جمع بندی آیا فکر نمی کنید مردان از حکم اسلام در مورد تعدد زوجات، سوء استفاده می کنند؟

تب‌های اولیه

110 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا فکر نمی کنید مردان از حکم اسلام در مورد تعدد زوجات، سوء استفاده می کنند؟

در زندگی مدرن امروزی ارزشهای بسیاری تغییر کرده اند. زندگی خانوادگی که اساس جامعه را تشکیل می دهد، مانند دیگر سنتها مورد هجوم واقع شده و از آنجا که بهترین و با ارزش ترین و موثرترین

ظرفیتهای فکری و فرهنگی در خانواده ساخته می شود و بر عمق هنجارهای اجتماعی و پویایی اعضای آن تأثیر می گذارد، لذا موضوع چند همسری ضرورت دارد و از مسایلی است که همزاد و همراه خانواده

در بستر تاریخ مطرح بوده و غالباً بعنوان یک نا هنجاری خانواده را تهدید نموده. حال با توجه به این موضوع که تعدد زوجات از احکام الهی است چرا در جامعۀ امروزی تا این اندازه نسبت به آن با دید منفی بحث میشه ؟

و اینکه در گذشته چرا زنها تعدد زوجات را به راحتی پذیرا بودند ؟ یعنی در گذشته عشق و علاقه در بین زوجات نبوده ؛ که الآن هیچ زنی حاضر نیست که همسرش را بین یکی دیگه تقسیم کنه ؟ یا اینکه در گذشته

عدالت بین آنها انجام میشده اما الآن فقط از این دستور داره سو استفاده میشه .


با نام و یاد دوست


کارشناس بحث: استاد هدی

با سلام و عرض ادب

afshan;513930 نوشت:
در زندگی مدرن امروزی ارزشهای بسیاری تغییر کرده اند. زندگی خانوادگی که اساس جامعه را تشکیل می دهد، مانند دیگر سنتها مورد هجوم واقع شده و از آنجا که بهترین و با ارزش ترین و موثرترین ظرفیتهای فکری و فرهنگی در خانواده ساخته می شود و بر عمق هنجارهای اجتماعی و پویایی اعضای آن تأثیر می گذارد، لذا موضوع چند همسری ضرورت دارد و از مسایلی است که همزاد و همراه خانواده در بستر تاریخ مطرح بوده و غالباً بعنوان یک نا هنجاری خانواده را تهدید نموده. حال با توجه به این موضوع که تعدد زوجات از احکام الهی است چرا در جامعۀ امروزی تا این اندازه نسبت به آن با دید منفی بحث میشه ؟

شايد علتش اين است كه با اين مساله نه با ديدگاه قرآني صحيحش مواجه مي شويم ونه برخورد منطقي درستي - حداقل به عنوان يك مساله اجتماعي - داريم و لذا برخي قانون همه و برخي قانون هيچ را در مورد تعدد زوجات روا مي دانند .
در واقع سه ديدگاه در خصوص تعدد زوجات مي شود متصور شد :
1- آنرا مطلقا ممنوع بدانيم
2- آنرا مطلقا مجاز برشمريم
3- آنرا بشكل مشروط بپذيريم يعني در شرايط خاص ، آنرا مجاز بدانيم
از ميان اين سه ديدگاه ، ديدگاه اول تفريط گرايانه و ديدگاه دوم افراط آميز است و هیچ كدام با فطرت اصيل بشر- که از افراط و تفریط گریزان است - نمی سازد. از این رو اسلام که دین اعتدال به شمار می آید تعدد زوجات را بنا بر مصالحی پذیرفته و برای آن نیز شروطی قرار داده است. در واقع اسلام، تعدد زوجات از اختراعات اسلام نيست بلکه اسلام به شكلي منطقي براي عامل به آن و براي انجام آن ، شروط و قيودي معين نموده است .
ادامه ...

سلام ممنون از پاسخگویی شما .

من منتظر ادامه پاسخ شما در مورد سئوالهای بعدیم هستم .

همانگونه كه نمي توانيم منكر ضرورت تعدد زوجات براي برخي شويم ، همچنين نمي توانيم از اين راهكار تخصصي براي همه كس و همه جا استفاده كنيم . براي تفهيم بهتر اين مساله به يك مثال متوسل مي شويم :
ما دارو هاي فوق تخصصي و خاصي داريم كه استفاده از آنها براي يك عده - يعني افرادي كه مشكل و بيماري خاصي دارند - مفيد است حال شما تصور كنيد كه يك فرد كاملا سالم يا فردي كه بيمار هست اما بيماري او معمولي است نه از نوع بيماري هاي خاص و فوق تخصصي ، بياياد و از اين داروي تخصصي استفاده كند ، نتيجه اينكه او سلامتي خود را از دست خواهد داد و پس از مصرف دارو نه تنها بهبود نخواهد يافت و سلامتي اش تداومي ندارد بلكه سريعا به انوع بيماري ها مبتلا خواهد شد لذا هر دارويي براي درد خاصي است البته اگر طالب درمانيم .
حال در خصوص تعدد زوجات نيز بنظر مي رسد چنين باشد ، با توجه به اينكه آيه 3 سوره مباركه نساء، صرفا جواز تعدد زوجات را صادر فرموده نه وجوبش و نه حتي استحبابش را ، حال بايد ديد عمل به اين حكم از سوي مردان در شرايط وفرهنگي ، اجتماعي ، خانوادگي ، زماني و ... مختلف ، تا چه حد به حفظ سلامتخود و خانواده شان منجر خواهد شد و آيا مشكلي را حل مي كند يا مشكلاتي بر مشكل قبلي مي افزايد ؟
آيا مشكل قبلي از راه ديگري قابل حل نبود ؟

[=&amp]آيا با وجود اقدام به تعدد زوجات ، مرد مي تواند از عهده ي تكاليف شرعي اش در هر دو يا سه يا چهار خانواده اي كه تشكيل داده بر آيد ؟ مي دانيم كه شرعا تكليف زن ، خانه داري و فرزند داري نيست حال كسي كه اقدام به چنين كاري مي كند آيا مي تواند تكاليف شرعي اش را نسبت به زن و فرزندان خانواده اول و دوم و ... بجا آورد ؟[/][=&amp]
[/][=&amp]در روايات داريم كه[/][=&amp] :«[/][=&amp]لا قربة بالنوافل اذا اضرت بالفرائض» «اگر مستحبات به واجبات لطمه بزند، مايه تقرب به خداوند نيست». (1[/][=&amp] ) [/][=&amp]حال با توجه به اين روايت آيا عمل صرفا مجاز و مباحي كه به واجب لطمه بزند ، جايز است ؟ [/][=&amp]
[/][=&amp]اما همچنان نمي توانيم منكر ضرورت آن ، براي برخي بشويم اما در هر صورت چه كسي به ضرورت اقدام به تعدد زوجات نمايد يا به غير ضرورت بايد جداي از انجام تكاليف شرعي خودش در حوزه خانواده اول و ...وچهارم ، شرط عدالت را نيز رعايت نمايد در غير اينصورت بايد بداند كه خداوند وي را مجاز به اين كار نكرده است:...فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً[/][=&amp]...[/]

(1)- [=&amp]نهج البلاغه، ص 475[/]

لذا "در فرهنگ اسلامی، با این موضوع، موافقت یا مخالفت مطلق نشده است بلکه اولاً جز در موارد ضروری که بیان کردیم، به آن سفارش نمی کند. ثانیاً برای آن حد و مرز خاصی قرار داده است یعنی هیچ کس حتی در موارد ضروری، مجاز نیست با بیشتر از چهار زن، ازدواج دائمی بکند. ثالثاً تعدد زوجات مشروط به رعایت عدالت بین زنان است. بنابراین مردی که نمی تواند، عدالت را بین آنان رعایت کند، مجاز نیست با بیشتر از یک زن ازدواج دائم کند".( 2.)( 3)

(2)-شهید مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج 19، ص 347-365
(3)- با تغيير .ر.ك:سايت حوزه دات نت

البته از اين مساله هم نبايد غفلت نمود كه برخي ، يكي از علل تعدد زوجات را بيشتر بودن تعداد زنان آماده ازدواج نسبت به مردان مي دانند هر چند در برخي زمانها و در برخي جوامع كليت اين مساله را نمي توان منكر شد اما در برخي زمانها و در برخي جوامع و شرايط ( مانند جامعه فعلي و شرايط فعلي ما)، درست است كه تعداد دختران در سن ازدواج و آماده ازدواج بسيار است اما از تعداد پسران در سن ازدواج كه به دلايلي - حال هر چه باشد :شغل ، مسكن ، ازدواج ، توقع بالااز آمادگي خود براي ازدواج، ترس از مسئوليت پذيري ، مشغول به تحصيل و ....- ازدواج نكرده اند هم نبايد غفلت ورزيد به اين تعداد ، مرداني كه همسرانشان را از دست داده اند - به دليل فوت يا طلاق- را هم بيافزاييد خواهيد ديد كه اختلاف ، بسيار زياد نيست فقط يك مديريت قوي و سازماندهي شده مي خواهد كه اين دختران و احيانا زنان- مطلقه يا بيوه- را به كيسهايي از مردان بي همسر وصل كند تا هم مشكل جوانان مجرد از ميان برود و فساد و بي عفتي دامنگير جامعه نشود و هم خانواده هاي ديگر ، از آسيب هاي احتمالي چنين امري ، محفوظ بمانند و درواقع اين حكم و اين داروي تخصصي ، صرفا در جاي خودش و براي موارد تخصصي خودش بكار رود . بهر حال معقول ترين راه بنظر آن است كه در انجام يا ترك يك فعل مجاز ، محاسن و معايب احتمالي آتي اش را در نظر گرفت و با تفوق محاسن بر معايب آن ، اقدام به آن كار نمود .

afshan;513930 نوشت:
و اینکه در گذشته چرا زنها تعدد زوجات را به راحتی پذیرا بودند ؟ یعنی در گذشته عشق و علاقه در بین زوجات نبوده ؛ که الآن هیچ زنی حاضر نیست که همسرش را بین یکی دیگه تقسیم کنه ؟ یا اینکه در گذشته

عدالت بین آنها انجام میشده اما الآن فقط از این دستور داره سو استفاده میشه .


خب پاسخ دقيق به اين سوال را فقط مي توان با تحقيق در بازه هاي مختلف زماني جوامع گذشته يا فرهنگهاي متفاوت بدست اورد .
مسلما در برخي جوامع مانند جوامع عربي ، يا برخي كشورهاي آسيايي، كلا تعدد زوجات ، جزيي از فرهنگ آنها بوده و اساسا امر ازدواج بقدري مهم بود كه با وصلت با يك قبيله يا كشور ، گاه به جنگهاي خونين چند ساله پايان داده مي شد ، شايد زنان در آن جوامع به دليل اينكه چنين امري ، فرهنگي عمومي بوده است ، حساسيتهاي زنان امروزي را نشان نمي دادند .
همچنين در برخي جوامع ديگر ، به دليل اينكه زن ، پس از ازدواج تقريبا راه بازگشتي به خانه پدري يا نداشت يا به سختي چنين امري محقق مي شد ، لذا غالب زنان تحمل سختي زندگي با زني ديگر را به سختي بازگشت به خانه پدري ترجيح مي دادند يا چاره اي جز آن نداشتند . به اين مساله بيافزاييد نداشتن در آمد، شغل و مسكن مستقل - كه پس از طلاق بتواند در آن سكني گزيند - و نيز عدم تمايل رها كردن فرزندان، تحت تربيت و سرپرسي زن ديگر را .
دلايل متفاوت است و بايد از راه تحقيق دقيق ، به علل دقيق آن دست يافت كه ظاهرا از حوزه ي كاركرد سايت ما خارج است .
متاسفانه برخي مردان ، از اين حكم سوء استفاده نموده و با تشكيل زندگي جديد ، نه تنها رعايت عدالت را نمي كنند بلكه بكلي از زن اول بريده و حتي مسئوليت زندگي را نيز بر عهده او مي اندازند البته در حالي كه اكثريت قريب به اتفاق خانمها حتي در صورت رعايت عدالت نيز زن ديگري را بر نمي تابند و مايلند زندگي كاملا مستقل - از هر جهت - با همسرشان داشته باشند ، گروه ديگر - كه اتفاقا آنها هم زن هستند - با استناد به همين حكم آيه 3 سوره مباركه نساء ، ازدواج با مردان متاهل را حكمي كاملامجاز از نظر اسلام بيان مي كنند ، در حالي كه اگر خود ، متاهل بودند چنين امري را براي همسرشان از جانب زن ديگري بر نمي تافتند . بهر حال دلايل خانمها در اين باب و نظراتشان متفاوت است .

سلام

afshan;513930 نوشت:
و اینکه در گذشته چرا زنها تعدد زوجات را به راحتی پذیرا بودند ؟ یعنی در گذشته عشق و علاقه در بین زوجات نبوده ؛ که الآن هیچ زنی حاضر نیست که همسرش را بین یکی دیگه تقسیم کنه ؟ یا اینکه در گذشته عدالت بین آنها انجام میشده اما الآن فقط از این دستور داره سو استفاده میشه .

