آیا کسی که از دین اسلام به مسیحیت گرایش پیدا کند مرتد محسوب می شود؟

تب‌های اولیه

103 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا کسی که از دین اسلام به مسیحیت گرایش پیدا کند مرتد محسوب می شود؟

آیا کسی که از دین اسلام به مسیحیت گرایش پیدا کند مرتد محسوب می شود؟

مرتد به کسیمی گویند که قبلا مسلمان بوده و بعد از دین اسلام برگشته باشد.به این صورت که یا خدا را انکار کرده، یانبوت و قرآن را مُنکر شده ویا یکی از ضروریات دین را منکر شده، یا حلالی را حرام و یاحرامی را حلال کرده باشد. چنین شخصی از نظر اسلام، مُرتَد محسوب می شود.
مرتد بر دو قسم است:
مرتد فطری و مرتد ملّی
مرتد فطری : کسی است که فطرتاً مسلمان بوده ،یعنی از پدرو مادری مسلمان، به دنیا آمده و خود هم مسلمان بوده بعداً مرتد شده است.
مرتد ملی: کسیاست که از پدر و مادر غیر مسلمان به دنیا آمده و بعد از رشد و بلوغ مسلمان شده و بعد ازمدتی از اسلام بر گشته است. این شخص را مرتد ملی می گویند. حکم مرتد فطری، قتل است چهتوبه کند یا در ارتدادش باقی باشد.
امّاحکم مرتد ملّی این است که تا سه روز به او مهلت می دهند،اگر توبه کرد و دوباره اسلام را پذیرفت، رهایش می کنند. در غیر این صورت او را به قتلمی رسانند .
دلیل قتل مرتد فرموده پیغمبر اکرم(ص) است که فرمود: کسی که دینش رابه دین دیگر تبدیل کند پس او را بکشید .
هم چنین عمّار از امام صادق(ع) روایت کردهکه آن جناب فرمودند: (شخص مسلمان از اسلام ارتداداختیار کرده و نبوت پیامبر اکرم(ص) را انکار نموده و بر هر کسی که این امر را بشنودخونش مباح بوده و بر امام مسلمین است که او را کشته و توبه اش را نپذیرد.)[ii]
این است حکمکسی که شریعت را زیر پا بگذارد مثل سلمان رشدی مرتد که امام (ره ) حکم قتل او راصادر فرموده و این حکم قطعی است و قابل عفو و بخشش نیست و هرگز نسخ نمی شود، زیرا بر اساس ادله معتبر شرعی از روایات پیامبر اکرم (ص) و ائمه طاهرین (ع) است که ما فقط دو مورد از آنها را نقل کردیم .
در اینجا باید به چند نکته مهم توجه داشته باشیم:
1- در مسایل علمی باید با منطق و استدلال سخن گفت نه با داد و فریاد و احیاناً توهین و افترا و عکس العمل های فیزیکی، زیرا چنین روشهایی حاکی از ضعف استدلال است و معمولا نتیجه معکوس دارد.
2- مسأله حکم ارتداد در اسلام ناظر به معانی و اهداف خاصی است و بیشتر جنبه سیاسی دارد تا اعتقادی. مقصود آن است که در صدر اسلام، گروهی از مشرکین و احیاناً اهل کتاب، توطئه ای چیده بودند که صبحها اسلام آورده و شامگاهان از اسلام برگردند، تا موجبات ضعف ایمان و سستی اعتقاد را در مسلمین فراهم آورند. اسلام برای مقابله با این توطئه که همیشه وجود دارد، احکام ارتداد را وضع نمود، که باید هم با چنان توطئه ها و دسیسه هایی متناسب باشد.
3- ازنظراسلام تحقق دقیق ارتداد دارای ارکان خاصی است که بدان اشاره می شود.
اول این که؛ شخص اسلام آورده و سپس از اسلام روی گردانده باشد. ولی اگر کسی از همان اوان بلوغ اسلام نیاورد او را مرتد محسوب نمی کنند.
دوم آن که؛ ارتداد خود را آشکار نماید. یعنی برگشتن خود از دین مبین اسلام یا اموری که در حکم آن است.(مثل انکار یکی از ضروریات دین) را اظهار کند. پس اگر کسی قلباً از دین اسلام بر گردد، ولی بدان تظاهر نکرده و آن را به زبان نیاورد، احکام مرتد متوجه او نخواهد بود.
سوم: متلفت باشد که انکار این ضروری، برابر با انکار خدا و یا رسول خدا(ص) است.

با توجه به نکات یاد شده (پذیرش اسلام و بعد اظهار ارتداد) معلوم می شود که این حکم، یک تدبیر برای حفظ جامعه اسلامی از فرو پاشی اعتقادی آن است و در تمام ادیان کم و بیش چنین حصارهای نگهدارنده ای وجود دارد.
4- انکار هر حکمی (ولو ضروری نباشد) برابر با ارتداد نیست و حتی انکار ضروری بدون التفات به لازمه ضروری آن (که انکار نبوت یا الوهیت یا تکذیب آنان است) هم ارتداد آور نیست. و در حکومت اسلامی باید در دادگاه صالحی این امر ثابت شود و کسی مجاز نیست که خود مجری حکم ارتداد باشد.
دَعَائِمُ الْإِسْلَامِ، رُوِّینَا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ مَنْ بَدَّلَ دِینَهُ فَاقْتُلُوهُ، مستدرکوسایل الشیعه جلد 8 صفحه163باب45حدیث1.

[ii]- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ کُلُّ مُسْلِمٍ بَیْنَ مُسْلِمَیْنِ ارْتَدَّ عَنِ الْإِسْلَامِ وَ جَحَدَ رَسُولَ اللَّهِ ص نُبُوَّتَهُ وَ کَذَّبَهُ فَإِنَّ دَمَهُ مُبَاحٌ لِمَنْ سَمِعَ ذَلِکَ مِنْهُ وَ امْرَأَتَهُ بَائِنَةٌ مِنْهُ یَوْمَ ارْتَدَّ وَ یُقْسَمُ مَالُهُ عَلَی وَرَثَتِهِ وَ تَعْتَدُّ امْرَأَتُهُ عِدَّةَ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا وَ عَلَی الْإِمَامِ أَنْ یَقْتُلَهُ إِنْ أَتَوْهُ بِهِ وَ لَا یَسْتَتِیبَهُ;کافی جلد6 صفحه 174

با سلام

آدرس زير هم شايد مفيد باشد

http://www.askdin.com/showthread.php?t=864

entezari;11222 نوشت:
آیا کسی که از دین اسلام به مسیحیت گرایش پیدا کند مرتد محسوب می شود؟


باتشکر از سوال شما :
تحریر/ج/2 المواریث/ موانع ارث
م/10)المرتد: من خرج عن الاسلا م واختار الکفر .......کالنصرانی
کسیکه از اسلام خارج و کفررا اختیار کند این شخص مرتداست

من يك سوال دارم به طور مثال بنده در سن 30 سالگي به بلوغ فكري رسيدم تحقيق فراوان كردم و متوجه شدم مسيحيت تعاليم عقلاني تر و بهتري دارد و راه نجات آن است در اين صورت من خودم رو موظف ميدونم ديگران را آگاه كنم آيا از لحاظ شما اين مشكلي داره. حتما هم منظور از بلوغ در ارتداد هم بلوغ فكري است چون در غير اينصورت مسخره خواهد بود؟

متشكرم از تمام مسافران راه حقيقت

simon;47297 نوشت:
من يك سوال دارم به طور مثال بنده در سن 30 سالگي به بلوغ فكري رسيدم تحقيق فراوان كردم و متوجه شدم مسيحيت تعاليم عقلاني تر و بهتري دارد و راه نجات آن است در اين صورت من خودم رو موظف ميدونم ديگران را آگاه كنم آيا از لحاظ شما اين مشكلي داره. حتما هم منظور از بلوغ در ارتداد هم بلوغ فكري است چون در غير اينصورت مسخره خواهد بود؟

متشكرم از تمام مسافران راه حقيقت

با سلام دوست گرامی
اینکه میفرماید با تحقیق دین برتر را پیدا کردید (مسیحیت)میشه کمی توضیح دهید !؟
که چگونه تحقیق کردید و چطور دین برتر را پیدا کردید و با چه استدلالی به این نتیجه رسیدید؟
قبلا تشکر میکنم که ادله خود را بیان کنید تا ما هم بدانیم!!
و با حق و حقانیت برسی کنیم!!

آقا رضا دوست عزيز من مثال آوردم فقط براي رفع ابهام

simon;47297 نوشت:
سن 30 سالگي به بلوغ فكري

[="darkgreen"]اگه بخوايد اينطوري بلوغو مشخص كنيد كه هر كسي تو هر دوره اي از زندگي تصميم ميخواد بگيره كه براي مثال دينشو عوض كنه اين دليلو مياره كه من الان به بلوغ فكري رسيدم!!
معيار تشخيص بلوغ فكري چيه؟اول بايد اين مشخص بشه.
[/]

simon;47297 نوشت:
من يك سوال دارم به طور مثال بنده در سن 30 سالگي به بلوغ فكري رسيدم تحقيق فراوان كردم و متوجه شدم مسيحيت تعاليم عقلاني تر و بهتري دارد و راه نجات آن است در اين صورت من خودم رو موظف ميدونم ديگران را آگاه كنم آيا از لحاظ شما اين مشكلي داره. حتما هم منظور از بلوغ در ارتداد هم بلوغ فكري است چون در غير اينصورت مسخره خواهد بود؟

متشكرم از تمام مسافران راه حقيقت


با سلام
بالاخره يكي روشنفكر پيدا شد تو اين جمع متعصب
عزيزان دين اكتسابي است توريثي كه نيست
شما خودت بگو از كجا فهميدي اسلام بهترين دينه
صرف حرفاي يك كتاب نمي شه بهترين دينو انتخاب كرد
بايد به رهبران و پيروان يه دين هم نيگاه كرد
سيمون يك رهجوي حقيقت است اميدوارم موفق باشي

با سلام و عرض ادب :Gol:

نقل قول:
بالاخره يكي روشنفكر پيدا شد تو اين جمع متعصب


اگر منظورتان از روشنفکر کسانی است که در دین خدا دست می برند تا غربی ها آن را بپسندند، الحمدالله که ما جزو گمراهان نیستیم.

نقل قول:
بايد به رهبران و پيروان يه دين هم نيگاه كرد

پیروان دین، ملاک حقانیت دین نیستند. رهبران دین هم کسانی جز خود پیامبر (ص) و ائم (ع) نمی باشند. پس اگر کسی با آنها سنخیت داشت، پیرو حقیقی دین است، در غیر این صورت، نمی توان به او اعتماد کرد.

با تشکر
یا حق

بسيار ديدم كه دم از مسماني مي زنند ولي مسلمان نبودند
دوست عزيز در روزگاري كه هيچ يك از رهبران دين نيستند و اختلافات ميان مذاهب و فرقه ها بيداد مي كند به كدام منبع رفتار رهبران را بيابيم

خود ائمه (ع) فرمودند که اگر از ما چیزی به شما رسید که با قرآن تناقض دارد، بدانید از ما نیست. :Sham:

به به بالاخره چهرتونم ديديم!!شما كه تو پستتون در مورد (عدالت خداوند با وجود تضاد در فتواي دو مرجع براي دو مقلد) قهر كرديد گفتيد ميخوايد بريد تازه عكسم گذاشتي.پس اون موقع ناراحت بودي پشيمون شدي خوب كاري كردي.

ملاك قرآن و احاديث اهل بيت و ائمه هستش نكات اخلاقي و راههاي رسيدن به خدا و موارد زيادي قابل استفاده مستقيم براي همه هست .قسمتهاي هم كه مربوط ميشه به احكام و مسائل تخصصي از نظر ما بايد به اهل فن اون رجوع كرد كه عمر خودشونو مثل يه پزشك مهندس و ..گذاشتن براي رسيدن به حقيقت احكام.
اگه كساني ادعاي مسلماني دارند و مسلمان نيستند تو همه جا همينه (يه مثلا كشيش!! مياد ميگه قرآنو آتيش بزنيم بر طبق دينش رفتار كرده!!همه اديان همينه ملاك اصل دينه نه رفتار پيروان اون .

سلام
سوالی واسم پیش اومده اینکه حالا اگر کسی تحقیق کرد و به اشتباه به این نتیجه رسید که دین دیگری مثلا مسیحیت بهتر است آیا او مرتد است و باید او را به قتل رساند؟ اسلام خود به تحقیق درباره ی دین تشویق می کند اگر قرار است بالاجبار نتیجه ی این تحقیق این باشد که اسلام برتر است پس دیگر تحقیق چرا؟ اینکه اگر کسی پدر و مادر مسلمان دارد و اسلام به او ارث رسیده است حال در دوره ی بلوغ بخواهد دینی غیر از دین والدینش را انتخاب کند مرتد است؟اگر اینطور باشد سایر ادیان هم می توانند بگویند که کسی حق خروج از دین را ندارد در این صورت هیچ کس به حقیقت نمی رسد.سوالی دیگر اینکه آیا ولایت امامان از ضروریات دین است و اگر شیعه سنی شود مرتد است یا خیر؟

Simon;47408 نوشت:
.آقا رضا دوست عزيز من مثال آوردم فقط براي رفع ابهام
Simon;47297 نوشت:
من يك سوال دارم به طور مثال بنده در سن 30 سالگي به بلوغ فكري رسيدم تحقيق فراوان كردم و متوجه شدم مسيحيت تعاليم عقلاني تر و بهتري دارد و راه نجات آن است در اين صورت من خودم رو موظف ميدونم ديگران را آگاه كنم آيا از لحاظ شما اين مشكلي داره ؟

به نام خدا

جناب سیمون عزیز

این فرض شما نادرست هست و امکان وقوع نداره :Labkhand:

دلیلش اینه که مسیحیت و اسلام هر دو از ادیان الهی هستند و هردو بسان مجموعه فکری و اعتقادی از طرف یک طراح و سازنده ،ساخته شدند و به عبارت امروزی اسلام ورژن جدید از ادیان الهی است

اگر شما به این رسیده باشی که مسیحیت برتر است به این نتیجه رسیدی که نوآوریهای طراح ادیان الهی نادرست و نابجا بوده و او در ارائه ورژن جدید نا توان بوده است در حالی که همین اندشمند توانا پردازنده دکترین مسیحیتی بوده که مورد قبول شما واقع شد و این اندیشمند بار دیگر به خاطر تعالی هرچه بیشتر شما و تقرب فزونتر شما به درگاهش شریعت جدید و کاملتری نسبت به شریعت سابق ارائه فرموده است :Hedye:

اگر ساخته قبلی اش به مذاق شما مورد قبول افتاد چگونه ساخته جدیدش که به نظر خوش کاملترین ادیان و در بردارنده همه محاسن و خوبیهای ادیان سابق است به مذاق شما خوشتر نمی آید

