جمع بندی آیا طی الارض جزو کهانت حساب می شود؟

تب‌های اولیه

31 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

چرا ثقلین را رها می کنید و از ابن عربی نقل می کنید؟

Ghamari;396078 نوشت:
یکی از آن نظریه ها، نظریه­ی "اعدام و ایجاد" است که از ناحیه محی الدین بن عربی ابراز شده و بزرگانی نیز آن را پذیرفته­اند

اول باید خود محی الدین پذیرش شما تا بعد نظریه های او پذیرش شود:

اینکه طی الارض چگونه انجام می شود خیلی مهم نیست. بلکه شرعی یا غیرشرعی بودن آن مهم است. نویسنده کتاب فوق معتقد است که طی الارض برای غیرمعصوم از راههای غیرشرعی بدست می آید و از سنخ کهانت و سحر و این نوع کارهای غیر شرعی است که با تصفیه نفس (نه تزکیه نفس) بدست می آید.

نقل قول:
طی الارضی که برای اولیای الهی تحقّق پیدا می کند در اثر تهذیب روح و ریاضات شرعیه ای است که در اثر آن، بدن همرنگ با روح خواهد شد.

باید اول معنی اولیای الهی را درست فهمید تا آنها را با صوفی و مرتاض و کاهن قاطی نکنیم.

آیا از ثقلین دلیلی هست که غیرمعصوم هم خودش می تواند طی الارض داشته باشد؟ (نه اینکه معصوم بخواهد که این کار برای او انجام شود)
در مورد اصحاب امام مهدی علیه السلام حدیث میفرماید که زمین برای آنها طی می شود (نه اینکه آنها طی الارض می کنند. نه اینکه خودشان به همچین قدرتی رسیده اند.) و معلوم نیست که خودشان طی الارض کنند و ممکن است که این کار توسط امام زماان علیه السلام برای آنها انجام شود.
بنابر این دلیل بهتری لازم است که مشخص کند خود غیرمعصوم می تواند از راههای شرعی به طی الارض برسد.

بسم رب الشهداء

صدور انقلاب;396373 نوشت:
چرا ثقلین را رها می کنید و از ابن عربی نقل می کنید؟

صدور انقلاب;396373 نوشت:
اول باید خود محی الدین پذیرش شما تا بعد نظریه های او پذیرش شود

آها پس مشکل شما با "ابن عربی" است؟!
چندین تاپیک سر این شخص بحث شده و اساتید پاسخهای مستدل فرمودند و منتهی مجاب بشو نیستند دوستان منتقد!!!
جناب صدور انقلاب بنده با شما بحث نمیکنم،بحمدلله سایت از نعمت حضور کارشناسان فرهیخته ای برخوردارست و ان شاءالله پاسخ جامعی خواهند فرمود.
بنده،تنها مطالبی رو که در سایت "اسلام کوئست" خواندم برای کاربران نقل کردم!
والسلام

صدور انقلاب;396039 نوشت:
آصف بن برخیا در کنار سلیمان شبیه هارون است در کنار موسی، او معصوم است و از نظر ما غیر معصوم راهی به علم الکتاب ندارد؛ یاران امام زمان(عج) با اعجاز آنحضرت طی الارض خواهند داشت. مانند سخن گفتن مرده با سلمان که وعدۀ امیرالمومنین(ع) بود. نه کار خود سلمان

باسمه تعالی
اولا: اینکه نوشتید او معصوم است،منظورتان کیست ؟اگر مرادتان حضرت سلیمان علیه السلام است اینکه جای بحث ندارد و اگر مرادتان جناب آصف بر خیا است لطفا این ادعا را اثبات کنید چون عصمت تعریف مشخصی دارد.

