جمع بندی آیا خداوند در قرآن تعدد زوجات و ازدواج موقت را برای مردان روا داشته است؟

تب‌های اولیه

140 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

میقات;997674 نوشت:

«هیچ محدودیتی» را از کجا می آورید؟! آیه قرآن، سقف تعیین کرده، تا چهار تا.

تعیین سقف، در جایی معنا دارد که انجام آن کار جایز و حلال باشد؛ و الا در صورت حرمت، چه فرقی هست بین دو تا و سه تا و...؛ دیگر تعیین سقف لازم ندارد.

خداوند سقفی مشخص نکرده چرا که در غیر اینصورت می فرمود تا چهار زن بیشتر نگیرید نه اینکه بگوید هرچه دلتان خواست بگیرید، دوتا دوتا ، سه تا سه تا، چارتا چارتا .... ، صدتا صدتا، پانصد تا پانصدتا،خلاصه این رشته سر دراز دارد.
آیا نبودند کسانی که خود را مسلمان می دانسته و بیش از پانصد یا شاید هزار زن اختیار کرده اند؟!
مثل این است که شخصی بگوید پنج تا پنج تا بیایید داخل بعد کسی تصور کند حد اکثر پنج نفر اجازه دارند بروند داخل!

میقات;997674 نوشت:

اگر تعدد زوجات حرام باشد، با نزول این آیه، آن شخص باید به غیر از یک همسر، همه همسرانش را طلاق بدهد زیرا چنین ازدواجی باطل و حرام است و ادامه اش، نافرمانی است.

لذا اگر تعدد زوجات حرام بود، نباید خداوند بعدش اجازه بدهد همه توجهتان به یکی نباشد؛ زیرا این ادامه حرام و تایید حرام است. ازدواجی که باطل است، ادامه دادن ندارد.

پس وقتی ادامه اش را خداوند اجازه می دهد، معلوم می شود حرام نیست، خداوند هیچ گاه به حرام توصیه نمی کند.

وَلَا تَنْكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ - ازدواج با زن بابا حرام است الا آنکه در گذشته اتفاق افتاده
وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ - ازدواج با دو خواهر حرام است الا آنکه در گذشته رخ داده،
چرا در این موارد، با وجود اینکه عمل حرامی انجام شده، خداوند حکم به طلاق نداده؟!
کسی که در گذشته دو خواهر را به عقد خود درآورده از روی جهالت چنین کرده
کسی هم که گناهی انجام می دهد باز از روی جهالت است.

میقات;997674 نوشت:

این آیه یکی از مراحل حرمت شراب است. (قرآن حکم حرمت شراب را به تدریج و در چهار مرحله بیان می کند؛ این موردی که شما اشاره می کنید، یک مرحله به آخر مانده است)

بعد از این آیه، حکم حرمت شراب، با صراحت و قطعیت بیان می شود:

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ‏»(مائده: 5/ 90)

لذا استدلال شما در صورتی صحیح است که مرحله دیگری برای بیان صریح حرمت شراب، نبوده باشد.

اگر آیه ای مانند این در تحریم تعدد زوجات دارید لطفا بیاورید.



لطفاً آن مراحل دیگر را در اینجا قید کن تا ببینیم سیر تطور آن به چه صورت بوده ، از قوی به ضعیف آمده یا از ضعیف به قوی، مرحوم طباطبایی در باره نظر شما و روایتی که پیش تر به آن اشاره کردم می نویسد:

نقل قول:
جا دارد این روایت حمل شود بر این که مراد از تحریم شراب توضیح تحریم آن است ، و گرنه روایت عیبى پیدا کند، که نمى توان به آن اعتنا نمود، و آن این است که مخالف با کتاب خدا خواهد بود، براى این که آیه سوره اعراف شراب را صریحا به عنوان اثم تحریم کرده ، و آیه بقره تصریح مى کند به این که در خمر اثمى بزرگ است ، پس معلوم مى شود شراب قبل از هجرت در مکه تحریم شده بوده ، چون سوره اعراف در مکه نازل شده ، و احدى اختلاف نکرده در این که آیه مورد بحث یعنى آیه سوره نساء در مدینه نازل شده است .

خباء;997676 نوشت:
پاسخ اول :

1
وَلَن تَسْتَطِيعُوا أَن تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ وَإِن تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا
129 نسا
عدالت بین النسا یک عدالت مقایسه ای است. ( ان تعدلوا بین النساء )
عدالت مقایسه ای یا بین النسا ، ممکن نیست.
2
وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَىٰ فَانكِحُوا مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاءِ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَلَّا تَعُولُوا

اما عدالت فی النسا یا للنسا ممکن است. ( الا تقسطوا فی الیتامی - الا تعدلوا فی النساء )
آیه سوم نسا درباره این نوع عدالت است.
الاتقسطوا فی الیتامی
الاتعدلوا فی النساء

سلام

راستش من این عبارات و طبقه بندی ها را متوجه نمی شوم، لطفاً از هریک، عدالت بین النساء و فی النساء مثالی بزنید

shahed1;997715 نوشت:
سلام

راستش من این عبارات و طبقه بندی ها را متوجه نمی شوم، لطفاً از هریک، عدالت بین النساء و فی النساء مثالی بزنید

سلام

1

لن تستطیعوا ان تعدلوا بین النسا

یعنی نمیتوان هر کاری برای یک زن انجام میدهید برای دیگری انجام بدهید. این نوع عدالت در توانایی شما نیست. اینکه اگر به فلانی دو میلیون نفقه میدهید باید به دیگری همانقدر بدهید. اگر برای فلانی هر روز گل میخرید برای دیگری هم هر روز گل بخرید.

2

(ان خفتم الاتقسطوا فی الیتامی و ان لا تعدلوا )

یعنی باید قسط و عدالت را برای هر کدام رعایت کنید. مثلا
عدالت در مورد زنان یعنی عدالت برای هر یک اجرا شود. باید نفقه به آنها بدهید. ممکن است به یک زن نفقه معمولی بدهید و به دیگری چند میلیون ماهیانه پول بدهید.
مثلا ممکن است با یکی هفته ای چهار بار مواقعه داشته باشید و با یکی هر ماه یکبار. ولی به هر حال مواقعه دارید و و نفقه میدهید و او را رها نکردید. باید حسن معاشرت داشته باشید دیگر مهم نیست با یکی خیلی انس دارید و خیلی دل و قلوه میدهید.
عدالت در مورد یک زن چیست؟ برای زن دوم و سوم نیز همینطور.. نفقه بده مواقعه و مضاجعه داشته باش و حسن معاشرت داشته باش و تمام. مقایسه نکن...

خباء;997719 نوشت:
سلام

1

لن تستطیعوا ان تعدلوا بین النسا

یعنی نمیتوان هر کاری برای یک زن انجام میدهید برای دیگری انجام بدهید. این نوع عدالت در توانایی شما نیست. اینکه اگر به فلانی دو میلیون نفقه میدهید باید به دیگری همانقدر بدهید. اگر برای فلانی هر روز گل میخرید برای دیگری هم هر روز گل بخرید.

2

(ان خفتم الاتقسطوا فی الیتامی و ان لا تعدلوا )

یعنی باید قسط و عدالت را برای هر کدام رعایت کنید. مثلا
عدالت در مورد زنان یعنی عدالت برای هر یک اجرا شود. باید نفقه به آنها بدهید. ممکن است به یک زن نفقه معمولی بدهید و به دیگری چند میلیون ماهیانه پول بدهید.
مثلا ممکن است با یکی هفته ای چهار بار مواقعه داشته باشید و با یکی هر ماه یکبار. ولی به هر حال مواقعه دارید و و نفقه میدهید و او را رها نکردید. باید حسن معاشرت داشته باشید دیگر مهم نیست با یکی خیلی انس دارید و خیلی دل و قلوه میدهید.
عدالت در مورد یک زن چیست؟ برای زن دوم و سوم نیز همینطور.. نفقه بده مواقعه و مضاجعه داشته باش و حسن معاشرت داشته باش و تمام. مقایسه نکن...

سلام

رعایت قسط در باره یتیمان و عدالت بین زنان دو مقوله جدا گانه هستند پس آنها را با یکدیگر مخلوط نکنید!
عبارت : و ان خفتم الا تقسطوا فى الیتامى فانکحوا، قسطی که در آیه آمده در ارتباط با آیه قبل از خودش می باشد و ربطی به مسائل زنا شویی ندارد:

نقل از المیزان

نقل قول:
خواننده محترم اگر در این معنا دقت کند و آنگاه مجددا به مطالعه آیه زیر بر گردد که مى فرماید:
(و ان خفتم الا تقسطوا فى الیتامى فانکحوا) آن وقت ارتباط آن را با آیه قبلش (و آتوا الیتامى اموالهم ) خوب مى فهمد و برایش ‍ روشن مى شود که آن آیه در بین کلام جنبه ترقى را دارد و نهى در آیه قبلى را ترقى مى دهد و معناى مجموع دو آیه چنین مى شود: (درباره ایتام تقوا پیشه کنید و خبیث را با طیب عوض ننمائید و اموال آنان را مخلوط با اموال خود مخورید، حتى اگر ترسیدید که در مورد دختران یتیم نتوانید رعایت عدالت بکنید و ترسیدید که به اموالشان تجاوز کنید و از ازدواج با آنها به همین جهت دل چرکین بودید مى توانید آنان را به حال خود واگذار نموده و با زنانى دیگر ازدواج کنید با یک نفر، دو نفر، سه نفر و چهار نفر.

پس اگر کسی بیم آن دارد که نتواند درباره یتیمان به قسط( = آنچه قرآن برای ایشان سفارش کرده) رفتار کند می تواند هرچه دلش خواست از زنان غیر یتیم، دوتا دوتا ، سه تا سه تا، چارتا چارتا،.... بستاند ولی اگر دوباره بیم آن دارد که در اینصورت نیز نتواند بین زنان عدالت برقرار کند پس یکی بیشتر به همسری انتخاب نکند که این به عدالت و تقوا نزدیکتر است.

و همانگونه که شما خودتان نوشتید:

نقل قول:
یعنی نمیتوان هر کاری برای یک زن انجام میدهید برای دیگری انجام بدهید. این نوع عدالت در توانایی شما نیست.

و این همان چیزی است که پروردگارمان می فرمایند: وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ – هر کاری کنید نمی توانید بین زنان عدالت برقرار کنید.
بنابر این یک زن بیشتر اتخاذ ننمایید، و چنانچه به این مسئله توجه نکردید و گرفتید، لا اقل یکی را نچسبید و بطور کامل دست از سر دیگری بردارید و زناشویی با او را به حالت تعلیق در آورید!

shahed1;997734 نوشت:
قسطی که در آیه آمده در ارتباط با آیه قبل از خودش می باشد و ربطی به مسائل زنا شویی ندارد

سلام
من که نگفتم قسط درباره یتیمان مربوط به مسائل زناشویی است.
اصلا صحبت من درباره '' ان لاتعدلوا '' بود نه درباره ''الاتقسطوا''
ولی چون درباره هر دو، این مطلب صادق هست هر دو رو بهت گفتم.
اصلا به ارسال قبلی نگاه کن ببین من حرف از یتیم زدم؟!! یا همش درباره عدالت زناشویی بود؟ نمیدونم چرا اصل حرف رو رها کردی چسبیدی به حاشیه!
مثلا همین حرفی که از المیزان اوردی رو نگاه کن :
((اگر ترسیدید که در مورد دختران یتیم نتوانید رعایت عدالت بکنید و ترسیدید که به اموالشان تجاوز کنید و از ازدواج با آنها به همین جهت دل چرکین بودید))

اینجا نمیگه بین یتیمان قسط و عدالت برقرار کنید. کاری به مقایسه اینها نداره.
میگه درباره هر یتیم باید اینطور بود و اموالش رو نخورد و اموالش رو با اموال خودت قاطی نکنی و ....

