آیا تمام کتابها تحریف نشده اند؟

تب‌های اولیه

40 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد کریم

و طاها;798727 نوشت:
با سلام
در قرآن داریم
و انزلنا معهم الکتاب
یعنی تمام پیامبران کتاب داشته اند.
بین بسیاری از پیامبران فاصله افتاده است یا بگوییم دوران فترت.
قاعدتا از زمان فوت یا شهادت یک پیامبر تا آمدن پیامبر و کتاب بعدی، باید کتاب پیامبر قبلی از تحریف حفظ شده باشد.
یعنی هیچ زمانی نبوده است که مردم کتاب الهی بدون تحریف نداشته باشند. و حتما به یک کتاب الهی حفظ شده دسترسی داشته اند.
آیا دلیل نقضی وجود دارد که نشان بدهد قبل از آمدن پیامبر بعدی، کتاب پیامبر قبلی دچار تحریف شده باشد؟

سلام علیکم
آیاتی از قرآن کریم نشان می دهد که قبل از آمدن اسلام تورات وانجیل ونسبت به بحث ما خود انجیل تحریف شده بودند. علاوه بر آیات قرآن، تاریخ خود انجیل ومسیحیت هم گواه بر این است. واناجیلی که الان وجود دارد. چهار تاست. انجیل لوقا، متی، مرقس، ویکی دیگر که الان از خاطر خارج شد. واین چهار انجیل توسط شاگردان حضرت عیسی نگاشته شده اند. که در صورت وجود انجیل اصلی ضرورتی بر نوشتن اینها نبود. چون انجیل اصلی بلافاصله بعد از عروج حضرت عیسی از بین رفت. وحواریون آنچه را در خاطرشان مانده بود نوشتند. لذا بیش از 400سال قبل از آمدن قرآن کریم انجیل تحریف شده بود.
تورات هم وضع بهتری نداشته است. وبعد از وفات حضرت موسی تحریف شد. البته برخی از مباحث موجود در انجیل وتورات هم نشان دهنده تحریف آنها واینکه کتاب آسمانی نازل شده نمی باشد.
آیات قرآن مثل آیه 79 سوره بقره هم نشان دهنده تحریف تورات ونوشتن آن توسط خود یهودیان می باشد. اما اشاره ندارد که چه زمانی این مساله رخ داده است. اما نسبت به انجیل آنچه گفته شد. مورد قبول خود مسیحی ها هم می باشد.
واشاره قرآن به اینکه یهودیان عزیر را پسر خدا می دانستند ومسیحی ها حضرت عیسی وقائل به تثلیث بودند، نشان دهنده تحریف کتب اینهاست. چون چنین چیزی در کتب آسمانی که وجود نداشته است. بلکه بعد از تحریف این امور انتقال یافته است. ودر تورات وده فرمان که بر حضرت موسی نازل شد. اولین فرمان توحید وعبادت خدا بوده است. در حالی که آیه 31 سوره توبه اشاره دارد که اینها بجای خدا احبار ورهبان که همان علماء وبزرگان معبدشان باشد که ارباب خود قرار دادند. وپیرو آنها شدند.

کریم;799273 نوشت:
انجیل لوقا، متی، مرقس

و انجیل یوحنّا

البته بعدها انجیل برنابا هم منتشر شده که ظاهرا مورد تأیید مسیحیت نیست,

چون این انجیل مطالبی بر خلاف مطالب موجود در اناجیل مشهوره دارد از قبیل اینکه حضرت مسیح علیه السلام را پسر خدا نمی داند.

به دلیل پست های بعدی این پست ویرایش شد.
.......
......
.....
میتوانید موضوع را جمع بندی کنید.

شکی نیست که همه کتب آسمانی، کلام الهی هستند و آن چیز که نزد خدا است و اصل کتاب های نازل است، نزد خداوند مصون و محفوظ از هر چیزی است اما چیزی که بر انسان ها نازل شده، وضع متفاوتی داشته است.
غیر از قرآن تمامی کتب آسمانی دچار تحریف شده اند.
بدیهی است اگر اراده الهی به مصون نگاه داشتن سایر کتب آسمانی تعلق می گرفت، یقیناً هیچ کدام از آن کتب تحریف نمی گردید، لیکن حکمت هایی اقتضا می کرد که فقط قرآن کریم از تحریف مصون بماند.
البته این سخن به این معنا نیست که اراده الهی به تغییر این کتب آسمانی تعلّق گرفته، بلکه بدین معنا است که انسان ها با اختیار خود می توانند باعث تحریف کتب آسمانی شوند و خداوند مانع این کار نمی شود، اراده خداوند گزاف نیست، بلکه اراده او طبق مصلحت و حکمت جریان می یابد.
در مورد عدم تعلّق اراده الهی بر جلوگیری از تحریف کتاب های آسمانی گذشته به این نکات می توان اشاره نمود:
1ـ چون ادیان پیشین برای مقطع و برهه ای از تاریخ کارآیی داشته اند و قهراً با پیشرفت زمان و تاریخ باید در آن ها تحولاتی حاصل می شد، حفظ آن کتاب ها برای همیشه ضروری نبوده است.
2ـ برای حفظ یک متن به صورت اصلی شرایطی لازم است که باید به طور طبیعی فراهم باشد، به عبارت دیگر خداوند اراده خویش را بر اساس علل و شرایط عادی قرار داده؛ بنابراین در اعصار گذشته، تکامل خط و کتابت به آن میزان نبوده است که بتواند متنی را در بستر خویش و به صورت کامل حفظ نماید، یا اصلاً کتابت صورت نمی گرفته و سینه به سینه نقل می شده و یا این که امکانات کم بوده و کتابت به صورت وسیع صورت نمی گرفته است یا انسان ها به آن اندازه از رشد و بلوغ نرسیده بوده اند که بتوانند کتاب های خود را از دستخوش تحریف حفظ کنند که با رشد تمدن بشری و بلوغ ا نسان ها امکان این امور حاصل شد.
3ـ چون اسلام دین ابدی و قرآن آخرین کتاب آسمانی و کامل ترین آن ها است، باید از دستخوش تحریف و دگرگونی مصون بماند، چرا که اگر تحریف می شد، نقض غرض لازم می آمد. از طرفی آخرین کتاب آسمانی است که راهنمای سعادت انسان‌ها تا نهایت است. از سوی دیگر با تحریف، این غرض حاصل نمی شود، ولی سایر کتب آسمانی مربوط به مقطعی از زمان است.
4ـ بر خلاف پیامبران سابق که معجزه آن ها چیزی غیر از کتاب آسمانی بوده، قرآن مجید، معجزه اساسی پیامبر اسلام بوده است؛ و چون باید در اعصار آینده وجه اعجازی قرآن همچمان حفظ شود تا برای گروندگان آینده به دین اسلام همچنان معجزه ای وجود داشته باشد، پس طبعاً باید قرآن محفوظ بماند تا معجزه جاودان باشد.
5ـ از برخی آیات قرآن به دست می آید تورات و انجیل تا روزهای آغازین دین اسلام به صورت تحریف نشده باقی مانده است.
بر این اساس، تحریف ها (اگر صورت گرفته باشد) پس از نزول قرآن صورت گرفت. در این صورت باید گفت: تورات و انجیل تا پایان دوران مأموریت خویش از تحریف مصون بوده‌اند.

