نه و خلیفه نبی (ص)

نقل قول:

مگر درروایات نداریم که پیامبر وقتی به سفری میرفت به جای خود خلیفه تعیین میکرد؟؟ آیاقائم (عج) نمیتواند در زمان حیاتش خلفایی داشته باشد؟؟

مگر ما منکر هستیم که اینگونه می گویی؟؟؟ اتفاقا ما بر این کلام هستیم که امام خلیفه (جانشین) دارد و جانشین او همان جانشین خدا است فرقی ندارد چون حجج الهی به امر خدا عمل می کنند و نه نماینده ای که شما آن را انسانی عادی بیان می کنید. و مشابه این امر را در تاپیک شماره 49 بیان کردیم

نقل قول:
چهارما:محض اطلاع بهپیشنماز جماعت نیز در عربی و فارسی امام میگویند!!! حالا اینکه این کلمه جماعتاضافه شده برای فهم بهتر بوده است

نقل قول:

برادر عزیز خوب شد گفتید نمی دانستم ههه عجب برادر بنده حقیر و خادم شما عرب زبان و مدرس قران هستم که چیزی را محض اطلاع می گویید این رو که حتی بچه پیش دبستانی هم می دونه که امام به پیشنماز گفته می شود.

حال از شما می خواهم که بگویید: فرق " أمام" با " إمام " چی هست؟ روایت گفته " إمام " دقت کنید و بعدا بفرمائید بررسی کنید.

نقل قول:

پنجما این ایراد واقعا خنده دار است! آیااشکالی دارد که تعداد امام جواعت بیش از تعداد مسجد باشد؟؟ ایا یک امام جماعت خاصبا مسجد قرار داد میبندد که در تمام روز هفته خودش در ان نماز بخواند؟ ضمن اینکهاصلا از روایت بر نمی آید که این تعداد امام در یک زمان باشند و ممکن است منظور اینباشد که این مسجد 12 امام جماعت را خواهد دید. در هر دو صورت ایراد بی موردیاست.

برادر عزیز استنباط شما از کلام بنده خنده دار است نوشته های بنده را مجددا بخوانید لطفا، بنده می گویم که در پنج مسجد در یک زمان واحد نمی شود دوازده امام با هم نماز جماعت بخوانند. لذا منظور در روایت دوازده امام یکی پس از دیگری هر کدام در دوره خودش از مهدیین می باشند. و ایراد شما بی مورد است برادر لطفا درک کنید.

موفق باشید.

:Gol:

با سلام و عرض ادب

ansar;329516 نوشت:
[spoiler]عن أبي بصير قال قلت للصادق جعفر بن محمد ع يا ابن رسول الله ص سمعت من أبيك ع أنه قال يكون بعد القائم اثنا عشر اماما. فقال إنما قال اثنا عشر مهديا و لم يقل اثنا عشر إماما و لكنهم قوم من شيعتنا يدعون الناس إلى موالاتنا و معرفة حقنا . بحارالأنوارج : 53 ص : 145

ابی بصیر گوید : به امام صادق جعفر بن محمّد(ع) گفتم : ای پسر رسول خدا از پدرتان امام باقر(ع) شنیدم که فرمود : پس از قائم دوازده امام می باشند . امام صادق(ع) فرمود : بلکه ایشان فرمود دوازده مهدی و نفرمود دوازده امام و ایشان از شیعیان ما می باشند که مردم را به ولایت ما و شناساندن حق ما دعوت می کنند . کمال الدین و تمام النعمه ج 2 ص 358 . بحار الأنوار ج 53 ص 145.

اول: سمعت من أبيك ع أنه قال يكون بعد القائم اثنا عشر اماما: از پدرتان امام باقر(ع) شنیدم که فرمود پس از قائم دوازده امام می باشند:

توجه: اگر به عبارت فوق دقت فرماید سوال کننده ابو بصیر از امام صادق علیه السلام سوال می کند که روایت را به هر دلیلی اشتباه خواندند یا اشتباه شنیده اند و امام در کلام خود در نقطه دوم زیر امر را بیان می کند و کلام سوال کننده (ابو بصیر) را تصحیح می کند که در نقطه دوم می فرماید:

دوم: فقال إنما قال اثنا عشر مهديا و لم يقل اثنا عشر إماما: بلکه ایشان فرمود دوازده مهدی و نفرمود دوازده امام:

توجه: همانگونه که می بینید امام در عبارت "انما" که یک عبارت انحصاری مقوله پدر گرامیشان است را حصر می کند به قولش که می فرماید: "انما" این عبارت حصر است و امام در صدد تصحیح کلام سوال کننده بوده است و امام نیز تصحیح کلام سوال کننده را طبق وصیت رسول خدا که دوازده امام و دوازده مهدی می باشد را بیان نموده اند، دوازده امام و دوازده مهدی، و همچنین امام باقر علیه السلام نیز دوازده مهدی را گفته است نه دوازده امام و آن هم بعد از امام مهدی، طبق وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله به نقطه بعدی دقت فرمایید

