جمع بندی آیا مقام امامت از مقام نبوت بالاتر است؟

تب‌های اولیه

46 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا مقام امامت از مقام نبوت بالاتر است؟

با عرض سلام من به عنوان شخصی که در مورد مسئله امامت الهی مورد نظر شیعه نه به عنوان یک شیعه بلکه به عنوان یک بی طرف تحقیقات زیادی کرده ام و متاسفانه بر خلاف میل خودم تناقضات بزرگ و آشکاری در مورد این مسئله پیدا کرده ام میخواهم با کارشناسان محترم سایت در این مورد تحدی بنمایم و دیگران در این مورد قضاوت نمایند امیدوارم کارشناسان محترم این شجاعت را داشته باشند و این موضوع مورد پذیرش قرار بگیردhappy
اولین سوالی که مطرح میکنم این است از دید شیعه مقام امامت از مقام نبوت بالاتر است لطفا این موضوع را از قرآن کریم و احادیث صحیح اثبات فرمایید؟ بقیه سوالات را بعد از جواب به این سوال میپرسم. با تشکر

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"]
[/TD]


کارشناس بحث: استاد مسلم

[TD][/TD]

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

Reza24;1008362 نوشت:
اولین سوالی که مطرح میکنم این است از دید شیعه مقام امامت از مقام نبوت بالاتر است لطفا این موضوع را از قرآن کریم و احادیث صحیح اثبات فرمایید؟ بقیه سوالات را بعد از جواب به این سوال میپرسم. با تشکر

پیش از پاسخ به سوال شما و ادله افضلیت امامت بر نبوت لازم است عرض کنم افضلیت امامت بر نبوت اگرچه از اعتقادات شیعه است و دلائل متعددی بر آن دلالت دارند که اشاره خواهد شد، اما اینطور نیست که مسئله حیثیتی باشد به گونه ای که مثلا اگر این اعتقاد اثبات نشود اصل امامت زیر سوال برود و مکتب تشیع باطل بشود و از این حرفها...!!
این را هرض کردم به این خاطر که شما به گونه ای به بحث ورود پیدا کرده اید و از تحدی و شجاعت و مانند آن سخن گفته اید که گویا میخواهید مکتب شیعه را از اساس و ریشه در آورید!! در حالی که حتی اگر آنچنان باشد که شما می گویید نهایتا نتیجه این خواهد شد که امامان ما بر انبیاء افضل نیستند!

اما در خصوص ادله افضلیت امامت بر نبوت به چند دلیل اشاره میشود:

دلیل اول: آیه ابتلاء ابراهیم(ع)

قرآن کریم می فرماید: «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً»؛ هنگامى كه خداوند، ابراهيم را با وسايل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده اين آزمايشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم‏(بقره:124)
ذبح اسماعیل، آتش نمرود و حوادث مشابه آن از بارزترین مصادیق این آزمون هایی است که قرآن کریم میفرماید خداوند ابراهیم(ع) را با آنها مبتلا فرموده که همگی در دوران نبوت او اتفاق افتاده اند، بنابراین نمی توان گفت مقصود از «امامت» در این آیه شریفه همان نبوت است.

پس ابراهیم که مقام نبوت را داشته است، با سربلند بیرون آمدن از این آزمون ها به مقام امامت نائل آمده است، و این نشان می دتد مقام امامت مقامی بالاتر از نبوت است.(امامت در بینش اسلامی، ص37)

دلیل دوم: آیه مباهله

قرآن کریم می فرماید: «فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكمُ‏ْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتهَلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلىَ الْكَذِبِين‏«(آل عمران-61)
هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم‏
روایات شیعه به وفور، و منابع اهل سنت نیز با اسناد معتبر روایت نموده اند که فقط علی(ع) و فاطمه(س) وحسنین(ع) با پیامبر(ص) همراه بوده‌اند.(صحیح مسلم، ج4، ص1871؛ مسند احمد، ج3، ص160)

