جمع بندی آیا عملکرد امام خمینی (ره) در برابر سلمان رشدی کامل ترین شیوه بود؟

تب‌های اولیه

102 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا عملکرد امام خمینی (ره) در برابر سلمان رشدی کامل ترین شیوه بود؟

سلام

کتاب آیات شیطانی که توسط سلمان رشدی نوشته شده برای رد حقانیت قرآن و دین اسلام بوده و چون باعث گمراهی هزاران انسان می شود فتوای قتل سلمان توسط امام خمینی صادر می شود.

حال سوال من این هست که آیا امام خود که یکی از بزرگترین عالمان دینی عصر خود بوده چرا نیومدند کتابی جامع و مدون بر رد کتاب آیات شیطانی بنویسند؟ یا حد اقل کسی دیگه این کارو بکنند. آیا صرف دستور قتل ایشان کافیست؟
آیا بهتر نبود خود امام که فتوای قتل او را صادر کردند اول میومدند کتابی خیلی بهتر و منطقی بر مبنای باطل کردن کتاب سلمان رشدی می نوشتند و مثل سلمان به جهان معرفیش میکردند.و بعدا هم می توانستند با خیال راحت دستو ر قتل سلمان را صادر کنند؟

صرف قتل یک کافر معمولا این طور معنی به ذهن مخالفان دین میدهد که جامعه دینی توان مقابله به مثل نداشته و مجبور به حذف یک کافر شده و این یک نقطه ضعف هست.بنظر من علما و روحانیون در زمینه نشر اسلام و اثبات حقانیت ان دارند کم کاری می کنند.

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

Miss.Narges;934444 نوشت:
حال سوال من این هست که آیا امام خود که یکی از بزرگترین عالمان دینی عصر خود بوده چرا نیومدند کتابی جامع و مدون بر رد کتاب آیات شیطانی بنویسند؟ یا حد اقل کسی دیگه این کارو بکنند. آیا صرف دستور قتل ایشان کافیست؟
آیا بهتر نبود خود امام که فتوای قتل او را صادر کردند اول میومدند کتابی خیلی بهتر و منطقی بر مبنای باطل کردن کتاب سلمان رشدی می نوشتند و مثل سلمان به جهان معرفیش میکردند.و بعدا هم می توانستند با خیال راحت دستو ر قتل سلمان را صادر کنند؟

برای پاسخ به این سوال توجه به چند نکته لازم است:
نکته اول:
حکم ارتداد سلمان رشدی، حکم امام(ره) نبود، حکم خداوند و اسلام بود و امام فقط مصداق شناسی کرد، امام(ره) هرگز حق ندارد از خودش حکمی بدهد، خداوند برای مرتد شرائطی تعیین نموده و امام به عنوان یک مجتهد، ارتداد را در سلمان رشدی تشخیص داده و اعلام نمودند.
از نظر اسلام هر کسی که مسلمان بوده و از اعتقادش برگردد، یا لب به توهین و استهزاء علیه مقدسات دینی بگشاید مرتد بوده و حکمش اعدام است، منتهی در این امر تجسس لازم نیست، اما اگر کسی خودش، کفر و ارتدادش را جار بزند اینجا برای حاکم شرع ارتداد او اثبات می شود و لازم است آن را برای اجرا اعلام کند.
کسی که در خصوص اسلام به تردید افتاده یا سوالاتی دارد می بایست در این زمینه تحقیق داشته باشد، در این صورت هرگز عنوان مرتد بر او بار نمی شود، ولو تا آخر عمرش در حال تحقیق باشد.

نکته دوم:
نکته دوم این که حتی کسی که می خواهد مطلب دینی را نقد کند، زبان اثر باید نقد علمی باشد، نه زبان استهزاء و تمسخر! اما کتاب آیات شیطانی از نوع مقالات علمی و کتاب های نقادانه نیست، توهین است، توهین، بی منطقی خودش را جار می زند، مثل کاری که شاهین نجفی انجام داد، یعنی بحث علمی با استدلال و به منظور نظریه پردازی مطرح نکرده اند تا نقد شود؛ شما امروز ببینید چقدر بحث های منحرفانه از سوی روشنفکران درونی و بیرونی مطرح می شود اما فتوای ارتداد صادر نمی شود، چون به هر نیتی که باشد، بالاخره بحث ها در قالب علمی است.

دشمنان اسلام از تعابیری چون آزادی بیان و مانند آن سوء استفاده می کنند، و به تمسخر و توهین می پردازند! یک انسان بصیر و آگاه کسی است که دقیق بداند چه کسی از باب مذاکره علمی وارد شده است، و چه کسی قصد توهین و تمسخر را دارد! نباید اجازه سوء استفاده از تعابیر اینچنینی را به دشمنان داد.

امام خمینی(ره) در بیانیه خودشان تصریح کرده اند که حکمت این حکم به این خاطر است که کسی جرأت توهین نکند، یعنی این را نقد قلمداد نکرده اند، توهین قلمداد کرده اند. عنوانی که برای کتاب انتخاب شده «Satanic verses» نیز گویای این است که نیت نویسنده نقد علمی نبوده است.

امام(ره) معتقد بودند که مسأله کتاب آیات شیطانی، کاری حساب شده برای زدن ریشه دین و دینداری و در رأس آن اسلام و روحانیت می‎باشد؛ و دفاع غربیها از رشدی را دفاع از جریان ضداسلامی و ضدارزشی بنگاههای صهیونیستی و انگلیس و امریکا خواندند. حتی اعلام کردند که از این ترس دارند که تحلیلگران آن روز، ده سال دیگر بر کرسی قضاوت بنشینند و بگویند که باید دید فتوای اسلامی و حکم اعدام رشدی مطابق قوانین و اصول دیپلماسی بوده است یا نه! و تأکید کردند که هرگز نباید خامی کرد و از کنار اهانت‎کنندگان به مقام مقدس پیامبر و اسلام و مکتب گذشت.(صحیفه نور، ج21، ص 291 ـ 292)

بنابراین هدف امام(ره) از این حکم در حقیقت کشتن سلمان رشدی نبود، بلکه بیشتر به دنبال بازخوردهای بعدی آن بود! وگرنه می توانستند مخفیانه دستور بدهند که سلمان رشدی کشته شود، اما با این حکم میخواستند عرصه را برای تمام توهین کنندگان روشن کنند که کسی که چنین کند زندگی در آرامش نخواهد داشت.

نکته سوم:
نکته آخر اینکه چنین تشخیصی منحصر به امام خمینی(ره) نبود، بلکه امام به خاطر تیزبینی که داشتند مسئله را زودتر تشخیص دادند وگرنه پس از امام(ره)، نمایندگان 47 کشور اسلامی در سازمان کنفرانس اسلامی نیز در هجدهمین اجلاس وزیران امور خارجه در اسفند 1367 کتاب آیات شیطانی را کفرآمیز خوانده و انتشار آن را به عنوان توهین به مقدسات امت مسلمان محکوم ساختند و نیز رشدی را مرتد اعلام نمودند.

مسلم;935272 نوشت:
از نظر اسلام هر کسی که مسلمان بوده و از اعتقادش برگردد،

اگه کسی از اسلام خارج شود ولی کاری به اسلام نداشته باشد بازم باید کشته بشه؟

مسلم;935272 نوشت:
امام(ره) معتقد بودند که مسأله کتاب آیات شیطانی، کاری حساب شده برای زدن ریشه دین و دینداری و در رأس آن اسلام و روحانیت می‎باشد؛ و دفاع غربیها از رشدی را دفاع از جریان ضداسلامی و ضدارزشی بنگاههای صهیونیستی و انگلیس و امریکا خواندند. حتی اعلام کردند که از این ترس دارند که تحلیلگران آن روز، ده سال دیگر بر کرسی قضاوت بنشینند و بگویند که باید دید فتوای اسلامی و حکم اعدام رشدی مطابق قوانین و اصول دیپلماسی بوده است یا نه! و تأکید کردند که هرگز نباید خامی کرد و از کنار اهانت‎کنندگان به مقام مقدس پیامبر و اسلام و مکتب گذشت.

بنده اصلا حرفم این نبود که حکم کشتن سلمان اشتباه بوده.حرفم این بوده چرا امام خود نیز اقدام به نوشتن کتابی در رد ادعای کتاب سلمان نکردند.اصولا روحانیون خیلی کم کاری میکنند.الان شما ببینید چقدر افراد بی دین دارن بی دینی رو کسترش میدن.کتاب پندار خدا ریچارد این همه فروش در سراسر جهان داشته حتی ایران خودمون.یا کتاب ایات شیطانی سلمان حالا کار یهم به غیر علمی بودنش ندارم.
.ولی این همه روحانی در ایران داریم این همه سال درس میخونن کدومشون اومدن کتابی در شناخت اسلام حقیقی و کتاب در زمینه اثبات اینکه اسلام اون اسلام وهابیت که. اروپا و امریکا ازش میشناسن نیست تا حالا نوشته و به کل دنیا نشر دادن تا همه مردم ارای اینها رو هم بخونن و خود قضصاوت کنند.سوال اصلی بنده اینهاست که شما ظاهرا به اینها جواب ندادین.

نقل قول:
حکم ارتداد سلمان رشدی، حکم امام(ره) نبود، حکم خداوند و اسلام بود و امام فقط مصداق شناسی کرد،

حکم اعدام مرتد و ساب سند چندان محکمی نداره و خیلیا در این رابطه مقاله نوشته ن که با سرچ پیدا می‌شه. معلوم نیست چرا با تشخیص یک فرد خاص باید اعدام کرد. اگه این طوره منم فتوا میدم یه نفر در نظام ایران رو به جرم فساد یا هر جرمی اعدام شه و به پیروانم(!) میگم اقدام کنن... مصداق حکم خدا را تشخیص داده م. (البته یه عده رییس جمهور ایران را به تشخیص خودشون تحویحا هم به ترورو تهدید کردن)
این چه رسم و وضعیه که یه نفر حکم اعدام رو تشخیص بده و پیروانش رو بفرسته برای اجرا. اگه این طوره با داعش چه مشکلی دارید. بالاخره اطلاعات و نحوۀ فکر کردن افراد اونا رو به یه جایی میرسونه.
کتاب سلمان رشدی هم ظاهرا یه داستانه. من اولشو خوندم انگار یه نفر از هواپیما در حال سقوطه و یه حرفایی میزنه حوصله م نرسید بقیه رو بخونم. مگه امام کتاب رو خونده بود که تشخیص داده بود؟

نتیجۀ این اقدام چی شد؟ سلمان رشدی رو کشته نشد و مدام شخص امام به عنوان یه تندرو به مردم معرفی شد و همه رو از اسلام متنفر کرد.

معلوم نیست چه اصراری دارن از هر کاری که امام کرد (و خیلیاش اشتباه محض سیاسی ناشی از تجربۀ بایین بود) دفاع کنن. امام خمینی که دیگه معصوم نیست اگه اعتفاد به معصومیت برخی سران دین دارید.

سلام علیکم

ان شاء الله زحمت دوستان را کم میکنیم با نقل برخی مطالب :

1-

Miss.Narges;934444 نوشت:
حال سوال من این هست که آیا امام خود که یکی از بزرگترین عالمان دینی عصر خود بوده چرا نیومدند کتابی جامع و مدون بر رد کتاب آیات شیطانی بنویسند؟ یا حد اقل کسی دیگه این کارو بکنند. آیا صرف دستور قتل ایشان کافیست؟

این رمان بر اساس یک افسانه نوشته شده . حدیثی در منابع اهل سنت با نام غرانیق که در صحت آن میان علمای اهل سنت اختلاف وجود دارد و ردیه های متعددی مستقلا و غیر مستقل بر این افسانه از طرف علمای طراز اول اهل سنت نوشته شده و مساله مشهوری است ( ر.ک اینجا عنوان : افسانه غرانیق در آثار مسلمانان )

این مساله نه بر کسی از دولت فخیمه پوشیده بود و نه بر انجمن ادب سلطنتی و نه بر بی ادبان آنها. موضوع هجو و توهین بتوسط یک رمان بود . این کتاب شان و ارزش علمی نداشت که کسی بخواهد بروش علمی در مقام پاسخ بر آید هرچند که این کار هم شد

... نقدهایی نیز بر این کتاب نوشته شد. البته طراحان و حامیان این اقدام، نه تنها به این هشدارها توجهی ننمودند، بلکه بر دامنة تبلیغات خود افزودند تا جایی که مقدمات نامزد نمودن این کتاب برای جوایز ادبی مهم اروپا مطرح شد. شبکة گستردة توزیع این کتاب در بیشتر کشورهای اروپایی، آمریکایی و بعضی کشورهای آسیایی، با قراردادهای کلان برای ترجمه و توزیع آن، به تلاش پرداختند و در عرصة تبلیغاتی و با ایجاد حلقه‏‏های محافظتی، به حمایت علنی از او پرداختند. / اینجا

خب عکس العمل دولت فخیمه در برابر اعتراضات و برای جلوگیری از شر و فتنه ای که به پا کرده جالب توجه است . رفتارشان نه تنها هیچ مسامحه ای را نشان نمیدهد بلکه تهاجمی تر عمل میکنند . قصد محاربه است و پاسخ محارب هم عقلا و شرعا مشخص است .

2-

irancplusplus;935351 نوشت:
کتاب سلمان رشدی هم ظاهرا یه داستانه. من اولشو خوندم انگار یه نفر از هواپیما در حال سقوطه و یه حرفایی میزنه حوصله م نرسید بقیه رو بخونم. مگه امام کتاب رو خونده بود که تشخیص داده بود؟

محتوای کتاب

کتاب آیات شیطانی در ۹ فصل تنظیم شده است و نویسنده، افسانه غرانیق را چندبار و به شکلهای گوناگون در کتاب خود آورده و آن را یکی از مضامین اصلی کتاب خود قرار داده است. این رمان با سقوط دو مرد از آسمان آغاز می‌شود. این دو، جبرئیل فرشته و چمچا نام دارند و حرفه‌شان هنرپیشگی است. در این بخش حوادث مختلفی بین آن دو رخ می‌دهد. بخش دوم کتاب که به روایت نویسنده در شهری بنام جاهلیه با مردمی شرور می‌گذرد با الهام از افسانه غرانیق نوشته شده است. در این بخش شخصی به نام ماهوند پیامبر می‌شود و یکی از ادیان جهان را بنیان می‌گذارد. آورده‌اند ماهوند نامی توهین آمیز خطاب به پیامبر اسلام(ص) بوده است. در این بخش از کتاب، او خداوند، فرشتگان و پیامبران را اینگونه تصور کرده‌است که بیشتر اوقات در تشخیص میان نیک و بد عاجز می‌مانند و در آخر آورده است جبرئیل،اقرار می‌کند که نمی‌داند کدام نیرو زبانش را به سخن می‌گشاید. گویا شیطان از زبان او ابیاتی را بیان کرده است. رشدی همچنین در بخش آخر کتاب داستان نسبت انحراف اخلاقی را به همسران پیامبر(ص) مطرح کرده است. نویسنده، طواف پیرامون کعبه را به شکل صفی طولانی که مراجعان به فاحشه خانه را در انتظار نوبت برای ورود به آنجا نشان می‌دهد. و برخی صحابه پیامبر(ص) را با تعبیرهای مانند هیولای سیاه ، پدیده پست جهان آدمیت معرفی کرده است. ( منبع از عنوان محتوا )

3-

irancplusplus;935351 نوشت:
نتیجۀ این اقدام چی شد؟ سلمان رشدی رو کشته نشد و مدام شخص امام به عنوان یه تندرو به مردم معرفی شد و همه رو از اسلام متنفر کرد.

هدف با کشتن محارب به اتمام نمیرسد چون هدف غائی و مطلوب آن نیست . هدف حیات است زندگی مسالمت آمیز که گاهی لازم است با کوتاه شدن دست متجاوز و شدت عمل صورت بگیرد.

اما بعد تاثیرات آن :

پاسخ از این مقاله عنوان : انفعال غرب (تا آخر حوصله شود)

سخنان سلمان رشدی بعد از چندسال

دوره های طولانی بود که فکر کردم به آخر خط رسیده ام. .. روزهای اول بسیار وحشت زده بودم، ولی فکر می کردم اگر بنشینم و منتظر باشم که چه موقع گلوله ای به سوی من می آید، دیوانه خواهم شد. .. ( اینجا)

اما بعد

irancplusplus;935351 نوشت:
حکم اعدام مرتد و ساب سند چندان محکمی نداره و خیلیا در این رابطه مقاله نوشته ن که با سرچ پیدا می‌شه. معلوم نیست چرا با تشخیص یک فرد خاص باید اعدام کرد. ......

علمای شیعه و غالب علمای اهل سنت در حکم مذکور اتفاق نظر دارند ( اینجا )

الحمدلله رب العالمین

مسلم;935272 نوشت:
بنابراین هدف امام(ره) از این حکم در حقیقت کشتن سلمان رشدی نبود، بلکه بیشتر به دنبال بازخوردهای بعدی آن بود! وگرنه می توانستند مخفیانه دستور بدهند که سلمان رشدی کشته شود، اما با این حکم میخواستند عرصه را برای تمام توهین کنندگان روشن کنند که کسی که چنین کند زندگی در آرامش نخواهد داشت.

سلام

به نظر من فتوای امام خمینی باعث مشهور شدن بیشتر شد و حس کنجکاوی همه را برانگیخت
حتی کسانی که شاید اسمی از کتاب نشنیده بودند و یا حوصله خواندن ان را نداشتند تشویق به خواندن شدن

اما از باب اینکه فرمودین کسی بعد از این جرات توهین پیدا نکند
دیدید که بعد از ان روزنامه های هلند و فرانسه دست به توهین اشکار زدند و هیچ واهمه ای هم نداشتند

در ضمن به نظر می رسد اینقدر واکنش شدید نشان دادن به یک کتاب ممکن است این شک را برانگیزد حتما حقایقی را گفته که
مسلمانان قصد مخفی کردن ان را دارند

Miss.Narges;935346 نوشت:
اگه کسی از اسلام خارج شود ولی کاری به اسلام نداشته باشد بازم باید کشته بشه؟

خیر، کشته شدن در گرو این است که کفرش را اعلام کرده و جار بزند.

