آیا حمله اعراب پس از پیامبر اسلام به ایران و روم شرقی ، حرکتی اسلامی بوده؟

تب‌های اولیه

27 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

واقعا جای تاسف هست. نمی دونم این جواب ها از روی جهل و نا آگاهی هست یا از روی غرض ورزی با ایران و ایرانی.

برداران عزیز ایرانیان آن زمانی که اعراب در جهل و نا آگاهی و در جاهلیت بودند، برای حیوانات قوانین داشتند - چه برسد برای انسان ها. قوانین متمدنی که اروپاییان پس از قرن ها به اون دست پیدا کردند. ایرانیان یکتا پرست بودند. عرب ها بی خود کردند که آیین کثیفشان رو بخواهد به ایرانیان تحمیل کنند. در زمانیکه خسرو پرویز پادشاه ایران بود حتی نامه محمد رو باز نکرد و گفت اعتقادی به الله شما نداریم و نامه رو پاره کردند. چرا در زمانیکه خسرو پرویز بود جرات نکردند به خاک پاک ایران تجاوز کنند. چون ایران در اوج قدرت بودند و اعراب مسلمان اگر حمله می کردند تکه و پاره می شدند. وقتی خسرو پرویز از این جهان رفت. در ایران آشوب شد و چندین پادشاه عوض شد و اوضاع ایران به هم ریخت و این اعراب کثیف به خاک ایران تجاوز کردند.

این جفنگیات و لات و علات ها رو نگویید که ایرانیان با آغوش باز اسلام رو پذیرفتند. اسلام با زور شمشیر و تجاوز به ایرانیان تحمیل شد. ایرانیان تا آخرین نفش با اعراب مسلمان جنگیدند و رشادت ها و دلاور های بسیاری از خود نشان دادند.

عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت می نویسد:
“فاتحان، گریختگان را پی گرفتند؛ کشتار بیشمار و تاراج گیری به اندازه ای بود که تنها سیصد هزار زن و دختر به بند کشیده شدند.
شست هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتری زر و سیم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهای برده فروشی اسلامی به فروش رسیدند؛ با زنان در بند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته ی بسیار بر جای نهادند.”

پس از تسلط اعراب در حمله به سییستان؛ مردم مقاومت بسیار و اعراب مسلمان خشونت بسیار کردند، به طوریکه ربیع ابن زیاد (سردار عرب) برای ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدری بساختند از آن کشتگان (یعنی اجساد کشته شدگان جنگ را روی هم انباشتند).
و هم از آن کشتگان تکیه گاهها ساختند و ربیع ابن زیاد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سیستان هزار هزار (یک میلیون) درهم به امیر المومنین دهند با هزار غلام بچه و کنیز.”یادمان نرود که تازیان از همان آغاز به زور اسلام آوردن، بچه باز بودند و همیشه جزء غنیمت ها طلب پسرهای قشنگ می کردند.
(کتاب تاریخ سیستان صفحه ۳۷، ۸۰ – کتاب تاریخ کامل جلد۱ صفحه ۳۰۷)

در حمله اعراب به ری مردم شهر پایداری و مقاومت بسیار کردند؛ به طوریکه مغیره (سردار عرب) در این جنگ چشمش را از دست داد. مردم جنگیدند و پایمردی کردند و چندان از آنها کشته شدند که کشتگان را با نی شماره کردند و غنیمتی که خدا از ری نصیب مسلمانان کرد همانند غنائم مدائن بود.”
(کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه ۱۹۷۵)

در حمله به شاپور نیز مردم پایداری و مقاومت بسیار کردند به گونه ای که عبیدا (سردار عرب) بسختی مجروح شد آنچنانکه بهنگام مرگ وصیت کرد تا به خونخواهی او مردم شاپور را قتل عام کنند؛ سپاهیان عرب نیز چنان کردند و بسیاری از مردم شهر را بکشتند.”
(کتاب فارسنامه ابن بلخی؛ صفحه ۱۱۶ – کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه ۲۰۱۱)