سوما: لكنهم قوم من شيعتنا يدعون الناس إلى موالاتنا و معرفة حقنا: ایشان از شیعیان ما می باشند که مردم را به ولایت ما و شناساندن حق ما دعوت می کنند:

توجه: نقطه سوم فوق مورد شبهه است که مخالفان دعوت بدان استناد می کنند و می گویند که امام صادق علیه السلام این امر(امامت) را نفی کرد که آنها از شیعیان باشند ولی غافل از اینکه امام عبارت "دوازده مهدی" را ذکر نموده اند!!! که اگر آن را مطابق روایتهای اهل بیت علیهم السلام قرار دهیم می بینیم که وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله بدان اشاره کرده اند، بله، قومی از شیعیان، پس اگر قومی از شیعیان نباشند باید قومی از بقیه مذاهب یا ادیان باشند؟ قطعا خیر، بلکه می بینیم که امام حسین علیه السلام و امام حسن علیه السلام از شیعیان امام علیه السلام می باشند، پس قومی که بدان اشاره شده است همان عده ای که در اول روایت ذکر شده است "دوازده مهدی" که این عبارت تعداد آن قوم را مشخص می کند و آنها قومی از شیعیان هستند، پس اگر بخواهیم شیعیان را دقیقا به کلام اهل بیت علیهم السلام بیان کنیم تعداد آنها خیلی کم می باشد لیکن با این حال باز هم می بینیم که اگر تعداد سیصد و سیزده نفر در زمین مومن و از شیعیان حقیقی بوده اند قطعا امام مهدی علیه السلام ظهور می کردند پس این تعداد کجایند؟ و اگر بخواهیم واقعا شیعیان را بسنجیم و طبق کلام اهل بیت آنها را دریابیم کمتر از تعداد موصوف می باشند، پس دوازده مهدی از همین اقلیت محاسبه شده و تعداد آنها دوازده نفر می باشند که آنها نیز از شیعیان هستند.

و اما در مورد دعوت آنها به موالات اهل بیت علیهم السلام، کسانی مورد این امر قرار می گیرند که تبعیت از آنها واجب است و سرپیچی از آنها موجب جهنم باشد، که هر کسی به غیر از آنها حتی اگر در نظر خود و دیگران مومن باشد و به اهل بیت علیهم السلام دعوت کند و بدون اینکه در زیر پرچم آنها قرار نگرفته باشد اعمال او مورد قبول نیستند، و خداوند حجج خود را جهت تقرب به خودش قرار داده است، در غیر این صورت خداوند لازم نیست کسی را ارسال کند که اطاعتش واجب باشد چون همه مردم به حق دعوت می کنند!!! با این حال می بینیم که حتی اگر کسی به زعم خودش دعوت به حق کند باز هم اگر از اول مهدیین از آنها که یمانی آل محمد است سرپیچی کند از اهل جهنم می باشد، و آنها در وصیت رسول خدا که معصوم از گمراهی است ذکر شده اند دوازده امام و دوازده مهدی علیهم صلوات ربی اجمعین...[/spoiler]

متاسقانه شما و دوستانتان برای توجیح روایات استدلالاتی میاورید که حتی وهابیت هم اینطور ناشیانه استدلال نمیکند
دوست عزیز روایت کاملا صریح است و میگوید """مهدیین عده ای از شیعیان ما امامان هستند""""
یعنی تعداد شیعیان زیاد است و اینها تعدادی از آن شیعیان هستند
آن وقت شما در جواب میگویید منظور از شیعه همین 12 نفر میباشد و بقیه شیعه نیستند!!!

دوست عزیز شما که معلم عربی هستید چطور نمیدانید شیعه به معناى پیرو آمده است
و امام میگوید کسانی که پیرو ما باشند ، حال شما اگر خود را پیرو امامان نمیدانید بحث دیگریست!

سوالاتی که از این روایت ایجاد میشود به صورت زیر است که خوشحال میشویم اگر توانایی دارید پاسخ ها سنجیده بدهید:

1-امام صادق و پدر ایشان بین امام و مهدی افتراق قائل شده اند. این نشان میدهد که مقام مهدییین جدای از مقام امامان است

2-امام (ع) میفرماید ایشان عده ای از شیعیان ما امامان هستند.
این نشان میدهد مقام مهدییین در حد یک شیعه ی امام میباشد

3-امام(ع) میفرماید مهدیین مردم را به ولايت و معرفت ما مي خوانند پس تنها مقام مهدیین این است که مردم را به سمت ولایت امامان میخوانند