Miss.Narges;935346 نوشت:
بنده اصلا حرفم این نبود که حکم کشتن سلمان اشتباه بوده.حرفم این بوده چرا امام خود نیز اقدام به نوشتن کتابی در رد ادعای کتاب سلمان نکردند.اصولا روحانیون خیلی کم کاری میکنند.الان شما ببینید چقدر افراد بی دین دارن بی دینی رو کسترش میدن.کتاب پندار خدا ریچارد این همه فروش در سراسر جهان داشته حتی ایران خودمون.یا کتاب ایات شیطانی سلمان حالا کار یهم به غیر علمی بودنش ندارم.
.ولی این همه روحانی در ایران داریم این همه سال درس میخونن کدومشون اومدن کتابی در شناخت اسلام حقیقی و کتاب در زمینه اثبات اینکه اسلام اون اسلام وهابیت که. اروپا و امریکا ازش میشناسن نیست تا حالا نوشته و به کل دنیا نشر دادن تا همه مردم ارای اینها رو هم بخونن و خود قضصاوت کنند.سوال اصلی بنده اینهاست که شما ظاهرا به اینها جواب ندادین.

امام(ره) پیش از آنکه مسئولیت بپذیرند اتفاقا اهل نقد نوشتن بودند و کتاب اسرار هزار ساله را نقد کرده و کتاب کشف الاسرار را در جواب آن نوشتند، اما در زمان رهبری واقعا اینکه خود رهبر بنشیند کتابی را نقد کند نه منطقی نیست، و نه فرصت ان را داشتند. این بر عهده جریان های دینی و حوزوی است که البته نقدهای متعددی بر این کتاب نوشته شده است.

اما در مورد کم کاری روحانیون که می فرمایید، ببینید ما درگیر یک جنگ نابرابر هستیم، همانطور که جنگ سخت ما نابرابر بود، جنگ نرم ما هم همینطور است.
در این جنگ توان دشمن به لحاظ تعداد نفرات، بودجه اقتصادی، نفوذ بین المللی، و تبلیغات رسانه ای قابل مقایسه با توان ما نیست.
کتاب ها نقد می شوند اما جریانی که حامی گسترش این شبهات است خیلی قوی تر از جریانی است که حامی پاسخ های این شبهات است، همه این کتاب ها نقد شده و پاسخ داده شده اند، اما می بینید که خود شما هم از این نقد ها بی اطلاع هستید، حق هم دارید، چون 85 درصد رسانه جهان دست دشمنان دین است.
اینکه ریچار داوکینز و کتاب پندار خدا مطرح می شود نه از این باب است که استدلال هایش قوی تر از کتاب های دینی است، بلکه جریانی که حامی این اثر است قوی تر از جریان حامی کتاب های دینی است، وگرنه کتاب پندار خدا انصافا و بی طرفانه کتاب قوی ای نیست، اصلا لحن آن هم لحن علمی و نقادانه نیست!! نقدهای متعددی هم از جانب خود غربی ها و هم از جانب دینداران بر آن نوشته شده است.

روحانیون کتاب های دینی زیادی برای معرفی به غرب نوشته اند اما به اندازه دشمن توان گسترش آن را نداشته اند، مثلا علامه طباطبایی به سفارش دکتر سید حسین نصر کتاب شیعه در اسلام را نوشت و از سوی او هم به انگلیسی ترجمه شد.

در هر صورت این طرف هم بیکار ننشسته اند، اما توان مادی و معنوی رقیب بسیار قوی تر است، و به هر طریقی بر سر تبلیغ دین مانع تراشی می کند، شما سرنوشت شهید محمد حسن ابراهیمی که در کشور گویان شهید شد را بخوانید.

irancplusplus;935351 نوشت:
حکم اعدام مرتد و ساب سند چندان محکمی نداره و خیلیا در این رابطه مقاله نوشته ن که با سرچ پیدا می‌شه. معلوم نیست چرا با تشخیص یک فرد خاص باید اعدام کرد. اگه این طوره منم فتوا میدم یه نفر در نظام ایران رو به جرم فساد یا هر جرمی اعدام شه و به پیروانم(!) میگم اقدام کنن... مصداق حکم خدا را تشخیص داده م. (البته یه عده رییس جمهور ایران را به تشخیص خودشون تحویحا هم به ترورو تهدید کردن)
این چه رسم و وضعیه که یه نفر حکم اعدام رو تشخیص بده و پیروانش رو بفرسته برای اجرا.

امام(ره) به عنوان من و شما نظر نداده است، به عنوان عالم دین و جانشین معصوم نظر داده است، در حیطه غیر تخصصی اش هم نبوده، در این موضع صاحب نظر است!

irancplusplus;935351 نوشت:
اگه این طوره با داعش چه مشکلی دارید. بالاخره اطلاعات و نحوۀ فکر کردن افراد اونا رو به یه جایی میرسونه.

یکی از جاهایی که خیلی تعجب می کنم و بهم بر می خورد وقتی است که کسی رفتار داعش را مبنای حمله به احکام اسلام قرار می دهد!! خود آمریکایی ها می گویند داعش را ما ایجاد کرده ایم اما بعضی هنوز دست بر نمی دارند!!

irancplusplus;935351 نوشت:
کتاب سلمان رشدی هم ظاهرا یه داستانه. من اولشو خوندم انگار یه نفر از هواپیما در حال سقوطه و یه حرفایی میزنه حوصله م نرسید بقیه رو بخونم. مگه امام کتاب رو خونده بود که تشخیص داده بود؟

یکی از مواردی که اسلام و مراجع که یان کننده حکم اسلام هستند خیلی حساس هستند قتل نفس است، مطمئن باشید اگر امام به محتوای آن یقین پیدا نکرده بود چنین حکمی صادر نمی کرد!

irancplusplus;935351 نوشت:
نتیجۀ این اقدام چی شد؟ سلمان رشدی رو کشته نشد و مدام شخص امام به عنوان یه تندرو به مردم معرفی شد و همه رو از اسلام متنفر کرد.

من واقعا تعجب می کنم از کسانی که دائما دم از مصالحه با غرب سخن می گویند!! هیچ کاری نکنیم اینها بدشان بیاید!! یه وقت ما را تندرو معرفی نکنند!! دائما باید با آنها مذاکره و گفتگو کنیم تا ما را بپذیرند!!! و از این حرفهایی که می زنند! اشکال عمده اینها عدم شناخت صحیح از دشمن است! قرآن می فرماید یهود و نصاری تا تبعیت کامل از ایشان نکنید راضی نخواهند شد!(بقره:120) عَلَم کردن این حکم سلمان رشدی و موارد مشابه بهانه جویی است، شما هر کاری بکنید اینها یک عیبی میگیرند، یک بهانه ای برای مخالفت با آزادی بیان و حقوق بشر می یابند!!! ما باید کار خودمان را بکنیم، چکار به یک عده ای داریم که هیچ صداقتی ندارند و کاملا مغرضانه رفتار می کنند؟

اگر می خواهید صداقت ایشان را بیابید و بفهیمد این ایرادهای بنی اسرائیلی به خاطر رفتار ماست یا مغرضانه بودن آنها، به رفتار دوگانه آنها با ایران و عربستان بنگرید!! ایران به جرم زیر پا گذاردن حقوق زن محکوم می شود و عربستانی که زنانش حق رانندگی ندارند می شود رییس پنل حقوق زن در سازمان ملل!!!
تو رو خدا ول کنید این بازی های معرفی به عنوان تندرو و تنفر و آزادی بیان و ... حال آدم به هم می خورد از این همه نیرنگ بازی غربی ها!!

irancplusplus;935351 نوشت:
معلوم نیست چه اصراری دارن از هر کاری که امام کرد (و خیلیاش اشتباه محض سیاسی ناشی از تجربۀ بایین بود) دفاع کنن. امام خمینی که دیگه معصوم نیست اگه اعتفاد به معصومیت برخی سران دین دارید.


کار ما معلوم است، از اسلام دفاع می کنیم و رضایت خدا را طلب! اما معلوم نیست کسانی که از هر موضع درستی که دارند حاضرند کوتاه بیایند و دست بکشند تا غرب و جامعه بین الملل را از خود راضی کنند! اینها معلوم نیست چه اصراری بر این کار دارند!

**گلشن**;935440 نوشت:
به نظر من فتوای امام خمینی باعث مشهور شدن بیشتر شد و حس کنجکاوی همه را برانگیخت
حتی کسانی که شاید اسمی از کتاب نشنیده بودند و یا حوصله خواندن ان را نداشتند تشویق به خواندن شدن

اما از باب اینکه فرمودین کسی بعد از این جرات توهین پیدا نکند
دیدید که بعد از ان روزنامه های هلند و فرانسه دست به توهین اشکار زدند و هیچ واهمه ای هم نداشتند

در ضمن به نظر می رسد اینقدر واکنش شدید نشان دادن به یک کتاب ممکن است این شک را برانگیزد حتما حقایقی را گفته که
مسلمانان قصد مخفی کردن ان را دارند

نمی شود گفت بگذاریم اینها هر غلطی می خواهند بکنند و هر توهینی و عکسی را می خواهند چاپ کنند و هیچی نگوییم که مشهور نشود و موجب کنجکاوی نشود!!
اتفاقا یک جایی باید محکم ایستاد، ما علنا موضعمان را یان میئکنیم، با کمال میل بحث علمی را می پذیریم اما توهین به بهانه آزادی بیان را خیر!

گمان نکنید که حکم امام(ره) تاثیری نداشته است! اینکه یک شخصی مجبور شود تا پایان عمر تحت تدابیر شدید امنیتی زندگی کند کم است؟! بقیه این را می پسندند؟ شما درست است که می بینید که بعد از سلمان رشدی روزنامه های هلندی و فرانسوی هم توهین کردند اما زمانی می توانید بگوید حکم امام تاثیری نداشته است که بتوانید شرایط امروز را بدون حکم امام هم تصور کنید! آن وقت قضاوت کنید که آیا حکم امام در کاهش توهین ها تاثیر داشته است یا خیر! باید ببینید اگر امام آن حکم را نداده بود آیا باز هم فقط همان دو روزنامه توهین می کردند یا خیر؟

امروز که می بینید توهین در همین حد است خب به خاطر ترس از این حکم است، زندگی را برایشان تلخ تر از مرگ می کند! زندگی اجتماعی انسان را مختل می کند! یک زندگی کاملا امنیتی! خب کمتر کسی زیر بار این زندگی میرود! اینکه سلمان رشدی تا به حال کشته نشده را مانعی در برابرحکم امام تلقی نکنید، همین زندگی سلمان رشدی عبرتی است برای کسانی که قصد توهین دارند.

کسانی که از روی کنجکاوی سراغ خواندن این کتاب ها می روند اگر بخواهند منصفانه قضاوت کنند باید نقدهای آن را هم بخوانند، اگر مسلمان باشند که معمولا کتابهای اینچنینی که توهین آمیز هستند بر ایشان تاثیر نمی گذارد و اگر هم بگذارد نقدهایش را هم می خوانند یا از علمایشان سوال می پرسند، و اگر بی دین باشند که خب خواندن یا نخواندن این کتاب برایشان فرقی نمی کند.

فاتح;935404 نوشت:
کتاب آیات شیطانی در ۹ فصل تنظیم شده است و نویسنده، افسانه غرانیق را چندبار و به شکلهای گوناگون در کتاب خود آورده و آن را یکی از مضامین اصلی کتاب خود قرار داده است. این رمان با سقوط دو مرد از آسمان آغاز می‌شود. این دو، جبرئیل فرشته و چمچا نام دارند و حرفه‌شان هنرپیشگی است. در این بخش حوادث مختلفی بین آن دو رخ می‌دهد. بخش دوم کتاب که به روایت نویسنده در شهری بنام جاهلیه با مردمی شرور می‌گذرد با الهام از افسانه غرانیق نوشته شده است. در این بخش شخصی به نام ماهوند پیامبر می‌شود و یکی از ادیان جهان را بنیان می‌گذارد. آورده‌اند ماهوند نامی توهین آمیز خطاب به پیامبر اسلام(ص) بوده است. در این بخش از کتاب، او خداوند، فرشتگان و پیامبران را اینگونه تصور کرده‌است که بیشتر اوقات در تشخیص میان نیک و بد عاجز می‌مانند و در آخر آورده است جبرئیل،اقرار می‌کند که نمی‌داند کدام نیرو زبانش را به سخن می‌گشاید. گویا شیطان از زبان او ابیاتی را بیان کرده است. رشدی همچنین در بخش آخر کتاب داستان نسبت انحراف اخلاقی را به همسران پیامبر(ص) مطرح کرده است. نویسنده، طواف پیرامون کعبه را به شکل صفی طولانی که مراجعان به فاحشه خانه را در انتظار نوبت برای ورود به آنجا نشان می‌دهد. و برخی صحابه پیامبر(ص) را با تعبیرهای مانند هیولای سیاه ، پدیده پست جهان آدمیت معرفی کرده است. ( منبع از عنوان محتوا )

من در این‌ها که همه تمثیل است توهین آشکاری نمی‌بینم. داستان‌های مشابه دیگری مانند این‌ها سراغ دارم که کسی علیهشان فتوا نداده است.
بدون شک خود امام کتاب را نخوانده بود و فقط چیزهایی از اطرافیان شنیده بود. مشاورانی که اطلاعات غلط می‌دهند.

فاتح;935404 نوشت:
دوره های طولانی بود که فکر کردم به آخر خط رسیده ام. .. روزهای اول بسیار وحشت زده بودم، ولی فکر می کردم اگر بنشینم و منتظر باشم که چه موقع گلوله ای به سوی من می آید، دیوانه خواهم شد. .. ( اینجا)

The fatwa certainly made me think about it a lot more than I ever had. I guess I know I'm going to die, but then, so are you. And one of the things that I thought a lot about at the time of the fatwa and ever since is that quite a few of the people I really care about died during this period, all about the same age as I am, and they were not under a death sentence. They just died, of lung cancer, AIDS, whatever. It occurred to me that you don't need a fatwa, it can happen anytime.
https://en.wikiquote.org/wiki/Salman_Rushdie

irancplusplus;935488 نوشت:
من در این‌ها که همه تمثیل است توهین آشکاری نمی‌بینم. داستان‌های مشابه دیگری مانند این‌ها سراغ دارم که کسی علیهشان فتوا نداده است.
بدون شک خود امام کتاب را نخوانده بود و فقط چیزهایی از اطرافیان شنیده بود. مشاورانی که اطلاعات غلط می‌دهند.

بر تصورتان شک کنید چون کتاب را نخوانده اید و حوصله نکردید مقاله را بخوانید . (نویسنده داستانهای مورد نظرتان رمان نوشته بودند کسی " آیات شیطانی" ننوشته بود .)

فاتح;935404 نوشت:
پاسخ از این مقاله عنوان : انفعال غرب (تا آخر حوصله شود)

در نهم اسفند، مجلس شورای اسلامی طی جلسه فوق‌العاده‌ای با اعلام یک ضرب‌الاجل یک هفته‌ای برای انگلیس، تداوم رابطه سیاسی با دولت انگلیس را به عذرخواهی مقامات انگلیسی و تجدید نظر آنان در مواضع غیر اصولی شان نسبت به جهان اسلام و کتاب «آیات شیطانی»، مشروط ساخت. بنا به این مصوبه در صورتی که انگلیس در عرض یک هفته علیه انتشار آیات شیطانی اعلام موضع نمی‏کرد روابط سیاسی و دیپلماتیک با آن کشور به طور کامل قطع می‏گشت.

[ پاسخ : ]

دولت انگلیس نیز در یک عقب نشینی آشکار اعلام نمود که خواهان قطع روابط با ایران نیست. ودر تاریخ ۱۳ اسفند جفری هاو، وزیر خارجه انگلیس بدون مخالفت با تداوم انتشار آیات شیطانی و بدون محکوم نمودن اهانت به مقدسات مسلمانان، اعلام کرد که این کشور به اسلام احترام می‏گذارد و خود را از ماجرای انتشار آیات شیطانی جدا می‏داند. /

دولت فخیمه این کتاب را خوانده بود و محتوی آن را میدانست اگر محتوائی غیر از توهین به اسلام داشت مدعی آن میشد مگر بگوئید کسی به آنها هم اطلاعات غلطی داده .

ادامه ...
اما چون این اظهارات و موضعگیری‌ها فاقد عذرخواهی رسمی و علنی لندن از مسلمانان بود، در تاریخ ۱۶ اسفند ۶۷ وزارت امور خارجه ایران طی بیانیه‏ای در پایان مهلت یک هفته‏ ای به دولت انگلیس برای اصلاح مواضع خود در قبال کتاب موهن آیات شیطانی، به علت عدم تحقق خواسته مجلس شورای اسلامی، قطع کامل روابط سیاسی ایران با انگلیس را اعلام کرد. /

ادامه مقاله چه کسانی این کتاب را خوانده بودند و در برابر این اهانت عکس العمل نشان داده بودند :

1- مارگارت تاچر نخست وزیر انگلیس بدون محکومیت انتشار آیات شیطانی و یا مخالفت با تداوم آن برای کاستن از امواج ضد انگلیسی در بین مسلمانان اعلام کرد : من درک می‏کنم که کتاب آیات شیطانی برای مسلمانان عمیقاً توهین آمیز است. ولی چندی بعد تلویزیون بی بی سی با پخش فیلمی به نام ضیافت کفرگویان با قرار دادن سلمان رشدی در کنار نام مولیر و ولتر(نویسندگان مشهور فرانسوی عصر روشنگری) از وی حمایت تبلیغاتی نمود.

2- ادوارد شواردنادزه وزیر امور خارجه اتحاد جماهیر شوروی (روسیه کنونی) با اشارة تلویحی به ماجرای آیات شیطانی گفت که غرب اکنون باید برای ارزش‏های مسلمانان احترام قائل شود. مقامات دولتی نیز از انتشار کتاب مزبور در این کشور جلوگیری کردند.

3- جیمی کارتر از رؤسای جمهور پیشین آمریکا کتاب آیات شیطانی را توهین به میلیون‏ها مسلمان توصیف نمود.

4- کورت والدهایم رییس جمهور اتریش گفت:در کتاب آیات شیطانی به کتاب مقدس آسمانی قرآن توهین شده است.

5- کیم ایل سونگ رهبر کره شمالی نیز از حکم امام حمایت کرد

6- جان میردال نویسنده سوئدی از امضای بیانیه‏ای در حمایت از رشدی اجتناب کرد و ضمن تأیید واکنش مسلمانان و اقدام امام خمینی، مدافعان نویسندۀ آیات شیطانی را غلامان و کنیزان لیبرالیسم نامید.

7- «کت استیونس» معروف به «یوسف اسلام»، خوانندۀ مشهور انگلیسی دهۀ هفتاد میلادی که در سال ۱۹۷۷ مسلمان شده بود، طی بیانیه‏ای حمایت خود را از حکم امام خمینی در مورد سلمان رشدی، نویسنده مرتد کتاب آیات شیطانی اعلام کرد که این اقدام او باعث شد توسط رسانه‏های اروپایی و امریکایی تحریم شود و از پخش موسیقی‏های وی تا مدت‏ها خودداری کنند.