ثانیا :غیر معصوم اگر چه به همه علم الکتاب راهی ندارد اما به بخشی از آن دسترسی دارد به تعبیر قرآن علم ٌ من الکتاب (1)لذا امام باقر (عليه السلام) فرمودند: اسم اعظم الهى هفتاد و سه حرف است كه آصف بن برخيا تنها با دانستن يك حرف چنين قدرت‏نمايى كرد. (2)

ثالثا: برای اثبات جریان طی الارض افراد غیر معصوم، یک دلیل از قرآن آوردیم و یک دلیل از روایات و اگر شما در این شواهد به دلیل اعجاز معصوم علیه السلام مناقشه می کنید پس آوردن شواهد دیگر برای شما لزومی ندارد چون شما شواهد دیگر را هم با این ادعای بدون دلیل دچار خدشه می کنید .

درحالیکه باید توجه داشت که این استدلال شما که اگر بخواهید طی الارض آصف برخیا را فقط به اعجاز حضرت سلیمان علیه السلام استناد بدهید،این امر دیگر فضیلتی برای آصف برخیا نمی باشد درصورتیکه امام باقر علیه السلام در روایت بالا تصریح می کند که اصف برخیا به دلیل اسم اعظمی که می دانست چنین قدرت نمایی کرد نه فقط به خاطر اعجاز حضرت سلیمان علیه السلام این کار را انجام دادند،و یا در مورد اصحاب خاص امام زمان علیه السلام هم همین طور،این استدلال شما این فضیلت و کرامت را از آنها سلب می کند در حالیکه روایت در صدد بیان یک کرامت و فضیلتی از این اولیای الهی است که آنها قدرت طی الارض را دارند .
پی نوشت:
1-نمل،آیه 40
2-کافی،ج1،ص230

Ghamari;396396 نوشت:
آها پس مشکل شما با "ابن عربی" است؟!
چندین تاپیک سر این شخص بحث شده و اساتید پاسخهای مستدل فرمودند و منتهی مجاب بشو نیستند دوستان منتقد!!!
جناب صدور انقلاب بنده با شما بحث نمیکنم،بحمدلله سایت از نعمت حضور کارشناسان فرهیخته ای برخوردارست و ان شاءالله پاسخ جامعی خواهند فرمود.
بنده،تنها مطالبی رو که در سایت "اسلام کوئست" خواندم برای کاربران نقل کردم!
والسلام

مشکل بنده این است که منبع غیر ثقلینی را غیرمعتبر می دانم. حتی اگر ابن عربی باشد. مشکل داشتن با ابن عربی اشکالی دارد؟ البته این به معنای رد کردن مطلق تمام حرفهای او نیست.
بله دوستان کاشناس پاسخ دادند ولی آنها معصوم نیستند و ممکن است پاسخ آنها خطا باشد و بنده دنبال این هستم که ببینم حرف کدام طرف درست تر است. یعنی این حرف که رسیدن به طی الارض برای غیرمعصوم از راه شرعی ممکن نیست یا این حرف که ممکن هست.
انتقاد ما شامل سایت اسلام کوئیست هم می شود. ما که با شخص شما خصومتی نداریم. در حقیقت ما حرف را نقد می کنیم. نه شخص را. همانطور که قرآن کریم فرمودند الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه.
باید دید کدام قول احسن است و بنده هم دنبال بررسی و مقایسه دو قول هستم که این هم اشکالی ندارد.

سمیع;396477 نوشت:
باسمه تعالی
اولا: اینکه نوشتید او معصوم است،منظورتان کیست ؟اگر مرادتان حضرت سلیمان علیه السلام است اینکه جای بحث ندارد و اگر مرادتان جناب آصف بر خیا است لطفا این ادعا را اثبات کنید چون عصمت تعریف مشخصی دارد.