درمورد عدالت هم میگه اگه میترسی عدالت رو درباره یتیمان رعایت نکنی برو از زنان غیر یتیم بگیر.
ولی درباره زنان غیر یتیم باید عدالت رو رعایت کنی.
اینجا عدالت مربوط به عدالت زناشویی هست.

ولی نمیگه عدالت بین زنها رو رعایت کن ، بلکه میگه عدالت درباره اونها رو رعایت کن.

برات توضیح دادم مثال هم زدم که تفاوت عدالت بینابینی و عدالت موردی چی هست.
اینها مربوط به آیه سوم سوره نساء هستش.

اما در ایه 129 میگه
لن تستطیعوا ان تعدلوا بین النسا
عدالت بینابینی در توان شما نیست تا لازم باشه رعایت کنید.
نمیدونم دیگه چرا با توضیحات قبلی رفتی زوم کردی رو یتیمان!

shahed1;997734 نوشت:

و همانگونه که شما خودتان نوشتید:

من میگم آیه 129 درباره عدالت بینابینی هست که در توان ما نیست.
اما آیه 3 درباره قسط و عدالت موردی هست که در توان ما هست.

shahed1;997734 نوشت:

بنابر این یک زن بیشتر اتخاذ ننمایید،

سلام و عرض ادب

دقیقا همین رو در متن آیه به بنده نشون بدید که خداوند گفته بیشتر از یک زن نگیرید !

خدایی که خودش گفته دو تا یا سه تا یا چهارتا بگیرید

چرا خودش باید بدون قید بگه یکی بیشتر نگیرید!

چرا از خودتون به ایه تفسیر و معنی اضافه می کنید؟؟؟؟

یکم به کار خودتون فکر کنید!

گفته شده اگر از رعایت عدالت ترس دارید ، یکی بیشتر نگیرید !

شما قید رو حذف کردید و فقط یکی بیشتر نگیرید رو می بینید!

مثل اینکه ویل للمصلین رو ببینید

بعد بگید خدا گفته وای بر نمازگزاران !!!!

پس نباید نماز بخونیم !!!!

یا این آیه :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ


و بگیم

خدا گفته ای کسانی که ایمان آوردید

به نماز نزدیک نشید!!!!

پس نباید نماز بخونیم !

با این دیدگاه شما به همه آیات قرآن می شه معنای دلخواه شخص رو اضافه کرد!!!!

الان صهیونیست ها هم از همین روش شما استفاده کردن و می گن طبق فلان آیه قرآن ، فلسطین مال ماست!!!!!

خباء;997736 نوشت:
سلام
من که نگفتم قسط درباره یتیمان مربوط به مسائل زناشویی است.
اصلا صحبت من درباره '' ان لاتعدلوا '' بود نه درباره ''الاتقسطوا''
ولی چون درباره هر دو، این مطلب صادق هست هر دو رو بهت گفتم.
اصلا به ارسال قبلی نگاه کن ببین من حرف از یتیم زدم؟!! یا همش درباره عدالت زناشویی بود؟ نمیدونم چرا اصل حرف رو رها کردی چسبیدی به حاشیه!
مثلا همین حرفی که از المیزان اوردی رو نگاه کن :
((اگر ترسیدید که در مورد دختران یتیم نتوانید رعایت عدالت بکنید و ترسیدید که به اموالشان تجاوز کنید و از ازدواج با آنها به همین جهت دل چرکین بودید))

اینجا نمیگه بین یتیمان قسط و عدالت برقرار کنید. کاری به مقایسه اینها نداره.
میگه درباره هر یتیم باید اینطور بود و اموالش رو نخورد و اموالش رو با اموال خودت قاطی نکنی و ....

درمورد عدالت هم میگه اگه میترسی عدالت رو درباره یتیمان رعایت نکنی برو از زنان غیر یتیم بگیر.
ولی درباره زنان غیر یتیم باید عدالت رو رعایت کنی.
اینجا عدالت مربوط به عدالت زناشویی هست.

ولی نمیگه عدالت بین زنها رو رعایت کن ، بلکه میگه عدالت درباره اونها رو رعایت کن.

برات توضیح دادم مثال هم زدم که تفاوت عدالت بینابینی و عدالت موردی چی هست.
اینها مربوط به آیه سوم سوره نساء هستش.

اما در ایه 129 میگه
لن تستطیعوا ان تعدلوا بین النسا
عدالت بینابینی در توان شما نیست تا لازم باشه رعایت کنید.
نمیدونم دیگه چرا با توضیحات قبلی رفتی زوم کردی رو یتیمان!

سلام

به خدا قسم می خورم که باور کنی، باور کن من سر از این چیزایی که نوشتی در نمی آورم

خباء;997737 نوشت:
من میگم آیه 129 درباره عدالت بینابینی هست که در توان ما نیست.
اما آیه 3 درباره قسط و عدالت موردی هست که در توان ما هست.

این چیزهایی که شما درباره انواع عدالت می گویید مربوط به قوانین و رسومی است که فقها و یا مفتی ها، بر اساس مستندات مذاهب و فرقه های خود که غالباً، حتی در مورد یک مذهب نیز ممکن است با یکدیگر فرق داشته باشند، وضع می کنند.
قرآن حرف پیچیده ای نمی زند. چرا بیخود مسئله را کش می دهید و می پیچانید؟!
می فرماید هر چه دلتان خواست همسر انتخاب کنید اما اگر بیم آن دارید که نتوانید بینشان عدالت برقرار کنید یکی بیشتر نگیرید، باز می فرماید شما هرچه تلاش کنید نمی توانید بین زنها عدالت برقرار کنید.
در تعریف عدالت گفته اند: مرز بین افراط و تفریط، نه ذره ای بالاتر و نه ذره ای پایین تر، این آن چیزی است که خداوند می گوید نمی توان آن را بین زنان رعایت کرد، هر چیزی غیر از این دیگر نامش عدالت نیست.
می فرمایی عدالت موردی؟ آیا در عدالت موردی هیچ افراط و تفریطی صورت نمی پذیرد؟ اگر بگویی می پذیرد، پس دیگر نامش عدالت نیست و اگر بگویی نمی پذیردخواهم گفت: أَأَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ - شما بهتر می دانید یا الله؟ خداوند که می گوید می پذیرد.

shahed1;997734 نوشت:

بنابر این یک زن بیشتر اتخاذ ننمایید،

شروحیل;997740 نوشت:

با این دیدگاه شما به همه آیات قرآن می شه معنای دلخواه شخص رو اضافه کرد!!!!

الان صهیونیست ها هم از همین روش شما استفاده کردن و می گن طبق فلان آیه قرآن ، فلسطین مال ماست!!!!!

سلام

اینگونه که پیداست، شما دارید مثل صهیونیست ها عمل می کنید. من نوشته ام بنابر این... بنا بر چه چیزی؟ چرا آن چیز را حذف می کنی تا نتیجه دلخواه خودت را بگیری؟
در هر صورت عیب نداره چون می دونم نیتت بد نیست

shahed1;997755 نوشت:
این چیزهایی که شما درباره انواع عدالت می گویید مربوط به قوانین و رسومی است که فقها و یا مفتی ها، بر اساس مستندات مذاهب و فرقه های خود که غالباً، حتی در مورد یک مذهب نیز ممکن است با یکدیگر فرق داشته باشند، وضع می کنند.
قرآن حرف پیچیده ای نمی زند. چرا بیخود مسئله را کش می دهید و می پیچانید؟!
می فرماید هر چه دلتان خواست همسر انتخاب کنید اما اگر بیم آن دارید که نتوانید بینشان عدالت برقرار کنید یکی بیشتر نگیرید، باز می فرماید شما هرچه تلاش کنید نمی توانید بین زنها عدالت برقرار کنید.
در تعریف عدالت گفته اند: مرز بین افراط و تفریط، نه ذره ای بالاتر و نه ذره ای پایین تر، این آن چیزی است که خداوند می گوید نمی توان آن را بین زنان رعایت کرد، هر چیزی غیر از این دیگر نامش عدالت نیست.
می فرمایی عدالت موردی؟ آیا در عدالت موردی هیچ افراط و تفریطی صورت نمی پذیرد؟ اگر بگویی می پذیرد، پس دیگر نامش عدالت نیست و اگر بگویی نمی پذیردخواهم گفت: أَأَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ - شما بهتر می دانید یا الله؟ خداوند که می گوید می پذیرد.

حرفای من چه ربطی به رسم و رسوم و مفتی ها داره ؟!!
باز داری حاشیه میری...
یه نگاه به آیه قرآن بنداز نوشته :
لن تستطیعوا ان تعدلوا بین النسا
یعنی نمیتونی عدالت ( به قول شما دوری از افراط و تفریط ) بین زنها را رعایت کنی.
واقعا پیچیده است؟!

به این سوال جواب بده :
آیا مردها میتوانند در مورد یک زن عدالت رو اجرا کنند ؟
بله
این عدالت چیه ؟
مثلا نفقه دادن، حسن معاشرت،مهریه،مجامعت یا مواقعه،مضاجعه

این عدالت هست یا نه ؟! میتونی بگی کسی که اینها رو رعایت میکنه عدالت رو اجرا نکرده ؟!
به این میگن عدالت درباره زن

در آیه سوم سوره نساء میگه عدالت را درباره زنها اجرا کن ، نمیگه عدالت رو بین زنها اجرا کن.

یعنی برای هر زنی که میگیری باید موارد زیر را اجرا کنی تا عدالت اجرا بشه :
مهریه ، نفقه ، حسن معاشرت ، مواقعه ، مضاجعه

خباء;997761 نوشت:
حرفای من چه ربطی به رسم و رسوم و مفتی ها داره ؟!!
باز داری حاشیه میری...

عرض کردم فقها یا مفتی ها، آیا حرفهای شما ربطی به رسم و رسوم فقها ندارد؟!
یعنی شما از خودتان این اصطلاحات فقهی مانند: حق مضاجعه ( 4 شب ) و حق مواقعه ( 4 ماه ) را اختراع کرده اید و بعد دست بر قضا دقیقاً شبیه آن چیزی شده که فقها می گویند؟!

خباء;997761 نوشت:

یه نگاه به آیه قرآن بنداز نوشته :
لن تستطیعوا ان تعدلوا بین النسا
یعنی نمیتونی عدالت ( به قول شما دوری از افراط و تفریط ) بین زنها را رعایت کنی.
واقعا پیچیده است؟!

به این سوال جواب بده :
آیا مردها میتوانند در مورد یک زن عدالت رو اجرا کنند ؟
بله
این عدالت چیه ؟
مثلا نفقه دادن، حسن معاشرت،مهریه،مجامعت یا مواقعه،مضاجعه

این عدالت هست یا نه ؟! میتونی بگی کسی که اینها رو رعایت میکنه عدالت رو اجرا نکرده ؟!
به این میگن عدالت درباره زن

در آیه سوم سوره نساء میگه عدالت را درباره زنها اجرا کن ، نمیگه عدالت رو بین زنها اجرا کن.

