جمع بندی آیا پیامبر (ص) کره ماه را ستاره می دانست؟

تب‌های اولیه

23 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

وقتی می تونیم "شاخ گاو" را نیروی جاذبه معنا کنیم، چرا نتونیم "کوکب" را شامل تمام اجرام آسمانی بدانیم؟

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

جوجه اردک زشت;922519 نوشت:
سلام
فرمایش شما زمانی صحیح هست که لغت سائر به کار نمی رفت یعنی می گفتن فرق فلان و فلان مثل فرق نور ماه و ستارگانه مثلا

سلام
اول اینکه کمتر روایتی است که عین الفاظ معصوم در آن نقل شده باشد یعنی اینکه لفظ سایر می تواند توسط ناقل روایت آمده باشد
دوم اینکه اگر در اصل کلام پیامبر ص هم لفظ سایر بوده باشد؛ ماه می تواند تحت عنوان عام اجرام روشن آسمانی قرار گیرد ولو اینکه مختصر تفاوتی بین ماه با برخی از این اجرام باشد چه اینکه اجرام آسمانی ( چه سیاره و چه ستاره) بالاخره یک جرم نورانی هستند. ما در متون عربی قدیم کم نداریم لفظ کواکبی که برای همه اجرام نورانی آسمانی بکار رفته باشد.
ولی به هر ترتیب مقصود اصلی حضرت بیان تمثیل برای تفاوت است همچنانکه ماه در نورانیت با سایر اجرام آسمانی تفاوت دارد
یا علیم[/][/][/]

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

سعدی شیرازی;922524 نوشت:
وقتی می تونیم "شاخ گاو" را نیروی جاذبه معنا کنیم، چرا نتونیم "کوکب" را شامل تمام اجرام آسمانی بدانیم؟

اگه قرار باشه با قوم جاهلی سخن بگی شایدم مجبور بشی تعابیر نازلتری هم بکار ببری ولو اینکه علمت از اولین تا آخرین بیشتر باشه[/][/][/]

shsina;922348 نوشت:
پس یعنی پیامبر خطای علمی داشته اند؟
بله برای آنها کامل است ولی برای ما چه؟! پیامبر میتوانند احادیث را ساده بیان کنند ولی نمیتوانند در احادیث اشتباه علمی داشته باشند!!!
به نظر بهتر است بیشتر به وضعیت اعتبار حدیث بپردازید، ممنون.

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام مجدد خدمت شما پرسش گرامی و دیگر همراهان محترم
نگارنده بر این باور است که بر فرض صحت روایت، این توجیهات قابل بیان است و باید بیان کرد این روایت در منابع روایی با جملات مختلفی بیان شده است.
علاوه این که بیان کردیم بر فرض صحت روایت،امکان دارد در آن زمان لغت کوکب شامل ماه که یک سیاره است می شده و در زمان های بعدی معنای خاص خودش را پیدا کرده است.( و الله العالم)
با این حال، بر مراکز پژوهشی و دینی حوزه لازم است هر چه سریع تر به وضع روایاتی که در منابع مختلف آمده است، رسیدگی کرده تکلیف چنین احادیثی را روشن کنند. این یک امر اجتناب نا پذیر است.تا روایاتی که قابل خدشه است، از منابع روایی حذف شود.

محی الدین;922548 نوشت:
اگه قرار باشه با قوم جاهلی سخن بگی شایدم مجبور بشی تعابیر نازلتری هم بکار ببری ولو اینکه علمت از اولین تا آخرین بیشتر باشه