در حمله به الیس جنگی سخت بین سپاهیان عرب و ایران در کنار رودی که بسبب همین جنگ بعد ها به «رود خون» معروف گردید، در گرفت. در برابر مقاومت و پایداری سرسختانه ی ایرانیان خالد ابن ولید سوگند یاد کرد که اگر بر ایرانیان پیروز گردد, «چندان از آنها بکشد که خون هاشان را در رودشان روان کند ».
و چون پارسیان مغلوب شدند به دستور خالد « گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند می آوردند و در رود گردن می زدند ». مغیره گوید که « بر رود؛ آسیاب ها بود و سه روز پیاپی با آب خون آلود؛ قوت سپاه را که هیجده هزار کس یا بیشتر بودند، آرد کردند و کشتگان (پارسیان) در الیس هفتاد هزار تن بود.”
(کتاب تاریخ طبری؛ جلد چهارم؛ صفحه ۱۴۹۱- کتاب تاریخ ده هزار ساله ایران؛ جلد دوم برگ ۱۲۳)

در شوشتر مردم وقتی از تهاجم قریب الوقوع اعراب با خبر شدند، خارهای سه پهلوی آهنین بسیار ساختند و در صحرا پاشیدند. چون قشون اسلام به آن حوالی رسیدند، خارها به دست و پای ایشان بنشست و مدتی در آنجا توقف کردند. پس از تصرف شوشتر، لشکر اعراب در شهر به قتل و غارت پرداختند و آنانی را که از پذیرفتن اسلام خود داری کرده بودند گردن زدند.
(کتاب الفتوح صفحه ۲۲۳ – کتاب تذکره شوشتر؛ صفحه ۱۶)

در چالوس رویان، عبدالله ابن حازم مامور خلیفه ی اسلام به بهانه (دادرسی) و رسیدگی به شکایات مردم دستور داد تا آنان را در مکان های متعددی جمع کردند و سپس مردم را یک یک به حضور طلبیدند و مخفیانه گردن زدند به طوری که در پایان آنروز هیچ کس زنده نماند و دیه ی چالوس را آنچنان خراب کردند که تا سالها آباد نشد و املاک مردم را بزور می بردند.”
(کتاب تاریخ طبرستان صفحه ۱۸۳ – کتاب تاریخ رویان؛ صفحه ۶۹)

در حمله به سرخس، اعراب مسلمان همه ی مردم شهر را بجز یک صد نفر کشتند.”
(کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه ۲۰۸ و ۳۰۳)

در حمله به نیشابور، مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما مسلمانان چون از اهل شهر کینه داشتند به قتل و غارت مردم پرداختند، به طوری که آنروز از وقت صبح تا نماز شام می کشتند و غارت می کردند.”
(کتاب الفتوح؛ صفحه ۲۸۲)


در حمله ی اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهیان اسلام به سختی جنگیدند؛
به طوری که سردار عرب (سعید بن عاص) از وحشت نماز خوف خواند. پس از مدتها پایداری و مقاومت، سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعید ابن عاص به آنان « امان » داد و سوگند خورد « یک تن از مردم شهر را نخواهد کشت »،
مردم گرگان تسلیم شدند؛ اما سعید ابن عاص همه ی مردم را بقتل رسانید؛ بجز یک تن و در توجیه پیمان شکنی خود گفت: « من قسم خورده بودم که یک تن از مردم شهر را نکشم!. تعداد سپاهیان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود.”
(کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ – کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم ؛ صفحه ۱۷۸)