یعنی برای هر زنی که میگیری باید موارد زیر را اجرا کنی تا عدالت اجرا بشه :
مهریه ، نفقه ، حسن معاشرت ، مواقعه ، مضاجعه

در مورد رعایت قسط بین یتیمان نیز همین کا را کردی، حرف فی در عبارت: تقسطوا فی الیتامی را، که درباره حفظ اموال آنها صحبت می کند و ربطی به مسئله زناشویی ندارد، گرفتی و با آن عبارت: تعدلوا فی النساء را ساختی. حالا دوباره یک تعریفی دیگر را، که در مورد یک زن صادق است، گرفته ای و آن را به چندین زن تعمیم می دهی!
آنجا وقتی می گوید فی الیتامی، منظور یکایک یتیمان جامعه هستند نه چند تا زن یتیم باهم، درست مثل وقتی که می فرماید :
وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاءِ - از تو درباره زنان فتوی می خواهند ، اینجا بحث بر سر رعایت عدالت میان چندین زن است بنابر این اگر می خواهی مثالی بزنی برای یک زن نزن بعد آن را به چند زن تعمیم بده! اگر می توانی مثالی بزن که در باره رعایت عدالت زناشویی برای چندین زن صادق باشد.

shahed1;997772 نوشت:
عرض کردم فقها یا مفتی ها، آیا حرفهای شما ربطی به رسم و رسوم فقها ندارد؟!
یعنی شما از خودتان این اصطلاحات فقهی مانند: حق مضاجعه ( 4 شب ) و حق مواقعه ( 4 ماه ) را اختراع کرده اید و بعد دست بر قضا دقیقاً شبیه آن چیزی شده که فقها می گویند؟!

در مورد رعایت قسط بین یتیمان نیز همین کا را کردی، حرف فی در عبارت: تقسطوا فی الیتامی را، که درباره حفظ اموال آنها صحبت می کند و ربطی به مسئله زناشویی ندارد، گرفتی و با آن عبارت: تعدلوا فی النساء را ساختی. حالا دوباره یک تعریفی دیگر را، که در مورد یک زن صادق است، گرفته ای و آن را به چندین زن تعمیم می دهی!
آنجا وقتی می گوید فی الیتامی، منظور یکایک یتیمان جامعه هستند نه چند تا زن یتیم باهم، درست مثل وقتی که می فرماید :
وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاءِ - از تو درباره زنان فتوی می خواهند ، اینجا بحث بر سر رعایت عدالت میان چندین زن است بنابر این اگر می خواهی مثالی بزنی برای یک زن نزن بعد آن را به چند زن تعمیم بده! اگر می توانی مثالی بزن که در باره رعایت عدالت زناشویی برای چندین زن صادق باشد.

مفتی و فقیه چه فرقی میکند ؟! باز حاشیه میروی...
اینها اصطلاحات ساختگی نیست. قرآن نخواندی؟! یا تعقل نمیکنی؟!
یعنی تو نمیدانی زن حق مجامعت دارد؟!
یعنی تو نمیدانی زن حق هم خوابی دارد؟!
تا به حال آیه نشوز نخواندی؟! یا خودت را به خواب زدی و باز میخواهی حاشیه بروی؟!
لفظ مضاجعه رو از آیه نشوز استفاده کردم.
برای آمیزش هم از مجامعت و مواقعه و مانندش استفاده کردم.
در مورد 4 شب و 4 ماه باز هم از قرآن و عقل استفاده کردم.
لکن ذهن شما فقط دنبال حاشیه و برچسب زدن هست.
هر جا جواب نداری برچسب میزنی که من فلان و بهمانم...
اینا نشون میده شما حرفام رو میفهمی ولی علاقه ای نداری قبول کنی و با حرفهای حاشیه ای و بیهوده میخوای حاشیه درست کنی.
به نظرم تو جهل خودت بمون و برای من سناریو بساز و از فقیه و مفتی بگو...

در ادامه آن برچسبها و حاشیه سازی ها و گفتن از مفتی و فقیه...
درباره عدالت فی النساء یا للنساء ، یک سری سناریو سازی کردی و مصداق '' خودگویی و خودخندی ...عجب مرد هنرمندی! '' شدی.
من نظرم را بیان داشتم اما درباره دلایلم صحبت نکردم ولی شما برای خودتان بریدید و دوختید و به خودتان آفرین گفتید که جواب دادید لذا شما را با سناریوهای ساختگی تان تنها میگذارم تا این حس خوب پا برجا بماند.

خباء;997776 نوشت:

در مورد 4 شب و 4 ماه باز هم از قرآن و عقل استفاده کردم.

خب چطور از قرآن استفاده کردی؟!

shahed1;997778 نوشت:
خب چطور از قرآن استفاده کردی؟!

برو پسرجان! شما اگه اهل دانش و مشورت بودی شروع به برچسب زنی نمیکردی..
دیگه از من نقل نگیر و هر طور دوست داری تصور کن و سناریو واسه خودت بساز...

[="Tahoma"][="3"]

shahed1;997709 نوشت:
وقتی خداوند می فرمایند در حالت مستی به نماز نزدیک نشوید،

با سلام و درود

موضوع خوردن شراب با موضوع نکاح و ازدواج فرق می کند، لذا این مقایسه صحیح نیست.

انسان یک موقع می تواند شراب بخورد و یک موقع نخورد لذا یک موقع مرتکب گناه می شود و موقعی دیگر نمی شود؛ ولی نکاح یک چیز مستمر و همیشگی است یعنی کسی که ازدواج کرده، عقد ازدواجش در هر لحظه جاری و باقی است؛ آن هم موضوع نکاح و عِرض و... که بسیار مهم است.

لذا اگر تعدد زوجات ممنوع و حرام باشد، لحظه به لحظه در حال انجام حرام است؛ پس باید بیانی روشن و آشکار بیاید و آن را منع کند؛ و چنین بیانی نیامده بلکه تاییدی بر ادامه آن آمده و خداوند می فرماید «فلا تمیلوا ...»

بنابر این نمی توان این آیه را با آیه صلاة مقایسه کرد و حکم حرمت برای تعدد زوجات ثابت کرد. مگر می شود چیزی حرام باشد و خداوند توصیه به آن بکند و یا با آن کنار بیاید؟![/][/]

[="Tahoma"][="3"]

shahed1;997711 نوشت:
حرف من این نیست، مقایسه من فقط برای این بود...

تکرار مکررات می کنید. عرض کردم یکی انشاء و دیگری إخبار است؛ شما باز هم سخنان قبلتان را تکرار می کنید. وقتی یکی إخبار و یکی انشاء است، دیگر مقایسه نمی شوند.

shahed1;997711 نوشت:
خداوند به حرام توصیه نکرده بلکه دارد عوارض و پیامدهای فعل حرام را کاهش می دهد تا زنانی که هوو سرشان آمده و بلعکس، کمتر صدمه ببینند.

شرمنده؛ ولی این ها بازی با قرآن و کلام الهی است. مدعی هستید تعدد زوجات حرام است ولی خداوند به کسانی مرتکب حرام می شوند می گوید لااقل همه توجهتان به یکی نباشد!!

این اشتباه است. اگر حرام باشد، خداوند آن را تایید نمی کند:

«إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»؛ خداوند (هرگز) به كار زشت فرمان نمى ‏دهد! آيا چيزى به خدا نسبت مى ‏دهيد كه نمى ‏دانيد؟!(اعراف: 7/ 28)

«وَ مَنْ يَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّيْطانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر»؛ هر كس پيرو شيطان شود (گمراهش مى ‏سازد، زيرا) او به فحشا و منكر فرمان مى ‏دهد.(نور: 24/ 21)[/][/]

[="Tahoma"][="3"]

shahed1;997712 نوشت:
خداوند سقفی مشخص نکرده چرا که در غیر اینصورت می فرمود تا چهار زن بیشتر نگیرید نه اینکه بگوید هرچه دلتان خواست بگیرید، دوتا دوتا ، سه تا سه تا، چارتا چارتا .... ، صدتا صدتا، پانصد تا پانصدتا،خلاصه این رشته سر دراز دارد.

حرف شما وقتی صحیح است که «مثنی و ثلاث و رباع» نباشد، ولی وقتی خود خداوند این «ما طاب لکم من النساء» (از زنان دیگر هرچه دلتان می خواهد) را تفسیر کرده به دو تا و سه تا و چهار تا؛ دیگر نمی توان گفت محدوده ای ندارد.

همین تعدادی که خداوند شمرده است، تعیین محدوده برای «ما طاب» است.[/][/]

[="Tahoma"][="3"]

shahed1;997712 نوشت:
وَلَا تَنْكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ - ازدواج با زن بابا حرام است الا آنکه در گذشته اتفاق افتاده
وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ - ازدواج با دو خواهر حرام است الا آنکه در گذشته رخ داده،چرا در این موارد، با وجود اینکه عمل حرامی انجام شده، خداوند حکم به طلاق نداده؟!

«إلّا ما قَد سَلَف»

یعنی به خاطر آن چه در گذشته انجام شده، عذاب و عقاب نمی شوند.

ولی معنایش این نیست که در ادامه دادن آن هم مرتکب گناه نمی شوند؛ لذا اگر با همسر پدر ازدواج کرده و یا دو خواهر را در عقد دارند، نمی توانند این کار را ادامه دهند.

به بیان دیگر:
این تعبیر می گوید آن ازدواج های قبلی صحیح است و گناهی ندارد لذا فرزندانی که از آن ازدواج ها به دنیا امده اند حلال زاده هستند نه حرام زاده و احکام ارث و... در باره آن ها مانند سایر فرزندان، جاری است.

آیه را بخوانید؛ خداوند می فرماید:

«وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ‏ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ مَقْتاً وَ ساءَ سَبيلا»
و نكاح مكنيد زن پدر را (بعد از اين حكم) الّا آنچه از پيش كرده ‏ايد، زيرا اين كارى است زشت و مبغوض (خدا) و بد راه و رسمى است‏.(نساء: 4/ 22)

چگونه ممکن است کاری «فاحِشَةً وَ مَقْتاً وَ ساءَ سَبيلا» (زنا، متنفر و بد راهه) باشد و باز هم ادامه آن جایز باشد؟! لذا نیاز به گفتن طلاق نیست بلکه آشکار و واضح است که چنین ازدواجی نباید ادامه پیدا کند.

باز هم باید گفت:

«إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»؛ خداوند (هرگز) به كار زشت فرمان نمى ‏دهد! آيا چيزى به خدا نسبت مى ‏دهيد كه نمى ‏دانيد؟!(اعراف: 7/ 28)[/][/]

[="Tahoma"][="3"]

shahed1;997712 نوشت:
چرا در این موارد، با وجود اینکه عمل حرامی انجام شده، خداوند حکم به طلاق نداده؟!

روایت داریم که کبیشه (همسر ابوقیس یا ابوقبیس بن اسلت)، بعد از مرگ شوهرش، به ارث به فرزند شوهر رسید و...، آن زن نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) شکایت آورد پیامبر فرمودند فعلا صبر کن اگر دستوری از طرف خداوند آمد خبرت میکنم؛ این آیه نازل شد و پس از آن، آن زن [از ارث برده شدن و ازدواج با فرزند شوهر رها شد و] به نزد اهل و خویشانش بازگشت. در مدینه زن های دیگری هم بودند مانند کبیشه.(تفسیر قمی، ج 1، ص 134؛ تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 459)

علامه طباطبایی(ره) با استناد به همین روایت می گوید:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بين زنان و فرزندان شوهر از دنيا رفته آنان، جدايى انداخت، با اين كه پسر متوفى زن پدر خود را قبل از نزول اين آيه همسر خود كرده بود.(ترجمه تفسیر المیزان، ج 4، ص 422)[/][/]

چند نکته:

1. «وَ لَن تَستَطیعُوا أَن تَعدِلُوا...»(نساء: 4/ 129)؛ إخبار(خبر دادن) است به این که هرگز نمی توانید عدالت حقیقی را برقرار کنید؛ سپس در ادامه و با بیان «فَلا تَمیلُوا...» اشاره می فرماید [این معنایش این نیست که پس رعایت عدالت لازم نیست، خیر] باید مراتبی از عدالت را که می توانید رعایت کنید.

2. هیچ کدام از مخاطبان قرآن در صدر اسلام، از این آیات (آیات 3 و 129 سوره نساء)، حرمت و ممنوعیت تعدد زوجات را نفهمیده اند لذا به تعدد زوجات عمل می کرده اند.