8- وزرای خارجه ۴۵ کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی در ۲۵ اسفند ۱۳۶۷ در قطعنامة پایانی خود کتاب سلمان رشدی را یک اثر کفرآمیز اعلام و شدیداً آن را محکوم کردند. این قطعنامه همچنین به تبعیت از حضرت امام، ضمن مرتد خواندن سلمان رشدی، از بنگاه‌های ناشر خواست هرچه سریع‌تر این اثر را از گردش توزیع خارج کنند و کشور‏های اسلامی هر بنگاه انتشاراتی را که به این درخواست احترام نگذارد، تحریم نمایند. وزرای فرهنگ و اطلاع رسانی کشورهای عضو جنبش عدم تعهد نیز طی اجلاسی هر نوع توهین و هتک حرمت علیه فرهنگ‏ها و ارزش‏های معنوی را محکوم کردند و آن را عملی خلاف روح تفاهم و صلح دوستی در جهان اعلام نمودند.

9 - کشورهای اروپایی پس از آنکه یکباره سفرای خود را از ایران خارج کردند از ابتدای سال ۶۸ مجبور به بازگشت به ایران شدند و به تدریج با شرمساری سفارت خانه‌های خود را از نو بازگشایی کردند. و در پایان سال جامعة اقتصادی اروپا رسماً خواستار عادی شدن روابط با ایران شد. به دنبال اتخاذ مواضعی در محکومیت انتشار آیات شیطانی توسط مقامات انگلیس روابط این دولت با ایران نیز مجدداً برقرار گشت اما به دستور رهبر معظم انقلاب در یک اقدام تنبیهی دیگر ـ چون انگلیس پیشتاز تحریک سایر دولت‏های اروپایی بود ـ اجازه بازگشت سفیر آن کشور بعد از ورود سایر سفرای اروپایی و به عنوان آخرین سفیر، صادر گشت.

مسلم;935457 نوشت:
کسی رفتار داعش را مبنای حمله به احکام اسلام قرار می دهد

از این جهت شبیه است که کسی خود را بر حق می‌داند و طبق برداشت خود از اسلام دستور اعدام و ترور می‌دهد. یعنی یک کسی اعتقاد پیدا میکند دستور خدا این است که یک نفر دیگر را باید بکشد.

مسلم;935457 نوشت:
خود آمریکایی ها می گویند داعش را ما ایجاد کرده ایم اما بعضی هنوز دست بر نمی دارند!

https://www.youtube.com/watch?v=29_zQYAMmV0

مسلم;935457 نوشت:
گر امام به محتوای آن یقین پیدا نکرده بود چنین حکمی صادر نمی کرد!

به حکم اعدام برادر محمد جهان آرا یقین پیدا کرده بودند؟
مسلم;935457 نوشت:
من واقعا تعجب می کنم از کسانی که دائما دم از مصالحه با غرب سخن می گویند!! هیچ کاری نکنیم اینها بدشان بیاید!! یه وقت ما را تندرو معرفی نکنند!! دائما باید با آنها مذاکره و گفتگو کنیم تا ما را بپذیرند!!! و از این حرفهایی که می زنند! اشکال عمده اینها عدم شناخت صحیح از دشمن است!

خب داعش توجهی نمیکند و دارد نابود می‌شود شما هم می‌توانید این آزموده را دوباره بیازمایید.
مسلم;935457 نوشت:
قرآن می فرماید یهود و نصاری تا تبعیت کامل از ایشان نکنید راضی نخواهند شد!

قرآن دربارۀ شرایط زمان خودش چیزی گفته است. گاهی هم هم یهودی‌ها و هم مسیحیان را ستوده است.
مسلم;935457 نوشت:
عَلَم کردن این حکم سلمان رشدی و موارد مشابه بهانه جویی است

اگر بهانه جویی باشد، از شاه هم زیاد بهانه جویی می‌شد. آنقدر که شاه فکر می‌کرد آمریکاییها او را ساقط کرده‌اند. آخر چه بهانه‌جویی‌ای. فرد اول ایران در نهایت بی سیاستی اعلام کرده است من می‌خواهم یک شهروند بریتانیا کشته شود و از همه خواسته است این خواسته را عملی کنند. یعنی عملیات تروریستی در یک کشور دیگر آن هم علناً. اگر حالا سپاه مخفیانه به ترکیه حملۀ سایبری می‌کند (یا اقوام فلان ضد انقلاب را می‌کشد) آن زمان همین قدر فهم سیاسی هم نبود که مخفی کنند. علناً اعلام می‌کردند. ساختار و رفتار دنیا را نمی‌شناختند.

مسلم;935457 نوشت:
ایران به جرم زیر پا گذاردن حقوق زن محکوم می شود

عربستان هم به خاطر حقوق بشر محکوم می‌شود.
http://www.independent.co.uk/news/world/middle-east/one-of-the-world-s-worst-human-rights-offenders-is-on-a-top-un-human-rights-panel-here-s-why-a6671676.html

حتی اسرائیل هم محکوم می‌شود.

مسلم;935457 نوشت:
رفتار دوگانه

رفتار دوگانه در ایران خیلی بیشتر است. مثلاً حمله‌کنندگان به سفارت عربستان چه حکمی گرفتند؟ حساب‌های شخصی رییس فلان قوه کی شفاف سازی شد؟ چه طور ریشه‌های تروریست‌های مجلس و چیزهای مشابه در عرض چند روز کشف می‌شود اما اسیدپاشان اصفهان (که هدفشان بی‌حجاب‌ها بود) هرگز شناسایی نشدند حتی یکیشان؟ این‌ها رفتارهای چندگانه است؟

مسلم;935457 نوشت:
ال آدم به هم می خورد از این همه نیرنگ بازی غربی ها

حرف از نیرنگ زدید و داغ‌ها تازه شد. آیت‌الله روحانی که به جرم مخالفت با جانشینی آبیت الله منتظری محصور شد و پس از عزل منتظری همچنان محصور ماند. تخریب‌های حوزویان دیگر. دست دادن رییسی و تتلو. مصاحبه با شهرام امیری به عنوان قهرمان ملی و سپس اعدام مخفیانۀ او. جایگزین کردن میمون فضانورد ایرانی. اتفاقاتی که در برخی انتخابات‌ها افتاد. مظلوم نمایی نظام در برخی اتفاقات. بیخیال.

مسلم;935457 نوشت:
از اسلام دفاع می کنیم

از نظام دفاع می‌کنید و به غلط آن را منطبق بر اسلام معرفی می‌کنید(وگرنه آیت‌الله‌ها به جرم عدم قبول این انطباق محصور نمی‌شدند). به فرض هم که چنین باشد دفاع از اشتباهات مسلم امام ضربه به او است نه دفاع.

irancplusplus;935495 نوشت:
دفاع از اشتباهات مسلم امام ضربه به او است نه دفاع.


من امام را معصوم نمی دانم، اما قطعا حکم ایشان در خصوص سلمان رشدی اشتباه نبوده و نیست! و به عنوان یک کارشناس اسلامی به شدت معتقد به درستی و حقانیت آن هستم.

اگر مسئولین امروز همان قاطعیت امام را داشتند و در برابر غرب دچار ضعف شدید اعتماد به نفس نیودند قطعا امروز شرایط بهتری میداشتیم! همان طور که رهبری فرمودند هر بار که دشمن غربی در ما احساس ضعف کرد پیش تر آمد.


بقیه حرف هایتان گویای خوراک خبری است که از آن تغذیه میشوید، اگر آنها را ترک کنید، حقیقت خود به خود روشن می شود!! بیش از حد مقهور غرب هستید و این مانع نگرش منطقی به بحث می شود! اگر ذره ای احتمال پذیرش در شما می دیدم بحث را ادامه می دادم اما چه کنم که افسون شبکه های خبری مخالف انقلاب شده اید!! فقط یک نکته چون قرآنی است اشاره می کنم:

irancplusplus;935495 نوشت:
قرآن دربارۀ شرایط زمان خودش چیزی گفته است. گاهی هم هم یهودی‌ها و هم مسیحیان را ستوده است.

تعبیر قرآن این است: «و لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم» ؛ نمی دانم چقدر با عربی آشنا هستید اما تعبیر «لن» به معنای نفی ابدی است، یعنی در آینده هم از تو راضی نخواهند شد مگر آنکه از ایشان پیروی کنی!

یا حق

مسلم;935498 نوشت:
عنک

یعنی از پیامبر. ما که پیامبر نیستیم هر چند برخی ممکن است بر برخی امر مشتبه شده باشد.

مسلم;935498 نوشت:
بیش از حد مقهور غرب هستید و این مانع نگرش منطقی به بحث می شود! ا

اگر شما ذوب در ولایت نبودند احتمال منطقی بودن بحث بود و خودتان به نقد رهبر و امام هم میپرداختید. جانبداری محض شما آشکار است. منطق کجا بود. وگرنه اسناد حرف‌های من هست.

به هر حال از نظر من منابع حکومتی غیر قابل اعتمادند و کارشان خبر رساندن نیست بلکه توجیه سیاست‌های کلی است.

یک سوال اساسی: چه می‌شود اگر اعتراف کنید امام اشتباه کرده است؟ خیلی روشن است که بعد از چند روز آی دی شما می‌شود کارشناس سابق سایت و اگر صدایش هم در بیاید می‌شوید یک روحانی مطرود مثل نقویان که یک دفعه برنامه‌های صدا و سیمایش قطع می‌شود. آن‌ها که حمایتشان می‌کردید می‌شود دشمن شمارۀ یک شما. شما اصلا نمی‌توانید منطقی باشید مگر آن که وارسته شوید. در مقابل، زندانیان سیاسی، زندگیشان تباه شده تا از آنچه درست می‌دانند، حمایت کنند. کدام از شما وارسته‌اید؟ احتمال منطق در کدامتان بیش‌تر است؟

مسلم;935455 نوشت:
خیر، کشته شدن در گرو این است که کفرش را اعلام کرده و جار بزند.

سلام
این دیگر چه دینی هست که ما داریم؟!!!
هر کی دوست داشت مسلمان باشد و هرکیم دوست داشت به راه کفر بره.چرا کسیکه میگه من نمیخوام مسلمان باشم باید گردنشو زد؟
یعنی الان من توی خیابون یکی رو دیدم که بهم گفت من اسلام رو قبول ندارم باید زودی برم گردنشو بزنم؟

فاتح;935494 نوشت:
بر تصورتان شک کنید چون کتاب را نخوانده اید و حوصله نکردید مقاله را بخوانید . (نویسنده داستانهای مورد نظرتان رمان نوشته بودند کسی " آیات شیطانی" ننوشته بود .)

در من در مورد آنچه نوشتید نظر دادم.

داستان‌هایی دقیقا با قصد نقد پیامبر هست که به صورت تمثیلی پیامش را زیر سوال مبرد.

----------------------

بله عذرخواهی‌هایی هم انجام شد (از کل جهان اسلام)، به خاطر حساسیت‌هایی سلمان. با هدف برگرداندن آرامش و امنیت. می‌دانید که کتاب‌هابخانه‌هایی توسط مسلمانان در انگلستان به آتش کشیده شد. این غذرخواهی‌ها قرص آرام‌بخش بودند نه ابراز پشیمانی. خود سلمان رشدی هم از مسلمانان عذر خواست. با همۀ این عذرخواهیها که ظاهرا هیچ یک از ایران نبود بلکه از کل مسلمانان بودند، فتوای امام علیه او یک اشتباه سیاسی محض بود و ضررش به مردم ایران رسید. اسلام هراسی، ایران‌هراسی، آتو دست مخالفان دادن، نفرت جهانی علیه حکومت، شناخته شدن امام با فتواش و... نشانه‌های ناپختگی سیاسی این کار بود. این فتوا ایران را یک دیوانۀ عصبانی معرفی کرد که قابل اعتماد نیست و همین فتوا و امثال آن باعث شده است غربی‌ها بترسند که ایران بمب هسته‌ای پیدا کند.
لااقل می‌توانست به یک مرجع دیگر پیام بدهد که او این فتوا را صادر کند و خود امام حمایت کند که به اسم شخص اول ایران نوشته نشود این خشونت علیه یک داستان نویس.

Miss.Narges;935507 نوشت:
یعنی الان من توی خیابون یکی رو دیدم که بهم گفت من اسلام رو قبول ندارم باید زودی برم گردنشو بزنم؟

کافر را نه. اما مرتد بله. برخی مرتد را مهدور الدم میدانند یعنی می‌گویند کشتنش نیاز به دادگاه هم ندارد (برخی مراجع هم می‌گویند نیاز به دادگاه دارد). مهدور الدم یعنی همین که دیدی یک کسی (مَردی) که قبلا مسلمان بوده یا یکی از پدر یا مادرش مسلمانند کافر شده می‌توانید (بلکه شاید شرعا واجب باشد) در جا گردنش را بزنید همانجا وسط خیابان. همین طور هر کسی که به پیامبر یا امامان فحش دهد. به علاوه ازدواج مرتد باطل است اموالش دیگر مال خودش نیست و نجس هم هست.
البته برخی حکم اعدام مرتد را فاقد سند لازم و جعلی و مخالف قرآن می‌دانند که در اقلیتند. برخی هم مثل منتظری می‌گویند مرتد کسی بوده که به سپاه کفر می‌پیوسته و حساب کسی که با تحقیق تغییر دین می‌دهد جداست.

توجه: این‌ها تنها برداشت‌های من از نظرات دینی مختلف است و برای تعیین حکم شرعی و تکلیف قابل اعتنا نیستند. برای پیدا کردن حکم شرعی باید از مرجع تقلیدتان کسب تکلیف کنید.

Miss.Narges;934444 نوشت:
سلام کتاب آیات شیطانی که توسط سلمان رشدی نوشته شده برای رد حقانیت قرآن و دین اسلام بوده و چون باعث گمراهی هزاران انسان می شود فتوای قتل سلمان توسط امام خمینی صادر می شود.

آیا بهتر نبود خود امام که فتوای قتل او را صادر کردند اول میومدند کتابی خیلی بهتر و منطقی بر مبنای باطل کردن کتاب سلمان رشدی می نوشتند و مثل سلمان به جهان معرفیش میکردند.و بعدا هم می توانستند با خیال راحت دستور قتل سلمان را صادر کنند؟

صرف قتل یک کافر معمولا این طور معنی به ذهن مخالفان دین میدهد که جامعه دینی توان مقابله به مثل نداشته و مجبور به حذف یک کافر شده و این یک نقطه ضعف هست..

باسلام

بهتر است اول کتاب را بخوانید بعد بگید که آیا چنین کتاب پر از دروغ و توهین و تمسخر را باید پاسخ علمی داد یا خیر؟

این کتاب مثل همان فیلم موهن چند سال پیش است که در آن شخصی را بعنوان پیامبر اسلام نشان میداد که میگفت "مردان و بچه ها را بکشید و زنان رو اسیر کنید" و بعد به آنها تجاوز یا با آنها رابطه جنسی برقرار میکرد!!!

بعد از فتوای امام خمینی، تا الان فقط چند نفر جرات کردند توهین و فحاشی نسبت به پیامبر و اسلام داشته باشند! و همشون هم چندین بادیگارد دارند!

مثلا شما فکر کنید تو خیابون تو همین ایران یه عده بیان به پیامبر فحش و توهین کنند و بعد فرداش این توهینها رو از طریق سایت و کتاب و رزونامه هم گسترش بدن و کسی واکنش محکمی نشون نده! خب از فرداش همه این کارو تکرار میکنند! و دیگه اصلا آبرو و اسمی از پیامبر و اسلام نمیمونه!

یا مثلا شخصی چند وقت پیش گفته بود باید با همه گروهها تو سوریه گفتگو کرد و ... خب آیا با تکفیری هایی که نه فقط بقیه مسلمین رو قبول ندارند و حتی شیعیان رو نجس و مرتد میدونند و به زنان بیگناه به اسم اسلام تجاوز میکنند و... میشه گفتگو کرد؟

بنظر بنده علت چاپ و نشر گسترده این کتاب و حمایت ازش در اون موقع با اهداف خاصی صورت گرفته، و درست در دوره ای بوده که انقلاب ایران مسلمین سایر کشورها را هم بیدار و هشیار کرد و هم آنها را بفکر اقدام برای تشکیل حکومت دینی و... سوق داد!

Miss.Narges;935507 نوشت:
سلام
این دیگر چه دینی هست که ما داریم؟!!! چرا کسیکه میگه من نمیخوام مسلمان باشم باید گردنشو زد؟
یعنی الان من توی خیابون یکی رو دیدم که بهم گفت من اسلام رو قبول ندارم باید زودی برم گردنشو بزنم؟

ای کاش قبل از اظهارنظر درباره دینتان اول تحقیق کنید بعد این حرفها را برنید! یه طوری حرف میزنید انگار با اسلام دعوا دارید و علت مشکلاتتان دینتان است!

ارتداد و بحث آزادی انتخاب دین
http://www.askdin.com/showthread.php?t=37379&p=499540&viewfull=1#post499540

**گلشن**;935440 نوشت:
سلام
به نظر من فتوای امام خمینی باعث مشهور شدن بیشتر شد و حس کنجکاوی همه را برانگیخت
حتی کسانی که شاید اسمی از کتاب نشنیده بودند و یا حوصله خواندن ان را نداشتند تشویق به خواندن شدن

در ضمن به نظر می رسد اینقدر واکنش شدید نشان دادن به یک کتاب ممکن است این شک را برانگیزد حتما حقایقی را گفته که مسلمانان قصد مخفی کردن ان را دارند

باسلام

فقط به پیامبر اسلام در اروپا توهین نشده! به حضرت عیسی بن مریم هم توهین شده و کاریکاتورشان را کشیده اند!

وقتی در کتاب آورده که شیطان به پیامبر مسلمانان آیاتی نازل کرده! معلوم است که مخاطب متوجه میشود که این نوع حرفها یعنی مسلمین شیطان پرستند نه خداپرست و .... و علت خشم مسلمانان را میفهمد!

irancplusplus;935351 نوشت:
مدام شخص امام به عنوان یه تندرو به مردم معرفی شد و همه رو از اسلام متنفر کرد.
معلوم نیست چه اصراری دارن از هر کاری که امام کرد (و خیلیاش اشتباه محض سیاسی ناشی از تجربۀ پایین بود) دفاع کنن.