4-امام(ع) میفرماید مهدیین مردم را به ولايت و معرفت ما مي خوانند ، این نشان میدهد خود مهدیین ولایت بر مردم ندارند بلکه فقط ابلاغ کننده ولایت امامان میباشند

5-از روایت بر می آید که مهدیین 2 ویژگی دارند:
الف: شیعه امامان هستند
ب:مردم را به سوی ولایت امامان میخوانند
بنابراین کسی که این دو ویژگی را داشته باشد میتواند جز مهدی باشد
بنده همین جا اعلام میکنم که مهدی اول هستم. آیا شما میتوانید گفته بنده را رد کنید؟؟؟

6-در روایت آمده است این 12 مهدی بعد از امام دوازدهم میآیند
حال سوال اینجاست چرا اولین مهدی شما در زمان حضور امام دوازدهم و قبل از ظهور ایشان آمده و ادعای امامت هم دارد؟
یعنی 2 اشکال وجود دارد:
اولا ایشان باید بهد از امام دوازدهم میآمد نه قبلش
ثانیا ایشا ادعای امامت کرده در حالی که امام فعلی حضرت مهدی (ع) است و نمیشود زمین در یک زمان 2 حجت داشته باشد. برای مثال زمانی که امام علی (ع) حجت زمین بودند پسران ایشان(ع) امام نبودند و یا زمانی که امام حسن (ع) به مقام امامت رسیدند امام حسین(ع) تا قبل از شهادت ایشان امام نبودند و زمین همواره یک حجت دارد نه دو حجت!!!

ansar;329590 نوشت:
بنده با روایتی که آوردید بحث می کنم و با چشم پوشی از عبارت " معه انصار ابیه " هر چند که تا بررسی کامل گردد. بنده خواندم و دیدم ولی اکنون کتابهای مذبور را ندارم ان شاء الله بیان خواهم کرد.

متاسفانه تحریف روایات هم مطلبی است که حتی وهابیت ملعون کمتر در مناظرات انجام میدهد اما شما و پیروان احمد حسن الا ماشاالله.

ansar;329590 نوشت:
این روایت از روز قیام سخن می گوید زیرا که می گوید: اگر آن را بر افراشت قومی(کافران) نجات نمی یابند مگر اینکه هلاک شوند.

و قطعا هلاکت این قومها در روز قیام است که برافراشته شدن آن در کوفه می باشد. و همچنین این پرچم هدایتگرترین پرچمهاست زیرا که این پرچم رسول خدا صل الله علیه و آله است. و هدایتگرترین پرچمها پرچم یمانی است که هر کی با هر سمتی اگر زیر پرچم یمانی قرار نگیرد هلاک می شود. در این دنیا و آخرت " هر کس از یمانی سرپیچی کند از اهل جهنم می باشد "

و اگر باز هم بگوییم که این شخص امام مهدی علیه السلام باشد خطا است چرا که مبداء ظهور امام مهدی علیه السلام مکه است و این شخص در کوفه می باشد، که پرچمش را بلند می کند و موجب هلاکت قومهای معاند و کافر می گردد.

نمیدانم شما چه اصراری در تحریف روایات دارید؟؟
کجای روایت چنین مطالبی آمده؟؟؟؟؟
منظور روایت امام زمان (عج) میباشد که مرکز خلافتش کوفه است
شما اگر میگویید منظور یمانی است بدون تحریف روایت دلیل بیاورید

ansar;329590 نوشت:
این یعنی این شخص در زمان سفیانی ظهور می کند و دعوتی برای پدرش دارد و کسی جز یمانی دعوتی به امام مهدی علیه السلام ندارد.

برادر عزیز وقتی نه نامی از پدر آمده و نه پسر و شما فقط به واسطه اینکه دو کلمه سفیانی و دعوت در این روایت آمده دارید یک عقیده را وارد دین میکنید
باور بفرمائید که هیچ انسان عاقلی این روایات را به عنوان دلیل بی بدیل قبول نمیکند!

در رد ادعای شما همین بس که حسنی هم در آن زمان به سوی امام دعوت میکند. چرا نمیگیید منظور حسنی است؟!

البته بنده گفتم که اصل کتاب را پیدا نکردم و با سابقه ای که از شما دیدم بعید نیست که کل روایت را تحریف کرده باشید.

علی مع الحق;329800 نوشت:

متاسقانه شما و دوستانتان برای توجیح روایات استدلالاتی میاورید که حتی وهابیت هم اینطور ناشیانه استدلال نمیکند
"""مهدیین عده ای از شیعیان ما امامان هستند""""

سلام به شما

ما ناشیانه استدلال می کنیم یا شما که همه ی روایات رو با میل و هوای نفس خودتون بر باد دارید میدید ؟
ما روی عقاید پدارانمون و اجداد و بزرگامون هرچند اگر اشتباه باشند , موندیم یا شما ؟
و حتی فکر هم نمیکنید توی روایاتی که خودتون میزنید , و فقط چشم رو بستید و بدون تامل و تفکر و تعقل , به فکر شکست نخوردن توی بحث هستید. و یا ایراد میگیرید به سند و یا به روایات خبر واحد و غیره...
که خدا میدونه همین الان چقدر روایات مجهول و خبر واحد وجود داره که مورد قبول همه بزرگان هست و چون به هوای نفسشون میخوره می پذیرند.

