جمع بندی آیا راهی برای تمایز معجزه از سحر وجود دارد؟

تب‌های اولیه

178 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

سعدی شیرازی;932422 نوشت:
به نظرم خیلی سحر محتمل نیست. اما مسئله اصلی اثبات وقوع این معجزه است.

حقیقتش شخصاً به سحر معتقد نیستم. یک موسسه ای هست به اسم موسسه رندی. یک میلیون دلار جایزه تعیین کرده برای کسی که بتونه وقوع یک کار فوق طبیعی رو اثبات کنه و تاکنون کسی موفق نشده. پس اگر سحر وجود داشت، تا به حال مشخص شده بود.


به هر حال، نمی شه احتمالش رو رد کرد...اینکه تا حالا ندیدیم کسی سحر کرده باشه...کسی جادو کرده باشه....دلیل نمی شه که، بگیم سحر و جادو به قطع غیر محتمله...به هر حال همیشه احتمالش هست که کسی بتونه جادو کنه، یا کسی در طول تاریخ تونسته باشه جادو کنه، ولو فقط و فقط یک نفر باشه.... و با این توضیح نمی شه که گفت شق القمر، یک اثبات محکمه....(البته شاید منظور خاصی از اثبات محکم دارید)
به هر حال بنده که نمی توانم چون تا به حال ندیده ام و یا پی نبرده ام کسی جادو کرده باشم یا اصلا یقین هم حاصل کرده باشم کسی جادو تا به حال انجام نداده، پس اصولا جادو امکان پذیر نیست، و در آینده کسی نمی تواند جادو انجام دهد...من در زمان پیامبر به فرض، شاید پیامبر اولین کسی باشد که توانسته جادو کندو آخرین کسی هم باشد که توانسته جادو کند...شما می توانی این احتمال را رد کنید..

پارسا مهر;932383 نوشت:
سلام....ببخشید منظورتون از اثبات محکم چیه...چطور بنده می گویم با بررسی قرآن می توانیم پی به کلام الله نبودش ببریم....می گویید که ما باید همه احتمالات را نظر بگیریم...شاید منظور قرآن فلان بوده...شاید قرآن چندین بطن دارد و امثال اینها...ولی چطور می شود که شمادر مورد شق القمر احتمالات خلاف بسیاری که در مورد آن را نادیده می گیرید...اگر شق القمری هم رخ داده، شاید با سحر و جادوگری صورت پذیرفته...چه ربط به خدا و الهی بودن مدعی دارد...خلاصه چطور نتیجه گرفتید که شق اقمر اگر واقعا رخ داده، یک اثبات محکم است....

اگر شق القمر واقعا ثابت بشه که رخ داده به طور واقعی
یعنی ماه واقعا به دونیم شده باشد
اثبات محکمی هست
زیرا هیچ سحر و جادویی نمی تواند انقدر قدرت داشته باشد که ماه را بشکافد
و تا به حال کسی این کار یا مشابه ان را نکرده

**گلشن**;932446 نوشت:
گر شق القمر واقعا ثابت بشه که رخ داده به طور واقعی
یعنی ماه واقعا به دونیم شده باشد
اثبات محکمی هست
زیرا هیچ سحر و جادویی نمی تواند انقدر قدرت داشته باشد که ماه را بشکافد
و تا به حال کسی این کار یا مشابه ان را نکرده

در پاسخ به فرمایشتون خیلی کوتاه بگم، همونطور که به جناب سعدی شیرازی عرض کردم در پست بالا....به فرض یقین حاصل کردیم که کسی تا به حال به جز پیامبر ماه را دو نیم نکرده و یا مشابه ی آن را انجام نداده...اصلا به فرض یقین حاصل کنیم که کسی تا به حال یک چوب کبریت را هم نتوانسته به اندازه عدسی با سحر و جادو جابه جا کند...خوب نمی توانیم که نتیجه بگیریم که پس در کل جادو امکان پذیر نیست و کسی نمی تواند با جادو ماه را دو نیم کند...شاید پیامبر اولین کس و آخرین کسی باشد که توانسته ماه را دو نیم کند....واقعا می شود این احتمال را رد کرد؟

پارسا مهر;932448 نوشت:
..به فرض یقین حاصل کردیم که کسی تا به ماه را دو نیم نکرده و یا مشابه ی آن را انجام نداده..

