جمع بندی آیا می توان همیشه با نیت جهاد درس خواند؟

تب‌های اولیه

6 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا می توان همیشه با نیت جهاد درس خواند؟

با سلام

با توجه به اینکه کمک به پیشرفت کشور از لحاظ علمی، حکم جهاد دارد و حتی کسانی در این راه شهید شده اند، سؤالی که پیش می آید این است که چرا دانش آموزان، دانشجویان، معلمان، اساتید و سایر فعالان عرصه ی علم با همان عزم و جدیت رزمندگان عرصه ی جنگ نظامی از زمان انقلاب تا به حال در این امر تلاش و مجاهدت نمی کنند؟ اگر به سخنان رهبری نگاه کنیم بیاناتی مثل زیر را می بینیم:
"امروز درس خواندن، علم‌آموزی، پژوهش و جدیت در کار اصلی دانشجوئی، یک جهاد است."

و البته جملاتی مانند این:
"علمِ نافع عبارت است از آن علمى که به کار کشور بیاید و مفید براى حل مشکلات کشور باشد..."
و این که باید کارهای علمی ناظر به نیاز کشور باشد.

مثلا یک دانشجوی کامپیوتر در کشور ما در زمان دانش آموزی، درس های زیادی مثل هندسه، شیمی، فیزیک و... را تا حد نسبتاً عمیقی می خواند و در آینده اکثر آنها را فراموش می کند. همچنین در دانشگاه نیز واحدهای درسی با موضوعات پراکنده می گذراند که در ادامه به کار تخصص او نمی آیند. بنابراین بسیاری از این تلاش ها و درس خواندن ها، بیشتر از آنکه منجر به خدمت به کشور شوند، برای نمره و پاس کردن واحدها و گرفتن مدرک و کسب درآمد خواهند بود. در نتیجه، معمولاٌ نمی توان به نیت جهاد در راه خدا درس خواند و این نیت را به خود تلقین کرد. سؤال من این است که آیا باید منتظر باشیم تا نظام آموزشی کشور اصلاح شود تا همه ی تلاش های علمی هدفمند و مفید باشند، یا اینکه معیار خوب درس خواندن را چیزی غیر از نمره و مدرک فرض کرد و هر دانشجو براساس تشخیص خود از نیازهای کشور در این راه جهاد کند؟

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد مشکور

hadighnd;928884 نوشت:
با سلام

با توجه به اینکه کمک به پیشرفت کشور از لحاظ علمی، حکم جهاد دارد و حتی کسانی در این راه شهید شده اند، سؤالی که پیش می آید این است که چرا دانش آموزان، دانشجویان، معلمان، اساتید و سایر فعالان عرصه ی علم با همان عزم و جدیت رزمندگان عرصه ی جنگ نظامی از زمان انقلاب تا به حال در این امر تلاش و مجاهدت نمی کنند؟ اگر به سخنان رهبری نگاه کنیم بیاناتی مثل زیر را می بینیم:
"امروز درس خواندن، علم‌آموزی، پژوهش و جدیت در کار اصلی دانشجوئی، یک جهاد است."

و البته جملاتی مانند این:
"علمِ نافع عبارت است از آن علمى که به کار کشور بیاید و مفید براى حل مشکلات کشور باشد..." و این که باید کارهای علمی ناظر به نیاز کشور باشد.

مثلا یک دانشجوی کامپیوتر در کشور ما در زمان دانش آموزی، درس های زیادی مثل هندسه، شیمی، فیزیک و... را تا حد نسبتاً عمیقی می خواند و در آینده اکثر آنها را فراموش می کند. همچنین در دانشگاه نیز واحدهای درسی با موضوعات پراکنده می گذراند که در ادامه به کار تخصص او نمی آیند. بنابراین بسیاری از این تلاش ها و درس خواندن ها، بیشتر از آنکه منجر به خدمت به کشور شوند، برای نمره و پاس کردن واحدها و گرفتن مدرک و کسب درآمد خواهند بود. در نتیجه، معمولاٌ نمی توان به نیت جهاد در راه خدا درس خواند و این نیت را به خود تلقین کرد. سؤال من این است که آیا باید منتظر باشیم تا نظام آموزشی کشور اصلاح شود تا همه ی تلاش های علمی هدفمند و مفید باشند، یا اینکه معیار خوب درس خواندن را چیزی غیر از نمره و مدرک فرض کرد و هر دانشجو براساس تشخیص خود از نیازهای کشور در این راه جهاد کند؟