طبیعتا از اینکه علی نفس پیامبر است معنای حقیقی نمی تواند مراد باشد پس معنای مجازی مورد نظر است و آن این است که علی نفس و جان پیامبر(ص) بوده و در خصوصیاتش در تراز با اوست الا خصوصیاتی که دلیلی دیگر آن را از تحت این عام خارج نماید مانند نبوت؛ اما باقی خصوصیات و کمالات و ... به مقتضای آیه شریفه باقی می ماند و از خصوصیات پیامبر عصمت است و أفضلیت وأولی بالمومنین من أنفسهم و این برای علی هم اثبات می شود(آیت الله میلانی، محاضرات فی الاعتقادات ج1 ص44)
این معنا را احادیثی مانند «أنت منی بمنزلة هارون من موسی إلا أنه لا نبی بعدی» که علاوه بر منابع شیعه در صحیحین اهل سنت نیز آمده تقویت می کنند.(صحیح بخاری، ج6،ص3؛ صحیح مسلم، ج4، ص1870)
در این روایت که در بسیاری از منابع اهل سنت آمده است، پیامبر اکرم(ص) جز نبوت چیزی را استثناء نکرده است.

دلیل سوم: ائمه(ع) آگاه از جمیع علوم انبیاء

در کتاب کافی بابی وجود دارد تحت عنوان اینکه ائمه(ع) از تمامی علوم ملائکه و انبیاء آگاه هستند که برخی از این روایات سندشان صحیح است، بنده به عنوان نمونه به یک مورد اشاره می کنم، امام باقر(علیه السلام) می فرمایند:
«إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَيْنِ عِلْمٌ لَا يَعْلَمُهُ إِلَّا هُوَ وَ عِلْمٌ عَلَّمَهُ مَلَائِكَتَهُ وَ رُسُلَهُ فَمَا عَلَّمَهُ مَلَائِكَتَهُ وَ رُسُلَهُ ع فَنَحْنُ نَعْلَمُه‏»؛ به درستی که خداوند دارای دو علم است، علمی که جز او کسی از آن آگاه نیست، و علمی که ملائکه و پیامبرانش را از آن آگاه کرده است، پس هر آنچه که ملائکه و پیامبران را از آن آگاه کرده، پس ما هم بدان علم داریم.(الکافی، ج1، ص256، ح4)

خب این هم نشان میدهد آنچه انبیاء همگی با هم دارند را ائمه(ع) ک جا دارند، به تعبیری: آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری.
البته به لحاظ تحلیل عقلی هم روشن است، ما اگر امامت را قبول داشته باشیم، طبیعتا باید بدانیم که ائمه(ع) آگاه به جمیع مراتب اسلام و کتاب آسمانی آن هستند، و از آنجا که قرآن مهیمن سایر کتب آسمانی بوده و بر آنها احاطه دارد، عالم به قرآن کریم، به تمام کتب انبیاء پیشین علم دارد به همین خاطر قرآن کریم در مدح امیرالمومنین(ع) تعبیر «من عنده علم الکتاب» را به کار می برد.

دلیل چهارم: اقتدا کردن عیسی(ع) به حضرت مهدی(عج)

اقتدا نمودن عیسی(ع) به حضرت مهدی(عج) در نماز نیز از مطالبی است که در منابع روایی شیعه و اهل سنت آمده است، پیامبر(ص) فرموده اند:
«لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِكَ الْيَوْمَ «1» حَتَّى يَخْرُجَ فِيهِ وَلَدِيَ الْمَهْدِيُّ فَيَنْزِلَ رُوحُ اللَّهِ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ فَيُصَلِّيَ خَلْفَه‏»؛ اگر از دنی جز یک روز باقی نمانده باشد خداوند آن روز را آنقدر طولانی خواهد نمود تا پسرم مهدی(ع) ظهور کند، پس عیسی روح الله نیز نزول کرده و پشت سر او نماز می گذارد.(کمال الدین، ج1، ص280)