اگر یقین کنیم که تا به حال کسی نتوانسته ماه را دونیم کنه و فقط پیامبر این کار را کرده
نشان می دهد پیامبر دارای یک قدرت و یک نیروی عظیمی هست که دیگران ان را ندارند و خاص پیامبر است
و نشان می دهد ان قدرت از حیطه توان انسان خارج هست پس باید پیامبر از نیرویی بسیار عظیم تر از نیروهای معمولی دارا باشد
نیرویی که بتواند قانون طبیعت را در هم بشکند
و چه کسی هست که بتواند این چنین قانون طبیعت را بشکند ؟

پارسا مهر;932448 نوشت:
شاید پیامبر اولین کس و آخرین کسی باشد که توانسته ماه را دو نیم کند....واقعا می شود این احتمال را رد کرد؟

اگر واقعا پیامبر اولین و اخرین نفری باشد که این کار را کرده
حتما باید نیرویی در پیامبر باشد که در هیچ بشری نیست
ان هم نیرویی بسیار خارق العاده
ایا داشتن چنین نیرویی عظیم در تنها بشر کره زمین
نمی تواند ارتباط او را با قدرتی عظیم نشان دهد ؟

اینجا یه پارادوکس داریم:

از یک جهت، وجود جادو جای سوال داره.
اما از طرف دیگه، ما برای اثبات دین نمی تونیم وجود جادو رو منکر بشیم چون دین به جادو معتقده. و همچنین به امکان ارتباط با جن و ...

نقل قول:

علامه طباطبايي در وجود داشتن چنين اموري مي فرمايند: «... در اين ميان افعال خارق العاده ديگري است که مستند به هيچ کدام از سبب از اسباب طبيعي و عادي نيست، مانند خبر دادن از پنهاني ها و مانند ايجاد محبت يا دشمني و گشودن گره ها و گره زدن ها و خواب کردن و احضار و حرکت دادن اشياء با اراده و از اين قبيل کارهايي که مرتاض ها انجام مي دهند که به هيچ وجه قابل انکار نيست، يا خودمان بعضي از آنها را ديده ايم و يا برايمان آن قدر نقل کرده اند که ديگر قابل انکار نيست».در واقع سوءاستفاده از علم است،يعني از بعد از كشف روابط بين اشياء وتأثيرات علت بر معلول ،آنرا در مسير انحرافي به كار مي برندوخداوند هم خواسته كه اسباب در عالم مؤثر باشند وجلوي تأثير اسباب گرفته نشود لذا سحر در بعضي مواقع به اذن الهي مؤثر واقع مي شود.
شايان ذكر است: گرچه سحر و جادو واقعيت دارد ولي غالب آنچه امروزه در ميان مردم در اين باره شايع است بى‏اساس مى‏باشد و اكثر كسانى كه به اين امور مى‏پردازند كلاه بردارانى هستند كه از اين طريق قصد اخاذى و پر كردن جيب خود را دارند.
لینک


پس دین باید راهی برای تشخیص این موضوعات فراهم کرده باشه.

عامل;932372 نوشت:
اگر كسي با رياضت به اين مقام رسيد و ادعاي رسالت كرد، بنابر قاعده لطف بر خداوند لازم است كه جلوي انحراف مردم را بگيرد. البته اين بر فرض شباهت آن عمل با معجزه است و اگر فرق زياد باشد و قابل تشخيص، چنين امري لازم نيست.

ما معتقدیم که خدا حتی به شیطان هم قدرت منحرف کردن انسانها را داده است.
پس چه دلیلی داره که بگیم حتماً خدا باید جلوی انحراف انسانها را بگیرد؟

پارسا مهر;932445 نوشت:
به هر حال، نمی شه احتمالش رو رد کرد...اینکه تا حالا ندیدیم کسی سحر کرده باشه...کسی جادو کرده باشه....دلیل نمی شه که، بگیم سحر و جادو به قطع غیر محتمله...به هر حال همیشه احتمالش هست که کسی بتونه جادو کنه، یا کسی در طول تاریخ تونسته باشه جادو کنه، ولو فقط و فقط یک نفر باشه.... و با این توضیح نمی شه که گفت شق القمر، یک اثبات محکمه....(البته شاید منظور خاصی از اثبات محکم دارید)
به هر حال بنده که نمی توانم چون تا به حال ندیده ام و یا پی نبرده ام کسی جادو کرده باشم یا اصلا یقین هم حاصل کرده باشم کسی جادو تا به حال انجام نداده، پس اصولا جادو امکان پذیر نیست، و در آینده کسی نمی تواند جادو انجام دهد...من در زمان پیامبر به فرض، شاید پیامبر اولین کسی باشد که توانسته جادو کندو آخرین کسی هم باشد که توانسته جادو کند...شما می توانی این احتمال را رد کنید..