با سلام و تشکر از مبحث و سؤال خوبتان@};-

در پاسخ به سؤال شما می توان موضوع را از چند زاویه مورد توجه قرار داد:

الف- ارزش و فضیلت علم در نگاه اسلام. ب- ارزش و فضیلت علم در شرایط جهان کنونی. ج- رابطه علم آموزی با جهاد. د- علم مفید و نافع و مصادیق آن. ه- مراتب و مراحل علم مفید و نافع.(مقدمات، لوازم و نتایج) و- راهکارها و سازوکارهای تحقق روحیه جهادی در مسیر علم آموزی.(برنامه ریزی و اصلاحات) ز- موانع و آسیبهای فقدان روحیه جهاد علم آموزی.

البته هر کدام از عناوین یاد شده می تواند بستر یک تحقیق کامل (کتاب یا مقاله) باشد لکن امیدوارم دوستان عزیز پیرامون عناوین یاد شده که از بطن سؤال دوست عزیزمان استخراج شده بنحو اختصار و موجز به اظهار نظر بپردازند تا ان شاءالله با مشارکت شما بحث خوبی را پیگیری کنیم.

با تشکر گل

hadighnd;928884 نوشت:
با سلام

با توجه به اینکه کمک به پیشرفت کشور از لحاظ علمی، حکم جهاد دارد و حتی کسانی در این راه شهید شده اند، سؤالی که پیش می آید این است که چرا دانش آموزان، دانشجویان، معلمان، اساتید و سایر فعالان عرصه ی علم با همان عزم و جدیت رزمندگان عرصه ی جنگ نظامی از زمان انقلاب تا به حال در این امر تلاش و مجاهدت نمی کنند؟ اگر به سخنان رهبری نگاه کنیم بیاناتی مثل زیر را می بینیم:
"امروز درس خواندن، علم‌آموزی، پژوهش و جدیت در کار اصلی دانشجوئی، یک جهاد است."

و البته جملاتی مانند این:
"علمِ نافع عبارت است از آن علمى که به کار کشور بیاید و مفید براى حل مشکلات کشور باشد..." و این که باید کارهای علمی ناظر به نیاز کشور باشد.

مثلا یک دانشجوی کامپیوتر در کشور ما در زمان دانش آموزی، درس های زیادی مثل هندسه، شیمی، فیزیک و... را تا حد نسبتاً عمیقی می خواند و در آینده اکثر آنها را فراموش می کند. همچنین در دانشگاه نیز واحدهای درسی با موضوعات پراکنده می گذراند که در ادامه به کار تخصص او نمی آیند. بنابراین بسیاری از این تلاش ها و درس خواندن ها، بیشتر از آنکه منجر به خدمت به کشور شوند، برای نمره و پاس کردن واحدها و گرفتن مدرک و کسب درآمد خواهند بود. در نتیجه، معمولاٌ نمی توان به نیت جهاد در راه خدا درس خواند و این نیت را به خود تلقین کرد. سؤال من این است که آیا باید منتظر باشیم تا نظام آموزشی کشور اصلاح شود تا همه ی تلاش های علمی هدفمند و مفید باشند، یا اینکه معیار خوب درس خواندن را چیزی غیر از نمره و مدرک فرض کرد و هر دانشجو براساس تشخیص خود از نیازهای کشور در این راه جهاد کند؟


سلام و ادب مجدد@};-

مشکور;930942 نوشت:
با سلام و تشکر از مبحث و سؤال خوبتان

در پاسخ به سؤال شما می توان موضوع را از چند زاویه مورد توجه قرار داد:

الف- ارزش و فضیلت علم در نگاه اسلام. ب- ارزش و فضیلت علم در شرایط جهان کنونی. ج- رابطه علم آموزی با جهاد. د- علم مفید و نافع و مصادیق آن. ه- مراتب و مراحل علم مفید و نافع.(مقدمات، لوازم و نتایج) و- راهکارها و سازوکارهای تحقق روحیه جهادی در مسیر علم آموزی.(برنامه ریزی و اصلاحات) ز- موانع و آسیبهای فقدان روحیه جهاد علم آموزی.

