جمع بندی آیا روح از نطفه مرد، و جسم از نطفه زن تولید می‌شود؟

تب‌های اولیه

27 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

ali 000;1023657 نوشت:
جمله را درست نخواندی گفته سازنده ی اون خونی که از آن خون منی تولید میشود قلب یا کبد است نگفته خود منی.منی که واضحه در بیضه ها ساخته میشه.

اینم باز درست نیست.

خون در مغز استخوانها ساخته میشه نه قلب

ابن سینا هم مثل همه دانشمندان قدیمی نظریات نادرست داشته. اما همین دانشمندان قدم به قدم علم رو جلو بردند تا به اینجا رسیده (و اینجا هم نمی مونه)
دلیل بزرگ دانستن ابوعلی سینا نقش مثبت در پیشبرد تمدن بشری است نه صحت نظریات.

ali 000;1023657 نوشت:
منی که واضحه در بیضه ها ساخته میشه

منی در کلیه ساخته میشه.
نقل قول:
كليه ها مانند لوبيا ساخته شده اند، براي اين كه «مني » از كليه ها قطره قطره به سمت مثانه مي چكد. اگر كليه ها كروي و يا به شكل چهارگوش بودند، قطرات مني كه همواره در حال انبساط و انقباضند، به يكديگر برخورد كرده و در نتيجه هنگام خروج، موجب التذاذ نمي شدند.

https://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=6005

بی ادعا;1023651 نوشت:
سلام سخن ابن سینا نادرست است.این طور که متوجه شدم ابن سینا گفته منی در کبد یا قلب ساخته میشود(بالخره کدامیک؟) در صورتیکه حتی اگر زیست شناسی هم نخوانیم واضحه منی در غدد بنام بیضه ها ساخته میشه.

عجیب است فردی بنام ابن سینا که اینقدر در بین مسلمانان از نظر علم ابرومند بوده همچین حرفی زده!!

(فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ) انسان باید نگاه کند از چه چیز آفریده شده است
(خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ) او از یک آب جهنده آفریده شد
(یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ) خارج مى شود از میان صلب(پشت) و ترائب (جلوی بدن)

احتمالا ابن سینا براساس آیات سوره طارق و برخی احادیث نظرش را گفته. چون در گذشته صلب را پشت مرد و ترائب را سینه زن یا استخوان بالای سینه مرد و... تفسیر و برداشت میکرده اند!

قَالَ لِأَنَّ اَلْمَنِيَّ اِخْتِيَارٌ وَ يَخْرُجُ مِنْ جَمِيعِ اَلْجَسَدِ
حضرت صادق (علیه السلام) : منی اختیاری است و از تمام بدن خارج می‌شود

اما سخن امام صادق تفسیر کامل و درست قضیه است. هنگام خروج منی بدن سست میشود و حالت زوجین طوری است انگار تمام بدنش درگیر است نه فقط اعضای تناسلی! لذا منی همراه با روحانیتش از تمام بدن خارج میشود و مثل حالت ادرار که از مثانه و مجاری تخلیه میشود نیست!

در آیه مذکور هم جمع صلب و ترائب، کنایه از کل بدن هست! یعنی منی فقط اسپرم نیست بلکه عصاره ای است حامل صفات و روحانیت و... هم هست!

در ضمن روح شهوت یا همان روح نباتی تقریبا پایین تنه بدن را احاطه کرده لذا از یه منظر میتوان گفت بین پشت و جلو در آیه مذکور، روح نباتی را نیز شامل میشود!

روح بخاری، جسمی لطیف است که واسطه بین روح و جسم قرار دارد و متصل و مرتبط کننده این دو با هم است. این روح بخاری هم از جنس روح است هم از جنس ماده!

کبد و قلب و دماغ و در هر یک هم، یک روح بخاری وجود دارد؛
- اولی روح بخاری قلبی حیوانی است. بعد همین بخار از طریق شرایان قسمتی از آن به طرف پایین و کبد می آید و قسمتی هم به طرف بالا و دماغ می رود
-آن بخشی که به طرف پایین می آید روح بخاری کبدی یا روح بخاری نباتی یا طبیعی می شود که محل نفس نباتی است یعنی محل قوای نفس نباتی مانند قوه غاذیه و تغذیه است در اینجا اطلاق لفظ محل دغدغه ای ندارد چون نفس نباتی مادی است.