3. در صدر اسلام و در زمان و حضور رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) و توسط خود آن حضرت و سایر صحابه و اصحاب، تعدد زوجات انجام می شده است. اگر حرام بود، قطعا پیامبر(صلی الله علیه و آله) انجام نمی دادند و دیگران را نیز از حرام الهی، باز می داشتند.

4. طبق تفاسیر روایی و روایات معصومین و سیاق خود آیات، مراد از اجرای عدالت در آیه (نساء: 4/ 3) عدالت در نفقه و رفتار و همسرداری و... است، ولی مراد از عدالت در آیه (نساء: 4/ 129) عدالت در تمایلات قلبی و محبت قلبی است؛ لذا آیات تعارضی ندارند و قید دیگری هم نیستند.

5. نظر قرآن بر تک همسری است، از اینرو نمی فرماید اگر علم دارید که نمی توانید عدالت را رعایت کنید، یک همسر انتخاب کنید، بلکه می فرماید ترس هم کافی است و اگر می ترسید و احتمال می دهید که نتوانید عدالت را رعایت کنید، تک همسری انتخاب کنید.

بنابر این:
هم بر اساس آیات، هم استناد به روایات، هم شواهد تاریخی مسلّم و عمل صحابه و...، شیعه و سنی اتفاق نظر دارند که اصل تعدد زوجات جایز و حلال است؛ لذا ادعایی غیر از این، باطل و مردود و غیر قرآنی است.

میقات;997781 نوشت:

با سلام و درود

موضوع خوردن شراب با موضوع نکاح و ازدواج فرق می کند، لذا این مقایسه صحیح نیست.

انسان یک موقع می تواند شراب بخورد و یک موقع نخورد لذا یک موقع مرتکب گناه می شود و موقعی دیگر نمی شود؛ ولی نکاح یک چیز مستمر و همیشگی است یعنی کسی که ازدواج کرده، عقد ازدواجش در هر لحظه جاری و باقی است؛ آن هم موضوع نکاح و عِرض و... که بسیار مهم است.

لذا اگر تعدد زوجات ممنوع و حرام باشد، لحظه به لحظه در حال انجام حرام است؛ پس باید بیانی روشن و آشکار بیاید و آن را منع کند؛ و چنین بیانی نیامده بلکه تاییدی بر ادامه آن آمده و خداوند می فرماید «فلا تمیلوا ...»

بنابر این نمی توان این آیه را با آیه صلاة مقایسه کرد و حکم حرمت برای تعدد زوجات ثابت کرد. مگر می شود چیزی حرام باشد و خداوند توصیه به آن بکند و یا با آن کنار بیاید؟!

سلام

در مورد شرابخواری مقایسه من برای این بود که نشان دهم ، مسئله بر سر بد و بدتر است، این که شراب خوردی بد است اما بدتر آن است که در حالت مستی به مسجد بروی و جلسه نماز را به هم بریزی. در مورد چند همسری نیز باز به همین صورت است، چند همسری بخاطر عدم رعایت مساوات در بین همسران بد است اما بدتر آن است که یک طرف تساوی را بطور کامل حذف کنی.
خداوند می فرمایند اگر یک طرف تساوی را بطور کامل حذف نکنی، از سر تقصیراتت خواهد گذشت چرا که او غفور و رحیم است و وجود عبارت غَفُورًا رَحِيمً در آخر آیه بخاطر همین است.
آیه ازدواج با محارم نیز به این جمله ختم می شود: وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا - و ازدواج با دو خواهر بطور همزمان حرام است، مگر آن ازدواجی که در گذشته اتفاق افتاده، بیگمان خداوند آمرزنده و مهربان است.
ملاحظه می کنید؟ خداوند نمی فرمایند تداوم چنین ازدواجی را بر هم بزنید بلکه می فرمایند خداوند غفور و رحیم است باشد که از سر گناهتان در گذرد.
اصلاً چرا راه دور برویم؟! در قرآن 145 بار این عبارت غفور رحیم آمده و در اکثر قریب به اتفاق آنها در پی نافرمانی و گناهی آمده است.
خداوند می فرمایند اگر نمی توانید عدالت را برقرار کنید، که صد درصد نمی توانید، فقط یک همسر انتخاب کنید، تک همسری به عدالت و تقوی نزدیکتر است، حال چنانچه کسی از روی جهالت و عدم آگاهی خلاف این امر الهی رفتار کرد، چنانچه کار خود را اصلاح نماید خداوند از تقصیراتش در می گذرد چرا که او غفور و رحیم است و اینگونه نیست که تا ابد به حسابتان گناه بنویسد.

إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(24:5)
مگر کسانی که توبه کنند و کارشان را اصلاح نمایند که خداوند قطعاً آمرزنده و مهربان است.

میقات;997783 نوشت:

حرف شما وقتی صحیح است که «مثنی و ثلاث و رباع» نباشد، ولی وقتی خود خداوند این «ما طاب لکم من النساء» (از زنان دیگر هرچه دلتان می خواهد) را تفسیر کرده به دو تا و سه تا و چهار تا؛ دیگر نمی توان گفت محدوده ای ندارد.

همین تعدادی که خداوند شمرده است، تعیین محدوده برای «ما طاب» است.

عبارت « مثنی و ثلاث و رباع» در اولین آیه سوره فاطر نیز آمده است. در آن آیه اگر تعداد بالهای ملائکه از چهار بال نیز بیشتر می تواند باشد پس چرا فقط به چهار بال اشاره می کند؟! چرا در آنجا چنین محدودیتی قائل نمی شوید؟ چون روایات زیادی وجود دارند که تعداد بالهای ملائکه را افزون بر این قید کرده اند، مثل آن روایتی که می گوید: وقتى جبرئیل نزد رسول خدا آمد ششصد بال داشت!
در حقیقت دوتا دوتا، سه تا سه تا، چارتا چارتا یک رشته عددی است که به این اعداد محدود نمی شود درست مثل آیه سوره فاطر.، هرچند که در آنجا بال ملائکه همچون دست خدا(ید الله) یک مفهوم کنایی است.
وقتی خداوند می فرمایند هرچه دلتان می خواهد بگیرید و بعد یک رشته عددی نا متناهی را تعریف می کنند و در پسش یک شرط محال می گذارند یعنی اینکه امکانش نیست بگیرید.
مثل این است عده ای را سر قابلمه ای بفرستی و بگویی هر تعداد بشقاب که دوست دارید بخورید بعد بگویید البته برای اینکه به همه برسذ یک بشقاب بیشتر نخورید، مگر نگفتی هرچه دلمان خواست بخوریم؟!

یا مکن با پیل‌بانان دوستی. یا بنا کن خانه‌ای در خورد پیل


اگر خداوند توصیه چند همسری کرده باید بستر آن را نیز فراهم می کرد:معضل کمبود مرد در کشورهای جهان - جهان - سلامت نیوز

shahed1;997758 نوشت:
سلام

اینگونه که پیداست، شما دارید مثل صهیونیست ها عمل می کنید. من نوشته ام بنابر این... بنا بر چه چیزی؟ چرا آن چیز را حذف می کنی تا نتیجه دلخواه خودت را بگیری؟
در هر صورت عیب نداره چون می دونم نیتت بد نیست

سلام و عرض ادب

شما بنابر آیه ای که معنای خاص خود را دارد ، معنای دلخواه خود را(تحریم تعدد) برداشت کرده اید

این کاری است که صهیونیست ها می کنند ! معنای دلخواه خود را از آیات قرآن برداشت می کنند!

چون قدرت ندارند تحریم حلال خدا را به آن اضافه کنند !

شما یا هر مرد دیگری آیا می تواند تمام خواسته های یک زن را برآورده کند و عدالت مورد نظر شما رو اجرا کند؟

بدون شک خیر !

پس هیچ مردی در این عالم ، با توجه به نظر شما، یک زن هم نباید بگیرد !

انتخاب بین بد و بدتر است !

تجاوز به زنان ودختران و کودکان ، تجاوز به حقوق یتیمان ، فحشا ، خود ارضایی ، افتادن به گناهان کبیره ، یا تعدد زوجین؟

کدام یک گناهش کمتر است؟

بدون شک تعدد زوجین

نماز نخواندن گناه بزرگی است ، اما کسی که از خود بی خود است ، یا در شرایط خاص است ، نباید نماز بخواند!
(لا تقربو الصلاة و...)

همیشه انتخاب بین بد و خوب نیست

گاهی باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کرد ...


عاقل، کسی نیست که خوب را از بد تشخیص دهد.

عاقل، کسى است که

بین بد و بدتر، بد را انتخاب کند.

مطالب السئول، ص 250.

به شخصی که به تعدد ازدواج نیاز دارد ،نمی توان گفت ازدواج نکن ، عفت پیشه کن!

برای این شخص تعدد زوجین ، حکم آب و غذا دارد!

اگر تعدد را انجام ندهد ، مرتکب گناهان کبیره خواهد شد .


[="Tahoma"][="3"]

shahed1;997791 نوشت:
در مورد چند همسری نیز باز به همین صورت است، چند همسری بخاطر عدم رعایت مساوات در بین همسران بد است اما بدتر آن است که یک طرف تساوی را بطور کامل حذف کنی.

با سلام و درود

ادعای نادرستی کرده اید و در آن مانده اید.

تعدد زوجات، یا حرام است یا حلال؛ اگر می گویید حرام است، دیگر بین بد و بدتر و... ندارد؛ نباید انجام شود. مگر در ضرورت گرفتار شده ایم که بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنیم. تعدد زوجات که اجباری نیست؛ پس اگر حرام است، ادامه دادن آن هم حرام است و نباید گفته شود حالا که مرتکب حرام می شوید لااقل این گونه باشید.

برای اثبات ادعای خود، حاضرید قبول کنید که خداوند ادامه دادن تعدد زوجاتی که حرام کرده است را جایز می داند و ...

یک بام و دو هوا که نمی شود؛ اگر حرام است، خداوند تایید نمی کند، اگر حلال است چرا در برابر کلام الهی مقاومت می کنید.

shahed1;997791 نوشت:
آیه ازدواج با محارم

چندین بار عرض کردم، خداوند توصیه به حرام نمی کند، خداوند حرام را تایید نمی کند، خداوند به فحشاء و منکر، امر نمی کند.

تعدد زوجات اگر حرام باشد، ادامه دادنش، منکر و فحشاء است، مانند همان ازدواج با زن پدر و... که خداوند می فرماید: «فاحِشَةً وَ مَقْتاً وَ ساءَ سَبيلا»؛ زنا، تنفر برانگیز و بد راهه است(نساء: 4/ 22)

و لذاست که بعد از این آیه، زنانی که بعد از مرگ شوهرانشان به ارث فرزندان شوهر درآمده بودند، رهانیده شده و به خویشان خود بازگردانده شدند.[/][/]

[="Tahoma"][="3"]

shahed1;997791 نوشت:
خداوند می فرمایند اگر یک طرف تساوی را بطور کامل حذف نکنی، از سر تقصیراتت خواهد گذشت چرا که او غفور و رحیم است و وجود عبارت غَفُورًا رَحِيمً در آخر آیه بخاطر همین است.

رحیم و غفور بودن خداوند در باره کسانی است که قبل از قانون الهی، چنین کرده اند؛ معنایش این است که آن ها به خاطر این کار، مؤاخذه و عقاب نمی شوند؛ ولی ادامه دادن آن حرام است.

اگر قرار باشد باز هم به آن ادامه دهند، پس این چه قانونی است؛ این قانون فقط برای برخی از مخاطبان است، آن هم کسانی که جدید بخواهند با دو خواهر ازدواج کنند!! لازمه این حرف، تبعیض بین مخاطبین در اجرای قانون الهی است.

