جمع بندی آیا خشم حضرت سلیمان (ع) به جا بود؟

تب‌های اولیه

29 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

بی ادعا;1021846 نوشت:
سلام

در قرآن آمده وقتی حضرت سلیمان با خبر شد هدهد غایب است بسیار خشمگین شد و گفت اگر بدون عذر غیبت کرده او را بسختی مجازات می کنم و سرش را می برم

درسته خشم سلیمان بیهوده نبود ولی این قدر خشم و مجازات واقعا غیر انسانی و سخت گیرانه نیست؟ آن هم در برابر یک پرنده؟


با سلام
یک تفسیر دیگر از هدهد وجود دارد.اینکه حضرت سلیمان به زبان پرندگان آگاه بودن،اختلافی نیست.(آیه 16 نمل)
حالا زبان پرندگان چگونه است،نمی دانیم.به هر حال نیازی نیست زبان پرندگان بصورت صوت باشد،چون در عالم انسان ها هم میتوان با اشاره کردن پیام را به دیگران رساند...

تفسیر دیگری که از هدهد شده آنست که اصلا هدهد پرنده نیست بلکه یک انسان است...برای اطلاع بیشتر میتونید به

این سایت مراجعه کنید

از تیتر "کشور سلیمان" شروع به مطالعه کنید.

بی ادعا;1022435 نوشت:
دقت کنید اینجا بحث ما مربوط به پیامبر و خداست و گرنه اونهایی که این کار رو انجام میدن انسان معمولین یا جنایت کارن

بی ادعا;1022645 نوشت:
ربطی به سوال تاپیک نداره

چطور ربط نداره یعنی خدا که اجازه میدهد حیوانی توسط خیوان دیگر دریده شود جنایتکار است ؟

شاکی;1022747 نوشت:
چطور ربط نداره یعنی خدا که اجازه میدهد حیوانی توسط خیوان دیگر دریده شود جنایتکار است ؟

با دقت سوال را بخوانید متوجه میشوید به سوال ربطی ندارد
سوال مربوط به چرایی حکم حضرت سلیمان به ذبح پرنده هست

نه عدالت خدا در مورد حیوانات

اگر سوالی داریددر تاپیک جدا مطرح کرده و خارج از موضوع بحث نکنید
چنانچه ادامه دهید جواب نمی دهم.

بی ادعا;1022749 نوشت:
با دقت سوال را بخوانید متوجه میشوید به سوال ربطی ندارد
سوال مربوط به چرایی حکم حضرت سلیمان به ذبح پرنده هست

نه عدالت خدا در مورد حیوانات

اگر سوالی داریددر تاپیک جدا مطرح کرده و خارج از موضوع بحث نکنید
چنانچه ادامه دهید جواب نمی دهم.

همان اغاز عرض کردم سوال شما دو جنبه دارد یا بحث حمایت از حیوانات است که با توجه به عرایض من منتفی است یا بحث تنبیه مامور است که شما هیچ پاسخی به ان ندادید .

هدهد مامور نگهبانی از سربازان انهم زمان جنگ است و سزای ماموری که عدم توجهش به ماموریت خطیزش میتواند موجب شکست و تلفات شود بسیار سنگین است .

بی ادعا;1022646 نوشت:
چگونه این پرنده به سطح بالا رسیده؟ از راه غیر طبیعی و اعجاز؟

با سلام
شاید چگونگی این مطلب مشخص نباشد اما اینکه موجودات بسیاری از شیاطین و تندباد و ... برای حضرت سلیمان(علیه السلام) رام شده بودند قطعی است :

«وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ عَاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَكُنَّا بِكُلِّ شَيْءٍ عَالِمِينَ؛(1) و براى سليمان تندباد را [رام كرديم] كه به فرمان او به سوى سرزمينى كه در آن بركت نهاده بوديم جريان مى‏ يافت و ما به هر چيزى دانا بوديم»

«وَمِنَ الشَّيَاطِينِ مَنْ يَغُوصُونَ لَهُ وَيَعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ ذَلِكَ وَكُنَّا لَهُمْ حَافِظِينَ؛(2) و برخى از شياطين بودند كه براى او غواصى و كارهايى غير از آن میکردند و ما مراقب [حال] آنها بوديم»

اینها تماما نشان دهنده حکومتی فوق طبیعی بر موجودات است باد و شیاطینی که رام آن حضرت بودند حال چه استبعادی دارد که یک پرنده رام ایشان باشد یا به سطحی بالاتر از سایر پرندگان رسیده باشد؟

اصولا حکومت ولی الهی دارای برکات بسیاری برای همه موجودات است. مثلا در بحارالانوار در خصوص سطح آگاهی افراد بعد از عصر ظهور اینگونه آمده:

«در عصر ظهور حضرت مهدي(عج) بركات خداوندي به بشر ارزاني داشته و دست رحمت ايزدي بر عقلهاي مردم كشيده ميشود و مردم از نظر عقل و بصيرت در وضع بي مانندي قرار ميگيرند.»(3)

لذا استبعادی ندارد که یک پرنده در معیت ولی الهی، به سطح بالاتری از اقران خود رسیده باشد.