اللیل والنهار;1023648 نوشت:
پس منی [مرد]‌ نطفه زن را به حرکت در می‌آورد که ابتدا به سوی ساختن مبدأ و سپس از عضو اول قوه‌ای بر می‌خیزد که مبدأ برای ساخت بقیه اعضا به ترتیب می‌باشد

و نطفه بسته شده با نفوذ نیروی مذکر در آن صاحب نفس می‌شود و چنین به نظر می‌آید که روح از نطفه مرد، و بدن از نطفه زن تولید می‌شود.

وقتی منی صاحب نفس شد، نفس به سمت تکمیل اعضا حرکت می‌کند؛ نفس در این مرحله «غاذیه» است؛ چون کار دیگری انجام نمی‌دهد؛ گر چه توان و قوه غیر آن در او هست؛ سپس وقتی قوه غاذیه در او استقرار یافت آماده پذیرش قوه حس می‌شود.

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ الْمَوْلُودُ یُشْبِهُ أَبَاهُ وَ عَمَّهُ قَالَ إِذَا سَبَقَ مَاءُ الرَّجُلِ مَاءَ الْمَرْأَهًِْ فَالْوَلَدُ یُشْبِهُ أَبَاهُ وَ عَمَّهُ
وَ إِذَا سَبَقَ مَاءُ الْمَرْأَهًِْ مَاءَ الرَّجُلِ یُشْبِهُ الرَّجُلُ أُمَّهُ وَ خَالَهُ.

امام صادق (علیه السلام)-عبدالله‌بن‌سنان گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «نوزاد به پدر و عمّش شبیه می‌شود»؟
فرمود: «چون آب مرد پیشی گرفت به آب زن فرزند به پدر و عمو ماند و چون آب زن پیش افتد فرزند به مادر و دائیش ماند».
ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: «مرد بسا به دایی‌هایش بماند و بسا به عموهایش»؟
فرمود: «راستش نطفه‌ی مرد سفید و سفت است و نطفه‌ی زن زرد و رقیق

و اگر نطفه‌ی مرد به نطفه‌ی زن غالب شود، مرد به پدر و عموهایش شبیه می‌شود
و اگر نطفه‌ی زن به نطفه‌ی مرد غالب شود به دایی‌هاش شبیه می‌شود».

امام حسن (علیه السلام)- امام جواد (علیه السلام) حدیثی طولانی در مورد آمدن خضر (علیه السلام) نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام)
و امام حسن (علیه السلام) و پرسش درباره‌ی مسائلی فرموده است:... درباره‌ی فرزندی که شباهت به عموها و دایی‌ها پیدا می‌کند،

همانا مرد هرگاه نزدیک همسرش بیاید با دلی آرام و رگ‌هایی استراحت‌کننده و بدنی آرام جماع کند نطفه در رحم قرار می‌گیرد
سپس بیرون می‌شود فرزند شباهت به پدرش دارد و اگر نزدیکی کند با دل منقلب نطفه متزلزل شود و بر یکی از رگ‌ها آرام گیرد.

پس اگر بر رگ عموها قرار گرفت به فرزند عموهایش شباهت پیدا می‌کند و اگر به رگی از رگ‌های دایی‌ها قرار گرفت شباهت به دایی‌ها پیدا می‌کند.

یحبّونه;1023687 نوشت:
پس اگر بر رگ عموها قرار گرفت به فرزند عموهایش شباهت پیدا می‌کند و اگر به رگی از رگ‌های دایی‌ها قرار گرفت شباهت به دایی‌ها پیدا می‌کند.

پس رگهایی مربوط به خانواده شوهر در بدن زن وجود داره
احتمالا این رگها بعد از ازدواج به وجود میان
یحبّونه;1023687 نوشت:
لذا منی همراه با روحانیتش از تمام بدن خارج میشود و مثل ادرار که از مثانه و مجاری تخلیه میشود نیست!

طبق حدیث امام صادق (ع) منی در کلیه ساخته میشه و بعد به مثانه میریزه

یحبّونه;1023642 نوشت:
ابو علی سینا: سازنده خونی که از او منی و از منی فرزند تولید می‌شود، کبد یا قلب است و سازنده منی جایگاه و ظروف آن می‌باشند؛

پس منی [مرد]‌ نطفه زن را به حرکت در می‌آورد که ابتدا به سوی ساختن مبدأ و سپس از عضو اول قوه‌ای بر می‌خیزد که مبدأ برای ساخت بقیه اعضا به ترتیب می‌باشد

و نطفه بسته شده با نفوذ نیروی مذکر در آن صاحب نفس می‌شود و چنین به نظر می‌آید که روح از نطفه مرد، و بدن از نطفه زن تولید می‌شود.