در لینک زیر میتوانید یک جادو را ببینید بدون جلوه های ویژه و...

http://www.aparat.com/v/TZV92

شعبده بازی با جادو متفاوت است! در شعبده بازی از حقه ها و ترفندهایی استفاده میکنند!

**گلشن**;932439 نوشت:
سلام مردم ان زمان پیامبر را را می شناختند و می دانستند او راستگو و امین است پس چرا باز گفتند پیامبر سحر کرده ؟
خوب مردم از کجا بدانند ماه واقعا شکافته شد یا سحر بود ؟
اول باید پی به شکافته شدن ماه ببرند و بعد قضاوت کنند که ایا کسی دیگر می تواند ان کار را بکند یا نه ؟

اول بزرگان کفار که منافعشون بخاطر پیامبر در خطر بود منکر معجزه شدند و گفتند سحره! بعدش مردم به تبعیت اونا منکر شدند! همین الان با وجودی که می ببینند کودکان یمنی از گرسنگی می میرند هیچ قطعنامه ای علیه عربستان صادر نشده! چون منافعشون در خطره!

در زمان پیامبر اکرم هم ساحر وجود داشته! ولی هیچکدام بعد معجزه پیامبر، نه ادعا کردند میتوانند این کار را بکنند و نه کردند! و تا الان هم کسی ادعای چنین کاری را نکرده!

امکان نصف کردن ماه یا یک سیاره و حتی خلق آن توسط انبیاء و اولیای الهی وجود دارد

با سلام

سعدی شیرازی;932422 نوشت:
خیلی بعیده که این کار جادو یا استفاده از یک علم بشری بوده باشه. چون حتی امروزه هم نمیشه لامپی ساخت که تا شعاع چهار فرسنگ (24 کیلومتر) را روشن کند.
اما خیلی محتمله که این اتفاق حداقل به این شکل رخ نداده باشد یا در موردش مبالغه شده باشه. گزارشهای تاریخی خیلی اوقات با مبالغه همراه اند و به سادگی نمیشه بهشون اعتماد کرد.

اتفاقا به نکته جالبی اشاره کردید! ما این کار را از یک انسان عادی خیلی بعید میدانیم و اضافه می کنیم که حتی با علوم امروزی نیز این کار غیر ممکن است. لذا احتمال می دهیم ممکن است در طول تاریخ داستان تغییر کرده باشد و اصل موضوع این گونه نباشد. ما به خود اجازه میدهیم که این احتمال را برای تمام موارد مشابه هم بدهیم غیر از یک مورد و آن مورد هم چیزی نیست غیر از معجزاتی که به پیامبران نسبت داده می شود!
ملاحظه بفرمایید، به طور اتوماتیک باز می رسیم به همان نکته ای که در پست قبلی عرض کردم:
چالشگر;932390 نوشت:
معجزه راه شناخت نمی خواهد و لزومی به در گیر کردن مغز و بحث برای درک آن وجود ندارد. معجزه معجزه است چون توسط پیامبر انجام شده. این فقط یک باور است که از باور به خداوند و ادیان الهی ناشی میشود و به خودی خود نه قابل اثبات کردن است و نه نفی کردن. یک خدا باور راهی جز پذیرش معجزه ندارد چون در غیر این صورت ایمانش ناقص گردیده و گناه مرتکب شده است و برای این پذیرش هم استدلال نیاز ندارد.