اعتقاد به کروی بودن زمین و معلق بودن اون در فضا، یه حدود 2400 سال پیش در یونان باستان بر می گرده. حتی در هیئت بطلمیوسی که در زمان امام صادق (ع) نظریه رایج بوده، زمین گرد و معلق در نظر گرفته می شده. ضمن اینکه کوفه در نزدیکی جندی شاپور بوده. طبق نظر کارشناس سایت اسلام کوئست (که زیر نظر آیت الله هادوی اداره میشه)، اعتقاد به قرارگیری زمین بر شاخ گاو اصلاً در آن زمان مطرح نبوده. اما در عین حال این روایت از نظر سندی صحیحه.
http://www.islamquest.net/fa/archive/question/tr21594
نقل قول:
اكنون بايد يادآور شد كه طرح اين مصاحبه از دیدگاه اول كه پرسش از طبقات و پايه‏هاى ساختمانى زمین است معقول به نظر نمی‌آيد، نه از نظر پرسش و نه از نظر پاسخ و نمی‌توان آن را منسوب به اصحاب دانشمند امام صادق(ع) دانست و به شخصيتى‏ مانند ابان بن تغلب كه یکی از دانشمندان بنام دوران خود بوده است نسبت داد. با مدح‌های بليغ و فضل و دانش شگرفى كه رجال‏شناسان اسلام -از موافق و مخالف- دربارهٔ ابان بن تغلب بيان كرده‌اند نمی‌توان گفت که او به يک مسأله مسلّم آگاهی نداشته و جاهل بوده است؛ چرا كه زمين كره‌ای است در فضا و از همه طرف به هوا برخورد دارد و روى پايه‏اى ساخته نشده است؛ و اين مسأله هزارها سال پيش از دوران ابان بن تغلب مسلّم شده بود و كوچک‌ترين دانشمندان آن را می‌دانستند، به ویژه این‌که در زمان امام صادق(ع) كه اسلام در محيط جهان گسترش پیدا کرده بود، و دانشمندان يونان، ايران، مصر و كشورهاى ديگر جزو سازمان فرهنگى اسلام شده بودند و در محيط كوفه که محل نشو و نماى ابان بود و به دانشگاه جندی شاپور نزديک بود و در كنار مدائن پايتخت علمى و فلسفى دولت ساسانيان ساخته شده بود، هرگز نمی‌توان گفت ابان بن تغلب از ساختمان‏هاى طبقاتی زير زمين خبر و آگاهی نداشته و از امام صادق(ع) پرسش كرده و آن حضرت نیز روى اين دیدگاه به او پاسخ داده است.

نارواتر اين كه، امام صادق(ع) با اين‌گونه پرسش موافقت كرده و براى زمين و پايه‏هاى آن، اين اطلاعات را تحويل ابان بن تغلب داده است، چنانچه نمی‌توان تصوّر كرد كه كسى چنين مضمونى را به نام مصاحبه‌اى ميان ابان بن تغلب و امام صادق(ع) جعل كرده باشد؛ زيرا دربارهٔ ساختمان زمين چنين عقيده‌اى از خرافى‏سرايان هم در هيچ كجا به نظر نرسيده است تا اين خرافه را درباره امام جعل كرده باشند؛ زيرا همان‌طور که گفتيم مسأله كروى بودن زمين و معلّق بودن آن در فضا به اعتبار مركز ثقل جهان مادى كه يک اصل فلسفه يونانى است در اين دوره معروف و مسلّم بوده است و در محافل نيمه علمى هم به چنين سخن‌ها دم زدن ميسّر نبوده تا برسد به محفل علمى كشّاف حقایق امام جعفر صادق(ع) و دانشمندى چون ابان بن‏ تغلب.

به هر حال، با ملاحظه اين كه سند اين روايت هم صحيح است، نمی‌توان آن را کنار گذاشت.[11]

اما به طور کلی؛ حدیث مورد بحث در بيان حقایقى دربارهٔ عالم هستی است؛ لذا برخی از علما از توضیح و شرح آن دوری کرده و آن را به اهلش واگذار کرده‌اند.[12] و برخی دیگر غیر از آنچه گفته شد، تفاسیر دیگری از این حدیث نیز ارائه داده‌اند.[13]


سعدی شیرازی;922524 نوشت:
وقتی می تونیم "شاخ گاو" را نیروی جاذبه معنا کنیم، چرا نتونیم "کوکب" را شامل تمام اجرام آسمانی بدانیم؟

کاملا صحیح میفرمایید. البته این رویه معمولا آخرین راهکار است. اگر نشود در سندیت حدیث ، تغییر لفظ در دروان و .... توجیه قوی تری یافت ، الحمدلله والمنه درب تفسیر باز است. به راحتی میشود از همین فرمایشات امام صادق مبنی بر استقرار زمین برماهی و شاخ گاو و ..... نظریه نسبیت انیشتین ، اصل عدم قطعیت هایزنبرگ، کشف ذره هیگز!!! و ... سایر اصول فیزیک کلاسیک و کوانتوم فیزیک و هر چه مورد نیاز است، تفسیر و استخراج کرد!