لاجرم باید در مذاقتان شک کنید و سیستمتان را آپ دیت کنید تا سازگار با ورژن جدید از نرم افزار های الهی باشد
.
. :Computer:

pinockhio;47474 نوشت:
سلام
سوالی واسم پیش اومده اینکه حالا اگر کسی تحقیق کرد و به اشتباه به این نتیجه رسید که دین دیگری مثلا مسیحیت بهتر است آیا او مرتد است و باید او را به قتل رساند؟ اسلام خود به تحقیق درباره ی دین تشویق می کند اگر قرار است بالاجبار نتیجه ی این تحقیق این باشد که اسلام برتر است پس دیگر تحقیق چرا؟ اینکه اگر کسی پدر و مادر مسلمان دارد و اسلام به او ارث رسیده است حال در دوره ی بلوغ بخواهد دینی غیر از دین والدینش را انتخاب کند مرتد است؟اگر اینطور باشد سایر ادیان هم می توانند بگویند که کسی حق خروج از دین را ندارد در این صورت هیچ کس به حقیقت نمی رسد.سوالی دیگر اینکه آیا ولایت امامان از ضروریات دین است و اگر شیعه سنی شود مرتد است یا خیر؟

به نام خدا

با سلام خدمت دوست عزیز و دوست داشتنی پینوکیو

همانگونه که فرمودید راه تحقیق و پرسش همیشه باز است و آنها که طالب شنیدن نکته نظرات و فهم و پیگیری بهترینشان هستند هماره ستوده و تشویق شدند

وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى‏ فَبَشِّرْ عِبادِ (17زمر)

الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ (18زمر)

آنانى كه از بندگى طاغوت اجتناب مى‏كنند و به درگاه الهى انابه مى‏نمايند، براى آنان بشارت هست. پس اى رسول ما! آن بندگان را بشارت ده
همان‏هايى كه سخنها را مى‏شنوند و از بهترين آن پيروى مى‏كنند. اينها هدايت شدگان خدايند و اينها به حقيقت عاقلند

از طرفی وقتی انسان در ورطه تفکر در اندیشه های مختلف قرار می گیرد باید فرصت کافی به دور از تعصب داشته باشد تا بتواند در کمال آرامش به تفکر و تدبر بپردازد در دین مبین اسلام این فرصت محترم و مغتنم شمرده شده و به کمک به چنین افرادی سفارش شده است

وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ (6توبه)

و اگر يكى از مشركان به تو پناه آورد (كه از دين آگاه شود) بدو پناه ده تا كلام خدا بشنود و پس از شنيدن سخن خدا او را به مأمن و منزلش برسان، زيرا كه اين مشركان مردمى نادانند

در روایتی از امیر المومنین ع در یکی از جنگهایشان ،نقل شده که شنیدنی است این روایت را علامه مجلسی در بحار از کتاب خصال و توحید شیخ صدوق نقل می کند:

إِنَّ أَعْرَابِيّاً قَامَ يَوْمَ الْجَمَلِ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَ تَقُولُ إِنَّ اللَّهَ وَاحِدٌ قَالَ فَحَمَلَ النَّاسُ عَلَيْهِ وَ قَالُوا يَا أَعْرَابِيُّ أَ مَا تَرَى مَا فِيهِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ‏ مِنْ تَقَسُّمِ الْقَلْبِ فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع دَعُوهُ فَإِنَّ الَّذِي يُرِيدُهُ الْأَعْرَابِيُّ هُوَ الَّذِي نُرِيدُهُ مِنَ الْقَوْمِ ثُمَّ قَالَ يَا أَعْرَابِيُّ إِنَّ الْقَوْلَ فِي أَنَّ اللَّهَ وَاحِدٌ عَلَى أَرْبَعَةِ أَقْسَامٍ ......
( بحارالأنوار ج : 3 ص : 207و206)

روز جنگ جمل فردی از اعرابی نزد امام علی ع رفت و گفت یا امیر المومنین ،تو می گویی خدا یکی هست ؟اصحاب به طرف او حمله کردند و گفتند ای اعرابی حال امیر المومنین را نمی بینی که در حال جنگ و دل مشغولی جنگند؟یعنی حالا چه وقت اینجور سوال پرسیدن هست ؟نمی بینی که وقت جنگه و ایشان درگیر جنگ هستند؟

امیر المومنین ع فرمودند رهایش کنید چیزی که اعرابی می خواهد همان چیزی است که ما از این مردم می خواهیم یعنی برای همین با این مردم می جنگیم ؛با این مردم می جنگیم که توحید را بفهمند ،میجنگیم که هدایت شوند
سپس در همان میدان جنگ به سوال اعرابی پاسخ دادند که این سخن که خدا واحد است چهار معنی دارد و....

چیزی که باید به آن توجه کرد این است که صاحب اسلامی که به فهم و تفکر و عدم جمود و تعصب دستور داده ، خود گریزنده از اسلام را به ارتداد متهم نموده زیرا همین صاحب اسلام خود صاحب مسیحیت و یهودیت و ... است و چنین پسندیده که به روش شریعت اسلام که حاوی همه کمالات ادیان سابق است پرستیده شود.

بنا براین به واقع و حقیقت در دین اسلام برتریهایی قرار داده که در ادیان سابق قرار نداده است و اگر کسی به حقیقت پرسش و جستجو کند به آن می رسد مگر اینکه دنبال بهانه برای آشوب و فرار از حقیقت باشد که در این صورت انتخاب مسیحیت هم کمکی به او نمی کند چون در پی تبعیت از هوی و هوس خود می باشد

با حکمت چنین خدایی سازگار نیست که اسلام را ناقص قرار دهد و سپس رها کنندگان آن را تنبیه کند مطمئن باشید اگر مسیحیت کامل تر از اسلام بود بعد از اسلام فرستاده می شد نه قبل از اسلام و این خود دلیل کامل ترین بودن دین مبین اسلام است

مسيحيت يكي از اديان الهي است كه متاسفانه در حال حاضر شايد بزرگترين ايراد آن تحريف شدن آن است . ديني كه تحريف شده بدرد نميخوره . اگه كسي توضيح خواست بفرماييد

اسلام هم يكي از اديان الهي است اگه بخوام اينو ثابت كنيم نياز نيست راه دوري بريم كافيه يه سر به بخش اعجاز قران از همين سايت بزنيم .عجز انسان اونجا ثابت ميشه و همچنين فوق العاده بودن قرآن و درنتيجه حقانيت اسلام ثابت ميشه .

حالا ديگه سوپر استار بودن اولياي دين اسلام هم اگه روش مطالعه داشته باشيم اين اعتقاد رو زيادي تحكيم ميكنه و قوت ميبخشه .

اسلام تحريف هم نشده .

بعضي از احكام اسلامي هستند كه شايد در نگاه اول ناخوشايند باشند اما اگه با مطالعه و تحقيق دنبال فلسفه و حكمتش بريم ميشيم طرفدار پروپاقرص عمل به اون احكام .

خوش انتخاب و مويد باشيد

rassol;47440 نوشت:

دوست عزيز در روزگاري كه هيچ يك از رهبران دين نيستند و اختلافات ميان مذاهب و فرقه ها بيداد مي كند به كدام منبع رفتار رهبران را بيابيم

درسته ما بدون رهبر نمي تونيم زندگي كنيم اينو شعار نميدم ولي زندگي بدون رهبر رو يك لحظه هم نميتونم بهش فكر كنم يا تصور كنم .

در طول تاريخ رهبران زيادي اومدن ولي اگه اشتباه نكنم همه رو به شهادت رسوندن حتي در مورد مرگ رسول خدا (ص) هم يه جا شنيدم كه با دلايلي شهادت ايشون رو ثابت ميكردن.

ما هم به جاي خدا بوديم رهبر رو به بيان خودمون مجاري قرار ميداديم يا به بيان احاديث از پشت ابر يا همون در غيبت.

قضيه اعتماد كاملا درسته . چيزي كه كمتر بهش توجه ميشه متاسفانه
اگه در مورد اعجاز قرآن تحقيق كنيم برامون ثابت ميشه كه قابل اعتماد هست .
كتب انحرافي كه البته كم نيستن ولي بعضي از علما مثلا شيخ عباس قمي با وسواس و دقت خاصي كتاباشون رو دادن بيرون. خودشون هم زيادي ادم وارسته اي بودن .

در زمان گذشته شايد بيشتر ارتباطات حضوري بود ولي عصر ما ديگه با ارتباط مجازي خو گرفته . ما خيلي از امورمون رو مجازا انجام ميديم .

غير حضوري و مجازي زندگيمون داره جلو ميره . هدايتمون هم مجازي ميتونيم بگيريم به ياري خدا

اقا جان این که نشد پاسخ.شما به دلایل ایشون چی کار دارین.
سوال این است اگر شخصی با دلایل مستدل برای خودش قانع شود که دین دیگری راه سعادت وی را تضمین می کند و به ان دین گرایش یابد ایا مرتد است؟

پارسی;133162 نوشت:
اقا جان این که نشد پاسخ.شما به دلایل ایشون چی کار دارین. سوال این است اگر شخصی با دلایل مستدل برای خودش قانع شود که دین دیگری راه سعادت وی را تضمین می کند و به ان دین گرایش یابد ایا مرتد است؟

با سلام
از نظر فقهی پاسخ این است به پست 4توجه نمایید:http://www.askdin.com/showthread.php?t=3094

ببینید یه بنده خدایی(entezari) یه سوال کرد ولی شما به جای پاسخ هی دارید صورت مسئله رو پاک می کنید:
آقا در قرآن گفته شده که هیچ اجباری در (انتخاب)دین نیست>>>
لا اکراه فی الدین
حالا ما از همه جا بی خبر وقتی به دنیا اومدیم و توی شناسنامه مون اسلام ثبت شده بعد از مدتی که تحقیق کردیم (حالا به هر روشی،شما فکر کن اصلا یه کشیش مسیحی اومده به خوابم ! خوبه!) دیدیم که مسیحیت بهتره (مثلا بابا!)
حالا تکلیف ما چیه که اگه به دین دلخواه بریم
خونمون مباحه؟:dar:

مگه در انتخاب دین آزاد نبودیم؟:vamonde: >>> لا اکراه فی الدین

با سلام به دوستان عزیز

رجوع به این لینکها در باره ارتداد و آزادی و نحوۀ تحقق آن و مسائل مختلف آن توصیه می شود.

[="DarkGreen"]

همنشین چاه;133223 نوشت:
مگه در انتخاب دین آزاد نبودیم؟ >>> لا اکراه فی الدین

[="DarkGreen"]
سلام

شما به این آیه استناد نموده ایید:Gol:

لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَينَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَي فَمَنْ يكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ(البقرة/256)
در قبول دين، اکراهي نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافي، روشن شده است. بنابر اين، کسي که به طاغوت [= بت و شيطان، و هر موجود طغيانگر] کافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محکمي چنگ زده است، که گسستن براي آن نيست. و خداوند، شنوا و داناست.[/]

آیه را کامل بخونید
و می گوید لا اکراه یعنی کراهتی نیست

نگفته اجباری نیست؟

آیه بعدی را بخوانید

اللَّهُ وَلِي الَّذِينَ آمَنُوا يخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ(البقرة/257)
خداوند، ولي و سرپرست کساني است که ايمان آورده‌اند؛ آنها را از ظلمتها، به سوي نور بيرون مي‌برد. (اما) کساني که کافر شدند، اولياي آنها طاغوتها هستند؛ که آنها را از نور، به سوي ظلمتها بيرون مي‌برند؛ آنها اهل آتشند و هميشه در آن خواهند ماند.

چه جالب خدا سرپرست کسانی است که ایمان می آورند

[/]

سلام
من فکر میکنم در حکم مرتد آنچه که مهم است تبلیغات فرد است.
اگر کسی به این نتیجه رسید که مسیحیت بهتره. باشه . خودش بره یه گوشه ای بشینه و مسیحی شه. چه کار به افکار بقیه داره.
در پست های اول توضیح داده شد که این برای جلوگیری از ضربه زدن به اسلامه.
شما وقتی مسلمان باشی بعد از 30 سال به قول خودت که کلی تحقیق کردی و رسیدی که مسیحیت بهتره ، حالا بیای بوق و کرنا بگیری دستت که ملت من مسلمون بودم ولی تحقیق کردم و فهمیدم مسیحیت بهتره. این چقدر به اسلام ضربه میزنه؟!؟!؟!؟!
مثلا بنظر من اگر سلمان رشدی ملعون اون کتاب کذایی رو نمینوشت، و بی سرو صدا میرفت کافر میشد حکم اعدامی هم براش صادر نمیشد.
اسلام به تحریف اذهان عمومی بسیار اهمیت میده. میگه آقا هرکاری میخوای کنی بکن ، با بقیه چه کار داری؟ و این رو بر عهده حکومت گذاشته که کسی اذهان رو منحرف کرد حقشو بگذاره کف دستش.

حالا من اینو بر اساس تفکرات خودم گفتم . شاید عزیزان کارشناس نظر دیگری داشته باشن.

البته من یه سوالی از کارشناسان دارم.
در آیه 137 سوره نسا هستش : کسانی که ایمان آوردند و سپس کافر شدند ، و دوباره ایمان آوردند و سپس کافر شدند ، اینها را خواهد نخواهد بخشید و به راه راست هدایت نخواهد کرد.

آیا حکم قتل برای این افراد نیست؟ این کار عین همان کاری بود که سلمان رشدی معلون کرد و حضرت امام (ره) هم با شدیدترین لحن حکم قتلشو صادر کرد حتی اگر توبه کند.
من فکر میکنم حکم قتل برای این افراد است که قصدشون ضربه زدنه و دارن بازی بازی در میارن
وگرنه کسی که حالا عمری مسلمون بوده حالا به این نتیجه رسیده که نباشده، فکرکنم شامل این حکم قتل نمیشه

صدرا;133387 نوشت:
با سلام به دوستان عزیز

رجوع به این لینکها در باره ارتداد و آزادی و نحوۀ تحقق آن و مسائل مختلف آن توصیه می شود.


:Gol:با سلام به دوستان بزرگوار:Gol:

نکاتی در باب ارتدادقابل توجه است

1- پذیرش دین اسلام در آغاز ورود به آن ، و فراگیری آموزه های آن و عمل به آنها پس از ورود به آن، مبتنی بر تحقیق و تفکر است.
2- تردید، پرسش، وسوسه داشتن و به دنبال رفع تردید و پاسخ سؤال بودن، از لوازم انکار ناپذیر دستگاه فکر آدمی است و تردید و پرسش، تا هنگامی که طلیعه و معبری برای رسیدن به علم و یقین باشد، پدیده ای مبارک و فرخنده است.

3- شک، تردید، ابهام و سؤال در آموزه های دینی ارتداد محسوب نمی شود. ارتداد انکار عالمانۀ اصول دین یا ضروریات و بدیهیات دینی است به گونه ای که انکار آن بدیهیات ملازم با انکار اصول دین بوده باشد و فرد منکر به این ملازمه هم علم داشته باشد.

4- چنانچه انکار فردی ، به دلیل وجود ابهام و سؤال در اصول یا ضروریات دینی باشد، این فرد مرتد محسوب نمی شود و شبهه علمی او مانع اجری حد مرتد بر اوست.راه مقابله با چنین فردی مباحثه علمی است و نه برخورد عملی.