پس از فتح “استخر” (سالهای ۲۸ – ۳۰ هجری) مردم آنجا سر به شورش برداشتند و حاکم عرب آنجا را کشتند. اعراب مسلمان مجبور شدند برای بار دوم ”استخر” را محاصره کنند.
مقاومت و پایداری ایرانیان آنچنان بود که فاتح “استخر” (عبدالله بن عامر) را سخت نگران و خشمگین کرد به طوری که سوگند خورد که چندان بکشد از مردم ” استخر” که خون براند. پس خون همگان مباح گردانید و چندان کشتند خون نمی رفت تا آب گرم به خون ریختند پس برفت و عده کشته شدگان که نام بردار بودند “چهل هزار کشته ” بودند، بیرون از مجهولان.” (کتاب فارسنامه ابن بلخی صفحه ۱۳۵ – کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه ۱۶۳)

رامهرمز نیز پس از جنگی سخت به تصرف سپاهیان اسلام در آمد و فاتحان عرب، بسیاری از مردم را کشتند و زنان و کودکان فراوانی را برده ساختند و مال و متاع هنگفتی بچنگ آوردند.” (کتاب الفتوح؛ صفحه ۲۱۵)

مردم کرمان نیز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان، حاکم کرمان با پرداخت دو میلیون درهم و دو هزار غلام بچه و کنیز بعنوان خراج سالانه، با اعراب مهاجم صلح کردند.” (کتاب تاریخ یعقوبی صفحه ۶۲ – کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶، ۲۱۱۸ – کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه ۱۷۸ ,۱۷۹)

جنایات اعراب تنها به این شهر‌ها ختم نشده است و اینها تنها گوشه‌ای از تاراج میهنمان به دست تازیان بود و آشکارا مقاومت ایرانیان در برابر آنان را ثابت می‌کند.
در کتاب عقدالفرید چاپ قاهره-جلد ۲ صفحه ۵ ؛

سخنی از خسرو پرویز نقل شده که می گوید:

“اعراب را نه در کار دین هیچ خصلت نیکو یافتم و نه در کار دنیا. آنها را نه صاحب عزم و تدبیر دیدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومایگی و پستی همت آنها همین بس که با جانوران گزنده و مرغان آواره در جای و مقام برابرند و فرزندان خود را از راه بینوایی و نیازمندی می کشند و یکدیگر را بر اثر گرسنگی و درماندگی می خورند، از خوردنیها و پوشیدنیها و لذتها و کامروانیهای این جهان یکسره بی بهره اند.”

باز هم سند و دلیل می خواهید. این همه جنایات رو می بینید و از اعراب مسلمان حمایت می کنید. واقعا جای تاسف و شرمساری داره. واقعا دیگه نمی دونم چی بگم.

محمد18;355778 نوشت:
ميشه بگيد چرا؟من نميگم هر كسي مسلمان نشد از دم بكشيدكه. فقط در مواقع ضروري كه نميشه ونمي گذارند پيام اسلام رو رسوندجنگ ضروريه.
اين جنگ ها مورد تاييد امير المومنين بود وحضور برخي از اصحاب خاص پيامبر چون عمار ومالك اشتر اين موضوع را تاييد مي كند و البته امام علي هر گاه كه لازم بود به اصحابشان اجازه دخالت وحضور در جنگ نمي دادند.