[="3"]

پارسا مهر;932371 نوشت:
سلام...والا من که درست و حسابی معنی حرف های شما رو نمی فهمم....
شمامی گویید که باید به باطن توجه کرد!!با دیده قلب به معجزه نگاه کرد و امثال اینها...همه اینها به قدری برای من بی معنی و غیر قابل توجیه و بی دلیل هستند...که یکی بگوید باید با انگشتان پا به معجزه نگاه کرد...یا باید با شکم به معجزه نگاه کرد، آنوقت پی به معجزه بودن و الهی بودن آن خواهیم برد!!!!
بیایید ملموس سخن بگوییم....ببینید....من می آم جادوگری می کنم و ماه رو دو نیم می کنم( به نظر شما محال نمی دانید که این کار نشدنی باشد...خودتان گفتید که در ظاهر فرقی نمی توانید بین معجزه و جادوگری و سحر قرار بدهید))خوب بنده می آیم جادوگری می کنم و ماه رو دو نیم می کنم...پیامبر هم می آد دقیقا همون کار رو می کنه و ماه رو دو نیم می کنه....الان شما می گی، نباید از ظاهر عملمون قضاوت کرد...باید به باطن معجزه نگاه کرد!!!!با قلب به مسائله نگاه کرد!!!!اگر با دیده دل نگاه کرد و اینها یا بعد اگر به باطن معجزه نگاه کرد، عمل من که دقیقا شبیه به عمل پیامبره و دو نیم کردن ماهه، معجزه به نظر نمیرسه ولی عمل پیامبر که دقیقا شبیه به عمل منه، و اونم دو نیم کردن ماهه، معجزه به نظر می رسه؟؟ اگر بله...مگه معجزه و عمل پیامبر چی داره که عمل من نداره، و مردم چگونه پی به اون چیز می برند....والا بنده که گیج شدم....شما به این سوال بنده پاسخ بدید خواهشن...

سلام جناب پارسامهر
چی بگم ... فقط می‌توانم تأکید چند باره کنم که تمرکز خودتان را روی مفاهیم معرفت‌شناختی بگذارید، اینکه اصلاً یقین چه هست ... شما مشکلتان با اینجاست نه با اینکه معجزه چیست یا چطور می‌توان آن را تشخیص داد ... شما می‌خواهید راهی را بیابید که فرق میان سحر و معجزه را تشخیص بدهید، ولی دست روی هر راه متعارفی که بگذارید به بن‌بست خواهید خورد ... بگذارید اینطور مسأله را برایتان طرح کنم که شما به جای اینکه تشخیص بدهید چه چیزی سحر نیست و معجزه هست سعی کنید تشخیص بدهید که چه چیزی سحر است و فن‌آوری جدید (یا حقّه و شعبده) نیست ... تا زمانی که به نهایت سحر و به نهایت علم و نهایت حقه‌هایی که ممکن است بشود استفاده کرد تا حواس شما را فریب بدهد اشراف کامل نداشته باشید هرگز نمی‌توانید به نحو یقینی چنین تمایزی را قائل شوید و آن اشراف را هم که هرگز نمی‌توانید داشته باشید به دلایلی که فکر کنم واضح است ...
چند چیز که ظاهرشان شبیه به هم هست را چطور باید از هم تشخیص بدهیم؟

از فلاسفه بپرسید می‌گویند مطابق قاعده‌ی لطف اگر کسی سحر بیاورد و ادعای نبوت کند بر خداوند فرض است که او را رسوا کند، اما تاریخ خود ادیان خبر از این می‌دهد که خداوند لزوماً چنین کسی را رسوا نمی‌کند و اگر هم بکند در مدت زمانی که آن شخص هنوز رسوا نشده است انتظار از مردم این بوده که فریبش را نخورند، مثال واضح آن ماجرای گوساله‌ی سامری است ... برخی از فلاسفه‌ی مسلمان هم برای مثال این آیه‌ی قران را برای شما می‌آورند که خداوند به پیامبرش فرمود اگر برخی کلام‌ها را از خودت به من نسبت بدهی رگ گردنت را می‌زنم، ولی این هم مصادره به مطلوب کردن آن آیه است چرا که در اینجا ما قرآن را داریم که هر سوره‌ی آن جداگانه معجزه هست (چون به سوره‌ها نیز تحدی شده است) و ممکن است پیامبر بخواهد در بخشی از آن حرف‌های خودشان را بزنند و این است که رسوا کردن می‌خواهد، مگرنه اگر از ابتدا کاری از نزد خودش می‌کرد و می‌گفت معجزه و از طرف خداست مثل همان داستان سامری نیازی هم به رسوا کردن و قطع کردن رگ گردنشان نبود ...