کریم;799273 نوشت:

سلام علیکم
آیاتی از قرآن کریم نشان می دهد که قبل از آمدن اسلام تورات وانجیل ونسبت به بحث ما خود انجیل تحریف شده بودند. علاوه بر آیات قرآن، تاریخ خود انجیل ومسیحیت هم گواه بر این است. واناجیلی که الان وجود دارد. چهار تاست. انجیل لوقا، متی، مرقس، ویکی دیگر که الان از خاطر خارج شد. واین چهار انجیل توسط شاگردان حضرت عیسی نگاشته شده اند. که در صورت وجود انجیل اصلی ضرورتی بر نوشتن اینها نبود. چون انجیل اصلی بلافاصله بعد از عروج حضرت عیسی از بین رفت. وحواریون آنچه را در خاطرشان مانده بود نوشتند. لذا بیش از 400سال قبل از آمدن قرآن کریم انجیل تحریف شده بود.
تورات هم وضع بهتری نداشته است. وبعد از وفات حضرت موسی تحریف شد. البته برخی از مباحث موجود در انجیل وتورات هم نشان دهنده تحریف آنها واینکه کتاب آسمانی نازل شده نمی باشد.
آیات قرآن مثل آیه 79 سوره بقره هم نشان دهنده تحریف تورات ونوشتن آن توسط خود یهودیان می باشد. اما اشاره ندارد که چه زمانی این مساله رخ داده است. اما نسبت به انجیل آنچه گفته شد. مورد قبول خود مسیحی ها هم می باشد.
واشاره قرآن به اینکه یهودیان عزیر را پسر خدا می دانستند ومسیحی ها حضرت عیسی وقائل به تثلیث بودند، نشان دهنده تحریف کتب اینهاست. چون چنین چیزی در کتب آسمانی که وجود نداشته است. بلکه بعد از تحریف این امور انتقال یافته است. ودر تورات وده فرمان که بر حضرت موسی نازل شد. اولین فرمان توحید وعبادت خدا بوده است. در حالی که آیه 31 سوره توبه اشاره دارد که اینها بجای خدا احبار ورهبان که همان علماء وبزرگان معبدشان باشد که ارباب خود قرار دادند. وپیرو آنها شدند.

با سلام
در لینکی که گذاشتم از مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی است !!!
و با گفتار شما متضاد است.
بنا به گفته کارشناسان این مرکز! انجیل در فرض سوال ما تحریف نشده

Hadi99g;799359 نوشت:

و انجیل یوحنّا

البته بعدها انجیل برنابا هم منتشر شده که ظاهرا مورد تأیید مسیحیت نیست,

چون این انجیل مطالبی بر خلاف مطالب موجود در اناجیل مشهوره دارد از قبیل اینکه حضرت مسیح علیه السلام را پسر خدا نمی داند.

سلام علیکم
به لینکی که گذاشتم مراجعه کنید.

بر این اساس، تحریف ها (اگر صورت گرفته باشد) پس از نزول قرآن صورت گرفت. در این صورت باید گفت: تورات و انجیل تا پایان دوران مأموریت خویش از تحریف مصون بوده‌اند

لطفا توضیح قانع کننده ای بدهید

و طاها;799890 نوشت:
بنا به گفته کارشناسان این مرکز! انجیل در فرض سوال ما تحریف نشده

با سلام، اوّلا کارشناس کسي است که در وهله اوّل براي ادّعاي خودش سند بياورد، سند مطالب در لينکي که ارائه داده‌ايد مشخّص نيست!

ثانيا همانطور که استاد «کريم» اشاره کردند کتاب‌هاي تورات و انجيل سال‌ها بعد از حضرت موسی و عيسی به رشته تحرير درآمده است،

استاد فقيد علاّمه طباطبايي در ذيل آيه 80 آل عمران در خصوص تاريخچه تصنيف تورات و انجيل حدود 10 صفحه بحث‌هاي تاريخي بسيار مفيدي ارائه کرده است،

حتماً مطالعه فرماييد،

تورات در حدود 600 سال قبل از ميلاد مسيح، با حمله «بخت نصر» به کلي از بين رفت. بعد از آن شخصي به نام «عزراء» به دستور کوروش توراتي را جمع آوري کرد...!