بحث در مورد پیدایش شیعه و سنی خارج از موضوع این تاپیک است و من وارد اون نمیشم.خودتان کمی جستجو کنید تا تا از مبداپدایش ای دو فرق اگاه شوید.
در اول این موضوع بنده با استناد به نهج البلاغه عرض کردم که علی(ع) جنگ با ایرانیان را پیشبینی کرد اما نه بدیل تبلیغ و گسترش اسلام بلکه بدیل تصمیم اشتباه عمر که به بروز چنگ انجامید.و در هیچ سند تاریخی نیامده که علی (ع) با جنگ موافق بود کما اینکه خود جنگ را تحریم کرد.
پیامبر گرامی حدود 50 جنگ در طول رسالت خود با مشرکین و کفار داشتند که همیگی انها در مدینه یا اطراف آن رخ داد،و هیچ جنگی در مکه که پایگاه شرک و کفر بود هرگز رخ نداد.این نشان از آن دارد که همه جنگهای پیامبر تدافعی بود و تنها مشرکین بودند که از مکه به مدینه یورش میبردند.در قران کریم هم در چند آیه ذکر شده که پیامبر رسالتی جز ابلاغ پیام خداوند ندارد و احدی را نباید بزور به گرویدن به دین وادار کرد.پس نباید انتظار داشت که اگر پیامبر طول عمر درازتری داشتند حتما اقدام به جنگ با سرزمینهای دیگر میکردند
تا آنجا که بنده از تاریخ میدانم اکثر ایرانیان تا قرنها پس از سلطه اعراب بر این سرزمین به آیین زردشتی اعتقاد داشتد و تنها در عهد صفوی بود که اسلام آیین رسمی کشور اعلام شد.لطفا خودتان مطالعه کنید چون بنده وقت و حوصله بیشتر برای توضیح دادن ندارم

با سلام


آریوبرزن;356009 نوشت:
واقعا جای تاسف هست. نمی دونم این جواب ها از روی جهل و نا آگاهی هست یا از روی غرض ورزی با ایران و ایرانی.


پاسخ های ما با استناد بود و کذب گفته شما را ثابت کردیم بهتر است راهی جز تعصب و لج بازی برگزینید.

آریوبرزن;356009 نوشت:
رداران عزیز ایرانیان آن زمانی که اعراب در جهل و نا آگاهی و در جاهلیت بودند، برای حیوانات قوانین داشتند - چه برسد برای انسان ها. قوانین متمدنی که اروپاییان پس از قرن ها به اون دست پیدا کردند. ایرانیان یکتا پرست بودند

احسنت.فرهنگ ایران مورد افتخار ماست ولی دلیل نمی شود شما همه را مثل هم بدانید.

آریوبرزن;356009 نوشت:
عرب ها بی خود کردند که آیین کثیفشان رو بخواهد به ایرانیان تحمیل کنند.

دوست عزیز هم وطن های ما زمانی مسلمان شدند که پسران و نوه ها و... امامان ما به ایران سفر کردند و با دلیل و استدلال اسلام را به اقشار جامعه رساندند در حقیقت کار عمربن خطاب مورد تائید ما نیست بلکه این کار،کار یک مسلمان نیست.

آریوبرزن;356009 نوشت:
در زمانیکه خسرو پرویز پادشاه ایران بود حتی نامه محمد رو باز نکرد و گفت اعتقادی به الله شما نداریم و نامه رو پاره کردند. چرا در زمانیکه خسرو پرویز بود جرات نکردند به خاک پاک ایران تجاوز کنند. چون ایران در اوج قدرت بودند و اعراب مسلمان اگر حمله می کردند تکه و پاره می شدند. وقتی خسرو پرویز از این جهان رفت. در ایران آشوب شد و چندین پادشاه عوض شد و اوضاع ایران به هم ریخت و این اعراب کثیف به خاک ایران تجاوز کردند.

خب،تعصب بی جا داشته خسرو پرویز زمانی نامه را پاره کرد که نام بسم الله دید و بقیه نامه را نخواند. اما اینکه جرات نداشتندو... صد در صد دروغ سپاهی که با 300 نفر چندین هزار نفر را شکست می دهد(جنگ بدر) می توانست خسرو پرویز را هم شکست دهد اما پیامبر ما خونریز نبود وگرنه اینکار را میکرد. من نمی دانم بین پیامبر و عمر فقط 2 سال فاصله داشته(خلافت ابوبکر) چطور در این حالا بگوییم 10 سال چندین پادشاه عوض شد؟؟

اما این ها که گفتید از منابع اهل سنت است و به ما ربطی ندارد. ما به هیچ وجهه کار های عمر را تائید نمی کنیم و مثل شما (با عرض پوزش از اهل سنت عزیز) از عادات جاهلیت می دانیم .