و روایات مشابهی که در منابع مختلف آمده است(ر.ک: کمال الدین، ج1، ص332؛ خصال، ج1، ص320؛ کلینی، الکافی، ج8، ص49و50)

این مطلب حتی در منابع معتبر اهل سنت نیز آمده است، به عنوان نمونه پیامبر(ص) می فرماید:
«كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا نَزَلَ ابْنُ مَرْيَمَ فِيكُمْ، وَإِمَامُكُمْ مِنْكُمْ؟»؛ چگونه هستید هنگامی که عیسی(ع) در میان شما نزول نماید و امامتان از شما باشد؟(صحیح بخاری، ج4، ص168؛ صحیح مسلم، ج1، ص136) در هر صورت تعدد روایات در این رابطه به گونه ای است‌که إبن حجر مکی در این مورد ادعای تواتر نموده است.( الصواعق المحرقه، ص233)

دلالت این روایات هم که به قدری روشن است که بی نیاز از توضیح است، اقتدای عیسی(ع) به امام زمان(ع) به خوبی گویای افضلیت امام زمان(ع) است.

در هر صورت ما سعی کردیم به تعداد از ادله در این خصوص اشاره کنیم، وگرنه فارغ از این مطالب، انقدر روایات در این باب وجود دارد که ما را از بحث سندی بی نیاز می کند. علاوه بر اینکه نه تنها دلیلی بر عیه این ادله وجود ندارد، بلکه مقتضای این روایات متناسب با تحلیل عقلی است، وقتی ائمه(ع) پیشوای کامل ترین دین قرار گرفته اند نشان میدهد کامل ترین انسان ها هستند، و نسبت به سایرین مرتبه بالاتری برخوردارند.

واژه امامت برای پیامبران و غیر پیامبران استفاده می شود.

اما هر پیامبری با پیامبر دیگر یا هر امامی با امام دیگر از حیث مقام و رتبه برابر نیست.

این آیات رو در نظر بگیرید :
الأنبياء
وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ
ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﻴﺸﻮﺍﻳﺎﻧﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻳﻢ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻣﺎ [ ﻣﺮﺩم ﺭﺍ ] ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻣﻰ ﻛﺮﺩﻧﺪ ، ﻭ ﺍﻧﺠﺎم ﺩﺍﺩﻥ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﻧﻴﻚ ﻭ ﺑﺮﭘﺎ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻧﻤﺎﺯ ﻭ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺯﻛﺎﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻭﺣﻲ ﻛﺮﺩﻳﻢ ، ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﻓﻘﻂ ﭘﺮﺳﺘﺶ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﻮﺩﻧﺪ .(٧٣)

القصص
وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ
ﻭ ﻣﺎ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﺳﺘﻴﻢ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﺑﻪ ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﻲ ﻭ ﺯﺑﻮﻧﻲ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ، ﻧﻌﻤﺖ ﻫﺎﻱ ﺑﺎﺍﺭﺯﺵ ﺩﻫﻴﻢ ، ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﻴﺸﻮﺍﻳﺎﻥ ﻣﺮﺩم ﻭ ﻭﺍﺭﺛﺎﻥ [ ﺍﻣﻮﺍﻝ ، ﺛﺮﻭﺕ ﻫﺎ ﻭ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﻋﻮﻧﻴﺎﻥ ] ﮔﺮﺩﺍﻧﻴﻢ .(٥)

السجدة
وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ
ﻭ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﭼﻮﻥ [ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺸﻜﻠﺎﺕ ، ﺳﺨﺘﻲ ﻫﺎ ﻭ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﻫﺎﻱ ﺗﻠﺦ ﻭ ﺷﻴﺮﻳﻦ ] ﺻﺒﺮ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﺁﻳﺎﺕ ﻣﺎ ﻳﻘﻴﻦ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ، ﭘﻴﺸﻮﺍﻳﺎﻧﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻳﻢ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻣﺎ [ ﻣﺮﺩم ﺭﺍ ]ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻣﻰ ﻛﺮﺩﻧﺪ .(٢٤)