وقتی منی صاحب نفس شد، نفس به سمت تکمیل اعضا حرکت می‌کند؛ نفس در این مرحله «غاذیه» است؛ چون کار دیگری انجام نمی‌دهد؛ گر چه توان و قوه غیر آن در او هست؛ سپس وقتی قوه غاذیه در او استقرار یافت آماده پذیرش قوه حس می‌شود.

من متن عربی را مطالعه کردم، ایشان می گوید که نطفه مرد، نقطه آغاز حرکت است که نطفه زن را به حرکت در می آورد و سپس این حرکت تکاملی ادامه پیدا می کند تا اعضاء دیگر ایجاد میشوند؛ بعد می گوید از آنجا که این حرکت در نطفه مونث به نفوذ قدرت نطفه مذکر در آن آغاز میشود و به داشتن روح منتهی میشود، شبیه این است که بگوییم روح از نطفه مذکر و بدن از نطفه مونث است، متن را ببینید:
«المنى يحرّك شيئا آخر أى نطفة المرأة، فيحرك أولا إلى تكوين المبدأ، ثم يبعث عن العضو الأول قوة هي مبدأ ينحو إلى تكوين سائر الأعضاء منه بالترتيب، و تكون النطفة المنعقدة صارت ذات نفس بنفوذ قوة الذكر فيها. فإن الروح يشبه أن يتولد من نطفة الذكر، و البدن من نطفة الأنثى»
بنابراین به اعتبار آغاز حرکت است، نه اینکه واقعا روح از نطفه مرد آفریده شده، و بدن از نطفه زن!

یحبّونه;1023642 نوشت:
نمیتوان گفت روحانیت یا همان نفس نباتی آن فرزند حتما همان روحانیت منتقل شده از پدر است و میتواند از هر دو باشد. چون اسپرم و تخمک هر دو روحانیت(نفس نباتی) دارند! ولی در تکامل فرزند، روحانیت مرد غالب و هدایتگر است!

بله قطعا از هر دو است، نطفه در ابتدا دارای نفس نباتی است، و در ادامه سیر تکملی خود بعد از ترکیب با نطفه زن دارای روح حیوانی، و سپس دارای روح انسانی میشود.

اطلاعات بیشتر در خصوص نقش کلیه:

نقل قول:
و اینکه کلیه را مانند لوبیا قرار داده برای آن است که محل ریزش منی نقطه به نقطه در آن قرار دارد و اگر دایره ای یا مربع بود، نقطه ها به هم وصل شد و مرد از خروج آن احساس لذت نمی کرد چون منی از فقرات کمر به کلیه می ریزد و آن با قبض و بسط خود آن را به مثانه پرتاب می کند همانگونه که تیر از کمان پرتاب می شود.

http://www.ghadeer.org/Book/537/89382

باسلام

مطالب مختلفی رو تو این مدت که تایپک رو زدم خوندم البته جرقه این مباحث رو در پستهای که در تایپک چرا حق مرد بر زن اینقدر غیر قابل توصیف است خوندم و بحث کردم زده شد و در تایپک تفاوت پسر و دختر دیگه مطرحش کردم Smile

ولی همچنان این دیدگاه رو دارم که از همان شروع بوجود آمدن یک انسان یک نوع قبول کردن و پذیرفتن از سمت جنس زن که در زندگی مشترک هم دیده میشه شکل میگیره نمیخوام بگم برتری مرد بر زن ولی همچنان بما فضل الله بعضهم على بعض؛ برترى نسبى جسمى و جسمانى مردان بر زنان و قدرت بیشتر بر تحمل مشکلات اجتماعى که در بطن خلقت به آنها داده شده است.

یه جورایی یه خوشبحالتون برام پیش اومد که اگه مسئولیت بیشتر دارند یه حس اینکه گویا مورد توجه باشی بیشتر Smile

ممنون از توضیحات کارشناس محترم و همه بزرگواران که مشارکت کردند

دیگه سوالی ندارم
در صورت صلاحدید جمع بندی بفرمایید

یاحق

با سلام و احترام

اللیل والنهار;1024379 نوشت:
ولی همچنان این دیدگاه رو دارم که از همان شروع بوجود آمدن یک انسان یک نوع قبول کردن و پذیرفتن از سمت جنس زن که در زندگی مشترک هم دیده میشه شکل میگیره نمیخوام بگم برتری مرد بر زن ولی همچنان بما فضل الله بعضهم على بعض؛ برترى نسبى جسمى و جسمانى مردان بر زنان و قدرت بیشتر بر تحمل مشکلات اجتماعى که در بطن خلقت به آنها داده شده است.