آقای محمد حال شما خوبه عزیز سلامتی . کتاب دو قرن سکوت نوشته دکتر عبدالحسین زرین کوب منبع اهل سنت هست. تاریخ طبری منبع اهل سنت هست. یکم برو مطالعه کن

ایرانیان از طریق ائمه مسلمان شدند. حالت خوبه اکثر ایران تا زمان شاه اسماعیل صفوی سنی بود و با کشتار شاه اسماعیل تونست ایران رو از سنی به شیعه تغییر بده.

مثالی می زنم. الان در ایران دین غالب شیعه هست تصور کن رهبر طالبان و افراد مذهبی سنی در پاکستان ایرانیان شیعه را رافضی یعنی خارج شده از دین می خوانند و می گویند با کشتن هر شیعه به بهشت می روند. آیا درست هست که این رهبران سنی به رهبر ایران نامه بنویسند و بگویند مذهب ما حق هست و شما باطل پس اگر نمی خواهید به شما تجاوز شود باید مذهب ما رو قبول کنید در غیر این صورت کشور شما رو شخم می زنیم و به مردمان شما تجاوز می کنیم. آیا این استدلال درسته.

آریوبرزن;356009 نوشت:
واقعا جای تاسف هست. نمی دونم این جواب ها از روی جهل و نا آگاهی هست یا از روی غرض ورزی با ایران و ایرانی.

سلام دوستان
عزيز ما هم ايراني هستيم و من پارسي.نه از جهل است ونه غرض ورزي.

آریوبرزن;356009 نوشت:
برداران عزیز ایرانیان آن زمانی که اعراب در جهل و نا آگاهی و در جاهلیت بودند، برای حیوانات قوانین داشتند - چه برسد برای انسان ها. قوانین متمدنی که اروپاییان پس از قرن ها به اون دست پیدا کردند. ایرانیان یکتا پرست بودند. عرب ها بی خود کردند که آیین کثیفشان رو بخواهد به ایرانیان تحمیل کنند. در زمانیکه خسرو پرویز پادشاه ایران بود حتی نامه محمد رو باز نکرد و گفت اعتقادی به الله شما نداریم و نامه رو پاره کردند. چرا در زمانیکه خسرو پرویز بود جرات نکردند به خاک پاک ایران تجاوز کنند. چون ایران در اوج قدرت بودند و اعراب مسلمان اگر حمله می کردند تکه و پاره می شدند. وقتی خسرو پرویز از این جهان رفت. در ایران آشوب شد و چندین پادشاه عوض شد و اوضاع ایران به هم ریخت و این اعراب کثیف به خاک ایران تجاوز کردند.

ما هم به پيشينه بي نظيرمون افتخار مي كنيم.يعني چي آيين كثيف:Moteajeb!: .اسلام رو نمي شناسي عزيزم. عده اي از اعراب غلط هايي كردند چرا به اسلام ناب و شيعه ربطش مي دي!!!ما هم جهل ودنائت عده اي از عرب رو در آن زمان(وتا حدودي زمان حال)رو قبول داريم.اما اسلامي رو كه سلمان از بزرگان زرتشت قبول كنه ديگه جاي بحث نداره.
فتوحات از زمان ابوبكر شروع شد وتاشام پيش آمدند.و عمر دو سال نيم پس ازفوت پيامبر راس كار اومد.خسرو پرويز چند روز بعد از نامه پيامبر به دست پسرش به قتل رسيد.واين موضوع را خداوند به پيامبر گفت تا به فرستادگان پادشاه يمن كه از جانب خسروپرويز مامور دستگيري پيامبر بودند بگويد وبا اين پيشبيني ورسيدن خبر فوت خسرو پرويز پس از مدتي ايرانيان ساكن يمن مسلمان شدند.

آریوبرزن;356009 نوشت:
این جفنگیات و لات و علات ها رو نگویید که ایرانیان با آغوش باز اسلام رو پذیرفتند. اسلام با زور شمشیر و تجاوز به ایرانیان تحمیل شد. ایرانیان تا آخرین نفش با اعراب مسلمان جنگیدند و رشادت ها و دلاور های بسیاری از خود نشان دادند.