از علمای علوم رایج بپرسید می‌گویند که بالأخره اگرچه این چند چیز ظاهرشان مثل هم باشد ولی اگر خوب مطالعه و بررسی شوند می‌توان تفاوت‌های آن‌ها را نیز بازشناخت و با همان تفاوت‌ها آن‌ها را از یکدیگر تمیز داد ... برای مثال همان چیزهایی که جناب عامل به شما گفتند که سحر اثرش واقعی نیست و در ذهن افراد است، یا اینکه سحر توسط جنیان انجام می‌شود و به کارگیری قدرت ایشان است یا شبیه به آن، حالا اینکه چقدر و چگونه بشود همین نقاط اختلافی را بررسی کرد هم خودش مطلب دیگری است ... در این بین باید به متون دینی ادیانی که پیامبرانشان را آورنده‌ی معجزه دانسته‌اند مراجعه کرد چون منبع دیگری برای شناخت معجزه نداریم (بجز قرآن به عنوان یک معجزه و نه فقط توصیف کننده‌ی معجزه‌ی انبیاء گذشته) و اینجاست که نظریه‌پردازی‌ها شروع می‌شود ... یک نفر می‌گوید معجزه چنین است و یک نفر دیگر می‌گوید که نه چنین نیست و چنان است ... برای مثال یک نفر می‌گوید معجزه باید در همان زمان معارضی نداشته باشد، یک نفر دیگر می‌گوید که نه باید تا ابد معارضی نداشته باشد، گروهی به اولی گیر می‌دهند که خیلی افراد کارهایی می‌کنند که در زمان خودشان کسی قادر به انجام مشابه آن نیست و این که دلیل نشد، گروهی هم به گروه دوم گیر می‌دهند که اگر تا امروز هم معارضی برایش پیدا نشده باشد چگونه باید مطمئن شویم که تا ابد هم معارضی برایش پیدا نخواهد گشت؟ و خلاصه بحث‌های علمایی در این زمینه‌ها بسیارند ... برخی هم می‌گویند که معجزه به تنهایی اثبات صدق دعوت نبی نیست و همانطور که جناب صدیق در آن تاپیک دیگر فرمودند دلایل صدق دعوت نبی تنها از طریق معجزه تکمیل می‌شود و احتمالات خلاف و معارضی هم که در این زمینه به ذهن خطور می‌کند وجه عقلایی نداشته و هیچ عاقلی در عمل وقتی با چنان پیامبری و چنان معجزاتی مواجه شود چنان تردیدهایی به دل راه نمی‌دهد ...

من هم به شخصه با تمامی این نظریات مخالف هستم و بحثم را معطوف به معرفت‌شناختی کردم که البته رایج نیست و به نظر عجیب می‌رسد، چرا که دست روی نوعی از شناخت گذاشته‌ام که برایمان اینطور جا افتاده است که کلاً قابل اتکا نیست و محل تخیلات و توهمات است و اگر هم حقیقتی در پس آن‌ها باشد برای ما از تخیلات و توهمات قابل تمیز دادن نیست، حال آنکه اصرار دارم اتفاقا تنها جایی که انسان می‌تواند از علوم ظنی به علوم حقیقی رسیده و یقین واقعی را تجربه کند در همین ساحت است ... بحث‌های مفصل آن را هم لابد در آن تاپیک دیگر دیده‌اید اگر هم حوصله نداشته‌اید که دنبالشان کنید ...