البقره
وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
ﻭ [ ﻳﺎﺩ ﻛﻨﻴﺪ ] ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﺭﺍ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺵ ﺑﻪ ﺍﻣﻮﺭﻱ [ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﻭ ﺳﺨﺖ ]ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﻛﺮﺩ ، ﭘﺲ ﺍﻭ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻛﺎﻣﻞ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﺭﺳﺎﻧﻴﺪ ، ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺵ [ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺷﺎﻳﺴﺘﮕﻲ ﻭﻟﻴﺎﻗﺖ ﺍﻭ ] ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩم ﭘﻴﺸﻮﺍ ﻭ ﺍﻣﺎم ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩم . ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﮔﻔﺖ : ﻭ ﺍﺯ ﺩﻭﺩﻣﺎﻧﻢ [ ﻧﻴﺰ ﭘﻴﺸﻮﺍﻳﺎﻧﻲ ﺑﺮﮔﺰﻳﻦ ] . [ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ]ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﭘﻴﻤﺎﻥ ﻣﻦ [ ﻛﻪ ﺍﻣﺎﻣﺖ ﻭ ﭘﻴﺸﻮﺍﻳﻲ ﺍﺳﺖ ] ﺑﻪ ﺳﺘﻤﻜﺎﺭﺍﻥ ﻧﻤﻰ ﺭﺳﺪ .(١٢٤)

البقره
تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِم مِّن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَٰكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ
ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﮔﺎﻥ ﺑﺮﺧﻲ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺑﺮﺧﻲ ﺑﺮﺗﺮﻱ ﺑﺨﺸﻴﺪﻳﻢ . ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﺴﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺖ ، ﻭ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﺟﺎﺕ ﻭ ﻣﺮﺍﺗﺒﻲ ﺑﺎﻟﺎ ﺑﺮﺩ . ﻭ ﻋﻴﺴﻲ ﺑﻦ ﻣﺮﻳﻢ ﺭﺍ ﺩﻟﺎﻳﻞ ﻭ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺭﻭﺷﻦ ﺩﺍﺩﻳﻢ ، ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺭﻭﺡ ﺍﻟﻘﺪﺱ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﺑﺨﺸﻴﺪﻳﻢ . ﻭ ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ [ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻗﺮﻭﻥ ﻭ ﺍﻋﺼﺎﺭ ] ﺁﻣﺪﻧﺪ ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻧﻜﻪ ﺩﻟﺎﻳﻞ ﻭ ﺑﺮﺍﻫﻴﻦ ﺭﻭﺷﻦ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺳﻴﺪ ، ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﻤﻰ ﺟﻨﮕﻴﺪﻧﺪ ، ﻭﻟﻲ [ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻭ ﻛﻔﺮ ﺑﺎ ﻫﻢ ]ﺍﺧﺘﻠﺎﻑ ﻛﺮﺩﻧﺪ ، ﭘﺲ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺮﺧﻲ ﻛﻔﺮ ﻭﺭﺯﻳﺪﻧﺪ ، ﻗﻄﻌﺎً ﺧﺪﺍ ﺍﮔﺮ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻧﻤﻰ ﺟﻨﮕﻴﺪﻧﺪ ، ﻭﻟﻲ ﺧﺪﺍ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ [ ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﺣﻜﻤﺖ ﻭ ﻣﺼﻠﺤﺖ ]ﺍﻧﺠﺎم ﻣﻰ ﺩﻫﺪ .(٢٥٣)

بیت المعمور;1008855 نوشت:
واژه امامت برای پیامبران و غیر پیامبران استفاده می شود.
اما هر پیامبری با پیامبر دیگر یا هر امامی با امام دیگر از حیث مقام و رتبه برابر نیست.