امام صادق ع پس بگوید از غیر شیعیان هستند ؟ شما هم شدید برادران اهل سنت توی بحث ؟

که میگن چرا خدا یک بار دیگه " اطاعت " رو واسه اولی الامر نگفته.
انگار ما واسه اینکه امام یا خدا چی گفته باشد حرف بزنیم و هی بگیم چرا اینو نگفته چرا اونو نگفته.
به جای اینکه قسمت اصلی و حساس روایت و آیه که روشن و واضح هست رو بگیریم , میریم دنبال اینکه " پس چرا خدا نگفته فلان چرا امام نگفته بیسار " .
ول کنید بابا... .

من دلیل آوردم که مهدیین قطعا امام هم هستند. و حجت هستند و معصوم هستند.
پس شما باید اعتراف کنید وصیت رو قبول ندارید. و در غیر این صورت مهدیین قطعا امام هستند. خلافت بهشون میرسه و اطاعت ازشون واجبه. و هر خلافت بهش رسید علم بهش میرسه و هرکس خلیفه شد سلاح و داره در خاندان پیامبر ص و پس امام میشود طبق گفته ی امام صادق ع.

ansar;329691 نوشت:
برادر عزیز شما از چندین مورد از مواردی که بدان اشاره کردیم طفره رفتید. و یکی از آن قاعده ای که در فوق بیان کردیم
و اگر قاعده الزام بر شما ثابت است طبق علم رجال خودتان باید این مورد را نیز قبول کنید که اگر روایتی روای اول آن ضعیف باشد روایت به قول خودتان جای آن در زبالدانی است و اگر روای اول ثقه بود خیر مورد قبول است. لذا برادر عزیز شما اصلا از قواعد علم وضعی رجالی که خودتان بر آن ثابت هستید چیزی را نمی دانید. البته ببخشید جسارت نشه ولی چیزی که از کلام شما پیداست. امری که مورد موافق کلام شماست را قبول و امری که بر خلاف کلام شما است را رد می کنید.

چه کسی گفته اگر راوی اول ثقه بود روایت مورد قبول است؟؟!!

دوست عزیز روایتی از نظر رجالی صحیح میباشد که 3 ویژگی داشته باشد

1-به معصوم برسد

2-منقطع نباشد

3-راویان همگی ثقه باشند

اگر شرایط فوق را داشته باشد تازه ما میریم و روایت را با قرآن میسنجیم
و حتی اگر روایتی صحیح اعلایی نیز باشد اما با قرآن تناقض داشته باشد آن را قبول نمیکنیم

ansar;329691 نوشت:
بنده در این باره در مورد کتاب شیخ طوسی با شما بحث کردم

این حرف بنده بوده که منظورم بقیت الاسلام است نه شما
اما شما در جواب فرمودید:

ansar;329513 نوشت:
چه فرقی دارد برادر شما ما را محرف کلام دانستید در صورتی که کتاب اینگونه نوشته است.

بنده هم ثابت کردم در کتاب چنین نوشته نشده
ضرب المثل جالبی وجود دارد که اینجا صدق میکند
برادر عزیز حداقل به نوشته های خود بیشتر دقت کنید که خدایی نکرده...

ansar;329691 نوشت:
دقت کنید که علم وضعی رجال و ایرادهای وارده در آن
حبه بن جوین"جویر" : العرنی، و کنیته حبه ابو قدامه – من اصحاب علی (ع) روی عنه (ع) بعنوان حبه العرنی روایه فی الکافی و کذا.....- مجهول –

دقت کنید مجهول است و صاحب کتاب به شهادت خودش آن را از اصحاب امام علی علیه السلام می داند، مجهول است و کنیه او را می دانند، مجهول است و ثقه الاسلام کلینی رحمه الله در کافی روایت از او نقل می کند، مجهول است و صاحب کتاب التهذیب روایتها از او نقل می کند.
برادر عزیز شما فرمودید که اگر صاحب کتاب ثقه نیست مانند صحیح بخاری کل روایتهای آن ضعیف است لذا کلینی رحمه الله که از ثقه الاسلام است... ما لکم کیف تحکمون. در آخر ندانستیم این علم رجال با اینکه کسی را مجهول خطاب می کند ولی کلی اطلاعات از مجهول دارد، سبحان الله
خواستید ابروشو بگیرید زدید چشمشو کور کردید بنده خدا رو ...