اين از تورات، و امّا اناجيل: قديمي‌ترين انجيل عبارت است از انجيل متی که حدود 50 سال بعد از عروج حضرت مسيح تصنيف شده.

پژوهشگران مسيحي عقيده دارند که انجيل متی اصلا به لغت عِبري نوشته شده سپس به يوناني و غير آن ترجمه شده است.

يعني نسخه اصليش مفقود شده و وضع ترجمه هم روشن نيست. مترجمش هم معلوم نيست!

وضع بقيّهیي اناجيل هم بهتر از اين نيست. بيشتر مطالبش توسّط «پولس» القاء شده است،

حالا پولس کيست؟ يک يهودي متعصّبي بوده که در ابتدا عليه پيروان حضرت عيسی(ع) سخت مي‌کوشيد و وضع آنان را آشفته مي‌ساخت،

تا اينکه يکباره مدّعي شد که وي بيهوش شده و در عالم بيهوشي، مسيح او را لمس نموده و از آزار دادن نصاری منع فرموده.

بعدش اين جناب پولس ادّعا کرده که به مسيح ايمان آوردم، مسيح مرا براي بشارت دادن به انجيلش فرمان داد !!

فاعتبروا يا أولي الأبصار
.

و طاها;799890 نوشت:
با سلام
در لینکی که گذاشتم از مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی است !!!
و با گفتار شما متضاد است.
بنا به گفته کارشناسان این مرکز! انجیل در فرض سوال ما تحریف نشده

سلام
آیاتی که در این زمینه است نشان دهنده این نیست که انجیل وتورات بدون تحریف مانده بودند بلکه نشان می دهتد برخی حقایق هنور دز انجیل موجود است. والا اینکه کتاب آسمانی نازل شده باقی نمانده بود. حرفی نیست. چون اگر اینطو ربود دلیلی نداشت قرآن سخن از تحریف این دو کتاب توسط برخی شیادان خبر دهد.

و طاها;799892 نوشت:
بر این اساس، تحریف ها (اگر صورت گرفته باشد) پس از نزول قرآن صورت گرفت. در این صورت باید گفت: تورات و انجیل تا پایان دوران مأموریت خویش از تحریف مصون بوده‌اند

لطفا توضیح قانع کننده ای بدهید


اولا آیات خود قران شاهد بر تحریف آن است. در عین اینکه مد نظر داشته باشیم که خود مسیحی ها ویهودی ها کتابهای خودر ا سمانی نمی دانند. یعنی عهد قدیم وجدید را آسمانی نمی دانند. ودر کتابهای خود تاریخ تدوین این کتابها را بیان داشته اند.

Hadi99g;799918 نوشت:

با سلام، اوّلا کارشناس کسي است که در وهله اوّل براي ادّعاي خودش سند بياورد، سند مطالب در لينکي که ارائه داده‌ايد مشخّص نيست!

ثانيا همانطور که استاد «کريم» اشاره کردند کتاب‌هاي تورات و انجيل سال‌ها بعد از حضرت موسی و عيسی به رشته تحرير درآمده است،
داد

!!

فاعتبروا يا أولي الأبصار
.

با سلام
اولا خوش انصاف با استدلال شما کارشناس کریم کارشناس نیستند چون بیش از انها سند ارائه نکردند.
دوما بحث ما روی انجیل متمرکز شد
سوما ان انجیلها که شما میگویید انجیل نیست و انها روایت اطرافیان مسیح است از انجیل یا زندگی عیسی
مشکل شما این است فکر میکنید این انجیل دست ما و نسخه های قدیمی ان همان انجیل واقعی است.

کریم;799925 نوشت:
سلام

اولا آیات خود قران شاهد بر تحریف آن است. در عین اینکه مد نظر داشته باشیم که خود مسیحی ها ویهودی ها کتابهای خودر ا سمانی نمی دانند. یعنی عهد قدیم وجدید را آسمانی نمی دانند. ودر کتابهای خود تاریخ تدوین این کتابها را بیان داشته اند.

سلام
پس به نظر شما کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی اشتباه کرده اند؟ درست است؟

من که گیج شدم
معلوم نیست کی درست میگه کی اشتباه میکنه؟ کی راست میگه کی دروغ؟
مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی یا گفتگوی دینی که زیر مجموعه همین مرکز است؟

و طاها;799959 نوشت:
اولا خوش انصاف با استدلال شما کارشناس کریم کارشناس نیستند چون بیش از انها سند ارائه نکردند.
دوما بحث ما روی انجیل متمرکز شد
سوما ان انجیلها که شما میگویید انجیل نیست و انها روایت اطرافیان مسیح است از انجیل یا زندگی عیسی
مشکل شما این است فکر میکنید این انجیل دست ما و نسخه های قدیمی ان همان انجیل واقعی است.