ببینید امامت یک معنای لغوی دارد که همان پیشوایی است، و برای امام جماعت و حتی برای پیشوایان کفر هم استعمال میشود، و یک معنای اصطلاحی دارد که همان امامتی است که شیعه به آن معتقد است، یعنی یک منصبی الهی با ویژگی هی خاص
خب نمیتوان این آیات را همگی به معنای لغوی معنا کرد، به عنوان مثال در آیه ابتلاء ابراهیم، خب ابراهیم(ع) پیش از آن آزمون ها هم مقام امامت به معنای پیشوایی را داشته است، چون پیشوایی مردم با نبوت تلازم دارد و تمام این آزمون ها را هم ابراهیم(ع) در هنگام نبوت پشت سر گذاشته است پس بعد از این آزمون ها باید مقام جدیدی به او داده شده باشد، نه همان پیشوایی را که قبلا دارا بوده است!

مسلم;1008882 نوشت:

ببینید امامت یک معنای لغوی دارد که همان پیشوایی است، و برای امام جماعت و حتی برای پیشوایان کفر هم استعمال میشود، و یک معنای اصطلاحی دارد که همان امامتی است که شیعه به آن معتقد است، یعنی یک منصبی الهی با ویژگی هی خاص
خب نمیتوان این آیات را همگی به معنای لغوی معنا کرد، به عنوان مثال در آیه ابتلاء ابراهیم، خب ابراهیم(ع) پیش از آن آزمون ها هم مقام امامت به معنای پیشوایی را داشته است، چون پیشوایی مردم با نبوت تلازم دارد و تمام این آزمون ها را هم ابراهیم(ع) در هنگام نبوت پشت سر گذاشته است پس بعد از این آزمون ها باید مقام جدیدی به او داده شده باشد، نه همان پیشوایی را که قبلا دارا بوده است!

من نیز میخواستم به همین مطلب برسم.
قرآن اصطلاح تعریف نمی کند.
و بر مبنای لغات پیش می رود لکن ما می توانیم بر اساس قرائن چیزهایی متوجه شویم.

مثلا در این آیه ابراهیم در هنگام نبوت، امام بوده است.
لکن به درجه بالاتری در امامت رسیده است که شما آن درجه و مقام را مصطلح کردید. به عبارتی برای این درجه و مقام، جعل اصطلاح کردید.
اینها معادل یکدیگر می شوند.
امامت قبل از امتحان در درجه پایین تری از امامت بعد از امتحان است.
ما به این درجه بالاتر ، امامت اصطلاحی می گوییم.

از طرفی ابراهیم می گوید آیا این امامت اصطلاحیو درجه اعلی در فرزندان من نیز خواهد بود؟
که خداوند تایید می کند اما ظالمین را استثنا می کند.

پس تا اینجا متوجه میشویم امامت مصطلح اوج مقامات یک انسان موحد است...
پس کسی که دارای چنین مقامی است قطعا از تمام پیامبرانی که به این درجه نرسیدند، بالاتر است.

پس تا اینجا اصل سوال پاسخ داده میشود.

از اینجا به بعد اشکالات آغاز میشود.
مثلا اینکه تا وقتی کسی پیامبر نشود، به مقام اعلای امامت مصطلح نمی رسد.
و با این اشکال چنین مقامی را از ائمه شیعه نفی می کنند....

یا حق

وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

یک سوالی که پیش می آید این است که
ابراهیم به چه مقام بالاتری رسید؟

بکی از پاسخ های ساده این است که می گوید
ابراهیم امامتش ، جهانی شد.
امامتش للناس شد...
برخی از پیامبران، تبلیغی بودند
برخی مختص قوم خاصی بودند
برخی صاحب کتاب و شریعت بودند
برخی اولوالعزم بودند

مثلا می گویند یکی از دلایلی که فرشتگان پیش از عذاب قوم لوط به پیش ابراهیم رفتند همین بود که به او جریان عذاب را اطلاع دهند چرا؟
چون او امامت للناس داشت پس قوم لوط هم تحت امامت او بود...
این سخن را میتوان با پیامبران الوالعزم تطبیق داد
یا حضرت یوسف نسبت به یعقوب...
یا حتی قومی که خدا سه فرستاده به آن فرستاد را میتوان در همین راستا معنا کرد....