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

سعدی شیرازی;923125 نوشت:
اعتقاد به کروی بودن زمین و معلق بودن اون در فضا، یه حدود 2400 سال پیش در یونان باستان بر می گرده. حتی در هیئت بطلمیوسی که در زمان امام صادق (ع) نظریه رایج بوده، زمین گرد و معلق در نظر گرفته می شده. ضمن اینکه کوفه در نزدیکی جندی شاپور بوده. طبق نظر کارشناس سایت اسلام کوئست (که زیر نظر آیت الله هادوی اداره میشه)، اعتقاد به قرارگیری زمین بر شاخ گاو اصلاً در آن زمان مطرح نبوده. اما در عین حال این روایت از نظر سندی صحیحه.

سلام
اگه من بگم ستاره قطبی زیر یک خرس قرار گرفته شما چی میگی برادر؟
یا علیم[/][/][/]

محی الدین;922546 نوشت:
ول اینکه کمتر روایتی است که عین الفاظ معصوم در آن نقل شده باشد یعنی اینکه لفظ سایر می تواند توسط ناقل روایت آمده باشد
دوم اینکه اگر در اصل کلام پیامبر ص هم لفظ سایر بوده باشد؛ ماه می تواند تحت عنوان عام اجرام روشن آسمانی قرار گیرد ولو اینکه مختصر تفاوتی بین ماه با برخی از این اجرام باشد چه اینکه اجرام آسمانی ( چه سیاره و چه ستاره) بالاخره یک جرم نورانی هستند. ما در متون عربی قدیم کم نداریم لفظ کواکبی که برای همه اجرام نورانی آسمانی بکار رفته باشد.

سلام مجدد
حرف من هم همینه که این مسئله استفاده از لغت کواکب برای اجرام آسمانی نه ستارگان در زمان قدیم اثبات بشه
اگر اثبات بشه حله مسئله

جوجه اردک زشت;923434 نوشت:
سلام مجدد
حرف من هم همینه که این مسئله استفاده از لغت کواکب برای اجرام آسمانی نه ستارگان در زمان قدیم اثبات بشه
اگر اثبات بشه حله مسئله

سلام
کوکب در معنای فعل یعنی درخشید مثلا می گویند آهن درخشید (کوکب الحدید)
پس ریشه معنایی کواکب از کوکب به معنای درخشیدن است بر این اساس دلیلی ندارد که فقط بر ستاره اطلاق شود کما اینکه سیاره هم از معانی کوکب است
پس جرم آسمانی درخشنده معنای عام کوکب بوده و قابل تعمیم به ماه نیز می باشد
می توانید به این آدرس آنلاین مراجعه کنید:https://www.almaany.com/fa/dict/ar-fa/%D9%83%D9%88%D9%83%D8%A8/
یا علیم

[="3"]

جوجه اردک زشت;921536 نوشت:
با سلام و احترام
یک حدیثی دیدم که از ظاهر اون به نظر میاد پیامبر اسلام کره ماه رو ستاره میدونستند!!!!!!!!
متن حدیث اینه:
وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ إِنَّ فَضْلَ الْمَخْدُومِ‏ عَلَى‏ الْخَادِمِ‏ كَفَضْلِ الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ عَلَى سَائِرِ الْكَوَاكِبِ.
مجلسی، بحار الأنوار؛ ج‏8 ؛ ص102

ماه وسایر ستارگان! قطعا میدونیم که ماه ستاره نیست و این یک گزاره یقینی علم هست.
حال سوال اینه: چطور پیامبر اسلام این مطلب رو گفته؟! اگر واقعا معصوم است پس این خطای علمی چیه؟
با تشکر

سلام،
تعریف حضرت از ستاره و کوکب را می‌دانید؟ تعریف حضرت از سیاره را می‌شناسید؟ اگر نه دیگر درست نیست که گزاره‌ای که شاید بر مبنای تعاریف متفاوتی بیان شده باشد را با تعاریفی که امروز در ذهن داریم معنا کنیم ...[/]
موضوع قفل شده است