سلام وعرض ادب
دوسا بزگوار خود اناجیل اربعه بهترین گواه بر سخن ماست. حضرت عیسی بیشتر از یک کتاب نیاورده بودند. اما انجیلی که الان وجود دارد. چهار تاست. وآنهم حواریون که با حضرت عیسی بوده اند اینها را نوشته اند. یعنی کسانی که بیش از چهار قرن قبل اسلام وآمدن قرآن زندکی می کردند.
مگر می شود همزمان چهار انجیل که با هم اختلاف هم دارند، آمده باشند وهرچهار تا هم فرستاده خدا باشند؟ در ثانی قبلا هم گفته شد که در این کتابها شرح حال به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی وآخرین دیدارش با حواریون هم بیان شده، ودر واقع این انجیل ها شرح حال کارها، سخنان ودیدارهای حضرت مسیح است. وخبری از سخنان خدا مانند قرآن نیست.
اگر واقعا کتاب خدا وجود داشت، چه دلیلی وجود داشت که این حواریون از پیش خود کتابی در شرح حال زندگی وتعلیمات حضرت مسیح بنویسند.
وهمچنین در کتاب الهیات مسیحی که آلیستر مک گراث از اساتید الهیات مسیحی در آمریکا که خود نیز مسیحی می باشد. نگاشته است. تاریخ تعلیمات وتفسیرهای آموزه های مسیحی مثل تثلیث هم بیان شده است. که این کتاب بهتر قضیه انجیل وتعلیمات آن ومنشاش را روشن می کند.
ونسبت به انجیل واقعی کسی ادعا نکرده است که باقی بوده، والبته با توضیحات بالا هم باقی ماندن انجیل حقیقی معنی ومفهومی ندارد. وقتی حواریون نزدیکترین افراد به حضرت مسیح خود از نو تعلیمات ایشان را نوشته اند. چرا به انجیل اصلی توجه وعنایت نداشته اند. اگر باقی بوده؟

و طاها;799966 نوشت:
پس به نظر شما کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی اشتباه کرده اند؟ درست است؟

بنده یادم نمی آید چنین چیزی گفته باشم. ودر مقام قضاوت هم نیستم. آنچه را که خود مطالعه کرده وفهمیده ام بیان کردم. برای شما هم امکان مطالعه بیشتر وفهم حقیقت وجود دارد.

و طاها;799973 نوشت:
من که گیج شدم
معلوم نیست کی درست میگه کی اشتباه میکنه؟ کی راست میگه کی دروغ؟
مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی یا گفتگوی دینی که زیر مجموعه همین مرکز است؟

شما بزرگوار دنبال دلیل نقضی بودید که بیان شد. پس گیجی ندارد. در مورد سخنان کارشناسان محترم هم که لینکش را قرار داده بودید. بنده به دلایلی که عرض کردم. مخالف این سخن هستم که تورات وانجیل تا اوایل اسلام تحریف نشده بودند. چون در اینصورت پیامبراسلام(ص) وائمه(ع) وسایر مسلمانان با استناد به کتاب اصلی آنها که امکان بدست آوردنش بود. می توانستند. باطل بودن ادعای آنها وحقانیت خودر ا اثبات کنند.
بله برخ یآیات است که شاید در بدو امر وبا خواندن ظاهر آیه انسان چنین برداشتی داشته باشد. که قبلا ما هم در تاپیکهای دیگری روی این مطلب بحث کرده ایم. ولی با مطالعه همه آیات مربوطه وبالاخص مراجعه به تاریخ مسیحیت ویهود چنین برداشتی درست به نطر نمی رسد.
چرا که اعتقاد به تثلیث یا پسر خدا بودن عزیر چیزی نبود که برای مقابله با مسلمانان ودفعة ایجاد شده باشد. چیزی هایی که بالطبع مخالف کتاب آسمانی است. یا نسبت های ناروایی که نسبت به بزرگان حتی حضرت مریم از جانب یهودیان وجود داشت. وقرآن همه آنها را تبرئه کرد. وریشه این اتهامات هم همین کتابهای تحریف شده بود.

با سلام
جناب کریم شخصا فکر میکنم تحریف شده بود
و بخشی از سخنان شما قانع کننده بود.
اما به خاطر همان تضادی که به وجود امد نیازمند تحقیق بیشتر است.

ممنون
میتوانید جمع بندی کنید.

اگر واقعا کتاب خدا وجود داشت، چه دلیلی وجود داشت که این حواریون از پیش خود کتابی در شرح حال زندگی وتعلیمات حضرت مسیح بنویسند.

همانطور که حدیث و تاریخ مینویسند با اینکه قران وجود دارد

اگر به شما بگویند این همه کتابهای روایی و تاریخی درباره پیامبر اسلام وجود دارد ولی بیشتر قرآن نابود شده است
چه میگویید
اگر باورش سخت است که فرعیات باقی بماند و اصل کتاب از بین برود.
پس باید باور این هم سخت باشد که قبول کنید روایت اطرافیان عیسی تا زمان اسلام باقی مانده اما انجیل محو شده.
اما میبینیم به راحتی پذیرفته اید که انجیلها محو شده اند ولی روایتها باقی مانده اند.

در زمان خود عیسی او رافرزند خدا دانستند
به گونه ای که گفت من انصاری الی الله

ایا این دلیل میشود که مسیحیان این باور اشتباه را از کتاب تحریف شده بدست اوردند؟ مسلما خیر
پس اگر برخی مسیحیان گفته اند عیسی پسر خداست دلیل نمیشود ان را از روی کتاب گفته باشند.
چنانکه حتی خدا در ایه ای به اهل کتاب میگوید بروید کتاب را بیاورید و بخوانید.
و خیلی مثالهای دیگر.. .

خوب کمی تحقیق کردم
ما تحریف لفظی داریم و تحریف معنوی
سه فرض داریم
یا ایات تحریف کتاب مربوط به یهودیان است یا مسیحیان یا هر دو.
اگر مربوط به انجیل نباشد که اصلا تحریف انجیل ثابت نمیشود.
اگر مربوط به انجیل یا تورات باشد
باز دو حالت دارد
یا تحریف معنوی است یا لفظی
انها که میگویند انجیل تا اسلام مصون ماند
دو دلیل دارند
یا ایات را مربوط به تورات میدانند
یا تحریف را معنوی میدانند نه لفظی.

برخی از ایات دلالت بر حفظ کتاب دارد و
برخی از آیات دلالت بر تحریف کنندگان کتاب دارد نه خود کتاب.
از اینجا نتیجه میگیرند که تحریفها معنوی و عملی بوده است.
چنانکه در مورد قران گفته میشود ایات و روایات تحریف، منظورشان تحریف معنوی و عملی است نه تحریف لفظی.

