جمع بندی آیا دجال همان بلعم باعوراء است؟

تب‌های اولیه

17 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

سلام و بركات و رحمت خداوند برشما و عزاداريها مقبول ان شاء الله

باء;588672 نوشت:
همچنین سامریّ تطبیق بهتری با دجّال می‌تواند داشته باشد چه آنکه: از جامعه طرد شد و لا مساس او را به عزلت‌نشینی کشاند که می‌تواند مخفی شدن او برای چند هزار سال را توضیح دهد،از طرف دیگر او با وجود ارتدادش و فتنه‌ای که به راه انداخت اعدام نشد و خداوند حضرت موسی علیه‌السلام را از اعدام او بازداشت و فرمود که او سخیّ است و جالب است که از صفات دجّال هم یکی همین بخشندگی اوست که پشت او کوهی از نان است در زمان قحطی،و سوم اینکه بعضاً اینطور برداشت شده است که لامساس بیماری جذام باشد و باز این با ویژگی‌های شمرده شده برای دجّال شباهاتی دارد اگر کامل یکسان نباشد، مثل اینکه دجال تنها یک چشم دارد آن هم چشم چپ، البته اینکه چطور این چشم چپ بخواهد در وسط پیشانی‌اش قرار بگیرد را اینطوری فکر نکنم بشود دیگر توضیح داد، ولی وقتی گفته می‌شود چشم چپ می‌تواند حاکی از آن باشد که پیشتر دو چشم بوده که چشم راست از بین رفته است و تنها چشم چپ باقی مانده است، اگرچه چشم چپ به لحاظ شکلی هم متفاوت از چشم راست است و باز اگرچه معمولاً تمام این نشانه‌ها به صورت استعاری تفسیر می‌شوند.

دلايل شما براي تطبيق شخصيت سامري و دجال دلايل مقبول و مستندي نيستند ، تعبيرات و تفاسير در خصوص "لا مساس " گفتن سامري با شخصيت يا ويژگيهاي دجال منطبق نيست ، دليلي هم بر اين مساله وجود ندارد كه ما يك فردي را كه به دليل خاصي از زندگي جمعي طرد شده است به فردي تطبيق دهيم كه قرار است در آينده فتنه انگيزي كند در واقع سامري فردي است كه فتنه انگيزي كرده و سپس به عنوان مجازات دنيوي از زندگي جمعي طرد شده است اما در خصوص دجال چنين مطلبي نداريم بلكه روايات او را فردي فريبكار و ضد الهي معرفي مي كنند ،البته در توضيحي كه در پست اخير عرض شد و با توجه به روايات وارده در مورد دجال :«ما بعث الله نبيا الا و قد انذر قومه الدجال... ؛ هيچ پيامبري مبعوث نشد، مگر آن كه قوم‌اش را از فتنه دجال بر حذر داشت ( 1 ) وي شخصيت ثابت و واحدي ندارد و در هر زماني و در عهد هر پيامبري دجال و فريبكاري وجود داشته كه اقدام به فريب و گمراهي مردم نمايد البته از اين بعد مي توان خود سامري را مصداقي از دجال عصر موسي عليه السلام ناميد اما اينكه براي دجال شخصيت واحدي قائل باشيم كه ساليان بسيار است بصورت مخفي زندگي مي كند- آنهم با آن ويژگيهاي عجيب الخلقه ظاهري- و بيش از 3 هزار سال است كه زنده است ( سامري و بلعم در زمان حضرت موسي عليه السلام بودند اكنون بيش از 2000 سال از ميلاد حضرت عيسي عليه السلام مي گذرد و فاصله زماني ميان حضرت موسي و حضرت عيسي عليهما السلام تا 1500 سال گفته شده است) ( 2) و در حال تكميل جادوي خويش است بنظر صحيح نمي آيد بويژه اينكه همانگونه كه عرض شد سامري بنا به تصريح قرآن كريم ، جادوگري نكرد بلكه از جاي پاي رسول كفي خاك برگرفت و در جوف گوساله ريخت ، لذا تطبيق اين دو شخصيت صحيح بنظر نمي رسند .

(1)- بحار ، ج 52، ص250
(2)- الدر المنثور ، ج‏2، ص 248


اما اينكه چرا نامي از دجال در قرآن نيامده امادر روايات آمده لذا دجال بايد بلعم باعورا باشد نيز دليل مقبولي نيست زيرا اولا چه الزام و قطعي وجوددارد كه بايد حتما نام وي در قرآن باشد ؟ نام خيلي از شخصيتهاي ديگر چه مثبت و چه منفي در قرآن كريم ذكر نشده است و ثانيا قرآن كريم برآن نيست كه حتما سرانجام افراد را بيان نمايد ، معمولا در قصص قرآني آن بخش كه حاوي پيام وعبرت و پند است يا از زاويه خاصي مورد عنايت خداوند متعال بوده ، بيان شده است نه بيشتر ، مثلا ما از سرگذشت قابيل و سرانجام وي هم اطلاع نداريم زيرا فقط آن بخش اززندگي او كه گناه برادر كشتي و قتل نفس را بيان ميكند در قرآن ذكر شده است يا اگراز سرانجام فرعون و هامان و قارون سخن بميان آمده ، ناظر به وجهي خاص از زندگيآنان بوده تا عبرت آموز ديگران شود و گرنه الزامي در بيان كل سرگذشت يا سرانجام افراد در قرآن كريم يا حتي ذكر نام آنان وجود ندارد .
وانگهي در مورد دجال هم آنچه در روايات صراحت دارد بحث فريب و نيرنگ وگمراهي است نه جادوگري .