5- حکم ارتداد منافی با آزادی اندیشه نیست. چنانچه فرد محققی با انگیزۀ کشف حقیقت و با استفاده از روش های منطقی و در حد توان خود به تحقیق بپردازد، ولو آنکه در رسیدن به حقیقت قاصر باشد-نه مقصر- در نزد خداوند معذور است؛ و بلکه ماجور است.

6- حکم ارتداد با آزادی بیان نیز در تنافی نیست .فرد مرتد می تواند بدون اعلام ارتداد خود ، به بیان سؤالات و ادلۀ خود در مجامع علمی بپردازد و از اندیشمندان پاسخ در خور مطالبه نماید.

7- هیچ مکتب و مذهبی و لو در مکاتیب بشری و غیر الهی مانند لیبرالیسم، به آزادی مطلق معتقد نیست و برای برخورداری از آن قیود و شرایطی قائل است. لیبرالها مرز آزادی هر فردی را، رعایت حقوق سایر شهروندان و مصالح اجتماعی می دانند.

8- رعایت حقوق خداوند بر بندگان، مصالح جامعۀ اسلامی و حقوق شهروندان مسلمان، سه ضلعی است که آزادی هر فردی محدود به آنها است.

9- با دقت در شرایط ارتداد این نتیجه به دست می آید که مرتد کسی است که در عین آگاهی به حقایق و حقانیّت اسلام، عنودانه و لجوجانه به مخالفت به آن بر می خیزد و به طرزی غیر منطقی با هویت جامعۀ اسلامی و زیر ساخت های فکری آن در می افتد.حکم ارتداد برای پیشگیری از تخریب هویت جامعۀ اسلامی و صیانت عقاید دینی مردم از رهزنان بدخواه کج اندیش تشریع شده است. مراجعه به پروندۀ مرتدان در طول تاریخ ، مؤید همین نظریه است.

10- مرجع تشخیص ارتداد و مجری حکم مرتد، مجتهد جامع الشرایط«حاکم اسلامی» است و هر فرد مسلمانی نمی تواند نمی تواند مرجع تشخیص و مجری حکم ارتداد باشد.

پس نتیجه میگیریم اگر اسلامی که در بچگی به صورت موروثی به ما رسیده و زمانی که بالغ می شویم اجازه انتخاب دین بر اساس تحقیق و عقل و اختیار را نمی دهد دین منطقی و رستگاری نمی تواند باشد.
هیچ دینی جز اسلام حاضر نیست کسی که دیگر اعتقادی به ان دین ندارد وی را پیرو بخواند ولو به خاطر اسمش.
در خود قران داریم ما برای هر امتی پیامبری فرستادیم.برای اعراب هم فرستاند و برای ایرانیان زرتشت.(فاطر 24-حج34-نحل36)

فرض کنیم شخصی اگاهانه با تحقیق به این نتیجه رسید اسلام دین رستگاری نیست و او بوسیله اسلام خدا را بهتر درک نمی کند و مثلا با مسیحیت خدا را بهتر درک می کند.چرا باید وقتی می تواند خداوند را بهتر درک کند نباید دینش را عوض کند؟
این همه از مردم که هم اکنون در کلیساهای خانگی مسیحی شدند و اما جرعت بیان ندارند و اکنون احساس نزدیکی بیشتری با خالق دارند حکمشان چیست؟

پارسی;134459 نوشت:
اگر اسلامی که در بچگی به صورت موروثی به ما رسیده و زمانی که بالغ می شویم اجازه انتخاب دین بر اساس تحقیق و عقل و اختیار را نمی دهد دین منطقی و رستگاری نمی تواند باشد.

فکر کنم من اینو تا حدودی جواب دادم. با رعایت یکسری شرایط میتونید. آقا صدرا هم کاملتر از من جواب دادن

پارسی;134459 نوشت:
هیچ دینی جز اسلام حاضر نیست کسی که دیگر اعتقادی به ان دین ندارد وی را پیرو بخواند ولو به خاطر اسمش.

بالاخره مسلمانی هم مثل هر دین دیگه ای درجه داره. یکسری فقط اسما مسلمونن.
بنظر شما کجای مسیحیت حکم کشتن هزاران انسان دیگر رو میده، که شخصی مثل جرج بوش و اوباما در عین انجام این کار خودشونو مسیحی و جالب اینکه شدیدا معتقد به مسیحیت میدونن؟!!؟!؟!؟! آیا مسیحیت هم شامل حرف شما نمیشه؟؟؟؟
( در مورد بقیه ادیان هم میشه نمون ذکر کرد)

پارسی;134459 نوشت:
در خود قران داریم ما برای هر امتی پیامبری فرستادیم.برای اعراب هم فرستاند و برای ایرانیان زرتشت.(فاطر 24-حج34-نحل36)

این حرف شما در یک تاپیک همین انجمن بحث شد که خواستین میگردم لینک میدم. برای اینکه موضوع این تاپیک منحرف نشه به موضوعات دیگه.
فقط با چند سوال جالبی نظرتون رو نشون میدم. آیا ملت هایی مثل آمریکا که بعد از رسالت آخرین پیامبر تازه کشف شد بنظرتون حتما لازم نیست دیگه دینی داشته باشن دیگه!!!!؟ یا جاهایی مثل چین و آفریقا و غیره که پیامبری اونجا نبوده!!!؟
از جهت دیگه. آیا پیامبر اسلام به عنوان آورنده این آیات الهی خودش عقلش به این موضوع نمیرسید(نعوذ بالله) ؟ پس چرا به حاکمان ملت های دیگه از جمله همین ایران نامه نوشت که به دین اسلام که من پیامبرشم در بیایید؟
فکر کنم این قضیه اونقدر بدیهی هست که نیازی به توضیحات بیشتر نباشه. ولی خواستید تاپیک رو آدرس میدم

پارسی;134459 نوشت:
فرض کنیم شخصی اگاهانه با تحقیق به این نتیجه رسید اسلام دین رستگاری نیست و او بوسیله اسلام خدا را بهتر درک نمی کند و مثلا با مسیحیت خدا را بهتر درک می کند.چرا باید وقتی می تواند خداوند را بهتر درک کند نباید دینش را عوض کند؟
این همه از مردم که هم اکنون در کلیساهای خانگی مسیحی شدند و اما جرعت بیان ندارند و اکنون احساس نزدیکی بیشتری با خالق دارند حکمشان چیست؟

من نظرمو گفتم که چرا میتونه. البته بنظر من این فرض محاله که واقعا کسی از اسلام واقعی(گفتم اسلام واقعی، نه از اسلامی که ما مسلمونای درپیت بهش عمل میکنیم) نتونه خدا رو درک کنه. یا کمتر درک کنه و تو مسیحیت یا هر دین دیگه ای بهتر بتونه درک کنه.
یک سوال. آیا بنظر شما خداوند (نعوذ بالله)(نعوذ بالله) مخش تاب داره که وقتی مسیحیت دین کاملی هستش و مردم با اون راحت تر و بهتر به خدا میرسن، بیاد دوباره یک دین ناقصتر و ضعیف تر رو ارائه بده؟ عقلش نمیرسید؟
پس به این نتیجه میرسیم که مسیحیان کنونی واقعا به تعالیم حضرت عیسی عمل نمیکنند. که اگر عمل میکردند تو همون کتابشون نوشته آخرین پیامبری میاد که این خصوصیات رو داره و به دین اون بگرایید.
جالب اینه که مسیحیت دینی است که با اینکه پیروانش به این حکمش عمل نمیکنند باز هم اونا رو داخل خودش حساب میکنه !!!!!!

پارسی;134459 نوشت:
در خود قران داریم ما برای هر امتی پیامبری فرستادیم.برای اعراب هم فرستاند و برای ایرانیان زرتشت.(فاطر 24-حج34-نحل36) فرض کنیم شخصی اگاهانه با تحقیق به این نتیجه رسید اسلام دین رستگاری نیست و او بوسیله اسلام خدا را بهتر درک نمی کند و مثلا با مسیحیت خدا را بهتر درک می کند.چرا باید وقتی می تواند خداوند را بهتر درک کند نباید دینش را عوض کند؟

هیچ جای قرآن و همچنین در این آیات اسمی از زرتشت نیامده و این آیات گفته اند برای هر ملتی مسلکی آورده ایم و نگفته اند که مردم باید مسلک بهتر را به صرف اینکه مستقیما بر آنها نیامده قبول نکنند، پس قرآن را تحریف نکنید که در غیر این صورت آتش در انتظارتان خواهد بود. شما باید بروید همان انجیل دست نوشته کشیشها، انجیلی که بسیاری از آن را پنهان کرده اند و بسیاری از آن را از پیش خود تاویل می کنند، را بخوانید. کشیشهایی که دینشان مسیح مسیح کردن است، در حالی که هنوز مسیح را نشناخته اند.
کسی اگر اسلام را کامل بشناسد (نه با حرف عده ای دیگر)، می فهمد که دین خوبی است.

aminj;134682 نوشت:
هیچ جای قرآن و همچنین در این آیات اسمی از زرتشت نیامده و این آیات گفته اند برای هر ملتی مسلکی آورده ایم و نگفته اند که مردم باید مسلک بهتر را به صرف اینکه مستقیما بر آنها نیامده قبول نکنند، پس قرآن را تحریف نکنید که در غیر این صورت آتش در انتظارتان خواهد بود. شما باید بروید همان انجیل دست نوشته کشیشها، انجیلی که بسیاری از آن را پنهان کرده اند و بسیاری از آن را از پیش خود تاویل می کنند، را بخوانید. کشیشهایی که دینشان مسیح مسیح کردن است، در حالی که هنوز مسیح را نشناخته اند.
کسی اگر اسلام را کامل بشناسد (نه با حرف عده ای دیگر)، می فهمد که دین خوبی است.

من نگفتم گفته برای ایرانیان زرتشت.در قران گفته برای هر امتی از خودش پیامبر فرستادیم.تنها پیامبر ایرانی هم زرتشت بوده.چرا نگفته ما یک پیامبر برای همه امتها فرستادیم؟وقتی متعصبانه بحث کنید همین است.کسی نگفت اسلام بد است.گفتم باید به هر کس اختیار انتخاب داد تا تدین معنی پیدا کند در غیر اینصورت اگر با اجبار کسی مسلمان باشد عقلا او را نمی توان به خاطر عدم اجرای شریعت باز خواست کرد.مسیحیان هم چندین دلیل بر غیر الهی بودن قران میاورند.مسلمانان هم دلایل زیادی بر تحریف انجیل.هر کس دین خود را بر حق میداند!
فرق اینجاست که در قران موجود از انجیل سخنی به میان امده و اما در انجیل موجود سخنی از پیامبر خاتم نیامده.
saeghe3000;134647 نوشت:

من نظرمو گفتم که چرا میتونه. البته بنظر من این فرض محاله که واقعا کسی از اسلام واقعی(گفتم اسلام واقعی، نه از اسلامی که ما مسلمونای درپیت بهش عمل میکنیم) نتونه خدا رو درک کنه. یا کمتر درک کنه و تو مسیحیت یا هر دین دیگه ای بهتر بتونه درک کنه.
یک سوال. آیا بنظر شما خداوند (نعوذ بالله)(نعوذ بالله) مخش تاب داره که وقتی مسیحیت دین کاملی هستش و مردم با اون راحت تر و بهتر به خدا میرسن، بیاد دوباره یک دین ناقصتر و ضعیف تر رو ارائه بده؟ عقلش نمیرسید؟
پس به این نتیجه میرسیم که مسیحیان کنونی واقعا به تعالیم حضرت عیسی عمل نمیکنند. که اگر عمل میکردند تو همون کتابشون نوشته آخرین پیامبری میاد که این خصوصیات رو داره و به دین اون بگرایید.
جالب اینه که مسیحیت دینی است که با اینکه پیروانش به این حکمش عمل نمیکنند باز هم اونا رو داخل خودش حساب میکنه !!!!!!

چرا فرض محاله؟مگر شما در قلب و دل فرد نو کیش هستید؟من کسی را می شناسم که اصلا به خدا ایمان نداشت.به خاطر پاره ای از مسائل که فکر می کرد از اسلام نشئات گرفته.و شرایط حاکم بر زندگی خود را نتیجه عمل به شریعت عده ای می دانست.او چند سالی است مسیحی شده.اما به صورت مخفی.حتی خانواده اش هم نمی دانند.باید راز و نیازهایش را ببینید تا باور کنید.

کسی بوش را نماد مسیحیت نمی داند که اگر اینطور باشد نماد اسلام خیلی بدتر است.بوش به اسم مسیحیت لشکر نکشید اما بن لادن به اسم اسلام ادم می کشت و اکنون نیز در جهان بسیارند.
پس مصداق برای دین نتراشید که پای همه ادیان گیر است.

پارسی;134751 نوشت:
من نگفتم گفته برای ایرانیان زرتشت.در قران گفته برای هر امتی از خودش پیامبر فرستادیم.تنها پیامبر ایرانی هم زرتشت بوده.چرا نگفته ما یک پیامبر برای همه امتها فرستادیم؟وقتی متعصبانه بحث کنید همین است.کسی نگفت اسلام بد است.گفتم باید به هر کس اختیار انتخاب داد تا تدین معنی پیدا کند در غیر اینصورت اگر با اجبار کسی مسلمان باشد عقلا او را نمی توان به خاطر عدم اجرای شریعت باز خواست کرد.مسیحیان هم چندین دلیل بر غیر الهی بودن قران میاورند.مسلمانان هم دلایل زیادی بر تحریف انجیل.هر کس دین خود را بر حق میداند! فرق اینجاست که در قران موجود از انجیل سخنی به میان امده و اما در انجیل موجود سخنی از پیامبر خاتم نیامده

در خود قران داریم ما برای هر امتی پیامبری فرستادیم.برای اعراب هم فرستاند و برای ایرانیان زرتشت.(فاطر 24-حج34-نحل36)

تنها مفهومی که یک فرد وارد به زبان فارسی از این جمله برداشت می کند این است که در قرآن آمده برای ایرانیان زرتشت فرستاده شده، مگر اینکه نویسنده یا خواننده کاملا با فارسی آشنا نباشند.