خلاصه اینکه بله می‌شود پیامبر خدا بگوید من پیامبر هستم و شما هم بگویید که من پیامبر هستم، ولی با اولی حجت بر مخاطب پیامبر تمام شود و با دومی که گوینده‌اش شما هستید هیچ اتفاقی نیفتد ... کسی هم که نخواهد بعد از اتمام حجت پیامبر خدا بر او زیر بار پذیرش آن برود می‌گوید که ای پیامبر تو هم که مثل جناب پارسامهر حرف زدی و همان را گفتی؟ پس لابد تو هم یک نمایش‌نامه خوان هستی که داری نقش بازی می‌کنی و دیالوگ‌های ساختگی خودت را برایمان اجرا می‌کنی و این نمایشی بیش نیست و اگر اصرار داری که واقعیت هست تو مجونی بیش نیستی و اگر ببینید دارد خیلی در ایشان اثر می‌گذارد می‌گویند که اما عجب سحر بیانی هم داری!
مسأله‌ی ایمان آوردن به دین الهی که یک دین فطری است ساز و کار خودش را دارد ... این دین فطری است، کلاً یک دین باطنی است، ایمان هم یک مقوله‌ی باطنی است، باور هم یک مقوله‌ی باطنی است، تفکر و شعور هم مقوله‌هایی باطنی هستند، همه چیز انسان در باطنش هست ولی شما کلاً متمرکز بر روی ظاهر زندگی انسان و چیزهایی شده‌اید که می‌بیند و می‌شنود و با پوست لمسش می‌کند ...
اگر معجزات انبیاء ظاهری خارق‌عادت‌گونه داشته‌اند کاربرد این کارها فقط یک چیز بوده است: «جلب توجه» ... در قرآن این کار به نحو دیگری انجام می‌شود، به این ترتیب خداوند مستقیماً می‌فرماید که به خلقت شتر توجه کنید، به سقف آسمان بالای سرتان توجه کنید ... به جای آنکه سر و صدا در بیاورد که سرتان را بالا بگیرید به شما می‌گوید که سرتان را بالا بگیرید و آسمان را نگاه کنید ... بقیه‌ی اتفاق‌ها قرار است در باطن شما رخ داده و حقیقت در انجاست که بر مخاطب معجزه منکشف گشته و فهم می‌گردد و شخص باطناً خود را ناچار از تصدیق آن می‌یابد و اگر با آن مخالفت کند عذاب وجدان رهایش نخواهد کرد تا غفلت از آن کشفیات احاطه‌اش ننماید ...
مسأله بغرنج نیست، غیرقابل فهم نیست، خیلی هم ساده است، ولی چیزهایی که به عنوان علم و شبه‌علم و امثال ان در ذهنمان کرده‌اند و ما گمان می‌کنیم که وحی منزل هستند و تنها راه‌های رسیدن به یقین بوده و قابل اتکا هستند مانع می‌شود که این بدیهیات را درست درک نماییم ...

و در آخر اینکه وقتی یک معجزه‌ای به اسم قرآن در دستان ماست معنا ندارد بنشینیم بحث کنیم که معجزه چیست، ما الآن در همان وضعیتی هستیم که هر مخاطب پیامبری در مقابل پیامبرش از او معجزه می‌خواست و او هم برای ایشان معجزه می‌آورد ... اینک این معجزه پیامبر خاتم است که مقابل شماست، آن را ببنینید و به آن ایمان بیاورید ... بشارت‌هایش را ببینید، انذارهایش را ببینید، حقیقت وجود خودتان را در آینه‌ی آیات ان ببینید، با تلاوت آیات آن در وجود خودتان سیر کنید و حقایق را آنجا ببینید، آثار مستقیم علم و قدرت پروردگارتان را آنجا ببینید، خدای قرآن را در درون خودتان ببینید و به یادش بیاورید، قرآن ذکر است، یعنی نه اینکه به شما حتماً چیز جدیدی بخواهد یاد بدهد بلکه چیزی را نشانتان می‌دهد که همیشه می‌دانسته‌اید ولی از آن غافل بوده‌اید ... همین ... وقتی به یاد بیاورید، وقتی خدا را ببینید و بشناسید و جایگاه خودتان در مقابل او را به خاطر بیاورید در همان باطن خود ناچار از سجده در مقابلش خواهید شد، چاره‌ای نخواهید داشت، این می‌شود اتمام حجت بر شما، بعد از ان دیگر با خودتان هست که با پذیرش این حقیقت زندگی کنید یا به آن پشت کرده و رویتان را از آن بگردانید و آن مسائل را توهم و اساطیر الأولین بنامید ...[/]

[="3"]

**گلشن**;932446 نوشت:
اگر شق القمر واقعا ثابت بشه که رخ داده به طور واقعی
یعنی ماه واقعا به دونیم شده باشد
اثبات محکمی هست
زیرا هیچ سحر و جادویی نمی تواند انقدر قدرت داشته باشد که ماه را بشکافد
و تا به حال کسی این کار یا مشابه ان را نکرده

آن بخش «زیرا» را از کجا آوردید؟ شما به سحر آشنایی کامل دارید؟ اگر دارید این آشنایی شما چقدر قابل اتکاست؟ شاید علم زیادی دارید ولی هنوز حا داشته باشد تا سحرهای قوی‌تر از آنچه که تا کنون شناخته‌اید را هم بشناسید و در کتاب رکوردهای جادوگری خود ثبت نمایید ...
**گلشن**;932453 نوشت:
اگر یقین کنیم که تا به حال کسی نتوانسته ماه را دونیم کنه و فقط پیامبر این کار را کرده
نشان می دهد پیامبر دارای یک قدرت و یک نیروی عظیمی هست که دیگران ان را ندارند و خاص پیامبر است
و نشان می دهد ان قدرت از حیطه توان انسان خارج هست پس باید پیامبر از نیرویی بسیار عظیم تر از نیروهای معمولی دارا باشد
نیرویی که بتواند قانون طبیعت را در هم بشکند
و چه کسی هست که بتواند این چنین قانون طبیعت را بشکند ؟