البته هر کدام از عناوین یاد شده می تواند بستر یک تحقیق کامل (کتاب یا مقاله) باشد لکن امیدوارم دوستان عزیز پیرامون عناوین یاد شده که از بطن سؤال دوست عزیزمان استخراج شده بنحو اختصار و موجز به اظهار نظر بپردازند تا ان شاءالله با مشارکت شما بحث خوبی را پیگیری کنیم.

با تشکر


در راستای سؤال دوست عزیزمان و تبیین سؤال که در پست قبلی انجام شد نکاتی را تقدیم عزیزان می کنم:

الف- بدون شک، ارزش علم آموزی در در همه ادیان الهی و حتی مکاتب بشری مورد توجه قرار گرفته و نیز در اسلام (آیات و روایات دینی) و در کلام بزرگان دین، بنحو خاص و رویکردی متفاوت مورد توجه قرار گرفته است؛ وجه مشترك آن ها اين است كه همه به دانستن چيزي كه انسان قبلا نمي دانست، علم مي گويند، اما اسلام تنها دانشي را علم مي نامد كه جهت توحيدي داشته و بر خوف و خشيت او بيافزايد. لذا قرآن كريم در آيه 28 سوره فاطر مي فرمايد: «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ؛ از ميان بندگان خدا، تنها عالمان از او مى ‏ترسند.»(1) بنابر اين تفاوت عمده اسلام با مكاتب بشري در تعريف علم اين است كه اسلام علم را به عنوان يك واژه مقدس در جهت رشد، تعالي و سعادت بشر به خدمت مي گيرد و لذا جهت گيري الهي را در آن شرط مي داند و مطلق دانستن را علم نمي شمارد. از اين رو اسلام علم را نوري مي داند كه خدا در قلب بندگانش قرار مي دهد؛ «العِلْمُ نورٌ يَقْذِفُهُ اللهُ في قَلْبِ مَنْ يَشاء»(2)

خداوند در آیات قرآن بر اهميت علم، برتري علما و رفعت مقام آنان تصريح نموده که به چند نمونه اشاره می کنیم:

-يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ‏؛(3) خداوند كسانى را كه ايمان آورده‏ اند و كسانى را كه علم به آنان داده شده درجات عظيمى مى‏ بخشد.
- « هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ؛(4) آيا كسانى كه مى ‏دانند با كسانى كه نمى‏ دانند يكسانند؟!»
- «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبينٍ»(5) «خداوند بر مؤمنان منت نهاد [نعمت بزرگى بخشيد] هنگامى كه در ميان آنها، پيامبرى از خودشان برانگيخت كه آيات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاك كند و كتاب و حكمت بياموزد هر چند پيش از آن، در گمراهى آشكارى بودند.»

در روایات نیز به این مهم بسیار سفارش شده:

- امام صادق عليه السلام نيز فرموده است: «فَضْلُ الْعَالِمِ عَلَى الْعَابِدِ كَفَضْلِ الْقَمَرِ عَلَى سَائِرِ النُّجُومِ لَيْلَةَ الْبَدْر؛(6) برتري عالم بر عابد مانند برتري ماه شب چهارده بر ديگر ستارگان است.
- پیامبر اکرم (ص): «أَلَا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ بُغَاةَ الْعِلْمِ؛(7) آگاه باشيد كه خداوند كساني كه بيش از حد طلب علم مي‌كنند را دوست دارد.»
- پیامبر اکرم (ص): «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَة؛(8) علم آموزي بر هر مرد و زن مسلمان، واجب است.»

سخن در فضیلت علم آموزی و علم اندوزی و تعلیم و تعلم بسیار است در این مجال به همین اندازه بسنده می کنیم و گفتیم که از منظر اسلام که کاملترین دینهاست به کسب علمی سفارش می کند که علاوه بر جهت توحیدی داشتن، در خدمت کمال و سعادت بشر باشد بعبارتی علمی باشد که نافع بشر باشد در غیر اینصورت ابزار طاغوت و شیطان خواهد بود.