به نظرم درست نیست که تعدد زوجات در گذشته رو صرفا به گردن عدم علاقه دوطرفه، رعایت عدالت، مرد سالاری و تحکم مردان بر جامعه و ... بندازیم، مساله ای که در نظر نگرفتین شرایط روانی جامعست، جو سازی رسانه ای و تغییر ذهنیت ها نقش عمده در این قضیه داشتند. یادم میاد یکی دو فیلم حدود 10-12 سال پیش که در اونها ازدواج دوم بسیار قبیح نمایش داده میشد، با ذهنیتی که با اون فیلم ها برای من ایجاد شده بود تا سال ها فکر می کردم ازدواج دوم امری غیر قانونی غیر شرعی و غیر انسانیه! مطمعنا اینگونه فیلم ها تاثیرات عمیق تری هم بر روی جوانان هم نسل من گذاشته. اما همین الان اگر به مناطقی از کشور که چند همسری رواج داره تشریف ببرید میبینید که شرایط اصلا به بدی که فکر می کردید نیست و مثل مردم عادی زندگی می کنن.
البته تاریخ نشون میده حساسیت خانم ها به ازدواج مجدد همسرشون در گذشته هم وجود داشته اما بسیار کم رنگ تر.
اگر به دنبال نمونه رابطی عاطفی و چند همسری هم می گردید این نمونه ی جالبیه :Nishkhand:

[h=1]ازدواج مردعراقی با ۲دختر در یک شب/عکس[/h]

A.Afshin;519221 نوشت:
سلام

به نظرم درست نیست که تعدد زوجات در گذشته رو صرفا به گردن عدم علاقه دوطرفه، رعایت عدالت، مرد سالاری و تحکم مردان بر جامعه و ... بندازیم، مساله ای که در نظر نگرفتین شرایط روانی جامعست، جو سازی رسانه ای و تغییر ذهنیت ها نقش عمده در این قضیه داشتند. یادم میاد یکی دو فیلم حدود 10-12 سال پیش که در اونها ازدواج دوم بسیار قبیح نمایش داده میشد، با ذهنیتی که با اون فیلم ها برای من ایجاد شده بود تا سال ها فکر می کردم ازدواج دوم امری غیر قانونی غیر شرعی و غیر انسانیه! مطمعنا اینگونه فیلم ها تاثیرات عمیق تری هم بر روی جوانان هم نسل من گذاشته. اما همین الان اگر به مناطقی از کشور که چند همسری رواج داره تشریف ببرید میبینید که شرایط اصلا به بدی که فکر می کردید نیست و مثل مردم عادی زندگی می کنن.
البته تاریخ نشون میده حساسیت خانم ها به ازدواج مجدد همسرشون در گذشته هم وجود داشته اما بسیار کم رنگ تر.
اگر به دنبال نمونه رابطی عاطفی و چند همسری هم می گردید این نمونه ی جالبیه :Nishkhand:

ازدواج مردعراقی با ۲دختر در یک شب/عکس

اینکه شرایط روانی جامعه و جو سازی رسانه ای مانع از پذیرفتن تعدد زوجات میشه امری قابل قبول . اما علت این امر و اینکه کمتر فرهنگی این موضوع رو

می پذیره به این خاطره که سالیان ساله که این موضوه رو به بدترین شکل ممکن درجامعه تزریق کردند . حتی اگر زنی که بیوه شده برای داشتن یک تکیه گاه

اقدام به پذیرفتن یک مرد متأهل بکنه اون زن رو به چشم خیلی بد نگاه میکنند ؛ حتی لقب شوهر دزد به او میدهند . پس جامعه از ابتدا اینطور نبوده و به دلایلی

که کارشناس محترم گفتند زنها به هرصورتی پذیرا بودند و جامعه هم خیلی راحت قبول میکرد اما حالا اصلا" نمیشه با منطق با این موضوع کنار اومد .

afshan;513930 نوشت:
در زندگی مدرن امروزی ارزشهای بسیاری تغییر کرده اند. زندگی خانوادگی که اساس جامعه را تشکیل می دهد، مانند دیگر سنتها مورد هجوم واقع شده و از آنجا که بهترین و با ارزش ترین و موثرترین

ظرفیتهای فکری و فرهنگی در خانواده ساخته می شود و بر عمق هنجارهای اجتماعی و پویایی اعضای آن تأثیر می گذارد، لذا موضوع چند همسری ضرورت دارد و از مسایلی است که همزاد و همراه خانواده

در بستر تاریخ مطرح بوده و غالباً بعنوان یک نا هنجاری خانواده را تهدید نموده. حال با توجه به این موضوع که تعدد زوجات از احکام الهی است چرا در جامعۀ امروزی تا این اندازه نسبت به آن با دید منفی بحث میشه ؟

و اینکه در گذشته چرا زنها تعدد زوجات را به راحتی پذیرا بودند ؟ یعنی در گذشته عشق و علاقه در بین زوجات نبوده ؛ که الآن هیچ زنی حاضر نیست که همسرش را بین یکی دیگه تقسیم کنه ؟ یا اینکه در گذشته

عدالت بین آنها انجام میشده اما الآن فقط از این دستور داره سو استفاده میشه .

سوئ استفاده در حد تیم ملی که چه عرض کنم در حد بوندس لیگا

چه بسیار قتلها و طلاقها که بر اثر ازدواج مجدد مردان صورت نگرفته

چه فرزندانی که یتیم و اواره نشدند

چه دلهایی که نشکستند

چه ناهنجاریهای عاطفی و روانی که ایجاد نشدند

چه زنهایی که به خیانت برای مقابله به مثل متوسل نشدند

چه زنهایی که به دین اسلام مشکوک و بی ایمان شدند

....

سلام علیکم،

۱. در جامعه‌ی ما اگر کسی بگوید چند همسر دارد یا متعه کرده است اول همه فکر می‌کنند شوخی می‌کند آن هم یک شوخی زشت و سخیف (استبعاد) بعد هم که شک کنند شاید راست می‌گوید دیدشان نسبت به او عوض می‌شود حتی اگر تا قبل از آن برایشان الگوی اخلاق بوده باشد! (یادم افتاد به زمانی که محمد امین صل‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند که من به سوی شما فرستاده شدم و بعد ناگهان همه یادشان رفت که او هر چه می‌گفت را بدون معطلی می‌پذیرفتند و به خیرخواهیش برای خودشان یقین داشتند ...) اما در همین جامعه کسی که دوست دختر و دوست پسر داشته باشد را راحت پذیرفته‌اند و اگر تشویقشان نکنند خیلی هم دید منفی به آنها ندارند، اسمش را می‌گذارند جوانی کردن و ...
۲. کم‌کم در جامعه‌ی ما هم کسانی که تیپ مذهبی داشته باشند می‌شوند امل و متحجر (چه آقایی که ریش داره و لباسش را روی شلوارش می‌اندازه و چه خانمی که حجاب کامل داره و از اختلاط‌های بین دختر و پسرها دوری می‌کنه و شوخی را با شوخی جواب نمی‌ده و ...) و کسانی که تیپ اروپایی دارند (آقا سه‌تیغه با لباس مارکدار و خانم به اندازه‌ی شجاعت و جسارتش با لباس بدن‌نماتر و چسبان‌تر و ...) می‌شوند شیک و برازنده که انسان نگاهشان می‌کند روحش تازه می‌شود.
۳. ...

از این دست مثالها زیاده، ارزش و ضدارزش جایش عوض شده، حلال خدا با حرام خدا جایگزین شده، همون که به یک نفر که مذهبیه انگ شهوترانی می‌زنه خودش مدام در ایمیلش عکس خانم‌ها براش میاد یا خواننده و بازیگر مورده علاقه‌اش خانمه و ابایی هم از اظهار علاقه به خودش و شخصیتش و چهره‌اش و ...اش نداره و همه هم درکش می‌کنند ... (همه اینطور نیستند ولی خیلی‌ها هم هستند) مثل بحث روزی میشه که مقسومه و ما فقط کاری که می‌کنیم اینه که یا حلالش را در بیاوریم و یا تبدیلش کنیم به حرام، زندگی ما می‌گذره و نیازهامون هم ارضا می‌شه عموماً ولی یک نفر با حرام و یک نفر با حلال. چرا جامعه اینطور شده؟ چرا اینطور نشه وقتی شیطانی که وجودش در هاله‌ای از ابهام است و به افسانه‌ها می‌ماند راحت داره کارش را میکنه و همه هم مدعی هستند که شیطان اگر وجود داشته باشه زورش به آنها نمی‌رسه و خیالشان جمعه از خودشون؟ شیاطین جن و انس همگی قسم دروغ یاد می‌کنند که خیرخواه ما هستند، ما هم وعده‌های زیباشون را می‌بینیم و دلیل هم نمی‌بینیم که چیزی که دوست داریم باور کنیم و توجیهی هم برای باورمان داریم را باور نکنیم، یعنی با تقوا می‌شود گرفتار نشد که تقوا هم کالای نایاب این روزهای جامعه‌ی جهانی شده.

حالا دیگر این پاسخ حقیره به سؤالتان است، اینکه دوره‌ی ما دوره‌ی تلقین وعده‌های شیاطین از بیرون (رسانه‌ها و ...) و از درون (شهوات و اغوای باطنی) و القاء تصویر نظم نوین شیطانی در فضای زندگی انسان‌هاست و باورپذیر کردن آن و خواستنی معرفی کردن آن به عنوان جامعه‌ی آرمانی، در مقابل جامعه‌ی آرمانی الهی ... و در یک کلام اینکه ما در دوره‌ی جهالت دومی هستیم که در احادیث بیان شده که از دوره‌ی جهالت صدر اسلام سنگین‌تره. آنها جاهل بودند و ادعای سواد نداشتند و اینها جاهلند و ادعای علم بالا دارند، جهل مرکب: آن کس که نداند و نداند که نداند ... در جهل مرکب ابدالدهر بماند

اما در پاسخ به سؤال عنوان تاپیک. بله مردان زیادی از این دستور سوء استفاده کرده‌اند و در آینده هم خواهند کرد و اینجا محل آزمایش انسان‌هاست، یعنی مسیر سوء‌استفاده را خداوند خودش بازگذاشته است و مهار هر کس را در درجه‌ی اول وجدان و عقل خود آن شخص قرار داده و اتمام حجت‌های ظاهری و باطنی، باقی موارد دیگر جنبه‌های فرعی دارد، شکایت هم که از کسی بشود و کارش به دادگاه برسد از نظر شرع مقدس وظیفه‌ی دادگاه تنها حکم دادن بر اساس مدارک ظاهری است و اگر کس مطمئن هم باشد که کس دیگری گناهکار است اما مدرکی نداشته باشد به لحاظ شرعی واجب است آزادش کند و عدالت برای او موکول خواهد شد به زمان مرگ او به بعد تا نهایتاً در قیامت ... کسی که خیلی باهوش باشد و طوری خلاف شرع کند که کسی نتواند جرمش را اثبات کند از مجازات دنیا فرار کرده و با تمام باهوشی‌اش مجازات بعداز مرگ که سنگین‌تر است را در مقابل مجازات دنیا که سبک‌تر و کوتاه‌مدت‌تر است برگزیده است و این عین حماقت است در عین بهره‌گیری از هوش و ذکاوت بالا.

نظر شخصیم بود،
یا علی

سلام
می خواستم یه نقد کوچکی بر این جمله دوست عزیزمون بگذارم،‌

afshan;513930 نوشت:
در زندگی مدرن امروزی ارزشهای بسیاری تغییر کرده اند.

اولا اینکه فرمودند در زندگی امروز ارزش های بسیاری تغییر کردند به نظرم این جمله نیاز به یک بازنگری اساسی دارند، چرا که در تعریف ارزش می خوانیم؛‌
ارزش از بنيادي ترين عوامل در تبيين انديشه، عمل يا اعمال فرد و هم چنين شكل گيري حيات اجتماعي است. براي همين ارزشها معيارهايي هستند كه به فرهنگ كلي و جامعه معنا مي دهد

البته در تعریف ارزش قصد طولانی کردن کلام ندارم اما به این بسنده می کنم که به زعم اینجانب اگر ناهنجاری یا بی ارزشی هایی در جامعه گذشته و امروزه ما بوجود امده نمی توان گفت که آن ارزش جدید است و ارزش های جامعه ما تغییر یافته است، ارزش جامعه ایرانی ما به واسطه فرهنگی غنی گذشته و دین مبین اسلام دارای معیارهایی بالاتر از ارزش های حتی کشورهای دیگر است،‌اما مشکل جامعه ی ما عدم وجود ساختار سازی و بستر مناسب برای درک و فهم و تثبیت ان است که الان شاهد تهاجمی هستیم که ارزش های ما را دچار تغییرات بنیادی می کند(در واقع بی ارزشی هایی را حکم فرما می کند) که متاسفانه اکنون به صورت تدریجی در عرف ما هم جای می گیرد......

خب، به نظرم این جمله صحیح می باشد

afshan;513930 نوشت:
زندگی خانوادگی که اساس جامعه را تشکیل می دهد، مانند دیگر سنتها مورد هجوم واقع شده و از آنجا که بهترین و با ارزش ترین و موثرترین

ظرفیتهای فکری و فرهنگی در خانواده ساخته می شود و بر عمق هنجارهای اجتماعی و پویایی اعضای آن تأثیر می گذارد،

چرا که در هم در اموزه های دینی و هم در فرهنگی ایرانی خانوده مهمترین رکن در رشد و تبیین تک تک افراد جامعه می باشد و اینکه با ارزش ترین و موثرترین ظرفیت های فکری و فرهنگی در بستر خانوده شکل می گیرد بحثی نیست اما..... مهمترین دلیل برای تهاجمی که بر ما وارد می شود بر خانواده می باشد همین بس که دشمن ما که آگاه تر از ما در نقاط قوت و ضعف ماست به این موضوع کاملا واقف است و بیشترین همجمه امروزی بر خانوده وارد می شود.....