خلاصه
ایات حفظ انجیل داریم
آیات تحریف انجیل نداریم
ایات مربوط به تحریف کنندگان اگر مربوط به تحریف کنندگان انجیل باشد، تحریف معنوی و عملی است.

وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِ‌يقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّـهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللَّـهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿٧٨﴾ مَا كَانَ لِبَشَرٍ‌ أَن يُؤْتِيَهُ اللَّـهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللَّـهِ وَلَـٰكِن كُونُوا رَ‌بَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُ‌سُونَ ﴿٧٩﴾ وَلَا يَأْمُرَ‌كُمْ أَن تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْ‌بَابًا ۗ أَيَأْمُرُ‌كُم بِالْكُفْرِ‌ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿٨٠﴾

اینجا تلاش کردند چیزی را از کتاب بدانند و تحریف معنوی داشته باشند. شاید با توجه به انتهای ایه سعی داشتند با تحریف معنوی مثلا عزیر یا عیسی را ارباب بدانند.

وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فِيهِ ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ

این آیه بر حفظ انجیل دلالت میکند

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَىٰ شَيْءٍ حَتَّىٰ تُقِيمُوا التَّوْرَ‌اةَ وَالْإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّ‌بِّكُمْ ۗ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرً‌ا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّ‌بِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرً‌ا ۖ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِ‌ينَ

و این ایه

وَلَمَّا جَاءَهُمْ رَ‌سُولٌ مِّنْ عِندِ اللَّـهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِ‌يقٌ مِّنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ كِتَابَ اللَّـهِ وَرَ‌اءَ ظُهُورِ‌هِمْ كَأَنَّهُمْ لَا يَعْلَمُونَ

پیامبر کتاب انها را تصدیق کرد چون تحریف نشده بود
اما انها به کتاب خودشان پشت کردند
چون برخلاف میلشان بود.

همچنین در قران امده است وقتی عیسی ع امد کتاب تورات را تصدیق کرد.
ظاهرا سنت انبیا همین بوده که کتاب پیامبر قبلی را تصدیق میکردند.

الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْ‌آنَ عِضِينَ ﴿٩١﴾ فَوَرَ‌بِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٩٢﴾ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ

این ایه درباره قران است اما ان را به معنای تحریف لفظی نمیدانند

و طاها;800243 نوشت:
همانطور که حدیث و تاریخ مینویسند با اینکه قران وجود دارد

در کنار کتاب خدا عترت هم لازم است. بنابه حدیث ثقلین که مورد قبول همه مسلمانان است. چون قرآن نیامند مفسر است تا مواردی مثل آیات متشابه که برای مردم واضح نیست. روشن کنند. واختلاف برداشت از قرآن پیش نیاید. وخداوندی که قرآن را نازل کرده است آنرا همراه پیامبرش نازل کرده است. واگر نیازی به پیامبر نبود. دیگر خود قرآن را می فرستاد. در حالی که می فرماید: ما قرآن را نازل کردیم تا آنرا برای مردم تبیین کنی.
لذا قیاس شما درست به نظر نمی رسد.

و طاها;800250 نوشت:
اگر به شما بگویند این همه کتابهای روایی و تاریخی درباره پیامبر اسلام وجود دارد ولی بیشتر قرآن نابود شده است
چه میگویید
اگر باورش سخت است که فرعیات باقی بماند و اصل کتاب از بین برود.
پس باید باور این هم سخت باشد که قبول کنید روایت اطرافیان عیسی تا زمان اسلام باقی مانده اما انجیل محو شده.
اما میبینیم به راحتی پذیرفته اید که انجیلها محو شده اند ولی روایتها باقی مانده اند.

اگر روایات در تضاد با قرآن وغیر از آن باشند سخن شما درست است. در حالی که همه علماء اسلام تصریح کرده اند، اگر حدیثی مخالف با آیات قرآن بود باید کنار گذاشته شود. لذا روایات در توضیح وتبیین قرآن می باشد. چنانچه خود قرآن اشاره کرده است.
در ثانی خداوند متعال خود بقاء وعدم تحریف قرآن را بیان داشته است. اما انجیل چنین نیست. وا زطرف دیگر وقتی خود مسیحی ها اعتقادی به کتاب آسمانی خود نداشته وتاریخ تالیف انجیلهای چهارگانه را هم بیان داشته اند.وعقایدی دارند خلاف توحید چطور بگوییم کتاب آنها باقی بوده است؟

و طاها;800252 نوشت:
در زمان خود عیسی او رافرزند خدا دانستند
به گونه ای که گفت من انصاری الی الله

شما این مساله را از کجای قرآن بدست آوردید؟ قبل این قسمت آیه می فرماید: فلما عیسی منهم الکفر، وقتی حضرت عیسی از آنها احساس کفر کرد. که عدم قبول وایمان بخدا باشد. که ادامه آیه هم همین را می رساند.

و طاها;800486 نوشت:
برخی از ایات دلالت بر حفظ کتاب دارد و
برخی از آیات دلالت بر تحریف کنندگان کتاب دارد نه خود کتاب.
از اینجا نتیجه میگیرند که تحریفها معنوی و عملی بوده است.

تحریف معنوی که نمی تواند متناقض با متن اصلی باشد. قرآن می فرماید: در قیامت از حضرت عیسی سوال خواهد شد که شما به اینها گفتید که من ومادرم خدا هستیم؟ در حالی که اینها به تثیلثی قائل هستند که در تضاد کامل با توحید است. این نمی تواند تحریف معنوی باشد.
در عین اینکه آیه79 سوره بقره به صراحت می فرماید: اینها کتاب خدا را با دستان خود نوشته وبعد گفتند که این از جانب خداست. پس تحریف لفظی بوده است.