اگر پیش‌فرض شما این نباشد که پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله پیامبر بوده‌اند در این صورت وقتی که ببینید یک کاری را فقط شخص ایشان انجام داده‌اند به جای آنکه بفرمایید ایشان کاری را انجام داده‌اند که قدرت انجام آن از حیطه‌ی توان انسان خارج است و این نیرو باید از جای دیگری به ایشان داده شده باشد نتیجه‌گیری خواهید کرد که پس توان انسان بیش از آن چیزی است که تا کنون گمان می‌کردید و انسان قادر است کارهایی بکند که پیش از آن فکر می‌کردیم نمی‌تواند ... نیروهایی که حتی قوانین طبیعت را هم بشکند ... گرچه مطمئن نیستم در هیچ معجزه‌ای قانونی از قوانین طبیعت شکسته شود، چه آنکه قوانین طبیعت برای هر شرایطی یک شکلی به خود می‌گیرند و اینکه معمولاً یک شکل به خودشان بگیرند دلیل بر آن نیست که اگر شکل دیگری به خود گرفتند در اصل نقض شده باشند ...
**گلشن**;932453 نوشت:
اگر واقعا پیامبر اولین و اخرین نفری باشد که این کار را کرده
حتما باید نیرویی در پیامبر باشد که در هیچ بشری نیست
ان هم نیرویی بسیار خارق العاده
ایا داشتن چنین نیرویی عظیم در تنها بشر کره زمین
نمی تواند ارتباط او را با قدرتی عظیم نشان دهد ؟

از کجا دانستید که آخرین کسی باشند که این کار را تا ابد انجام داده و کسی بعد از ایشان نتواند چنین کاری را بکند؟
نه نمی‌تواند به تنهایی لزوماً و یقیناً ارتباط ایشان با قدرتی عظیم را نشان بدهد ...
گرچه ما و شما اگر در آن زمان آنجا بودیم شاید آنقدر این کار برایمان حیرت‌آور می‌بود که می‌گفتیم باورمان شده و ایمان می‌آوریم، همانطور که دیوید کاپرفیلد را که همه‌امان هم می‌دانیم که شعبده‌باز است و کارهایش حقه‌ای بیش نیست وقتی کار شگفت‌انگیزی کند که نتوانیم چگونگی آن را پیش خودمان هضم کنیم ناخودآگاه باورمان می‌شود که شاید این بار تقلب نکرده و واقعاً فلان کار را کرده است، شاید خودش را نصف کرده است، شاید از دیوار چین رد شده است و ... اینها ایمان آوردن از روی جهل مخاطب است، ایمان آوردن به حقانیت اسلام و نبوت انبیاء علیهم‌السلام قرار نیست ایمانی از سر جهل مخاطبان ایشان باشد ... این ایمان قرار است بر اساس علم به حقیقتی باشد که درک شده است ... مگرنه شیاد و بازیگر و از این دست نمایش‌هایی که فرعون برای مقابله با حضرت موسی علیه‌السلام ترتیب داد در طول تاریخ همیشه بوده و هست و خواهد بود ... (الآن می‌گویند که چون ساحران خودشان به حضرت موسی علیه‌السلام ایمان آوردند پس حجت بر سایرین هم تمام شده است، یعنی اگر ساحران خورده شیشه داشتند و آنقدر آزاده نبودند که حاضر باشند ولو به قیمت جانشان هم باشد ایمان خود را مخفی کنند یا اصلاً ایمان نیاورند حجت بر مردم تمام نمی‌شد؟ یعنی خداوند ساحران را مجبور به ایمان کرد که خودش به هدفش برسد یا صرفاً این مبارزه را پذیرفت که ساحران در آن قرار بود همه ایمان بیاورند و مبارزه‌های مشابهی اگر پیشنهاد می‌شد را نمی‌پذیرفت؟ معاذالله)[/]