اما ....
(صحبت در این موارد نیازمند توضیح و تفصیل زیاد است اما من سریع به اصل موضوع اشاره می کنم)

afshan;513930 نوشت:
، لذا موضوع چند همسری ضرورت دارد و از مسایلی است که همزاد و همراه خانواده

در بستر تاریخ مطرح بوده و غالباً بعنوان یک نا هنجاری خانواده را تهدید نموده.

به نظرم من موضوع چند همسری مانند موضوع بالارفتن سن دختر و پسر در ازدواج،‌عدم مهارت آموزشی جوانان (دختر و پسر ) در سنین کودکی و وابستگی بیش از حد به خانواده، فرزند اوری کم = زندگی بهتر و ....می باشد. به نظرم سیاستگذاری اشتباه در این زمینه موجب ایجاد ان به عنوان یک ناهنجاری شده است...

چرادر جامعه امروزی گناهانی از قبیل داشتن دوست غیر همجنس بسیار قابل پذیرش است اما یک مساله شرعی که در جایگاه خود و موقعیت مناسب یک راه حل خوب است اینچنین به این ناهنجاری تبدیل شده است؟!!!!!!

همین مساله را می توان در بسیاز از مسائل دیگر جستجو نمود.... مثلا امروزه رانت و اختلاص و زمین خواری و ... انچنان در ذهن افراد جامعه ناپسند نیست با اینکه اثرات نامطلوبی بر خودشان می گذارد حتی در قوانین ما هم این موضوعات به اندازه کشورهای دیگر ناپسند به حساب نمی آید .. امروزه به کسی که صیغه داشته باشد به چشم یک متهم خیانت کار نگاه می کنند اما به کسی که دارای دوست غیرهمجنس است به چشم یک انسان عادی که هیچ گناهی مرتکب نمی شود نگاه می کنند،‌ بنابراین به نظر من اینکه این راه حل به شکل یک ناهنجاری درآمده است باید در سیاستهای کلان و اثرات آن بر جامعه نیم نگاهی بیندازیم....

به طور خلاصه می خواهم عرض کنم بی ارزشی هایی در جامعه کنونی ما رواج پیدا کرده که حتی بر بعضی راه حل های مفیدی که ممکن است یک خانواده نیازمند(به لحاظ عاطفی یا مالی و ..) موثر باشد، ناکارامد می کند و به قول دوستی اگر به این امر به چشم یک داروی تخصصی برای یک مورد خاص نگاه کنیم راه حل مفیدی است ..

این موضوع هم قابل توجه است که هر چیزی دارای آفت است که موضوع چند همسری هم افات خود را دارد و نمی توان به خاطر آفات آن این راه حل را نادیده بگیریم ....

در مورد بحث علاقه زوجین به یکدیگر در گذشته و حال هم بحث برای گفتن یزیاد است که صحبت کوتاه می کنم.....

سلام
در اینکه اقایون سو استفاده میکنند شکی نیست
اما در کل دیگه نمیشه اینو به جامعه الان ما برگردوند من مثال واقعی میزنم که تو محله ما اتفاق افتاده
یه اقا ازدواج مجدد کردند که حدودا 30 سال از زندگی مشترکشون میگذره ایشون دختر جوان و... هم نگرفتند با یه خانم بیوه با دوتا بچه که حالا اون خانم زیبایی هم نداشت معمولی بود.
قبلش مرد محترمی بودند اما الان با وجود گذشت چندسال وقتی به محله میاند حتی مردها هم بزور جواب سلامشو میدن و فقط زن ها نیستند بهش بگن خائن مردها هم میگن ادم نبوده که با این همه زحمتی که خانمش کشیده رفته سرش هوو اورده این دید فقط مردای جوان نیست حتی سن بالا ها هم اینو میگند.
شاید تو فرهنگ عرب رواج داشته باشه اما تو ایران کاملا تقبیح شده و زشته
نمیگیم حلال خدا حرامه(قابل توجه بعضیا که هی اینو میگن) طلاق هم حلاله اما از منفور ترین حلال ها است اینم مثل اونه تو جامع ما
الان تفاوتی بین تعداد خانم ها و اقایون نیست فقط به خاطر دید بعضی سنتی ها و بسته جامعه نمیتونن همو بشناسن وگرنه خیلی راحت میشه ازدواج کرد
اینکه میگید صدا و سیما کاری در جهت فرهنگ سازی این کار نکرده برای اینه که همین مسلمون ها هم دست از دین نشورن برن سراغ دین دیگه به هرحال مرتد جرمه و... اما نصف مملکتو که نمیتونن بکشن یا زندانی کنند.
بنای زندگی هم عشق و علاقه است مرد وقتی این حقو به خودش میده نفر سومی به یه رابطه عاطفی و احساسی اضافه کنه باید منتظر اینم باشه زنش یه نفر چهارم به این رابطه اضافه کنه حالا نگید نه و نمیکنند و ... جامعه ای هست که همه توش زندگی میکنیم از هر 10تا رد که خیانت میکنند 5زن هم انتقام میگیرن و اینکارو میکنند.
چون وقتی قبح زشتی اینکار از طرف مرد بریزه از طرف زن هم میریزه و تو این زمانه هم که دیگه...

با سلام
ممنون از استاد پاسخگو بخاطر پاسخ منطقی و به دور از افراط و تفریط :Gol:
ولی برای من سوالی پیش اومده.اینکه مرد جواز 4 همسر را با شرایط خاص و عدالت دارد.این 4 تا شامل هم زنان عقد دائم و عقد موقت می شود یا نه تنها شامل عقد دائم؟
در صورتی که تنها عقد دائم باشد نمیتوانیم بگوییم اسلام چند همسری را محدود و کنترل کرده چون فرد می تواند ده ها همسر با عقد موقت داشته باشد بدون اینکه دردسرها و بسیاری از مسئولیت های همسر با عقد دائم را داشته باشد.
خواهش میکنم این موضوع را برام بیشتر توضیح بدین.

هدی;518649 نوشت:
با سلام و عرض ادب

شايد علتش اين است كه با اين مساله نه با ديدگاه قرآني صحيحش مواجه مي شويم ونه برخورد منطقي درستي - حداقل به عنوان يك مساله اجتماعي - داريم و لذا برخي قانون همه و برخي قانون هيچ را در مورد تعدد زوجات روا مي دانند .
در واقع سه ديدگاه در خصوص تعدد زوجات مي شود متصور شد :
1- آنرا مطلقا ممنوع بدانيم
2- آنرا مطلقا مجاز برشمريم
3- آنرا بشكل مشروط بپذيريم يعني در شرايط خاص ، آنرا مجاز بدانيم
از ميان اين سه ديدگاه ، ديدگاه اول تفريط گرايانه و ديدگاه دوم افراط آميز است و هیچ كدام با فطرت اصيل بشر- که از افراط و تفریط گریزان است - نمی سازد. از این رو اسلام که دین اعتدال به شمار می آید تعدد زوجات را بنا بر مصالحی پذیرفته و برای آن نیز شروطی قرار داده است. در واقع اسلام، تعدد زوجات از اختراعات اسلام نيست بلکه اسلام به شكلي منطقي براي عامل به آن و براي انجام آن ، شروط و قيودي معين نموده است .
ادامه ...

[=&amp] [/][=&amp]یا اسلام با خودش تناقض داره یا کارشناسای سایت با هم[/][=&amp] ....!!!!
[/][=&amp]همکارتون گفتن مستحب است کلی هم تاکیید شده بهش[/][=&amp]...!!!!
[/][=&amp]این تاپیک[/][=&amp]:
http://www.askdin.com/thread36450.html#post478536
[/][=&amp]اقایون محترم میتونن حرم سرا درست کنن و ثواب اخروی هم میبرن تازه[/][=&amp]!!!![/]

[="Indigo"]

zarif razavi;519853 نوشت:
ولی برای من سوالی پیش اومده.اینکه مرد جواز 4 همسر را با شرایط خاص و عدالت دارد.این 4 تا شامل هم زنان عقد دائم و عقد موقت می شود یا نه تنها شامل عقد دائم؟

از انجایی که عدالت فقط توی نفقه است و حق هم خوابی و زن در عقد موقت هیچ کدوم از این حقوق رو نداره دیگه چه عدالتی!!؟!؟[/]

mona690;519860 نوشت:
اقایون محترم میتونن حرم سرا درست کنن و ثواب اخروی هم میبرن تازه!!!!

چرا که نه
و شاهان قاجار که هر کدام حرمسرا داشتند
وه که چه ثوابی بردند !!!!!!!!!!!!!!!

اصلا انگار مرد افریده شده فقط برای ارضای جنسی
و هیچ چیز دیگه مهم نیست
مهم ارضای شهوت مردان است

mona690;519862 نوشت:

از انجایی که عدالت فقط توی نفقه است و حق هم خوابی و زن در عقد موقت هیچ کدوم از این حقوق رو نداره دیگه چه عدالتی!!؟!؟

متوجه منظور سوال من نشدید.من اصلا شرایط عدالت یا نفقه و... برام الان مد نظر نیست.بلکه قسمت دوم فعلا برام سواله که 4تا شامل عقد موقت هم می شود یا تنها عقد دائم است.

سلام علیکم و رحمه الله

اولا خداوند حلال و حرام را برای حفظ اعتدال مطرح فرمود و اهل اسراف تابعین شیطان اند .

و بعد اینکه مگر زن ها و مردهای خارج از دین و شریعت حرمسراهای مخفی شان که بدون هیچ حق و حقوقی برای طرفین است مگر کسی میتواند بگوید که قابل قبول است ؟

و نهایتا اینکه
جواز چند همسری در مردان و ثواب آن بخاطر خوشگلی مردان صادر نشده :

تعداد پسران در بدو تولد بیش از دختران است

مدیر کل فناوری، اطلاعات و آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور در روزهای میانی هفته در خصوص آمار تولد دختران نسبت به پسران گفت: در حال حاضر شاخص نسبت جنسی در بدو تولد در کشور به ازای هر 100 دختر بین 105 تا 106 پسر است و در دنیا نیز این شاخص بین 104 تا 107 متغیر است و بر همین اساس در کشورمان در بدو تولد تعداد پسران بیش از دختران است.
علی اکبر محزون تاکید کرد: هرچه سن افراد بالاتر می رود هرم سنی متقارن می شود به طوری که در سال های بعد تعداد زنان و مردان برابری می کند اما با توجه به اینکه ریسک مرگ و میر در سنین بالا در مردان بیشتر است بر همین اساس در سن بالاتر از 50 تا 60 سال تفاوت های جنسیتی در بحث مرگ و میر به نوعی دیگر خود را نشان می دهد به طوری که مردان در این سن تعدادشان کمتر از زنان می شود و از حالت برابری خارج می شود.

وی در مورد تعداد مردان ازدواج نکرده نیز گفت: همچنین 3 میلیون و 256 هزار نفر در گروه سنی مردان 20 تا 24 سال ، یک میلیون و 753 هزار نفر در گروه سنی مردان 25 تا 29 سال و 557 هزار نفر نیز در گروه سنی مردان 30 تا 24 سال ازدواج نکرده هستند که در مجموع تعداد آنها 5 میلیون و 570 هزار نفر می شود. / پایان نقل

تفاوت تعداد زن و مرد در جامعه در زمان بروز جنگ و وضعیت بد اقتصادی بسیار فاحش میشود و زنان بی سرپرست برای تامین معاش باید دست بکار شوند

خب در این شزایط اگر سوء استفاده ای بخواهد از زنان انجام شود زمینه مهیاست.

عزیز برادر تحقیق کنید . تعصب و هوای نفس را یک دقیقه خاموش نمائید.

یاحق

zarif razavi;519875 نوشت:
متوجه منظور سوال من نشدید.من اصلا شرایط عدالت یا نفقه و... برام الان مد نظر نیست.بلکه قسمت دوم فعلا برام سواله که 4تا شامل عقد موقت هم می شود یا تنها عقد دائم است.

سلام علیکم برادرم،
فقط شامل همسران دائم می‌شود و محدودیت معینی برای تعداد همسران موقت یک مرد نیست ...

فاتح;519886 نوشت:
اولا خداوند حلال و حرام را برای حفظ اعتدال مطرح فرمود و اهل اسراف تابعین شیطان اند .

سلام علیکم،
به طور خاص در مورد چندهمسری روایت وارد شده که در همه چیز اسراف است مگر در گرفتن همسر ...

[SPOILER]خواهران عزیز، اگر این حکم برایتان اینقدر سنگین است توصیه‌ی خاضعانه‌ی حقیر به شما این هست که با مردی ازدواج کنید که همفکر شما باشد و با شما از نظر ایمانی و ایدئولوژی کفویت داشته باشد و کلا از فکر کردن به این احکام هم کنار بکشید؛ ولی همینقدر که می‌دانید حکمی در این زمینه وجود دارد شایسته این است که از مخالفت کردن با آن یا طعنه زدن در مورد آن و ... بخاطر ترس از عقوبت خداوند کوتاه بیایید. خداوند خود می‌داند که مردان را شهوت‌ران آفریده یا خیر، یا اینکه هدفش از خلقت مردان ارضای شهوت آنان بوده است یا خیر، خانم‌ها بهتر است زیاد خود را درگیر اهداف آفرینش خدا نکنند تا خودشان هم آرامش بیشتری داشته باشند ... در قرآن هم آمده که سؤالی که از شنیدن پاسخ آن می‌دانید ناراحت خواهید شد را نپرسید، شما هم وارد بحثی که در آن آرامش خود را از دست خواهید داد نشوید، لطفاً :Gol:[/SPOILER]

owari;519943 نوشت:
در همه چیز اسراف است مگر در گرفتن همسر ...