و طاها;800487 نوشت:
خلاصه
ایات حفظ انجیل داریم
آیات تحریف انجیل نداریم
ایات مربوط به تحریف کنندگان اگر مربوط به تحریف کنندگان انجیل باشد، تحریف معنوی و عملی است.

آیه 79 سوره بقره خلاف نتیجه گیری شما را می رساند.

و طاها;800492 نوشت:
همچنین در قران امده است وقتی عیسی ع امد کتاب تورات را تصدیق کرد.
ظاهرا سنت انبیا همین بوده که کتاب پیامبر قبلی را تصدیق میکردند.

ما هم در قرآن نزول کتاب آسمانی بر پیامبران الهی را تصدیق می کنیم. اما اعتقاد نداریم که اصل آن کتابها باقی مانده است.
بعد هم آیاتی که می فرماید: اهل انجیل را بر اساس انجیل حکم کن. پر واضح است که شما نمی توانید در مورد یک مسیحی بر اساس قرآن نظر بدی وقضاوت کنی و نشانگر عظمت واحاطه علمی نبی مکردم اسلام است که بر انجیل وتورات هم آگاهی دارد.

کریم;800573 نوشت:
در کنار کتاب خدا عترت هم لازم است. بنابه حدیث ثقلین که مورد قبول همه مسلمانان است. چون قرآن نیامند مفسر است تا مواردی مثل آیات متشابه که برای مردم واضح نیست. روشن کنند. واختلاف برداشت از قرآن پیش نیاید. وخداوندی که قرآن را نازل کرده است آنرا همراه پیامبرش نازل کرده است. واگر نیازی به پیامبر نبود. دیگر خود قرآن را می فرستاد. در حالی که می فرماید: ما قرآن را نازل کردیم تا آنرا برای مردم تبیین کنی.
لذا قیاس شما درست به نظر نمی رسد.

اگر روایات در تضاد با قرآن وغیر از آن باشند سخن شما درست است. در حالی که همه علماء اسلام تصریح کرده اند، اگر حدیثی مخالف با آیات قرآن بود باید کنار گذاشته شود. لذا روایات در توضیح وتبیین قرآن می باشد. چنانچه خود قرآن اشاره کرده است.
در ثانی خداوند متعال خود بقاء وعدم تحریف قرآن را بیان داشته است. اما انجیل چنین نیست. وا زطرف دیگر وقتی خود مسیحی ها اعتقادی به کتاب آسمانی خود نداشته وتاریخ تالیف انجیلهای چهارگانه را هم بیان داشته اند.وعقایدی دارند خلاف توحید چطور بگوییم کتاب آنها باقی بوده است؟

ببخشید ولی اینها که گفتید ارتباطی با صحبتهای بنده نداشت.
کسی نگفته کتاب بی نیاز از تفسیر و حدیث و عترت است.
اتفاقا ان حرف من مشروط به قبول اینها بود. یعنی چون همین تاریخ و حدیث وجود داشته حرف من تایید میشود.
ظاهرا برعکس متوجه شدید

آیه 79 میگوید کتاب مینوشتند و ان را به خدا نسبت میدادند نه اینکه تورات را تحریف کنند یا تورات بنویسند.

پیامبران کتاب بین یدیه را تصدیق میکردند نه نزول کتاب را.

خداوند حکم نمیکند به کتاب تحریف شده عمل کنند

شما این مساله را از کجای قرآن بدست آوردید؟

این سوال شما نیز نادرست است. چون قران به تنهایی کافی نیست.

و طاها;800591 نوشت:
ببخشید ولی اینها که گفتید ارتباطی با صحبتهای بنده نداشت.
کسی نگفته کتاب بی نیاز از تفسیر و حدیث و عترت است.
اتفاقا ان حرف من مشروط به قبول اینها بود. یعنی چون همین تاریخ و حدیث وجود داشته حرف من تایید میشود.
ظاهرا برعکس متوجه شدید

سلام وعرض ادب
با توجه به همین توضیح وفرمایش، سخن شما زمانی می تواند درست باشد. که آنها انجیل های نوشته شده توسط حواریون را شرح انجیل اصلی بدانند. ولی چنین اعتقادی ندارند.

و طاها;800593 نوشت:
آیه 79 میگوید کتاب مینوشتند و ان را به خدا نسبت میدادند نه اینکه تورات را تحریف کنند یا تورات بنویسند.

وقتی اصل کتاب الهی در نزد آنها بوده وبالطبع همه بر آنها آگاهی دارند. با چه حسا بومنطقی از پیش خود کتاب نوشته وبه خدا نسبت می دادند؟ کسی که از نزد خود کتاب الهی می نویسد باید طوری بنویسد که بتواند دیگران را بفریبد. وآنهم زمانی است که چیزی از کاب اصلی به آن قاطی کرده باشد.
به هر حال بنده فکر می کنم. باتوجه به آیات شاید نتوان حکم قطعی داد. هرچند آیه79می تواند نشان دهنده تحریف باشد. ولی با در نظر گرفتن تاریخ ودیدگاههای خود مسیحیت ویهودیت نمی شود قائل به بقاء اصل کتاب تا زمان اسلام بود. چون تحریف هم کاری نیست که یک شب صورت بگیرد. وآنها کتاب الهی را یک شب عوض کنند وامت آنها هیچ واکنشی نشان نداده باشد. به هر حال اگر تا آنموقع اصل کتاب آسمانی باقی می ماند. مسلمانان می توانستند با آن علیه خودشان استشهاد کنند. یا طبق آیه 6سوره صف که بیان کننده آمده نام حضرت رسول اکرم(ص) با نام احمد در انجیل می باشد. به اصل کتاب استناد کنند. مد نظر هم داشته باشیم که کتاب آسمانی یکی نیست که فقط پیش یک نفر باشد. واو هم به راحتی تحریفش کند. خود جمع کردن نسخه هیا این تورات وانجیل با توجه به پراکندگی مسیحیان ویهودیان در مناطق مختلف کار ساده ای نبوده است.