با نهایت احترام این نوشته ی شما واقعا خنده دار است!! بهتر است هر چه سریع تر اون تاپیک در مورد رجال را بزنید تا بیشتر بخندیم!

سلام و عرض ادب

baghiatosalam;329812 نوشت:
سلام به شما

ما ناشیانه استدلال می کنیم یا شما که همه ی روایات رو با میل و هوای نفس خودتون بر باد دارید میدید ؟
ما روی عقاید پدارانمون و اجداد و بزرگامون هرچند اگر اشتباه باشند , موندیم یا شما ؟
و حتی فکر هم نمیکنید توی روایاتی که خودتون میزنید , و فقط چشم رو بستید و بدون تامل و تفکر و تعقل , به فکر شکست نخوردن توی بحث هستید. و یا ایراد میگیرید به سند و یا به روایات خبر واحد و غیره...
که خدا میدونه همین الان چقدر روایات مجهول و خبر واحد وجود داره که مورد قبول همه بزرگان هست و چون به هوای نفسشون میخوره می پذیرند.

امام صادق ع پس بگوید از غیر شیعیان هستند ؟ شما هم شدید برادران اهل سنت توی بحث ؟

که میگن چرا خدا یک بار دیگه " اطاعت " رو واسه اولی الامر نگفته.
انگار ما واسه اینکه امام یا خدا چی گفته باشد حرف بزنیم و هی بگیم چرا اینو نگفته چرا اونو نگفته.
به جای اینکه قسمت اصلی و حساس روایت و آیه که روشن و واضح هست رو بگیریم , میریم دنبال اینکه " پس چرا خدا نگفته فلان چرا امام نگفته بیسار " .
ول کنید بابا... .

من دلیل آوردم که مهدیین قطعا امام هم هستند. و حجت هستند و معصوم هستند.
پس شما باید اعتراف کنید وصیت رو قبول ندارید. و در غیر این صورت مهدیین قطعا امام هستند. خلافت بهشون میرسه و اطاعت ازشون واجبه. و هر خلافت بهش رسید علم بهش میرسه و هرکس خلیفه شد سلاح و داره در خاندان پیامبر ص و پس امام میشود طبق گفته ی امام صادق ع.

اولا آرامشتان را حفظ کنید!

دوما دقت کنید!

شما چندین تهمت به بنده وارد کرده اید و پیامبر فرموده یکی از نشانه های زندیق تهمت زدن است
بیشتر مواظب باشید تا خدایی نکرده...

سوما شما اگر دلیلی بر ردیات بنده داشتید بجای تهمت و توهین دلایل را می آوردید

چهارما شما ابتدای بحث خیلی مودب تر مینمودید!
به نظرم این تغییر در سبک نوشتار نشان از این است که با بحث های صورت گرفته دارید به ضلالت فرقه تان پی مبرید

پبجما:قبلا هم دو بار در این تاپیک گفتم اما یا گوش شنیدن نبود و یا چشم دیدن: خبر واحد فقط در موارد اعتقادی حجت نیست
مثلا وقتی میگویید یمانی امام است این یک عقیده است پس باید روایات متواتر بیاورید
اما در موارد غیر اعتقادی خبر واحد حجت است

ششما:

baghiatosalam;329812 نوشت:
امام صادق ع پس بگوید از غیر شیعیان هستند ؟

خیر بلکه اگر به اعتقاد شما انان امام هستند امام صادق (ع) باید میگفتند آنان امامانی از نسل ما هستند و مردم را به ولایت خودشان دعوت میکنند نه ولایت امامان قبلی

baghiatosalam;329812 نوشت:
ول کنید بابا... .

ما که با شما کاری نداریم!
شما آمده اید و دارید در دین بدعت ایجاد میکنید

baghiatosalam;328817 نوشت:
با این حال من دیگه جواب ها رو قبلا دادم و به گمونم من و شما همش سره جای اولمون هستیم , بهتره من دیگه فقط تاپیک رو دنبال کنم و دیگه پستی ارسال نکنم.

بله بنده هم موافقم کسی که جز تهمت و افترا حرفی ندارد سکوت کند

موفق باشید

با سلام و عرض ادب

ansar;329691 نوشت:
برادر عزیز شما درست می فرمایید و محکمترین دلیل ما همان وصیت رسول خدا است و روایتها اهل بیت علیهم السلام. البته برادر عزیز خود انبیاء در مرتبه یکی از دیگری افضل است لذا ما هم مهدیین را هم مرتبه با ائمه قرار ندادیم لذا خود ائمه اقرار به این امر کردند نه ما!!! گناه ما چیست که تابع ثقلین هستیم نه علم های وضعی...
بله به شهادت اهل بیت علیهم مهدیین امام خطاب شده اند.