سلام علیکم و رحمه الله

هرچند عرض بنده شاید اینطور هم برداشت شود ولی منظور بنده این بود که حلال و حرام خداوند مشخص است و آنچه که خارج شرع صورت میگیرد اسراف است.

اما در مورد اینکه فرمودید در همه چیز اسراف است مگر در گرفتن همسر

بنده آیه ای که گرفتن همسر را برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم محدود کرده می آورم شما نظرتان را بفرمائید که ایا در این حکم منع از اسراف مشاهده میشود یا خیر

لَا يحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيءٍ رَقِيبًا(الأحزاب/52)

بعد از اين ديگر زني بر تو حلال نيست، و نمي‌تواني همسرانت را به همسران ديگري مبدل کني [= بعضي را طلاق دهي و همسر ديگري به جاي او برگزيني‌] هر چند جمال آنها مورد توجه تو واقع شود، مگر آنچه که بصورت کنيز در ملک تو درآيد! و خداوند ناظر و مراقب هر چيز است (و با اين حکم فشار قبايل عرب را در اختيار همسر از آنان، از تو برداشتيم).

یاحق

فاتح;519950 نوشت:
سلام علیکم و رحمه الله

هرچند عرض بنده شاید اینطور هم برداشت شود ولی منظور بنده این بود که حلال و حرام خداوند مشخص است و آنچه که خارج شرع صورت میگیرد اسراف است.

اما در مورد اینکه فرمودید در همه چیز اسراف است مگر در گرفتن همسر

بنده آیه ای که گرفتن همسر را برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم محدود کرده می آورم شما نظرتان را بفرمائید که ایا در این حکم منع از اسراف مشاهده میشود یا خیر

لَا يحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيءٍ رَقِيبًا(الأحزاب/52)

بعد از اين ديگر زني بر تو حلال نيست، و نمي‌تواني همسرانت را به همسران ديگري مبدل کني [= بعضي را طلاق دهي و همسر ديگري به جاي او برگزيني‌] هر چند جمال آنها مورد توجه تو واقع شود، مگر آنچه که بصورت کنيز در ملک تو درآيد! و خداوند ناظر و مراقب هر چيز است (و با اين حکم فشار قبايل عرب را در اختيار همسر از آنان، از تو برداشتيم).

یاحق

سلام علیکم برادر،
خیر پیامبر خدا هیچ محدودیتی برای ازدواج نداشتند و این سؤال را از معصوم علیه‌السلام کردند و ایشان برآشفتند که آیا خداوند از زمانی به بعد نعمتی را بر پیامبرش حرام کرده که برای دیگران حلال بوده است؟ (توجه کنید که در جای دیگر خدا فرموده بر یهود بخاطر گناه‌هایی که کردند نعماتی را حرام کرد که حضرت عیسی علیه‌السلام آن تحریم‌ها را برداشتند) آن روایت توضیح داده است که در آیه‌ی قبلی خداوند کسانی را که پیامبر خدا اجازه داشتند با آنها ازدواج کنند معرفی کرده است و در این آیه فرموده است از بعد از این افراد دیگر بقیه بر تو حرام هستند، یعنی «من بعد» در این آیه قید زمانی نیست و قید است برای حلال‌هایی که در آیه‌ی قبل معرفی شده است.

متن حدیثی در این مورد:
البرهان في تفسير القرآن، ج‏4، ص: 479
محمد بن يعقوب: عن علي بن إبراهيم، عن أبيه، و محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد، جميعا، عن ابن أبي عمير، عن حماد، عن الحلبي، عن أبي عبد الله (عليه السلام)، قال: سألته عن قول الله عز و جل: يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنا لَكَ أَزْواجَكَ قلت: كم أحل له من النساء؟ قال: «ما شاء من شي‏ء».
قلت: قوله: لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ وَ لا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْواجٍ، فقال: «لرسول الله (صلى الله عليه و آله) أن ينكح ما شاء من بنات عمه، و بنات عماته، و بنات خاله، و بنات خالاته، و أزواجه اللاتي هاجرن معه، و أحل له أن ينكح من عرض المؤمنين بغير مهر، و هي الهبة، و لا تحل الهبة إلا لرسول الله (صلى الله عليه و آله)، فأما لغير رسول الله (صلى الله عليه و آله) فلا يصلح نكاح إلا بمهر، و ذلك معنى قوله تعالى: وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ».
قلت: أ رأيت قوله تعالى: تُرْجِي مَنْ تَشاءُ مِنْهُنَّ وَ تُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ تَشاءُ؟ قال: «من آوى فقد نكح، و من أرجى فلم ينكح».
قلت: قوله: لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ؟ قال: «إنما عنى به النساء اللاتي حرم عليه في هذه الآية:
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ «1» إلى آخر الآية، و لو كان الأمر كما يقولون، كان قد أحل لكم ما لم يحل له، إن أحدكم يستبدل كلما أراد، و لكن ليس الأمر كما يقولون، إن الله عز و جل أحل لنبيه (صلى الله عليه و آله) ما أراد من النساء، إلا ما حرم عليه في هذه الآية التي في النساء».

یا علی

owari;519943 نوشت:
سلام علیکم برادرم،
فقط شامل همسران دائم می‌شود و محدودیت معینی برای تعداد همسران موقت یک مرد نیست ...

سلام

پس طبق گفته شما تشکیل حرمسرا نه تنها در اسلام بد نیست که توصیه شده است

مثلا پس بر تشکیل حرمسراهای شاهان قاجار هم ایراد وارد است یا خیر ؟

owari;519943 نوشت:
به طور خاص در مورد چندهمسری روایت وارد شده که در همه چیز اسراف است مگر در گرفتن همسر ...

اولا این حدیث را بررسی سندی کنید تا میزان صحت ان مشخص شود ؟

ثانیا در خود حدیث ایراد و اشکال زیاد وارد است

مثلا گفته در همه چیز اسراف است
یعنی در نوع دوستی و محبت و صدقه و عبادت و ... در همه اینها اسراف وجود دارد

ولی در اینکه یک مرد بی نهایت همسر بگیرد اسراف نیست یعنی

مثلا یک مرد می تواند هزار صیغه بگیرد و هرشب با صد زن هم نزدیکی کند و اسرافی در این کار طبق این حدیث نیست

بزرگوار شما تمام تلاشتون رو دارید می کنید در این سایت که مرد رو در حد یک موجود شهوت پرست پایین بیارید
که فقط افریده شده برای ارضای جنسی و شهوت رانی
و زن هم در این راه بسان یک برده و حیوان باید در خدمت ارضای مرد باشد

دل ارام;519956 نوشت:

اولا این حدیث را بررسی سندی کنید تا میزان صحت ان مشخص شود ؟

ثانیا در خود حدیث ایراد و اشکال زیاد وارد است

مثلا گفته در همه چیز اسراف است
یعنی در نوع دوستی و محبت و صدقه و عبادت و ... در همه اینها اسراف وجود دارد

ولی در اینکه یک مرد بی نهایت همسر بگیرد اسراف نیست یعنی

مثلا یک مرد می تواند هزار صیغه بگیرد و هرشب با صد زن هم نزدیکی کند و اسرافی در این کار طبق این حدیث نیست

سلام علیکم خوهر بزرگوار،
حداقل یکی از احادیثی که به این موضوع دلالت دارد این حدیث است:

البرهان في تفسير القرآن، ج‏2، ص: 19
العياشي: عن يونس بن عبد الرحمن، عمن أخبره، عن أبي عبد الله (عليه السلام)، قال: «في كل شي‏ء إسراف إلا في النساء، قال الله: فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ، و قال: و أحل الله ما ملكت أيمانكم».

حالا اینکه منظور از اسراف بودن یا نبودن در گرفتن همسر چگونه است را حقیر علمش را ندارم، اگرچه مانند شما حدس‌هایی اولیه می‌توانم بزنم و اگر فضای بحث ملتهب نشود می‌شود رویش بحث کرد تا همگی بهتر متوجهش شویم، با راهنمایی کارشناسان محترم البته اگر عمری باقی باشه.

البته شما هم می‌دانید که حقیر علم رجال ندارم و بهتر است درباره‌ی سندیت حدیث از کارشناسان پرسید.

دل ارام;519956 نوشت:

بزرگوار شما تمام تلاشتون رو دارید می کنید در این سایت که مرد رو در حد یک موجود شهوت پرست پایین بیارید
که فقط افریده شده برای ارضای جنسی و شهوت رانی
و زن هم در این راه بسان یک برده و حیوان باید در خدمت ارضای مرد باشد

خدا حقیر را ببخشد اگر چنین قصدی داشته باشم، ولی بدانید که ندارم ان شاء الله. آفریده‌ی خداوند اگر هیچ چیز نداشت مگر اینکه این همه تدبیر در آن انجام شده بود به تنهایی زیبا بود. این در مورد حقیرترین آفریده‌ی خدا هم درست است تا چه رسد به زن و مرد از صنف انسان که اشرف مخلوقات خداست، لااقل می‌تواند باشد ...

یا علی

owari;519960 نوشت:
البته شما هم می‌دانید که حقیر علم رجال ندارم و بهتر است درباره‌ی سندیت حدیث از کارشناسان پرسید.
یا علی

سلام

اولا اینکه بر صحت حدیث مطمئن نیستید و محتوای ان هم غیر عقلانی است
کاربرد ان و بیان ان عقوبت و گناه اخروی داردزیرا خدشه به دین اسلام وارد می کند

چرا چیزی را می گویید که بر صحت ان اطمینان ندارید ؟
نقل به مضمنون از قران یا شاید شبیه به این مطلب

در ثانی محتوای ان به قدری غیر عقلانی است که هر مرغ پخته ای را بخنده می اندازد

و ظاهر ان هم تشویق و ترغیب به شهوت رانی

من منتظرم صحت سندی این روایت بررسی شود

و غیر عقلانی بودن ان هم که با مثالی که زدم مشخص است

در قرآن ذکر سه نفر آمده که از دستور خدا سرباز زدند وقتی پذیرش آن برایشان سنگین آمد، رها کردند و رفتند تا اینکه زمین خدا برایشان تنگ شد و متوجه شدند که از خداوند جز به خداوند پناه نمی‌شود برد.
وَعَلَى الثَّلَاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّىٰ إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْ‌ضُ بِمَا رَ‌حُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّوا أَن لَّا مَلْجَأَ مِنَ اللَّـهِ إِلَّا إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا ۚ إِنَّ اللَّـهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّ‌حِيمُ [التوبة، ۱۱۸]
و بر آن سه تن که بازماندند تا آنکه تنگ شد بر ایشان زمین با فراخیش و تنگ آمد بر ایشان جانهای ایشان و دانستند که نیست پناهگاهی از خدا جز بسوی او پس توبه کرد بر ایشان تا توبه کنند همانا خدا است توبه‌پذیرنده مهربان‌
خانم‌ها هم درک می‌کنم که پذیرش این بحث‌ها برایشان سنگین باشد و یا ناراحتی بر ایشان غلبه کند بخاطر همین توصیه کردم که شاید بهتر باشد فعلاً از کنار این احکام بگذرید، به هر حال تمام اسلام که فقط همین یک مسأله نیست، این حکم هم نه در میان آقایان و نه خانم‌ها فعلاً خواهان زیادی ندارد که اگر داشت شاید شما هم راحت‌تر می‌توانستید با آن کنار بیایید چون مقبولیت عام در نگرش انسان‌ها به یک حکم تأثیر دارد. اما حالا که فعلا حکمی نیست که کاربرد هرروزه داشته باشد و حتی در رساله‌ی عملیه هم نیامده دیگر این همه بحث و ناراحتی در این سایت را نمی‌دانم برای چیست؟
اگر هم می‌خواهیم دور هم دین خداوند را بهتر متوجه شویم و هرچه که بود تسلیم امر خدا باشیم می‌شود این بحث‌ها را کرد ولی به شرط آنکه کسانی که تحمل این مطالب را ندارند و میدانند که اگر حکم خداوند به چیز دیگری باشد که خوشایند ایشان نیست دلخور خواهند شد و ... خودشان لطف کنند از کنار این تاپیک‌ها رد شوند تا نگرششان به خدا و دین خدا بد نشود ...
والا این توصیه‌ی برادرانه بود که همه ایمانشان همانطور که هست بماند و قوی‌تر شود نه ضعیف‌تر، مگرنه حقیر همانطور که در امضایم هم نوشتم نه سواد خاصی دارم و نه در جایگاهی هستم که به کسی توصیه‌ای کنم، خودتان هرچه صلاح خودتان دانستید. علوم غریبه هم موجود است ولی به ما گفته‌اند تا ظرفیتش را نداشتید سمتشان نروید ...
یا علی

جالبه برام انقدر اسلام به رفع نیاز جنسی مرد اهمیت داده وحق مسلم مرد میدونه که به هر طریقی با مجوز شرع شهوت رانی کنه چه طور ازین حقوق های با مجوز شرعی به زنان نداده که نیازهای جنسیشون رو برطرف کنن و یه عقل دوم و سومی برای زن تعیین کرده که زمان رفع نیاز جنسیش حواسشون بهش باشه که یه دف این عقل ناقص به خطا نره ! چرا ؟ چون زن ارزش داره ! این ارزش هست که اسلام زن رو برده جنسی حساب کنه ؟! آیا زن هم به همین آسودگی خاطر می تونه با هر کسی که دلش خواست در هر سن و سالی مردی رو صیغه کنه ؟! یا ارزشمندی زیاد زن! در اسلام مانع رفع نیازهای انسانیش میشه ؟

این نوع ارزش گذاری ها برای اینه که زن بتونه تحت تسلط مرد باشه و به اسم عقوبت و گناه یا به اسم زیر پا گذاشتن قانون خدا زیر سلطه مرد باشه و نیاز جنسی مردش رو برطرف کنه اگر واقعا انسان بودن زن برای اسلام اهمیت داشت برای حقوق جنسی زن هم قانونی رو وضع میکرد نه اینکه زمانی که نیاز هست زن هم مانند مرد نیازهای غریزیش رو برطرف کنه اجازه یک مرد رو شرط کنه! یا شهوت یک مرد رو بر احساس و نیاز و خواست یه زن ارجح بدونه ..