شما اگر همین الان انجیل را دانلود کنید اصلا مدعی این نیست که کلام روح القدس است، رویاهایی در آن آمده، داستانهایی از بعد از عیسی، داستان به صلیب کشیده شدن عیسی. ولی من بارها از زبان کشیشها در برنامه های تلویزیونی شنیده ام که انجیل کلام مستقیم روح القدس است و قرآن این طور نیست(دلیلی هم نمی آورند). این یعنی چه؟ این تعصب است. ولی شما که به من می گویید متعصب، بدانید که من بیشتر از خیلی از مسیحیها انجیل می خوانم و بسیاری از محتوای آن را قبول دارم.
ولی مساله این است که بزرگان مسیحیت برداشتهایی بعضا نادرست از کلام عیسی و انجیل داشته اند و با تعصب فقط روی همین مفاهیم (اینکه عیسی خدا است، عیسی پسر خدا است، روح القدس خدا است، بره کتاب مکاشفات عیسی است، فردی شبیه عیسی با شمشیری به جای زبان به خواب کسی آمده و خود او نگفته این فرد عیسی است و کشیشها می گویند عیسی بوده و ...) تکیه می کنند. کجای انجیل آمده بروید پیش کشیش اعتراف کنید تا بخشیده شوید؟
در مورد اینکه اسم پیامبر در انجیل نیامده: شما فیلم استیگماتا ساخته خود مسیحیها را ببینید، طبق این فیلم آنها حتی اینکه تو بدون واسطه می توانی خدا را بشناسی را هم از انجیل حذف کرده اند، چه رسد به اینکه کسی غیر از عیسی خواهد آمد. این طور آدمهایی متصدی این دین هستند.
مجموعا آنچه در مسیحیت کنونی دیده می شود این است که عیسی پسر خدا است و خدا است و باید ایمان بیاوری تا بفهمی و دلیلی هم جز این نیست. هیچ جای انجیل هم نیامده عیسی خدا است.
مسیحیها چون قرآن نگفته عیسی پسر خدا است و معتقدین تثلیث را کافر خطاب کرده، با قرآن بدند. مثلا می گویند قرآن روح القدس را درست معرفی نمی کند. مگر همه چیز مستقیم در قرآن آمده که این یک مورد باعث نقص قرآن باشد؟

با سلام

پارسی;134459 نوشت:
پس نتیجه میگیریم اگر اسلامی که در بچگی به صورت موروثی به ما رسیده و زمانی که بالغ می شویم اجازه انتخاب دین بر اساس تحقیق و عقل و اختیار را نمی دهد دین منطقی و رستگاری نمی تواند باشد.


جناب پارسی عجب نتیجه گیری کردید شما!!؟
اینکه شما نتیجه میگیرد زیاد مهم نیست!!:ok:
اینکه عقل و منطق چه میگوید مهم است !!
شما از کدام تحقیق سخن میگوید!!
اصلا من میخواهم مسیحی شوم سوالاتی از جناب عالی دارم اگر پاسخگو بودید بنده مسیحی میشوم و به شما قول میدهم که با همان تحقیقی که شما قبول دارید!اگر دین برتر بود بنده دینم را عوض میکنم!!:khaneh:
کسی و یا کسانی میتوانند در مورد ادیان سخن بگویند و مطلق گویی کنند که شناختی درست به ادیان داشته باشند !!
شما دارید ؟!!بسم الله !!ثابت کنید دین برتر را !!؟
ما هم در خدمتیم!

پارسی;134459 نوشت:
هیچ دینی جز اسلام حاضر نیست کسی که دیگر اعتقادی به ان دین ندارد وی را پیرو بخواند ولو به خاطر اسمش.
در خود قران داریم ما برای هر امتی پیامبری فرستادیم.برای اعراب هم فرستاند و برای ایرانیان زرتشت.(فاطر 24-حج34-نحل36)

جواب این سوال تکراری را بارها و بارها در همین سایت داده ایم !!
پس لطفا طرح سوال جدیدی کنید که رغبت پاسخگویی باشد !

علت نبود پیامبر در ایران
پیامبران جهانی یا قومی؟ *** - گفتگوی دینی
چرا اقوام بسیاری به پیامبر دسترسی نداشتن؟؟

امّا در مورد شخصیت حقوقی زرتشت از باب نمونه به این اقوال، اشاره می‎شود:
اغلب مورخان اسلامی مانند: طبری،( تاریخ طبری، چاپ قاهره، ج اول، ص 282 و 402 و 403) بلعمی،( تاریخ بلعمی، چاپ کیان پور نسخه دهخدا، ص 206) ابن اثیر(ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، چاپ مصر، ج 1، ص 145 و 146) زرتشت را پیامبر ندانسته، بلکه او را شاگرد ارمیای نبی یا عزیر نبی، دانسته‎اند.
به هر حال در قرآن مجید هیچ جا سخنی از زرتشت و پیامبری او و یا کتاب اوستا که منسوب به اوست نیامده است.
لکن تنها یک بار لفظ «مجوس» در قرآن آمده است و واژه المجوس در زبان عربی به زرتشتیان اطلاق می‎شود. قرآن آنها را در کنار پیروان ادیان دیگر قرار داده و می‎فرماید: «ان الذین آمنوا و الذین هادوا و الصابئین و النصاری و المجوس و الذین اشرکوا ان الله یفصل بینهم یوم القیامه: آنان که ایمان آوردند و آنان که یهودی شدند و صابئان و نصاری و مجوس و آنان که شرک ورزیده‎اند، خداوند روز قیامت میان آنان حکم می‎کند.» (حج/17)
در این آیه مردم به سه فرقه تقسیم شده‎اند:
1- مؤمنان (مسلمانان)؛ 2- اهل کتاب؛ که عبارتند از: یهود، نصاری (مسیحیان)، صابئان و مجوس؛3- مشرکان.
این سه فرقه با ذکر اسم موصول «الذین» از هم جدا شده‎اند؛ ولی چهار گروه اهل کتاب، با حروف وصل «و» به هم پیوسته‎اند. بنابر این «مجوس» از مشرکان مجزا شده و در ردیف یهود، نصاری و صابئان قرار گرفته است.
البتّه آیه دیگری(مائده/105) هم در قرآن هست که هر چند، به صورت صریح در آن از مجوس نام برده نشده است، ولی طبق شأن نزولی که نقل گردیده، آیه درباره مجوس می‎باشد.
در حدیثی به این شأن نزول آیه اشاره می‎شود؛ از امام صادق علیه السّلام از «مجوس» سؤال گردید که آیا پیامبری داشته‎اند یا نه؟
امام علیه السّلام فرمود: آیا به تو نرسیده نامه‎ای که پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به مردم مکه نوشتند و آنان را به اسلام دعوت کرده بود و اگر اسلام نپذیرفتند، آماده جنگ شوند و مردم مکه در پاسخ نوشتند از ما هم جزیه بگیر و ما را به حال خود بگذار تا همچنان بت‎ها را بپرستیم.
پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در پاسخ آنها نوشت من غیر از اهل کتاب از کس دیگری جزیه نمی‎گیرم. در جواب دوباره نوشتند آیا تو گمان می‎کنی جزیه را فقط از اهل کتاب دریافت می‎داری، در صورتی که از مجوسیان «هجر» نیز جزیه گرفته‎ای؟
پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ پاسخ داد: مجوسیان پیغمبری داشتند که او را کشتند و کتابی نیز داشتند که آن را سوزاندند. پیغمبر آنان کتاب خود را بر روی دوازده هزار پوست گاو نوشته بود.
( حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، تهران، چاپ آل البیت، ج 11، ص 96، ج 15، ص 126
در روایت دیگر آمده «اشعث بن قیس کندی، از امام علی ـ علیه السّلام ـ سؤال کرد: چرا با «مجوس» مانند اهل کتاب معامله می‎کنید و از آنها جزیه می‎گیری و حال آن که نه برای آنها کتابی نازل شده و نه پیغمبری برای آنها مبعوث شده است؟
امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: ‌آنها کتابی داشته‎اند، خداوند پیامبری در میان آنها مبعوث فرمود و...»
( حر عاملی، وسائل‎الشیعه، کتاب الجهاد، باب 49، حدیث 7
بنابر آنچه گذشت جای شک و تردید باقی نمی‎ماند که مجوس از نظر فقها و صاحب نظران یا به طور مسلم اهل کتابند یا لااقل محتملاً اهل کتاب بوده‎اند.
امّا این‎که آیا پیامبر مجوس همان زرتشت است یا خیر؟
در این مسئله اختلاف است


پارسی;134459 نوشت:
فرض کنیم شخصی اگاهانه با تحقیق به این نتیجه رسید اسلام دین رستگاری نیست و او بوسیله اسلام خدا را بهتر درک نمی کند و مثلا با مسیحیت خدا را بهتر درک می کند.چرا باید وقتی می تواند خداوند را بهتر درک کند نباید دینش را عوض کند؟

اگر آگاهانه است پس باید نشان دهید که گفتارتان با عقل و منطق سازگار است !
و دینی برتر از اسلام است!!
شما از کدام خدا در دین مسیحیت سخن میگوید !!
آیا منظور شما چنین خدایی است که در کتاب عهد قدیم آمده!!
چنین خدایی نیاز به
درک کردن ندارد!!:Sham:
سفرحزقيال فصل بیستم آیه سی و نه‌‌ کتاب مقدس را بخوانید:

.” ۳۹ اما به شما ای خاندان اسرائیل سلطان تعالی یهُوَه چنین میگوید: “همه شما نزد بتهای خود رفته آنها را عبادت کنید.:Gig:
لیکن بعد از این البته مرا گوش خواهید داد. و اسم قد‌ّوس مرا دیگر با هدایا و بتهای خود بی‌عصمت نخواهید ساخت.

و یا .!!:khaneh:

1- خدا از کرده خود پشیمان می شود.سموئیل اول باب 15 آیۀ 10
2- خدا پیمان شکن است.  سموئیل اول باب 2 آیۀ 2
3- خدا نادان است و بدون نشانه در خانه مؤمنین از کافران را تشخیص نمی دهد.  سفر خروج باب 12 آیۀ 12
4- خدا با انسانی کشتی می گیرد.  سفر پیدایش باب 32 آیۀ 24
5- خدا دروغ می گوید و دروغ او را حیوانی چون مار بر ملا می کند  سفر پیدایش باب 3 آیۀ 3
6- خدا از آسمان می آید تا بین کلام مردم تفرقه اندازد و آنها را به تشویش اندازد.  سفر پیدایش باب 11 آیۀ 1
7- خدا چیزی می گوید و بعد آن را به نحو دیگری تغییر می دهد. سفر پیدایش باب 3 آیۀ 6
8- خدا دستور به قتل عام تمام موجودات دارای روح حتی حیوانات می دهد. 20-18
9- خدا به صورت بشر است. 1-26
10- خدا گیسوان دارد.دانیال 7-9
11- خدا دو پا دارد.سفر خروج 24-10
12- خدا فرشته است و فرشته خداست.سفر پیدایش 16-1
13- خدا راه می رود.سفر پیدایش 3-8
14- خدا به مکان فرود می آید.سفر خروج 19-20
15- خدا مسکن دارد.فرامیر 132-13
16- خدا به میان ابر ها فرود می آید و جلوی روی کسی می خرامد.سفر خروج 34-5
17- خدا جای کسی را که پنهان شده است را نمی داند.سفر پیدایش 3-9
18- خدا بر عملش تأسف می خورد.  سفر پیدایش/ 6-6
19- خدا فرشته می شود و فرشته خدا می شود.  سفر پیدایش 18- 1سفر پیدایش 19-1
20- نادانی خدا بیشتر از نادانی مردم است.قرنتیان 1-25

پارسی;134459 نوشت:
این همه از مردم که هم اکنون در کلیساهای خانگی مسیحی شدند و اما جرعت بیان ندارند و اکنون احساس نزدیکی بیشتری با خالق دارند حکمشان چیست؟

ضمنا اگر منحرفین از خدا بی خبر عده ای کمی از مردم ساده اندیش که از مسیحیت چیزی نمیدانند را به انحراف کشانده اند !
شما بزرگ نمایی نکنید !!
حتی اروپایهای از خدا بی خبر هم فهمیدن که در اسلام چنین چیزی وجود ندارد!!
میتوانید از ان بی خردانی که از این ترفند استفاده میکنند که جان خود را در خطر نشان دهند سوال کنید که به هیچ وجه از آنها پذیرفته نمیشود !
و کاملا با احکام اسلامی آشنایی دارند!

اگر مسلماني از روى تحقيق (نه هوا و هوس و فرار از تكاليف) به اين نتيجه رسيد كه دين ديگرى حق است، امكان خارج شدن از دين براي او وجود دارد ، امااگر بخواهد در مقابل اسلام موضع گيري و مقابله نمايد ، مرتد محسوب شده وجامعه اسلامي با وجود شرايطي با او برخورد خواهد نمود. البته این برخورد الزاما اعدام نیست.

مرتد از نظر اسلام كسي است كه به مبارزه با عقيده و ايمان و باور مردم درجامعه روي آورده و به اين جهت يك مجرم اجتماعي شناخته مي شود ، نه مجرم اعتقادي. زيرا اعتقاد ، جرم نيست و اين كه آيا در باور خود صداقت دارديا نه و از روي تحقيق از دين خارج شده ، يا از روي هوا و هوس و با انگيزههاي ديگر، تنها خداوند مي داند و پاداش و جزاي او نيز در آخرت خواهد بود ،اما از اين جهت كه قصد تخريب و تزلزل باور انسان ها را در جامعه داشتهباشد و به مقابله با آن برخيزد ، مربوط به جنبه اجتماعي مي شود و حكومتديني با آن برخورد خواهد كرد
قرآن مى‏گويد: «لا اكراه فى الدين؛ در پذيرشعقيده اكراه نيست». اصولاً عقيده با اكراه سازگار نيست.
اين سخن درستىاست، ولى نبايد از اين گزاره، تفسير ناروا نمود و گفت: هر كه هرگونه دلشبخواهد، آزاد است تا عقايد ديگران را به بازى بگيرد، بلكه قرآن به دنبالسخن مذكور مى‏گويد: «قد تبيين الرشد من الغى؛ راه راست از راه‏هاى انحرافىو نادرست روشن است».(بقره:۲۵۶) يعنى وقتى راه رشد و حقيقت آشكار است، دليلى براىاكراه و اجبار وجود ندارد، زيرا عقل سليم بدون داشتن انكار و عناد آن راپذيرا است.
حال اگر فردى در خانواده مسلمان تشخيص داد كه دين اسلام بر حقنيست، مى‏تواند دين ديگر را انتخاب كند و در قانون اسلام یا جمهوری اسلامی هیچ حکمی برای آن تعیین نشده تا زمانی که به صورت مقابله با اسلام درنیاید . بدیهی است در جامعه‏اى كه براساس اعتقادات و باورهاى دينى،قوانين، رفتارهاى اجتماعى و فردى، اميال و آرزوهاى انسان‏ها ارزش‏هاىاخلاقى شكل گرفته كه هر يك از اين موارد كاركردهاى بسيارى در زندگى فردى واجتماعى دارد، کسی حق ندارد به مقابله با دین و اعتقادات دیگران بپردازد ودر برابر دين و اعتقادات موضع‏گيرى نموده و درصدد تخريب آنها باشد، زيراآثار نامطلوب در زندگى فردى و ا جتماعى ايجاد خواهد كرد و باعث تزلزلاركان اجتماعى خواهد شد، بنابراين ارتداد از اين جهت كه افكار عمومى وايمان مردم را متزلزل مى‏كند، اظهار آن روا و شايسته نيست، و با وجود يكسرى شرايط اسلام با مرتد برخورد مى‏كند.
اما اگر باور خود را رواج نداد وبه امنيت فكرى و فرهنگى جامعه آسيبى وارد نكرد، به او كارى ندارند و حكم ارتداد نداشته و عقيده ‏اش نزد خودش محترم است. اين كه خدا با او چگونه برخورد مى‏كند، تنها خدا مى‏داند كه وى صداقت دارد يا از روى عناد و لجاجتبه اين عقيده روى آورده است.
خداوند فرداى قيامت بر پايه عدل و حكمت، بااو رفتار خواهد كرد. همو فرموده است: «اگر حجت بر كسى تمام نشده باشد،مؤاخذه‏اش نمى‏كند.»(اسراء:۱۵) در عین حال که منکران حقیقت و رفتارهای ناشایست رامجازات خواهد نمود.