ب- در باب اهمیت علم در وضعیت جهان کنونی گفتنی است: با پیشرفت جهان در تمام عرصه های علم و تکنولوژی بی شک، فلسفه اینهمه تأکید اسلام به علم آموزی و علم اندوزی بیش از پیش آشکار می شود زیرا علم در وضعیت کنونی جهان، بمثابه یک اهرم بی بدیل قدرت است که اگر از آن غفلت ورزیده شود زمینه های نفوذ استعمار و سلطه مستکبران را بر دولتها و ملتها فراهم خواهد ساخت و از آنجاییکه خداوند بر اساس آیه نفی سبیل، هر گونه تسلط علمی و عملی کفار و مشرکان را بر مسلمانان و جوامع اسلامی غیرمشروع می داند! بر مسلمانان جهان است تا با تقویت قوا و ابزار علمی روز و بتبع آن تقویت قوای عملی، خود را از زیر یوغ استعمار و استکبار خارج نموده و در کمال استقلال و آزادی باشند. بحمدالله پس از انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام ره و در ادامه با توصیه های حکیمانه رهبر معظم انقلاب ملت بیدار ایران در مسیر تحقق این مهم گامهای شایسته ای برداشته و قله های علمی و عملی بسیاری را فتح کرده اند، بدون شک بسیاری از دشمنی های استکبار جهانی و غرب که از رشد فزاینده علمی و عملی ایران اسلامی و از استقلال و تعالی کشور دچار واهمه شده اند از همین سنخ و جنس است و تلاش بسیاری نموده اند تا در اتاق های فکرشان با تدارک توطئه های گوناگون به انحاء مختلف، مانع این پیشرفت و تعالی ایران اسلامی و صدور آثار و برکات انقلاب اسلامی شوند! با سیاه نمایی ناامیدی را به جامعه ما تزریق کنند! که به فضل الهی با رهبری های رهبر حکیم ما و بیداری و بصیرت ملت هوشیار، قطعاً این آرزو را به گور خواهند برد.

بنابراین، اهمیت پرداختن بیش از پیش به ارتقاء سطح علمی و گشودن درهای توسعه علمی بر احدی از ملت بیدار ما(عوام و خواص) پوشیده نیست و همگان به ضرورت این مهم بیش از پیش واقفند.

در ادامه به نکات دیگری اشاره خواهیم کرد ... @};-

پی نوشتها_______________________________________________
1. فاطر، 28
2. مصباح‏ الشريعة، ص16
3. المجادلة(58)/ آيه11
4. الزمر(39)/ آيه9
5. آل‏ عمران‏(3)/ آيه 64
6. الكافي، ج1، ص34، ح1
7. الكافي، ج1، ص30، ح1، وسائل‏ الشيعة، ج27، ص26، ح33115، بحارالأنوار، ج1، ص172، ح 26
8. عوالي‏ اللآلي 4 70، ح36، مصباح‏ الشريعة، ج 13، بحارالأنوار 1 177، ح54، و ج2 31، ح20

مشکور;930942 نوشت:
ج- رابطه علم آموزی با جهاد. د- علم مفید و نافع و مصادیق آن. ه- مراتب و مراحل علم مفید و نافع.(مقدمات، لوازم و نتایج)

سلام و ادب@};-

در ادامه پست قبلی نکات دیگری را بیان می کنیم:

ج- رابطه علم آموزی با جهاد: با توجه به تبیینی که در خصوص اهمیت و ضرورت علم اموزی و علم اندوزی و آثار و برکات ان برای بشریت و جامعه اسلامی ارائه نمودیم این مطلب روشن می شود که اگر علم آموزی و تلاش برای فتح قله های علمی از یکسو در جهت نفع رسانی به بشریت و رفع محرومیتها و دفع وابستگی به مستکبران و از سوی دیگر با نیت خالص و برای خدا باشد قطعاً مصداق واقعی جهاد علمی و عملی که مرضی رضای خدای سبحان است می باشد. چه اینکه جهاد در اسلام فقط و فقط بمعنای مبارزه نظامی با دشمنان دین و ملت در صحنه نبرد نظامی نیست که البته همان مرحله از جهاد هم نیازمند دارا بودن توان علمی در تجهیز و تحصیل قدرت نظامی و علم و آگاهی به روشهای نوین مبارزه با دشمن است. اصولاً علم در شرایط کنونی بعنوان یک ملاک اساسی قدرت محسوب می شود که علاوه بر هزاران امتیاز و فایده دیگر نقش پیشگیری را در برابر دشمنان یک نظام و ملت ایفا می کند. فلذا قرآن مسلمانان را به تجهیز و آمادگی نظامی و دفاعی که عبارتست از کسب آگاهی های لازم برای بالا بردن توان دفاعی(من جمیع جهات) توصیه نموده است. "وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ؛(1) و شما (ای مؤمنان) در مقام مبارزه با آن کافران خود را مهیا کنید و تا آن حد که بتوانید از آذوقه و تسلیحات و آلات جنگی و اسبان سواری زین کرده برای تهدید و تخویف دشمنان خدا و دشمنان خودتان فراهم سازید و نیز برای قوم دیگری که شما بر (دشمنی) آنان مطلع نیستید (مراد منافقانند که ظاهرا مسلم و باطنا کافر محض‌اند) و خدا بر آنها آگاه است. و آنچه در راه خدا صرف می‌کنید خدا تمام و کامل به شما عوض خواهد داد و هرگز به شما ستم نخواهد شد."

