جمع بندی آیا در عالم بعد از مرگ ، هیچ علمی به کار انسان نمی آید

تب‌های اولیه

3 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا در عالم بعد از مرگ ، هیچ علمی به کار انسان نمی آید

مرکز ملی پاسخ به سوالات و شبهات دینی
باسلام و احترام، 
سوال:
آیا این موضوع صحت دارد که در عالم عقبی (یعنی بعد از مرگ)، هیچ علمی به کارایی انسان نمیآید و انسان به هیچ علمی نیازی نخواهد داشت، بجز علوم خداشناسی  و الهیات؟
یعنی در عالم ملکوت و پس از مرگ، انسان برای سیر در آن عوالم، به خداشناسی و الهیات نیازمن است و نه علوم دیگری؟
در صورت امکان خواهشمند است ابعاد این مساله را باز فرموده و زوایا و منابع دینی آن را ذکر فرمایید.
باتشکر

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد عامل

جمع بندی

پرسش:
آیا انسان برای سیر در عوالم اخروی تنها به علوم خداشناسی و الهیات نیاز دارد یا علوم دیگری که در این دنیا کسب کرده نیز مفید است؟

پاسخ:
علمی که مقدمه عمل باشد و به آن عمل شود، سودمند تلقی شده و از چنین علمی در لسان روایات به علم نافع تعبیر شده است، رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرماید: «نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ عِلْمٍ‏ لَا يَنْفَعُ‏ وَ هُوَ الْعِلْمُ‏ الَّذِي يُضَادُّ الْعَمَلَ بِالْإِخْلَاصِ وَ اعْلَمْ أَنَّ قَلِيلَ الْعِلْمِ يَحْتَاجُ إِلَى كَثِيرِ الْعَمَلِ لِأَنَّ عِلْمَ سَاعَةٍ يُلْزِمُ صَاحِبَهُ اسْتِعْمَالَهُ طُولَ دَهْرِه‏؛ پناه می بریم به خدا از علم بی فایده و آن علمی است که با عمل خالص در تضاد باشد و بدان همانا علم اندک نیاز به عمل بسیار دارد، چراکه ساعتی علم آموختن مستلزم یک عمر عمل کردن به آن است.»(1) بر این اساس ممکن است کسی حتی علم الهیات و خداشناسی را آموخته باشد اما به دلیل عمل نکردن به آن، فایده ای برایش نداشته باشد. به عبارت دیگر علوم الهی هم به همان مقدار که در جان انسان نهادیه شده باشد، باقی می ماند. بنابراین دانستن حلال و حرام سودی به حال انسان ندارد بلکه عمل به آنها باعث نهادینه شدنش می شود.

اما در مورد علوم طبیعی و مربوط به این دنیا نیز بحث را می توان در دو بخش مطرح کرد: یکی اینکه آیا چنین علمی می تواند مقدمه سعادت انسان در آخرت گردد؟ و دیگری اینکه آیا چنین علمی پس از مرگ انسان همراه او بوده و خیری برای او دارد؟ در پاسخ به بخش اول، اگر این علم برای خدمت خلق به کار رفته باشد و عالم به این علم قصد الهی داشته باشد، ثمره این دانش را در آخرت برداشت خواهد کرد و اگر چنین حالتی وجود نداشته باشد، نفعی به حال او نخواهد داشت. در مورد بخش دوم نیز باید توجه داشت که متعلق علوم طبیعی، این دنیا و احوالات آن است و قواعد عالم در برزخ و قیامت تغییر خواهد کرد: «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماوات‏؛ در آن روز كه اين زمين به زمين ديگر، و آسمانها (به آسمانهاى ديگرى) مبدل مى‏شود.»(2) و چنین علومی کارایی نخواهند داشت. استاد جوادی در این رابطه می فرماید: «بعضي از علوم است كه مرز آنها تا زمان پيري است؛ طب، مهندسي، درياشناسي، آسمان‌شناسي و اینگونه علوم اين‌طور است، چون انسان وقتي مُرد، در عالم برزخ ديگر سخن از اين علوم نيست، این علوم، علومي نيستند كه در معاد بمانند چون معلومشان آنجا نيست... علمي به درد انسان مي‌خورد و نافع است كه انسان را تنها نگذارد و رفيق انسان باشد؛ يعنی به اعتقاد، اخلاق، اوصاف و به اعمال انسان كمك كند، علمِ دروني باشد و انسان را هرگز رها نكند و اثرش هم در این دنيا و هم در آخرت ظاهر شود.»(3)

 

علاوه بر اینکه سکرات مرگ بسیاری از دانسته های انسان را از بین می برد و تنها علومی که در جان انسان رسوخ کرده باقی خواهد ماند. شاید به همین دلیل باشد که میت را تلقین داده و عقاید او را به وی یادآوری می کنند. البته در برزخ نیز علم انسان رشد می کند و بسیاری از چیزهایی را که نمی دانست، درک خواهد کرد. حتی در برخی روایات به یاد دادن قرآن به مومن در قبر اشاره شده است، چراکه درجات بهشت بر اساس آیات قرآن به مومن داده می شود و کسی که در دنیا فرصت یا استعداد یاد گرفتن قرآن را نداشته است، مشمول چنین موهبتی حتی پس از مرگ خواهد شد.(4)

بنابراین انسان برای سیر صعودی در عالم برزخ و قیامت نیازی به علوم طبیعی نخواهد داشت، چراکه موضوع این علوم در آن دنیا وجود ندارد و اصولا مبحث سیر الی الله بر اساس عمل انسان به علومی که در دنیا فراگرفته شکل می گیرد و عمل به علم نقش اساسی دارد. به همین دلیل تنها علوم الهی که مورد عمل قرار گرفته اند، مفید خواهند بود، نه تنها فراگرفتن علوم الهی. در پایان اشاره به این نکته نیز خالی از لطف نیست که در برخی روایات نافع ترین معارف، شناخت نفس دانسته شده است(5) زیرا انسان از طریق شناخت خود به شناخت خدای متعال نیز خواهد رسید.(6)

 

پی نوشت ها:
1.    جعفربن محمد عليه السلام، امام ششم، مصباح الشريعة، اعلمى - بيروت، چاپ: اول، 1400ق، ص13.
2.    ابراهيم: 48.
3.    http://javadi.esra.ir
4.    كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق، ج2، ص606.
5.    تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غرر الحكم و درر الكلم، دار الكتاب الإسلامي - قم، چاپ: دوم، 1410 ق، ص712.
6.    مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، دار إحياء التراث العربي - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق، ج2، ص32.

 

موضوع قفل شده است