دل ارام;519964 نوشت:
سلام

اولا اینکه بر صحت حدیث مطمئن نیستید و محتوای ان هم غیر عقلانی است
کاربرد ان و بیان ان عقوبت و گناه اخروی داردزیرا خدشه به دین اسلام وارد می کند

چرا چیزی را می گویید که بر صحت ان اطمینان ندارید ؟
نقل به مضمنون از قران یا شاید شبیه به این مطلب

در ثانی محتوای ان به قدری غیر عقلانی است که هر مرغ پخته ای را بخنده می اندازد

و ظاهر ان هم تشویق و ترغیب به شهوت رانی

من منتظرم صحت سندی این روایت بررسی شود

و غیر عقلانی بودن ان هم که با مثالی که زدم مشخص است

خواهر عزیزم،
سلام علیکم،
البته حقیر اعتماد به نفس شما را ندارم که هر چیزی را که متوجه شدم بگویم عاقلانه است و هر چیزی را که متوجه نشدم بگویم غیرعقلانی است، قبلاً در تاپیک‌های دیگری هم بحثمان به اینجا کشیده بود که شما اصرار داشته باشید این حدیث غیرعقلانی است و با ذکر مثال سعی در اثباتش داشته باشید، حقیر هممطابق عقل ناقص خودم به نظرم آمد که دلایل شما چندان عقلانی نبودند، یعنی حقیر بین استدلال هوشمندانه و عقلانی تفاوت قائل هستم.
با این وجود کتابی که از آن حدیث را نقل کردم جزء بهترین تفاسیر روایی شیعه است که البته صاحبنظران فرموده‌اند که برخی احادیث آن سند خیلی قابل اعتنایی هم ندارد، با این وجود استفاده‌ای که حقیر از این کتاب شریف برده‌اند خیلی بالاتر از این حرفهاست. فهم قرآن با روایات اهل بیت علیهم‌السلام همان عمل به دستور حدیث ثقلین است. روی اینکه تمامی احادیث آن هم حتماً سند غیرقابل خدشه داشته باشند هم قسم نمی‌خورند، بله ممکن است این حدیث بخصوص جعلی باشد، ممکن هم هست نباشد، ولی کتابی که از آن نقل حدیث شده قابل اعتناست و به راحتی ظرف چند دقیقه مطالب بالای این کتاب را زیر سؤال نخواهم برد.

owari;519967 نوشت:
سلام علیکم خواهرم،
قصد جسارت نداشتم و نیتم خیرخواهی بود. در قرآن ذکر سه نفر آمده که از دستور خدا سرباز زدند وقتی پذیرش آن برایشان سنگین آمد، رها کردند و رفتند تا اینکه زمین خدا برایشان تنگ شد و متوجه شدند که از خداوند جز به خداوند پناه نمی‌شود برد.
وَعَلَى الثَّلَاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّىٰ إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْ‌ضُ بِمَا رَ‌حُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّوا أَن لَّا مَلْجَأَ مِنَ اللَّـهِ إِلَّا إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا ۚ إِنَّ اللَّـهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّ‌حِيمُ [التوبة، ۱۱۸]
و بر آن سه تن که بازماندند تا آنکه تنگ شد بر ایشان زمین با فراخیش و تنگ آمد بر ایشان جانهای ایشان و دانستند که نیست پناهگاهی از خدا جز بسوی او پس توبه کرد بر ایشان تا توبه کنند همانا خدا است توبه‌پذیرنده مهربان‌
خانم‌ها هم درک می‌کنم که پذیرش این بحث‌ها برایشان سنگین باشد و یا ناراحتی بر ایشان غلبه کند بخاطر همین توصیه کردم که شاید بهتر باشد فعلاً از کنار این احکام بگذرید، به هر حال تمام اسلام که فقط همین یک مسأله نیست، این حکم هم نه در میان آقایان و نه خانم‌ها فعلاً خواهان زیادی ندارد که اگر داشت شاید شما هم راحت‌تر می‌توانستید با آن کنار بیایید چون مقبولیت عام در نگرش انسان‌ها به یک حکم تأثیر دارد. اما حالا که فعلا حکمی نیست که کاربرد هرروزه داشته باشد و حتی در رساله‌ی عملیه هم نیامده دیگر این همه بحث و ناراحتی در این سایت را نمی‌دانم برای چیست؟
اگر هم می‌خواهیم دور هم دین خداوند را بهتر متوجه شویم و هرچه که بود تسلیم امر خدا باشیم می‌شود این بحث‌ها را کرد ولی به شرط آنکه کسانی که تحمل این مطالب را ندارند و میدانند که اگر حکم خداوند به چیز دیگری باشد که خوشایند ایشان نیست دلخور خواهند شد و ... خودشان لطف کنند از کنار این تاپیک‌ها رد شوند تا نگرششان به خدا و دین خدا بد نشود ...
والا این توصیه‌ی برادرانه بود که همه ایمانشان همانطور که هست بماند و قوی‌تر شود نه ضعیف‌تر، مگرنه حقیر همانطور که در امضایم هم نوشتم نه سواد خاصی دارم و نه در جایگاهی هستم که به کسی توصیه‌ای کنم، خودتان هرچه صلاح خودتان دانستید. علوم غریبه هم موجود است ولی به ما گفته‌اند تا ظرفیتش را نداشتید سمتشان نروید ...
یا علی

درود

یعنی از نظر اسلام کسی که تحمل پذیرش ناحقی و ظلم رو نداره باید نسبت به ناحقی یا تباه شدن ارزشش یا نادیده گرفته شدن شعورش سکوت کنه تا ناراحتی براش پیش نیاد ؟ یعنی به قول معرف هر جا دیدی بهت ظلم شد سکوت کن چون نتیجه ای نداره و باعث ناراحتی خودت میشه که پیگیری میکنی !

اسلام دین تسلیم شدن هست بدون چرا بدون اعتراض بدون سوال بدون نظر بدون تغییر موضع بدون برگشتن بدون تغییر ایده فقط تسلیم شدن! چرا باید تسلیم چنین دینی بشم ؟

_Member_;519971 نوشت:
جالبه برام انقدر اسلام به رفع نیاز جنسی مرد اهمیت داده وحق مسلم مرد میدونه که به هر طریقی با مجوز شرع شهوت رانی کنه چه طور ازین حقوق های با مجوز شرعی به زنان نداده که نیازهای جنسیشون رو برطرف کنن و یه عقل دوم و سومی برای زن تعیین کرده که زمان رفع نیاز جنسیش حواسشون بهش باشه که یه دف این عقل ناقص به خطا نره ! چرا ؟ چون زن ارزش داره ! این ارزش هست که اسلام زن رو برده جنسی حساب کنه ؟! آیا زن هم به همین آسودگی خاطر می تونه با هر کسی که دلش خواست در هر سن و سالی مردی رو صیغه کنه ؟! یا ارزشمندی زیاد زن! در اسلام مانع رفع نیازهای انسانیش میشه ؟

این نوع ارزش گذاری ها برای اینه که زن بتونه تحت تسلط مرد باشه و به اسم عقوبت و گناه یا به اسم زیر پا گذاشتن قانون خدا زیر سلطه مرد باشه و نیاز جنسی مردش رو برطرف کنه اگر واقعا انسان بودن زن برای اسلام اهمیت داشت برای حقوق جنسی زن هم قانونی رو وضع میکرد نه اینکه زمانی که نیاز هست زن هم مانند مرد نیازهای غریزیش رو برطرف کنه اجازه یک مرد رو شرط کنه! یا شهوت یک مرد رو بر احساس و نیاز و خواست یه زن ارجح بدونه ..

خواهر عزیزم،
خانم‌ها برده‌ی جنسی نیستند، این برداشت شما نتیجه‌ی مستقیم آن احادیث نیستند، ارضای جنسی اگرچه یکی از نیازهای اساس مرد باشد (از حق تمکین زن برای مرد در ازدواج هم معلوم است) اما این به معنای اینکه اسلام همه‌اش برای مردهاست تفکر درستی نیست و به جاهای بدتری هم خواهد انجامید اگر در آن تجدید نظر نشود. ارزش انسانی زن و مرد به یک اندازه است. مردهایی هستند که هیچ زنی به جایگاه و شرافت آنها نرسد و زنانی هم هستند که هیچ مردی از ما نتواند به جایگاه و شرافت ایشان برسد. تمام بحث سر یک نیاز سطح پایین است که اگر در جامعه کنترل نشود جامعه را به همان قهقرایی می‌برد که الأن در غرب قابل مشاهده است.
اینکه کسی که به حقوق به ظاهر بیشتر مردها (اگرچه این حق چندان هم حق متعالی‌ای نباشد، شهوت را حیوانات هم دارند و حقوق برخی حیوانات در این زمینه از مردها هم بیشتر است) اعتراض کند مانند این است که شخص مثلاً نابینایی اعتراض کند که چرا همه چشم دارند و من ندارم، در حالیکه آن کمبود اگر رویش صبر شود مطابق حدیث اجری را برایش به ارمغان خواهد آورد که آرزو کند ای کاش محرومیت‌هایش در دنیا بیشتر بوده است. به دنبال عدالت مطلق در این دنیا نباید بود ...
باز هم از جریحه‌دار کردن احساسات شما و خانم‌های دیگر عذرخواهی می‌کنم :Gol:
یا علی

_Member_;519974 نوشت:
درود

یعنی از نظر اسلام کسی که تحمل پذیرش ناحقی و ظلم رو نداره باید نسبت به ناحقی یا تباه شدن ارزشش یا نادیده گرفته شدن شعورش سکوت کنه تا ناراحتی براش پیش نیاد ؟ یعنی به قول معرف هر جا دیدی بهت ظلم شد سکوت کن چون نتیجه ای نداره و باعث ناراحتی خودت میشه که پیگیری میکنی !

اسلام دین تسلیم شدن هست بدون چرا بدون اعتراض بدون سوال بدون نظر بدون تغییر موضع بدون برگشتن بدون تغییر ایده فقط تسلیم شدن! چرا باید تسلیم چنین دینی بشم ؟

خواهر عزیزم،
اسلام دین تسلیم مقابل خداست نه مقابل ظالم، تمام حرف حقیر این بود که اگر خداوند حکمی را داده وقتی می‌دانیم خودش بی‌نیاز است، علیم و حکیم است و خیرخواه ماست، دیگر اگر تحمل شنیدن حکمش را نداریم بهتر است خود را کنار بکشیم تا با اعتراض به خدا در صف دشمنان دین خداوند درآییم. این مسأله فقط در مورد خداست و نه کسی مثل حقیر که مخالفت کردن با او چه بسا ثواب هم داشته باشد (در مقام بحث و نه از روی بی‌انصافی).
بحث هم که بخواهیم بکنیم در محیط ملتهب نمی‌شود بحث کرد. اعتراض به حقیر که بکنید خیلی هم خوب است ولی می‌دانید که حکم خداوند قابل اعتراض نیست و وارد این گود شدن خطرناک است.
اعتراض نکنید ولی اگر ظرفیت شنیدن حرفهای متفاوت را دارید و رویشان فکر می‌کنید خوب هم هست که در موردش چند و چون کنید ...
دین خداوند برهان عقلی دارد و به این دلیل باید تسلیمش شد ...

owari;519976 نوشت:
خواهر عزیزم،
خانم‌ها برده‌ی جنسی نیستند، این برداشت شما نتیجه‌ی مستقیم آن احادیث نیستند، ارضای جنسی اگرچه یکی از نیازهای اساس مرد باشد (از حق تمکین زن برای مرد در ازدواج هم معلوم است) اما این به معنای اینکه اسلام همه‌اش برای مردهاست تفکر درستی نیست و به جاهای بدتری هم خواهد انجامید اگر در آن تجدید نظر نشود. ارزش انسانی زن و مرد به یک اندازه است. مردهایی هستند که هیچ زنی به جایگاه و شرافت آنها نرسد و زنانی هم هستند که هیچ مردی از ما نتواند به جایگاه و شرافت ایشان برسد. تمام بحث سر یک نیاز سطح پایین است که اگر در جامعه کنترل نشود جامعه را به همان قهقرایی می‌برد که الأن در غرب قابل مشاهده است.
اینکه کسی که به حقوق به ظاهر بیشتر مردها (اگرچه این حق چندان هم حق متعالی‌ای نباشد، شهوت را حیوانات هم دارند و حقوق برخی حیوانات در این زمینه از مردها هم بیشتر است) اعتراض کند مانند این است که شخص مثلاً نابینایی اعتراض کند که چرا همه چشم دارند و من ندارم، در حالیکه آن کمبود اگر رویش صبر شود مطابق حدیث اجری را برایش به ارمغان خواهد آورد که آرزو کند ای کاش محرومیت‌هایش در دنیا بیشتر بوده است. به دنبال عدالت مطلق در این دنیا نباید بود ...
باز هم از جریحه‌دار کردن احساسات شما و خانم‌های دیگر عذرخواهی می‌کنم :Gol:
یا علی

نه اصلا موضوع شخص شما نیستین خواهش میکنم من این طرز فکر رو مخاطب قرار میدم نه شخص شما یا نظر شخصی شما رو :Gol:

توصیف میشه زن انسان هست و ارزش های انسانی برابر با مرد داره زن و نتیجه میگیرم پس زن هم مانند مرد انسان هست ولی در ادامه تغییر موضع داده میشه که چرا زن از انسان بودنش سوال میپرسه ؟ چرا میگوید اگر مرد انسان هست من هم انسان هستم ! زن اگر انسان به حساب نمی آید مصلحت و حکمت خداست و برای این محاسبات اجر در نظر گرفته شده ..