کسانی که مرتکب ازدواج با دو خواهر و... شده اند، کار حرامی انجام داده اند، ولی چون هنوز قانون نیامده بوده، آن ها عقاب نمی شوند؛ همین. این غفور و رحیم بودن خداوند برای همین برداشتن عقاب از آن هاست؛ نه این که به قانون الهی دهن کجی کرده و باز هم به کار خود ادامه دهند.

shahed1;997791 نوشت:
در قرآن 145 بار این عبارت غفور رحیم آمده

موضوع سر رحیم و غفور بودن خداوند نیست؛ بله قطعا خداوند غفور و رحیم است؛ در این شکی نیست.

موضوع سر این است که مدعی هستید خداوند توصیه به حرام و گناه کرده و برای کسانی که آن حرام و گناه را ادامه داده و برخلاف دستور الهی عمل می کنند؛ وعده غفران و بخشش داده است؛ این نسبت دادن ناروا به خداوند متعال است.

غفور و رحیم بودن خداوند در جایی است که شخص از خطا و گناهش برگردد، نه جایی که در حال گناه و ادامه منکر و فحشاء باشد، بعد بگوییم اشکال ندارد، خداوند غفور و رحیم است.[/][/]

[="Tahoma"][="3"]

shahed1;997793 نوشت:
در اولین آیه سوره فاطر نیز آمده است. در آن آیه اگر تعداد بالهای ملائکه از چهار بال نیز بیشتر می تواند باشد پس ... چرا در آنجا چنین محدودیتی قائل نمی شوید؟

به خاطر این که در ادامه فرموده: «يَزيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ»؛ او هر چه بخواهد در آفرينش مى‏ افزايد(فاطر: 35/ 1)، لذا محدودیت ندارد.

shahed1;997793 نوشت:
وقتی خداوند می فرمایند هرچه دلتان می خواهد بگیرید و بعد یک رشته عددی نا متناهی را تعریف می کنند و در پسش یک شرط محال می گذارند یعنی اینکه امکانش نیست بگیرید.
مثل این است عده ای را سر قابلمه ای بفرستی و بگویی هر تعداد بشقاب که دوست دارید بخورید بعد بگویید البته برای اینکه به همه برسذ یک بشقاب بیشتر نخورید، مگر نگفتی هرچه دلمان خواست بخوریم؟!

یا مکن با پیل‌بانان دوستی. یا بنا کن خانه‌ای در خورد پیل

اگر خداوند توصیه چند همسری کرده باید بستر آن را نیز فراهم می کرد:معضل کمبود مرد در کشورهای جهان - جهان - سلامت نیوز

ذهنیت خود را به قرآن تحمیل نکنید.

در برابر کلام الهی باید خاضع و فروتن بود.

ابتدا بدون داشتن پیش فرض ذهنی باید دید مراد کلام الهی چیست، نه این که با پیش فرض ذهنی به سراغ کلام الهی رفته و بخواهیم هر طور شده آن را از قرآن در آوریم ـ ولو حرفمان موجب شود تا به خداوند نسبت ناروا داده و او را تایید کننده حرام، و راضی به ادامه فحشاء و منکر بدانیم.[/][/]

میقات;997796 نوشت:
[="Tahoma"][="3"]
اگر حرام است، ادامه دادن آن هم حرام است و نباید گفته شود حالا که مرتکب حرام می شوید لااقل این گونه باشید.
.[/][/]

سلام
صحبتهای شما متین ولی میتوان از حیث حقوق هم به مسئله نگاه کرد.
همانطور که میدانیم مرد حق طلاق دارد، حال اگر قرار باشد عدالت را رعایت نکند و زن حق طلاق نداشته باشد، عدالت پایمال میشود و میگوییم خدا نباید به تداوم این ناعدالتی جواز بدهد.
اما اگر زن میان طلاق و صلح بر سر حقوق خودش مصالحه کند، آیا تداوم دادن به آن ، تداوم بر حرام است؟ ( 128 و 129 نسا )
خلاصه اینکه میخواهم بگویم برخی امور، جزو حکم و احکام الهی است نه حقوق مکلف
بین اینها تفاوتهایی وجود دارد.

با این توضحات میتوان این احتمال را مطرح کرد که :

تعدد زوجات حرام است چون حقوق زن رعایت نمیشود.
این حرمت برای هر کسی در دو صورت میتواند برداشته شود :
1
زن طلاق بگیرد و هر دو جدا شوند ( 130 سوره نسا )
2
زن در حقوق خودش مصالحه کند ( 129 و 128 نساء )

البته صورت دوم میتواند برای ازدواج های جدید نیز مطرح شود و فقط اختصاص به ازدواج های قبلی نداشته باشد. یعنی در صورت مصالحه با زنها میتوان تعدد زوجات داشت با اینکه علم داریم عدالت را نمیتوانیم اجرا کنیم. چرا که زنها خودشان با علم به این موضوع بر سر حقوق خودشان مصالحه کردند.

این تفاوت دید به مسئله ( چه تکلیفی و چه حقوقی) ، به هر حال میتواند به یک نتیجه واحد ختم شود :

حلیت و جواز تعدد زوجات


shahed1;997793 نوشت:

عبارت « مثنی و ثلاث و رباع» در اولین آیه سوره فاطر نیز آمده است. در آن آیه اگر تعداد بالهای ملائکه از چهار بال نیز بیشتر می تواند باشد پس چرا فقط به چهار بال اشاره می کند؟! چرا در آنجا چنین محدودیتی قائل نمی شوید؟ چون روایات زیادی وجود دارند که تعداد بالهای ملائکه را افزون بر این قید کرده اند، مثل آن روایتی که می گوید: وقتى جبرئیل نزد رسول خدا آمد ششصد بال داشت!
در حقیقت دوتا دوتا، سه تا سه تا، چارتا چارتا یک رشته عددی است که به این اعداد محدود نمی شود درست مثل آیه سوره فاطر.، هرچند که در آنجا بال ملائکه همچون دست خدا(ید الله) یک مفهوم کنایی است.

میقات;997798 نوشت:

به خاطر این که در ادامه فرموده: «يَزيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ»؛ او هر چه بخواهد در آفرينش مى‏ افزايد(فاطر: 35/ 1)، لذا محدودیت ندارد.

سلام

من دقیقاً همین را می خواستم از زبان شما بشنوم، اینکه خداوند در مورد بالهای ملائکه فرموده: « مثنی و ثلاث و رباع» دال برآن نیست که به رباع ختم می شود بلکه می تواند ادامه پیدا کند ولی در هر زبانی این مرسوم است که قسمتی را بیان می کنند و ادامه را برای جلوگیری از اطناب کلام رها می کنند. اگر بنده بخواهم زیر بار مطلبی که شما می گویید نروم از دست شما هیچ کاری ساخته نیست و به اجبار نمی توانید آن را به من بقبولانید، خیلی راحت در قبال استدلال شما به عبارت «يَزيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ» می گویم: چون مرسوم است که پرندگان دوبال بیشتر ندارند، در اینجا بخاطر اینکه کسی نگوید چرا سه بال یا چهار بال؟ خداوند فرموده هرچه بخواهد می تواند اضافه کند پس شما نمی توانید به چهار بال ایراد بگیرید چون خدا خودش خواسته است.
یا اگر شما بخواهید زیر بار حرف بنده نروید، هزار بار هم که بگویم خداوند فرموده هرچه دلتان خواست بگیرید و این رشته دوتا دوتا، سه تا سه تا ، چارتا چارتا سر دراز دارد خواهید گفت:

میقات;997783 نوشت:

حرف شما وقتی صحیح است که «مثنی و ثلاث و رباع» نباشد، ولی وقتی خود خداوند این «ما طاب لکم من النساء» (از زنان دیگر هرچه دلتان می خواهد) را تفسیر کرده به دو تا و سه تا و چهار تا؛ دیگر نمی توان گفت محدوده ای ندارد.

همین تعدادی که خداوند شمرده است، تعیین محدوده برای «ما طاب» است.


میقات;997798 نوشت:

علاوه بر استدلالی که درباره عبارت «يَزيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ» کردم، حرف شما نیز وقتی صحیح است که مثنی و ثلاث و رباع نباشد! اگر بخواهم به روش شما عمل کنم می گویم: معنی ندارد امکان بالهای زیادی برای ملائکه وجود داشته باشد بعد بفرماید مثنی و ثلاث و رباع! حالا چه جوابی به من می دهید؟ هر جوابی دادید، پاسخ من به شما همانست.

shahed1;997793 نوشت:

ذهنیت خود را به قرآن تحمیل نکنید.

در برابر کلام الهی باید خاضع و فروتن بود.

ابتدا بدون داشتن پیش فرض ذهنی باید دید مراد کلام الهی چیست، نه این که با پیش فرض ذهنی به سراغ کلام الهی رفته و بخواهیم هر طور شده آن را از قرآن در آوریم ـ ولو حرفمان موجب شود تا به خداوند نسبت ناروا داده و او را تایید کننده حرام، و راضی به ادامه فحشاء و منکر بدانیم.

اما من هرچه از باورهای مذهبی را که در ذهن داشته ام به کنار گذاشته ام تا قرآن را به وسیله قرآن متوجه شوم. ذهنیت قبلی من، که آن را از مذهبم گرفته بودم، این بود که یک مرد می تواند تا چهار زن بگیرد. ولی وقتی ایات مربوطه را در قرآن مطالعه کردم دیدم باید ذهنیتم را پاک کنم و بجایش کلام نورانی پروردگارم را قرار دهم.
دیدم که می گوید: هر چه دلتان می خواهد برای خود همسر انتخاب کنید اما اگر نتوانستید بینشان عدالت را رعایت کنید، که محال است بتوانید، فقط یک همسر را بعنوان یار و همراه خود بگیرید چرا که این به عدالت نزیکتر است.
من چون ذهنیتم را کنار گذاشته بودم و گوش جان به سخن مولایم سپرده بودم و قصد نداشتم چیزی را حفظ و یا توجیه نمایم، مجبور نبودم عدالت را به اقسام مختلفی طبقه بندی کنم و حتم داشتم وقتی خداوند می فرمایند شما هرچه تلاش کنید نمی توانید بین زنان عدالت بر قرار کنید با وقتی که می گوید (اگر نمی توانید عدالت را برقرار کنید یک زن بیشتر نگیرید) به دوقسم عدالت اشاره نمی کند .

میقات;997796 نوشت:

با سلام و درود

ادعای نادرستی کرده اید و در آن مانده اید.

تعدد زوجات، یا حرام است یا حلال؛ اگر می گویید حرام است، دیگر بین بد و بدتر و... ندارد؛ نباید انجام شود. مگر در ضرورت گرفتار شده ایم که بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنیم. تعدد زوجات که اجباری نیست؛ پس اگر حرام است، ادامه دادن آن هم حرام است و نباید گفته شود حالا که مرتکب حرام می شوید لااقل این گونه باشید.

سلام

آنچه باعث ممنوعیت چند همسری گردیده، عدم رعایت عدالت است. این چیزی است که از قرآن فهمیده می شود، حال اگر کسی قبل از حکم قرآن یا به دلیل غفلت از قرآن یا با پیروی از باورهای فرقه ای و مذهبی به چنین نا عدالتی تن داد باید بین بد(توجه نا مساوی به همسران)و بدتر(تعلیق بعضی از آنها) بد را انتخاب کند.

میقات;997796 نوشت:

برای اثبات ادعای خود، حاضرید قبول کنید که خداوند ادامه دادن تعدد زوجاتی که حرام کرده است را جایز می داند و ...

