جمع بندی آیا خدای یکتا تکامل یافته خدایان پیشین است؟

تب‌های اولیه

53 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

فروردین;1028396 نوشت:
هندوها و زرتشتیها اعتقاداتشون بر عکس همه.
در مذهب زرتشتی اهورا خدای خوبه و دیوها مظهر پلیدی اند. اما در آیین هندو دیوها خدایان خوبند و آسوراها مظهر پلیدی. احتمالا اختلافشون به همین دلیله که هر کدوم چیزی رو می پرستند که دیگری پلید می دونه.

گذشته از اینکه کدام خدا خوب است و کدام پلید(اگر خواستید بیشتر توضیح میدهم) ، بحث برسر یکتایی بود.
هندیان خدای ایرانیان را یکی میدانند(اهورا) اما خدای خودشان چندتا(دیوها) هستند. (یعنی یکتاپرستی ایرانیان)

جمع بندی

 

پرسش:

در بسیاری از جاها خوانده ام که خدای یکتا تکامل یافته خدایان پیش از خود است به این معنی که همانطور که انسان پیشرفت عقلی و اجتماعی کرد و در همه علوم پیشرفت کرد، در علم خداشناسی هم پیش رفت کرد و به این نتیجه رسید که خداباید یکتا باشد. البته مسلمانان این مطلب را قبول ندارند. حال من می خواهم بدانم دلایل مسلمانان برای رد این موضوع چیست؟

 

پاسخ:

تردیدی نیست که خداباوری در ادیان و اقوام مختلف، دارای تفاوت هایی است و گاهی خداوند آنچنان متعالی و دور از دسترس است که توصیف بردار نیست و حتی نمی توان آن را موجود توصیف کرد و گاهی چنان در دسترس است که آن را مجسم و دارای شخص انسانی می دانند.

در مواجهه با این واقعیت تاریخی، حداقل دو رویکرد وجود دارد:

1. بنا بر یک رویکرد قرآنی - که متکی به وحی و علم الهی است- از ابتدا خداباوری اصل مسلمی بوده است که آدم (علیه السلام) و نسل او به آن معتقد بوده و خداوند را یکتا می دانستند و انبیای بعدی نیز از توحید و یکتا بودن خداوند سخن می گفتند اما مخالفان و یا حتی پیروانشان بواسطه عوامل مختلف، بعد از مدتی به شرک مبتلا می شدند و مثلا گوساله پرست می شدند( «إِنَّ الَّذينَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَيَنالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ ذِلَّةٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرينَ»(1)؛ یعنی: « كسانى كه گوساله را(معبود خود) قرار دادند، بزودى خشم پروردگارشان، و ذلّت در زندگى دنيا به آنها مى ‏رسد؛ و اينچنين، كسانى را كه(بر خدا) افترا مى‏ بندند، كيفر مى دهيم» ) و یا به تثلیث معتقد می شدند( «لَقَدْ كَفَرَ الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَ قالَ الْمَسيحُ يا بَني‏ إِسْرائيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ ما لِلظَّالِمينَ مِنْ أَنْصارٍ»(2)؛ یعنی: « آنها كه گفتند: خداوند همان مسيح بن مريم است، بيقين كافر شدند، (با اينكه خود) مسيح گفت: اى بنى اسرائيل! خداوند يگانه را، كه پروردگار من و شماست، پرستش كنيد! زيرا هر كس شريكى براى خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام كرده است؛ و جايگاه او دوزخ است؛ و ستمكاران، يار و ياورى ندارند» ) و ... بنابراین، خداباوری و یکتاباوری، اصل مسلم دینی است که از ابتدای تاریخ نسل آدم، مطرح بوده است و دچار تکامل نشده است اگرچه همیشه در کنار این اصل، شرک و نفی توحید و یا الحاد و انکار خدا نیز به مثابه یک انحراف مطرح بوده است و توسط برخی از انسانها ترویج می شد.

2. اما رویکرد دیگری نیز در عصر مدرن شکل گرفت مبنی بر این که آنچه امروز در دسترس ما است، محصول تکامل و انتخاب طبیعی است. این ایده زیست شناسانه چنان تسلطی بر اذهان پیدا کرد که در حوزه های دیگر علمی نیز توسط برخی از متفکران به کار بسته شد. از این منظر، مفاهیم اخلاقی و دینی (مثلا خوبی عدالت و توحید و یکتاباوری و ...) نیز محصول تکامل ذهن بشری است که به نحو طبیعی و بشری پدید آمد و به نقطه فعلی رسید و باید همین مسیر تکاملی را بپیماید و به نقطه مطلوب دست یابد. این متفکران سعی می کنند شواهد تاریخی در متون به جا مانده از اقوام مختلف را به نحوی تنظیم کنند که این انگاره تقویت شود مفهوم خدای یکتا، سابقه تاریخی نداشته و به مرور زمان و با تکامل ذهن و مفاهم دینی، پدید آمده است و کاملا بشری و ناشی از سیر طبیعی بوده است.

متفکران مسلمان عمدتا رویکرد2 را قبول ندارند؛ برخی از آنها حتی در حوزه زیست شناسی با نظریه تکامل مخالفند و برخی از آنها با تعمیم این اصل به سایر حوزه ها مخالفند. مخالفت آنها از چند طریق ابراز می شود:

1. بیان محدودیت ها و اشکالات و حفره های معرفتی این نظریه و تعمیم آن به تمامی حوزه ها: در این بخش متفکران می کوشند نشان بدهند اولا خودِ نظریه تکامل چه اشکالاتی دارد (از جمله این که شواهد این نظریه، نهایتا فقط تغییرات تدریجی را اثبات می کند نه تغییر نوعی. حتی بر فرض اثبات تغییر نوعی نیز، متکاملتر بودن یکی نسبت به دیگری را اثبات نمی کند) و ثانیا تعمیم این نظریه به سایر حوزه های بشری چه ایرادی دارد.

2. نقد شواهد تاریخی و یا نقض استنتاجی که از این شواهد ارائه می شود: یعنی فارغ از درستی یا نادرستی نظریه تکامل و ذهنیت تعمیمی آنها، شواهد تاریخی برای اثبات تکاملی بودن یکتاباوری نقد و بررسی شوند و روشن گردد که اولا این شواهد تاریخی محدود و ناچیز است و ثانیا قابل تفاسیر مختلف است و ثالثا بسیاری از احوال و عقاید باستانی از بین رفته و یا چه بسا تحریف شده هایش باقی مانده و غیره.

3. بیان تناقض این تبیین با رویکرد قرآنی و دینی که متصل به وحی و علم الهی است و حاکم بر دستاوردهای بشری خطاپذیر است: توضیح این مطلب در قسمت رویکرد قرآنی گذشت.

 

پی نوشت ها:

1. اعراف: 152

2. مائده:  72