بنده آماده گی کامل دارم تا باشما در مورد ادیان گفتگو کنم آنهم با عقل و منطق و با سند !

یا علی ع

پارسی;134751 نوشت:

فرق اینجاست که در قران موجود از انجیل سخنی به میان امده و اما در انجیل موجود سخنی از پیامبر خاتم نیامده.

با سلام
جناب پارسی حداقل کمی تحقیق کنید بعد مطلق سخن بگوئید
دلايل و قراين زيادي روشن ساخت كه منظور از فارقليط در آيات انجيل - كه حضرت مسيح از آمدن او بشارت داده است - پيامبر موعود جهانيان است

اگر آمادگی دارید تا سوالات خودم را عنوان کنم !!؟

یا علی ع

من انجیل را چندین بار خواده ام.قران را نیز چندین بار خوانده ام.کتابهایی را هم که در ان مسیحیان به مسلمانان پاسخ داده اند خوانده ام.معروفترین انها کتاب نامش پاسخ به اتهام است.
وقتی برای هر قومی از خودش پیامبر فرستاده و طی اسناد تاریخی تنها پیامبر ایرانی زرتشت بوده.عقلا و منطقا چه نتیجه ای می گیرید؟
من بسیاری از کشیشان را دیده ام و صحبت کرده ام.دلیل نپذیرفتن مسیح از نظر من عقلی است.به خاطر مطالعات زیاد فلسفی که دارم باید فلسفی قانع شوم که نشدم.در بسیاری از مواقع در مورد شریعت هم قانع نشدم.
خداوند این همه دین فرستاد تا او را بشناسیم و اما ما هنوز در پی درگیری بین ادیانش هستیم.
معبود تویی کعبه و بت خانه بهانه.
اگر نظر شما انجیل افسانه است از نظر انها قران یک کپی ناشیانه از تورات است!اتهام به دیگر ادیان که کاری ندارد؟منطقی باشید.
من موافق مسیحیت یهودیت و زرتشتی و حتی اسلام اجباری نیستم.
به عقیده همه احترام میگذارم.نظر خودمم تحمیل نمی کنم.ممکنه اگر بخواد سوال کنه بهش منبع معرفی کنیم ان هم منابع عقلی که خوب برای ان یک پیش زمینه فلسفی نیاز است.
من با دین اجباری مشکل دارم.بنده معتقدم هر کس خدایش را به هر وسیله بهتر درک کرد باید به ان بپردازد.اگر قرار به سوال باشد سوالات بسیاری در اسلام هست که روحانیت هم با سفسطه پاسخ می دهد.
ازادی انتخاب دین پایه ای است که اگر نباشد خداوند نمی تواند عقلا وی را بابت عدم انجام شریعت بازخواست کند.
بالاترین عدل ان است که هر کس را با وجدانش بازخواست کنیم.
فارقلیط تفسیر مسلمانان از انجیل است اما خودشان این موضوع را به نحو دیگری تفسیر می کنند.اگر نیاز است بنویسم.توضیحش طولانی است.اتفاقا در کتاب پاسخ به اتهام یکی از پاسخهایشان به همین موضوع است.
جالب اینجاست انها معتقدند ادامه نسل ابراهیم از اسحاق است و مسلمانان ادامه را از اسماعیل می دانند و اختلاف از همینجا اغاز می شود.و جالب در قران از اسماعیل به عنوان وعده ایکه خداوند به ابراهیم بشارت داده بود نامی نبرده شده و بلکه اسحاق را بشارت خود به ساره و ابراهیم می داند(الزیارات 28و29-53حجر-هود 71)
در راه سعادت هم انسان اختیار دارد و هر کس با هر دینی که خود می داند می تواند سعادتمند شود و هیچ اجباری نیست.(نحل9 )
در مورد منجی روز موعود خداوند صراحتا در قران مسیح را نام می برد و از هیچ کس دیگری چنین صریح نام نمی برد.(الزخرف 61-ال عمران 55-نسا 159)
سایر کتب اسمانی صراحتا تصدیق می شوند و ما ان را تحریف شده می نامیم!(احقاف 30-فاطر 31-انعام92)
در ایه ای قران را در مقام مقایسه با تورات قرار داده و انها را هم سنگ می بیند(قصص 49)
ایمان به کتب اسمانی پیشین شرط اسلام است.(عنکبوت 46)

و در پایان از همه چیز مهمتر که نتیجه ازادی انتخاب دین است:
هیچ کس بیش از وسعش بازخواست نمی شود(مومنون62)

حال تعصب را کنار بگذاریم و به کسانی که هر راهی برای نزدیکی به معبود و خالق برگزیده اند احترام بگذاریم.

پارسی;134898 نوشت:

بنده معتقدم هر کس خدایش را به هر وسیله بهتر درک کرد باید به ان بپردازد.

حال تعصب را کنار بگذاریم و به کسانی که هر راهی برای نزدیکی به معبود و خالق برگزیده اند احترام بگذاریم.


با سلام
جناب پارسی شما از کدام خدا سخن می گوئید؟ خدای واحد ؟خدای دوگانه؟ خدایان؟خدایان بی نهایت به اندازۀ نفوس انسانها؟!!!!!!!!!!
یکی از خدایان پر طرفدار در شرق عالم «آلت رجولیت» است که افراد زیادی به واسطه تقرب به آن ارام می شوند حال آیا انها اهل سعادت در دنیا و آخرت هستند؟

من تنها از یک خدا سخن می گویم.خدای همه یکی است.همان خدایی که از نظر بودایی و مسلمان و مسیحی و یهودی و زرتشتی پروردگار است و هیچ کدام در این موضوع اختلافی ندارند.(معنای لغوی پروردگار)

پارسی;134898 نوشت:
اگر نظر شما انجیل افسانه است از نظر انها قران یک کپی ناشیانه از تورات است

اگر با توجه به صحبت من این طور به من تهمت می زنید که می گویم انجیل افسانه است، اشتباه می کنید. من گفتم در انجیل داستان است، داستان از نظر من با افسانه فرق دارد. افسانه واقعیت ندارد، ولی داستان واقعیت دارد. ولی بعضی داستانهایی که در انجیل آمده اصلا از نظر سبک، زمانی که درباره اش صحبت می کنند و ... طوری نیست که حتی ادعای کلام روح القدس بودن داشته باشد و ندارد. در واقع به تصویر کشیدن وقایع زندگی عیسی است. ولی کشیشها می آیند و می گویند اینها کلام روح القدس است. اگر کسی انجیل را بخواند متوجه منظور من می شود. در قرآن داستان با زبان خود روح القدس آمده و ادعایش هم هست و شواهدش.
چیزی هم باید بدانیم که مسیحیها اسلام را قبول ندارند و پیامبر ما را همان طور که گفتید دروغگو و متقلب می پندارند، ولی ما می گوییم اینکه بگویی God the Father، God the Son، God the Holy Spirit اشتباه است. طبق قرآن باید به آنچه بر عیسی از دین آمده پایبند بود. در کل هم حتی اگر خود عیسی یا روح القدس هم به آنها بگویند این برداشت شما از دین نادرست است، احتمالا قبول نمی کنند، همان طور که قصد قتل عیسی را کردند.
اگر نظر علمای آنها درست بود، قصد به صلیب کشیدن عیسی را نمی کردند، سعی نمی کردند گالیله را به دلیل گفتن واقعیت علمی بسوزانند. به طور کلی به نظر من مردمشان خوب علمای دینشان را شناخته اند و سعی در دور کردن دین از زندگی هایشان دارند.
از نمونه کارهای اهل کلیسا: در برنامه ای ساخته خود خارجیها می دیدم که می گفتند قضیه فاحشه بودن مریم مجدلیه تا چند قرن پس از عیسی در انجیل نبوده و بعد اضافه شده. خودشان هم علتش را این بیان کردند که اولین بار عیسی پس از عروجش به آسمان به نظر او آمده و بعدها اهالی کلیسا چون زنی به چنین افتخاری نایل شده، قضیه فاحشه بودن را برای او درست کرده اند. من نمی دانم، گردن خودشان. ولی ما باید بدانیم با این طور کسانی طرفیم.

پارسی;134955 نوشت:
من تنها از یک خدا سخن می گویم.خدای همه یکی است.همان خدایی که از نظر بودایی و مسلمان و مسیحی و یهودی و زرتشتی پروردگار است و هیچ کدام در این موضوع اختلافی ندارند.(معنای لغوی پروردگار)

جناب پارسی تکلیف میلیاردها انسانی که معتقد به خدای واحد نیستند چه می شود؟ فرض بفرمائید بنده معتقد به آئین شین تو هستم که معتقد به وجود خدایان متعدد به اندازه نفوس خلایق هستند.آیا شما به این اعتقاد من احترام می گذارید؟ آیا این ائین سعادت دنیا و آخرت من را تامین می کند؟البته در همین کشورهای اسیایی پدیده الت پرستی هم رواج دارد که سعادت در این آئین بسیار هویدا است.بنابراین خدای همه یکی نیست.

بحث شرک کاملا جداست.بحث من درباره کلیه ادیان یگانه پرست بود که اتفاقا اکثریت را تشکیل می دهند.اینهایی که شما نام بردید در اقلیت مطلقند.در مورد این افراد هم اگر با نظر یگانه پرستی من سازگار نباشد که نیست سر جنگ ندارم.به انها پیشنهاد مطالعه چند کتاب می دهم.خواه پند گیرند خواه ملال.چون به اجبار در دین معتقد نیستم.همان طور که پیامبر هم تنها مکلف به تبلیغ بود نه اجبار.

aminj;134764 نوشت:

شما اگر همین الان انجیل را دانلود کنید اصلا مدعی این نیست که کلام روح القدس است، رویاهایی در آن آمده، داستانهایی از بعد از عیسی، داستان به صلیب کشیده شدن عیسی.

منظورم این بود گفتید رویاهایی در ان امده.از نظر مسیحیان حواریون منتخب خداوند هستند.و به همین دلیل انجیل نوشته شده توسط انها را از روح القدس می نامند.
نام روح القدس در قران نیز امده است.اما من در مجموع نقدهای خیلی قوی به انجیل دارم که جای بحث زیاد دارد.
نقدهای عقلی مفصلی به خدا پنداری عیسی دارم.اما اعتقادات خاص خودم را هم در مورد منجی موعود دارم.خود کشیشان همین شبکه هایی که شما فرمودید نیز در مناظره نتوانستند پاسخ دهند.فیلمش هم موجود دارم.
عرض من تنها عدم اجبار در انتخاب دین و ازادی در اجرای شریعت منتخب فرد است.

با سلام

پارسی;134898 نوشت:
من انجیل را چندین بار خواده ام.قران را نیز چندین بار خوانده ام.کتابهایی را هم که در ان مسیحیان به مسلمانان پاسخ داده اند خوانده ام.معروفترین انها کتاب نامش پاسخ به اتهام است.


جناب پارسی گویا شما روخوانی کردید !!
قبلا هم متذکر شدم مهم شما نیستید !!
مهم عقل سلیم است !که باید حقیقت را باور داشته باشد!!
ما که به شما گفتیم اگر آمادگی دار
ید سوالات را عنوان کنیم !!:Cheshmak:
مگر مدعی دین برتر مسیحیت نیستید !!

پارسی;134898 نوشت:
وقتی برای هر قومی از خودش پیامبر فرستاده و طی اسناد تاریخی تنها پیامبر ایرانی زرتشت بوده.عقلا و منطقا چه نتیجه ای می گیرید؟

مگر بنده برای شما با مدرک سخن نگفتم که در مورد پیامبر بودن زرتشت اختلاف نظر است!!؟
باز تکرار سخن خودتان را میکنید!!
با سند سخن بگوید تا نتیجه بگیریم!!

پارسی;134898 نوشت:
من بسیاری از کشیشان را دیده ام و صحبت کرده ام.دلیل نپذیرفتن مسیح از نظر من عقلی است.به خاطر مطالعات زیاد فلسفی که دارم باید فلسفی قانع شوم که نشدم.در بسیاری از مواقع در مورد شریعت هم قانع نشدم.

خب حالا میگوید با کشیشان ضعیفی که در ایران وجود دارد سخن گفته اید!!که چه!؟
باید چکار کنیم که شما سخن گفته اید !؟
ما نیاز به مطلب فلسفی نداریم جناب پارسی داریم با منبع و سند جواب شما را میدهم !!
باز تکرار میکنم اینکه شما چگونه فکر میکنید به خودتان مربوط است!!
اما مدعی سخنانی شده اید که باید جواب گو باشید پس لطفا طفره نرفته و شاخه به شاخه نپرید !!

پارسی;134898 نوشت:
خداوند این همه دین فرستاد تا او را بشناسیم و اما ما هنوز در پی درگیری بین ادیانش هستیم.
معبود تویی کعبه و بت خانه بهانه.
اگر نظر شما انجیل افسانه است از نظر انها قران یک کپی ناشیانه از تورات است!اتهام به دیگر ادیان که کاری ندارد؟منطقی باشید.

در مورد کتاب مقدس اگر ما سخنی میگویم و بر آن خدشه وارد میکنیم از خود ان کتاب است !!که سراسر تناقض و اشتباه در ان فراوان است !
مسیحی میتواند به قرآن خدشه وارد کند !!بسم الله !!
اما اینها ربطی به سخنان ما ندارد قرار شد اگر آمادگی دارید و در حد و بنیه علمی شما است در مورد ادیان و برتری گفتگو کنیم !
اگر این سخنان شما است که دقیقا عنوان کنید تا گفتگو را آغاز کنیم !

این که دیگر طفره رفتن ندارد !!!

پارسی;134898 نوشت:
من موافق مسیحیت یهودیت و زرتشتی و حتی اسلام اجباری نیستم.

اینکه شما اصلا مذهبی ندارید مشکل شما است اما اگر سخنی دارید عنوان کنید
تا محکم پاسخ شما داده شود

پارسی;134898 نوشت:
به عقیده همه احترام میگذارم.نظر خودمم تحمیل نمی کنم.ممکنه اگر بخواد سوال کنه بهش منبع معرفی کنیم ان هم منابع عقلی که خوب برای ان یک پیش زمینه فلسفی نیاز است.
من با دین اجباری مشکل دارم.بنده معتقدم هر کس خدایش را به هر وسیله بهتر درک کرد باید به ان بپردازد.اگر قرار به سوال باشد سوالات بسیاری در اسلام هست که روحانیت هم با سفسطه پاسخ می دهد.

