جمع بندی آیا کشف و شهود در عرفان و اسلام حجیت دارد؟

تب‌های اولیه

13 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

کافی;970038 نوشت:
باسمه تعالی
الف: اصل اثبات مکاشفه با بیانات دینی که مطرح شد، اثبات شد. اما صحت مدلول و محتوای مکاشفه را هم توضیح دادیم.
ب: اما تفاوت مکاشفات و مشهودات، به غیر از تعارض، بستگی به عوامل دیگری مانند سعه وجودی و مراقبه بیشتر و صفای باطنی افراد دارد:

حضرت علامه حسن زاده آملی می فرمایند:
مرحوم علامه طباطبایی (رحمه الله علیه) روزی به من فرمودند:«آقا هر روز که مراقبتم قوی تر است در شب تمثلاتم صافی‌تر است.»[1]
گاهی اوقات هم متن شهود یکی است، ولبکن افرادی که آن را می بینند، در نحوه بیان کردنشان، متفاوت بیان می کنند.
فرض کنید که گاهی اوقات یک کسی که علم عرفان نظری خوانده، را با کسی در نظر بگیریدکه درس رسمی نخوانده ولی هر دو در مسیر سیر و سلوک واقعیتی را می بینند ولی درنحوه بیان نمودن، هر کسی با زبان خاص خود آن را مطرح می نماید.
در اینجا نمی توان گفت که کشف و شهود متفاوت است، بلکه نحوه بیان نمودن آن واقعیت متفاوت شده است.
به تعبیر مولوی
«هر کسی را اصطلاحی داده ایم/هر کسی را سیرتی بنهاده ایم»
موفق باشید.
___________________

تشکر

موفق و سعادتمند باشید

سوال
ایا کشف و شهود در عرفان و اسلام حجیت دارد؟


پاسخ
یکی از عناصر اساسی در عرفان کشف و شهود است عارفان بالله درباره حقیقت و انواع و مراتب کشف و احکام و لوازم آن بحث های فراوانی را مطرح ساخته اند چنان که خواجه عبدالله انصاری در منازل السائرین منزل اول و دوم از بخش حقایق را مکاشفه و مشاهده قرار داده است (1)
مضاف بر اینکه ایشان در ضمن مقامات دیگری از قبیل معرفت،معاینه،الهام،یقین،ذ کر ،حکمت ،بصیرت ،وجد،برق،اتصال و احسان مباحثی را پیرامون کشف و شهود و درجات و لوازم آن مطرح کرده اند ابن عربی هم در فتوحات مکیه (2) علاوه بر موارد پراکنده ای که درباره مکاشفه و مشاهده بحث می کند، دو باب از ابواب این کتاب را به بحث درباره حقیقت و اقسام مکاشفه و مشاهده اختصاص داده است و در تعریف آن گفته:
«الکشف لغة رفع الحجاب، یقال کشفت المراة وجهها ای:رفعت نقابها و اصطلاحا هو الاطلاع علی ماوراء الحجاب من المعانی الغیبة و الامور الحقیقة وجوداً او شهودا (3) کشف در لغت برداشتن پرده است چنانکه گفته می شود کشف المراة وجهها: یعنی زن نقاب از چهره بر گرفت و در اصطلاح کشف عبارت است از آگاهی وجودی یا شهودی از معانی غیبی و امور حقیقی که پس پرده است.»
کشف و شهود با باطن و قلب عارف سر و کار دارد اگر از روی قلب حجاب و ستر کنار رود قلب به مقام کشف و شهود نائل می شود به عبارت دیگر حالت کشف و شهود زمانی به عارف دست می دهد که تجلی حق بر قلب او تابش کند و نور ان سراپای جان او را فرا گیرد و حجاب از چهره جان او بزداید در این صورت حقایق و معارف الهی از سرچشمه جان او می جوشد و ظاهر می گردد
کشف و شهود یعنی قلب و جان عارف حجابهای ظلمانی و نورانی را در نوردد و به وراءحجاب با دیده بصیرت نائل آید و از اسرار غیبی بهره گیرد از این رو کشف وشهود از سنخ حضور و قرب است و انسانی که در غیبت به سر می برد از این حالت رفیع محروم است و حضور و شهود با اتحاد و اتصال همراه است چنانکه غیبت با کثرت
حجاب و ظلمت آمیخته است بنابراین کشف و شهود از آن سالکی است که به مقام اتصال نائل شده باشد. چنانکه اگر چشم سر با یک شیء جسمانی رو به رو شود کشف و شهود حسی به او دست خواهد داد «مکاشفات العیون بالابصار و مکاشفات القلوب بالاتصال»(4)
و در صورتی عارف به مقام اتصال و اتحاد نائل می شود که به صمغ ربوبی راه پیدا کند و متحقق به آن مقام گردد.