ايرانيان نيز به دنبال فتوحات مسلمان نشدند بلكه با گذشت سالها و سده ها مسلمان شدند و شورش هاي زيادي بر ضد اعراب انجام دادند اين اما نشون ميده ايرانيان اسلام رو با عقل و خرد پذيرفتندمنظورم اين بود.و برخي از ايرانيان نيز در همان اوايل مسلمان شدند.اما مردم عامي چندان مقاومتي نكردند چون از حكومت ساساني ناراضي و از تحريفات زرتشت به تنگ آمده بودند.ضمنا حكومت طبقاتي ساسانيان هركسي را مي آزرد حكومتي كه مردم را به طبقاتي تقسيم كند و طبقات پايين داراي حقوقي كمتر و طبقات اشرافي حقوق زيادي داشتند خود باعث بروز نارضايتي و عدم مقاومت شد.ايران حتي در زمان خسروپرويز هم چندان قدرتمند نبود چون از روم شكست خورده بود وروميان از غرب و تركان از شمال به خاك ايران مي تاختند.

اما فتوحات در عصر عثمان ومخصوصا امويان ديگر رنگ و بوي اسلامي نداشت بلكه همانطور كه گفتين تبديل به قتل و غارت و برده داري(البته نه برده داري از منظراسلام كه برده به عضوي از خانواده تبديل مي شود و داراي حقوقي بلكه برده داري به شكل غير انساني و اسلامي وجهت بهره برداري نا مشروع) و سربريدن بر رودوآسياب وجز يك تن باقي نگذاشتن و ........ شد اما بسياري از اين قتل و غارت هاي به ناحق در زمان عثمان وامويان بود به حدي كه برخي سرداران وي مخالفت و كشته شدند امير المومنين نيز به شدت با وي مخالفت كردند مگر اوايل دوره وي كه فتوحات با آداب اسلامي اجرا مي شد البته در دوران خلفاي قبلي نيز تمام دستورات اسلام در مورد فتح يك شهر وكشور اجرا نمي شد اما تاحدود زيادي نسبت به دوران عثمان و امويان رعايت مي شد به خاطر همين مشاوره امام علي و حتي شركت ياران ايشان را در فتوحات شاهد بوديم.اما از زمان عثمان خير.ماليات يك ميليون كه هيچ به سي و سه ميليون هم رسيد دوره امويان هم كه منجر به چندين قيام مثل شعيبيه و....ودرنهايت عباسيان شد.اما شعار عباسيان الرضا من آل محمد بود اين نشون ميده ايرانيان مسلمان به اسلام حقيقي كه همانا پيروي ازآل محمد و اهل بيت بود ايمان وعلاقه داشتند.ودربرابر اسلام اموي و سني علاقه اي نداشتند وظلم اعراب مسلم است.

آریوبرزن;356009 نوشت:
جنایات اعراب تنها به این شهر‌ها ختم نشده است و اینها تنها گوشه‌ای از تاراج میهنمان به دست تازیان بود و آشکارا مقاومت ایرانیان در برابر آنان را ثابت می‌کند.

بله اعراب جنايات زيادي را باعث شدند اما اين دستور اسلام ناب وخواست،اهل بيت نبود.
نمي دونم منظورت از حمايت از اعراب مسلمان فقط در مورد تاريخ بود يا زمان حاضر و كمك ها به فلسطين و لبنان و سوريه و..نيز هست.اما از آن جا كه بحث مربوط به تاريخ است بايد بگويم من از جنايات اعراب حمايت نمي كنم.
ما از اسلام ناب وتشيع حمايت مي كنيم نه از اعراب.