د و ه - علم مفید و نافع، مصادیق، مراتب و مراحل آن: در نگاه اسلامی، علمی که نفع ندارد، مطلوب نیست؛ حتی بزرگان معصوم (ع) از این علم به خدای سبحان پناه برده اند. از رسول خدا (ص) روایت است که فرمود: اللهم اعوذبک من علم لاینفع. (2) و از علی (ع) روایت است که فرمود: «خیری نیست در دانشی که سود ندارد. » (3) رسول اکرم (ص) ضمن بیان این که علم دارای دامنه ای بلند است، آدمی را به بهره گیری از برترین و بهترین علوم توصیه می کند و می فرماید: "العلم اکثر من ان یحصی. فخذ من کل شی ء احسنه. (4) علم افزون از آن است که به شمارش آید. پس هر دانشی را که بهتر است، فراگیرید." علی (ع) نیز در روایتی برای باز نمودن این حقیقت، از زنبور عسل یاد می کند که بهترین اجزای گل را برمی گزیند و از آن دو چیز نفیس می سازد: یکی عسل که شفای آدمیان است و دیگر موم که مردم از آن نور می گیرند. (5) همچنین از نبی خاتم (ص) روایت است که فرمود: العلم علمان: علم الادیان و علم الابدان؛ این روایت حتی اگر در مقام حصر مطلق نیز نباشد،(یعنی فقط در مقام بازگو کردن اهمیت این دو علم باشد) باز هم از این دو دسته علم با تایید و ترغیب یاد می کند: علم ابدان و علم ادیان. یکی به جنبه جسمانی انسان می پردازد و دیگری به بعد روحانی و معنوی او توجه دارد. یکی برای سلامت جسم است و دیگری سلامت روح است هر دو علم گرچه مهم و لازم اند، اما آن علم که سلامت جان و قلب را تامین می کند، در دیدگاه اسلام مهم تر است.

استاد مطهری در این خصوص می‏گوید: اگر چه ظاهراً هر یک از حکما، متکلمین، محدثین، فقها، مفسرین یا علمای اخلاق، فقط علم خود (حکمت، کلام، حدیث، فقه و...) را به‌عنوان علم مورد نظر اسلام معرفی کرده ‏اند اما نظر اسلام نه‌تنها خصوص هیچ یک از این علوم نیست بلکه حتی صرف علوم دینی هم نیست، زیرا در احادیث آمده که علم بیاموزید حتی از مشرکین و یا حتی با سفر به کشور چین و روشن است که علوم دینی نزد مشرکان وجود ندارد. دلیل دیگر عدم اعتراض ائمه‏ اطهار علیهم‌السلام نسبت به نهضت ترجمه و جریان ورود علوم به فرهنگ مسلمین است و دلیل سوم این است که قرآن، علم را به‏ طور کلی نور و جهل را ظلمت معرفی می‏کند و انسان‏ها را به تفکر در موضوعاتی دعوت می‏کند که نتیجه‏ آنها همین علوم تجربی است. (6)