آصف ابن برخیا در کتب روایی شیعه به عنوان وزیر سلیمان، صاحب سلیمان، وصی سلیمان، کاتب سلیمان و... یاد شده است. آیا وصی یک پیامبر می تواند شخصی غیر معصوم باشد؟ با توجه به اینکه این امانت یک امانت الهی است و در دست غیرمعصوم نمی تواند سپرده شود.
به برخی مدارک در این زمینه اشاره می شود:
اول:
وَ أَوْصَى مُوسَى إِلَى يُوشَعَ بْنِ النُّونِ‏ «8».
وَ أَوْصَى يُوشَعُ إِلَى دَاوُدَ النَّبِيِّ.
وَ أَوْصَى دَاوُدُ إِلَى سُلَيْمَانَ.
وَ أَوْصَى سُلَيْمَانُ إِلَى آصَفَ بْنِ بَرْخِيَا.
وَ أَوْصَى آصَفُ إِلَى زَكَرِيَّا.
وَ دَفَعَهَا زَكَرِيَّا إِلَى عِيسَى بْنِ مَرْيَمَ عَلَيْهِ السَّلَامُ.
وَ أَوْصَى عِيسَى إِلَى شَمْعُونَ بْنِ حَمُّونَ الصَّفَا.
وَ أَوْصَى شَمْعُونُ إِلَى يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا.
وَ أَوْصَى يَحْيَى بْنُ زَكَرِيَّا إِلَى مُنْذِرٍ.
وَ أَوْصَى مُنْذِرٌ إِلَى سُلَيْمَةَ.
وَ أَوْصَى سُلَيْمَةُ إِلَى بُرْدَةَ.
ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: وَ دَفَعَهَا إِلَيَّ بُرْدَةُ.
وَ أَنَا أَدْفَعُهَا إِلَيْكَ يَا عَلِيُّ. (1)

دوم:
از گفته خداى عزّ و جلّ كه فرمود: «آن كس كه به علم كتاب الهى دانا بود گفت ...» آن كس آصف بن برخيا بود و سليمان عليه السّلام از دانستن آنچه آصف مى‏دانست عاجز نبود ولى او صلوات اللَّه عليه خواست به امّت خود از جنّ و آدمى بفهماند كه وى حجّت بعد از اوست، و دانش او از نوع همان دانش سليمان عليه السّلام بود كه به فرمان خدا نزد آصف وديعه نهاده و به او فهمانده بود تا در پيشوايى و رهنمايى او اختلافى نباشد. چنان كه به خود سليمان هم در (زمان) زندگى داود عليه السّلام فهمانده شده بود تا نبوّت و پيشوايى او شناسانده شود و حجّت بر خلق مؤكّد و تمام شده باشد. (2)

سوم:
و «عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ» أي شي‏ء من علم الكتاب. و القائل هو آصف بن برخيا وزير سليمان بن‏داود. و «أَنَا آتِيكَ بِهِ» أي بعرش بلقيس. الوافي، ج 3، ص 561. (3)

نقل قول:

ثانیا :غیر معصوم اگر چه به همه علم الکتاب راهی ندارد اما به بخشی از آن دسترسی دارد

لطفا این ادعا را ثابت کنید.

نقل قول:
به تعبیر قرآن علم ٌ من الکتاب (1)لذا امام باقر (عليه السلام) فرمودند: اسم اعظم الهى هفتاد و سه حرف است كه آصف بن برخيا تنها با دانستن يك حرف چنين قدرت‏نمايى كرد. (2)

آیا این ثابت می کند غیرمعصوم به بخشی از علم کتاب دسترسی دارد؟ شما فرض گرفته این که آصف علیه السلام معصوم نبوده است. اول باید این فرض را ثابت کنید تا نتیجه گیری شما درست باشد.

نقل قول:

ثالثا: برای اثبات جریان طی الارض افراد غیر معصوم، یک دلیل از قرآن آوردیم و یک دلیل از روایات

این آیه و این روایت شما با فرض غیرمعصوم بودن آصف علیه السلام بود که آن را ثابت نکردید.

نقل قول:
درحالیکه باید توجه داشت که این استدلال شما که اگر بخواهید طی الارض آصف برخیا را فقط به اعجاز حضرت سلیمان علیه السلام استناد بدهید،این امر دیگر فضیلتی برای آصف برخیا نمی باشد درصورتیکه امام باقر علیه السلام در روایت بالا تصریح می کند که اصف برخیا به دلیل اسم اعظمی که می دانست چنین قدرت نمایی کرد نه فقط به خاطر اعجاز حضرت سلیمان علیه السلام این کار را انجام دادند

ما کی ادعا کردیم طی الارض آصف علیه السلام توسط حضرت سلیمان علیه السلام انجام شده؟! در قرآن واضح است که می گوید انا

نقل قول:
در مورد اصحاب خاص امام زمان علیه السلام هم همین طور،این استدلال شما این فضیلت و کرامت را از آنها سلب می کند در حالیکه روایت در صدد بیان یک کرامت و فضیلتی از این اولیای الهی است که آنها قدرت طی الارض را دارند .