یک بام و دو هوا که نمی شود؛ اگر حرام است، خداوند تایید نمی کند، اگر حلال است چرا در برابر کلام الهی مقاومت می کنید.
چندین بار عرض کردم، خداوند توصیه به حرام نمی کند، خداوند حرام را تایید نمی کند، خداوند به فحشاء و منکر، امر نمی کند.
تعدد زوجات اگر حرام باشد، ادامه دادنش، منکر و فحشاء است، مانند همان ازدواج با زن پدر و... که خداوند می فرماید: «فاحِشَةً وَ مَقْتاً وَ ساءَ سَبيلا»؛ زنا، تنفر برانگیز و بد راهه است(نساء: 4/ 22)

و لذاست که بعد از این آیه، زنانی که بعد از مرگ شوهرانشان به ارث فرزندان شوهر درآمده بودند، رهانیده شده و به خویشان خود بازگردانده شدند.

من هرچه در این باره برای شما بنویسم بی فایده است چون شما با رجوع به یک ذهنیت قبلی دارید به موضوع می نگرید. هم در مورد جمع بین دو خواهر و هم درباره ازدواج با زن پدر ، شما بجای رجوع به قرآن دارید به روایات و شأن نزولهایی رجوع می کنید که آیه را تلبیس کرده اند و معنای حقیقی آن را پوشانده اند، این دقیقاً از آخرین خط نقل فوق مشخص است. در آیه مربوطه، صحبت بر سر ممنوعیت نکاح با زن پدر است نه به ارث بردن آن بلکه این روایت است که می گوید:

نقل از المیزان

نقل قول:
وقتى که ابو قیس بن اسلت از دنیا رفت ، پسرش محصن بن ابى قیس ، جامه خود را بر سر همسر پدرش کبیشه دختر معمر بن معبد انداخت ، و در نتیجه با مهریه اى که پدر به او داده بود وارث نکاحش شد و سپس او را بلاتکلیف رها کرد، نه با وى همخوابگى کرد، و نه نفقه اش را داد، کبیشه نزد رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله ) شکایت برد، که یا رسول اللّه شوهرم ابو قیس بن اسلت از دنیا رفت ، و پسرش محصن وارث نکاح من شد، نه با من همخوابگى دارد، و نه نفقه ام را مى دهد، و نه رهایم مى کند که به خانواده و اهلم بپیوندم .
رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله ) فرمود: تو فعلا به خانه ات برگرد تا اگر خداى تعالى درباره مساءله ات حکمى نازل کرد خبرت کنم ، در این میان آیه شریفه :
(و لا تنکحوا ما نکح آباوکم من النساء الا ما قد سلف انه کان فاحشه و مقتا و ساء سبیلا) نازل شد و کبیشه به اهل خودش پیوست.

اما آنچه خداوند می فرمایند این است:

لَا تَنْكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ - با زن پدران خود نکاح نکنید مگر آن نکاحی که در گذشته اتفاق افتاده. در اینجا استثناء برای این است که بفهماند چنین نکاحی که در گذشته اتفاق افتاده خارج از حکم می باشد.

حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ .... وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ یعنی جمع بین دو خواهر بر شما حرام شده است مگر آنچه در گذشته اتفاق افتاده که مستثنی از این تحریم است.

آخر سر اینکه ربا خواری از نظر قرآن بسیار نکوهیده است تا جایی که به مثابه جنگ با خدا تلقی شده است با این وجود خداوند در آیه 275 بقره می فرمایند اگر کسی از رباخواری دست بردارد، مصرف آن سودی که در گذشته از راه ربا بدست آمده اشکال ندارد. یعنی چه؟ یعنی رباخواری اگرچه حرام است اما در این مورد بخصوص که مربوط به گذشته می شود اشکال ندارد و شخص نیاز نیست از آن درگذرد.

الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا ۗ وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا ۚ فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَىٰ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ ۖ وَمَنْ عَادَ فَأُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ(2:275)

شروحیل;997794 نوشت:
سلام و عرض ادب

شما بنابر آیه ای که معنای خاص خود را دارد ، معنای دلخواه خود را(تحریم تعدد) برداشت کرده اید

این کاری است که صهیونیست ها می کنند !

معنای خاص آیه آن چیزی است که روایات می گویند؟

به نام خدا
سلام
تعدد زوجات و صیغه کردن هیچ اشکالی ندارد و قرآن مخالفش نیست چون خود پیغمبر(ص) 9 همسر داشت که اکثرا صیغه بودن بحث کردن هم نداره.
حتی بین زنان پیغمبر(ص) عدالتی وجود نداشت.

HAQIQAT;997816 نوشت:
به نام خدا
سلام
تعدد زوجات و صیغه کردن هیچ اشکالی ندارد و قرآن مخالفش نیست چون خود پیغمبر(ص) 9 همسر داشت که اکثرا صیغه بودن بحث کردن هم نداره.
حتی بین زنان پیغمبر(ص) عدالتی وجود نداشت.

سلام علیکم. مثلا پیغمبر ص باید براشون چی کار می کرد که نکرد !؟

HAQIQAT;997816 نوشت:
به نام خدا
سلام
تعدد زوجات و صیغه کردن هیچ اشکالی ندارد و قرآن مخالفش نیست چون خود پیغمبر(ص) 9 همسر داشت که اکثرا صیغه بودن بحث کردن هم نداره.
حتی بین زنان پیغمبر(ص) عدالتی وجود نداشت.

چرا اطلاعات غلط میدین؟ کی گفته موقت بودن ؟!!
تنها كسي كه اجازه ازدواج با بيش از 4 زن را داشت، پيامبر بود ، اما ماهيت امر به اين شكل نبود كه در زمان منع اين امر به پيامبر اجازه ويژه اي براي آينده داده شود ، بلكه در زمان نزول فرمان محدوديت ازدواج با 4همسر همه كساني كه بيش از 4 همسر داشتند، همسران بيش از 4 مورد را طلاق دادند و تنها پيامبر از اين لزوم استثنا شد .
در مقطع خاصي دستور محدوديت چند همسر گزینی برای مردان نازل شد. بيان گشت كه يك مرد نمی تواند بیش از چهار همسر دائمی در یک زمان داشته باشد (1) اما تا قبل از نزول این حکم مردان بیش از چهار همسر دائمی داشتند.
همه زنان پیامبر (ص) قبل از نزول این حکم به عقد پیامبر در آمده بودند. خداوند به پیامبر دستور داد که از این پس حق نداری با کسی ازدواج نمایی حتی اگر همه زنانت را طلاق بدهی، به جای آنان نمی توانی با زنان دیگری ازدواج نمایی. (2)
بر اين اساس يكي از نكات مهم در خصوص استثنا شدن پيامبر از لزوم طلاق همسران بيش از 4 نفر هم روشن مي شود، زيرا بر اساس دستور قرآن همسران پيامبر بعد از حضرت حق ازدواج با هيچ مرد ديگري نداشتند ،چنان كه خداوند در آيه 53 سوره احزاب به صراحت مي فرمايد :
« حق ندارید رسول خدا را آزار دهید و هرگز مجاز نیستید همسران او را بعد از وی به همسری خود درآورید. این کار نزد خدا عظیم و بزرگ است» ؛ در نتيجه دستور طلاق بيش از 4 همسر ظلمي آشكار بر اين زنان مطلقه بود . آنان مجبور مي شدند تا آخر عمر بدون همسر بمانند ، در حالي كه همسران مطلقه ديگر مسلمانان چنين وضعيتي نداشتند . براي بررسي بيش تر مي توانيد به تفاسير متعدد همچون تفسير نمونه و الميزان ذيل همين آيه و آيه 6 سوره احزاب مراجعه نماييد .

[="Tahoma"][="3"]

shahed1;997811 نوشت:
اینکه خداوند در مورد بالهای ملائکه فرموده: « مثنی و ثلاث و رباع» دال برآن نیست که به رباع ختم می شود بلکه....

با سلام و درود

یک اشاره علمی: فرق است بین جایی که اول عام بیاید بعد خاص، مثل سوره نساء؛ و بین جایی که اول خاص بیاید و بعد عام، مثل سوره فاطر.

shahed1;997811 نوشت:
ذهنیت قبلی من...

مراد از ذهنیت داشتن، ذهنیت قبلی و بعدی نیست؛ مراد فهم شخصی و تحمیل آن بر آیه قرآن است، فرقی نمی کند چه موقع ایجاد شده باشد.
مراد، برداشت از قرآن، بدون رعایت اسلوب و روش فهم از قرآن است. مراد، اکتفا به فهم شخصی و بی توجه بودن به روایت و تاریخ و سیره و هر آن چه که معتبر و علمی است و انسان را در فهم کلام الهی کمک می کند.[/][/]

shahed1;997812 نوشت:
آنچه باعث ممنوعیت چند همسری گردیده، عدم رعایت عدالت است.

حرام را نباید انجام داد. لذا اگر معتقدید تعدد زوجات حرام است، پس ادامه دادن آن هم حرام است. ادامه دادن تعدد زوجات که چیزی غیر از تعدد زوجات نیست.

shahed1;997812 نوشت:
من هرچه در این باره برای شما بنویسم بی فایده است چون شما با رجوع به یک ذهنیت قبلی دارید به موضوع می نگرید.

من می خواهم مشمول آیه ذیل نباشم:

«أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ‏ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُون‏»
آيا به بعضى از دستورات كتاب آسمانى ايمان مى ‏آوريد، و به بعضى كافر مى‏ شويد؟! براى كسى از شما كه اين عمل (تبعيض در ميان احكام و قوانين الهى) را انجام دهد، جز رسوايى در اين جهان، چيزى نخواهد بود، و روز رستاخيز به شديدترين عذاب ها گرفتار مى ‏شوند. و خداوند از آنچه انجام مى‏ دهيد غافل نيست.(بقره: 2/ 85)

و می خواهم به دستور خداوند از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) تبعیت کرده باشم:

«ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ‏ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ»
آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا كنيد)، و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد؛ و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد كه خداوند كيفرش شديد است!(حشر: 59/ 7)

به فرمایش پیامبر(صلی الله علیه و آله) قرآن و عترت در کنار هم هستند.(حدیث متواتر ثقلین)

گفتار پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) و دستور و عمل او، غیر از این چیزهایی است که شما بر قرآن تحمیل می کنید. لذا روشن است هر چه بگویید و اصرار هم بکنید قبول نمی کنم.

shahed1;997812 نوشت:
اما آنچه خداوند می فرمایند این است:

لَا تَنْكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ - با زن پدران خود نکاح نکنید مگر آن نکاحی که در گذشته اتفاق افتاده. در اینجا استثناء برای این است که بفهماند چنین نکاحی که در گذشته اتفاق افتاده خارج از حکم می باشد.

حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ .... وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ یعنی جمع بین دو خواهر بر شما حرام شده است مگر آنچه در گذشته اتفاق افتاده که مستثنی از این تحریم است.

باز هم تکرار مکررات.

بدون این که فهم و برداشت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از آیات و نیز برخورد ایشان پس از نزول آیه را پاسخگویی کنید، باز هم حرف های تکراری سابق را تکرار کرده اید.

برای فهم قرآن، نمی توان فهم پیامبر از قرآن و نیز عمل ایشان را نادیده گرفت.

گمان نشود فهم ما کاملتر از فهم پیامبر(صلی الله علیه و آله) است.

[="Tahoma"][="3"]با سلام و درود

با تشکر فراوان از دوستان بزرگواری که در این گفتگو شرکت کردند.

با توجه به این که حرف های موافق و مخالف، همه زده شده و غالب مطالب، تکرار پست های قبلی است، تاپیک بسته و در موعد مقرر جمع بندی می شود.[/][/]

پرسش:
به نظر من در قرآن آیه ای پیدا نمی کنید که درباره ازدواج موقت چیزی گفته باشد، اگرچه آیه 24 سوره نساء را به این موضوع ربط داده اند اما حقیقتاً چنین مفهومی از آن برداشت نمی شود. ازدواج موقت در واقع از ناحیه احادیث و روایات به آیه 24 تحمیل شده است.
هم چنین اگرچه آیه 4 سوره نساء تعدد زوجات را برای مردان روا داشته ولی آن را مشروط به رعایت عدالت کرده و چون در آیه 129 رعایت عدالت در میان همسران را غیر ممکن و منتفی دانسته، در نتیجه تعدد زوجات مورد رضای خداوند نبوده و بهتر است مومنین به یک همسر اکتفا نمایند.