لازم بذکر است، نافع بودن علم، مفهومی نسبی است، به‌ این معنی که ممکن است علمی برای یک فرد یا جامعه بر اساس ملاکات و مبانیی که ان فرد و جامعه دارد نافع باشد و برای فرد و جامعه‏ دیگر نه. همچنین ممکن است علمی در یک زمان نافع باشد و در زمان دیگر نه. انسان مسلمان، میزان نافع بودن علوم را با نگاه ارزشی اسلامی و متناسب با نیازهای خود و جامعه تعیین می‏کند. انسان مسلمان دردمند است و به دنبال درمان می‏گردد، لذا مهم‌ترین دغدغه‏ او جست‌وجو برای یافتن مرهم زخم‏های جامعه‏ اسلامی است. بسیاری از علوم سرگرمی بی‏دردان است. استاد مطهری در باب نافع بودن علم و معیار آن چنین می‏گوید: «علم نافع یعنی علمی که دانستن آن فایده و ندانستن آن ضرر برساند. هر علمی که متضمن فایده و اثری باشد و آن فایده و اثر را اسلام به رسمیت بشناسد، یعنی آن اثر را اثر خوب و مفید بداند، آن علم از نظر اسلام خوب و مورد توصیه و تشویق است. پس حسابش روشن است؛ باید دید اسلام چه چیز را فایده و چه چیز را ضرر می‏داند. هر علمی که به منظوری از منظورهای فردی یا اجتماعی اسلام کمک می‏دهد و ندانستن آن سبب زمین خوردن آن منظور می‏گردد، آن علم را اسلام توصیه می‏کند و هر علمی که در منظورهای اسلامی تأثیر ندارد، اسلام درباره‏ آن علم نظر خاصی ندارد و هر علم که تأثیر سوء دارد با آن مخالف است».‌ (7)


با این بیان گفتنی است: بسیاری از علومی که انسان در مراحل اولیه علم اموزی و یا بعنوان مقدمه برخی علوم لازم است فراگیرد نیز با توجه به اینکه از جهتی بعنوان آشنایی و درآمدی بر علوم نافع بشری محسوب می شود تا با این اشنایی اجمالی در یک مقطع میانی، مسیر تخصصی فراگیری یک علم را برگزیند و یا بعنوان مقدمات و پایه آن علم لازم است فرا بگیرد نیز داخل در همان جهاد علمی بوده و قطعاً اگر با نیت الهی و هدف خیررسانی و نفع بخشیدن به بشریت باشد، مصداق جهاد علمی محسوب می گردد.

موفق باشید ...@};-

پی نوشتها_____________________________________
1. انفال، آیه 60.
2. میزان الحکمة، ج 5، 1400 - 4113 به نقل از الترغیب و الترهیب/1/124/1.
3. غررالحکم، ح 10913؛ میزان الحکمة، ح 14007؛ نهج البلاغه، کتاب 31.
4. کنزالفوائد، 2، 31؛ میزان الحکمة، ح 1412616.
5. نهج البلاغه، حکمت 338.
6. مطهری، 1370: صص 258 - 263 و ج22، ص 533.
7. مطهری، 1370: ص 259-260؛ 264-265.

پرسش:
آیا می توان همیشه با نیت جهاد درس خواند؟ آیا فراگیری هر علمی بمنزله جهاد در راه خداست؟

جمعبندی:
با سلام و تشکر@};-
در پاسخ به سؤال شما می توان موضوع را از چند زاویه مورد توجه قرار داد:

الف- ارزش و فضیلت علم در نگاه اسلام: بدون شک، ارزش علم آموزی در در همه ادیان الهی و حتی مکاتب بشری مورد توجه قرار گرفته و نیز در اسلام (آیات و روایات دینی) و در کلام بزرگان دین، بنحو خاص و رویکردی متفاوت مورد توجه قرار گرفته است؛ وجه مشترك آن ها اين است كه همه به دانستن چيزي كه انسان قبلا نمي دانست، علم مي گويند، اما اسلام تنها دانشي را علم مي نامد كه جهت توحيدي داشته و بر خوف و خشيت او بيافزايد. چنانکه خداوند در آيه 28 سوره فاطر مي فرمايد: «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ؛ از ميان بندگان خدا، تنها عالمان از او مى ‏ترسند.»(1) بنابر اين تفاوت عمده اسلام با مكاتب بشري در تعريف علم اين است كه اسلام علم را به عنوان يك واژه مقدس در جهت رشد، تعالي و سعادت بشر به خدمت مي گيرد و لذا جهت گيري الهي را در آن شرط مي داند و مطلق دانستن را علم نمي شمارد. از اين رو اسلام علم را نوري مي داند كه خدا در قلب بندگانش قرار مي دهد؛ «العِلْمُ نورٌ يَقْذِفُهُ اللهُ في قَلْبِ مَنْ يَشاء»(2) بعلاوه خداوند در آیات قرآن بر اهميت علم، برتري علما و رفعت مقام آنان تصريح نموده که به چند نمونه اشاره می کنیم: "يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ‏؛(3) خداوند كسانى را كه ايمان آورده‏ اند و كسانى را كه علم به آنان داده شده درجات عظيمى مى‏ بخشد." و نیز فرموده: «هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ؛(4) آيا كسانى كه مى ‏دانند با كسانى كه نمى‏ دانند يكسانند؟!». در روایات نیز به این مهم بسیار سفارش شده: امام صادق عليه السلام نيز فرموده است: «فَضْلُ الْعَالِمِ عَلَى الْعَابِدِ كَفَضْلِ الْقَمَرِ عَلَى سَائِرِ النُّجُومِ لَيْلَةَ الْبَدْر؛(5) برتري عالم بر عابد مانند برتري ماه شب چهارده بر ديگر ستارگان است.» همچنین پیامبر اکرم (ص) فرمود: «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَة؛(6) علم آموزي بر هر مرد و زن مسلمان، واجب است.»