پیامبر و ائمه ما "معصوم کامل" بودند یعنی معصوم به دنیا آمدند اما امام خمینی "معصوم شده" است یعنی طی سیر و سلوک به مقام صاحب نفس مطمئنه رسیده و لذا جز حق نمیگوید!

شما شخصیتی رو کم تجربه میگید که علاوه بر پیروزی بر یک حکومت دارای سلاح و ارتش و و ساواک و..، پیروزی جنگ ایران و عراق(با وجود پشتیبانی غرب)، تشکیل یک حکومت اسلامی بر پایه رای و خواست مردم و... را در کارنامه خود دارد!

قاطعیت امام در فتوای علیه سلمان رشدی و اعدام منافقین و.... براساس اسلام و عقلانیت الهی درست بوده!

کی گفته اقدام امام، دیگران را از اسلام متنفر کرده؟! حتی قبل از فتوای امام، رسانه های غربی به خاطر انقلاب ایران و مقابله با اسرائیل، تا میتوانستند امام و انقلاب را میکوبیدند!

عقلانیت الهی به ما میگوید برای خدا کار کن و حرف بزن حتی اگر بضررت باشد و خداوند قطعا مدد خواهد کرد!

با وجود تمام دروغگویی ها علیه ایران و ایران هراسی از سال 57، هنوز این نظام به کوری چشم دشمنان پابرجاست!!!!!! و به فضل الهی تا ظهور آقا هست!

این دلخوشیی که دشمنان نظام بخاطر بحران اقتصادی و مشکلات مختلف کشور دارند را به گور خواهند برد و ظهور حقیقت انشاءالله به توفیق الهی نزدیک و نزدکیتر میشود و کمر اسکتبار باطل خواهد شکست و عظمت و شکوه اسلام و این انقلاب جلوه گر خواهد گشت!

وَ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا

[="System"]

منتظر الظهور;935510 نوشت:
اما امام خمینی "معصوم شده" است

خدا همه را به راه راست هدایت کند.[/]

مسلم;935459 نوشت:
نمی شود گفت بگذاریم اینها هر غلطی می خواهند بکنند و هر توهینی و عکسی را می خواهند چاپ کنند و هیچی نگوییم که مشهور نشود و موجب کنجکاوی نشود!!
اتفاقا یک جایی باید محکم ایستاد، ما علنا موضعمان را یان میئکنیم، با کمال میل بحث علمی را می پذیریم اما توهین به بهانه آزادی بیان را خیر!

گمان نکنید که حکم امام(ره) تاثیری نداشته است! اینکه یک شخصی مجبور شود تا پایان عمر تحت تدابیر شدید امنیتی زندگی کند کم است؟! بقیه این را می پسندند؟ شما درست است که می بینید که بعد از سلمان رشدی روزنامه های هلندی و فرانسوی هم توهین کردند اما زمانی می توانید بگوید حکم امام تاثیری نداشته است که بتوانید شرایط امروز را بدون حکم امام هم تصور کنید! آن وقت قضاوت کنید که آیا حکم امام در کاهش توهین ها تاثیر داشته است یا خیر! باید ببینید اگر امام آن حکم را نداده بود آیا باز هم فقط همان دو روزنامه توهین می کردند یا خیر؟

امروز که می بینید توهین در همین حد است خب به خاطر ترس از این حکم است، زندگی را برایشان تلخ تر از مرگ می کند! زندگی اجتماعی انسان را مختل می کند! یک زندگی کاملا امنیتی! خب کمتر کسی زیر بار این زندگی میرود! اینکه سلمان رشدی تا به حال کشته نشده را مانعی در برابرحکم امام تلقی نکنید، همین زندگی سلمان رشدی عبرتی است برای کسانی که قصد توهین دارند.

کسانی که از روی کنجکاوی سراغ خواندن این کتاب ها می روند اگر بخواهند منصفانه قضاوت کنند باید نقدهای آن را هم بخوانند، اگر مسلمان باشند که معمولا کتابهای اینچنینی که توهین آمیز هستند بر ایشان تاثیر نمی گذارد و اگر هم بگذارد نقدهایش را هم می خوانند یا از علمایشان سوال می پرسند، و اگر بی دین باشند که خب خواندن یا نخواندن این کتاب برایشان فرقی نمی کند.

با سلام

به هر حال استاد گرامی نظر من ( که شاید فقط به درد خودم بخورد ) این است
که حتی اگر کسی به مقدسات ما توهین کند و یا مرتد شود نباید او را کشت

هرگز نفهمیدم قتل مرتد برای چیست ؟چرا باید کسی را به زور و علی رغم میل باطنیش به اسلام نگه داشت ؟
شاید ضرر چنین کسی در لباس مسلمانی بیشتر از موقعی باشد که کافر شود

irancplusplus;935509 نوشت:
کافر را نه. اما مرتد بله.
فرق مرتد و کافر در اینجا چیه؟

منتظر الظهور;935510 نوشت:
بهتر است اول کتاب را بخوانید بعد بگید که آیا چنین کتاب پر از دروغ و توهین و تمسخر را باید پاسخ علمی داد یا خیر؟

سلام
من که نگفتم نباید امام حکم قتل سلمان رو میداد؟
بلکه گفتم این اقدامش کامل نیست.صرف قتل سلمان دوای درد اسلام نمیشه.باید از نظر فرهنگی هم اقدامناتی چه امام چه سایر روحانیون میکردند.البته طبق صحبت کارشناس ظاهرا اقداماتی فرهنگی نییز صورت گرفت ولی چندان کارساز نبودند.

منتظر الظهور;935510 نوشت:
ی کاش قبل از اظهارنظر درباره دینتان اول تحقیق کنید بعد این حرفها را برنید! یه طوری حرف میزنید انگار با اسلام دعوا دارید و علت مشکلاتتان دینتان است!
من اصلا مشکلی با اسلام ندارم.اگرم نقد میکنم جهت با الا رفتن اطلاعاتم هست وگرنه اگر با اسلام دشمن بودم که اصلا نیازی به طرح سوالاتم نمیکردم گرامی.

Miss.Narges;935515 نوشت:
فرق مرتد و کافر در اینجا چیه؟

مرتد (طبق تعریف اغلب مراجع مورد تأیید نظام) کسیه که خودش یا یکی از والدینش قبلا مسلمون بوده ولی حالا خودش مسلمون نیست. کسی که از اسلام برگشته.
ساب هم کسیه که به پیغمبر یا امام فحش بده. حکمش همونه.

بعیده ساب یا مرتد بودن سلمان رشدی ثابت شده باشه. حالا یه داستان نوشته دیگه. مسلمونا بهشون برخورده خب بخوره. این دلیل ساب بودنش نیست. داستان مزرعۀ حیوانات هم کلی معنی داره. مستقیم که چیزی نگفته. من اصلا اولشو که خوندم تعجب کردم. قبلش فکر میکردم رفته کلی فحش بار اسلام کرده دیدم نه بابا دو نفر دارن از هواپیما سقوط میکنن چرند میگن دربارۀ چیزایی که ربط واضحی نداره به چیزی. به نظر من یه حساسیت زودگذره. مثل حساسیتی که روی شوخی‌ای که با شاهنامه توی تلویزیون ایران (خندوانه) شد خیلیا بهشون برخورد گفتن به تاریخ ایران توهین شده در حالی که طنز ساده بود. حساسیت بی خود. حالا امام هم جوگیر شده حکم اعدام داده. مثل اون دفعه که جوگیر شده بود به خاطر پخش یه مصاحبه دربارۀ اوشین حکم اعدام مسئولین پخش مصاحبه رو داد بعد رفتن با توضیح و غلط کردم و اینا منصرفش کردن. حالا یه عده سعی دارن یه اقدام احساسی رو در حد یه سیاست بزرگ و پر از بصیرت بالا ببرن.

irancplusplus;935508 نوشت:
در من در مورد آنچه نوشتید نظر دادم.

داستان‌هایی دقیقا با قصد نقد پیامبر هست که به صورت تمثیلی پیامش را زیر سوال مبرد.

----------------------

بله عذرخواهی‌هایی هم انجام شد (از کل جهان اسلام)، به خاطر حساسیت‌هایی سلمان. با هدف برگرداندن آرامش و امنیت. می‌دانید که کتاب‌هابخانه‌هایی توسط مسلمانان در انگلستان به آتش کشیده شد. این غذرخواهی‌ها قرص آرام‌بخش بودند نه ابراز پشیمانی. خود سلمان رشدی هم از مسلمانان عذر خواست. با همۀ این عذرخواهیها که ظاهرا هیچ یک از ایران نبود بلکه از کل مسلمانان بودند، فتوای امام علیه او یک اشتباه سیاسی محض بود و ضررش به مردم ایران رسید. اسلام هراسی، ایران‌هراسی، آتو دست مخالفان دادن، نفرت جهانی علیه حکومت، شناخته شدن امام با فتواش و... نشانه‌های ناپسختگی سیاسی این کار بود. این فتوا ایران را یک دیوانۀ عصبانی معرفی کرد که قابل اعتماد نیست و همین فتوا و امثال آن باعث شده است غربی‌ها بترسند که ایران بمب هسته‌ای پیدا کند.
لااقل می‌توانست به یک مرجع دیگر پیام بدهد که او این فتوا را صادر کند و خود امام حمایت کند که به اسم شخص اول ایران نوشته نشود این خشونت علیه یک داستان نویس.

کتاب آیات شیطانی یک پروژه اسلام ستائی نبود , کاملا یک اقدام اسلام هراسانه بود . بطور کل دگر هراسی پروژه سیاسی اقتصادی فرهنگی و نظامی غرب است . معنی این رفتار هم این است که آنها تحمل غیر خودشان را ندارند . تنها یکی از این برنامه ها هم اسلام هراسی و ایران هراسی است .

ایران بمب هسته ای میخواست میساخت آنها خودشان هم این را میدانند ؛ امروز هم که میدانند بمب اتم ندارد هم این پروژه ایران و اسلام هراسی متوقف نشده و هرگز متوقف نخواهد شد .

اما در مورد عذرخواهی .

اول اینکه ملت ایران هم از مسلمین هستند (اگر خدا قبول کند) موضوع مسلمین هستند نه ملت ایران این کتاب را ضد اسلام نوشته اند و نه ایران .

و ثانی آن اگر عذرخواهی نکردند خب نشان از عداوتشان دارد که دلیل دیگر هراسی شان است . فتوی امام ترمز جریان اسلام هراسی و ایران هراسی را کشید و خط قرمز مقدسات را تعئین کرد
و جلوی تندروی آنها ( دولت فخیمه و اعوان و انصار ) را گرفت که بدون شک باعث آشوب ها و درگیریهای متعددی و ریختن خون بسیاری میشد . اقدام امام آتش فتنه بزرگ و مدت داری را خاموش کرد .

و همچنین خواندیم همه کشورهائی هم که در اقدام اولیه در حمایت از پروژه انگلیسی و غربی شان از ایران سفارتشان را جمع کردند با سرشکستگی و تحقیر به ایران بازگشتند . یعنی عملا به غلط خود اعتراف فرمودند .

irancplusplus;935517 نوشت:
مرتد (طبق تعریف اغلب مراجع مورد تأیید نظام) کسیه که خودش یا یکی از والدینش قبلا مسلمون بوده ولی حالا خودش مسلمون نیست. کسی که از اسلام برگشته.
ساب هم کسیه که به پیغمبر یا امام فحش بده. حکمش همونه.

بعیده ساب یا مرتد بودن سلمان رشدی ثابت شده باشه. حالا یه داستان نوشته دیگه. مسلمونا بهشون برخورده خب بخوره. این دلیل ساب بودنش نیست. داستان مزرعۀ حیوانات هم کلی معنی داره. مستقیم که چیزی نگفته. من اصلا اولشو که خوندم تعجب کردم. قبلش فکر میکردم رفته کلی فحش بار اسلام کرده دیدم نه بابا دو نفر دارن از هواپیما سقوط میکنن چرند میگن دربارۀ چیزایی که ربط واضحی نداره به چیزی. به نظر من یه حساسیت زودگذره. مثل حساسیتی که روی شوخی‌ای که با شاهنامه توی تلویزیون ایران (خندوانه) شد خیلیا بهشون برخورد گفتن به تاریخ ایران توهین شده در حالی که طنز ساده بود. حساسیت بی خود. حالا امام هم جوگیر شده حکم اعدام داده. مثل اون دفعه که جوگیر شده بود به خاطر پخش یه مصاحبه دربارۀ اوشین حکم اعدام مسئولین پخش مصاحبه رو داد بعد رفتن با توضیح و غلط کردم و اینا منصرفش کردن. حالا یه عده سعی دارن یه اقدام احساسی رو در حد یه سیاست بزرگ و پر از بصیرت بالا ببرن.

ظاهرا نقل قولتان مشکلی نداره , مشکلتان این است که نظر مخالف نظرتان را , تحمل ندارید بخوانید و بشنوید .

قصد آزارتان را ندارم این مقاله را میگذارم به احتمال اینکه مطالعه نکرده باشید اینها را مینویسید

http://www.ensani.ir/fa/content/58730/default.aspx

irancplusplus;935505 نوشت:
وگرنه اسناد حرف‌های من هست.

من نگفتم حرف هایتان بی سند است، بلکه تحلیل شما غلط است.

irancplusplus;935505 نوشت:
به هر حال از نظر من منابع حکومتی غیر قابل اعتمادند و کارشان خبر رساندن نیست بلکه توجیه سیاست‌های کلی است

من اخبار دو طرف را با واسطه می گیرم، تعصبی روی اخبار این طرف ندارم، اما از اعتماد برخی به جهان غرب که جایی برای اعتماد نگذاشته اند تعجب می کنم!!

irancplusplus;935505 نوشت:
یک سوال اساسی: چه می‌شود اگر اعتراف کنید امام اشتباه کرده است؟ خیلی روشن است که بعد از چند روز آی دی شما می‌شود کارشناس سابق سایت و اگر صدایش هم در بیاید می‌شوید یک روحانی مطرود مثل نقویان که یک دفعه برنامه‌های صدا و سیمایش قطع می‌شود. آن‌ها که حمایتشان می‌کردید می‌شود دشمن شمارۀ یک شما. شما اصلا نمی‌توانید منطقی باشید مگر آن که وارسته شوید. در مقابل، زندانیان سیاسی، زندگیشان تباه شده تا از آنچه درست می‌دانند، حمایت کنند. کدام از شما وارسته‌اید؟ احتمال منطق در کدامتان بیش‌تر است؟

کسی که اندکی در محیط حوزه و محافل حوزوی رشد یافته باشد از آزادی بیان در این محافل مطلع است، حرف شما حتی ارزش پاسخ دادن ندارد و کاملا نشأت گرفته از یک نگرش مبتنی بر بدبینی است که باز هم به خاطر تکیه و اعتماد بیش از حد به شبکه های معاند شکل گرفته است. یعنی بیشتر منشأ روانشناختی دارد تا علمی!
این را می گذارم به عدم شناخت شما از محافل حوزوی، و تکیه بیش از حد شما به منابع اطلاعاتی مغرض.

Miss.Narges;935507 نوشت:
سلام
این دیگر چه دینی هست که ما داریم؟!!!
هر کی دوست داشت مسلمان باشد و هرکیم دوست داشت به راه کفر بره.چرا کسیکه میگه من نمیخوام مسلمان باشم باید گردنشو زد؟
یعنی الان من توی خیابون یکی رو دیدم که بهم گفت من اسلام رو قبول ندارم باید زودی برم گردنشو بزنم؟


با سلام
خیر! قتل نفس از ان امور مهمی است که با اندک شبهه ای رفع می شود! نمی توان به راحتی با شبهه ارتداد کسی را کشت وگرنه انسان قصاص می شود! تشخیص ارتداد کار هر کسی نیست.
ثانیا: اسلام نمی گوید راه خودش را نرود، قبلا عده ای از این طریق توطئه می کردند لذا اسلام می گوید می خواهی کافر شوی، کافر شو، اما کاری به بقیه نداشته باش! توطئه نکن.
حکمت این حکم در تاپیک های مختلفی طرح شده است، می توانید به آن تاپیک ها مراجعه بفرمایید.

**گلشن**;935513 نوشت:
با سلام

به هر حال استاد گرامی نظر من ( که شاید فقط به درد خودم بخورد ) این است
که حتی اگر کسی به مقدسات ما توهین کند و یا مرتد شود نباید او را کشت

هرگز نفهمیدم قتل مرتد برای چیست ؟چرا باید کسی را به زور و علی رغم میل باطنیش به اسلام نگه داشت ؟
شاید ضرر چنین کسی در لباس مسلمانی بیشتر از موقعی باشد که کافر شود



با سلام
سرکار خانم گلشن اسلام با این حکم در حقیقت راه توطئه را بست، در صدر اسلام عده ای از یهودیان تصمیم گرفتند از همین طریق مسلمانان را از دین برگردانند یعنی صبح ایمان بیاورند و غروب دوباره به دین خویش برگردند تا به کنایه بگویند دینتان به درد نمی خورد!! اسلام در برابر این توطئه ها دین منفعلی نیست!
می گوید در عین اینکه به آزادی بیان و اندیشه احترام باید گذاشت اما این آزادی نباید بدون چارچوب و بدون ضابطه باشد ، نباید گذاشت دشمن از احکام سوء استفاده کند.
کسی که واقعا گمان می کند اسلام بر حق نیست خب برگردد اما چکار به دیگران دارد؟ مگر در آیین کفر هم نهی از منکر داریم؟! اگر کسی بعد از کفر شروع کرد تبلیغ علیه دین این بوی توطئه می دهد!
یا توهین ! نباید اجازه داد به بهانه آزادی بیان باب توهین و استهزاء گشوده شود! قرآن به کفار و مشرکین می فرماید: «هاتوا برهانکم» ادله خودتان را ییاورید، یعنی از بحث علمی استقبال می کند اما به صورت جدی در برابر توهین استهزاء می ایستد.
اتفاقا به نظر من این اقتدار در کنار دعوت به مناظره و مباحثه علمی خیلی جذاب است! جمع شدن این صفات اضداد در اسلام از ویژگی های منحصر به فرد در اسلام است.

فاتح;935534 نوشت:
مشکلتان این است که نظر مخالف نظرتان را, تحمل ندارید بخوانید و بشنوید.

نه من زیاد آدم صبوری نیستم. مشکل من افرادی هستند که عقل و منطق را کنار در خدمت توجیه چیزهایی گرفته‌اند که با عقل جور نیست.

فاتح;935534 نوشت:
نقل قولتان مشکلی نداره

نقل قول نیست برداشت است.