پاسخ:
ازدواج موقت در قرآن
«وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ‏ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَريضَة وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَريضَةِ»؛ اما زنان ديگر غير از اينها (كه گفته شد)، براى شما حلال است كه با اموال خود، آنان را اختيار كنيد؛ در حالى كه پاكدامن باشيد و از زنا، خوددارى نماييد. و زنانى را كه متعه [ازدواج موقت‏] مى ‏كنيد، واجب است مهر آنها را بپردازيد. و گناهى بر شما نيست در آنچه بعد از تعيين مهر، با يكديگر توافق كرده ‏ايد.(1)
نکات تفسیری
ـ آيه شريفه در مدينه نازل شده و ازدواج موقت، در آن برهه از زمان در بين مسلمانان معمول بوده است.
ـ شکی در اصل وجود چنين ازدواجی در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیست ـ اعم از این که اسلام آن را تشریع کرده و یا از قبل از اسلام بوده و امضایی باشد.
ـ ازدواج موقت و متعه، در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به همین نام شناخته می شده و معروف بوده؛ لذا آيات قرآن بر همین معناى معهود حمل مى ‏شده‏، نه بر معنای لغوی.
ـ مفسران [اعم از شیعه و سنی] این آیه را بر ازدواج موقت دانسته اند و همين معنا از قدماى مفسرين يعنى مفسرين از صحابه و تابعين نيز استفاده‏ مى ‏شود، و مذهب ائمه اهل بيت (عليهم السلام) هم در مساله متعه، همين است.(2)
بیان تفسیری
اگر بخواهد «استمتعتم» به معنای نکاح دائم باشد، نادرست و باطل است، زیرا:
در نكاح دائم، اجرتى در كار نيست، و آن چه داده مى ‏شود مهريه و صداق است؛ در حالی که در آیه به صراحت فرموده: «فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُن‏»
هم چنین در این جا استمتاع، شرطِ دادن اجرت قرار گرفته، در حالى كه در عقد دائم، استمتاع شرط نيست، وقتى مردى زنى دائمى را براى خود عقد مى ‏كند به محض تمام شدن عقد، مهريه او به ذمه‏ اش مى ‏آيد.(3)
پس این ازدواج با ازدواج دائم تفاوت دارد و این همان ازدواج موقت و مدت دار است.

ممکن است گفته شود، پس چرا در آیه بعد «فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»(4) که در باره ازدواج دائم است نیز از اجرت سخن گفته است.
در جواب باید گفت تعبیر دو آیه با هم فرق دارد:
«فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَ فَريضَةً»؛ پس مَهرشان را، در حالى كه واجب شده، به آنان بدهيد.(5)
«وَ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَ بِالْمَعْرُوف»؛ و مَهرشان را به طور پسنديده (طبق عرف، به خود) ايشان بدهيد.(6)
در اولی تعیین مهریه، به عنوان فریضه و واجب آمده، که همان ازدواج موقت است؛ در دومی مهریه متعارف آمده است، که در ازدواج دائم، چنین است.
اصلا یکی از فرق های ازدواج دائم و موقت، همین است که مهریه در ازدواج دائم اگر تعیین نشود، مهریه متعارف در نظر گرفته می شود، ولی در عقد موقت، چون تعیین مهریه واجب است، اگر مهریه معین نشود، عقد باطل است.

ممکن است گفته شود مهریه همان فریضه است و فریضه نیز مهریه؛ هم چنین در قرآن فریضه مفهوم مطلقی دارد، گاهی به مهریه، گاهی به نکاح و عقد، گاهی نیز وصیت می شود فریضه. در جواب باید گفت بله، درست است که «فریضه» به معنای مهریه هم می آید ولی معنایش این نیست که هر کجا بیاید، حتما معنای مهریه را می دهد.
فریضه در اصل و لغت به معنای بريدن چيزى سخت و اثر گذاشتن در آن‏، محکم، قطع، معلوم، معین، واجب و... است(7)؛ به مهریه هم اگر فریضه گفته می شود به خاطر همان معین بودن است.(8)
در آیه (نساء/3) «اجور»، به معنای مهریه آمده است؛ دیگر معنا ندارد «فریضه» هم تکرار معنای خود مهریه باشد یعنی دو بار مهریه را به کار برده باشد. لذا «فریضه» قیدی برای مهریه (اجور) است، مهریه ای واجب و معین، که مختص ازدواج موقت است.

دو نکته:
1. شیعه و سنی در اصل وجود متعه در صدر اسلام و زمان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) اتفاق نظر دارند. تفاوت شیعه و سنی در این است که اهل سنت مدعی هستند این حکم پس از مدتی و توسط خلیفه دوم تعطیل و حرام اعلام شده ولی شیعه معتقد است حکمش باقی است.
2. علاوه بر آیات و روایات، وجود ازدواج موقت در صدر اسلام و در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از مسلمات تاریخی است؛ لذا اصل وجود آن، جای انکار ندارد.
به بیان دیگر؛ قطعا چنین موضوعی(ازدواج موقت) در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) واقع می شده و خود آن حضرت و نیز صحابه، عمل می کرده اند. اگر خلاف قرآن و دستور الهی بوده، قطعا نباید آن ها مرتکب می شده اند. پس قطعا خلاف قرآن نبوده است که انجام می داده اند.
نتیجه:
ازدواج موقت، حلال و مورد تأیید قرآن است.

اما تعدد زوجات برای مردان
«وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى‏ فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَعُولُوا»؛ و اگر مى ترسيد كه (بهنگام ازدواج با دختران يتيم،) عدالت را رعايت نكنيد، (از ازدواج با آنان، چشم‏ پوشى كنيد و) با زنان پاک (ديگر) ازدواج نمائيد، دو يا سه يا چهار همسر؛ و اگر مى ‏ترسيد عدالت را (درباره همسران متعدد) رعايت نكنيد، تنها يک همسر بگيريد و يا از زنانى كه مالک آنهائيد استفاده كنيد، اين كار، از ظلم و ستم بهتر جلوگيرى مى ‏كند.(9)

«وَ لَنْ تَسْتَطيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَميلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ»؛ شما هرگز نمى ‏توانيد (از نظر محبّت قلبى) در ميان زنان، عدالت برقرار كنيد، هر چند كوشش نماييد! ولى تمايل خود را بكلّى متوجّه يک طرف نسازيد كه ديگرى را بصورت زنى كه شوهرش را از دست داده درآوريد.(10)
بیان تفسیری
در آیه اول:
اصل تعدد زوجات، جایز و حلال دانسته شده است.
در صورت ترس از رعایت عدالت، یک همسر بگیرید یا از کنیزهایتان استفاده کنید.
نمی فرماید در صورت ترس از رعایت عدالت، تعدد زوجات حرام است، بلکه می فرماید، یک همسر، بهتر است.
در آیه دوم:
این آیه نمی فرماید: چون نمی توانید عدالت را رعایت کنید، پس تعدد زوجات نکنید؛
بلکه می فرماید: حالا که نمی توانید عدالت را رعایت کنید، لااقل همه توجه و تمام میلتان به یکی نباشد، تا مبادا همسر دیگرتان مثل زن بدون شوهر باشد.
بنابر این: این دو آیه علاوه بر تشریع تعدد زوجات برای مردان، به لزوم رعایت عدالت بین همسران سفارش کرده که مبادا همه توجهتان به یکی باشد و دیگری را از حقش محروم کنید.
نکته:
1. تعدد زوجات و چند همسری، علاوه بر مستندات قرآنی و روایی، از مسلمات تاریخی زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) است؛ لذا مشروع بوده و هست.
2. تعدد زوجات و چند همسری، از ابداعات و اختراعات اسلام نبوده و قبل از اسلام رواج داشته است؛ اسلام آمد و آن را قانونمند و محدود به چهار همسر کرد و برای رعایت حق همسران، قوانینی را تشریع فرمود.

ممکن است گفته شود نظر خداوند این است که نباید مومنین یک همسر بیشتر انتخاب کنند، حال اگر گوش ندادند و عیالوار شدند، لااقل یکی را مورد توجه قرار نداده و دیگری را رها کنند. این که معنایش اجازه داشتن برای تعدد زوجات نیست.
در جواب باید گفت این گونه نیست؛ ابتدا خداوند متعال در آیه 3 سوره نساء، حکم به جواز تعدد زوجات را صادر فرموده است؛ پس اصل آن جایز و حلال است. در همین حد، برای رد ادعای شما کافی است. لذا نمی توانید بگویید تعدد زوجات از نظر قرآن حرام و ممنوع است.
اما حالا که جایز است، آیا برای همه جایز است؟ می فرماید اگر از رعایت عدالت می ترسید، تک همسری بهتر است. لذا اولا همه را نمی گوید (چون شرطی و اگری است)، ثانیا حکم جواز قبلی را بر نمی دارد بلکه می فرماید بهتر است.
در آیه 129 سوره نساء نیز جمله «فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ...» (چنان نباشد كه يكى از زن ها بطور كلى مورد اعراض شما واقع گشته...)، می رساند که مراد از «لَنْ تَسْتَطيعُوا»(هرگز نمی توانید)، رعایت عدالت حقیقی و واقعی است یعنی عدالتی که در آن حتی محبت قلبی نیز به طور کاملا یکسان و یک اندازه باشد. چنین عدالتی را مردان نمی توانند اجرا کنند؛ لذا خداوند می فرماید، عدالت حقیقی را نمی توانید اجرا کنید، ولی عدالت تقریبی و دوری از افراط و تفریط را رعایت کنید و در هیچ یک از همسران، ظلم نکنید.

اگر گفته شود خداوند تعدد زوجات را مشروط به رعایت عدالت کرده و تأکید کرده رعایت چنین عدالتی نیز امکان پذیر نیست، پس یعنی چند همسری ممنوع است.
در جواب باید گفت، خیر چنین نیست؛ از امام صادق (علیه السلام) روایت داریم که رعایت عدالت در آیه 3 سوره نساء، عدالت در نفقه (و رعايت حقوق همسرى و طرز رفتار و كردار)، و رعایت عدالت در آیه 129 که نشدنی و محال شمرده شده است، عدالت در محبت و تمایلات قلبی است.(11)
بنابر این، عدالت حقیقی محقق نمی شود و محال است، ولی مراتب پایین تر آن (عدالت تقریبی) محقق می شود؛ لذا تعدد زوجات جایز است و مرد باید در حق همسرانش، عدالت را رعایت کرده و افراط و تفریط نکند تا در حق همسران ظلم نشود.