1. انبیاء/81
2. انبیاء/82
3. بحارالانوار، ج 75، ص 51

UTD;1022684 نوشت:
با سلام
یک تفسیر دیگر از هدهد وجود دارد.اینکه حضرت سلیمان به زبان پرندگان آگاه بودن،اختلافی نیست.(آیه 16 نمل)
حالا زبان پرندگان چگونه است،نمی دانیم.به هر حال نیازی نیست زبان پرندگان بصورت صوت باشد،چون در عالم انسان ها هم میتوان با اشاره کردن پیام را به دیگران رساند...

تفسیر دیگری که از هدهد شده آنست که اصلا هدهد پرنده نیست بلکه یک انسان است...برای اطلاع بیشتر میتونید به

این سایت مراجعه کنید

از تیتر "کشور سلیمان" شروع به مطالعه کنید.


با سلام
این تفسیر با نقد های جدی مواجه است.
تعارض آیات و نیز تعارض تفاسیر با برداشت نویسنده در موارد متعددی وجوددارد.
مثلا در بخشی از توضیحات ایشان آمده:

«اما در عرصه‌ی حدیث: نهج البلاغه، ج1 ص341-342:
«وَ لَوْ أَنَّ أَحَداً یجِدُ إِلَى الْبَقَاءِ سُلَّماً أَوْ لِدَفْعِ الْمَوْتِ سَبِیلًا لَکانَ ذَلِک سُلَیمَانَ بْنَ دَاوُدَ الَّذِی سُخِّرَ لَهُ مُلْک الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ مَعَ النُّبُوَّةِ [16] اگر قرار بود کسی برای جاودان زیستن وسیله‌ای بیابد می‌بایست سلیمان به آن وسیله می‌رسید که بر جن و انس حکومت می‌کرد».
در این حدیث حکومت او بر جن و انس آمده اما نامی از مرغان نیامده است. و هیچ حدیث مستند نداریم که حضرت سلیمان مرغان را نیز به خدمت کارهای خود بگیرد.»

اگر با این برداشت بخواهیم با روایات مواجه شویم خب در این روایت از حکومت حضرت سلیمان بر تندبادها هم نامی برده نشده اما به نص صریح قرآن کریم تند باد رام آن حضرت بوده است(1)

لذا روایت نهج شریف احتمالا در مقام بیان اهم افراد تحت حکومت حضرت سلیمان(علیه السلام) بوده است نه بیان تک تک آنها.


1. «وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ عَاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلَى الْأَرْضِ...(انبیاء/81)»

وانگهی ما روایاتی منقول از ائمه (علیهم السلام) داریم که اتفاقا بیان میکنند که مراد از هدهد همین پرنده معروف و معهود است نه مردان پرواز:

در تفسیر مجمع البیان آمده :
« عياشى ميگويد: ابو حنيفه از امام صادق (علیه السلام) پرسيد: چرا سليمان از ميان همه مرغان فقط هدهد را جستجو كرد؟ فرمود: بخاطر اينكه هدهد آب را در دل زمين مى‏ بيند، همانطورى كه شما روغن را در شيشه مى‏ بينيد: ابو حنيفه به اصحاب خود نگريست و خنديد. امام فرمود: چرا خنديدى؟ گفت: فدايت شوم. بر تو ظفر يافتم. فرمود: چگونه ظفر يافتى؟ عرض كرد: پرنده‏اى كه آب را در دل زمين مى‏بيند، چرا دام را در زير خاك نمى‏بيند و بگردنش مى‏ افتد؟ فرمود: اى نعمان، مگر نميدانى كه وقتى مقدرات نازل مى‏ شوند، روى چشم پوشيده مى‏شود؟»(2) که این روایت گویای آن است که هدهد یک پرنده بوده نه یک شخص و فرد انسانی.

گذشته از این در جریان انتقال تخت بلقیس از سبا به قصر حضرت سلیمان(علیه السلام) بیان قرآن از فردی که چنین کاری را در کمتر از چشم برهم نهادن انجام داد، "طیر" نبود در حالی که با بیان نویسنده بهترین زمان برای بیان این خطاب و نام، در همین جاست که طی الارض و یا بگوییم سرعت، در آن نقش داشته است اما نه تنها نامی از آن برده نشده بلکه بیان قرآن
کریم و توصیف ایات الهی از آن با زیباترین وصف است :

«قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ...؛(3)كسى كه نزد او دانشى از كتاب [الهى] بود گفت من آن را پيش از آنكه چشم خود را بر هم زنى برايت مى ‏آورم ...»