فاتح;935534 نوشت:
قصد آزارتان را ندارم این مقاله را میگذارم به احتمال اینکه مطالعه نکرده باشید اینها را مینویسید

http://www.ensani.ir/fa/content/58730/default.aspx


مقاله در نقد اعدام مرتد و ساب زیاد است. مثلا این را ببینید:
http://kadivar.com/?p=9058

مسلم;935541 نوشت:
اعتماد برخی به جهان غرب که جایی برای اعتماد نگذاشته اند تعجب می کنم!!

من آن‌ها را قابل اعتمادتر از رسانه‌های حکومتی یافته‌ام. کاری هم به تحلیلشان ندارم. اسناد و اخبارشان مهم است که رسانه‌های حکومتی فقط مخفی می‌کنند. یکی از دلایل قابل اعتمادتر بودنشان را گفتم. آن‌هایی که داخل ایران خلاف نظر حکومت چیزی می‌گویند بی شک جز ناامنی چیزی نصیبشان نمی‌شود و بر عکس مداحان حکومتی دست کم امنیت شغلی و حتی قضایی پیدا می‌کنند.

مسلم;935541 نوشت:
از آزادی بیان در این محافل مطلع است

آزادی بیان کجا بود. کسی یک جمله خلاف بگوید طرد می‌شود:
نقل قول:

دیگر اعتراض‌ها

اعتراضات به شهید جاوید در حد مجادلات قلمی باقی نماند و تلاش شد پای مراجع وقت در باب این کتاب به میان کشیده شود و گمراه گری آن مورد استفتا قرار گیرد.
جمعی از محصلین حوزه نامه‌ای خطاب به مشکینی نوشتند و در آن پرسیدند: «آیا همۀ مطالب و جزییات کتاب شهید جاوید که بر آن تقریظ نوشته اید مورد تصدیق و اعتقاد شما می‌باشد؟» مشکینی پاسخ داد که تقریظ نوشتن بیشتر ناظر به حسن انتخاب موضوع و نحوۀ تقریر و تحریر آن است و ابداً مستلزم تمام مطالب طرح شده نیست.[۸] او بعدها تقریظ خود از این کتاب را پس گرفت.
محمد تقی بروجردی این کتاب را مضر به عالم تشیع، گمراه کننده و مشتمل بر نسبت‌های ناروا دانست. سید محمد رضا گلپایگانی به استفتایی در این مورد پاسخ کلی داد و چون مجدد از او پرسیده شد نوشت: «حکمکتب ضاله معلوم است. این کتاب را مطالعه نکنید.»[۹]
آیت الله مرعشی نجفی با نقد برخی منابع مورد استناد شهید جاوید نظیر طبری، ابن سعد و زبیر بن بکار نتیجه گرفت:«هرکس و هر نویسنده که اعتذار به فرض یا اتکاء به چنین اشخاص فوق‌الذکر نماید از طریق صواب دور است و کتاب او بر خلاف اصل اعتقادیه اهل تشیع می‌باشد و برادران دینی به این گونه نوشته‌ها مراجعه نفرمایند.»[۱۰]
فشار بر تقریظ‌نویسان

علاوه بر صالحی فشار بر مقدمه‌نویسان نیز وارد می شود، جو چنان علیه آیت الله مشکینی شده بود که زنی در بازار به طرف او آب دهان انداخته بود، در جلسه‌ای به آیت الله منتظری فشار می آورند که در همین جلسه باید نوشته ای علیه این کتاب بنویسد منتظری گفته بود« به شما چه ربطی دارد، اگر دستم را هم قطع کنید یک کلمه نخواهم نوشت» [۱۱]. مرتضی مطهری هم به منتظری گفته بود« مواظب باش در این جو فعلی اگر روی کاغذ حتی بسم الله بنویسی هم برای آیت الله خمینی و هم جبهه او ضرر دارد» [۱۲]


http://fa.wikishia.net/view/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%AF_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)

حرفش دربارۀ حکومت و ولایت هم باشد محصور می‌شود. نمی‌دانم چرا اصراری دارید بگویید ماست سیاه است.

حالا شما بفرمایید چرا پای نقویان و سید مهدی طباطبایی و رفسنجانی و... را از صدا و سیما و خیلی جاهای دیگری بریدند. آزادی بیان؟

مسلم;935544 نوشت:
با سلام
سرکار خانم گلشن اسلام با این حکم در حقیقت راه توطئه را بست، در صدر اسلام عده ای از یهودیان تصمیم گرفتند از همین طریق مسلمانان را از دین برگردانند یعنی صبح ایمان بیاورند و غروب دوباره به دین خویش برگردند تا به کنایه بگویند دینتان به درد نمی خورد!! اسلام در برابر این توطئه ها دین منفعلی نیست!

سلام بر شما

هرچند این تاپیک جای بحث مرتد نیست
ولی کاشکی می فرمودید چگونه یهودیان با این عملشان می خواستند بگویند دین شما بدرد نمی خورد ؟
چه ارتباط منطقی بین عمل انها و بدرد نخوری دین اسلام وجود دارد ؟

در ضمن اگر این حکم فقط برای سد کردن توطیه یهودیان ان زمان بود چرا بعدها منسوخ نشد ؟

مسلم;935544 نوشت:
می گوید در عین اینکه به آزادی بیان و اندیشه احترام باید گذاشت اما این آزادی نباید بدون چارچوب و بدون ضابطه باشد ، نباید گذاشت دشمن از احکام سوء استفاده کند.

فعلا که خود این حکم بیشتر مورد سو استفاده قرار می گیرد
حکم الهی نباید این همه شبهه انگیز باشد

مثلا می شد به جای کشتن اخراج از سرزمین مسلمانها و یا زتدان در نظر گرفت

مسلم;935544 نوشت:
کسی که واقعا گمان می کند اسلام بر حق نیست خب برگردد اما چکار به دیگران دارد؟ مگر در آیین کفر هم نهی از منکر داریم؟! اگر کسی بعد از کفر شروع کرد تبلیغ علیه دین این بوی توطئه می دهد!

همانگونه که مسلمان اشتیاق دارد دیگران را به راه راست هدایت کند و مسلمان کند
مرتد هم اشتیاق دارد دیگران را به اصطلاح خودش هدایت کند

مسلم;935544 نوشت:
ا توهین ! نباید اجازه داد به بهانه آزادی بیان باب توهین و استهزاء گشوده شود! قرآن به کفار و مشرکین می فرماید: «هاتوا برهانکم» ادله خودتان را ییاورید، یعنی از بحث علمی استقبال می کند اما به صورت جدی در برابر توهین استهزاء می ایستد.

به نظر من کسانی که به توهین روی می اورند از ضعفشان است
به عبارتی احمق هستند
نباید احمق را کشت
در ضمنی که توهین و استهزا کردن حقانیت کسی را نشان نمی دهد بلکه ضعف او را نشان می دهد

پس باید توهین کنندگان را ادب نکرد نه البته با کشتن

**گلشن**;935580 نوشت:
هرچند این تاپیک جای بحث مرتد نیست
ولی کاشکی می فرمودید چگونه یهودیان با این عملشان می خواستند بگویند دین شما بدرد نمی خورد ؟
چه ارتباط منطقی بین عمل انها و بدرد نخوری دین اسلام وجود دارد ؟

در ضمن اگر این حکم فقط برای سد کردن توطیه یهودیان ان زمان بود چرا بعدها منسوخ نشد ؟


مسلم;935544 نوشت:
یا توهین ! نباید اجازه داد به بهانه آزادی بیان باب توهین و استهزاء گشوده شود! قرآن به کفار و مشرکین می فرماید: «هاتوا برهانکم» ادله خودتان را ییاورید، یعنی از بحث علمی استقبال می کند اما به صورت جدی در برابر توهین استهزاء می ایستد.

سلام...واقعیت این است که از نظر استاد مسلم و هم نظرانشان، اکثر غریب به اتفاق انسان ها، گویا دینشان را از جوب آب پیدا کرده اند....ببخشید که اینطور می گویم...کس که دینش را از جوب آب پیدا نکرده باشد، بر چه حسابی برگشت یک مشت یهودی از دین اسلام، دین و ایمان مردم را به خطر می اندازد...این دست دیدگاه های استاد مسلم توهین به میلیارد ها مسلمان روی زمین است!!!!!

مسلم;935544 نوشت:
کسی که واقعا گمان می کند اسلام بر حق نیست خب برگردد اما چکار به دیگران دارد؟ مگر در آیین کفر هم نهی از منکر داریم؟!

البته نمی دانم منظور از کفر اینجا چیست...که می گویید مگر در آیین مفر هم نهی از نتکر داریم!!!!اگر منظور از کفر، بی خدایی هست..که این دیدگاه شما درست نیست.مگر هرکس از دین اسلام بیرون رفت یا به قول دکتر سروش وجی را زیر سوال برد و از نظر علما مرتد محسوب شد، کافر شده؟؟به این معنا که منکر خدا شده؟؟؟پس اگر منظورتان از کفر، منکر خدا شدن نیست، باید گفت بله کسی می تواند منکر دین اسلام شود، ولی همچنان به حساب خدا و وظایقی که خدا بر دوش او گذاشته (با تفکر به این وظبفه پی می برد) دست به تبلیغ آئین و روش جدید می زند.مثل دکتر سروش...
حالا اصلا بر فرض طرف بی خدا شد....مگر چه اشکالی دارد که مردم را آگاه کند..شما چه کار به قصد و نیت او دارید، شما نهایت می گویی من از نیت طرف آگاه نیستم...به هر حال چیری که در عمل می بینید این است که طرف به یک حقیقتی رسیده و می خواهد آن را تبلیغ کند.....مشکل کجاست؟؟؟شما به جای اینکه عمل او را ببینید می آیید نیت او را پیش پیش، معین می کنید و می گویید مگر در کفر تو، نهی از منکر هم داریم؟؟؟؟پس تو را باید اعدام کنیم×!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
وقتی پذیرفتید که دین تقلیدی نیست و هرکس با عقل خود باید راه را انتخاب کند و به اعتقادی برسد...دیگر نباید جلوی کسی که می خواهد مثلا تبلیغ بی خدایی کند یا کذب بودن اسلام را فاش کند را گرفت!!!!!

irancplusplus;935571 نوشت:
مقاله در نقد اعدام مرتد و ساب زیاد است. مثلا این را ببینید:
http://kadivar.com/?p=9058

بله زیاد حرف زده و میزنند , شنونده باید هشیار باشد

یک طرف احمد قابل و محسن کدیور امثالهم یک ملاک تشخیص و در طرف مقابل اجماع علمای شیعه ( که در مقاله ذکر شده ).

یک طرف احمد قابل و محسن کدیور و امثالهم و در طرف مقابل حکم جاری شده بدستور پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام ؛ فی المثل :

محمد بن مسلم از امام محمد باقر(ع) نقل کرده که مردی از قبیله هذیل، پیامبر(ص) را دشنام می‌داد. وقتی این خبر به پیامبر رسید، فرمود: چه کسی خود را برای کشتن این فرد آماده می‌کند؟ دو نفر از انصار اعلام آمادگی کردند، سپس برای انجام مأموریت از مدینه بیرون رفتند تا به عرنه رسیدند و سراغ او را گرفتند. به آنان گفته شد که وی در کنار گوسفندان خویش است. پس به سراغ او رفتند. آن دو گفتند: تو فلان فرزند فلان هستی؟ گفت: آری. آن دو از مرکب به زیر آمدند و گردنش را زدند.

امام علی(ع) دو نفر از اسرای بدر را یعنی نضربن حارث و عقبه بن ابی معیط را اعدام کردند . دلیل مجازات اینها اذیت و آزار زبانی و عملی آن حضرت بود.

خب این شخص عاقل و منطقی به چه نتیجه ای میرسد ؟ شما بفرمائید

پارسا مهر;935604 نوشت:
ین دست دیدگاه های استاد مسلم

این دیدگاه ایشان نیست. کاش بود. ایشان تنها حامی این دیدگاهند. مشکل من هم با همین حامیان و حمایت است. اگر کسی عقل خود را به رسمیت بشناسد و آن را خدمتکار و توجیه‌گر افکار و اعمال دیگران قرار ندهد به وضوح دیدگاه منحصر به فرد و متفاوتی با دیگران پیدا می‌کند. اما خودی‌های حامی به شکل عجیبی درست مثل هم فکر می‌کنند. این یعنی یک جایی یک مشکلی هست وگرنه دو نفر با فکر آزاد هیچگاه یک فکر پیدا نمی‌کنند. اما در سوی دیگر که اغلب اپوزیسیون (گمراه، فریب خورده، جیرخوار، فتنه گر و..) نامیده می‌شوند به این حد هماهنگی مشاهده نمی‌شود و این یعنی آن‌ها افکار خودشان را می‌گویند و از کسی خط نمی‌گیرند.
تصور من این است که حامیان یا فکر ندارند که کاری با بی فکران ندارم و آن‌هایی هم که فکر دارند منافعشان را در حمایت می‌بینند.

فاتح;935608 نوشت:
خب این شخص عاقل و منطقی به چه نتیجه ای میرسد ؟ شما بفرمائید

فکر می‌کنم من آن مقاله را که لینک کردم به طور کامل خوانده‌ام (مدت‌ها قبل) همان طور برخی نقدهایش را که معمولا خود نویسنده نقدها را در سایتش منتشر می‌کند. با توجه به یستمعون القول و یتبعون احسنه حرف مقاله را درست‌تر یافته‌ام. شما شاید درست را در سوی دیگر ببینید. اما با این حال حق ندارید برداشت خودتان مجوز قتل دیگران قرار دهید. همان طور که امام خمینی نباید چنین می‌کرد. بگذریم از اشتباه بودن آن از نظر سیاسی. از نظر دینی هم کسی حق ندارد برداشت‌های مشکوک را مجوز اعدام و آسیب رساندن قرار دهد.
ممکن است بگویید از نظر ما خدا اجازه داده و همین برای ما کافی است. در این صورت من و خیلی از افراد دیگر کاملا از غرب برای مقابله و تحریم شما حمایت می‌کنیم همان‌طور که از آن‌ها برای مقابله با داعش حمایت می‌کنیم چون شما را مانند یک بیماری می‌بینیم که باید آن را درمان کرد (البته درمان با کم‌ترین خشونت لازم). البته اگر خود خدا به شکل مستقیم ابلاغی روشن و واضح برای همه و قابل اثبات برای همه بدهد داستان فرق می‌کند اما در شرایط موجود باید با عقاید افراطی که اساسش مشکوک است مقابله کرد.

با این حال در جایی خواندم که آیت الله مصباح یزدی در جایی گفته بود مرتد از روی تحقیق نباید اعدام شود و جای تعجب داشت چون با احکام رساله‌ها در تناقض بود. آیت الله منتظری هم که رسما همین نظر داشت (یا پیدا کرد).

آمدیم فتوای رهبری بعدی ایران این شد که باید بمب هسته‌ای ساخت همۀ کفار را نابود کرد. آیا سربازش می‌شوید! عقل هم چیز خوبی است.

فاتح;935608 نوشت:
محمد بن مسلم از امام محمد باقر(ع) نقل کرده که مردی از قبیله هذیل، پیامبر(ص) را دشنام می‌داد. وقتی این خبر به پیامبر رسید، فرمود: چه کسی خود را برای کشتن این فرد آماده می‌کند؟ دو نفر از انصار اعلام آمادگی کردند، سپس برای انجام مأموریت از مدینه بیرون رفتند تا به عرنه رسیدند و سراغ او را گرفتند. به آنان گفته شد که وی در کنار گوسفندان خویش است. پس به سراغ او رفتند. آن دو گفتند: تو فلان فرزند فلان هستی؟ گفت: آری. آن دو از مرکب به زیر آمدند و گردنش را زدند.

امام علی(ع) دو نفر از اسرای بدر را یعنی نضربن حارث و عقبه بن ابی معیط را اعدام کردند . دلیل مجازات اینها اذیت و آزار زبانی و عملی آن حضرت بود.


در آن مقاله داستان‌های دیگری مخالف با این ذکر شده است. و این داستا‌هایی که می‌گویید باید از نظر سند بررسی شوند آن هم سختگیرانه در این مورد.
مطمئنا در حال حاضر درصد قابل توجهی لاز مردم مرتد هستند کافی است کامنت‌های اینستاگرام را بخوانید که خیلی‌هایش مجوز اعدام طرف را می‌دهد می‌خواهید چند نفر را اعدام کنید میلیون‌ها نفر را؟

irancplusplus;935611 نوشت:

آمدیم فتوای رهبری بعدی ایران این شکه باید بمب هسته‌ای ساخت همۀ کفار را نابود کرد. آیا سربازش می‌شوید! عقل هم چیز خوبی است.

در مورد نظر و تشخیص تان حرفی باقی نمی ماند اما در مورد این بیان عرض شود که

بله عقل هم واقعا چیز خوبی است . بمب اتم را همین کفار و مشرکین اگر بکار ببرند اهل ظلمی همواره هستند , عقل پریده , با تمام جهلی که در خود مییابند از آنها دفاع میکنند تا بر جنایت بیشتر جسور شود و ریختن خون دیگران را حق خود بداند و نهایتا زمانی میرسد که روزی همین اهل کفر قربانی معبودشان شوند .

چو بد کردی مباش ایمن ز آفات - که واجب شد طبیعت را مکافات

اما بعد

irancplusplus;935611 نوشت:
اما با این حال حق ندارید برداشت خودتان مجوز قتل دیگران قرار دهید. همان طور که امام خمینی نباید چنین می‌کرد. بگذریم از اشتباه بودن آن از نظر سیاسی. از نظر دینی هم کسی حق ندارد برداشت‌های مشکوک را مجوز اعدام و آسیب رساندن قرار دهد.
ممکن است بگویید از نظر ما خدا اجازه داده و همین برای ما کافی است. در این صورت من و خیلی از افراد دیگر کاملا از غرب برای مقابله و تحریم شما حمایت می‌کنیم همان‌طور که از آن‌ها برای مقابله با داعش حمایت می‌کنیم چون شما را مانند یک بیماری می‌بینیم که باید آن را درمان کرد (البته درمان با کم‌ترین خشونت لازم).

متاسفانه بسیار دگم , جزمی و تندرو هستید
لذا در همزیستی مسالمت آمیز ناتوانید . عکس العمل مسلمین هم در برابر تجاوز و تعدی یک عکس العمل دینی و عقلانی است .

بیانیه ای کمسیون حقوق بشر منتشر کرد بنام "رواداری" و یا "تلورانس" . اساس و مبنای این بیانیه , لزوم همزیستی مسالمت آمیز با ترویج احترام به عقاید دیگران و بالا بردن ظرفیت و پذیرش غیر خود است . این را بخوانید .