و طاها;800594 نوشت:
پیامبران کتاب بین یدیه را تصدیق میکردند نه نزول کتاب را.

پیامبران اصل کتاب آسمانی نازل شده بر آنها را تایید می کردند.
فقط جناب وطاها اگر لطف کنید به جای چند پست همه این مطالب خودر ا در یک پست مرقوم بفرمایید ممنون می شوم.

کریم;800787 نوشت:
سلام وعرض ادب
با توجه به همین توضیح وفرمایش، سخن شما زمانی می تواند درست باشد. که آنها انجیل های نوشته شده توسط حواریون را شرح انجیل اصلی بدانند. ولی چنین اعتقادی ندارند.

وقتی اصل کتاب الهی در نزد آنها بوده وبالطبع همه بر آنها آگاهی دارند. با چه حسا بومنطقی از پیش خود کتاب نوشته وبه خدا نسبت می دادند؟ کسی که از نزد خود کتاب الهی می نویسد باید طوری بنویسد که بتواند دیگران را بفریبد. وآنهم زمانی است که چیزی از کاب اصلی به آن قاطی کرده باشد.
به هر حال بنده فکر می کنم. باتوجه به آیات شاید نتوان حکم قطعی داد. هرچند آیه79می تواند نشان دهنده تحریف باشد. ولی با در نظر گرفتن تاریخ ودیدگاههای خود مسیحیت ویهودیت نمی شود قائل به بقاء اصل کتاب تا زمان اسلام بود. چون تحریف هم کاری نیست که یک شب صورت بگیرد. وآنها کتاب الهی را یک شب عوض کنند وامت آنها هیچ واکنشی نشان نداده باشد. به هر حال اگر تا آنموقع اصل کتاب آسمانی باقی می ماند. مسلمانان می توانستند با آن علیه خودشان استشهاد کنند. یا طبق آیه 6سوره صف که بیان کننده آمده نام حضرت رسول اکرم(ص) با نام احمد در انجیل می باشد. به اصل کتاب استناد کنند. مد نظر هم داشته باشیم که کتاب آسمانی یکی نیست که فقط پیش یک نفر باشد. واو هم به راحتی تحریفش کند. خود جمع کردن نسخه هیا این تورات وانجیل با توجه به پراکندگی مسیحیان ویهودیان در مناطق مختلف کار ساده ای نبوده است.

پیامبران اصل کتاب آسمانی نازل شده بر آنها را تایید می کردند.
فقط جناب وطاها اگر لطف کنید به جای چند پست همه این مطالب خودر ا در یک پست مرقوم بفرمایید ممنون می شوم.

با سلام و احترام
اشکال ابتدایی شما یک بحث جدلی است. مسیحیان چه باوری داشته باشند زیاد به این مسئله کمک نمیکند. باید خود اناجیل را نگاه کنیم ببینیم ادعا داشتند کتاب انجیل هستند یا روایت زندگی عیسی ع که در ان به بخشی از وحی ها اشاره کردند؟
به فرض که حتی خود نگارندگان انجیل ادعا داشته باشند انها انجیل را نوشتند نه روایت زندگی او را. اما اینکه دلیل نمیشود ما قبول کنیم.
پس مشخص است از تاریخ و متن انجیل ها که انجیل نیستند بلکه نوعی تاریخ و روایت هستند.

تواریخ اسلامی به زندگی مثلا پیامبر میپردازند لزومی ندارد حتما قرآن را شرح دهند.

بسیاری از اهل کتاب سواد نداشتند و خیلی راحت گفته های روحانیان خود را قبول میکردند حتی برخی انها را ارباب خود میگرفتند و هر حلالی حرام میشد و بالعکس.
همچنین انها یا به قولی کاهنان بنا به فرموده قران ، تورات را بخش بخش کردند و برخی را اشکار و برخی را پنهان میکردند. این را فکر میکنم بتوان نوعی تحریف عملی دانست نه لفظی.
همچنین انها میتوانستند تفسیر و معنای مورد علاقه خود را در اختیار مردم بگذارند تا مردم را به معنای خاصی سوق بدهند.
یا میتوانستند اسرائیلیاتی را بسازند و به عنوان روایات جعلی به پیامبران منسوب کنند تا معنای مقصودشان از تورات حاصل شود.
که همه این سوء استفاده ها نوعی تحریف معنوی و عملی است. به صورتی که اسرائیلیات نماد تحریف معنوی و کتمان بخش هایی از تورات تحریف عملی است.
فتواهای انها برای تحلیل حرام و بالعکس نیز و معنا و تفسیر به رای نیز و ...