بارها بارها اسلام به همین نکته بالیده که حقوق انسانی زن رو در نظر گرفته و بهش ارزش داده ولی در عمل پاسخ این هست که باید درمقابل محرومیت هایی که برات در نظر گرفته شده یا حقوق انسانی که خواهانش هستی سکوت کنی .. تو از عقل کامل محرومی تو از حقوق انسانی محرومی تو آفریده شدی برای مرد و باید برای در امان ماندن از عقوبت الهی فقط سکوت کنی و از عقل کامل مرد وشهوتش تبعیت کنی ..

_Member_;519980 نوشت:
نه اصلا موضوع شخص شما نیستین خواهش میکنم من این طرز فکر رو مخاطب قرار میدم نه شخص شما یا نظر شخصی شما رو :Gol:

توصیف میشه زن انسان هست و ارزش های انسانی برابر با مرد داره زن و نتیجه میگیرم پس زن هم مانند مرد انسان هست ولی در ادامه تغییر موضع داده میشه که چرا زن از انسان بودنش سوال میپرسه ؟ چرا میگوید اگر مرد انسان هست من هم انسان هستم ! زن اگر انسان به حساب نمی آید مصلحت و حکمت خداست و برای این محاسبات اجر در نظر گرفته شده ..

بارها بارها اسلام به همین نکته بالیده که حقوق انسانی زن رو در نظر گرفته و بهش ارزش داده ولی در عمل پاسخ این هست که باید درمقابل محرومیت هایی که برات در نظر گرفته شده یا حقوق انسانی که خواهانش هستی سکوت کنی .. تو از عقل کامل محرومی تو از حقوق انسانی محرومی تو آفریده شدی برای مرد و باید برای در امان ماندن از عقوبت الهی فقط سکوت کنی و از عقل کامل مرد وشهوتش تبعیت کنی ..

سلام علیکم،
نکته‌ی زیبایی که در خلقت خداست تفاوت‌های دنیایی است که همه اعتباری هستند و نه ذاتی! در میان حیوانات چندین مدل ازدواج داریم:
۱. حیواناتی که هر سال مجدد جفت‌یابی می‌کنند
۲. حیواناتی که یک بار ازدواج می‌کنند و چندین سال با همان یک جفت خود هستند
۳. حیواناتی که حتی تک‌جنسی هستند و حیواناتی هم مانند سگ و خوک که کمی متفاوت هستند ...
اینها همه جزء خلقت‌های خداست و قرار نیست همه یکطور باشند. در انسان هم آن ازدواج دائمی هست و هم آن ازدواج موقت موردی، یعنی این با خلقتش سازگاری داشته است. یک سری تفاوت در نوع و گونه و در نتیجه در بالطبع سبک زندگی است، یک سری تفاوت اعتبارش به دنیاست مثل احکام بین والدین و فرزندان، اینکه مثلاً دختر باید از پدرش اجازه‌ی ازدواج بگیرد ولی پدر لازم نیست از دخترش اجازه بگیرد و ...، برخی از تفاوت‌ها هم بین احکام زن و مرد است، برخی تفاوت‌ها هم باز دنیایی است و مثلاً بین پولدار و فقیر، بینا و نابینا، سفیدپوست و سیاه‌پوست و ... است. این تفاوت‌ها در راستای تعاملی که آنها با هم دارند می‌باشد و ذاتی نیستند.
شناختن این تفاوت‌ها جالب است و آزاردهنده نیست، به معنی برتری ذاتی هم نیست، همانطور که والدین رسول خدا افضل از رسول خدا نبودند، همانطور که فرعون افضل از آسیه نبود، همانطور هم فضیلت شوهر بر همسرش اعتبار دنیایی دارد و نه ذاتی. جای دیگر هم به یکی از خانم‌ها گفتم شاید قسمت اولش را خواندند دیگر قسمت دومش را دقت نکردند، اما شما هر دو قسمت این گزاره را بخوانید. در روایتی آمده که خدا آدم را از زمین آفرید و حوا را از آدم، پس به طور طبیعی مرد باید به خاک خدمت کند (در آبادانی آن بکوشد) و زن به مرد. اما همانطور که خاک پست بر آدم خلیفة‌الله فضیلت ندارد مرد هم بر زن فضیلت ندارد، این خدمت کردن‌ها تعاملاتی است که بر اساس فضیلت نیستند، مرد باید کار یدی بکند و زن بیشتر با منبع محبت بودن سنخیت دارد برای همسرش و فرزندانش، مرد روزی‌آور شد و زن تربیت کننده‌ی بچه‌ها، ... حالا اینها حالت قاعده دارد و اسثناء بردار هم هست.
ببخشید اگر زبانم قاصر است، اگر مطلبی را بد رساندم بفرمایید که جمله‌بندی‌هایم را عوض کنم تا مطلب را بهتر برساند.

هو الناظر

owari;519960 نوشت:
البرهان في تفسير القرآن، ج‏2، ص: 19
العياشي: عن يونس بن عبد الرحمن، عمن أخبره، عن أبي عبد الله (عليه السلام)، قال: «في كل شي‏ء إسراف إلا في النساء، قال الله: فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ، و قال: و أحل الله ما ملكت أيمانكم».

واو.....

این حدیث سری اوله میبینم باید البته صحت و سقمش بررسی بشه.....................ولی بعضی مردهایی که اینقد پایبند به همچین احادیثی هستند ، معلوم نیست بی نهایت همسرانشون رو

چطور نگه می دارید :khaneh:...............الله اکبرررررررر از دست مردهای پایبند به احادیث خاص در مورد چند همسری

سلام علیکم و رحمه الله

اول اینکه خدمت خواهران گرامی عرض کنم که نه بنده و نه جناب owari پاسخگوی سایت نیستیم و نباید از نوشته های ما استدلال کنید و استناد کنید و نتیجه گیری نمائید . لذا خواهشمندم منتظر پاسخ استاد باشید.

اما بعد

بله فرمایش شما صحیح است برادر owari گرامی . یکی از گناهان یهود این بود که مستحبات را تبدیل به واجبات میکردند تا واجبات خدا را کم رنگ کنند و یا از یاد مردم ببرند و از طرفی اباحه حرام میکردند چنانکه عهد شکنی در کسب و گاها ربا را شیرینی کسب و کار نام گذاری کرده بودند

که ان شاء الله ما چنین قصدی نداریم . یعنی ما نمی خواهیم حلالی را حرام و یا مستحبی را واجب کنیم

owari;519953 نوشت:
البرهان في تفسير القرآن، ج‏4، ص: 479
محمد بن يعقوب: عن علي بن إبراهيم، عن أبيه، و محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد، جميعا، عن ابن أبي عمير، عن حماد، عن الحلبي، عن أبي عبد الله (عليه السلام)، قال: سألته عن قول الله عز و جل: يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنا لَكَ أَزْواجَكَ قلت: كم أحل له من النساء؟ قال: «ما شاء من شي‏ء».
قلت: قوله: لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ وَ لا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْواجٍ، فقال: «لرسول الله (صلى الله عليه و آله) أن ينكح ما شاء من بنات عمه، و بنات عماته، و بنات خاله، و بنات خالاته، و أزواجه اللاتي هاجرن معه، و أحل له أن ينكح من عرض المؤمنين بغير مهر، و هي الهبة، و لا تحل الهبة إلا لرسول الله (صلى الله عليه و آله)، فأما لغير رسول الله (صلى الله عليه و آله) فلا يصلح نكاح إلا بمهر، و ذلك معنى قوله تعالى: وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ».
قلت: أ رأيت قوله تعالى: تُرْجِي مَنْ تَشاءُ مِنْهُنَّ وَ تُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ تَشاءُ؟ قال: «من آوى فقد نكح، و من أرجى فلم ينكح».
قلت: قوله: لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ؟ قال: «إنما عنى به النساء اللاتي حرم عليه في هذه الآية:
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ «1» إلى آخر الآية، و لو كان الأمر كما يقولون، كان قد أحل لكم ما لم يحل له، إن أحدكم يستبدل كلما أراد، و لكن ليس الأمر كما يقولون، إن الله عز و جل أحل لنبيه (صلى الله عليه و آله) ما أراد من النساء، إلا ما حرم عليه في هذه الآية التي في النساء».

خب موضوع سوال این است که خداوند ازدواج را بر پیامبر محدود کرده بود حضرت فرمود خیر
در مورد آیه احزاب 52 پرسیدند که حضرت فرمود بعد از این آیه حلال بودن ازدواج پیامبر با دختران عمه و عمو و همچنین زنانی که مهرشان را هبه میکنند و این هبه اشان مختص رسول الله است نازل شداما برای غیر رسول خدا طالب مهریه بودند و بعد به آیه و ذلك معنى قوله تعالى: وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ اشاره فرمودند.

یعنی شان نزول آیات و سیاق آنها را بدین شکل فرمودند.

بعد در مورد رجوع زنان پرسیدند حضرت فرمودند آنها را هم اگر خواستند بمانند ازدواج بر آنها روا و اگر نخواستند پیامبر ازدواج مجدد نکنند.

بعد در مورد ابتدای آیه احزاب پرسیدند
لَا يحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ بعد از اين ديگر زني بر تو حلال نيست
حضرت فرمودند این در مورد مادران خود و دختران خود است ... قال: «إنما عنى به النساء اللاتي حرم عليه في هذه الآية:
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ

عزیز برادر اینطور که بنده از معنی این روایت دستگیرم شد ( یعنی اگر درست معنی کرده باشم ) این روایت در بخش انتهائی معنای درستی ندارد .

لایحل لک النساء من بعد اگر معنایش من بعد مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان بر شما حلال نیستند . ارتباطی با موضوع ندارد.

یاحق

اسماء;519997 نوشت:
هو الناظر

واو.....

این حدیث سری اوله میبینم باید البته صحت و سقمش بررسی بشه.....................ولی بعضی مردهایی که اینقد پایبند به همچین احادیثی هستند ، معلوم نیست بی نهایت همسرانشون رو

چطور نگه می دارید :khaneh:...............الله اکبرررررررر از دست مردهای پایبند به احادیث خاص در مورد چند همسری

نمیشه گفت چون این حدیث آورده شده پس همه طرفدار چند همسری هستند ؛ به هرحال نباید منکر دستور الهی بشیم ؛ متأسفانه ما دستورات رو برای خودمون

دسته بندی کردیم و هرکدوم به نفعمون نباشه مخالفش هستیم . نمی گم همه آقایون با نیت خیر دنبال زن دوم میرند ؛ شاید چنین افرادی خیلی کم و انگشت شمار باشند

یه مثال میزنم ؛ خیلی از خانم ها اعتقاد خیلی خوبی دارند ؛ نماز میخونند و روزه میگیرند قرآن خوندنشونم سر جاشه ؛ اما حجاب درستی نداره ؛ خب چه برداشتی میشه

کرد اینکه اون شخص کافر و بی دینه ؟ نمیشه این نظررو داد اما متأسفانه چون حجاب با ذائقه اش جور نیست اعتقادی به این قسمت دستور الهی نداره . حالا این سئوال رو

میکنم که خانمای با حجاب آیا شما کارشونو نفی میکنید یا نه ؟ دقیقا" در مورد چند همسری هم همینطوره چه خوشمون بیاد چه نیاد این دستور الهی است و باید پدیرفت .

اما...... اما چه بسا آقایون امتحان خودشونو بد پس دادند و ازاین دستور خدا سوء استفاده کردند و همین باعث شده که دیدها نسبت به این موضوع تا این اندازه منفور شده .

فاتح;520007 نوشت:

عزیز برادر اینطور که بنده از معنی این روایت دستگیرم شد ( یعنی اگر درست معنی کرده باشم ) این روایت در بخش انتهائی معنای درستی ندارد .

لایحل لک النساء من بعد اگر معنایش من بعد مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان بر شما حلال نیستند . ارتباطی با موضوع ندارد.