پس این آیه می گوید کسی میتواند امام للناس بشود که به این مقام اعلی برسد...
حالا باید ببینیم کدام یک از ذریه ابراهیم به چنین مقامی رسیده است؟
اگر این مقام را مختص انبیا و پیامبران اولوالعزم بدانیم قطعا غیر انبیا از دور خارج میشوند....
ذریه ابراهیم که ما می شناسیم مثلا اسحاق و اسماعیل و یعقوب و پیامبر اسلام.....
ائمه شیعه نیز جزو ذریه ابراهیم هستند و امکان دارد چنین مقامی به دست آورند...

از آیات و قرائنی میتوان استفاده کرد که مراد از ذریه ابراهیم، ذریه او از نسل اسماعیل است.

پس احتمالات ما محدود خواهد بود به اسماعیل که اولوالعزم نبود.
و پیامبر اسلام که اولوالعزم بود.
اگر بخواهیم به غیر از پیامبر فکر کنیم تنها ائمه شیعه باقی می مانند...

مسلم;1008842 نوشت:
پس ابراهیم که مقام نبوت را داشته است، با سربلند بیرون آمدن از این آزمون ها به مقام امامت نائل آمده است، و این نشان می دتد مقام امامت مقامی بالاتر از نبوت است.(امامت در بینش اسلامی، ص37)

سلام
پس اگه ابراهیم مقام امامت هم داشته یعنی از حضرت موسی و عیسی هم بالاتر بوده؟

بعد حدیثی ایه ای هست که بگه پیامبر اسلام هم مقام امامت داشته؟

سلام و احترام

Miss.Narges;1008957 نوشت:
پس اگه ابراهیم مقام امامت هم داشته یعنی از حضرت موسی و عیسی هم بالاتر بوده؟

این مطلب در گرو این است که ما حضرت موسی(ع) و عیسی(ع) را فاقد مقام امامت بدانیم، اما در هر صورت اتفاقا برخی معتقد به افضلیت ابراهیم(ع) بر موسی(ع) و عیسی(ع) هستند.

Miss.Narges;1008957 نوشت:
بعد حدیثی ایه ای هست که بگه پیامبر اسلام هم مقام امامت داشته؟

در افضلیت پیامبر(ص) بر تمام انبیا و ائمه(ع) اختلافی وجود ندارد، روایات بسیاری بر این مطلب دلالت دارند، بنابراین نشدی است که ابراهیم(ع) مقام و کمالی داشته باشد که پیامبر(ص) فاقد آن باشد.

بیت المعمور;1008937 نوشت:
ابراهیم به چه مقام بالاتری رسید؟


در این مطلب اقوال متعددی وجود دارد، برخی امامت را به همان معنای لغوی دانسته اند که از لوازم نبوت است و همه انبیا مراتبی از آن را دارند و ابراهیم(ع) پس از این امتحانات به مراتب بالاتری از امامت دست یافته است، برخی هم آن را ناظر به مقامات دیگری چون هدایت باطنی و مانند آن دانسته اند.
ما در اصل مسئله تفاوتی ایجاد نمی کند، چرا که در هر دو صورت بالاخره امامت یا مراتبی از آن بالاتر از مقام نبوت است.

بیت المعمور;1008930 نوشت:
مثلا اینکه تا وقتی کسی پیامبر نشود، به مقام اعلای امامت مصطلح نمی رسد.

ما دلیلی بر چنین تلازمی نداریم که امامت در گرو نبوت پیشینی باشد!

موضوع قفل شده است