آیا تصرف بخشی از سوریه توسط ترکیه از علائم ظهور است؟

تب‌های اولیه

5 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا تصرف بخشی از سوریه توسط ترکیه از علائم ظهور است؟

شنیده ام در حدیثی درباره علائم ظهور آمده است که اخوان ترک جزیره را خواهند گرفت

سال گذشته که ترکیه با کمک هوادار نزدیک به اخوان المسلمین خود جزیره در کردستان سوریه را تصرف کرد 

این حدیث به ذهنم رسید و احتمال دادم اخوان ترک کنایه ای از اخوان المسلمین باشد 

لطفا در این مورد کمی توضیح دهید

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد صدرا

با سلام و عرض ادب

1) تعبیر مذکور در روایت ارتباطی با جماعت «اخوان المسلمین» نداشته؛ بلکه تعبیری رایج در کلام و لغت عرب به هنگام مخاطب قرار دادن و یا اشاره از گروه و جماعتی است که دارای وجه اشتراک نسبی، عقیدتی و ایمانی بوده؛ چنانکه در قرآن کریم این امر به شکل اشاره به فرد و اشاره به گروه استعمال شده است، چنانکه می فرماید:

«وَ إِلى‏ عادٍ أَخاهُمْ هُوداً: و به سوی قوم عاد برادرشان هود را فرستادیم»؛[1]«وَ إِلى‏ ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً»؛[2] «وَ إِلى‏ مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً»؛ [3]

 «... وَ عادٌ وَ فِرْعَوْنُ وَ إِخْوانُ لُوطٍ»؛[4]  و عاد و فرعون و برادران لوط.  که منظور از «برادران لوط» همان قوم لوط است؛ چرا كه قرآن از اين پيامبران بزرگ به عنوان برادر ياد كرده است.[5]

2) در این خبر نیز سخن از تصرف «جزیره» توسط قوم ترک است که از این قوم با برادران ترک یاد شده است که گویا گروههایی از قوم ترک بوده که با یکدیگر متحد شده اند.

«وَ يَجِيئُكُمُ الصَّوْتُ مِنْ نَاحِيَةِ دِمَشْقَ بِالْفَتْحِ وَ تُخْسَفُ‏ قَرْيَةٌ مِنْ‏ قُرَى‏ الشَّامِ‏ تُسَمَّى الْجَابِيَةَ وَ تَسْقُطُ طَائِفَةٌ مِنْ مَسْجِدِ دِمَشْقَ الْأَيْمَنِ وَ مَارِقَةٌ تَمْرُقُ مِنْ نَاحِيَةِ التُّرْكِ وَ يَعْقُبُهَا هَرْجُ الرُّومِ وَ سَيُقْبِلُ إِخْوَانُ التُّرْكِ حَتَّى يَنْزِلُوا الْجَزِيرَةَ وَ سَتُقْبِلُ مَارِقَةُ الرُّومِ حَتَّى يَنْزِلُوا الرَّمْلَةَ ... ثُمَّ يَخْتَلِفُونَ عِنْدَ ذَلِكَ عَلَى ثَلَاثِ رَايَاتٍ رَايَةِ الْأَصْهَبِ وَ رَايَةِ الْأَبْقَعِ وَ رَايَةِ السُّفْيَانِي».[6]  «صوتی بر دمشق همراه با فتح برای شما می‏ آید و خسف در منطقه جابیه رخ خواهد داد و بخشی از مسجد دمشق نیز تخریب خواهد شد، سپس خروج کنندگانی در منطقه شام از سمت ترکها، ساکنان واقع در نواحی هم‏ مرز با ترکها خروج خواهند کرد و آنگاه هرج ومرج روم را فراخواهد گرفت. برادران ترک، پیشروی نظامی خویش را تا مناطق جریره ادامه می ‏دهند،[7] و نیز خروج کنندگانی از رومی ها در منطقه رمله (نزدیک بیت المقدس) در فلسطین نیروی نظامی پیاده می‏ کنند ... سپس سه پرچم نظامی اصهب، ابقع و سفیانی در منطقه شام با یکدیگر به جنگ و اختلاف خواهند پرداخت».

