جمع بندی آیا خدا شعر هم می گوید!؟

تب‌های اولیه

50 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

داستان موسی و شبان مولوی که در ان به خدا دروغ بسته و صدای حجت الاسلام قرائتی را هم در اورد یا مولوی به دروغ می گوید حضرت علی(ع) فرمودند من از ابن ملجم کینه ندارم و از او شفاعت می کنم

کافی;1007349 نوشت:
پادشاه سخن بودن برای خود مراتبی دارد

دلیلی برای حرف خود ذکر نکردید

پادشاهی مراتب ندارد، در خود حدیث هم امده امام زمان(ع) پادشاه و ریشه هستند و بقیه شاخه.

می گویند فلانی پادشاه است و بقیه زیر دست، نمی گویند فلانی پادشاه سرزمین است و 150 پادشاه دیگر با مراتب گوناگون هم هستند.

کافی;1007349 نوشت:
پادشاه سخن بودن برای خود مراتبی دارد، مرتبه اعلا و اتم آن در وجود اهل بیت (علیهم السلام) است، و این منافات ندارد که مراتب بعدی آن در دیگران باشد.

خود خوانندگان می توانند اشعار اقای حسن زاده را که در این موضوع امده بخوانند و سطح اشعار را ببینند و قضاوت کنند که ایا ایشان پادشاه ملک سخن هستند یا نه

قدیما;1007365 نوشت:
خود خوانندگان می توانند اشعار اقای حسن زاده را که در این موضوع امده بخوانند و سطح اشعار را ببینند و قضاوت کنند که ایا ایشان پادشاه ملک سخن هستند یا نه

باسمه تعالی
برای دیدن سطح اشعار، باید به دیوان حضرت علامه رجوع نمود، و کل اشعار را در نظر گرفت و بعد قضاوت نمود. حتی برخی از افراد تحصیلکرده و محقق در مقام شرح و بسط، برخی از آن اشعار را به عنوان موضوع پایان نامه و مقالات در نظر گفته اند.

قدیما;1007361 نوشت:
این ابیات و مصراع در کجا قران بیان شده؟

شد فضاى فلك پر از به به
زهره از شعر تو زند چهچه

زهره از وجد چنگ زد در دف

آن دبیر فلك عطارد ما
از دبیرى بداد استفعا

باسمه تعالی
آن نامه و جوابش، در مقام تصور و فرض است، و این برای یک شاعر، امر پیچیده ای نیست که بخواهد چنین تصوری داشته باشد.
محتوا و مضمون آن اشعار این است، اگر خدا می خواست فرضا پاسخ بدهد،در ابتدا مقداری بنده نوازی می کرد، که حال این بنده نوازی در قالب اغراق و مبالغه به عنوان یکی از آرایه های ادبی نقل شده، و لذا نباید توقع داشته باشید که عین آن اشعار در قرآن باشد. اگر چه محتوای بنده نوازی در بیانان دینی بر اساس لطف و رحمت حق بیان شده است.
در نهایت حرف اصلی زده شده که
«هر چه بینى در این نشیب و فراز
همه با حكمتى بود دمساز»
که عرض شد می توان بیت مذکور را ترجمه این آیه شریفه دانست: «وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ (1) و بسا چیزی را خوش نمی‌دارید و آن برای شما خوب است، و بسا چیزی را دوست می‌دارید و آن برای شما بد است، و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید.»
موفق باشید.
پی نوشت:
1.بقره/216.

قدیما;1007364 نوشت:
دلیلی برای حرف خود ذکر نکردید

پادشاهی مراتب ندارد، در خود حدیث هم امده امام زمان(ع) پادشاه و ریشه هستند و بقیه شاخه.

می گویند فلانی پادشاه است و بقیه زیر دست، نمی گویند فلانی پادشاه سرزمین است و 150 پادشاه دیگر با مراتب گوناگون هم هستند.



باسمه الحکیم
نور برای خود مراتبی دارد، یکی نور خورشید است و دیگری نور شمع.
پادشاهی هم همین است. شما وقتی چند پادشاه را در نظر بگیرید، همه در مصداق پادشاه بودند مشترکند، ولی یکی قدرت بیشتری دارد. دیگری کم تر.

قدیما;1007285 نوشت:

من سایت و گروه های تلگرامی مذهبی را دیدم که به صراحت این را دروغ بستن به خدا دانسته اند.