ب- ارزش و فضیلت علم در شرایط جهان کنونی: در این خصوص، گفتنی است: با پیشرفت جهان در تمام عرصه های علم و تکنولوژی بی شک، فلسفه اینهمه تأکید اسلام به علم آموزی و علم اندوزی بیش از پیش آشکار می شود زیرا علم در وضعیت کنونی جهان، بمثابه یک اهرم بی بدیل قدرت است که اگر از آن غفلت ورزیده شود زمینه های نفوذ استعمار و سلطه مستکبران را بر دولتها و ملتها فراهم خواهد ساخت و از آنجاییکه خداوند بر اساس آیه نفی سبیل، هر گونه تسلط علمی و عملی کفار و مشرکان را بر مسلمانان و جوامع اسلامی غیرمشروع می داند! بر مسلمانان جهان است تا با تقویت قوا و ابزار علمی روز و بتبع آن تقویت قوای عملی، خود را از زیر یوغ استعمار و استکبار خارج نموده و در کمال استقلال و آزادی باشند.

ج- رابطه علم آموزی با جهاد: براساس آنچه در باب ارزش و اهمیت علم آموزی گفتیم؛ این مطلب روشن می شود که اگر علم آموزی و تلاش برای فتح قله های علمی از یکسو در جهت نفع رسانی به بشریت و رفع محرومیتها و دفع وابستگی به مستکبران و از سوی دیگر با نیت خالص و برای خدا باشد قطعاً مصداق واقعی جهاد علمی و عملی که مرضی رضای خدای سبحان است می باشد. چه اینکه جهاد در اسلام فقط و فقط بمعنای مبارزه نظامی با دشمنان دین و ملت در صحنه نبرد نظامی نیست که البته همان مرحله از جهاد هم نیازمند دارا بودن توان علمی در تجهیز و تحصیل قدرت نظامی و علم و آگاهی به روشهای نوین مبارزه با دشمن است. اصولاً علم در شرایط کنونی بعنوان یک ملاک اساسی قدرت محسوب می شود که علاوه بر هزاران امتیاز و فایده دیگر نقش پیشگیری را در برابر دشمنان یک نظام و ملت ایفا می کند. فلذا قرآن مسلمانان را به تجهیز و آمادگی نظامی و دفاعی که عبارتست از کسب آگاهی های لازم برای بالا بردن توان دفاعی(من جمیع جهات) توصیه نموده است. "وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ ...(7) و شما (ای مؤمنان) در مقام مبارزه با آن کافران خود را مهیا کنید و تا آن حد که بتوانید از آذوقه و تسلیحات و آلات جنگی و اسبان سواری زین کرده برای تهدید و تخویف دشمنان خدا و دشمنان خودتان فراهم سازید. ..."