طبق این بیانیه توهین به عقاید دیگران, بمعنی احترام نگذاشتن به عقاید اوست و این یک حرکت ضد بشری است و زندگی مسالمت آمیز را هدف قرار داده و خواهان آن نیست .

از طرفی
اسلام هراسی , ایران هراسی , کلا غیر و دگر هراسی , دشمن سازی و انگاره و کلیشه سازی اینچنینی از غیر خود و ... تماما رفتاری ضد بشری و مخالف با همزیستی مسالمت آمیز محسوب میشود .

در مورد
القاعده , داعش و ... هم که همه دنیا میدانند حامی ای بهتر از جنگ سالاران و سودجویان از اقتصاد جنگ , نداشته و ندارد .

**گلشن**;935580 نوشت:
ولی کاشکی می فرمودید چگونه یهودیان با این عملشان می خواستند بگویند دین شما بدرد نمی خورد ؟
چه ارتباط منطقی بین عمل انها و بدرد نخوری دین اسلام وجود دارد ؟

در ضمن اگر این حکم فقط برای سد کردن توطیه یهودیان ان زمان بود چرا بعدها منسوخ نشد ؟



مطلب واضح است، ببینید خروج دسته جمعی عده ای از دین موجب تردید در حقانیت دین می شود! اگر کسی دارد سخنرانی می کند و یک دفعه 50 نفر بلند شوند بروند شما به مطالبی که گوینده دارد می گوید شک کرده و بد بین می شوید.

این توطئه مختص زمان پیامبر(ص) نیست! هر زمان ممکن است کسی چنین ترفندی به کار ببرد، یعنی موضوع آن نسخ نشده است تا حکم لغو شود!

از آنجا که خودتان هم فرمودید:

**گلشن**;935580 نوشت:
این تاپیک جای بحث مرتد نیست

بحث در مورد چرایی ارتداد ربطی به تاپیک ندارد، باید آن را در تاپیک مستقلی دنبال بفرمایید، فقط همین مقدار عرض کنم که این حکم اسلام اتفاقا تشویق به تحقیق پیش از ورود به اسلام است، اسلام می گوید تحقیق نکرده وارد اسلام نشوید! مثل مغازه داری که می گوید جنس فروخته شده پس گرفته نمی شود! خب این جمله در عین اینکه تهدید است، تشویق به تحقیق است و انسان را وادار به تحقیق بیشتر می کند، یعنی جنس را خوب ببین، مقایسه کن و بعد بخر.

در هر صورت تفصیل بحث را باید در جای خود پی بگیرید.


**گلشن**;935580 نوشت:
فعلا که خود این حکم بیشتر مورد سو استفاده قرار می گیرد

چه سوء استفاده ای از این حکم شده است؟
غربی ها هستند که دارند از آزادی بیان و مانند آن سوء استفاده میکنند!
ایران را به جرم حقوق بشر تحریم می کنند و عربستان را به عنوان رییس پنل حقوق زن انتخاب می کنند!!
نبود آزادی بیان را در ایران محکوم می کنند و دانشمندانی که علیه هولوکاست حرف می زنند را تحت فشار قرار می دهند!

ما نباید بازی بخوریم و گمان کنیم غربی ها دارند از حکم امام(ره) سوء استفاده می کند، ما باید مسیر خودمان را برویم؛ شما هر کار بکنید آنها بهانه ای برای سوء استفاده دارند! اگر پله پله عقب بنشینید روزی میرسد که می بینیم از تمام اسلام عقب نشسته ایم!!

پارسا مهر;935604 نوشت:
سلام...واقعیت این است که از نظر استاد مسلم و هم نظرانشان، اکثر غریب به اتفاق انسان ها، گویا دینشان را از جوب آب پیدا کرده اند....ببخشید که اینطور می گویم...کس که دینش را از جوب آب پیدا نکرده باشد، بر چه حسابی برگشت یک مشت یهودی از دین اسلام، دین و ایمان مردم را به خطر می اندازد...این دست دیدگاه های استاد مسلم توهین به میلیارد ها مسلمان روی زمین است!!!!!

سلام هرچه نقل قولی که از بنده گرفته اید را با پاسخی که زیر آن نوشته اید خواندم نتوانستم توهینی که می فرمایید را پیدا کنم، می شود شفاف تر بفرمایید؟

پارسا مهر;935604 نوشت:
البته نمی دانم منظور از کفر اینجا چیست...که می گویید مگر در آیین مفر هم نهی از نتکر داریم!!!!اگر منظور از کفر، بی خدایی هست..که این دیدگاه شما درست نیست.مگر هرکس از دین اسلام بیرون رفت یا به قول دکتر سروش وجی را زیر سوال برد و از نظر علما مرتد محسوب شد، کافر شده؟؟به این معنا که منکر خدا شده؟؟؟پس اگر منظورتان از کفر، منکر خدا شدن نیست، باید گفت بله کسی می تواند منکر دین اسلام شود، ولی همچنان به حساب خدا و وظایقی که خدا بر دوش او گذاشته (با تفکر به این وظبفه پی می برد) دست به تبلیغ آئین و روش جدید می زند.مثل دکتر سروش...
حالا اصلا بر فرض طرف بی خدا شد....مگر چه اشکالی دارد که مردم را آگاه کند..شما چه کار به قصد و نیت او دارید، شما نهایت می گویی من از نیت طرف آگاه نیستم...به هر حال چیری که در عمل می بینید این است که طرف به یک حقیقتی رسیده و می خواهد آن را تبلیغ کند.....مشکل کجاست؟؟؟شما به جای اینکه عمل او را ببینید می آیید نیت او را پیش پیش، معین می کنید و می گویید مگر در کفر تو، نهی از منکر هم داریم؟؟؟؟پس تو را باید اعدام کنیم×!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
وقتی پذیرفتید که دین تقلیدی نیست و هرکس با عقل خود باید راه را انتخاب کند و به اعتقادی برسد...دیگر نباید جلوی کسی که می خواهد مثلا تبلیغ بی خدایی کند یا کذب بودن اسلام را فاش کند را گرفت!!!!!

اولا: مباحث تخصصی باید در محافل تخصصی مطرح شود، وگرنه بیان اندیشه نیست، می شود عوام فریبی به بهانه آزادی بیان!!
ثانیا: ما که مخالف بحث علمی و منطقی نیستیم! تفاوت اینکه برای سلمان رشدی و شاهین نجفی حکم ارتداد صادر می شود اما برای برخی حکمی صادر نمی شود اتفاقا در همین است که قالب طرح مباحث متفاوت است.
تا زمانی که کسی از طریق علمی به دنبال کشف حقیقت باشد و با عالمان دینی هم به بحث می پردازد حکم ارتداد برای او صادر نمی شود! صدور حکم ارتداد کار هر کسی نیست باید مجتهد جامع الشرائط این را تشخیص دهد.

مسلم;935688 نوشت:
این حکم اسلام اتفاقا تشویق به تحقیق پیش از ورود به اسلام است، اسلام می گوید تحقیق نکرده وارد اسلام نشوید! مثل مغازه داری که می گوید جنس فروخته شده پس گرفته نمی شود!

به نظرم بی ربط است چون اگر فرزند ذکور یک مسلمان با تحقیق تصمیم بگیرد مسیحی باشد حکمش اعدام است حتی اگر هرگز والدینش را ندیده باشد. مثلا پسر شیرخوار یک خانوادۀ مسلمان را بدزدند ببرند آمریکا پیش یک خانوادۀ مسیحی و 15 سالگی برگردد پیش والدینش و مسلمان شود. با همۀ این شرایط بر والدین او واجب است که پسر را (بسته به فتوای مرجعشان) یا خود رأساً بکشند یا پس از دریافت حکم حاکم شرع/دادگاه او را اعدام کنند.

در ثانی علم روز به روز زیاد می‌شود و ممکن است با افزون شدن آن نظر فرد تغییر کند مثلا بفهمد فلان منبع که به آن استناد می‌کرده برای مسلمانی دروغ است.

این فتوای آیت الله مکارم شیرازی:

نقل قول:

نقل قول:
«مرتد» بر دو قسم است: «مرتد فطرى» و «مرتد ملى».
«مرتد فطرى» به کسى گفته مى شود که: از پدر و یا مادر مسلمان تولد یافته و یا به قول بعضى در حالى که نطفه او منعقد شده پدر و یا مادرش مسلمان بوده اند و سپس او اسلام را پذیرفته و بعداً از آن برگشته است.
ولى «مرتد ملى» به کسى گفته مى شود که: از پدر و مادر مسلمان تولد نیافته بلکه خود بعد از بلوغ، اسلامرا پذیرفته و سپس از آن باز گشته است.
توبه مرتد ملى پذیرفته مى شود و در حقیقت مجازات او خفیف است؛ زیرا او مسلمان زاده نیست ولى در مورد «مرتد فطرى» حکم از این شدیدتر و سخت تر است یعنى اگر ارتداداو در دادگاه اسلامثابت شود، محکوم به اعدام خواهد شد و اموال او به عنوان ارث به ورثه مسلمان او مى رسد و همسر او از او جدا خواهد شد و حتى توبه کردن او نمى تواند جلو این احکام شدید را بگیرد، گر چه اگر واقعاً توبه کند در پیشگاه خداوند قبول مى شود و براى جهان آخرتاو مفید است.

http://makarem.ir/main.aspx?lid=0&mid=245270&typeinfo=25&catid=22812

ایشان حکم دادگاه را لازم می‌دانند اما بودند مراجعی که مرتد را مهدورالدم میدانستند و اجرای حکمش را بدون نیاز به حکم دادگاه. شاید هنوز هم باشند.

در ثانی من جایی از قرآن را سراغ ندارم که بگوید با تحقیق وارد دین شوید. شاید «با تهدید وارد دین شوید» با آیات قرآن متناسب‌تر به نظر برسد. تفسیر این ایه از قرآن را بخوانید تا به این نکته برسید که اسلام به هیچ وجه تحقیق و ایمان و یقین نمی‌خواهد تنها اطاعت می‌خواهد و بس:
قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإيمانُ في‏ قُلُوبِکُمْ وَ إِنْ تُطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لا يَلِتْکُمْ مِنْ أَعْمالِکُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ
تفسیر: در این آیه فرق بین اسلام و ایمان بیان شده ، اسلام معنایی قائم به زبان و اعضاء است ،به معنای تسلیم شدن و گردن نهادن یعنی اینکه انسان به زبان شهادتین بگوید و هر چه خدا دستور می دهد ظاهرا انجام دهد، حال چه قلبا اعتقاد به حقانیت آن داشته باشد وچه نداشته باشد و آثار اسلام ، محترم بودن جان و مال و حلال بودن نکاح و ارث فردمسلمان می باشد، اما ایمان معنایی قائم به قلب و از قبیل اعتقاد است به معنای اینکه انسان قلبا به حقانیت معنایی معترف باشد و زبان و اعضاء جوارحش نیز به آن مطلب اقرارداشته باشند و در عمل نیز به لوازم آن ایمان پایبند باشد.پس این آیه در جواب اعراب بادیه نشینی که بابت اسلام آوردن خود بر پیامبر ص منت گذاشته و ادعای ایمان می کنند، می فرماید به آنها بگو: شما ایمان نیاورده اید، بلکه مسلمان شده اید، ولی هنوز ایمان در قلبهایتان وارد نشده ، اما اگر با اخلاص دعوت خداو رسول را اجابت کنید و در اعتقاد و عمل مطیع خدا و رسول باشید و از اوامر ولایی رسول اطاعت نمائید، خداوند از جزای اعمالتان چیزی نمی کاهد چون او آمرزنده ومهربان است و رحمت خود را به شما افاضه می کند و نقائص شما را می پوشاند و جزای شما را نیکو می گرداند. در این آیه نیز اشارتی وجود دارد که عدم اطاعت از خدا ورسول موجب نقص عمل و کاستن از اجر می شود همچنانکه فرمود (اطیعوالله واطیعوالرسول ولا تبطلوا اعمالکم (49) از خدا و رسول اطاعت کنید و اعمال خود را باطل مکنید).

بر این اساس به نظر می‌رسد که حتی نیازی نیست به چیزی ایمان داشته باشیم که تحقیق بخواهد و اطاعت و اقرار ظاهر کافی است و اجر اخروی هم دارد.

همه چیز را به هم می بافید، پای هر موضوعی را به میان میکشید، همه چیز را به هم متصل می کنید، بحث را از این شاخه به آن شاخه می برید، به همه چیز رنگ و بوی سیاسی می دهید! با بدبینی به همه چیز نگاه می کنید! مخالفین را محافظه کارانی می دانید که از ترس از دست دادن موقعیت اجتماعی شان از احکام دین دفاع می کنند!
البته همه اینها شاید ازآگاهی اندک شما از دین باشد که با بدبینی توأم شده است، همانطور که کلام شما نشان می دهد:

irancplusplus;935690 نوشت:
من جایی از قرآن را سراغ ندارم که بگوید با تحقیق وارد دین شوید. شاید «با تهدید وارد دین شوید» با آیات قرآن متناسب‌تر به نظر برسد.


تنها چیزی که میتوانم به شما عرض کنم این است که شما باید حضوری به کارشناس کلام و کارشناس مسائل سیاسی مراجه داشته باشید! چرا که میدانم که ورود به پاسخ دادن به شما خروج قطعی از موضوع تاپیک است، خروجی که یقینا بی نتیجه خواهد بود و جز اتلاف وقت من و شما ثمره دیگری ندارد!!

مسلم;935707 نوشت:
خروجی که یقینا بی نتیجه خواهد بود و جز اتلاف وقت من و شما ثمره دیگری ندارد!!

یکی از دلایل بی نتیجه ماندن بحث مشخص بود نتیجه‌ای است که قرار است به آن برسید و آن تأیید مواضع اصلی کسانی است که شما حافظ مواضعشان هستید. بحث را باید با خود آن‌هایی کرد که ابتکار عمل در تغییر موضع را دارند. شما که نمایندۀ تام‌الاختیار نیستید. این شما که می‌گویم عموم مدافعان منظور است.

دیگر بحث منطقی تر از باطل نبودن تسلسل نداریم هیچ ربط سیاسی هم ندارد. اما کارشناس باید مدافع موضع خاصی باشد. به همین سبب بحث منطقی نیست. بحث حیثیتی است. مسلما بحث حیثیتی به نتیجه نمی‌رسد.

مسلم;935707 نوشت:
شما باید حضوری به کارشناس کلام و کارشناس مسائل سیاسی مراجه داشته باشید!

اگر کسی پیدا شود که خود صاحب فکر باشد و نه مدافع خیلی خوب است.

مسلم;935707 نوشت:
مخالفین را محافظه کارانی می دانید که از ترس از دست دادن موقعیت اجتماعی شان از احکام دین دفاع می کنند!

بخواهید یا نخواهید تا حدودی این حرف درست است. اگر نظام شاه بود همۀ این افراد همین مواضع را داشتند؟ مسلما نه. این یک بخشی از محافظه کاری بخش دیگر هم این است که فردی اصلا نمی‌تواند بپذیرد که سال‌ها در اشتباه بوده است. این مثل شکست است. در نتیجه منطق را کنار می‌گذارد. یک فرقی هم هست بین دفاع از احکام دین و دفاع از مواضع امام. این دو خیلی با هم تفاوت دارند.

در مورد تحقیق و قرآن هم یک آیه یادم آمد دربارۀ کسی که در جنگ از پیامبر سوال کرده بود یا چیزی شبیه که نمیدانم چه آیه‌ای است.

مسلم;935455 نوشت:
اینکه ریچار داوکینز و کتاب پندار خدا مطرح می شود نه از این باب است که استدلال هایش قوی تر از کتاب های دینی است، بلکه جریانی که حامی این اثر است قوی تر از جریان حامی کتاب های دینی است، وگرنه کتاب پندار خدا انصافا و بی طرفانه کتاب قوی ای نیست، اصلا لحن آن هم لحن علمی و نقادانه نیست!! نقدهای متعددی هم از جانب خود غربی ها و هم از جانب دینداران بر آن نوشته شده است.

خیلی جالبه که با اینکه این جریان انقدر قدرتمنده ولی مثل ایران سانسور چی نیست دهن مخالفا رو از دم ببنده!غربی ها نقدش میکنن راحت
بله همونطور که هر روز در منابع مختلف ایران شخص اول حکومتی نفد میشه
امام خمینی وقت نداشتن چون باید سر مسائل مهم تری مثل تفخیذ و هم خوابی با کودکان شیرخواره هم فکر میکردن!سر کشور عراق دخالت کند و به نیرو های عراقی فرمان کودتا بدهد و بعد هم بگوید به ملت ما آسیبی نمیرسد و آنقد جوان را فدای تفکراتش کند

مسلم;935455 نوشت:
توان مادی و معنوی رقیب بسیار قوی تر است،

نصر من الله اشتباهی شده یا شما در اشتباه هستین!
دوستان
چرا علاقه دارند مسئله رو پیچ بدن نمیدونم!
مثال ساده میزنم!
ی شاگرد زرنگ! همیشه دوست دارد معلم از اون سوال بپرسه تا اطلاعاتشو به رخ بکشه!
این اسلام ناب محمدی که هولوپی افتاده تو ایران اگه انقد بر حق هستش
شما تو تلوزیون چرا ی مناظره نمیتونی پیدا کنی یک فرد آتئیست بیاد نقد کنه چن تا مسلمان جوابشو بدن آبروشو ببرن؟
ساده عرض کنم
چون وجودشو ندارن همین!چون میدونن که یقینی نیست براهین اگه بود انقد سانسور نمیبود

مسلم;935459 نوشت:
نمی شود گفت بگذاریم اینها هر غلطی می خواهند بکنند و هر توهینی و عکسی را می خواهند چاپ کنند و هیچی نگوییم که مشهور نشود و موجب کنجکاوی نشود!!
اتفاقا یک جایی باید محکم ایستاد، ما علنا موضعمان را یان میئکنیم، با کمال میل بحث علمی را می پذیریم اما توهین به بهانه آزادی بیان را خیر!