در فضیلت آنها همین بس که یاران خاص حضرت علیه السلام هستند و فضیلت آنها وابسته به طی الارض آنها نیست. در ضمن در روایت گفته شده که زمین برای آنها طی می شود. گفته نشده که آنها خودشان قدرت طی الارض دارند. این دو متفاوت هستند. وقتی گفته می شود زمین برای آنها طی می شود دو امکان وجود دارد: یکی اینکه خودشان طی الارض می کنند. دوم اینکه دیگری آنها را (مانند تخت بلقیس) جابجا می کند. در صورتی که حضرت آصف علیه السلام می گوید "انا آتیک" یعنی من خودم آن تخت را می آورم. یعنی اینکه من خودم قدرت طی الارض دارم.

پی نوشت:
1- الإمامة و التبصرة من الحيرة النص 23 1 - باب الوصية من لدن آدم عليه السلام ..... ص : 21
روى هذا الحديث الشيخ الصدوق، في من لا يحضره الفقيه (ج 4 ص 174) عن الحسن بن محبوب و قد ذكر طريقه إليه في «المشيخة» بقوله: و ما كان فيه الحسن بن محبوب، فقد رويته عن محمّد بن موسى بن المتوكل- رضي اللّه عنه- عن عبد اللّه بن جعفر الحميري و سعد بن عبد اللّه، عن أحمد بن محمّد بن عيسى، عن الحسن بن محبوب، انظر: روضة المتقين (ج 14 ص 97).

2- رهاورد خرد (ترجمه تحف العقول) 497 پاسخهاى امام نقى(هادى) عليه السلام به پرسشهاى يحيى بن اكثم ..... ص : 494

3- كافي (ط - دارالحديث) ج‏1 569 35 - باب أنه لم يجمع القرآن كله إلا الأئمة عليهم السلام و أنهم يعلمون علمه‏كله ..... ص : 566

[=&quot]آیا طی الارض کهانت به حساب می آید؟

طی الارض در معنای مشهور آن عنایتی الهی است که به برخی از بندگان صالح خداوند می شود و این توانایی در اختیار آن ها قرار داده می شود ، عامل اصلی این عنایت ،تعبد و بندگی خالصانه است که نوعی ممارست عرفانی بلکه حقیقت سیر و سلوک معنوی است . البته ریاضت های صحیح شرعی هم از همین روند رفتاری محسوب می گردد . و اما این که طی الارض چه تحلیل و تفسیری دارد، از علم و آگاهی ما به دور است، ولی معصومان گرامی لزوماً از چنین قدرتی برخوردار بودند، اگر چه نیازی به استفاده از آن مگر در مواقع خاص نمی‏دیدند. [/]