یاحق

سلام علیکم برادر و رحمة‌الله و برکاته،
ببخشید متوجه اشکالتان نشدم، این بخش تصریح به این مسأله دارد که رسول خدا صل‌الله‌علیه‌و‌آله هرگز تا پایان عمر شریفشان محدودیتی در تعداد همسر نداشتند:

قلت: قوله: لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ؟ قال: «إنما عنى به النساء اللاتي حرم عليه في هذه الآية: حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ «1» إلى آخر الآية، و لو كان الأمر كما يقولون كان قد أحل لكم ما لم يحل له، إن أحدكم يستبدل كلما أراد، و لكن ليس الأمر كما يقولون، إن الله عز و جل أحل لنبيه (صلى الله عليه و آله) ما أراد من النساء، إلا ما حرم عليه في هذه الآية التي في النساء».
... اگر امر آنگونه بود که می‌گویند برای شما حلال شده بود چیزی که برای او حلال نبود ... ولی امر اینگونه که ایشان می‌گویند نیست، هرآینه خداوند عز و جل حلال کرد برای نبی خود صل‌الله‌علیه‌و‌آله هرچقدر که اراده کند از زنان را [اینکه آن زنان نخواهند با او ازدواج کنند بحث دیگری است و توافق طرفین به هر حال لازم است و کسی مجبور به ازدواج نیست] مگر آنچه را که حرام کرد برای او در این آیه‌ای که در مورد زنان بود.

ببخشید متوجه نشدم کدام قسمت آن را بی‌ارتابط به موضوع تشخیص دادید؟ اگر ممکنه بیشتر توضیح دهید. ممنون
یا علی

سلام علیکم و رحمه الله

در بخشی که در مورد ابتدای آیه احزاب 52 که خطاب به پیامبر است ( لا یحل لک نساء من بعد ) که نقل فرمودید پاسخی که میفرماید این است که منظور مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان است ( نساء 23 )

حال آنکه این آیه خطاب به اعراب جاهلی است که خواهران و مادران و دخترانشان را حلال میدانستند در حالیکه این مساله به ازدواج های پیامبر ارتباطی ندارد . پیامبر که چنین نکرده بودند

در سند روایت هم "جمیعا" آمده که بظاهر نقل از جماعتی است .

یاحق

فاتح;520020 نوشت:
سلام علیکم و رحمه الله

در بخشی که در مورد ابتدای آیه احزاب 52 که خطاب به پیامبر است ( لا یحل لک نساء من بعد ) که نقل فرمودید پاسخی که میفرماید این است که منظور مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان است ( نساء 23 )

حال آنکه این آیه خطاب به اعراب جاهلی است که خواهران و مادران و دخترانشان را حلال میدانستند در حالیکه این مساله به ازدواج های پیامبر ارتباطی ندارد . پیامبر که چنین نکرده بودند

در سند روایت هم "جمیعا" آمده که بظاهر نقل از جماعتی است .

یاحق

سلام علیکم مؤمن و رحمة‌الله و برکاته،
کم‌هوشی حقیر را ببخشید ولی راستش باز متوجه اشکال شما نشدم، فقط تا جایی که در روایت دیگری آمده بود اعراب جاهلی ازدواج با محارم را مجاز نمی‌دانستند و قوم مجوس بود که از این رهگذر به انحراف افتاده بودند ... در یک آیه خداوند زنانی که حرام بودند برای ازدواج حرام بودند را برشمردند، مادران و دختران و خواهران از آن جمله‌اند، سپس در این آیه خداوند می‌فرماید که بعد از آن محارم دیگر همه‌ی زنان بر پیامبر خداوند حلال بودند برای ازدواج، یعنی اگر رسول خدا می‌خواستند و آن زنها هم می‌خواستند منع شرعی برای ازدواج نداشتند.
اگر منظور شما این است که امهاتکم و بناتکم و ... به مخاطب جمع بیان شده است و منظور رسول خدا نمی‌تواند باشد این بیان بخاطر اشاره کردن به آیه‌ی قرآن است که در ان خداوند اینطوری احکام محارم ازدواج برای مردان را بیان کرده است: «حُرِّ‌مَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ ...» [النساء، ۲۳] ولی احتمالاً منظورتان چیز دیگری بوده است؟
حالا اگرچه خارج از تاپیک است ولی کارشناس محترم ان شاء الله در مورد مد نظر شما بیشتر توضیح دهند.
یا علی

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

owari;519943 نوشت:
به طور خاص در مورد چندهمسری روایت وارد شده که در همه چیز اسراف است مگر در گرفتن همسر ...

مُحَمَّدُ بْنُ مَسْعُودٍ الْعَيَّاشِيُّ فِي تَفْسِيرِهِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ إِسْرَافٌ إِلَّا فِي النِّسَاءِ قَالَ اللَّهُ فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ (النساء -: 3 -) (وَ قَالَ وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ (النساء -: 24 -)) وَ قَالَ وَ أُحِلَّ لَكُمْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ
این روایت سندش مرسل است و لذا ضعیف محسوب می شود.ولی همانطور که قبلاً توضیح داده شد روایاتی در زمینه استحباب تعدد زوجات داریم که در مجموع می توان این روایت را به نوعی پذیرفت.

لبیک یا مهدی
و من الله التوفیق

owari;519972 نوشت:
البته حقیر اعتماد به نفس شما را ندارم که هر چیزی را که متوجه شدم بگویم عاقلانه است و هر چیزی را که متوجه نشدم بگویم غیرعقلانی است، قبلاً در تاپیک‌های دیگری هم بحثمان به اینجا کشیده بود که شما اصرار داشته باشید این حدیث غیرعقلانی است و با ذکر مثال سعی در اثباتش داشته باشید، حقیر هممطابق عقل ناقص خودم به نظرم آمد که دلایل شما چندان عقلانی نبودند، یعنی حقیر بین استدلال هوشمندانه و عقلانی تفاوت قائل هستم.
با این وجود کتابی که از آن حدیث را نقل کردم جزء بهترین تفاسیر روایی شیعه است که البته صاحبنظران فرموده‌اند که برخی احادیث آن سند خیلی قابل اعتنایی هم ندارد، با این وجود استفاده‌ای که حقیر از این کتاب شریف برده‌اند خیلی بالاتر از این حرفهاست. فهم قرآن با روایات اهل بیت علیهم‌السلام همان عمل به دستور حدیث ثقلین است. روی اینکه تمامی احادیث آن هم حتماً سند غیرقابل خدشه داشته باشند هم قسم نمی‌خورند، بله ممکن است این حدیث بخصوص جعلی باشد، ممکن هم هست نباشد، ولی کتابی که از آن نقل حدیث شده قابل اعتناست و به راحتی ظرف چند دقیقه مطالب بالای این کتاب را زیر سؤال نخواهم برد.

نقد کتاب فوق

از آن­جا که در بستر تاریخ حدیث و تفسیر جریان­هایی چون حذف تدریجی اسناد روایی به­سبب بی­توجهی به اهمیت ثبت آن­ها و ظهور منحرفانه غالیان و افراط­گران و نفوذ نیرنگ­آمیز اسراییلیات در متون اسلامی و رواج­یابی جعل حدیث در پی چند­دستگی­های سیاسی سبب شد تا ناراستی­هایی به منابع تفسیر روایی شیعه راه یابد[32]، باید دانست که در هیچ یک از کتاب­های روایی، صحت و اعتبار تمامی روایات قطعی نیست. بنابراین نظر به این­که علامه بحرانی در کار خود صرفا به جمع­آوری روایات تکیه کرده و اقدام به تصفیه روایات و جداسازی سره از ناسره نکرده است، پیداست که «البرهان» نیز به چنین چالشی کشیده می­شود؛ از این رو گرچه بخش چیره­ای از روايات تفسير «البرهان» كه از كتاب­های معتبری همچون «كتب اربعه» و «بصائر» و «محاسن» و «خصال» و «علل الشرايع» و «امالي صدوق» و «امالي مفيد» و «تفسير عياشي» و «تفسير علي بن ابراهيم» و «مناقب ابن شهرآشوب» و ... آورده شده،[33] معتبر و اطمینان­بخش است، اما گاه روايات نامعتبري نيز در اين کتاب يافت مي­شود كه پیوند آن به اهل بيت علیهم السلام ناپذیرفتنی می­نماید؛ به­ویژه این­که در «البرهان» روایاتی دال بر باور تحریف قرآن نیز آمده است. شايد این روایات از آن رو در اين تفسير به چشم می­آید که علامه بحرانی در راه گردآوري همه­ روايات پیوسته به آيات پا فشرده و تصفیه روایات را گامی پس از جمع­آوری دانسته است.
در رویارویی با این موضوع و تشخیص صحیح و سقیم روایات دو رویکرد وجود دارد: نخست، رويكرد مشهور عالمان و محدثان و فقیهان شيعه از آغاز تا كنون است كه صحت يك روايت را منحصر در كامل بودن و قابل اعتماد بودن سلسله راويان آن روايت نمي­دانند؛ بلكه اگر حديث و روايتي در كتاب­های شناخته شده و متداول بين علماي شيعه آمده باشد و درون­مایه آن با شواهد و قرائني هچون سازگاری با قرآن و عقل قطعي و روايات ديگر نیک دانسته شود، هرچند دارای سلسله سند كامل و درست و معلوم نباشد، آن روايت را معتبر برمی­شمارند و در مقام نظر و يا عمل به آن ترتيب اثر مي­دهند. دیگری رويكرد غير مشهور است كه صحيح بودن روايات را بسته به داشتن سلسله سند كامل و صحيح مي­داند. به دلایل گوناگونی كه سخن­راندن از تمامی آن­ها در توان این نوشتار نيست،[34] رويكرد اول پذیرفتنی است. چرا­که پذيرش رويكرد دوم، به مفهوم بي­اعتبار دانستن گستره­ای فراخ از روايات و احاديث شيعه و کنار گذاشتن بيش از نود درصد از ميراث ارزشمند حديثي شيعه حتي در كتاب­های معتبري چون كافي است و ناگفته پیداست تن دادن به چنين مفهومي پيامدهاي سهمگيني را براي معارف اسلامي و شيعي به دنبال دارد. به­عنوان نمونه، نخستين باب از ابواب اصول كافي نوشته­ مرحوم كليني، باب عقل و جهل دارای 34 روايت است كه نزد همگان در شمار عالي­ترين روايات شيعه به شمار مي­روند و گرایش­های گوناگون فكري شیعی پیوسته در اثبات والایی جایگاه اندیشه در مکتب تشيع به آن­ها استناد جسته­اند و اين درحالي است كه براساس رويكرد دوم، تنها دو روايت فرعي از 34 روايت یاد شده، صحيح و معتبر مي­باشند. در نتیجه گرچه وجود روایات ضعیف و مورد تردید از اهمیت کار علامه بحرانی نمی­کاهد، هم­چنان­که از اهمیت کار مرحوم مجلسی در مجموعه «بحار الانوار» نکاسته است، باید دانست که گردآوری و ساختاربخشی، گام نخست است و بدون نقد و تنقیح و تصفیه نصوص مرویه در این کتاب برای جداسازی صحیح از غیر و نیز استخراج و استنباط اصول شیوه تفسیری معصومین علیهم السلام نمی­توان از «البرهان» بهره تام برد، به­ویژه این­که شناخت روایات نزد خواننده عام، قریب به محال و یا حداقل همراه با ظن و تردید است. اما آن­چه که در آن جای هیچ تردید نیست، این است که «البرهان» مجموعه­ای بی­نظیر را به دست مفسران و پژوهشگران نقاد رسانیده است.

بخشی از مقاله http://www.sematmag.com/index.php/semat-archive/46-no-6/225----l---


- ر.ک: آسیب شناسی و روش شناسی تفسیر معصومان (ع)، فصل سوم.

[33] - برای آگاهی بیشتراز این کتاب­ها به «الذریعۀ الی تصانیف الشیعۀ» نوشته­ی محمد حسن آقا بزرگ تهرانی بنگرید.