دوستان نمیدونم این سوال ام مربوط به این تاپیک هست یا نه اما میخواهم بپرسم
آیا کشت و کشتار اخیر که داعش انجام میدهد شبیه به تسلط دجال بر شهر ها ندارد ؟

[="Blue"]:Sham:خداوند خودش کمکمون کنه....منی که حریف هوای نفسم نمیشم وای به زمانی که حق و باطل هم یکی شن و از هم تشخیص نتونیم بدیم....تمام وجود ادم ترس میشه:Sham:[/]

با سلام

farsvideo;591148 نوشت:
آیا کشت و کشتار اخیر که داعش انجام میدهد شبیه به تسلط دجال بر شهر ها ندارد ؟

آنچه در روايات در خصوص عملكرد دجال آمده و ما برخي از آن را در پستهاي قبل بيان كرديم ، تسلط دجال با فريب و حيله گري بر مردم است و كوشش او براي ايجاد ترديد نسبت به اصالت انقلاب مهدوي عليه السلام است اما عملكرد داعش اولا فريب نيست بلكه ايجاد ارعاب و وحشت و خشونت است و ثانيا هدف آنها بد بين نمودن مردم جهان نسبت به اسلام و ايجاد مانعي دروني و عاطفي عليه اسلام و متوقف نمودن موج عظيم اسلامگرايي در سراسر جهان است نه انقلاب و قيام مهدوي عليه السلام .