چند نکته:
1. معنا ندارد ابتدا بفرماید تعدد زوجات جایز است و مرد می تواند دو تا و سه تا و چهار تا همسر بگیرد و بعد بفرماید چون نمی توانید عدالت را رعایت کنید، پس یکی واجب است و بقیه حرام است. اگر چنین بود، تعیین تعداد، چه معنا دارد؟ اگر قرار است بیش از یک همسر حرام باشد، پس تعیین سقف چهار تا، برای چیست؟ تعیین سقف در جایی است که اجازه انجامش داده شده، و الا وقتی اجازه انجام نیست و فقط یکی صحیح است، دیگر تعیین سقف (تا چهار تا) معنا ندارد.
2. این تعبیر (اگر نمی توانید عدالت را رعایت کنید، پس یک زن بگیرید)، برای بیان ممنوعیت و حرمت تعدد زوجات و نیز برای وجوب تک همسری، کافی نیست؛ آن هم ازدواج و نکاح که بسیار مهم و حایز اهمیت است. یعنی اگر بیش از یکی حرام بود، آن هم نکاح که موضوع بسیار مهمی است، باید خداوند به صورت بسیار تاکیدی، حرمتش را بیان می فرمود؛ نه این که اول تا چهارتا را اجازه بدهد سپس بفرماید ای کسانی که رعایت نمی کنید و به حرام ازدواج می کنید، لااقل ظلم نکنید.
3. اگر قرار است تعدد زوجات از نظر قرآن، ممنوع و حرام باشد پس باید چنین ازدواجی باطل هم باشد، یعنی کسی که تخلف کرده و تعدد زوجات انجام داده باید بیش از یکی، بقیه ازدواج های او باطل باشد. یعنی نمی شود تعدد زوجات حرام باشد و خداوند بر آن صحه بگذراد و بفرماید حالا که این حرام را انجام می دهید، لااقل «فلا تمیلوا...» لااقل مراتب پایین تر عدالت را رعایت کنید.
اگر حرام است، این بیان معنا ندارد. این بیان اهمیت رعایت عدالت را می رساند، نه حرمت تعدد زوجات را.
4. ممنوعیت رعایت نکردن عدالت، ملازم با حرمت تعدد زوجات نیست. می تواند تعدد زوجات حلال باشد ولی رعایت نکردن عدالت، حرام و ممنوع باشد. این کاملا منطقی و معقول است.

اگر کسی جمله «فَلا تَمِيلُوا» را تشبیه کند به آیه «لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَىٰ» و بگوید شرابخواری حرام است ولی اگر کسی مراعات نکرد، لااقل به نماز نرود، در تعدد زوجات نیز همین طور است و تعدد زوجات حرام است ولی اگر کسی مراعات نکرد، خداوند می فرماید «فَلا تَمِيلُوا» یعنی لااقل همه توجهش به یکی نباشد.
در جواب باید گفت این تشبیه درست نیست، زیرا در «لا تقربوا الصلاة» نهی از نماز در حال مستی است یعنی در حال مستی نماز نخوانید؛ ولی در «فَلا تَمِيلُوا» که نهی از ازدواج نیست، بلکه نهی از بی عدالتی تقریبی و نهی از افراط و تفریط است؛ پس اصل ازدواج، صحیح و مشروع است ولی از افراط و تفریط، نهی فرموده، بر خلاف نماز در حال مستی که از اصل نماز در حال مستی، نهی شده است.
افزون بر این که در آیه نماز، خداوند می فرماید «لاتقربوا»، این انشاء است و حرمت را می رساند؛ لذا دال بر حرمت است؛ ولی در آیه تعدد زوجات می فرماید «لن تستطیعوا...»، این إخبار است نه انشاء. مقام انشاء، مقام تشریع و جعل حکم شرعی است؛ مقام إخبار، مقام خبر دادن است.
مطلب دیگر؛ موضوع خوردن شراب با موضوع نکاح و ازدواج فرق می کند، لذا این مقایسه صحیح نیست.
انسان یک موقع می تواند شراب بخورد و یک موقع نخورد لذا یک موقع مرتکب گناه می شود و موقعی دیگر نمی شود؛ ولی نکاح یک چیز مستمر و همیشگی است یعنی کسی که ازدواج کرده، عقد ازدواجش در هر لحظه جاری و باقی است؛ آن هم موضوع نکاح و عِرض و... که بسیار مهم است.
لذا اگر تعدد زوجات ممنوع و حرام باشد، لحظه به لحظه در حال انجام حرام است؛ پس باید بیانی روشن و آشکار بیاید و آن را منع کند؛ و چنین بیانی نیامده بلکه تاییدی بر ادامه آن آمده و خداوند می فرماید «فلا تمیلوا ...»
بنابر این نمی توان این آیه را با آیه صلاة مقایسه کرد و حکم حرمت برای تعدد زوجات ثابت کرد. مگر می شود چیزی حرام باشد و خداوند توصیه به آن بکند و یا با آن کنار بیاید؟!

ممکن است کسی ادعا کند آیه تعدد زوجات مانند آیه ای است که حرمت ازدواج با زن پدر(12) یا حرمت ازدواج با دو خواهر(13) را بیان می کند یعنی اگر کسی قبل از نزول آیه چنین کرده می تواند همان ازدواج را ادامه دهد و خداوند نسبت به او غفور و رحیم است.
در جواب باید گفت، خیر؛ این ادعا و مقایسه نادرست است، زیرا در ازدواج همزمان با دو خواهر، باید پس از نزول آیه، یکی از خواهران را طلاق بدهد و نمی تواند این حرام الهی (ازدواج همزمان با دو خواهر) را ادامه بدهد زیرا حرام و نافرمانی است.
لذا رحمانیت خداوند برای گذشته است که نمی دانسته است، نه این که پس از آیه تحریم نیز ازدواج با دو خواهر ـ چون قبلا ازدواج کرده ـ باز هم مجاز باشد آن ازدواج را ادامه دهد و بگوید خداوند بخشنده است. ادامه آن ازدواج، حرام است.
بعبارتی «إلّا ما قَد سَلَف»؛ یعنی به خاطر آن چه در گذشته انجام شده، عذاب و عقاب نمی شوند؛ نه این که در ادامه دادن آن هم مرتکب گناه نمی شوند؛ لذا اگر با همسر پدر ازدواج کرده و یا دو خواهر را در عقد دارند، نمی توانند این کار را ادامه دهند.
به بیان دیگر؛ این تعبیر می گوید آن ازدواج های قبلی صحیح است و گناهی ندارد لذا فرزندانی که از آن ازدواج ها به دنیا امده اند حلال زاده هستند نه حرام زاده و احکام ارث و... در باره آن ها مانند سایر فرزندان، جاری است.
آیه را بخوانید؛ خداوند در باره حرمت ازدواج با زن پدر، می فرماید: «وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ‏ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ مَقْتاً وَ ساءَ سَبيلا»؛ و نكاح مكنيد زن پدر را (بعد از اين حكم) الّا آنچه از پيش كرده ‏ايد، زيرا اين كارى است زشت و مبغوض (خدا) و بد راه و رسمى است‏.(14)
چگونه ممکن است کاری «فاحِشَةً وَ مَقْتاً وَ ساءَ سَبيلا» (زنا، متنفر و بد راهه) باشد و باز هم ادامه آن جایز باشد؟! لذا این حرف که چون در آیه دستور به طلاق نداده پس ادامه آن جایز است، نادرست است و به گفتن طلاق نیازی نیست بلکه آشکار و واضح است که چنین ازدواجی نباید ادامه پیدا کند.
توجه داشته باشید که خداوند هیچ گاه به بدی و زشتی توصیه نمی کند: «إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»؛ خداوند (هرگز) به كار زشت فرمان نمى ‏دهد! آيا چيزى به خدا نسبت مى ‏دهيد كه نمى ‏دانيد؟!(15)
افزون بر این که روایت داریم که کبیشه (همسر ابوقیس یا ابوقبیس بن اسلت)، بعد از مرگ شوهرش، به ارث به فرزند شوهر رسید و...، آن زن نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) شکایت آورد پیامبر فرمودند فعلا صبر کن اگر دستوری از طرف خداوند آمد خبرت میکنم؛ این آیه نازل شد و پس از آن، آن زن [از ارث برده شدن و ازدواج با فرزند شوهر رها شد و] به نزد اهل و خویشانش بازگشت. در مدینه زن های دیگری هم بودند مانند کبیشه.(16)
علامه طباطبایی(ره) با استناد به همین روایت می گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بين زنان و فرزندان شوهر از دنيا رفته آنان، جدايى انداخت، با اين كه پسر متوفى، زن پدر خود را قبل از نزول اين آيه همسر خود كرده بود.(17)

بنابر این: پس از نزول آیه، علاوه بر این که ازدواج با زن پدر و یا دو خواهر، حرام است، اگر کسی قبلا انجام داده، عقاب نمی شود ولی باید جدا شود و ادامه آن ازدواج حرام است. کما این که می بینیم پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیز در باره کسانی که چنین کرده بودند، دستور داد تا جدا شوند.

خلاصه:
1. «وَ لَن تَستَطیعُوا أَن تَعدِلُوا...»(18)؛ إخبار(خبر دادن) است به این که هرگز نمی توانید عدالت حقیقی را برقرار کنید؛ سپس در ادامه و با بیان «فَلا تَمیلُوا...» اشاره می فرماید [این معنایش این نیست که پس رعایت عدالت لازم نیست، خیر] باید مراتبی از عدالت را که می توانید رعایت کنید.
2. هیچ کدام از مخاطبان قرآن در صدر اسلام، از این آیات (آیات 3 و 129 سوره نساء)، حرمت و ممنوعیت تعدد زوجات را نفهمیده اند لذا به تعدد زوجات عمل می کرده اند.
3. در صدر اسلام و در زمان و حضور رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) و توسط خود آن حضرت و سایر صحابه و اصحاب، تعدد زوجات انجام می شده است. اگر حرام بود، قطعا پیامبر(صلی الله علیه و آله) انجام نمی دادند و دیگران را نیز از حرام الهی، باز می داشتند.
4. طبق تفاسیر روایی و روایات معصومین و سیاق خود آیات، مراد از اجرای عدالت در آیه (نساء: 4/ 3) عدالت در نفقه و رفتار و همسرداری و... است، ولی مراد از عدالت در آیه (نساء: 4/ 129) عدالت در تمایلات قلبی و محبت قلبی است؛ لذا آیات تعارضی ندارند و قید برای دیگری هم نیستند.
5. نظر قرآن بر تک همسری است، از اینرو نمی فرماید اگر علم دارید که نمی توانید عدالت را رعایت کنید، یک همسر انتخاب کنید، بلکه می فرماید ترس هم کافی است و اگر می ترسید و احتمال می دهید که نتوانید عدالت را رعایت کنید، تک همسری انتخاب کنید.

نتیجه:
هم بر اساس آیات، هم استناد به روایات، هم شواهد تاریخی مسلّم و عمل صحابه و...، شیعه و سنی اتفاق نظر دارند که اصل تعدد زوجات جایز و حلال است؛ لذا ادعایی غیر قرآنی بودن آن، ادعایی باطل و مردود و تحمیل نظر شخصی بر قرآن کریم و نسبت ناروا دادن به خداوند است.

پی نوشت ها:
1. نساء: 4/ 24.
2. طباطبایی، محمد حسین، تفسير الميزان، ترجمه موسوی همدانی، انتشارات: جامعه مدرسین، دفتر انتشارات اسلامی ـ قم، ج ‏4، ص 432 و 433.
3. ر.ک: همان، ص 434.
4. نساء: 4/ 25.
5. نساء: 4/ 24.
6. نساء: 4/ 25.
7. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، محقق: داوودی، انتشارات: دار الشامیه ـ بیروت، ص 630؛ قرشی، قاموس قرآن، انتشارات: دار الکتب الاسلامیه ـ تهران، ج 5، ص 161.
8. قاموس قرآن، ج 5، ص 161.
9. نساء: 4/ 3.
10. نساء: 4/ 129.
11. بحرانی، تفسیر البرهان فی تفسیر القرآن، موسسة البعثة، قسم الدراسات الاسلامیه ـ قم، ج 2، ص 183؛ حویزی، تفسير نور الثقلين، مصحح: رسولی، ناشر: اسماعیلیان ـ قم، ج 1، ص 558.
12. نساء: 4/ 22.
13. نساء: 4/ 23.
14. نساء: 4/ 22.
15. اعراف: 7/ 28.
16. قمى، على بن ابراهيم‏، تفسير القمي‏، محقق: موسوى جزايرى، ناشر: دار الكتاب‏- قم‏، ج 1، ص 134؛ تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 459.
17. ترجمه تفسیر المیزان، ج 4، ص 422.
18. نساء: 4/ 129.

موضوع قفل شده است