**گلشن**;932453 نوشت:
اگر یقین کنیم که تا به حال کسی نتوانسته ماه را دونیم کنه و فقط پیامبر این کار را کرده
نشان می دهد پیامبر دارای یک قدرت و یک نیروی عظیمی هست که دیگران ان را ندارند و خاص پیامبر است
و نشان می دهد ان قدرت از حیطه توان انسان خارج هست پس باید پیامبر از نیرویی بسیار عظیم تر از نیروهای معمولی دارا باشد
نیرویی که بتواند قانون طبیعت را در هم بشکند
و چه کسی هست که بتواند این چنین قانون طبیعت را بشکند ؟

خوب ببینید بحث هر چقدر جلوتر می رود، می بینیم که کار به جاهای باریک کشیده می شود...به جاهایی که عقل و دانش ما بر آنها احاطه نداره...
در جواب به پست شما می شه گفت، شاید همه ی انسان ها کم و زیاد دارای یک قدرت و یک نیروی عظیم بالقوه باشند که می توانند ماه رو دو نیم کنند، ولی پیامبر تنها کسی بود که تونست، اون قوه رو بالفعل کند،به روش های مختلفی، مثلا، با ریاضت هایی که در غار حرا داشت...دو با انگیزه و هدف بالا و منحصر به فردی که داشت....انگیزه ی این رو داشتن که جواب تمسخر کننده هاتون رو بدین عاملی می شه که شعری منحصر به فرد بگید که خودتون هم باور نداشته باشید اون شعر از خودتون بوده...پیامبر هم این انگیزه رو داشت، که از قول خدا سخن بگن و دین و آئینی رو از قول خدا و از طرف خدا و از زبان خدا برای مردم بیارن که جاودانه بمونه، اگر نگاه کنیم می بینم تا حد زیادی این انگیزه و هدف منحصر به فرده...خلاصه مثال زدم، اگر من می تونستم به همه اون روش هایی که پیامبر بوسیله اونها قدرت خودش رو بالفعل کرد برسم، خودم احتمالا ماه رو دو نیم می کردم....شاید، پیامبر یک قدرت و یک نیروی عظیمی داشت، که هیچ انسان اون رو نداشت، ولی پای هیچ موجودی فرا بشری هم در کار نبود و پیامبر به صورت طبیعی اون رو از بدو تولد همراه خود داشت...مثلا اگر فقط یک بعد جسمی انسان رو در نظر بگیریم، می بینیم به صورت طبیعی، بعضی ها، منحصر به فرد بدنیا می آن، کوتوله، قد بلند، یک چشم، و امثال اینها....اگر انسان ابعاد وجود مختلفی داشته باشد...ممکنه بدون اونکه پای موجودی دیگه وسط باشه، به صورت طبیعی در طول تاریخ تنها پیامبر بوده باشه که نیرویی بسیار عظیم در وجودش داشته و اون رو به کار گرفته....
شاید هم پای قدرت و پای موجودی عظیم در کار باشه ولی اون قدرت صرفا خدا نبوده باشه...کسی چه می دونه میلیون ها موجود برتر از ما در این عالم وجود داشته باشه که دو نیم کردن ماه براشون کار سختی نباشه...
خوب وقتی این احتمالا را بررسی می کنیم و می بینیم که قطعیتی ندارن، هرچی جلوتر میریم احتمالات تازه بووجود می آد، احتمالات و شاید های جدید بوجود می اد، ما هیچگاه نمی تونیم یقین حاصل کنیم، شاید باید یک کتاب صد جلدی نوشت که همه ی این احتمالات رو ریز به ریز بررسی کنه و ردشون کنه....من می گم باید یک روش مستقیم و یک استدلال ساده و سر راست باشه که ما بگیم سحر و جادوگری نمی تونه انجام بگیره و حتما با معجزه سر و کار داریم.... و روشی که شما در پیش گرفتید رو اگر درست بگیریم این سوال رو بوجود می آره که آیا عوام مردم در 1400 سال پیش واقعا تمام این نکته سنجی ها رو که شما دارید داشتن....واقعا می اومدن تمام این احتمالات رو یک به یک بررسی می کردن...این جور به قضیه نگاه می کنم می بینم، از خدا به دوره که از معجزه برای اثبات ادعای پیامبر خودش استفاده کنه.....چون با این روش از جهل و سادگی عوام و مخاطبینش استفاده کرده..
موضوع قفل شده است