حلاج;356073 نوشت:
نه بدیل تبلیغ و گسترش اسلام بلکه بدیل تصمیم اشتباه عمر که به بروز چنگ انجامید.و در هیچ سند تاریخی نیامده که علی (ع) با جنگ موافق بود کما اینکه خود جنگ را تحریم کرد.

منم كه همينه نظرم اگه با تبليغ مي شد جنگ معنايي نداشت.اما زماني كه امام علي به ابوبكر و عمر وكمي هم به عثمان در امور جنگي مشورت مي داد نمي توان گفت مخالف بودند حداقل مي توان گفت ايشان به خاطر حفظ اسلام و جلوگيري از تفرقه با اين عمل عمر موافقت كردند وتحريم جنگ توسط ايشان نيز به دليل عدم تاييد خلافتِ خلفا بود و اينكه اعتراض خودشان را به جانشيني بيان كنند نه اينكه با شركت و حتي سرداري جنگ(با توجه به سابقه ايشان) هاي خلفا ايشان را تاييد كند و بشود جزيي از حكومت و فرمانبردارشان در مورد سند تاريخي هم در بخش تاريخ اسك دين هست بگرد پيدا مي شه.

حلاج;356073 نوشت:
در قران کریم هم در چند آیه ذکر شده که پیامبر رسالتی جز ابلاغ پیام خداوند ندارد و احدی را نباید بزور به گرویدن به دین وادار کرد

خوب خودتون كه جوابِ خودتونو دادين ابلاغ نه اجبار.خوب با نامه پيامبر و پاره شدن توسط خسروپرويز چند نفر مسلمان شدند؟اعزام مبلغ هم كه مقدور نبود.ايرانياني هم كه در عصر پيامبر مسلمان شدند نمي توانستند پيام اسلام رو به همه مردم برسونن اينترنت و ماهواره وموبايل و....هنوز نبوده وموبدان زردشتي نيز تعصب زيادي به دين زردشت داشتندو به وسيله دين براي پادشاهان ايراني تعيين تكليف مي كردند .واگر بنابود ايرانيان كه مسلمان بودند پيام اسلام رو برسونن چندين قرن و حتما بسيار بيش از آنچه با جنگ شد زمان مي برد.اين در حالي است كه خداوند و پيامبر بايد پيام خود را به مردم آن زمان وآن نسل هم مي رساندند(ونه فقط به مردم اعصار بعد) به هر وسيله اي ولو جنگ با كساني كه مانع درك و فهم و تبليغ اسلام مي شدند اما نه با جنگ هايي بر خلاف دستور اسلام جهت خون ريزي و انتقام از عجمان و ثروت و ........بلكه جهاد در راه خدا با تمام آداب و لوازمش.واگر بازهم مدعي هستيد ايرانيان به زور شمشير اسلام پذيرفتند بايد بگويم چنگيز و تيمور وحشيانه تر بر ايران تاختند.اما در آخر چه شد؟
مسلمانان نيز زماني كه مسلط شدند برايران هركه مسلمان ميشد هيچ هركه به آييني ديگر بود جزيه مي پرداخت و در عوض ازامنيت برخوردار مي شد و مجبور به شركت در جنگها نمي شدواجباري در گرويدن به اسلام نبود مگر مقاطعي چون برخي خلفاي اموي.وغير مسلمانان با آرامش در كنار ديگران مي زيستند(نقل به مضمون از كتاب كارنامه اسلام دكتر زرين كوب)بله در قرن سوم و چهارم بود كه ايرانيان به طور كامل مسلمان شدند.اما قبل از اين هم مسلمانان بسياري وجود داشتند.به گونه اي كه در تمام كتب مي خوانيم ايرانيان نقش بزرگي در ايجاد تمدن اسلامي داشتند.
واگر جنگ براي هدايت مردم اشتباه وگناه است چرا پيامبر در جريان جنگ خندق به مسلمانان بشارت فتح روم و ايران دادند اگر كاري اشتباه وگناه بوده حمله به ايران و روم،ولو به خاطر روحيه دادن به رزمندگان جنگ خندق نبايد پيامبر بشارت مي داد بايد انذار مي داد مسلمانان را نه بشارت به فتح دو امپراطوري.