در مجموع چنین به نظر میرسد که عملا دسترسی به اصل تورات سخت بوده است به علت کتمان.
و دسترسی به اصل کتاب از جهت شنیداری نیز سخت بوده است به خاطر نبود سواد و دانش. به همین جهت برخی از کاهنان در خواندن تورات تحریف میکردند .
ما یک سنتی داریم در میان مردم و علما که فتاوی و احکام را از روی متن میخواندند. مثلا اگر میخواستند فتوای یک مرجع را بگویند از پیش خود نمیگفتند بلکه کتاب باز میکنند و از روی کتاب میخوانند. شاید این سنت یک دلیلش کسب اعتماد بیشتر باشد که مثلا مبادا کاهن از پیش خود چیزی بیافزاید.
همچنین اگر به حرف '' من '' ( من الکتاب ) در برخی ایات توجه کنیم و انها از نوع بعضیه باشد شاید بتوان چنین برداشت کرد که بخشی از کتاب ها درست هستند اگر چه قول ضعیفی میشود.
اما توجه به یک ایه میتواند کارگشا باشد.
در ایه ای میگوید انبیا از روی تورات حکم میکردند. و در ادامه میگوید ربانیون و احبار به انچه یا ان مقدار که از تورات حفظ کردند بمااستحفظوا . شاید این ایه بتواند به ما بگوید همه تورات به دست انها نرسیده یا تمام تورات به انها داده نشده. یا اصل ان یا تفسیر و معنای درستش...

با تشکر از صبر و بردباری شما

و طاها;799959 نوشت:
سوما ان انجیلها که شما میگویید انجیل نیست و انها روایت اطرافیان مسیح است از انجیل یا زندگی عیسی
مشکل شما این است فکر میکنید این انجیل دست ما و نسخه های قدیمی ان همان انجیل واقعی است.

انجيل واقعي آخه جاي بحثي داره خوش انصاف؟!

بحث بر سر اناجيل موجوده است.

و طاها;800819 نوشت:
در ایه ای میگوید انبیا از روی تورات حکم میکردند. و در ادامه میگوید ربانیون و احبار به انچه یا ان مقدار که از تورات حفظ کردند بمااستحفظوا . شاید این ایه بتواند به ما بگوید همه تورات به دست انها نرسیده یا تمام تورات به انها داده نشده. یا اصل ان یا تفسیر و معنای درستش...

ترجمه‌اي که از آيه شريفه ارائه داديد داراي اشکالات جدّي است:

کلمه «ما» در «ما استحفظوا» به «آنچه» ترجمه شده، در حالي که ظاهر آيه اين است که ماي مصدريّه مي‌باشد،

کلمه «مِن» را بعضيّه گرفتيد، در حالي که بيانيّه است، بعلاوه، حرف باء در «بما استحفظوا» باي سببيّه است،

علاّمه امين الإسلام در تفسير «جوامع الجامع» مي‌فرمايد:

« ((بما استحفظوا من كتب الله)) : بما سألهم أنبياؤهم حفظه من التوراة ، أي : بسبب إيصائهم إياهم أن يحفظوه من التغيير والتبديل ،
و ((من)) في ((من كتب الله)) للتبيين»

(جوامع الجامع، ج1 ص502)

تازه، مرجع ضمير متّصل در «استحفظوا» را ربّانيّون و احبار دانستيد

در حالي که احتمال دارد مرجعش همه نبيّون و ربّانيّون و احبار باشد همچنان که استاد جوادي آملي افاده کرده‌اند،

ايشان در تفسير تسنيم مي‌نويسد:

«همان گونه که برخي از مفسّران گفته‌اند «بما استحفظوا» پيامبران و عالمان ربّاني و احبار را شامل مي‌شود» (تفسير تسنيم، ج22 ص520)

بگدريم، چيزي که مسلّم است:

تورات کنوني 600 سال قبل از ميلاد با حمله بخت نصر مفقود شد و توسط شخص مجهول الحالي به نام «عزراء» نوشته شد،

اناجيل هم قديمي ترين انجيل که انجيل متي است دست کم 40 سال پس از حضرت مسيح نوشته شده و آن هم اصلش به زبان عبري بوده و مفقود شده!

نسخه‌هاي فعلي ترجمه‌اش است که مترجمش معلوم نيست!

ولي يک چيزي هم که مسلّم است اينکه: اين تورات و انجيل کذايي، في الجمله حاوي تورات و انجيل واقعي مي‌باشند ولي نه بالجمله.

يعني قسمتي از تورات حقيقي در کتب مقدّسه فعلي يهود، موجود است،

و همچنين قسمتي از انجيل واقعي در کتب مقدّسه نصاری آورده شده است، و آيات کريمه زير شاهد بر اين مدّعاست:

«وکيف يحکّمونک وعندهم التوراة فيها حکم الله»

(و چگونه تو را داور قرار دهند وحال آنکه نزدشان تورات است که در آن، حکم خداوند است» (مائده: 42)

«و مِن الّذين قالوا إنّا نصاری أخذنا ميثاقهم فنَسوا حظّاً ممّا ذُکِّروا به»

(و از کساني که گفتند نصاراييم پيمانشان را گرفتيم، ولي نصيب بزرگي را از آنچه متذکّر شده بودند به فراموشي سپردند) (مائده: 14)

Hadi99g;801562 نوشت:

کلمه «مِن» را بعضيّه گرفتيد، در حالي که بيانيّه است

این نیز سخن کذبی است. اتفاقا این که بعضیه باشد را قولی ضعیف دانستم چون به نفع من است.
و شما نیز تایید کردید.

در مورد مرجع ضمیر استحفظوا
اگر چه من مخالفت نکردم اما
خودتان نوشتید احتمال دارد.
تازه معلوم نیست استدلال ادبی ان چیست
و معلوم نیست صرفا نقل تفاسیر است یا خیر

[="Navy"]

و طاها;801616 نوشت:
تازه معلوم نیست استدلال ادبی ان چیست

اینکه استدلال ادبیش را شما نمی‌دانید دلیل بر این نیست که معلوم نباشد،

اینجا هم سایت آموزشی نیست که بنده بیایم همه چیز را برای شما آموزش بدهم بزرگوار، و مجالش هم نیست؛

این موضوع در مباحث عامّ وخاص از فنّ اصول تحت عنوان «الاستثناء المتعقّب لجمل متعاطفة» بحث شده است.[/]

موضوع قفل شده است