اما روایاتی داریم که ادعای شما را رد میکند

لطفا موارد زیر را بررسی بفرمائید
ما اینها را قبول کنیم با حرف های شما را؟؟؟

[="3"][="blue"]مورد اول:[/][/]

قال الامام الباقرعلیه السلام :من یدعی انه ولدٌ للامام المهدی فالعنوه

ترجمه:هرکس ادعاکندکه من فرزندامام مهدی (عج)هستم اورالعنت کنید

منابع:المختصرج2ص23/الروادع النفوس ص29/الحجة البیضاء ص187/الکفایة فی شرح الغیبه ج2ص1

قال الامام الجوادعلیه السلام: من یدعی فی عصرالغیبه انه ولد للامام القائم فهو مفعول

هرکس ادعاکند درزمان غیبت من پسرامام مهدی (عج)هستم پس او.....!!!!!!!!!!

منابع:منابع المختصرج2ص25/الروادع ص32/الامام فی العصرالغیبه مرحوم خاتون آبادی ص165.

[="3"][="blue"]مورد دوم:[/][/]

1-شيخ حسن بن سليمان در كتاب «منتخب البصائر» از بهاء الدين سيد على بن عبد الحميد حسينى باسناد خود از احمد بن عقبه از پدرش روايت ميكند كه از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدند: آيا رجعت‏ صحيح است؟ فرمود: آرى. گفتند: نخستين كسى كه مى‏آيد كيست؟ فرمود: حسين‏ عليه السّلام است كه بعد از ظهور قائم عليه السّلام مى‏آيد
مختصر بصائر الدرجات،ص:48

توجه: در اینجا آمده است بعد از ظهور قائم پس مشخص است منظور امام زمان(ع) است زیرا ظهور و غیبت مخصوص ایشان است

[="3"][="blue"]مورد سوم:[/][/]

بیان تعدادی از روایات داله بر حصر امامت بر ائمه اثنی عشر علیهم السلام:

1- امام علي‏«عليه السلام» در حديثي طولاني چنين فرمودند:
«...فانّ لهذه الأمة اثناعشر اماماً هادين مهديين، لايضرّهم خذلان من خذلهم»؛ ... همانا براي اين امّت دوازده امام هدايت‏گر هدايت شده است کسي که در صدد خواري آن‏ها باشد به آنان ضرر نمي‏ رساند[1].

2- شيخ صدوق به سندش از رسول خدا«صلي الله عليه وآله» نقل نموده که آنحضرت فرمودند: «انا سيّد النبيين وعلي بن ابي طالب سيّد الوصيين، وانّ اوصيائي بعدي اثني عشر، اوّلهم علي بن ابي طالب‏ عليه السلام وآخرهم القائم‏ عليه السلام»؛ من سيد انبيا وعلي بن ابي طالب سيد اوصيا است. و همانا اوصيای بعد از من دوازده نفرند: اوّل آن‏ها علي بن ابي طالب و آخر آن‏ها قائم است.[2]

3- عن أبي سعيد رفعه عن أبي جعفر عليه السّلام قال: قال رسول اللّه«صلّى اللّه عليه و آله و سلّم»: «من ولدی اثنا عشر نقيبا، نجيبا، محدثون، مفهمون، آخرهم القائم بالحق، يملأها عدلا كما ملئت جورا»[3].

4- مرحوم کلینی نیز در کافی روایت می کند:
و عن الحسين بن محمد عن معلى بن محمد عن الوشاء عن أبان عن زرارة قال: سمعت أبا جعفر«عليه السّلام»‏ يقول:«نحن‏ اثنا عشر إماما منهم حسن و حسين، ثم الأئمة من ولد الحسين عليه السّلام»؛ما دوازده امام هستیم ، حسن و حسین«علیهم السلام» از جملۀ ائمه اند و امامان از نسل حسین علیه السلام اند.[4]

5- امام علی علیه السلام به ابن عباس فرمودند: «إن ليلة القدر في كل سنة وأنه ينزل في تلك الليلة أمر السنة ، ولذلك الامر ولاة بعد رسول الله صلى الله عليه وآله فقال ابن عباس : من هم ؟ قال : أنا وأحد عشر من صلبي أئمة محدثون»؛ امام علی«علیه السلام» به ابن عباس فرمودند:«به حقیقت شب قدر در هر سال وجود دارد و امر سال در آن شب نازل می شود و به راستی برای آن امر صاحبان امری است بعد از رسول خدا«صلی الله علیه وآله»ابن عباس عرض کرد:آنان چه کسانی هستند؟ فرمود:من و یازده [امام] از نسل من که [همه] امامانی محدث می باشند [که ملائکه را نمی بینند ولی صدای آنها را می شنوند][5].