بسیار خوب
منه آتئیست فرضا
سوره بقره آیه‌ی ۱۷۱:

وَمَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا کَمَثَلِ الَّذِی یَنْعِقُ بِمَا لَا یَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً ۚ صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لَا یَعْقِلُونَ ﴿١٧١﴾

یعنی‌:

و مَثَل کافران چون مَثَل کسى است که حیوانى را که جز صدا و ندایى نمى‌شنود بانگ مى‌زند [آرى،] کرند، لالند، کورند [و] درنمى‌یابند. (۱۷۱)

- سوره‌ی الفرقان آیه‌ی ۴۴:


أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکْثَرَ‌هُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ ۚ إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعَامِ ۖ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا ﴿۴۴﴾

یعنی‌:

آیا گمان می‏بری اکثر آنها می‏شنوند یا می‏فهمند؟ آنها فقط همچون چهارپایانند بلکه گمراه تر!

- سوره‌ی المدثر، آیه‌ ۴۹، ۵۰ و ۵۱:



فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْکِرَةِ مُعْرِضِینَ ﴿۴۹﴾ کَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ ﴿۵۰﴾ فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ ﴿۵۱﴾

یعنی‌:

چرا آنها اینهمه از تذکر گریزانند؟ گویی گور‌خرانی وحشی‌اند ( رم کرده‌اند). که از مقابل شیرى فرار کرده ‏اند.

- سوره القلم، آیه‌ی ۱۱، ۱۲ و ۱۳:


هَمَّازٍ مَّشَّاء بِنَمِیمٍ ﴿۱۱﴾ مَنَّاعٍ لِّلْخَیْرِ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ ﴿۱۲﴾ عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِکَ زَنِیمٍ ﴿۱۳﴾

یعنی‌:

[که] عیبجوست و براى خبرچینى گام برمى‏دارد, مانع خیر متجاوز گناه پیشه, گستاخ [و] گذشته از آن زنازاده است.




- سوره محمد، آیه ۱۲:

إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَالَّذِینَ کَفَرُوا یَتَمَتَّعُونَ وَیَأْکُلُونَ کَمَا تَأْکُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ﴿۱۲﴾

یعنی‌: خداوند کسانی را که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند وارد باغهائی از بهشت می‏کند که نهرها از زیر درختانش ‍ جاری است، در حالی که کافران از متاع زودگذر دنیا بهره می‏گیرند و همچون چهارپایان می‏خورند و سرانجام آتش دوزخ جایگاه آنهاست.

- سوره الانبیأ، آیه‌ی ۶۷:


أُفٍّ لَّکُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ﴿۶۷﴾

یعنی‌:

تًف بر شما و بر آنچه غیر از خدا مى‏پرستید مگر نمى‏اندیشید.

- سوره بقره، آیه‌ی ۶۵:


وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِینَ اعْتَدَواْ مِنکُمْ فِی السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ کُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِینَ﴿۶۵﴾

یعنی‌:

بطور قطع حال کسانی را از شما که در روز شنبه نافرمانی و گناه کردند دانستید، ما به آنها گفتیم بصورت بوزینه ‏های طرد شده‏ای در آئید.

- سوره الاعراف، آیه‌ی ۱۷۶:


وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَث ذَّلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ ﴿۱۷۶﴾

یعنی‌:

و اگر می‏خواستیم (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانشها) بالا می‏بردیم ولی او به پستی گرائید و از هوای نفس خویش پیروی کرد او همچون سگ (هار) است که اگر به او حمله کنی دهانش را باز و زبانش را برون خواهد کرد و اگر او را به حال خود واگذاری باز همین کار را می‏کند این مثل جمعیتی است که آیات ما را تکذیب کردند این داستانها را (برای آنها) بازگو کن شاید بیندیشند.












امیدوارم که انصاف را رعایت کنید
ببینید چه کسی توهین گر است
اگر به جرم توهین و اینگونه مظلوم نمایی قرار بود بایستید مقابل الله و پیامبر خودتون در درجه اول بایستید
و الا انصاف را کنار گذاشته و بگویید همه چیز را برای خودمان میخواهیم

مسلم;935544 نوشت:
در صدر اسلام عده ای از یهودیان تصمیم گرفتند از همین طریق مسلمانان را از دین برگردانند

اینکار قابلیت معکوس را ندارد؟
مسلمان ها هم اینکار را میکردند!
ولی خیر ترس ایشان از سعد ابن ابی سرح و امثالهم و برای ترساندن مسلمانان بود

مسلم;935544 نوشت:
اگر کسی بعد از کفر شروع کرد تبلیغ علیه دین این بوی توطئه می دهد!

با این اوصاف از من رایحه توطئه سرازیر شده است
معلوم نیست با کدام باند غربی در ارتباطم خودم هم نمیدانم

مسلم;935544 نوشت:
جمع شدن این صفات اضداد در اسلام از ویژگی های منحصر به فرد در اسلام است

در این مورد با شما موافقم
پذیرش اسلام مستلزم پذیرش اجماع نقضین هستش
مسلم;935457 نوشت:
جانشین معصوم نظر داده است

ی نمونه از ضدیت ها که گفته شد
پس بدان که معبودی جز «اللَّه» نیست و برای گناه خود و مردان و زنان باایمان استغفار کن! و خداوند محل حرکت و قرارگاه شما را می داند!
تا خداوند از گناه گذشته و آینده تو درگذرد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهی راست هدایت کند.
دو حالت پیش میاد
یا اینکه این متن صریحو میپذیرید و قبول میکنید که پیامبر گناه داشته که دیگر صحبت از معصومیت هیچ!که معلوم است نمیکنید
و دو دست به توجیهات میزنید! بعد میگویید خدا فصیح است و بلیغ هم است!میگوید گناه پیامبر ولی منظورش گناه نیست!
صرفا مثالی برای پذیرفتن ضدیت هستش

hessam78;935737 نوشت:
امام خمینی وقت نداشتن چون باید سر مسائل مهم تری مثل تفخیذ و هم خوابی با کودکان شیرخواره هم فکر میکردن!

شما قبلا اینقدر متعصبانه به مسائل نگاه نمی کردید جناب hesam!! بنده عرض کردم امام قبل از رهبری هم کتاب فقهی مثل تحریرالوسیله با همین مسائلی که بیان کردید را می نوشتند، هم کتاب نقد علمی مثل کشف الاسرار و...؛ این مطالبی که شما می گویید قبل از به رهبری رسیدن ایشان است؛ و در جای خود به جا!!
همانطور که بنده را از ورود به عرصه تخصصی زیست شناسی نهی می کنید، چون تخصص آن را ندارم، خودتان هم بدان پایبند باشید!!

hessam78;935737 نوشت:
امیدوارم که انصاف را رعایت کنید
ببینید چه کسی توهین گر است

اولا قرآن کریم صرفا این آیات را بیان نکرده و فرار کند! کسی که منطقی نداشته و قصد توهین داشته باشد دعوت به بحث و مناظره نمیکند، اما قرآن همواره در کنارش دعوت به مناظره و بحث نیز کرده است: «قل هاتوا برهانکم»

ثانیا: قرآن نه تشبیه میکند و نه توهین! از حقیقتی سخن می گوید که در روایات با تفصیل بیشتری آمده است؛ اینکه رفتار انسان باطن او را تغییر می دهد، باطنی که حقیقت انسان را تشکیل می دهد و انسان با آن باطن محشور خواهد شد! قرآن نمی خواهد بگوید اینها مثل انسان های کر و کور هستند! بلکه دقیقا اینها کر و کور بوده و باطنشان حیوانی است، این را روز قیامت همه به روشنی خواهید یافت که کر و کور و یا در قالب حیوان محشور خواهند شد، اما در دنیا این پیله جسمانی اجازه دیدن حقیقت انسان ها را به ما نمی دهد.

hessam78;935737 نوشت:
پس بدان که معبودی جز «اللَّه» نیست و برای گناه خود و مردان و زنان باایمان استغفار کن! و خداوند محل حرکت و قرارگاه شما را می داند!
تا خداوند از گناه گذشته و آینده تو درگذرد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهی راست هدایت کند.
دو حالت پیش میاد
یا اینکه این متن صریحو میپذیرید و قبول میکنید که پیامبر گناه داشته که دیگر صحبت از معصومیت هیچ!که معلوم است نمیکنید
و دو دست به توجیهات میزنید! بعد میگویید خدا فصیح است و بلیغ هم است!میگوید گناه پیامبر ولی منظورش گناه نیست!
صرفا مثالی برای پذیرفتن ضدیت هستش

این مسئله و معنای «ذنب» بک مسئله مربوط به ادبیات عرب است، و تخصص لازم خود را می طلبد!! علاوه بر اینکه به موضوع تاپیک هم مربوط نمیشود.

hessam78;935737 نوشت:
خیلی جالبه که با اینکه این جریان انقدر قدرتمنده ولی مثل ایران سانسور چی نیست دهن مخالفا رو از دم ببنده!غربی ها نقدش میکنن راحت

عجیب است که چرا با این آزادی بیان که در غرب می گویید کسی جرأت گفتن یک جمله علیه هولوکاست را ندارد سریعا به تاریخ می پیوندد!!!

بگذریم مایل به خروج از موضوع تاپیک ندارم لذا از بحث های سیاسی عبور می کنم، ولی قطعا دوستان اشتباه می کنند.

irancplusplus;935718 نوشت:
دیگر بحث منطقی تر از باطل نبودن تسلسل نداریم هیچ ربط سیاسی هم ندارد. اما کارشناس باید مدافع موضع خاصی باشد.

یقینا تسلسل را تصور نکرده اید، یقینا!!!

irancplusplus;935718 نوشت:
بخواهید یا نخواهید تا حدودی این حرف درست است. اگر نظام شاه بود همۀ این افراد همین مواضع را داشتند؟ مسلما نه. این یک بخشی از محافظه کاری بخش دیگر هم این است که فردی اصلا نمی‌تواند بپذیرد که سال‌ها در اشتباه بوده است. این مثل شکست است. در نتیجه منطق را کنار می‌گذارد. یک فرقی هم هست بین دفاع از احکام دین و دفاع از مواضع امام. این دو خیلی با هم تفاوت دارند.

اولین گام در شکست بحث و مناظره و با پیش فرض واردِ بحث شدن است، با پیش فرضِ اینکه طرف مقابل دنبال حق نیست، پول می گیرد که دفاع کند، مقام گرفته که دفاع کند! گفته ایند اینجا وایسا دفاع کن!! این اگرچه به ظاهر می خواهد آزاد اندیشیِ رقیب را زیر سوال ببرد اما در حقیقت آزاد اندیشی خودِ انسان را از بین می برد، چون به انسان القاء می کند طرف مقابل هرچه می گوید دروغ است او پول گرفته، او مقام کرفته برای اینکه دفاع کند! او حق نیست! حق نیست! حق نیست!
می بینید که بار روانی سنگینی به انسان القاء میکند و اگر شبکه های سازماندهی شده غربی همین را به جوان ما القا کنند کار تمام است دیگر اصلا نیازی نیست شبهه پراکنی کنند و نگران دفاع مدافعین دین شوند!
شما را گرفتار چنین پیش فرضی می بینم!

hessam78;935737 نوشت:
امیدوارم که انصاف را رعایت کنید
ببینید چه کسی توهین گر است
اگر به جرم توهین و اینگونه مظلوم نمایی قرار بود بایستید مقابل الله و پیامبر خودتون در درجه اول بایستید
و الا انصاف را کنار گذاشته و بگویید همه چیز را برای خودمان میخواهیم

این بحث خوب بود تاپیکی مجزا میشد تا استاد میتوانستند در خارج از این بازار موضوعات کاملا مطلب را باز کنند تا چیزی نگفته باقی نماند

مطلبی در این باره در خاطرم آمد عرض میکنم استاد رفع اشکال یا تکمیل کنند

1- مخاطب قرآن در این موارد , افراد یا گروهی خاص با صفات و افعالی مشخص از کفار و مشرکین است و خطاب قرآن به عموم کفار و مشرکین هرگز چنین نیست و حتی خلاف آن است . یعنی عموم کفار و مشرکین را خلاف این خطاب کرده مثلا قوم عاد قومی مغضوب بودند ولی خطاب قرآن کریم چنین است :

«وَاذْکُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِن بَین‌ِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا اللَّهَ إِنیّ‌ِ أَخَافُ عَلَیْکمُ‌ْ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیم‌»؛[۵] (سرگذشت هود) برادر قوم عاد را یاد کن، آن زمان که قومش را در سرزمین «احقاف» بیم داد در حالی که پیامبران زیادی قبل از او در گذشته‌های دور و نزدیک آمده بودند که: جز خدای یگانه را نپرستید! (و گفت:) من بر شما از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم.

تعبیر به «اخ» (برادر) برای بیان نهایت دلسوزی و صفای این پیامبر بزرگ نسبت به قوم خویش است، این تعبیر چنان که می‌دانیم در مورد عده‌ای از پیامبران بزرگ در قرآن مجید آمده است، آنها برادری دلسوز و مهربان برای اقوام خویش بودند که از هیچ نوع فداکاری مضایقه نکردند. این تعبیر ممکن است در ضمن اشاره‌ای به ارتباط خویشاوندی میان این پیامبران و اقوامشان نیز باشد.[مکارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1374ش، اول، ج21، ص351]

در نامه حکومتی حضرت علی علیه السلام به مالک اشتر نخعی رضی الله عنه یک جمله خیلی مشهور و شناخته شده هست به این متن :

مهرباني به رعيت و دوست داشتن آن‌ها و لطف در حق ايشان را شعار دل خود ساز. چونان حيواني درنده مباش كه خوردنشان را غنيمت‌شماري، زيرا آنان دو گروهند يا هم‌كيشان تو هستند يا همانندان تو در آفرينش.

حضرت قرآن ناطقند اگر مخاطب آیاتی که نقل کردید عامه کفار و مشرکین بود چنین تعبیری بکار نمیبردند.

2- قرآن کریم از ناسزا گوئی حتی به بت های کفار و مشرکین مسلمین را برحذر داشته . ( آیه 108 سوره انعام )

چون مطلوب و مقصود او آگاهی بخشیدن و هدایت است و جهالت نیست ؛ بقول استاد

مسلم;935846 نوشت:
اولا قرآن کریم صرفا این آیات را بیان نکرده و فرار کند! کسی که منطقی نداشته و قصد توهین داشته باشد دعوت به بحث و مناظره نمیکند، اما قرآن همواره در کنارش دعوت به مناظره و بحث نیز کرده است: «قل هاتوا برهانکم»

فاتح;935871 نوشت:
مطلبی در این باره در خاطرم آمد عرض میکنم استاد رفع اشکال یا تکمیل کنند

1- مخاطب قرآن در این موارد , افراد یا گروهی خاص با صفات و افعالی مشخص از کفار و مشرکین است و خطاب قرآن به عموم کفار و مشرکین هرگز چنین نیست و حتی خلاف آن است . یعنی عموم کفار و مشرکین را خلاف این خطاب کرده مثلا قوم عاد قومی مغضوب بودند ولی خطاب قرآن کریم چنین است :

«وَاذْکُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِن بَین‌ِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا اللَّهَ إِنیّ‌ِ أَخَافُ عَلَیْکمُ‌ْ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیم‌»؛[۵] (سرگذشت هود) برادر قوم عاد را یاد کن، آن زمان که قومش را در سرزمین «احقاف» بیم داد در حالی که پیامبران زیادی قبل از او در گذشته‌های دور و نزدیک آمده بودند که: جز خدای یگانه را نپرستید! (و گفت:) من بر شما از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم.

تعبیر به «اخ» (برادر) برای بیان نهایت دلسوزی و صفای این پیامبر بزرگ نسبت به قوم خویش است، این تعبیر چنان که می‌دانیم در مورد عده‌ای از پیامبران بزرگ در قرآن مجید آمده است، آنها برادری دلسوز و مهربان برای اقوام خویش بودند که از هیچ نوع فداکاری مضایقه نکردند. این تعبیر ممکن است در ضمن اشاره‌ای به ارتباط خویشاوندی میان این پیامبران و اقوامشان نیز باشد.[مکارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1374ش، اول، ج21، ص351]

در نامه حکومتی حضرت علی علیه السلام به مالک اشتر نخعی رضی الله عنه یک جمله خیلی مشهور و شناخته شده هست به این متن :

مهرباني به رعيت و دوست داشتن آن‌ها و لطف در حق ايشان را شعار دل خود ساز. چونان حيواني درنده مباش كه خوردنشان را غنيمت‌شماري، زيرا آنان دو گروهند يا هم‌كيشان تو هستند يا همانندان تو در آفرينش.

حضرت قرآن ناطقند اگر مخاطب آیاتی که نقل کردید عامه کفار و مشرکین بود چنین تعبیری بکار نمیبردند.

2- قرآن کریم از ناسزا گوئی حتی به بت های کفار و مشرکین مسلمین را برحذر داشته . ( آیه 108 سوره انعام )


شاید این حس به شما دست داده است که از خدا دفاع کنید. از قادر مطلق. آیا او را خدایی می‌دانید که نیازمند دفاع است؟ آیا ایراد بت‌ها ناتوانی از دفاع از خود نبود؟ چرا خدا را با کعبه و قرآنش رها نمی‌کنید تا با ابابیل حافظش باشد؟

البته از نظر من متن قرآن یک کتن علمی، قانونی و... نیست. با هر بخش از قرآن احساسی همراه است که تعبیر آن بخش بدون در نظر گرفتن آن احساس نتایج نادرستی در پی دارد. مثلا برخی از آیات قرآن همراه با خشم است. بنابرین در این آیات اگر مغضوبین تحقیر شوند مثلا به حیوانات تشبیه شوند با این احساس خشم سازگار است. اما اگر بگوییم خدا در عین آرامش این تشبیه‌ها را کرد نتایجی نادرستی می‌گیریم.

امام خمینی هم همین طور بود. او هم خیلی از تصمیم‌ها را احساسی گرفت. نباید زیاد آن‌ها تفسیر علمی کنند. مثلا یکبار صادق طباطبایی گفت با امام در هواپیما از احتمال انفجار هواپیما می‌گفتیم وقتی رفتیم خبرنگار پرسید احساس شما چیست که به ایران بر می‌گردید؟ امام هم گفت «هیچ». منظورش این بود که اصلا فکر نکنید من از این که ما را منفجر کنند میترسم. در سال‌های بعد مدام این «هیچ» اما را به مراتب بالای عرفانی امام تشبیه کردند که امام اصلا برایش مهم نبود که رهبر است و هیچ احساسی نداشت. امام گاهی عصبانی می‌شد و می‌گفت: «هی میگویند مغزها دارند فرار میکنند به جهنم که فرار میکنند،اگر شما هم میدانید که در اینجا جایتان نیست فرار کنید راهتان باز است!». گاهی احساس خواری می‌کرد و میگفت آن نوجوان 15 ساله رهبر من است گاهی دچار عذاب وجدان نیشد و جام رهر می‌خورد و امثال این‌ها. اما می‌آیند و امام را تحریف می‌کنند و برای کارهایش فلسفه بافی می‌کنند و داستان سازی می‌کنند و یک امام تحریف شده به مردم نشان می‌دهند. به انا بشر مثلکم ایمان بیاورید. نه خیر آقا امام دیدی سران مسلمان بر آشفته‌اند خودش هم یک چیزی به نظرش رسید گفت اصلا به عواقب حرفش فکر نکرد. همان طور که احمدی نژاد هر چه به ذهنش می‌رسید می‌گفت.