آریوبرزن;356160 نوشت:
آقای محمد حال شما خوبه عزیز سلامتی . کتاب دو قرن سکوت نوشته دکتر عبدالحسین زرین کوب منبع اهل سنت هست. تاریخ طبری منبع اهل سنت هست. یکم برو مطالعه کن

درسته عبدالحسین زرین کوب شیعه اما اون طبری که شما فکر میکنید شیعه است محمد بن رستم جزیر طبری هست که کتاب تاریخ نداشتند اما عالم اهل سنت معروف محمد بن یزید جزیر طبری (اگه یک نسل یادم نرفته باشه) هست و خیلی معروفه شما که اهل تحقیقی باید میدانستی حتی در شبکه کلمه(شبکه ی وهابی ها)از این کتاب(تاریخ طبری)تعریف میکنند

آریوبرزن;356160 نوشت:
ایرانیان از طریق ائمه مسلمان شدند. حالت خوبه اکثر ایران تا زمان شاه اسماعیل صفوی سنی بود و با کشتار شاه اسماعیل تونست ایران رو از سنی به شیعه تغییر بده.

1-شما بهتره مثل دفعه قبل که با مدرک اومدید این بار هم با مدرک بیایید تا جواب قاطع مثل دفعه قبل بگیرید.
2-اکثریت مردم حتی قبل از حمله اعراب به ایران (سلمان فارسی و...)دوست دار اهل بیت(ع)بودند
3-اگر مأمون مجبور شد که امام رضا (ع) را به طوس آورد، یک جنبه‌اش دور کردن ایشان از مدینه بود، جنبه‌ی دیگرش تشیع مردم ایران و فشار اذهان عمومی بر مأمون بود که حکومت را حق اهل بیت (ع) می‌دانستند و این ماجرا بسیار قبل از روی کار آمدن صفویه بود.

4- اگر امام‌زادگان از مکه، مدینه و کل سرزمین حجاز و عراق به ایران می امدند، به خاطر استقبال مردم بود و در نهایت نیز توسط حکام وقت که ادعای تسنن داشتند و اجازه تبلیغ دین نمی دانند و همچنین قصد جانشان را داشتند
5-اگر صفویه به قدرت رسید به خاطر هم سویی با مذهب اکثریت بود وگرنه نمونه مصر 80درصد مردم مخالف مبارک بودند چند ماه بیشتر طول نکشید
6- مساله اعتقادات به زور نمی شود که در مساله تقلید امده «تقلید در اصول جائز نیست»
7-سلوکیان هم میخواستند اعتقادات و فرهنگ و... را به مردم ایران تحمیل کنند حال انکه موفق نشدند و اشکانیان انها را.....
البته دلیل برای عکس گفته شما زیاد است ول همین ها برای کسی دنبال حقیقت باشد کافیست.

آریوبرزن;356160 نوشت:
مثالی می زنم. الان در ایران دین غالب شیعه هست تصور کن رهبر طالبان و افراد مذهبی سنی در پاکستان ایرانیان شیعه را رافضی یعنی خارج شده از دین می خوانند و می گویند با کشتن هر شیعه به بهشت می روند. آیا درست هست که این رهبران سنی به رهبر ایران نامه بنویسند و بگویند مذهب ما حق هست و شما باطل پس اگر نمی خواهید به شما تجاوز شود باید مذهب ما رو قبول کنید در غیر این صورت کشور شما رو شخم می زنیم و به مردمان شما تجاوز می کنیم. آیا این استدلال درسته.

استدلال شما غلط است زیرا طالبان و القائده و امثال انها وهابی هستند کسی که خون یک انسان را که به او ازاری نمی رساند را مباح بداند با وسیله رسیدن به بهشت نه سنی است ونه شیعه

موضوع قفل شده است