کی گفته که دین اجباری است!!، که تکرار میکنید مگر در این مورد جواب شما داده نشده!!؟
استاد این سخنانتان بوی کفر میدهد !!
به قول گلشن عزیز کسانی که آلت پرست هستند در عقل شما با ادیان الهی برابرند ؟
این خیلی خنده در است!!:khaneh:
از کسی که مدعی فلسفه هم هست!!؟

پارسی;134898 نوشت:
ازادی انتخاب دین پایه ای است که اگر نباشد خداوند نمی تواند عقلا وی را بابت عدم انجام شریعت بازخواست کند.
بالاترین عدل ان است که هر کس را با وجدانش بازخواست کنیم.


این سخنانتان خیلی پریشان است اگر درست توضیح دهید متشکر میشوم !
شما بالاترین عدل را انتخاب میکنید!!
کمی از این عدل خودتان بگوید که ما هم با ان آشنا شویم و ابزارهای این عدل را بشناسیم!!؟

پارسی;134898 نوشت:
فارقلیط تفسیر مسلمانان از انجیل است اما خودشان این موضوع را به نحو دیگری تفسیر می کنند.اگر نیاز است بنویسم.توضیحش طولانی است.اتفاقا در کتاب پاسخ به اتهام یکی از پاسخهایشان به همین موضوع است.

شما نگران نباش بنده عنوان کردم چون در خودم میبینم که جوابگویی سخنان صد من یه غاز کسانی باشم که عنوان کرده اند در ان کتاب!!

پارسی;134898 نوشت:
جالب اینجاست انها معتقدند ادامه نسل ابراهیم از اسحاق است و مسلمانان ادامه را از اسماعیل می دانند و اختلاف از همینجا اغاز می شود.و جالب در قران از اسماعیل به عنوان وعده ایکه خداوند به ابراهیم بشارت داده بود نامی نبرده شده و بلکه اسحاق را بشارت خود به ساره و ابراهیم می داند(الزیارات 28و29-53حجر-هود 71)
در راه سعادت هم انسان اختیار دارد و هر کس با هر دینی که خود می داند می تواند سعادتمند شود و هیچ اجباری نیست.(نحل9 )
در مورد منجی روز موعود خداوند صراحتا در قران مسیح را نام می برد و از هیچ کس دیگری چنین صریح نام نمی برد.(الزخرف 61-ال عمران 55-نسا 159)
سایر کتب اسمانی صراحتا تصدیق می شوند و ما ان را تحریف شده می نامیم!(احقاف 30-فاطر 31-انعام92)
در ایه ای قران را در مقام مقایسه با تورات قرار داده و انها را هم سنگ می بیند(قصص 49)
ایمان به کتب اسمانی پیشین شرط اسلام است.(عنکبوت 46)

در مورد این سخنانتان در جای خودش گفتگو میکنیم پس لطفا مطلب را به بیراه نبرید که اگر وارد این مطالب شویم تاپیک به کلی منحرف میشود!

پارسی;134898 نوشت:

حال تعصب را کنار بگذاریم و به کسانی که هر راهی برای نزدیکی به معبود و خالق برگزیده اند احترام بگذاریم.

بنده و دوستان عنوان کرده ایم تا موقعی که کسی روبروی اسلام قرار نگیر د با او سخنی نداریم!!
بنده که در این مورد توضیح دادم!!
پس غرض شما
از دوباره تکرار کردن چیست!!؟

پارسی;134955 نوشت:
من تنها از یک خدا سخن می گویم.خدای همه یکی است.همان خدایی که از نظر بودایی و مسلمان و مسیحی و یهودی و زرتشتی پروردگار است و هیچ کدام در این موضوع اختلافی ندارند.(معنای لغوی پروردگار)

با سلام
جناب پارسی مثل اینکه شما در مورد ادیان اطلاعات ناقصی دارید که خدای بوداییان را با مسلمانان یکی میدانید !!
و همین طور مسیحیان و غیره!!
بنده از شما سوال میکنم صفات و ویژگی های خداوند در آئین بودا چیست؟

لطفا بدون طفره رفتن جواب بدهید !!
.

اتفاقا اطلاعات من کامل است که خدای تمام ادیان را یکی می دانم و شما باید در عقیده خود تجدید نظر کنید که خدای ادیان را متفاوت می دانید.شاید نامش متفاوت باشد شاید یهوه و عیسی و الله و ...اما همه شان به یک نیروی برتر که خالق جهان است و روز رستاخیز داوری می کند ایمان دارند
من تک تک ادیان را با مطالعه کتاب و صحبت با روحانیان ان دین و نیز با رفتن به معبد و کلیسا و کنیسه شان یافتم.برای یافتن خدا همه کار کردم.مطمئن باش عنادی با کسی ندارم.این نتیجه مدتهای مدیدی است که بدون تعصب پی حقیقت بودم.
و اما بودا:
بوداگرایان به یک حقیقت فرجامین روحانی باور دارند و آنرا هم خاستگاه و هم مقصد پایانی همه آدمیان و بُوندگان زنده و دیگر مادیات میدانند.میتوان به آن حقیقت فرجامین روحانی بوداییان نام خدا داد. اما باید در نظر داشت که مفهوم آن با خدای دینهای ابراهیمی متفاوت است. در دینهای ابراهیمی (یهودیت، مسیح باوری و اسلام) خدا را دارای یک رشته صفات میدانند که بیشتر به ویژگیهای انسانی شبیه است مانند خشم و مهر و پاداش دادن و تنبیه کردن و بخشیدن و جز اینها، البته در آن دینها خدا برخی صفات نا انسانی مانند نیروی آفریدن جهان را نیز داراست. اما خدای بوداییان صفتی ندارد. بوداگرایی آن مقصد نهایی (خدا) را تهیگی مینامد یعنی خلأ، یعنی تهی از ویژگیها. مقصد پایانی بوداییان (که از راه تمرکز و آموزش و مراقبه قصد رسیدن به آن را دارند) از صفات و ویژگیهایی که ما میشناسیم و همچنین زمان و مکان تهی است. از دید بودا ما در این زندگی گرفتار یک چنبره و دور باطل زادن و مردن شده ایم و سرانجام باید از این چنبره رها شویم و به آن تهیگی بپیوندیم. راه دیگری نداریم. رسیدن به تهیگی (=خدا) رستگاری ماست و آرامش و خوشنودی همیشگی را به همراه دارد. تنها راه رسیدن به آن هم دنبال کردن آموزه های بودا و رسیدن به مرحله ای است که شهود و آگاهی یکباره ای به آدمی دست دهد و به آن اقیانوس حقیقت نهایی (خدای بوداییان) بپیوندد. بودا راه را نشان داده و مقصد را هم تا جایی که واژگان توان دارند توضیح داده اما توضیح و وصف مقصد (=خدا) به زبان ما آدمیان اینست که آن مقصد از همه وصفها و ویژگیهایی که ما میشناسیم و میتوانیم متصور شویم مبری است. هر رهرویی باید خود به هنگام شهود و فراشناخت (که پس از تمرین و تمرکز بسیار دست میدهد) به چند و چون مقصد پی ببرد.
برای اینکه بیشتر با بودایی اشنا شوید دعایی از بوداییان میگذارم تا دریابید که حقیقت نهایی که بوداییان به ان اعتقاد دارند همان پروردگار است اما با نام و شکلی دیگر...

امیدوارم داستان موسی و شبان را به یاد داشته باشید.

رضا;135060 نوشت:


جناب پارسی گویا شما روخوانی کردید !!
قبلا هم متذکر شدم مهم شما نیستید !!
مهم عقل سلیم است !که باید حقیقت را باور داشته باشد!!
ما که به شما گفتیم اگر آمادگی دار
ید سوالات را عنوان کنیم !!:cheshmak:
مگر مدعی دین برتر مسیحیت نیستید !!

خیر من مدعی برتری مسیحیت نیستم.از کجای حرفم این را در اوردید.همه ادیان از نظر من یکسان و در یک سطح است.شما چه دلیلی بر برتری اسلام دارید؟

رضا;135060 نوشت:

مگر بنده برای شما با مدرک سخن نگفتم که در مورد پیامبر بودن زرتشت اختلاف نظر است!!؟
باز تکرار سخن خودتان را میکنید!!
با سند سخن بگوید تا نتیجه بگیریم!!


اخرین دلیلش ایت ا... مکارم که از روحانیون برجسته شیعه است زرتشت را بهعنوان دین می داند و ذوالقرنین را کوروش.

رضا;135060 نوشت:

خب حالا میگوید با کشیشان ضعیفی که در ایران وجود دارد سخن گفته اید!!که چه!؟
باید چکار کنیم که شما سخن گفته اید !؟
ما نیاز به مطلب فلسفی نداریم جناب پارسی داریم با منبع و سند جواب شما را میدهم !!
باز تکرار میکنم اینکه شما چگونه فکر میکنید به خودتان مربوط است!!
اما مدعی سخنانی شده اید که باید جواب گو باشید پس لطفا طفره نرفته و شاخه به شاخه نپرید !!

من با کشیشان ایرانی صحبت نکردم.اتفاقا با کشیشان پروتستان در خارج صحبت کردم.شاخه به شاخه نیست.جواب عقلی و منطقی را با سفسطه پاسخ می دهید.من که هنوز منبع و مدرکی از شما ندیدم.

من مذهب خود را دارم.اما مذهب اجباری عقلا رستاخیز را زیر سوال می برد.چرا باید وقتی خدا به پیامبرش می گوید تو تنها وظیفه ات تبشیر است و انتخاب با خودشان بعد ما بیاییم و با جبر شریعتمان را تحمیل کنیم؟!(48 شوری-92 نحل-82 نحل-35 نحل-12هود- 9 احقاف)

ان عدلی که من ازشحرف می زنم تعصب در ان جایی ندارد.چون نمی خواهید بپذیرید چه چیز را برایتان توضیح دهم؟شما هر نقدی را بر نظرتان کفر و شرک می نامید.میگویی حرفهایت بوی کفر می دهد.خوب حالا فهمیدی چرا علمای ادیان دیگر مناظرهرا نمی پذیرند.با اتهام زدن که به نتیجه نمی رسید.
وقتی از ایات قران برایتان دلیل می اورم می گویید در جای دیگر و طفره می روید.وقتی عقلا توضیح می دهم مسخره می کنید.می توانم بپرسم شما به چه چیز اعتقاد دارید که ان را معیار قراردهیم تا بحث نتیجه دهد؟!
کسی روبروی اسلام قرار ندارد.مگر غرض ورزان.
همه ادیان در یک راستا با یک معنا با یک خدا و یک هدفند.
اگر خواستید برایتان درباره اینکه بالاترین عدل بر پایه وجدان است توضیح دهم حداقل باید چندین کتاب را اول بخوانید بعد با هم صحبت کنیم.

دوستان عزیز من دلایل و ایات مورد استدلال و عقاید خود را گفتم.قصد دفاع یا تخریب هیچ دینی را ندارم که از من بدور باشد با ادیان الهی ستیز کنیم.دوستان بدون تعصب می توانند از نوشته ها استنباط خود را بکنند.دیگر دلیلی نمی بینم بخواهم در این فوروم فعالیت کنند.زمانی که در فرومهای مسیحی سوال یا نقدیمیکردم چنان مهربانانه و به دوراز تعصب و توهین پاسخ می دادند ادم لذت می برد.یادم می اید وقتی به یک اتشکده رفتم ساعتها با من سخن گفتند و حتی تا اخرین لحظه که نپذیرفتم با مهربانی مرا بدرقه کردند.این هم تعصب اسلامی...
دوست من قرائت من و شما از اسلام کاملا متفاوت است.خدای من رحمن است و رحیم اما انگار شما فقط این صفات را به زبان می برید و اعتقادی به انها ندارید.
این اخرین پست من در این فروم است زیرا منتطق در ان جایی ندارد.حتی با استناد به ایات خودشان هم نمی پذیرند.

با سلام

پارسی;135067 نوشت:
اتفاقا اطلاعات من کامل است که خدای تمام ادیان را یکی می دانم و شما باید در عقیده خود تجدید نظر کنید که خدای ادیان را متفاوت می دانید.شاید نامش متفاوت باشد شاید یهوه و عیسی و الله و ...اما همه شان به یک نیروی برتر که خالق جهان است و روز رستاخیز داوری می کند ایمان دارند
من تک تک ادیان را با مطالعه کتاب و صحبت با روحانیان ان دین و نیز با رفتن به معبد و کلیسا و کنیسه شان یافتم.برای یافتن خدا همه کار کردم.مطمئن باش عنادی با کسی ندارم.این نتیجه مدتهای مدیدی است که بدون تعصب پی حقیقت بودم.


جناب مانی پارسا که گویا مسلک بودایی به دلتان نشسته !
کجای خدای ساخت بشر با خدای ادیانهای الهی یکی است!!
شما هنوز نمیدانید در آیین بودا هیچگونه اشاره ای به شناسایی خالق جهان و یا پرستش آن مطلبی ذکر نشده!! و خود بودا ادعای پیامبری نکرده !!از چه سخن میگوید ؟
شما هنوز تثلیث مسیحیت را ندانسته با خدای واحد یکی میدانید!؟
شما هنوز توحید و جهان بینی توحید را درک نکرده اید!که چنین سخن میگوید !

پارسی;135067 نوشت:
و اما بودا:
بوداگرایان به یک حقیقت فرجامین روحانی باور دارند و آنرا هم خاستگاه و هم مقصد پایانی همه آدمیان و بُوندگان زنده و دیگر مادیات میدانند.میتوان به آن حقیقت فرجامین روحانی بوداییان نام خدا داد. اما باید در نظر داشت که مفهوم آن با خدای دینهای ابراهیمی متفاوت است. در دینهای ابراهیمی (یهودیت، مسیح باوری و اسلام) خدا را دارای یک رشته صفات میدانند که بیشتر به ویژگیهای انسانی شبیه است مانند خشم و مهر و پاداش دادن و تنبیه کردن و بخشیدن و جز اینها، البته در آن دینها خدا برخی صفات نا انسانی مانند نیروی آفریدن جهان را نیز داراست. اما خدای بوداییان صفتی ندارد. بوداگرایی آن مقصد نهایی (خدا) را تهیگی مینامد یعنی خلأ، یعنی تهی از ویژگیها. مقصد پایانی بوداییان (که از راه تمرکز و آموزش و مراقبه قصد رسیدن به آن را دارند) از صفات و ویژگیهایی که ما میشناسیم و همچنین زمان و مکان تهی است. از دید بودا ما در این زندگی گرفتار یک چنبره و دور باطل زادن و مردن شده ایم و سرانجام باید از این چنبره رها شویم و به آن تهیگی بپیوندیم. راه دیگری نداریم. رسیدن به تهیگی (=خدا) رستگاری ماست و آرامش و خوشنودی همیشگی را به همراه دارد. تنها راه رسیدن به آن هم دنبال کردن آموزه های بودا و رسیدن به مرحله ای است که شهود و آگاهی یکباره ای به آدمی دست دهد و به آن اقیانوس حقیقت نهایی (خدای بوداییان) بپیوندد. بودا راه را نشان داده و مقصد را هم تا جایی که واژگان توان دارند توضیح داده اما توضیح و وصف مقصد (=خدا) به زبان ما آدمیان اینست که آن مقصد از همه وصفها و ویژگیهایی که ما میشناسیم و میتوانیم متصور شویم مبری است. هر رهرویی باید خود به هنگام شهود و فراشناخت (که پس از تمرین و تمرکز بسیار دست میدهد) به چند و چون مقصد پی ببرد.
برای اینکه بیشتر با بودایی اشنا شوید دعایی از بوداییان میگذارم تا دریابید که حقیقت نهایی که بوداییان به ان اعتقاد دارند همان پروردگار است اما با نام و شکلی دیگر...