باسمه الحکیم
بنده به عنوان خواننده این سایت، وقتی آن اشعار را دیدم، به هیچ عنوان نه ذهنم به سمت دروغ بستن به خدا رفت و نه اصلا ان اشعار را به عنوان کشف و شهود تلقی کردم.

تجلی 213;1007377 نوشت:
پادشاهی هم همین است. شما وقتی چند پادشاه را در نظر بگیرید، همه در مصداق پادشاه بودند مشترکند، ولی یکی قدرت بیشتری دارد. دیگری کم تر.

سلام

دوست عزیز کلام امیر المومنین مشخصه و شما ان را تفسیر به رای کردید

حضرت علی(ع): ائمه پادشاه و ریشه و بقیه شاخه هستند

طبق تفسیر شما امیر المومنین باید می فرمودند ما پادشاه بزرگ هستیم و دیگران پادشاهان کوچک

تجلی 213;1007382 نوشت:
بنده به عنوان خواننده این سایت، وقتی آن اشعار را دیدم، به هیچ عنوان نه ذهنم به سمت دروغ بستن به خدا رفت و نه اصلا ان اشعار را به عنوان کشف و شهود تلقی کردم.

دوست عزیز من نگفتم همه عالم همچین برداشتی کردند.جدا از اینکه عرفا دست به توجیه و تفسیر به رای خوبی دارند، من دیدم دروغ های مولوی به خدا و حضرت علی و پیامبران را هم توجیه کردند،اقای حسن زاده املی که جای خود دارد.

موفق و سربلند باشید@};-

کافی;1007376 نوشت:
آن نامه و جوابش، در مقام تصور و فرض است، و این برای یک شاعر، امر پیچیده ای نیست که بخواهد چنین تصوری داشته باشد.

برادر عزیز من کاری ندارم که مقام و منزلت است یا دلداری یا فرض و اغراق

اگر بر فرض و اغراق باشد هرکس می تواند هرچی می گوید به خدا نسبت دهد، ال شیخ رهبر وهابی های عربستان هم می تواند بگوید خدا به من نامه نوشت، گفت: ابوبکر و عمر پادشاهان ملک سخنند و وقتی سیاره اورانوس این حرف را شنیده از شادی چهچه زده

سخن من خیلی خیلی روشن است از روایات یا قرآن ثابت بفرمایید که کسی به جز معصوم اجازه دارد سخنانش را به خدا منسوب کند.

این قران:

http://parsquran.com/

این بحار الانوار 110 جلدی با 85000 حدیث:

http://lib.eshia.ir/71860/47/303

قدیما;1007383 نوشت:
سلام

دوست عزیز کلام امیر المومنین مشخصه و شما ان را تفسیر به رای کردید

حضرت علی(ع): ائمه پادشاه و ریشه و بقیه شاخه هستند

طبق تفسیر شما امیر المومنین باید می فرمودند ما پادشاه بزرگ هستیم و دیگران پادشاهان کوچک

دوست عزیز من نگفتم همه عالم همچین برداشتی کردند.جدا از اینکه عرفا دست به توجیه و تفسیر به رای خوبی دارند، من دیدم دروغ های مولوی به خدا و حضرت علی و پیامبران را هم توجیه کردند،اقای حسن زاده املی که جای خود دارد.

موفق و سربلند باشید@};-

باسمه الحکیم
اولا که شما در پست 7 خود حدیث را این گونه ترجمه کردید: «ما (امامان) پادشاهان سخنیم، رگ و ريشه هاى سخن در ما دويده و شاخه هاى آن بر ما آويخته است.»
اما اینجا ترجمه می کنید «بقیه شاخه هستند»
سوالم اینجاست این ترجمه شما خود تفسیر به رای نیست
در کجای حدیث صحبت از دیگران شده؟
حدیث این است: «و انا لامراء الکلام و فينا تنشبت عروقه و علينا تهدلت غصونه»
عبارت «تهدلت غصونه» چنانچه خود شما در پست 7 ترجمه کرده اید، به معنای «
شاخه هاى آن بر ما آويخته است» اصلا حضرت در این عبارت کاری به دیگران ندارند که شما اینجا نوشتید «بقیه شاخه هستند»
ثانیا: بحث مولوی و اشعار او، فعلا ربطی به این تاپیک ندارد، والا پاسخ شما را می دادم.

موضوع قفل شده است