6- امام سجاد«عليه السلام» مي‏فرمايد: «انّ اللَّه خلق محمداً وعلياً واحد عشر من ولده من نور عظمته، فاقامهم اشباحاً في ضياء نوره يعبدونه قبل خلق الخلق، يسبحون اللَّه ويقدّسونه وهم الائمة من ولد رسول اللَّه‏صلي الله عليه وآله»؛ «همانا خداوند محمّد و علي و يازده نفر از اولاد او را از نور عظمت خود خلق نمود. آنان را در شبه‏هايي در پرتو نور خود قرار داد که خدا را قبل از خلقت خلق، عبادت مي‏کردند. او را تسبيح گفته و تقديس مي‏نمودند، و آنان‏اند امامان از اولاد رسول خداصلي الله عليه وآله[6].

حال در این میان مهدیون در کجا جای می گیرند؟!

------------------------------------------------

[1]. کمال الدین..،صدوق،ص298.

[2].عیون اخبار الرضا،شیخ صدوق،ج2ص66.به همین مضمون،کمال الدین،صدوق،ص66.

[3].همان ،ص534.

[4]. الكافي: 1/ 533 ،ح 16.

[5]. الكافي، ج1،ص247،ح2.

[6]. الکافی،ج1،ص531،ح6.

7- امام علی علیه السلام در خطبه ای که در مدح پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه بیان نمودند فرمودند:«... والأئمةوبمهدينا تقطع الحجج فهو خاتم الأئمة ومنقذ الأمة».[1]

8- ودر سخنی دیگر فرمودند:«وبنا تقطع الحجج ومنا خاتم الأئمة ومنقذ الأمة وغاية النور ومصدر الأمور فنحن أفضل المخلوقين...».[2]

9- در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم:«معاشر الناس : انى نبي وعلي وصي ألا إن خاتم الأئمة منا القائم المهدی».[3]

10- إسماعيل بن علي نقل می کند:« دخلت على العسكري في المرض الذي مات فيه ، فقال لخادمه : ادخل البيت فإنك ترى صبيا ساجدا فائتني به ، فدخلت فوجدته ساجدا رافعا سبابته إلى السماء فسلمت فأوجز في صلاته ، فقلت : سيدي يأمرك بالخروج ، فجاءت أمه فأخرجته إليه ، فقال :أبشر أنت صاحب الزمان المهدي ، حجة الله في أرضه ، وأنت وصيي ، وأنت م ح م د وعد آباءه إلى علي عليهم السلام ثم قال : أنت خاتم الأئمة الطاهرين» .[4]

11- در روایتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خطاب به اماام حسین علیه السلام فرمودند:«قال رسول الله صلى الله عليه وآله : يا حسين أنت الإمام ابن الإمام تسعة من ولدك امناء معصومون والتاسع مهديهم ، فطوبى لمن أحبهم والويل لمن أبغضهم».[5]

12- عبدالله بن مسعود روایت می کند: سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله يقول :« الأئمة بعدي اثنا عشر ، تسعة من صلب الحسين والتاسع مهديهم».[6]

13- ودرروایتی دیگر آمده است:« فإذا افتقدتم الفرقدين فتمسكوا بالنجوم الزاهرة ، وقال صلی الله علیه و آله : وأما النجوم الزاهرة فالأئمة التسعة من صلب الحسين والتاسع مهديهم» .[7]

14- در زیارت حضرت حجت علیه السلام می خوانیم(البته اگر خوانده باشید):«السلام على الحق الجديد والعالم الذى علمه لا يبيد السلام على محيى المؤمنين ومميت الكافرين السلام على مهدى الامم وجامع الكلم السلام على خلف السلف و صاحب الشرف السلام على حجة المعبود وكلمة المحمود السلام على معز الاوليآء ومذل الاعداء السلام على وارث الانبياء و خاتم الاوصيآء السلام على الامام المنتظر».[8]

15- وروى القاسم عن سلمان رضي الله عنه :فإذا افتقدتم الفرقدين فتمسكوا بالنجوم الزاهرة ، ثم قال : وأما النجوم الزاهرة ، فهم الأئمة التسعة من صلب الحسين ، والتاسع مهديهم .[9]

16- عن غيلان الكلابي قال : حدثني أبو نصر طريف خادم سيدي أبي محمد عليه السلام قال : دخلت على صاحب الزمان إليه التسليم ، فقال يا طريف علي بالصندل الأحمر فاتيته به ، فقال : أتعرفني قلت : نعم ، قال : من انا قلت : مولاي وابن مولاي قال : ليس عن هذا أسألك قلت : جعلني الله فداك عما سألتني ،قال : انا خاتم الأوصياء وبي يرفع الله البلاء عن أهلي وشيعتي القوام بدين الله.[10] که در این روایت امام زمان علیه السلام خود را خاتم اوصیاء معرفی می نمایند.