پرسش: می‌خواستم در مورد سرنوشت بلعم باعوراء سؤال کنم، آیا امکان دارد که او همان دجّال آخرالزمان باشد که گاهی گفته شده است که اکنون هم زنده و در حال تکمیل جادوی عظیم خود است؟ زيرا در آيه 175 اعراف خداوند فرموده است «فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ» این تعبیر خیلی سنگین است، در ترجمه‌ها مثلاً گفته می‌شود که شیطان در پی او افتاد انگار که سوارش شده باشد تا او را منحرف نماید و او دیگر هرگز روی رستگاری را نبیند، حال آنکه تبعیت بیشتر به معنای خط گرفتن است تا خط دادن، انگار که او رئیس باشد و شیطان مرئوس و دنباله‌روی او، او مراد و شیطان مریدش، چنین تعبیری سنگین‌تر از آن است که برای کسی بجز مثلاً دجّال بیان گردد
پاسخ : شايد شما شخصيت بلعم باعورا و سامري را يكي دانسته ايد. بلعم باعورا يكي از علماي هم عصر حضرت موسي عليه السلام بود (1) كه در نقل ها مشهور است كه وي به درجه اي رسيد كه اسم اعظم به او عطا شد (2) و مستجاب الدعوه بود (3) گفته مي شود وي فريفته فرعون شد و اقدام به نفرين حضرت موسي عليه السلام و لشكر او نمود (4) هر چند كه اين نفرين كارگر نشد و اسم اعظم از او گرفته شد (5) اما به سبب اين كار ، از درجه و مقامي كه بود سقوط نمود .(6)
ولي سامري فردي از قوم بني اسرائيل بود كه در غيبت حضرت موسي عليه السلام گوساله پرستي را در بني اسرائيل ترويج داد . در مورد زنده بودن او تا قيامت بنده در تفاسيري كه مراجعه كردم چيزي نديدم مگر اينكه در نقلي ديدم مرحوم دهخدا به نقل از تفسير زاهدي بيان نموده كه :" در تفسير زاهدي مرقوم است كه سامري تا قيامت زنده خواهد بود"(7) كه بعضي اين مساله را مجازات وي مي دانند اما در نقلهاي ديگر هم مجازاتهاي ديگري براي او بيان شده است (8) بنابراين فردي كه در نقلهاي ضعيف او را هنوز زنده مي دانند سامري است نه بلعم باعورا ؛همچنين كار بلعم ، جادوگري نبود بلكه همانگونه كه عرض شد او داراي اسم اعظم و مستجاب الدعوه بود ، كما اينكه كارسامري نيز جادوگري نبود بلكه به نقل قرآن عزيز "فقبضت قبضة من اثر الرسول" (9) كفي از خاك پاي رسول بر گرفتم .
بنابراين شخصيت ، ويژگيها و عملكرد بلعم باسامري همانند نيست تا شخصيت واحدي باشند .
يعني به دنبال او افتاد كه او را بگيرد مثل اينكه فرعون به دنبال آنها رفت آنها را بگيرد... يك وقت است كه تابع است يعني پيرو است كه هر چه او دستور داد اين تابع انجام مي‌دهد يك وقت است نه، دنباله رو است دنباله رو است كه او را بگيرد مثل جريان فرعون كه فرمود ﴿فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ﴾... آنطوري كه فرعون به دنبال بني اسرائيل رفت كه آنها را بگيرد ولي نتوانست و خودش غرق شد شيطان به همان سمت رفته به دنبال اين بلعم يا غير بلعم و او را گرفت ﴿فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوينَ﴾ در اينجا ذات اقدس اله فرمود به اينكه اين شخص از پوستين به درآمد از جامه تقوي به در آمد اين يك ،شيطان هم به دنبال او راه افتاد اين دو، و به او دسترسي پيدا كرد و او را تحت غوايت خود قرار داد سه."(10)
البته در بخشي ديگر نيز توضيح مي دهند كه در قرآن كريم در بسياري از جاها فعل "اتبع" در معناي "تبع" بكار رفته است و بالعكس آنگاه مي فرمايند كه " اگر ما دليلي داشته باشيم به[يا] تأييدي از خارج داشته باشيم كه فاتبعه الشيطان را به معناي فجعله الشيطان تابعًا له[ يعني شيطان را تابع او قرار داد] قرار بدهيم اين اولي است اگر نداشته باشيم همينطوري كه غالب مفسرين معنا كرده‌اند كه فاتبعه الشيطان يعني تبعه[ او را تعقيب كرد] معنا خواهيم كرد..."(11)
و اما دجال : دو احتمال اساسي در اين زمينه كه دجال چيست وجود دارد:
1. با توجه به معاني لغوي دجال، مقصود از آن نام شخصي معين نباشد، بلكه هر كسي كه با ادعاهاي پوچ و بي اساس و با تمسك به انواع اسباب حيله‌گري و نيرنگ، در صدد فريب مردم باشد، دجال است. بر اين اساس، دجال‌ها متعدد خواهند بود. وجود رواياتي كه در آن سخن از دجال‌هاي متعدد رفته است، اين احتمال را تقويت مي‌كند. مانند «قال رسول الله: يكون قبل خروج الدجال نيف علي سبعين دجالا؛ پيش از خروج دجال، بيش از هفتاد دجال، خروج خواهند كرد.» (12) بنابراين احتمال، در حقيقت و قضيه دجال نشانه‌ي اين مطلب است كه در آستانه انقلاب امام مهدي(ع) افراد فريب كار و حيله‌گري براي نگه داشتن فرهنگ و نظام جاهلي همه تلاش خود را به كار مي‌گيرند و با تزوير و حيله‌گري، مردم را نسبت به اصالت تحقق انقلاب جهاني منجي، دل سرد و يا دو دل مي‌كنند.
اين كه در همين روايات تأكيد شده است: «هر پيامبري، امت خويش را از خطر دجال بر حذر داشته است». خود تأييدي ديگر بر همين احتمال است كه مقصود از دجال، هر شخص حيله‌گر و دروغگويي است كه قبل از خروج حضرت مهدي(ع) در صدد فريب مردم است.
2. دجال، كنايه از كفر جهاني و سيطره‌ي فرهنگ مادي بر همه جهان باشد. استكبار، با ظاهري فريبنده و با قدرت مادي و صنعتي و فني عظيمي كه در اختيار دارد، سعي مي‌كند مردم را فريب دهد و مرعوب قدرت و ظاهر فريبنده خود كند. بر اين اساس، اين كه پيامبران امت‌هاي خود را از فتنه دجال بيم داده‌اند «ما بعث الله نبيا الا و قد انذر قومه الدجال... ؛ هيچ پيامبري مبعوث نشد، مگر آن كه قوم‌اش را از فتنه دجال بر حذر داشت(13) به اين معنا است كه آنان را از افتادن به دام ماديت و ورطه‌ي حاكميت طاغوت و استكبار جهاني بر حذر داشته‌اند. پس احتمال مي‌رود، منظور از دجال با آن شرايط و اوصافي كه در اين روايات براي او شمرده شده، همان استكبار جهاني باشد.
لذا با توضيحات فوق ، بلعم باعورا نه دجال است و نه سامري بلكه هر يك ويژگيها و عملكردهاي متفاوت از هم دارند . (14)

(1)- تفسير نمونه ، ج7،ص11
(2)- اعلام قرآن ، مركز فرهنگ و معارف ، ص 164
(3)- نمونه ، پيشين، ص12
(4)- اعلام قرآن ، پيشين ، ص 165
(5)- الميزان ، ج8،ص440
(6)- نمونه ، همان ، ص 13
(7)- منبع :سايت پرسمان دانشجويي
(8)- ر.ك: بخش بحث روايي الميزان ذيل آيه 96 سوره مباركه طه
(9)- طه/96
(10)- ر.ك: بنياد بين المللي علوم وحياني اسراء ، تفسير سوره مباركه اعراف ، جلسه 206
(11)- پيشين
(12)- كنز العمال، ج14، ص200
(13)- بحار الانوار، ج52، ص205
(14)- پرسمان دانشجويي ، پيشين

كليد واژه ها: بلعم باعورا، دجال ، سامري

موضوع قفل شده است