[34] - ر.ک: روش تفسیر قرآن، ص 213 و 222

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

دل ارام;520037 نوشت:
نقد کتاب فوق

از آن­جا که در بستر تاریخ حدیث و تفسیر جریان­هایی چون حذف تدریجی اسناد روایی به­سبب بی­توجهی به اهمیت ثبت آن­ها و ظهور منحرفانه غالیان و افراط­گران و نفوذ نیرنگ­آمیز اسراییلیات در متون اسلامی و رواج­یابی جعل حدیث در پی چند­دستگی­های سیاسی سبب شد تا ناراستی­هایی به منابع تفسیر روایی شیعه راه یابد[32]، باید دانست که در هیچ یک از کتاب­های روایی، صحت و اعتبار تمامی روایات قطعی نیست. بنابراین نظر به این­که علامه بحرانی در کار خود صرفا به جمع­آوری روایات تکیه کرده و اقدام به تصفیه روایات و جداسازی سره از ناسره نکرده است، پیداست که «البرهان» نیز به چنین چالشی کشیده می­شود؛ از این رو گرچه بخش چیره­ای از روايات تفسير «البرهان» كه از كتاب­های معتبری همچون «كتب اربعه» و «بصائر» و «محاسن» و «خصال» و «علل الشرايع» و «امالي صدوق» و «امالي مفيد» و «تفسير عياشي» و «تفسير علي بن ابراهيم» و «مناقب ابن شهرآشوب» و ... آورده شده،[33] معتبر و اطمینان­بخش است، اما گاه روايات نامعتبري نيز در اين کتاب يافت مي­شود كه پیوند آن به اهل بيت علیهم السلام ناپذیرفتنی می­نماید؛ به­ویژه این­که در «البرهان» روایاتی دال بر باور تحریف قرآن نیز آمده است. شايد این روایات از آن رو در اين تفسير به چشم می­آید که علامه بحرانی در راه گردآوري همه­ روايات پیوسته به آيات پا فشرده و تصفیه روایات را گامی پس از جمع­آوری دانسته است.
در رویارویی با این موضوع و تشخیص صحیح و سقیم روایات دو رویکرد وجود دارد: نخست، رويكرد مشهور عالمان و محدثان و فقیهان شيعه از آغاز تا كنون است كه صحت يك روايت را منحصر در كامل بودن و قابل اعتماد بودن سلسله راويان آن روايت نمي­دانند؛ بلكه اگر حديث و روايتي در كتاب­های شناخته شده و متداول بين علماي شيعه آمده باشد و درون­مایه آن با شواهد و قرائني هچون سازگاری با قرآن و عقل قطعي و روايات ديگر نیک دانسته شود، هرچند دارای سلسله سند كامل و درست و معلوم نباشد، آن روايت را معتبر برمی­شمارند و در مقام نظر و يا عمل به آن ترتيب اثر مي­دهند. دیگری رويكرد غير مشهور است كه صحيح بودن روايات را بسته به داشتن سلسله سند كامل و صحيح مي­داند.به دلایل گوناگونی كه سخن­راندن از تمامی آن­ها در توان این نوشتار نيست،[34] رويكرد اول پذیرفتنی است. چرا­که پذيرش رويكرد دوم، به مفهوم بي­اعتبار دانستن گستره­ای فراخ از روايات و احاديث شيعه و کنار گذاشتن بيش از نود درصد از ميراث ارزشمند حديثي شيعه حتي در كتاب­های معتبري چون كافي است و ناگفته پیداست تن دادن به چنين مفهومي پيامدهاي سهمگيني را براي معارف اسلامي و شيعي به دنبال دارد. به­عنوان نمونه، نخستين باب از ابواب اصول كافي نوشته­ مرحوم كليني، باب عقل و جهل دارای 34 روايت است كه نزد همگان در شمار عالي­ترين روايات شيعه به شمار مي­روند و گرایش­های گوناگون فكري شیعی پیوسته در اثبات والایی جایگاه اندیشه در مکتب تشيع به آن­ها استناد جسته­اند و اين درحالي است كه براساس رويكرد دوم، تنها دو روايت فرعي از 34 روايت یاد شده، صحيح و معتبر مي­باشند. در نتیجه گرچه وجود روایات ضعیف و مورد تردید از اهمیت کار علامه بحرانی نمی­کاهد، هم­چنان­که از اهمیت کار مرحوم مجلسی در مجموعه «بحار الانوار» نکاسته است، باید دانست که گردآوری و ساختاربخشی، گام نخست است و بدون نقد و تنقیح و تصفیه نصوص مرویه در این کتاب برای جداسازی صحیح از غیر و نیز استخراج و استنباط اصول شیوه تفسیری معصومین علیهم السلام نمی­توان از «البرهان» بهره تام برد، به­ویژه این­که شناخت روایات نزد خواننده عام، قریب به محال و یا حداقل همراه با ظن و تردید است. اما آن­چه که در آن جای هیچ تردید نیست، این است که «البرهان» مجموعه­ای بی­نظیر را به دست مفسران و پژوهشگران نقاد رسانیده است.

بخشی از مقاله http://www.sematmag.com/index.php/se...-6/225----l---

- ر.ک: آسیب شناسی و روش شناسی تفسیر معصومان (ع)، فصل سوم.
[33]- برای آگاهی بیشتراز این کتاب­ها به «الذریعۀ الی تصانیف الشیعۀ» نوشته­ی محمد حسن آقا بزرگ تهرانی بنگرید.
[34]- ر.ک: روش تفسیر قرآن، ص 213 و 222


این فقط یک چیز جزئیه را ثابت می کند:برخی روایات تفسیر البرهان مشکل دارند.
بر این مبنا شما نمی توانید نتیجه بگیرید که روایت مورد نظر هم مشکل دارد.این کار مانند آن است که بگوییم برخی آسیایی چینی است،پس ایرانی ها هم چینی هستند و در واقع یک تعمیم ناروا است.اگر بحث رجالی دارید بسم الله.ما هم گفتیم سندش مشکل دارد،ولی قطعاً این شیوه برای نقد روایات اشتباه است،همانطور که هیچ عالمی اینطور روایات را بررسی نمی کند.

لبیک یا مهدی
و من الله التوفیق

بن موسی;520036 نوشت:
مُحَمَّدُ بْنُ مَسْعُودٍ الْعَيَّاشِيُّ فِي تَفْسِيرِهِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ إِسْرَافٌ إِلَّا فِي النِّسَاءِ قَالَ اللَّهُ فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ (النساء -: 3 -) (وَ قَالَ وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ (النساء -: 24 -)) وَ قَالَ وَ أُحِلَّ لَكُمْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ
این روایت سندش مرسل است و لذا ضعیف محسوب می شود.ولی همانطور که قبلاً توضیح داده شد روایاتی در زمینه استحباب تعدد زوجات داریم که در مجموع می توان این روایت را به نوعی پذیرفت.

ارتباط بین استحباب تعدد زوجات با اسراف نبودن در تعدد زوجات را باید با یک دلیل منطقی و عقلانی باید بتوانید بهم ربط دهید تا بعد پذرفتنی باشد
وگرنه ارتباطی بین انها وجود ندارد

مثلا انجا که روایت داریم تعدد زوجات مستحب است این استحباب از باب چیست ؟
از باب سرپرستی یتیمان یا ارضا شهوت ؟

به احتمال زیاد عقل و منطق می گوید باید از باب سرپرستی یتیمان باید باشد
وگرنه خداوند دعوت به شهوت رانی نمی کند و عاشق شهوت رانی مردان نیست

بن موسی;520040 نوشت:
این فقط یک چیز جزئیه را ثابت می کند:برخی روایات تفسیر البرهان مشکل دارند.
بر این مبنا شما نمی توانید نتیجه بگیرید که روایت مورد نظر هم مشکل دارد.این کار مانند آن است که بگوییم برخی آسیایی چینی است،پس ایرانی ها هم چینی هستند و در واقع یک تعمیم ناروا است.اگر بحث رجالی دارید بسم الله.ما هم گفتیم سندش مشکل دارد،ولی قطعاً این شیوه برای نقد روایات اشتباه است،همانطور که هیچ عالمی اینطور روایات را بررسی نمی کند.

برخی روایات را وقتی نمی دانیم کدامها هستند که غلط هستند
براین مبنا تمام روایات در مظان اتهام هستند مگر اینکه درستی ان ثابت شود

که خود شما ضعیف بودن این روایت را اوردید

afshan;513930 نوشت:
در زندگی مدرن امروزی ارزشهای بسیاری تغییر کرده اند. زندگی خانوادگی که اساس جامعه را تشکیل می دهد، مانند دیگر سنتها مورد هجوم واقع شده و از آنجا که بهترین و با ارزش ترین و موثرترین

ظرفیتهای فکری و فرهنگی در خانواده ساخته می شود و بر عمق هنجارهای اجتماعی و پویایی اعضای آن تأثیر می گذارد، لذا موضوع چند همسری ضرورت دارد و از مسایلی است که همزاد و همراه خانواده

در بستر تاریخ مطرح بوده و غالباً بعنوان یک نا هنجاری خانواده را تهدید نموده. حال با توجه به این موضوع که تعدد زوجات از احکام الهی است چرا در جامعۀ امروزی تا این اندازه نسبت به آن با دید منفی بحث میشه ؟

و اینکه در گذشته چرا زنها تعدد زوجات را به راحتی پذیرا بودند ؟ یعنی در گذشته عشق و علاقه در بین زوجات نبوده ؛ که الآن هیچ زنی حاضر نیست که همسرش را بین یکی دیگه تقسیم کنه ؟ یا اینکه در گذشته

عدالت بین آنها انجام میشده اما الآن فقط از این دستور داره سو استفاده میشه .


دقت بفرمایید عیناً بحث این است که ارزش چیست؟
چیزی است که امروز آن را ارزش می دانند،یا چیزی است که دین گفته؟
ما اگر بپذیریم که تغییر ارزش ها درست بوده،دیگر نمی توانیم بحثی بر سر احکام کنیم چون یک تضادی بین ارزش ها در زندگی امروز و احکام وجود دارد.

afshan;513930 نوشت:
آیا فکر نمی کنید مردان ازاین دستور الهی سوء استفاده می کنند؟

البته سوء استفاده از یک حکم دلیل نمی شود تا آن حکم را برداریم.اگر بخواهیم این کار را کنیم،می شود گفت که همه احکام را باید از بین ببریم.مثلاً از نماز خواندن هم می شود سوء استفاده کرد.به این شکل که فرد ریاکاری کند و خودش را عابد نشان دهد تا به مقاصدش برسد.

لبیک یا مهدی
و من الله التوفیق

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

دل ارام;520044 نوشت:
برخی روایات را وقتی نمی دانیم کدامها هستند که غلط هستند
براین مبنا تمام روایات در مظان اتهام هستند مگر اینکه درستی ان ثابت شود

که خود شما ضعیف بودن این روایت را اوردید


اگر از مشکل داشتن برخی روایات نتیجه می گیرید که روایت غلط است،مادامی که خلافش ثابت شود،به طور مشابه از درست بودن برخی روایات این کتاب می توان نتیجه گرفت که روایت درست است،مادامی که خلافش ثابت شود.مشخص است استدلال شما از نظر منطقی مشکل دارد.
در یک بررسی عالمانه،هیچ کسی اینطور روایات را بررسی نمی کند.

لبیک یا مهدی
و من الله التوفیق

این پست رو بدون نقل قول میفرستم که مخاطب شخص خاصی نباشه ..

-----------------------
برای این دیدگاه : آزادی شهوت رانی مرد و رضایت و تسلیم شدن زن در مقابل خواسته مرد با دلیل تفاوت در خلقتشون!

یعنی از نظر اسلام زنان غزیزه ندارن ؟ یا احساسات و عواطف انسانی یا خواسته های انسانی یا مثلا روانشون آسیبی نمیبینه از شهوت رانی های مردی که باهاشون داره زندگی میکنه؟ و این خلقت زن هست ؟

این دیدگاه غریزه های انسانی زن رو به طور کامل نقض میکنه سوالم اینه پس اسلام چطور زن و مرد رو انسان میدونه ؟ این طور به نظر میاد یکی فرشته یکی انسان یا یکی شیطان یکی انسان هست و زن هیچ غریزه و احساس و نیازی در نظر اسلام نداره و فقط برای خدمت کردن به مرد به وجود اومده

برای رفع نیاز های جنسی زن چه دستور و قانونی تو اسلام اومده ؟ اسلام دست زن رو هم انقدر باز گذاشته برای رفع نیازش ؟ مرد هم رابطه والدین و فرزند رو برای رفع نیاز جنسیش باید رعایت کنه ؟

این بحث ها هیچ وقت نتیجه نداشته جز اینکه زن باید ساکت باشه و تسلیم بشه هیچ وقتم یه مرد از چنین جایزه بزرگی که اسلام به خاطر مرد بودنش بهش اهدا کرده! گذشت نخواهد کرد چون این مجوز کم چیزی نیست برای کسی که شهوت و هوسرانی رو جزو طبیعت خودش میدونه

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

دل ارام;520042 نوشت:
ارتباط بین استحباب تعدد زوجات با اسراف نبودن در تعدد زوجات را باید با یک دلیل منطقی و عقلانی باید بتوانید بهم ربط دهید تا بعد پذرفتنی باشد
وگرنه ارتباطی بین انها وجود ندارد

اسراف نبودن در تعدد زوجات در واقع توصیه به چند همسری را نشان می دهد همانطور که استحباب تعدد زوجات این مسئله را نشان می دهد.

دل ارام;520042 نوشت:
مثلا انجا که روایت داریم تعدد زوجات مستحب است این استحباب از باب چیست ؟
از باب سرپرستی یتیمان یا ارضا شهوت ؟

به احتمال زیاد عقل و منطق می گوید باید از باب سرپرستی یتیمان باید باشد
وگرنه خداوند دعوت به شهوت رانی نمی کند و عاشق شهوت رانی مردان نیست


استحباب تعدد زوجات یک حکم کلی است.یعنی اگر الف در حال حاضر یک زن داشته باشد،فرق نمی کند زن دومش یتیم باشد یا غیریتیم.در صورت وجود شرایط این کار مستحب محسوب می شود.
ضمناً شما ثابت بفرمایید به چه دلیل تعدد زوجات شهوت رانی است؟به قول خودتان از طریق عقل و منطق.

لبیک یا مهدی
و من الله التوفیق

هوالناظر

فاتح;520007 نوشت:
اول اینکه خدمت خواهران گرامی عرض کنم که نه بنده و نه جناب owari پاسخگوی سایت نیستیم و نباید از نوشته های ما استدلال کنید و استناد کنید و نتیجه گیری نمائید . لذا خواهشمندم منتظر پاسخ استاد باشید.

سلام جناب فاتح ، هر چند بنده برای شما احترام خاصی قائلم اما خودتون پاسخ میدید !

موضوع قفل شده است