یه جورایی یه خوشبحالتون برام پیش اومد که اگه مسئولیت بیشتر دارند یه حس اینکه گویا مورد توجه باشی بیشتر :)

ببینید قطعا مرد بر زن برتری هایی دارد، همانطور که قرآن کریم با تعبیر «بما فضل الله بعضهم علی بعض» به آنها اشاره کرده است، ما منکر این برتری ها نیستیم منتهی دو نکته در این بین وجود دارد:

نکته اول:
اینکه این برتری ها دو طرفه است، یعنی هم مرد برتری هایی را به لحاظ قدرت جسمانی و کنترل احساسات در بحران ها دارد، و هم از آن طرف زن برتری هایی را به لحاظ ملاطفت و عطوفت و دلسوزی و صبر دارد، به همین خاطر همانگونه که شما اگر بخواهید یک کارگر برای کار سنگین استخدام کنید به دنبال کارگر مرد خواهید رفت، اگر بخواهید برای کودک خردسالتان پرستار یا مربی بگیرید قطعا یک مربی زن را انتخاب خواهید کرد.
یعنی قرآن کریم «بما فضل الله بعضهم علی بعض را به صورت مطلق نفرموده، منظور قرآن این نیست که در همه موارد مرد برتر است، بلکه در آنچه برای قوّامیّت لازم است، مرد برتر است، وگرنه قطعا در برخی امور هم زن مصداق فضل الله بعضهم علی بعض است.

نکته دوم:
علی رغم اینکه زن و مرد بر یکدیگر برتری هایی دارند، قرآن کریم در هنگام تعیین ملاک کلی برای افضلیت و بزرگواری، آن را نه در این برتری هایی که ذکر شد، بلکه منحصر در تقوا می داند: «إن اکرمکم عندالله اتقاکم»
یعنی اینطور نیست که این برتری های جسمانی و مانند آن موجب افضلیت مرد بر زن یا بالعکس شود، چرا که اگر این ها ملاک افضلیت باشد قطعا حیوانات بر انسان افضل خواهند بود! بنابراین این برتری های میان زن و مرد اگر چه وجود دارند، اما ملاک افضلیت و بزرگواری و کرامت نیستند، بلکه ملاک این مسئله فقط تقواست.

مسلم;1024382 نوشت:
بلکه ملاک این مسئله فقط تقواست.

باسلام خداقوت

متوجه این مورد هستم ولی اگه میگم که همچنان این دیدگاه رو دارم چون برام قابل هضم نیست که چطور میشه که پیامبر اکرم (ص) اینگونه میفرمایند:

حدیث در کافی از حضرت صادق –ع- چنین نقل شده است : مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مَالِکِ بْنِ عَطِیَّةَ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّ قَوْماً أَتَوْا رَسُولَ اللَّهِ ص فَقَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّا رَأَیْنَا أُنَاساً یَسْجُدُ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَوْ أَمَرْتُ أَحَداً أَنْ یَسْجُدَ لِأَحَدٍ لَأَمَرْتُ الْمَرْأَةَ أَنْ تَسْجُدَ لِزَوْجِهَا ،
گروهی به نزد پیامبر –ص- آمدند و گفتند : ای رسول خدا ! ما مردمی را دیدیم که برخی از آنها در برابر برخی دیگر سجده می کرد . آن حضرت فرمود : اگر قرار بود که من به کسی دستور دهم برای دیگری سجده کند به زن دستور می دادم برای شوهرش سجده کند .
الکافی ۵ ۵۰۷ باب حق الزوج على المرأة

مسلم;1024382 نوشت:
چرا که اگر این ها ملاک افضلیت باشد قطعا حیوانات بر انسان افضل خواهند بود!


میدونم که اینجا میخواهد نهایت تواضع ،تسلیم ، اطاعت ، پیروی ، تمکین زن در برابر شوهرش رو بگه و مطمئنا برتری جسمی و ... مطرح نیست

اگر سجده نهایت تذلل و خشوع بنده در برابر خداوند است
بلاخره یه برتری باید باشد که ارزش سجده کردن یک انسان بر انسان دیگر رو داشته باشه

اینجا هم نگفته زنان بر مردان باتقوا سجده کنند هر چقدر می خواهم خودمو قانع کنم که این برتری هر چیزی باشه تا تقوایی نباشه ارزش نداره ولی باز نمی تونم به همین سادگی با این موضوع کنار بیام Smile

موضوع قفل شده است