[=&quot]می‏گویند: برخی از اولیای خدا و افراد مقرب درگاه الهی چون عالمان و عارفان از این قدرت برخوردار هستند، قدرتی که در زمان و مکان ایجاد خلأ نمی‏کند، زیرا زمان امری متصرم و گذرا است و خلاپذیر نیست و یا در مکان تصرفی ظاهری نمی‏کنند، ولی به دلیل قدرت فوق تصوری که دارند، در یک لحظه خود را از مکان و زمان جدا کرده و بعد از سیری که نزدشان شاید به یک چشم برهم زدن باشد، خود را در مکانی دیگر هر چند بسیار دور از مکان اول می‏بینند. اگر طی الارض تفسیر و تحلیلی عادی و مطابق با محدوده مکانی و زمانی مورد فهم ما داشت، حتماً باید مسافتی که طی می‏شد، با زمان خاصی تطبیق می‏کرد . این مسئله با طی الارض که به یک چشم بر هم زدن واقع می‏شود، تناقض می‏یافت. در هر حال "طی الارض" امری غیبی و مکتوم و غیر قابل تفسیر است . فقط افرادی آن را درک می‏کنند که به آن مقام رسیده باشند . ایشان نیز به حکم "هر که را اسرار حق آموختند، مهر کردند و دهانش دوختند" آن را تفسیر نخواهند کرد. [/]
[=&quot]راه رسیدن به اسرار غیبی، مخالفت با هوای نفس و کشیدن ریاضت است نه از راه کهانت.[/]
[=&quot]در پایان ذکر این مطلب مناسب است نکات دقیقی در باره طی الارض در کتاب مهر تابان از قول علامه طباطبایی بیان شده که می توانید مراجعه نمایید.(1)[/]
[=&quot]1.علامه تهرانی، مهرتابان ، ص 377[/]

محسن صالحی;397302 نوشت:

طی الارض در معنای مشهور آن عنایتی الهی است که به برخی از بندگان صالح خداوند می شود

از کجا معلوم عنایتی نباشد از طرف شیطان به بندگان خودش که خیال می کنند بندگان صالح خداوند هستند؟ دلیل این ادعای شما چیست؟

نقل قول:
راه رسیدن به اسرار غیبی، مخالفت با هوای نفس و کشیدن ریاضت است نه از راه کهانت.

حتی اگر از راه کهانت هم نباشد ولی از راه ریاضت غیرشرعی باشد در ماهیت امر که نهایتا یک کار غیرشرعی و شیطانی می باشد فرقی ندارد.
از راه ریاضت های غیرشرعی هم می توان به اسرار غیبی رسید.

صدور انقلاب;397106 نوشت:
آصف ابن برخیا در کتب روایی شیعه به عنوان وزیر سلیمان، صاحب سلیمان، وصی سلیمان، کاتب سلیمان و... یاد شده است. آیا وصی یک پیامبر می تواند شخصی غیر معصوم باشد؟ با توجه به اینکه این امانت یک امانت الهی است و در دست غیرمعصوم نمی تواند سپرده شود.
به برخی مدارک در این زمینه اشاره می شود:
اول:
وَ أَوْصَى مُوسَى إِلَى يُوشَعَ بْنِ النُّونِ‏ «8».
وَ أَوْصَى يُوشَعُ إِلَى دَاوُدَ النَّبِيِّ.
وَ أَوْصَى دَاوُدُ إِلَى سُلَيْمَانَ.
وَ أَوْصَى سُلَيْمَانُ إِلَى آصَفَ بْنِ بَرْخِيَا.
وَ أَوْصَى آصَفُ إِلَى زَكَرِيَّا.
وَ دَفَعَهَا زَكَرِيَّا إِلَى عِيسَى بْنِ مَرْيَمَ عَلَيْهِ السَّلَامُ.
وَ أَوْصَى عِيسَى إِلَى شَمْعُونَ بْنِ حَمُّونَ الصَّفَا.
وَ أَوْصَى شَمْعُونُ إِلَى يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا.
وَ أَوْصَى يَحْيَى بْنُ زَكَرِيَّا إِلَى مُنْذِرٍ.
وَ أَوْصَى مُنْذِرٌ إِلَى سُلَيْمَةَ.
وَ أَوْصَى سُلَيْمَةُ إِلَى بُرْدَةَ.
ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: وَ دَفَعَهَا إِلَيَّ بُرْدَةُ.
وَ أَنَا أَدْفَعُهَا إِلَيْكَ يَا عَلِيُّ. (1)