امیدوارم داستان موسی و شبان را به یاد داشته باشید.

در متون بودایی تا جائیکه بررسی شده هیچ گونه اشاره ای به شناسایی خالق جهان و یا پرستش آن مطلبی ذکر نشده، و بودا نیز ادعای رسالت و پیامبری نکرده است. لذا از نگاه پیروان آیین بودا، او فقط راهبری است که راه معرفت و سعادت را نشان می دهد. و از وجود مافوق طبیعت که ازلی و ابدی است و خالق و صانع آسمان ها و زمین می باشد و سرنوشت افراد انسانی را در قبضه داشته و قاضی حاجات و مجیب دعوات باشد بحثی به میان نیاورده است».
خدایان که در هند مورد پرستش بوده اند از دیدگاه بودا خود فناپذیر و موجودات ناپایداری هستند و کم ترین اثری در حال آدمیان ندارند، فلذا پرستش و عبادتی هم برای آن ها منظور نمی شود.
دانشمندان بودایی خدای برهمایی را خدای مغرور و خودبین می شناسند، بخصوص وقتی این خدا دربارة خودش حرف می زند، آن جا که می گوید: «من برهما هستم من خدای عظیم و والامقام هستم، پادشاه خدایانم، من خود زاده نشده ام و مخلوق نیستم، من جهان را خلق کرده ام، من حکمران و خداوندگار جهان هستم»
و بودائیان به طور صریح می گویند: که جهان قدیم است و کسی آن را خلق نکرده است. و همچنین اعتقاد به بهشت و جهنم و حساب و جزا در آیین بودا وجود ندارد. :Narahat az:

خدا در آیین بودا جایگاه خاصی ندارد و اندیشمندان بودایی در برابر خالق جهان موضع لاادری اختیار نموده اند، به قول خودشان، آن ها در فکر نجات بشر از بدبختی و نکبت می باشند و می خواهند با روش هایی که بودا بر اثر ریاضت به آ ن ها دست یافت، از آلام انسان بکاهد.
به نظر می رسد که بهترین مطلب دربارة این آیین کلام استاد شهید مطهری باشد که فرمود: آیین بودایی یک فلسفه است نه اینکه دین باشد.:Narahat az:

حیات پس از مرگ در دین بودایی چگونه است که ان را با ادیان الهی یکی میدانید!!؟

پارسی;135067 نوشت:
خیر من مدعی برتری مسیحیت نیستم.از کجای حرفم این را در اوردید.همه ادیان از نظر من یکسان و در یک سطح است.شما چه دلیلی بر برتری اسلام دارید؟


بله الان که وبلاگ بوداییتان را دیدم متوجه شدم اگر وبلاگ خودتان باشد چون تمامی سخنانتان کپی از آنجا ست !!

شما از این حربه استفاده میکنید که انحرافات عقلی خودتان زیرکانه بیان کنید

فطرت پاك انسان، شور و شوق او را به درك حق و حقيقت بر مي انگيزد. آن ها كه به رسيدن حقايق طالب اند، لحظه اي آرام و قرار ندارند؛ دائما در تكاپو و تلاش اند تا حقيقت را عاشقانه دريابند.
ولي در اين بين هستند انسان هايي كه به قدري در هوا و هوس ها گرفتارند، كه هرگز به فكر يافتن حقايق نمي افتند. آن ها واقعيت ها را شوخي تلقي كرده، و زندگي دنيا را جدي مي دانند.
«توحيد» عصاره و چكيدة اسلام است.
معارف گران بهاي اسلام از عقايد گرفته تا احكام و اخلاقيات همگي بر محور توحيد مي گردند.
جملة شريف«لا اله الا الله»
كه شعار يكتاپرستياست، تمامي معارف اسلام را در خود جاي داده است. ولي اين شعار از سوي مشركين مورد شك و ترديد قرار گرفت، كه توضيحش را
اگر دوست داشتید ذكر مي كنم


شمـا فقـط از پنـدارهاي بي اساس پيروي مي كنيد و تخمين هاي نابجا مي زنيد.

پارسی;135067 نوشت:
اخرین دلیلش ایت ا... مکارم که از روحانیون برجسته شیعه است زرتشت را بهعنوان دین می داند و ذوالقرنین را کوروش.


بنده عنوان کردم که اختلاف نظر است !!
بزرگان دیگری هم عقیده مخالف دارند !!
اصلا شخصیتی به اندازه زرتشت در تاریخ گنگ و مبهم نیست !!

پارسی;135067 نوشت:
من با کشیشان ایرانی صحبت نکردم.اتفاقا با کشیشان پروتستان در خارج صحبت کردم.شاخه به شاخه نیست.جواب عقلی و منطقی را با سفسطه پاسخ می دهید.من که هنوز منبع و مدرکی از شما ندیدم.

چرا سراغ پروتستانها رفتید که مجبور شدند دست به تحریفات بیشتری بزنند تا چالش ها را پر کنند روشنفکر جلوه کنند
بنده توصیه مکنم برای شناخت به سراغ کاتولیکها بروید تا متوجه شوید !!
عنوان کردید خداوند در مسیحیت از کتاب مقدس برایتان منبع گذاشتم در پستهای قبل !!
گویا کتمان سخن حق هم میکنید!!
بنده که عنوان کردم اگر آمادگی دارید از شما سوال کنم !!

پارسی;135067 نوشت:
من مذهب خود را دارم.اما مذهب اجباری عقلا رستاخیز را زیر سوال می برد.چرا باید وقتی خدا به پیامبرش می گوید تو تنها وظیفه ات تبشیر است و انتخاب با خودشان بعد ما بیاییم و با جبر شریعتمان را تحمیل کنیم؟!(48 شوری-92 نحل-82 نحل-35 نحل-12هود- 9 احقاف)
ان عدلی که من ازشحرف می زنم تعصب در ان جایی ندارد.چون نمی خواهید بپذیرید چه چیز را برایتان توضیح دهم؟شما هر نقدی را بر نظرتان کفر و شرک می نامید.میگویی حرفهایت بوی کفر می دهد.خوب حالا فهمیدی چرا علمای ادیان دیگر مناظرهرا نمی پذیرند.با اتهام زدن که به نتیجه نمی رسید.

ما عقایدمان را تحمیل نمیکنیم !!
چرا دوست دارید تکرار کنید و از مغلطه پهلوان پنبه استفاده میکنید
گاهی اوقات شخص با ادعای قوی و محکمی برخورد می کندکه قدرت نقد آن را ندارد،از این رو یک مدعای سست و ضعیف را به طرف مقابل خود نسبت می دهد و به جای رد کردن مدعای اصلی ، به رد کردن ، این مدعای ضعیف می پردازد.به عبارت دیگر به جای مبارزه با پهلوان اصلی پهلوان پنبه ای ساخته،آن را بر زمین می زند.
شما اول برای ما ثابت کن این عدل چیست!!
و ابزارهای این عدل را به ما نشان بده !!
مغلطه پشت مغلطه !!عجب

پارسی;135067 نوشت:
وقتی از ایات قران برایتان دلیل می اورم می گویید در جای دیگر و طفره می روید.وقتی عقلا توضیح می دهم مسخره می کنید.می توانم بپرسم شما به چه چیز اعتقاد دارید که ان را معیار قراردهیم تا بحث نتیجه دهد؟!
کسی روبروی اسلام قرار ندارد.مگر غرض ورزان.

شما از آیات دلیل نیاوردید !!بدون دقت به آیات دیگر و شان نز ول و تفسیر, سخنی نا آگاهانه کردید که اگر میخواستیم به ان بپردازم برای شما راه درو درست میشود!!
ما سعی داریم مطالب را علمی و یکی یکی جلو ببریم که این خوشایند شما نیست!!

پارسی;135067 نوشت:
همه ادیان در یک راستا با یک معنا با یک خدا و یک هدفند.
اگر خواستید برایتان درباره اینکه بالاترین عدل بر پایه وجدان است توضیح دهم حداقل باید چندین کتاب را اول بخوانید بعد با هم صحبت کنیم.

این سخن بیهوده ای بیش نیست!!
ان کتابهایی که شما خواندید و سر از این سخنان در آوردید بدرد خودتان میخورد
شما خدای یک آلت پرست را با خدای ادیانهای ابراهیمی یکی میدانید!!

پارسی;135067 نوشت:
دوستان عزیز من دلایل و ایات مورد استدلال و عقاید خود را گفتم.قصد دفاع یا تخریب هیچ دینی را ندارم که از من بدور باشد با ادیان الهی ستیز کنیم.دوستان بدون تعصب می توانند از نوشته ها استنباط خود را بکنند.دیگر دلیلی نمی بینم بخواهم در این فوروم فعالیت کنند.زمانی که در فرومهای مسیحی سوال یا نقدیمیکردم چنان مهربانانه و به دوراز تعصب و توهین پاسخ می دادند ادم لذت می برد.یادم می اید وقتی به یک اتشکده رفتم ساعتها با من سخن گفتند و حتی تا اخرین لحظه که نپذیرفتم با مهربانی مرا بدرقه کردند.این هم تعصب اسلامی...
دوست من قرائت من و شما از اسلام کاملا متفاوت است.خدای من رحمن است و رحیم اما انگار شما فقط این صفات را به زبان می برید و اعتقادی به انها ندارید.
این اخرین پست من در این فروم است زیرا منتطق در ان جایی ندارد.حتی با استناد به ایات خودشان هم نمی پذیرند.

چرا حالا که به اینجا رسید و کسی خواستار طرح سوال شد که چگونه است که در عقل شما خدای تمامی ادیان چه الهی و چه غیر الهی یکی است
و شما باید جوابگو باشد فرار میکنید !!
باشید و جواب گو باشید تا ثابت کنیم چه کسی در اشتباه است!!
یا علی ع

عزیزم شیطون کار خودش رو در مورد این فرد انجام داده و اسلام رو ازش گرفته حالا دیگه هر چقدر دوست داره بره رازو نیاز کنه
مثل خوارج که خیلی بیشتر از افراد زمانشون عبادت میکردن اما چه فایده ؟

سلام.
دوستان خیلی علمی جواب ندید؛عامیانه بگید لطفا:
فرض کنید یکی از دوستان من میاد و میگه به اسلام اعتقاد نداره ؛ یا میگه خدارو قبول نداره یا چیزی که طبق تعریف اون رو مرتد میکنه.
من نوعی هم هرچقدر سعی میکنم که نبوت پیامبر رو بهش ثابت کنم, بیچاره نمیفهمه! خنگه! iq نداره. منگول و عقب افتاده نیست ها اما خوب مسائل رو نمیگیره.

این بنده خدا میاد تو جمع دوستان و میگه من دیگه نماز نمیخونم.چون پیامبر معجزه نداره و معلوم نیست پیامبر باشه و ....

حالا اسلام میفرماید همچین کسی حتی اگه توبه کرد باید کشته بشه!!!
عجبا :Black (4):

[=مهندس A;137366]سلام.
دوستان خیلی علمی جواب ندید؛عامیانه بگید لطفا:
فرض کنید یکی از دوستان من میاد و میگه به اسلام اعتقاد نداره ؛ یا میگه خدارو قبول نداره یا چیزی که طبق تعریف اون رو مرتد میکنه.
من نوعی هم هرچقدر سعی میکنم که نبوت پیامبر رو بهش ثابت کنم, بیچاره نمیفهمه! خنگه! iq نداره. منگول و عقب افتاده نیست ها اما خوب مسائل رو نمیگیره.

این بنده خدا میاد تو جمع دوستان و میگه من دیگه نماز نمیخونم.چون پیامبر معجزه نداره و معلوم نیست پیامبر باشه و ....

حالا اسلام میفرماید همچین کسی حتی اگه توبه کرد باید کشته بشه!!!
عجبا

با سلام
جواب سوال شما قبلا داده شده دوست گرامی

رضا;134770 نوشت:


اگر مسلماني از روى تحقيق (نه هوا و هوس و فرار از تكاليف) به اين نتيجه رسيد كه دين ديگرى حق است، امكان خارج شدن از دين براي او وجود دارد ، امااگر بخواهد در مقابل اسلام موضع گيري و مقابله نمايد ، مرتد محسوب شده وجامعه اسلامي با وجود شرايطي با او برخورد خواهد نمود. البته این برخورد الزاما اعدام نیست.

مرتد از نظر اسلام كسي است كه به مبارزه با عقيده و ايمان و باور مردم درجامعه روي آورده و به اين جهت يك مجرم اجتماعي شناخته مي شود ، نه مجرم اعتقادي. زيرا اعتقاد ، جرم نيست و اين كه آيا در باور خود صداقت دارديا نه و از روي تحقيق از دين خارج شده ، يا از روي هوا و هوس و با انگيزههاي ديگر، تنها خداوند مي داند و پاداش و جزاي او نيز در آخرت خواهد بود ،اما از اين جهت كه قصد تخريب و تزلزل باور انسان ها را در جامعه داشتهباشد و به مقابله با آن برخيزد ، مربوط به جنبه اجتماعي مي شود و حكومتديني با آن برخورد خواهد كرد
قرآن مى‏گويد: «لا اكراه فى الدين؛ در پذيرشعقيده اكراه نيست». اصولاً عقيده با اكراه سازگار نيست.
اين سخن درستىاست، ولى نبايد از اين گزاره، تفسير ناروا نمود و گفت: هر كه هرگونه دلشبخواهد، آزاد است تا عقايد ديگران را به بازى بگيرد، بلكه قرآن به دنبالسخن مذكور مى‏گويد: «قد تبيين الرشد من الغى؛ راه راست از راه‏هاى انحرافىو نادرست روشن است».(بقره:۲۵۶) يعنى وقتى راه رشد و حقيقت آشكار است، دليلى براىاكراه و اجبار وجود ندارد، زيرا عقل سليم بدون داشتن انكار و عناد آن راپذيرا است.
حال اگر فردى در خانواده مسلمان تشخيص داد كه دين اسلام بر حقنيست، مى‏تواند دين ديگر را انتخاب كند و در قانون اسلام یا جمهوری اسلامی هیچ حکمی برای آن تعیین نشده تا زمانی که به صورت مقابله با اسلام درنیاید . بدیهی است در جامعه‏اى كه براساس اعتقادات و باورهاى دينى،قوانين، رفتارهاى اجتماعى و فردى، اميال و آرزوهاى انسان‏ها ارزش‏هاىاخلاقى شكل گرفته كه هر يك از اين موارد كاركردهاى بسيارى در زندگى فردى واجتماعى دارد، کسی حق ندارد به مقابله با دین و اعتقادات دیگران بپردازد ودر برابر دين و اعتقادات موضع‏گيرى نموده و درصدد تخريب آنها باشد، زيراآثار نامطلوب در زندگى فردى و ا جتماعى ايجاد خواهد كرد و باعث تزلزلاركان اجتماعى خواهد شد، بنابراين ارتداد از اين جهت كه افكار عمومى وايمان مردم را متزلزل مى‏كند، اظهار آن روا و شايسته نيست، و با وجود يكسرى شرايط اسلام با مرتد برخورد مى‏كند.
اما اگر باور خود را رواج نداد وبه امنيت فكرى و فرهنگى جامعه آسيبى وارد نكرد، به او كارى ندارند و حكم ارتداد نداشته و عقيده ‏اش نزد خودش محترم است. اين كه خدا با او چگونه برخورد مى‏كند، تنها خدا مى‏داند كه وى صداقت دارد يا از روى عناد و لجاجتبه اين عقيده روى آورده است.
خداوند فرداى قيامت بر پايه عدل و حكمت، بااو رفتار خواهد كرد. همو فرموده است: «اگر حجت بر كسى تمام نشده باشد،مؤاخذه‏اش نمى‏كند.»(اسراء:۱۵) در عین حال که منکران حقیقت و رفتارهای ناشایست رامجازات خواهد نمود.