د- علم مفید و نافع، مصادیق، مراتب و مراحل آن: در نگاه اسلامی، علمی که نفع ندارد، مطلوب نیست؛ حتی بزرگان معصوم (ع) از این علم به خدای سبحان پناه برده اند. از رسول خدا (ص) روایت است که فرمود: اللهم اعوذبک من علم لاینفع. (8) و از علی (ع) روایت است که فرمود: «خیری نیست در دانشی که سود ندارد.» (9) رسول اکرم (ص) ضمن بیان این که علم دارای دامنه ای بلند است، آدمی را به بهره گیری از برترین و بهترین علوم توصیه می کند و می فرماید: "العلم اکثر من ان یحصی. فخذ من کل شی ء احسنه. (10) علم افزون از آن است که به شمارش آید. پس هر دانشی را که بهتر است، فراگیرید." استاد شهید مطهری در این خصوص می‏گوید: اگر چه ظاهراً هر یک از حکما، متکلمین، محدثین، فقها، مفسرین یا علمای اخلاق، فقط علم خود (حکمت، کلام، حدیث، فقه و...) را به‌عنوان علم مورد نظر اسلام معرفی کرده ‏اند اما نظر اسلام نه‌تنها خصوص هیچ یک از این علوم نیست بلکه حتی صرف علوم دینی هم نیست، زیرا در احادیث آمده که علم بیاموزید حتی از مشرکین و یا حتی با سفر به کشور چین و روشن است که علوم دینی نزد مشرکان وجود ندارد. دلیل دیگر عدم اعتراض ائمه‏ اطهار علیهم‌السلام نسبت به نهضت ترجمه و جریان ورود علوم به فرهنگ مسلمین است و دلیل سوم این است که قرآن، علم را به‏ طور کلی نور و جهل را ظلمت معرفی می‏کند و انسان‏ها را به تفکر در موضوعاتی دعوت می‏کند که نتیجه‏ آنها همین علوم تجربی است. (11)

لازم بذکر است، نافع بودن علم، مفهومی نسبی است، به‌ این معنی که ممکن است علمی برای یک فرد یا جامعه بر اساس ملاکات و مبانیی که ان فرد و جامعه دارد نافع باشد و برای فرد و جامعه‏ دیگر نه. همچنین ممکن است علمی در یک زمان نافع باشد و در زمان دیگر نه. انسان مسلمان، میزان نافع بودن علوم را با نگاه ارزشی اسلامی و متناسب با نیازهای خود و جامعه تعیین می‏کند. استاد شهید مطهری در باب نافع بودن علم و معیار آن چنین می‏گوید: «علم نافع یعنی علمی که دانستن آن فایده و ندانستن آن ضرر برساند. هر علمی که متضمن فایده و اثری باشد و آن فایده و اثر را اسلام به رسمیت بشناسد، یعنی آن اثر را اثر خوب و مفید بداند، آن علم از نظر اسلام خوب و مورد توصیه و تشویق است. پس حسابش روشن است؛ باید دید اسلام چه چیز را فایده و چه چیز را ضرر می‏داند.»(12)

با این بیان گفتنی است: بسیاری از علومی که انسان در مراحل اولیه علم اموزی و یا بعنوان مقدمه برخی علوم لازم است فراگیرد نیز با توجه به اینکه از جهتی بعنوان آشنایی و درآمدی بر علوم نافع بشری محسوب می شود تا با این اشنایی اجمالی در یک مقطع میانی، مسیر تخصصی فراگیری یک علم را برگزیند و یا بعنوان مقدمات و پایه آن علم لازم است فرا بگیرد نیز داخل در همان جهاد علمی بوده و قطعاً اگر با نیت الهی و هدف خیررسانی و نفع بخشیدن به بشریت باشد، مصداق جهاد علمی محسوب می گردد.

موفق باشید ...@};-

پی نوشتها______________________________________
1. فاطر، 28
2. مصباح‏ الشريعة، ص16
3. المجادلة(58)/ آيه11
4. الزمر(39)/ آيه9
5. الكافي، ج1، ص34، ح1
6. عوالي‏ اللآلي 4 70، ح36، مصباح‏ الشريعة، ج 13، بحارالأنوار 1 177، ح54، و ج2 31، ح20
7. انفال، آیه 60.
8. میزان الحکمة، ج 5، 1400 - 4113 به نقل از الترغیب و الترهیب/1/124/1.
9. غررالحکم، ح 10913؛ میزان الحکمة، ح 14007؛ نهج البلاغه، کتاب 31.
10. کنزالفوائد، 2، 31؛ میزان الحکمة، ح 1412616.
11. مطهری، 1370: صص 258 - 263 و ج22، ص 533.
12. مطهری، 1370: ص 259-260؛ 264-265.

موضوع قفل شده است