دوم:
از گفته خداى عزّ و جلّ كه فرمود: «آن كس كه به علم كتاب الهى دانا بود گفت ...» آن كس آصف بن برخيا بود و سليمان عليه السّلام از دانستن آنچه آصف مى‏دانست عاجز نبود ولى او صلوات اللَّه عليه خواست به امّت خود از جنّ و آدمى بفهماند كه وى حجّت بعد از اوست، و دانش او از نوع همان دانش سليمان عليه السّلام بود كه به فرمان خدا نزد آصف وديعه نهاده و به او فهمانده بود تا در پيشوايى و رهنمايى او اختلافى نباشد. چنان كه به خود سليمان هم در (زمان) زندگى داود عليه السّلام فهمانده شده بود تا نبوّت و پيشوايى او شناسانده شود و حجّت بر خلق مؤكّد و تمام شده باشد. (2)

سوم:
و «عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ» أي شي‏ء من علم الكتاب. و القائل هو آصف بن برخيا وزير سليمان بن‏داود. و «أَنَا آتِيكَ بِهِ» أي بعرش بلقيس. الوافي، ج 3، ص 561. (3)


لطفا این ادعا را ثابت کنید.

آیا این ثابت می کند غیرمعصوم به بخشی از علم کتاب دسترسی دارد؟ شما فرض گرفته این که آصف علیه السلام معصوم نبوده است. اول باید این فرض را ثابت کنید تا نتیجه گیری شما درست باشد.

این آیه و این روایت شما با فرض غیرمعصوم بودن آصف علیه السلام بود که آن را ثابت نکردید.

ما کی ادعا کردیم طی الارض آصف علیه السلام توسط حضرت سلیمان علیه السلام انجام شده؟! در قرآن واضح است که می گوید انا


در فضیلت آنها همین بس که یاران خاص حضرت علیه السلام هستند و فضیلت آنها وابسته به طی الارض آنها نیست. در ضمن در روایت گفته شده که زمین برای آنها طی می شود. گفته نشده که آنها خودشان قدرت طی الارض دارند. این دو متفاوت هستند. وقتی گفته می شود زمین برای آنها طی می شود دو امکان وجود دارد: یکی اینکه خودشان طی الارض می کنند. دوم اینکه دیگری آنها را (مانند تخت بلقیس) جابجا می کند. در صورتی که حضرت آصف علیه السلام می گوید "انا آتیک" یعنی من خودم آن تخت را می آورم. یعنی اینکه من خودم قدرت طی الارض دارم.

پی نوشت:
1- الإمامة و التبصرة من الحيرة النص 23 1 - باب الوصية من لدن آدم عليه السلام ..... ص : 21
روى هذا الحديث الشيخ الصدوق، في من لا يحضره الفقيه (ج 4 ص 174) عن الحسن بن محبوب و قد ذكر طريقه إليه في «المشيخة» بقوله: و ما كان فيه الحسن بن محبوب، فقد رويته عن محمّد بن موسى بن المتوكل- رضي اللّه عنه- عن عبد اللّه بن جعفر الحميري و سعد بن عبد اللّه، عن أحمد بن محمّد بن عيسى، عن الحسن بن محبوب، انظر: روضة المتقين (ج 14 ص 97).

2- رهاورد خرد (ترجمه تحف العقول) 497 پاسخهاى امام نقى(هادى) عليه السلام به پرسشهاى يحيى بن اكثم ..... ص : 494

3- كافي (ط - دارالحديث) ج‏1 569 35 - باب أنه لم يجمع القرآن كله إلا الأئمة عليهم السلام و أنهم يعلمون علمه‏كله ..... ص : 566

باسمه تعالی

اولا: کاربر محترم این روایت و امثال آن ناظر به این است که وصايا و كتابها و آثار و معجزات پيغمبران از چندين جهت به پيغمبر آخر الزمان صلى الله عليه و آله و سلم رسيده است و شاهدش همان جمله آخری است که در روایت آمده: ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: وَ دَفَعَهَا إِلَيَّ بُرْدَةُ.
وَ أَنَا أَدْفَعُهَا إِلَيْكَ يَا عَلِيُّ.