17- امام علی علیه السلام به سلیم فرمودند:«يا سليم ،إن أوصيائي أحد عشر رجلا من ولدي أئمة هداة مهديون كلهم محدثون . قلت : يا أمير المؤمنين ، ومن هم ؟ قال : ابني هذا الحسن ، ثم ابني هذا الحسين ، ثم ابني هذا - وأخذ بيد ابن ابنه علي بن الحسين وهو رضيع - ثم ثمانية من ولده واحدا بعد واحد . وهم الذين أقسم الله بهم فقال : ( ووالد وما ولد ) ( فالوالد رسول الله صلى الله عليه وآله وأنا ، و ( ما ولد ) يعني هؤلاء الأحد عشر وصيا صلوات الله عليهم . قلت : يا أمير المؤمنين ، فيجتمع إمامان ؟ قال : نعم ، إلا أن واحدا صامت لا ينطق حتى يهلك الأول .[11]

18- عن عباية بن ربعي مرفوعا :« أنا سيد النبيين وعلي سيد الوصيين . إن أوصيائي بعدي إثنا عشر أولهم علي وآخرهم القائم المهدي».[12]

19- عن ابن عباس رفعه :« إن أوصيائي وحجج الله على الخلق بعدي الاثنا عشر ، أولهم أخي وآخرهم ولدي . قيل : يا رسول الله من أخوك ؟ قال : علي . قيل : من ولدك ؟ قال : المهدي الذي يملأ الأرض قسطا وعدلا كما ملئت جورا وظلما».[13]

20- ابن عباس عن النبي صلى الله عليه وسلم أنه قال : «أنا سيد النبيين وعلي سيد الوصيين ، إن أوصيائي بعدي اثنا عشر أولهم علي وآخرهم القائم المهدي».[14]

21-عن جابر بن عبد الله الأنصاري ، عن النبي صلى الله عليه وآله وسلم :«يا جابر إن أوصيائي وأئمة المسلمين من بعدي ، أولهم علي ثم الحسن ، ثم الحسين . . . ثم ذكر الأئمة التسعة من أولاد الحسين بأسمائهم ابتداء بعلي بن الحسين وانتهاء بالإمام المهدي بن الحسن العسكري عليهم السلام».[15]

---------------------------

[1].مصباح البلاغة،ج1،ص65.

[2].مصباح البلاغة،ج2،ص230

[3].روضة الواعظین، فتال نیشابور،ص97؛ احتجاج، الطبرسی، ج1،80.

[4].الصراط المستقیم، العاملی، ج2،233.

[5].بحار،36،ص292.

[6].بحار،ج36،ص282.

[7].شجرةالطوبی،ج2،ص426.

[8].بحار ، ج99، ص86.

[9]. العدد القوية، علي بن يوسف الحلي،ص85.

[10].الهدایة الکبری، الخصیبی، ص358؛ کمال الدین ، الصدوق، ص441.

[11].سلیم بن قیس، تحقیق انصاری، ص352.

[12].ینابیع المودة،ج2،ص316.

[13].ینابیع المودة،ج3،ص384.

[14].شرح احقاق الحق، ج20،ص538.

[15].ینابیع المودة،ج3،ص170.

[="3"][="blue"]مورد چهارم: [/][/]

شما بر اساس کدام روایت چگونه (بر فرض قبول روایت شیخ در کتاب غیبت ) هادی اول را یمانی معرفی نمودید؟

[="3"][="blue"]مورد پنجم: [/][/]

چگونه و به چه دلیل می گوئید که مدعی مذکور در شهر بصره فرزند امام زمان علیه السلام و یمانی مورد نظر است؟

[="3"][="blue"]مورد ششم: [/][/]

در مورد وصیت پیامبر (بدون بررسی سندی آن) سوالاتی مطرح است:

الف)چرا ائمه قبل از امام زین العابدین علیه السلام امری به این مهمی را برای مردم بیان نکردند؟با اینکه امر امامت ائمه دوازده گانه مرتب بیان گردیده.

ب) چرا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قبل از آستانه رحلتشان امری به این مهمی را بیان ننموده بودند و آنرا تنها در لحظات آخر در محضر اهل بیتشان علیهم السلام بیان فرمودند؟!

ج) بی شک امام علی علیه السلام و حضرت صدیقه طاهره علیها السلام و حسنین علیهما السلام و امام زین العابدین علیه السلام تمسک کننده به سنت پیامبر صلی الله علیه وآله اند آیا شما روایتی حاکی از وصیت آنها در هنگام رحلت نسبت به مهدیون دارید؟

د) امام عسکری علیه السلام در این امر اولی از سایر امامان اند زیرا پدر امام زمان علیه السلام است،و در هنگام رحلت باید امام زمان را وصیت به امر مهدی اول بنماید،حال آیاشما وصیت امام عسکری علیه السلام نسبت به مهدیون را دارید؟

موضوع قفل شده است