همچنین شیخ طوسی در تبیان نیز این قول را غلط خوانده و آنرا از اقوال بعید برشمرده است.(4)

2. ترجمه تفسير مجمع البيان، ج‏18، ص 96
3. نمل/40
4. تبیان، شیخ طوسی، ج 8، ص90

پرسش: در قرآن آمده وقتی حضرت سلیمان با خبر شد هدهد غایب است بسیار خشمگین شد و گفت اگر بدون عذر غیبت کرده او را بسختی مجازات می کنم و سرش را می برم
درسته خشم سلیمان بیهوده نبود ولی این قدر خشم و مجازات واقعا غیر انسانی و سخت گیرانه نیست؟ آن هم در برابر یک پرنده؟

پاسخ: در آیات 20 و 21 سوره مبارکه نمل، جریان سرکشی حضرت سلیمان (علیه السلام) از پرندگان و فقدان هدهد و تهدید حضرت سلیمان(علیه السلام) نسبت به او بیان شده است:

«وَتَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقَالَ مَا لِيَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ *لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِيدًا أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ ؛(1) و جوياى [حال] پرندگان شد و گفت مرا چه شده است كه هدهد را نمى ‏بينم يا شايد از غايبان است*قطعا او را به عذابى سخت عذاب مى ‏كنم يا سرش را مى برم مگر آنكه دليلى روشن براى من بياورد»

در تفسیر نمونه در توضیح این برخورد انظباطی حضرت سلیمان(علیه السلام) با هدهد، علت را به دقت در فعل و انفعالات یک قلمرو بزرگ و حفظ نظم آن و منظم نمودن ارکان مسئولیتی آن بیان می نماید:

« يك حكومت سازمان يافته و منظم و پر توان، چاره ‏اى ندارد جز اينكه تمام فعل و انفعالاتى را كه در محيط كشور و قلمرو او واقع مى‏ شود زير نظر بگيرد، و حتى بود و نبود يك پرنده، يك مامور عادى را از نظر دور ندارد، و اين يك درس بزرگ است.

" سليمان" براى اينكه حكم غيابى نكرده باشد، و در ضمن غيبت هدهد روى بقيه پرندگان، تا چه رسد به انسانهايى كه پست هاى حساسى بر عهده داشتند اثر نگذارد افزود:" من او را قطعا كيفر شديدى خواهم داد"! (لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً).
" و يا او را ذبح مى‏ كنم"! (أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ).
" يا براى غيبتش بايد دليل روشنى به من ارائه دهد" (أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبِينٍ).
منظور از" سلطان" در اينجا، دليلى است كه مايه تسلط انسان، بر اثبات مقصودش گردد، و تاكيد آن بوسيله" مبين" براى اين است كه اين فرد متخلف حتما بايد دليل كاملا روشنى بر تخلف خود اقامه كند.»(2)

همچنین تفاوت سطح افراد، در نوع برخورد با آنها موثر است مانند برخورد با سامری که سطح بالایی داشت (3) یا جریان طلب مائده حواریون (4)
لذا در این توضیح، حفظ انظباط میان ماموران حکومت و جلوگیری از سرایت یک فعالیت نامنظم به بقیه اعضا، به همراه تفاوت سطح افراد که طبعا تفاوت مجزات را می طلبد، را می توان بعنوان علت این برخورد حضرت سلیمان(علیه السلام) برشمرد.

پی نوشت ها:
1. نمل/20 و 21
2. تفسیر نمونه، ج15، ص 441و442
3. آیه شریفه 96 سوره طه، تفاوت سطح او با سایرین و در واقع سطح بالای او را نشان می دهد: «قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ...(طه/96)گفت به چيزى كه [ديگران] به آن پى نبردند پى بردم و به قدر مشتى از رد پاى فرستاده [خدا جبرئيل] برداشتم و آن را در پيكر [گوساله] انداختم...»
یک چنین فردی با چنین سطحی، لغزیده است، معلوم است که مجازات او بسیار شدید است.
4. در آیات 112 -115 سوره مائده جریان درخواست حواریون حضرت عیسی(علیه السلام) از آن حضرت بیان می شود. آنان درخواست نزول مائده آسمانی میکنند تا حضرت عیسی(علیه السلام) از خداوند درخواست نموده و بر آنان نازل شده و آنها از آن مائده تناول کنند تا قلوبشان مطمئن شده و از گواهان بر آن باشند:
«قَالُوا نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنَا وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ( مائده/113) گفتند مى‏ خواهيم از آن بخوريم و دلهاى ما آرامش يابد و بدانيم كه به ما راست گفته‏ اى و بر آن از گواهان باشيم» و خداوند در پاسخ این درخواست اینگونه می فرماید:
«قَالَ اللَّهُ إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لَا أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ(مائده/115) خدا فرمود من آن را بر شما فرو خواهم فرستاد و[لى] هر كس از شما پس از آن انكار ورزد وى را [چنان] عذابى كنم كه هيچ يك از جهانيان را [آن چنان] عذاب نكرده باشم»
یعنی وقتی چنین عنایتی شد و سطح افراد آنقدر بالا آمد که چنین اعجازی را به چشم دیدند که هیچ احدی آنرا ملاحظه نکرده است دیگر انکار آن هم مجازاتی در پی دارد که احدی در عالم آن مجازات را نداشته است .

موضوع قفل شده است