از این رو می توان گفت کشف و شهود بر سه رکن استوار است از طرفی با قلب و جان عارف سر و کار دارد زیرا قلب منبع و محل کشف و شهود است و از سوی دیگر رفع حجاب عنصری اساسی در کشف و شهود به شمار می رود زیرا به میزانی که رفع حجاب از قلب عارف گردد کشف و شهود برای عارف دست می دهد.
و رکن سوم تجلیات الهی است
نقش و تاثیر تجلی در سیر و سلوک عرفانی با رفع حجاب تلازم دارد یعنی قلب سالک به اندازه ای که از تعیینات و تعلقات پاک گردیده و رفع حجاب از آن شده به همان اندازه هم صلاحیت تابش انوار اسما و صفات حق تعالی را یافته است.
البته اهل معرفت در بیان چنین مطالبی وامدار آموزه های دینی هستند. چنانچه واژه کشف برآمده از بیانات دینی است:
الف: قال علی علیه السلام : « لَوْ كُشِفَ‏ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقِينا (5) اگر پرده بر طرف شود و به يك سو رود در يقين من افزوده نمى‌شود.»
ب:پیامبر خدا صلی الله علیه و اله و سلم «مَا بَيْنَ بَيْتِي وَ مِنْبَرِي رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ، وَ مِنْبَرِي عَلى‏ تُرْعَةٍ مِنْ تُرَعِ الْجَنَّةِ، وَ قَوَائِمُ‏ مِنْبَرِي رُبَّتْ فِي الْجَنَّةِ قَالَ: قُلْتُ: هِيَ رَوْضَةٌ الْيَوْمَ؟ قَالَ: نَعَمْ، إِنَّهُ‏ لَوْ كُشِفَ‏ الْغِطَاءُ لَرَأَيْتُم‏»(6)

میان خانه من و منبر من باغی از باغ های بهشت است.... گوید: گفتم: آیا هم اکنون موجود است؟ فرمود آری اگر پرده برداشته شود خواهید دید.»
ج: آن حضرت در بیان دیگری می فرمایند:
«لَوْ لَا أَنَّ الشَّيَاطِينَ يَحُومُونَ عَلَي قُلُوبِ بَنِي آدَمَ لَنَظَرُوا إِلَي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ (7) اگر شیاطین بر دل فرزندان آدم احاطه نمی‌یافتند، آنان ملکوت را می‌دیدند.

د: امام عارفان و امیر مومنان علی اب

ن ابیطالب (علیه السلام) و فرزندان پاکش (علیهم السلام) در مناجات شعبانیه ،با آن سوز و گداز در پی کدام معرفت اند؟آنجا که به محضر الهی عرض می کنند:«إِلَهِي‏ هَبْ‏ لِي‏ كَمَالَ‏ الِانْقِطَاعِ‏ إِلَيْكَ‏ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ حَتَّى تَخِرَقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِك‏
(8) الهی وارستگی از هر چیز و وابستگی و پیوستگی کامل به آستانت را موهبتم فرما و دیدگان دل ما را به فروغ نظر به خود، روشن ساز، تا دیدگان دل ما حجابهای نور را بدرد و «عریانا» به معدن عظمت واصل شود و جانهای ما همچون شعاع بعزّ قدست، آویخته گردد».
البته عارفان در طول تاریخ عرفان، همواره بر این مسئله تاکید داشته اند که مشاهده های عرفانی، برای هرکسی که رخ بدهد و در هر مرتبه ای که باشد اگر مطابق با شریعت نباشد، کاذب است و قابل اعتماد نمی باشد. بنابراین، شهودهای عرفانی همواره باید از ناسازگاری با حقایق دینی به دور باشند تا بتوان به عنوان حقایق بر آنها تکیه کرد. از این رو نباید هیچ گونه تعارضی میان معارف شریعت و حقایق مشهود عارف وجود داشته باشد .
از نظر عارفان ،بالاترین مقام های کشفی که با بالاترین مقامات سلوکی متناظر است و از آن به «کشف تام» یا «کشف اتم» تعبیر می شود، به رسول مکرم اسلام ، خاتم رسل (صلی الله علیه و آله و سلم) اختصاص دارد، زیرا پیوند وثیقی میان مراتب «طهارت » و مراتب و درجات «کشف» وجود دارد. هر چه جان انسان پاک تر و دورتر از کدورت های دنیوی و ظلمانی باشد ، کشف او منزه تر از انحراف ها خواهد بود. تعبیری که عارفان به ویژه در اشاره به طهارت معنوی انسان به کار می برند، «مزاج روحانی اعدل» است
«...وازنین له بمیزان ربهم العام (9)آنها شهودهای خویش را با میزان عام خداوندشان می سنجند.»


پی نوشت:
1.خواجه عبدالله انصاری منازل السائرین، ص 5-123، دار العلم، تهران، 1417ق.
2.محیی الدین ابن عربی،الفتوحات المکیه ج 2 باب 209 و 210 ص 8-494،دارالصاد،بیروت، چاپ اول.
3.قیصری، داود، شرح فصوص الحکم ص197،شرکت انتشارات علمی و فرهنگی،تهران،1375ش.
4.سراج طوسی،ابونصر،اللمع فی التصوف،ص 346،مطبعه بریل، لیدن،1419م.
5.تمیمی آمدی، عبدالرحمن بن محمد،تصنیف غرر الحکم و دررالکلم، ص119، دفتر تبلیغات، قم 1366ش.
6.کلینی، محمد بن یعقوب،کافی،(ط- الاسلامیه)،ج4،ص554،دار الکتب الاسلامیه،تهران،1407ق.
7.علامه مجلسی،بحارالانوار،ج67، ص59، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1403 ق.
8.اقبال الاعمال،(ط- القدیمه)،ابن طاوس،علی بن موسی،ج2،ص687،دار الکتب الاسلامیه،تهران،1409ق.
9.قونوی، صدر الدین، اعجاز البیان فی تفسیر ام القرآن، ص19، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی،قم،1381ش.


موضوع قفل شده است