ثانیا:با توجه به اینکه در تفاسیر علمٌ من الکتاب به اسم اعظم تفسیر شده[ (عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ) كلمه من دلالت دارد كه(آصف برخیا) يك جزئى از كتاب كه اسم اعظم الهى باشد دارا بود](1)

پس به این دو روایت دقت کنید تا هم برای شما اثبات شود که اصحاب خاص امام زمان علیه السلام قدرت بر طی الارض دارند ،و هم اثبات شود غیر معصوم به بخشی از علم الکتاب دسترسی دارد
امام محمدتقی {علیه السلام} می فرمایند:

1-اسم اللّه الأعظم ثلاثة و سبعون‏ حرفا، و إنّما كان عند آصف‏ منه حرف واحد، فتكلّم به فانطوت‏ الأرض التي‏ بينه و بين سبأ، فتناول عرش بلقيس حتّى صيّره إلى سليمان (عليه السلام)، ثمّ بسطت الأرض في أقلّ من طرفة عين. و عندنا منه اثنان و سبعون حرفا، و حرف عند اللّه (عزّ و جلّ) استأثر به في علم الغيب‏(2)
2- امام صادق در بیانی می فرمایند :
انّ سلمان علم الاسم الاعظم(3)

الف:اگر در روایت اول دقت بفرمایید در مورد آصف برخیا جمله

فانطوت الارض را ملاحظه می فرمایید ،شبیه همان جمله ای که در مورد اصحاب امام زمان علیه السلام آمده بود (تطوی لهم الارض ....که در پست 7 به آن اشاره شد)پس در مورد جناب آصف برخیا هم که قادر بر طی الارض بود و شما آنرا قبول کرده اید،از طی الارض کردن ایشان تعبیر به (فانطوت الارض )شده است،پس شما باید آن اشکالی را که در طی الارض داشتن اصحاب امام زمان علیه السلام وارد نموید را در
اینجا هم مطرح نمایید. در حالیکه کسی در طی الارض داشتن جناب آصف برخیا شکی ندارد
در نتیجه جمله
( فانطوت الارض) در مورد جناب آصف برخیا دلالت بر مقام طی الارض ایشان می کند و جمله(تطوی لهم الارض)در مورد اصحاب خاص امام زمان علیه السلام هم که غیر معصومند دلالت بر مقام طی الارض آنها می کند.

ب:با توجه به بیان تفاسیر که علم الکتاب به اسم اعظم تفسیر شد ،در روایت دوم ،امام صادق علیه السلام در مورد سلمان که شخص غیر معصوم است تصریح می فرمایند که سلمان اسم اعظم می دانست ،پس امکان دارد که شخص غیر معصومی مانند سلمان نیز به بخشی از علم الکتاب دسترسی داشته باشد.

پی نوشت:
1-تفسیر اطیب البیان،ج10،ص144
2-دلائل الامامة ،ص415
3-الاختصاص،ص11


وَ أَوْصَى مُوسَى إِلَى يُوشَعَ بْنِ النُّونِ‏ «8».
وَ أَوْصَى يُوشَعُ إِلَى دَاوُدَ النَّبِيِّ.
وَ أَوْصَى دَاوُدُ إِلَى سُلَيْمَانَ.
وَ أَوْصَى سُلَيْمَانُ إِلَى آصَفَ بْنِ بَرْخِيَا....

روایتی که بیان فرمودید بر این دلالت دارد که هر پیامبری وصی داشته و پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله هم از این موضوع مستثناء نیست؛ شما عصمت را از کجای روایت درآوردید؟
اگر می فرمایید چون حضرت علی علیه السلام معصوم بوده معلوم است که بقیۀ وصی ها هم معصومند، این اول ادعاء است و شما نمی توانید چنین برداشتی از این روایت داشته باشید.
در نهایت این روایت هیچ مستندی برای اثبات عصمت نیست.:Gol:

سمیع;397638 نوشت:
نقل قول:

با توجه به اینکه در تفاسیر علمٌ من الکتاب به اسم اعظم تفسیر شده

تفسیری که شما به آن استناد فرمودید فقط می گوید:
"(عِندَه‌ُ عِلم‌ٌ مِن‌َ الكِتاب‌ِ) كلمه‌ ‌من‌ دلالت‌ دارد ‌که‌ يك‌ جزئي‌ ‌از‌ كتاب‌ ‌که‌ اسم‌ اعظم‌ الهي‌ ‌باشد‌ دارا ‌بود‌."
این صرفا یک ادعا و نظر شخصی نویسنده است که معلوم نیست درست باشد و هیچ دلیلی یا آیه یا روایتی برای اثبات این ادعا نیاورده است. چرا باید این ادعا را درست فرض کنیم؟ اگر قرار است ادعای یک نویسنده درست فرض شود پس شما هم باید ادعای نویسنده کتاب فوق که می گوید طی الارض برای غیرمعصوم از راه غیرشرعی بدست می آید هم قبول کنید.
"علم من الکتاب" ممکن است که مساوی با اسم اعظم باشد یا ممکن است اسم اعظم جزئی از "علم من الکتاب" باشد یا ممکن است که اصلا "علم من الکتاب" و اسم اعظم دو مقوله جدا باشند و هیچکدام جزو دیگری نباشد. برای ادعای هر کدام نیاز به ادله است.

نقل قول:

الف:اگر در روایت اول دقت بفرمایید در مورد آصف برخیا جمله
فانطوت الارض را ملاحظه می فرمایید ،شبیه همان جمله ای که در مورد اصحاب امام زمان علیه السلام آمده بود طوی لهم الارض ....که در پست 7 به آن اشاره شد)پس در مورد جناب آصف برخیا هم که قادر بر طی الارض بود و شما آنرا قبول کرده اید،از طی الارض کردن ایشان تعبیر به (فانطوت الارض )شده است،پس شما باید آن اشکالی را که در طی الارض داشتن اصحاب امام زمان علیه السلام وارد نموید را در
اینجا هم مطرح نمایید. در حالیکه کسی در طی الارض داشتن جناب آصف برخیا شکی ندارد
در نتیجه جمله( فانطوت الارض) در مورد جناب آصف برخیا دلالت بر مقام طی الارض ایشان می کند و جمله(تطوی لهم الارض)در مورد اصحاب خاص امام زمان علیه السلام هم که غیر معصومند دلالت بر مقام طی الارض آنها می کند.

اگر فقط این روایت شما را در نظر بگیریم و کلمه "انا" در آیه «أَنَا آتِيكَ بِهِ» را در نظر بگیریم معلوم نیست که فاعل این جابجایی چه کسی است ولی با در نظر گرفته انا در این آیه مشخص می شود که فاعل آن خود آصف ابن برخیا علیه السلام وصی و وزیر جانشین حضرت سلیمان علیه السلام بوده است.
اما در مورد جمله(تطوی لهم الارض)در مورد اصحاب خاص امام زمان علیه السلام فقط به واقعه جابجایی اشاره می شود و فاعل آن مبهم و ناشناخته است که ممکن است که فاعل خودشان باشند یا ممکن است که فاعل امام زمان علیه السلام باشند. که برای اینکه شما هر امکان را ادعا کنید نیاز به دلیل دارد که تا کنون دلیلی ارائه نکرده اید که فاعل این جابجایی خود آن اصحاب بزرگوار هستند.

نقل قول:
ب:با توجه به بیان تفاسیر که علم الکتاب به اسم اعظم تفسیر شد ،در روایت دوم ،امام صادق علیه السلام در مورد سلمان که شخص غیر معصوم است تصریح می فرمایند که سلمان اسم اعظم می دانست ،پس امکان دارد که شخص غیر معصومی مانند سلمان نیز به بخشی از علم الکتاب دسترسی داشته باشد.

این تفسیر یک ادعا است که تا زمانی که مستدل به ثقلین نباشد ارزش آن فقط در حد نظر شخصی مفسر است و معلوم نیست که حرف درستی باشد. این حدیث با فرض صحیح بودن حداکثر ثابت می کند که حضرت سلمان علیه السلام فقط اسم اعظم را می دانسته ولی معلوم نیست که اسم اعظم با "علم من الکتاب" یکی باشد که این باید اول ثابت شود.
موضوع قفل شده است