همین‌ها هنوز سه روز از مرگ میرزاخانی نگذشته برایش داستان‌سازی می‌کنند که ما شوهرش را قبل از ازدواج مسلمان کردیم خود میرزاخانی هم به شدت مقید بود به اسلام در مورد حجاب هم اختلاف نظر داشتیم و ... . مقایسه کنید و ببینید امام را چه قدر تحریف کرده‌اند و بالاتر از آن پیامبر اسلام و قرآن را چه قدر تحریف کرده‌اند.

مسلم;935846 نوشت:
شما قبلا اینقدر متعصبانه به مسائل نگاه نمی کردید جناب hesam!!

بحمدالله
مسلم;935846 نوشت:
نقد علمی مثل کشف الاسرار

حضرت امام تو کتاب علمیشون هم که توهین کردن!
به سران سنی و خلفا
از بی خرد و یاوه گو گرفته تا کفر و زندقه اونهارو گفتن!

مسلم;935846 نوشت:
همانطور که بنده را از ورود به عرصه تخصصی زیست شناسی نهی می کنید، چون تخصص آن را ندارم، خودتان هم بدان پایبند باشید!!

خب بله جمله درستیه که ادم نباید تو چیزی که علم نداره حرف بزنه بقول کریمنت از مصادیق مبرهن و محرز بیشعوری محسوب میشه
والا منم حوصله ندارم نظر بدم ولی التفاتی فرمایید میبینید که از زمان برخاستن از خواب تا رفتن به خواب دین در کار من دخالت میکند!

مسلم;935846 نوشت:
اما قرآن همواره در کنارش دعوت به مناظره و بحث نیز کرده است: «قل هاتوا برهانکم»

خب مگر آتئیست ها فرار میکنند؟آنها هم همانند قرآن توهین میکنند و دعوت به مناظره!مناظرات کریستوفر هیچنز رو ببینید!چن تا از خاخام هارو تخریب شخصیت کرده!مناظره هم کرده رو در رو!
شما از کجا میگویید که کفار فرار میکنند؟
پس قبول دارید که قرآن به کفار توهین کرده!
پس کفار هم چنین حقی را دارند!

مسلم;935846 نوشت:
از حقیقتی سخن می گوید که در روایات با تفصیل بیشتری آمده است؛ اینکه رفتار انسان باطن او را تغییر می دهد، باطنی که حقیقت انسان را تشکیل می دهد و انسان با آن باطن محشور خواهد شد! قرآن نمی خواهد بگوید اینها مثل انسان های کر و کور هستند! بلکه دقیقا اینها کر و کور بوده و باطنشان حیوانی است، این را روز قیامت همه به روشنی خواهید یافت که کر و کور و یا در قالب حیوان محشور خواهند شد، اما در دنیا این پیله جسمانی اجازه دیدن حقیقت انسان ها را به ما نمی دهد.

با عرض معذرت
این دیگه داستان سرایی شماست
توهین توهینه!
حالا قیامتی نباشه!چی میشه؟!
کسی که توهین کنه متعاقبا باید توهین پذیر هم باشه!جواب های هوی است!مگر اینکه مخالفین افرادی بزرگ همچون گاندی باشند!
مسلم;935846 نوشت:
عجیب است که چرا با این آزادی بیان که در غرب می گویید کسی جرأت گفتن یک جمله علیه هولوکاست را ندارد سریعا به تاریخ می پیوندد!!!

برادر من!آخه بزرگوار!
شما فقط تو یوتیوب سرچ کن کریستوفر هیچنز و سایر افراد !
خاخام و کشیش همه رو تخریب میکنه تخریب شخصیت!تو حضور تعداد زیادی بیننده!بعد میگویید کسی که هلوکاست را نقد کند فلان طور میشود؟
مگر ایران است برادر من

فاتح;935871 نوشت:
این بحث خوب بود تاپیکی مجزا میشد تا استاد میتوانستند در خارج از این بازار موضوعات کاملا مطلب را باز کنند تا چیزی نگفته باقی نماند

در مورد شما فاتح گرامی!

مسلم;935846 نوشت:
از حقیقتی سخن می گوید که در روایات با تفصیل بیشتری آمده است؛ اینکه رفتار انسان باطن او را تغییر می دهد، باطنی که حقیقت انسان را تشکیل می دهد و انسان با آن باطن محشور خواهد شد! قرآن نمی خواهد بگوید اینها مثل انسان های کر و کور هستند! بلکه دقیقا اینها کر و کور بوده و باطنشان حیوانی است، این را روز قیامت همه به روشنی خواهید یافت که کر و کور و یا در قالب حیوان محشور خواهند شد، اما در دنیا این پیله جسمانی اجازه دیدن حقیقت انسان ها را به ما نمی دهد.

همانطور که میبینید از خصلتی سخن گفتند که مختص کافرین است
باطن کفار اینچنین است و اینگونه محشور خواهند شد!

فاتح;935871 نوشت:
2- قرآن کریم از ناسزا گوئی حتی به بت های کفار و مشرکین مسلمین را برحذر داشته

خب تناقض زیاده!دوگانه رفتاری زیاده
بعد به پیامبرش ابراهیم دستور میده بت هارو بشکنه!
بقول دوستمون رویکرد انسان مآبانه دارد خدا
اینکه کفار و مشرکین نجسند و... که هرکدام را بخواهید تفسیر کنید
مرا یاد ماجرایی میندازد
یک فردی سبقت غیر مجاز گرفت وقتی پشت سری به او رسید گفت عجب آدم خری هستی!
وقتی پیاده شد هیکلشو دید گفت جناب منظورم اینه که چه آدم بزرگی هستی!(خر معنی بزرگ)
در تفسیر و هرمنوتیک باز است متن مجمل است به هر سازی میتوان آن را چرخاند
موقعی جناب خمینی در تتمه خود میگویند غیر اهل کتاب یا باید تغییر دین دهند یا کشته شوند
موقعی هم شاه را جناب اعلی حضرت خواندن!
وقتی افرادی مثل گاندی و... به چنین اخلاقیاتی وجود دارند
من اگر تصور کنم خدا به دشمنانش ناسزا میگوید در واقع به خدا توهین کرده ام

سلام
تا جایی که من متوجه شدم نگرانی اسلام از فرد مرتد بابت این است که با اعلام نظرات، افکار و شبهات خود به شکل آزادانه، باعث شود که افراد دیگر از اسلام روی برگرداند و به مرور زمان کمیت و کیفیت مسلمان و مسلمانی رو به کاهش پیدا کند و تحت تاثر قرار بگیرد. طبیعتا اگر کسی از اسلام روی برگرداند، فرزندانی تربیت میکند که قطعا مسلمان نیستند.
لذا حکم اعدام مرتد شیوه ای برای ترساندن مسلمان از شک در عقاید و تفکر و انتخاب آزادانه است که مخالف دین اسلام باشد.
همچنین این شیوه در هدف مجبور کردن فرد مرتد برای پنهان کردن عقایدش از دیگران (خصوصا دیگر مسلمانان) و عدم اعلام جمعی اون به طرق مختلف از رسانه های زمان خودش هست.
ضمنا در حالت نهایی، فرد مرتد اعدام میشه تا خودش و عقایدش از زمین محو بشه!
.

کاری که نظام حکومتی اسلامی (ما) هم انجام می دهد در راستای افزایش کمی و کیفی مسلمانان است به شکلی که موالید جامعه در بدو تولد بدون اینکه از چیزی آگاه بشوند، به صورت رسمی و شرعی و عرفی مسلمان شناخته میشوند. از شناسنامه نوزاد تازه متولد شده تا اذان خواندن در گوش بچه و ختنه کردن اون، حجاب اجباری و...
.
.
سوالی که من همیشه برام بوده اینه که اگر وعده داده شده که اسلام باقی میمونه، دین نهایی بشره، راه درست زندگیه و نقص و شکی بهش وارد نیست، چزا اینقدر نگران و در ترس هست از اینکه فردی از دین خارج بشه و دلایل خروجش رو با صدای بلند بگه؟!
سلمان رشدی ها اگر اشتباه هم حرف بزنند، نظرشونو گفتند و روحانیون دینی هم نظر خودشونو دارند. چرا یک فرد میتونه دینی رو که یک میلیارد و سیصد میلیون پیرو در دنیا دارد رو به خطر بیندازه؟!
چرا اینقدر در باب این موضوع آسیب پذیر هست که دین رو مشابه یک موضوع ژنتیکی در آورده که در بدو تولد به کودک ارث میرسه به جای اینکه اختیار بهش بده که در جوانی خودش راه روشش رو انتخاب کنه ولو اگر اون راه و روش اسلام نباشه؟

hessam78;935737 نوشت:

در این مورد با شما موافقم
پذیرش اسلام مستلزم پذیرش اجماع نقضین هستش

=d>

hessam78;936054 نوشت:
التفاتی فرمایید میبینید که از زمان برخاستن از خواب تا رفتن به خواب دین در کار من دخالت میکند!

دین به عنوان متخصص ابراز نظر می کند، نه غیر متخصص!! شما اگر به دین اعتقاد دارید که تخصص او را پذیرفته اید، اگر هم اعتقاد ندارید که امر و نهی آن نباید شما را ناراحت کند چون انسان زمانی به این امر و نهی بها داده و اعتنا می کند که به منشأ آن اعتقاد داشته باشد، و به اصطلاح تخصص آورنده آن را باور داشته باشد.

شما اگر به پزشک بودن یک پزشک اعتقاد داشته باشید که اوامر و نواهی او را با جان و دل می پذیرید، اگر هم به پزشک بودنش اعتقاد نداشته باشید که خب به اوامر و نواهی او بها نمی دهید، در دنیا که ناراحتی ندارد؛ فقط می ماند آخرت!

hessam78;936054 نوشت:
خب مگر آتئیست ها فرار میکنند؟آنها هم همانند قرآن توهین میکنند و دعوت به مناظره!مناظرات کریستوفر هیچنز رو ببینید!چن تا از خاخام هارو تخریب شخصیت کرده!مناظره هم کرده رو در رو!
شما از کجا میگویید که کفار فرار میکنند؟
پس قبول دارید که قرآن به کفار توهین کرده!
پس کفار هم چنین حقی را دارند!

بنده نمیگویم توهین در کنار دعوت به مناظره خوب است، عرض بنده این است که جایی که ما شک داریم طرف دنبال توهین است یا خیر، یا کلامی توهین است یا خیر باید به سایر قرائن نگاه کرد از جمله این که آیا طرف دنبال بحث علمی است، یا خیر!

hessam78;936054 نوشت:
با عرض معذرت
این دیگه داستان سرایی شماست
توهین توهینه!
حالا قیامتی نباشه!چی میشه؟!

قرآن از باطن انسان ها سخن می گوید، اگر کسی این حرف را قبول دارد می پذیرد، کسی هم قبول ندارد نمی پذیرد، توهین نمی کند که چه قبول داشته باشد چه نه توهین تلقی شود؛ دارد خبر می دهد، خبر را یا قبول داریم یا قبول نداریم.

hessam78;936054 نوشت:
جواب های هوی است!مگر اینکه مخالفین افرادی بزرگ همچون گاندی باشند!

متوجه منظورتان نشدم، (اگرچه بنده حضرت امام(ره) را خیلی بالاتر از گاندی و بلکه غیر قابل مقایسه می دانم) اما در هر صورت استثناء کردن بزرگانی مثل گاندی چه دلیلی دارد؟!!

hessam78;936054 نوشت:
برادر من!آخه بزرگوار!
شما فقط تو یوتیوب سرچ کن کریستوفر هیچنز و سایر افراد !
خاخام و کشیش همه رو تخریب میکنه تخریب شخصیت!تو حضور تعداد زیادی بیننده!بعد میگویید کسی که هلوکاست را نقد کند فلان طور میشود؟
مگر ایران است برادر من


جناب حسام عزیز جامعه جهانی امروز تمایلی به دفاع از دین نداشته بلکه بیشتر به محو دین تمایل دارد، البته این بیشتر ریشه روانشناختی دارد تا علمی، و بنده مسیحیت را مقصر چنین رویکردی نسبت به دین می دانم، نمی خواهم مفصل وارد این بحث بشوم، فقط خواستم عرض کنم چنین مناظراتی در خصوص دین را نباید دلیل آزادی بیان در همه عرصه ها در غرب دانست.
شما ببینید با طرح هولوکاست از سوی رییس جمهور سابق ایران چه بلوایی در جهان برپا کردند، کار به تایید یا رد عملکرد رئیس جمهور سابق ندارم، فقط عکس العمل غرب را می خواهم بگویم.
بنده هم مطالعات فلسفی غرب دارم، و هم از نزدیک با افراد متعددی که در غرب بوده اند ارتباط دارم، برادر خود بنده 5 سال اروپا بوده است، سخن گفتنم از سر بی اطلاعی نیست! البته ذکر این نکته هم ضروری است که آزادی بیان در غرب هم نسبی است، در همه جا یکسان و یکپارچه نیست که بتوان به طور کلی ابراز نظر کرد، و من قبول دارم که در برخی کشورها شرایط بهتری وجود دارد، اما آن شرایط را در ایران قابل اجرا نمی دانم، بحثش مفصل است دربرخی از تاپیک هایی که تحت عنوان آزادی بیان پاسخ داده ام آنجا به تفصیل چرایی آن را بیان کرده ام.

hos8sein;936069 نوشت:
تا جایی که من متوجه شدم نگرانی اسلام از فرد مرتد بابت این است که با اعلام نظرات، افکار و شبهات خود به شکل آزادانه، باعث شود که افراد دیگر از اسلام روی برگرداند و به مرور زمان کمیت و کیفیت مسلمان و مسلمانی رو به کاهش پیدا کند و تحت تاثر قرار بگیرد. طبیعتا اگر کسی از اسلام روی برگرداند، فرزندانی تربیت میکند که قطعا مسلمان نیستند.
لذا حکم اعدام مرتد شیوه ای برای ترساندن مسلمان از شک در عقاید و تفکر و انتخاب آزادانه است که مخالف دین اسلام باشد.
همچنین این شیوه در هدف مجبور کردن فرد مرتد برای پنهان کردن عقایدش از دیگران (خصوصا دیگر مسلمانان) و عدم اعلام جمعی اون به طرق مختلف از رسانه های زمان خودش هست.
ضمنا در حالت نهایی، فرد مرتد اعدام میشه تا خودش و عقایدش از زمین محو بشه!
.

کاری که نظام حکومتی اسلامی (ما) هم انجام می دهد در راستای افزایش کمی و کیفی مسلمانان است به شکلی که موالید جامعه در بدو تولد بدون اینکه از چیزی آگاه بشوند، به صورت رسمی و شرعی و عرفی مسلمان شناخته میشوند. از شناسنامه نوزاد تازه متولد شده تا اذان خواندن در گوش بچه و ختنه کردن اون، حجاب اجباری و...
.
.
سوالی که من همیشه برام بوده اینه که اگر وعده داده شده که اسلام باقی میمونه، دین نهایی بشره، راه درست زندگیه و نقص و شکی بهش وارد نیست، چزا اینقدر نگران و در ترس هست از اینکه فردی از دین خارج بشه و دلایل خروجش رو با صدای بلند بگه؟!
سلمان رشدی ها اگر اشتباه هم حرف بزنند، نظرشونو گفتند و روحانیون دینی هم نظر خودشونو دارند. چرا یک فرد میتونه دینی رو که یک میلیارد و سیصد میلیون پیرو در دنیا دارد رو به خطر بیندازه؟!
چرا اینقدر در باب این موضوع آسیب پذیر هست که دین رو مشابه یک موضوع ژنتیکی در آورده که در بدو تولد به کودک ارث میرسه به جای اینکه اختیار بهش بده که در جوانی خودش راه روشش رو انتخاب کنه ولو اگر اون راه و روش اسلام نباشه؟


اولا: در اسلام دغدغه ای برای پیروزی نهایی بر همه ادیان وجود ندارد، چه مردم بخواهند و چه نخواهند این وعده الهی است و محقق خواهد شد، اما از نظر این دین، نجات یک نفر، نجات همه است! یعنی جات افراد از گمراهی موضوعیت دارد، نه اینکه ترسی از بابت پیروزی نهایی اسلام وجود داشته باشد.
ثانیا: خداوند اراده اش را از طریق اسباب عادی جاری میسازد، خود مردم باید تلاش کنند و زمینه برای جهانی شدن اسلام را فراهم آورند، یکی از ابزارش هدایت دیگران است.
ثالثا: سلمان رشدی ها قطعا تاثیری در کاهش رشد اسلام نداشته و نخواهند داشت، حکم امام (ره) از باب توهین و تمسخر گرفتن اعتقادات مسلمانان بوده است، این مسئله در پیام امام(ره) به خوبی روشن است.
رابعا: درب گفتگوی ادیان از طرف اسلام همواره باز بوده و هست، اسلام با این بحث ها ومناظرات مخالف نیست، با عوام فریبی مخالف است، دشمن امروز با ترفندهای سیاسی جوان را از روحانیت قطع می کند و بعد شبهه القاء می کند، در حالی که خود من که گاهی با جوانان مسیحی گفتگو داشته ام وقتی در برابر سوالم ناتوان مانده است تاکید کرده ام برو در کتاب مقدس، و عالمان مسیحی دنبال جواب باش، نه اینکه بخواهیم عوام فریبی کنیم.
کسانی که بخواهند واقعا تحقیق کنند راه برایشان باز است، امروز هم گفتگوی ادیان در ایام مختلف و در کشورهای مختلف از جمله واتیکان برگزار می شود، در همین دیدارها بود که پاپ به هیئت ایرانی گفت شخصیت امام خمینی(ره) بر من تاثیرگذار بوده است و همچنین اندیشمندان بسیاری از کشورهای دیگر به قم می آیند و با علمای قم دیدار و گفتگو می کنند، کسی نه از این گفتگو ها می ترسد و نه از آن نهی می کند بلکه به شدت از آنها استقبال می شود.

موضوع قفل شده است