مولف کتاب «عصر ظهور» پس از بیان روایاتی که مربوط به نقش ترکان در دورانی که منتهی به عصر ظهور است بیان داشته که مراد از قوم ترک در این اخبار ملیت روس بوده و مراد ترکان عثمانی نمی باشد؛ چنانکه می نویسد:

«و ما در بخش مربوط به تركان گفتيم كه مراد از تركها در اين روايات كفّار ترك است نه مسلمانان ترك چنانكه قرينه‏ هاى زيادى در روايات، نشانگر اين امر است و در برخى از آنها به برادران‏ ترك‏ و يا گروهى از جانب تركان تعبير شده است كه به احتمال قوى منظور از تركان، روسها مى‏ باشد».[8]

3) در اخبار مشابه دیگری که «نعیم بن حماد» در کتاب: «الفتن» آورده است[9] به همین امر اشاره شده است که یکی از این اخبار عبارت است از:

 عن كَعْبٍ، قَالَ: «لَيَرِدَنَّ التُّرْكُ الْجَزِيرَةَ حَتَّى يَسْقُوا خَيْلَهُمْ مِنَ الْفُرَاتِ، فَيَبْعَثُ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الطَّاعُونَ فَيَقْتُلُهُمْ، فَلَا يَفْلِتُ مِنْهُمْ إِلَّا رَجُلٌ وَاحِدٌ».[10] «بدون ترديد سپاه ترك وارد جزيرة العرب خواهد شد تا اسبهايشان از فرات سيراب شوند، آنگاه خداوند بر آنها طاعون را مسلّط مى ‏كند و همگى به وسيله طاعون از بين مى روند و به جز يك نفر از آنها باقى نمى‏ ماند.

موفق باشید.

 

[1] . الاعراف/65.

[2] . الاعراف/73.

[3] . الاعراف/85.

[4] . ق/13.

[5] مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، 28جلد، دار الكتب الإسلامية - ايران - تهران، چاپ: 10، 1371 ه.ش.

[6] .  النعمانی، الغیبة، نشر صدوق، سال چاپ: 1397ق، ص280.

[7] . اقلیم جزیره (به عربی: الجزيرة) منطقه‌ای جغرافیایی واقع در بخشی از کردستان عراق و سوریه و ترکیه می‌باشد که کوه‌های آناتولی و رودهای دجله و فرات آنرا احاطه کرده‌اند. و نام تاریخ بخش بالایی میان‌رودان (بین‌النهرین علیا) است و سه شهر اصلی آن رقه (در شمال سوریه) و موصل (در شمال عراق) و آمد (در جنوب شرقی ترکیه) بوده‌است. (ر.ک: ویکی پدیا).

[8] . علی کورانی، عصر ظهور، ص275.

[9] . نعيم بن حماد المروزي، الفتن، الناشر: مكتبة التوحيد – القاهرة، ج1،ص220،ج2،ص676.

لطفا درباره  اصهب و ابقع هم قدری توضیح دهید

لطفا درباره  اصهب و ابقع هم قدری توضیح دهید

سلام علیکم

«اصهب» در لغت به کسی گفته می شود که رنگ پوست وی سفیدی نزدیک به سرخی باشد.[1] و «ابقع» کسی است که پوست بدنش سیاه و سفید باشد.[2]

بر اساس اخبار «اصهب و ابقع» دو رهبر مخالف سفیانی اند که سفیانی در منطقه ی شام با آنها به نزاع برمی خیزد و بر آنان چیره می شود.

بنا بر نقل «نعیم بن حماد» خروج «ابقع» از مصر بوده که سفیانی وی را شکست داده و پس از آن خرابی مصر اتفاق می افتد.[3]

موفق باشيد.


[1]. موسى، حسين يوسف، الإفصاح - قم، چاپ: چهارم، 1410 ه.ق، ج2، ص1322.: « أصهَبُ‏ ليس بشديد البياض و هو الذى يخالط بياضه حُمرة».

[2] . فراهيدى، خليل بن احمد، كتاب العين - قم، چاپ: دوم، 1409 ه.ق، ج1، ص184.: « البَقَع‏: لون يخالف بعضه بعضا مثل الغراب الأسود في صدره بياض، غراب‏ أَبْقَعُ‏، و كلب‏ أَبْقَع‏».

[3] . « حَدَّثَنَا الْوَلِيدُ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ أَبِي أُمَيَّةَ، عَنِ ابْنِ الْحَنَفِيَّةِ، قَالَ: «إِذَا ظَهَرَ السُّفْيَانِيُّ عَلَى الْأَبْقَعِ دَخَلَ مِصْرَ، فَعِنْدَ ذَلِكَ خَرَابُ مِصْرَ»». (نعیم بن حماد، الفتن، مكتبة التوحيد – القاهرة، ج1، ص292).