بنده آماده گی کامل دارم تا باشما در مورد ادیان گفتگو کنم آنهم با عقل و منطق و با سند !

یا علی ع

صدرا;134150 نوشت:
:Gol:با سلام به دوستان بزرگوار:Gol:

نکاتی در باب ارتدادقابل توجه است

1- پذیرش دین اسلام در آغاز ورود به آن ، و فراگیری آموزه های آن و عمل به آنها پس از ورود به آن، مبتنی بر تحقیق و تفکر است.
2- تردید، پرسش، وسوسه داشتن و به دنبال رفع تردید و پاسخ سؤال بودن، از لوازم انکار ناپذیر دستگاه فکر آدمی است و تردید و پرسش، تا هنگامی که طلیعه و معبری برای رسیدن به علم و یقین باشد، پدیده ای مبارک و فرخنده است.

3- شک، تردید، ابهام و سؤال در آموزه های دینی ارتداد محسوب نمی شود. ارتداد انکار عالمانۀ اصول دین یا ضروریات و بدیهیات دینی است به گونه ای که انکار آن بدیهیات ملازم با انکار اصول دین بوده باشد و فرد منکر به این ملازمه هم علم داشته باشد.

4- چنانچه انکار فردی ، به دلیل وجود ابهام و سؤال در اصول یا ضروریات دینی باشد، این فرد مرتد محسوب نمی شود و شبهه علمی او مانع اجری حد مرتد بر اوست.راه مقابله با چنین فردی مباحثه علمی است و نه برخورد عملی.

5- حکم ارتداد منافی با آزادی اندیشه نیست. چنانچه فرد محققی با انگیزۀ کشف حقیقت و با استفاده از روش های منطقی و در حد توان خود به تحقیق بپردازد، ولو آنکه در رسیدن به حقیقت قاصر باشد-نه مقصر- در نزد خداوند معذور است؛ و بلکه ماجور است.

6- حکم ارتداد با آزادی بیان نیز در تنافی نیست .فرد مرتد می تواند بدون اعلام ارتداد خود ، به بیان سؤالات و ادلۀ خود در مجامع علمی بپردازد و از اندیشمندان پاسخ در خور مطالبه نماید.

7- هیچ مکتب و مذهبی و لو در مکاتیب بشری و غیر الهی مانند لیبرالیسم، به آزادی مطلق معتقد نیست و برای برخورداری از آن قیود و شرایطی قائل است. لیبرالها مرز آزادی هر فردی را، رعایت حقوق سایر شهروندان و مصالح اجتماعی می دانند.

8- رعایت حقوق خداوند بر بندگان، مصالح جامعۀ اسلامی و حقوق شهروندان مسلمان، سه ضلعی است که آزادی هر فردی محدود به آنها است.

9- با دقت در شرایط ارتداد این نتیجه به دست می آید که مرتد کسی است که در عین آگاهی به حقایق و حقانیّت اسلام، عنودانه و لجوجانه به مخالفت به آن بر می خیزد و به طرزی غیر منطقی با هویت جامعۀ اسلامی و زیر ساخت های فکری آن در می افتد.حکم ارتداد برای پیشگیری از تخریب هویت جامعۀ اسلامی و صیانت عقاید دینی مردم از رهزنان بدخواه کج اندیش تشریع شده است. مراجعه به پروندۀ مرتدان در طول تاریخ ، مؤید همین نظریه است.

10- مرجع تشخیص ارتداد و مجری حکم مرتد، مجتهد جامع الشرایط«حاکم اسلامی» است و هر فرد مسلمانی نمی تواند نمی تواند مرجع تشخیص و مجری حکم ارتداد باشد.

سلام.
چیزی که من از مرتد شنیده بودم از زمین تا زیرزمین با مرتد شما فرق داشت!

لینک سایت حوزه:
http://www.hawzah.net/FA/MagArt.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=5404&MagazineArticleID=50596
....................
فرازی از این سایت:
دسته دوم، روایاتى است که ارتداد را به معناى بازگشت از دین گرفته است، که به ذکر دو نمونه بسنده مى شود:

1 - امام صادق (ع) فرمود: «من جحد اماماً مِنَ الله و برى ء منه و من دینه، فهو کافر مرتد عن الاسلام؛(6) هر یک از شما امام و پیشواى الهى را منکر شود و از او و دینش بیزارى جوید، پس او کافر است و از اسلام خارج مى باشد». این حدیث، خطاب به شیعیان است که به امامت دوازده امام معتقدند.

2 - در حدیثى دیگر مى فرماید: کسى که از دین اسلام برگردد و یا آن چه بر پیامبر نازل شده، پس از مسلمان شدن کفر بورزد، توبه او پذیرفته نمى شود.(7)

برخى از روایات، حکم مرتد را به گونه مبسوط بیان کرده اند که فقط به یک نمونه بسنده مى شود: کسى که از اسلام برگشته باشد، زنش جدا مى شود، ذبیحه او حرام مى گردد و قاضى سه روز به وى مهلت مى دهد تا بیندیشد و آگاهانه توبه کند؛ اگر توبه نکرد، روز چهارم کشته مى شود و اموالش به ورثه مسلمانش مى رسد.

........................................
در ضمن این فرمایش شما معانی مختلفی میده. شفاف سازی کنید لطفا:

رضا;137374 نوشت:
امااگر بخواهد در مقابل اسلام موضع گيري و مقابله نمايد ، مرتد محسوب شده وجامعه اسلامي با وجود شرايطي با او برخورد خواهد نمود

موضع گیری درچه حد؟ مقابله در جه سطحی؟؟
البته اینها خیلی مهم نیست چون طبق تعریفی که من خونده بودم برگشتن از دین یا انکار یکی از احکام اصلی اسلام که باعث بشه نبوت انکار بشه ارتداد میاره.

تفسير نمونه جلد 11 صفحه 427-426 :
" كسى اگر پدر يا مادرش هنگام انعقاد نطفه او مسلمان بوده و به تعبير ساده تر اگر مسلمانزاده باشد و از اسلام بر گردد و در دادگاه اسلامى به ثبوت رسد خونش را مباح مى شمرد، اموال او بايد در ميان وارثانش ‍ تقسيم گردد و همسرش از او جدا شود، و توبه او در ظاهر پذيرفته نيست ، يعنى اين احكام سه گانه درباره چنين كسى به هر حال اجرا مى شود، ولى اگر واقعا پشيمان گردد توبه او در پيشگاه خدا پذيرفته خواهد شد، (البته اگر مجرم زن باشد توبه اش مطلقا پذيرفته خواهد شد).
ولى اگر شخص از اسلام برگشته ، مسلمانزاده نباشد به او تكليف توبه
مى كنند و اگر توبه كرد مورد قبول واقع خواهد شد و همه مجازاتها از ميان خواهد رفت .
گرچه حكم سياسى مرتد فطرى براى آنها كه از محتواى آن آگاه نيستند ممكن است يكنوع خشونت و تحميل عقيده و سلب آزادى انديشه تلقى گردد.
ولى اگر به اين واقعيت توجه كنيم كه اين احكام مربوط به كسى نيست كه اعتقادى در درون دارد و در مقام اظهار آن بر نيامده ، بلكه تنها كسى را شامل مى شود كه به [="Red"]اظهار[/] [="Lime"]يا [/]تبليغ پردازد، و در حقيقت قيام بر ضد رژيم موجود جامعه كند، روشن مى شود كه اين خشونت بى دليل نيست ، و با مساله آزادى انديشه نيز منافات ندارد، و همانگونه كه گفته ايم شبيه اين قانون در بسيارى از كشورهاى شرق و غرب با تفاوتهائى وجود دارد.
توجه به اين نكته نيز لازم است كه : پذيرش اسلام بايد طبق منطق باشد، مخصوصا كسى كه از پدر يا مادر مسلمان تولد يافته و در يك محيط اسلامى پرورش ديده ، بسيار بعيد به نظر مى رسد كه محتواى اسلام را تشخيص نداده باشد، بنابر اين عدول و بازگشت او به [="Orange"]توطئه و خيانت [/]شبيه تر است تا به اشتباه و عدم درك حقيقت و چنين كسى استحقاق چنان مجازاتى را دارد.
ضمنا احكام هرگز تابع يك فرد و دو فرد نيست بلكه مجموع را به طور كلى بايد در نظر گرفت ."

چرا کسی که در اجتماع بگوید که اسلام را قبول ندارد باید اعدام شود؟ :khaneh: خنده دار نیست؟؟

سلام.

http://www.quranct.com/showthread.php?1340-%D8%AD%D9%83%D9%85-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%A2%D9%8A%D9%87-%D9%8A-%D9%84%D8%A7-%D8%A7%D9%83%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%81%D9%8A-%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%8A%D9%86

مرتد به كسي گفته مي‎شود كه از اسلام خارج شده و كفر را برگزيند.[10] و حقيقت ارتداد كفر پس از ايمان است.[11] فقيهان عامه نيز در معناي اصطلاحي مرتد گفته‎اند: مرتد عبارت است از كافر شدن مسلماني كه اسلام او به شهادتين، از روي اختيار، و پس از آگاهي بر دعائم و اركان اسلام و التزام به احكام آن باشد.[12] يك چنين كسي از نظر اسلام، احترامي ندارد، و مجازات شديدي حتي مرگ براي او در نظر گرفته شده است.{13}

[10] . روح الله خميني، تحريرالوسيله،‌(قم: دفتر انتشارات اسلامي، بي‎تا)، ج 2، ص 329،‌مسئله 10 موانع الارث.
[11] . سيد مرتضي علم الهدي، در السلسله‌ينابيع الفقهيه، (بيروت: مؤسسه فقه الشيعه، (1413 ق)، ج 23، ص 22؛ ميرزا ابوالقاسم قمي، جامع الشتات، (چ سنگي، بي‎تا) ج 2، ص 742.
[12] . عبدالرحمان،‌الجزيري، الفقه علي المذاهب الاربعه، (بيروت، دار احياء التراث العربي، بي‎تا)، ج 15، ص 422؛ موفق الدين، ابن قدامه، المغني، (بيروت: دارالفكر، 1404 ق)، ج 10، ص 72.
[13] . ر. ك: سيف الله صرامي؛ احكام مرتد از ديدگاه اسلام و حقوق بشر، (مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري، 1376)، ص 177 به بعد.

:Graphic (56):

باسلام
پرسش و پاسخ هایی در رابطه موضوع ارتداد و مرتد با آیت ا...جناتی

پرسش . آيا به كسى كه امر ضرورى و حكمى را بر اساس دليل علمى به نظر خود انكار مى‏كند، اطلاق مرتد مى‏شود يا خير؟

پاسخ: بر او اطلاق مرتد نمى‏شود و همچنين داراى حكم آن نمى‏باشد، زيرا مرتد بر كسى اطلاق مى‏شود كه ضرورى از ضروريات دين را بدون دليل انكار كند.

پرسش . كسى كه مسأله ضرورى دينى را بر اساس اعتقاد انكار مى‏كند و نه براساس عناد، آيا حكم مرتد بر او جارى است يا خير؟

پاسخ: حكم مرتد را ندارد.

پرسش . شيوه آگاهان و عالمان در زمان پيامبر(ص) و پس از ايشان در برابر آنانى كه مسائل ضرورى را انكار مى‏كردند و يا القاى شبهه بين مردم مى‏نمودند، چگونه‏ بود؟
پاسخ: شيوه آگاهان و عالمان در زمان پيامبر (23 سال) و عصر صحابه (100 سال) و زمان تابعين (70 سال) بسيار نيكو و پسنديده بود، زيرا اولا آنان را در جلساتى كه داشتند مى‏پذيرفتند و ثانيا اشكالات آنها را با دليل و منطق پاسخگو بودند و شبهه را از اهل‏شبهه برطرف مى‏كردند. براى اثبات اين مدعى مى‏توانيد به كتاب‏هاى تاريخى مراجعه فرماييد كه شيوه خوب پيامبر را در برابر كافران و ملحدان در مسجد مدينه (اسطوانةالوفود) بيان مى‏كنند. شيوه حضرت امير(ع) در مدينه و كوفه با ابن كواع وامثال او و شيوه امام صادق(ع) با ابن ابى‏العوجا، در برابر اشكالاتى كه بر مسائل اعتقادى و احكام شرعى اسلام داشتند همين گونه بود و با آن شيوه پاسخ مى‏گفتند و شبهه‏هاى آنان را برطرف مى‏كردند.

پرسش . آيا طرح شبهه معقول از طرف صاحب‏نظرى عليه يك مسأله ضرورى در اسلام باعث ارتداد او مى‏شود؟

پاسخ: طرح شبهه در برابر يك مسأله ضرورى اگر به گونه معقول باشد و بر طريقه عناد و دشمنى نباشد، باعث ارتداد نمى‏شود، زيرا با توجه به اشكالات و شبهاتى كه در جلسات رسول خدا(ص) و حضرت امير(ع) و امام صادق(ع) ايراد مى‏شد و پاسخى كه آنان با شيوه‏اى پسنديده مى‏دادند، اين نكته دريافت مى‏شود كه طرح شبهه معقول از طرف دانشمند و صاحب‏نظر و انديشه - از هر مقوله‏اى كه باشد - موجب ارتداد نمى‏شود و بر عالمان فقه و تفسير و كلام امروز است كه آنها را همانند عالمان زمان پيامبر و صحابه و تابعين، با دليل پاسخ دهند و شبهات را از آنان برطرف كنند، زيراپاسخ بدون دليل و منطق تأثير ندارد و شبهه را از پرسش‏كننده برطرف نمى‏كند. بدين جهت، سيره رسول خدا و امامان در مقام پاسخ به پرسش‏ها هميشه همراه با دليل بود و هرگز موردى وجود ندارد كه آنان روش ديگرى را اتخاذ كرده باشند.

پرسش . بر كسى كه نماز نمى‏خواند و روزه نمى‏گيرد، اطلاق مرتد مى‏شود؟
پاسخ: مجرد نماز نخواندن و روزه نگرفتن باعث ارتداد نمى‏شود

لینک موضوع:

موضوع قفل شده است