جمع بندی آیا ترجمه قرآن کار درستی است یا خیر؟

تب‌های اولیه

16 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="Franklin Gothic Medium"][="3"]

و طاها;778603 نوشت:
سلام علیکم
لطفا در مورد ترجمه معزی و نورانیتش بیشتر توضیح بدهید.

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم برادر و رحمة الله و برکاته،
اطلاعاتی که برای این ترجمه در ویکی فقه آمده است اینطور است:[INDENT=2]
معرفی اجمالی ترجمه
این مصحف شریف توسط آقای معزی به زبان فارسی ترجمه شده است. مترجم محترم در این ترجمه از روش ترجمه کلمه به کلمه استفاده نموده و آیات قرآن را بر همین اساس ترجمه کرده است و از آنجا که این روش ترجمه نیازمند به دقت بیشتری است و مترجم در تلاش است تا رعایت امانتداری بشود لذا برای پیدا کردن کلمات معادل کلمات عربی نیازمند به تسلط به هر دو زبان می‌باشد که در این ترجمه وجود دارد و این موضوع نشان گر آن است که مترجم از زبان و ادبیات عرب (و فارسی) اطلاعات نسبی را دارا می‌باشد.
از طرف دیگر گرچه این نوع ترجمه نمی‌تواند از سلاست و روانی برخوردار باشد (به لحاظ کلمه به کلمه بودن) ولی مترجم محترم در این زمینه نیز سعی فراوان دارد که به گونه‌ای ترجمه اش سلیس و روان باشد و نارسایی‌های این نوع از ترجمه را کمتر دارا باشد که در این زمینه تا حدودی موفق بوده است که برای این منظور در برخی از موارد کلمات را جابجا نموده تا ترجمه از حالت ناقص بودن خارج گردد.

ویژگی‌های ترجمه
[/INDENT]


[/HR][INDENT=2]
۱- ترجمه توضیحات اضافی خیلی کم دارد.
۲- در ترجمه، به افعال معلوم و مجهول و لازم و متعدی توجه شده و در اکثر موارد به صورت صحیح ترجمه شده است.
۳- توجه به مواردی که کلمات در جمله مفعول مطلق می‌باشند مانند آنچه در ترجمه آیه فدمرناها تدمیرا [۱] پس نابود کنیمش نابود کردنی.
۴-ادات تاکید و حصر، در اکثر موارد مورد توجه قرار گرفته و تاکید آن در ترجمه آورده شده است.
۵- کلیه کلمات و افعال ترجمه شده و کمتر کلمه‌ای است که در ترجمه نیامده باشد. (و شاید بتوان ادعا نمود که کلمه‌ای که ترجمه نشده باشد وجود ندارد)

اشکالات ترجمه[/INDENT]


[/HR][INDENT=2]
۱- از آنجا که ترجمه از نوع ترجمه کلمه به کلمه می‌باشد، ترجمه از سلاست و روانی لازم برخوردار نمی‌باشد.
۲- در این نوع از ترجمه،حروف مقطعه ترجمه نمی‌شوند.
۳- در مواردی که جملات به صورت جمله حالیه (و یا واو حالیه) ذکر شده‌اند در ترجمه حال بودن آنها بیان نشده است مانند آیه ۲ سوره «ما یاتیهم من ذکر من ربهم محدث الا استمعوه و هم یلعبون» [۲] که در ترجمه آمده: نیایدشان یادآوری از پروردگارشان نوین مگر بشنوندش و ایشانند بازی کنان در صورتیکه جمله «و هم یلعبون»حال است.
۴- بعضی از کلمات که به صورت صفت و موصوف در متن آیه آمده، و علم هستند برای یک چیزی، در ترجمه هر کدام به صورت جداگانه ترجمه شده که معنای آن صحیح نیست. مثلا در آیه سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی.. [۳] که در ترجمه آمده: منزه است خداوندی که شبانه برد بنده خویش را از مسجد حرام به سوی مسجد اقصی در صورتیکه مسجد الحرام و مسجد الاقصی علم هستند و نباید بدون «ال» ذکر شوند.
۵- در برخی از موارد، ترجمه صحیح نیست مثلا در سوره و قال فرعون یا ایها الملاء [۴] ترجمه آن را چنین ذکر کرده: و فرعون گفت‌ای قوم من در این آیه واژه «ملاء» به معنای قوم گرفته شده در صورتیکه ملاء به معنای «اشراف و گروه سرمایه دار» می‌باشد.[/INDENT]

گاهی خواندن آن سخت است، ولی با کمی ویرایش جزء دقیق‌ترین ترجمه‌هایی است که حقیر دیده‌ام، بخصوص که ترتیب کلمات آن عموماً مثل متن خود قرآن است و شاید همین که به صورت معمول نیست سبب شده باشد تا اثرگذاری‌اش بیشتر شود، شاید هم سلیقه‌ای باشد و روی دیگران این اثر را نداشته باشد ... متن این ترجمه برای دانلود هم هست، گرچه حقیر معمولاً از سایت tanzil.net استفاده می‌کنم که ترجمه‌های نسبتاً زیادی را با هم دارد و می‌توان هر آیه را به ترجمه‌های زیادی دید.

در پناه خدا باشید
یا علی علیه‌السلام[/][/]

سین;778635 نوشت:
[="Franklin Gothic Medium"][="3"]
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم برادر و رحمة الله و برکاته،
اطلاعاتی که برای این ترجمه در ویکی فقه آمده است اینطور است:[INDENT=2]
معرفی اجمالی ترجمه
این مصحف شریف توسط آقای معزی به زبان فارسی ترجمه شده است. مترجم محترم در این ترجمه از روش ترجمه کلمه به کلمه استفاده نموده و آیات قرآن را بر همین اساس ترجمه کرده است و از آنجا که این روش ترجمه نیازمند به دقت بیشتری است و مترجم در تلاش است تا رعایت امانتداری بشود لذا برای پیدا کردن کلمات معادل کلمات عربی نیازمند به تسلط به هر دو زبان می‌باشد که در این ترجمه وجود دارد و این موضوع نشان گر آن است که مترجم از زبان و ادبیات عرب (و فارسی) اطلاعات نسبی را دارا می‌باشد.
از طرف دیگر گرچه این نوع ترجمه نمی‌تواند از سلاست و روانی برخوردار باشد (به لحاظ کلمه به کلمه بودن) ولی مترجم محترم در این زمینه نیز سعی فراوان دارد که به گونه‌ای ترجمه اش سلیس و روان باشد و نارسایی‌های این نوع از ترجمه را کمتر دارا باشد که در این زمینه تا حدودی موفق بوده است که برای این منظور در برخی از موارد کلمات را جابجا نموده تا ترجمه از حالت ناقص بودن خارج گردد.

ویژگی‌های ترجمه
[/INDENT]


[/HR][INDENT=2]
۱- ترجمه توضیحات اضافی خیلی کم دارد.
۲- در ترجمه، به افعال معلوم و مجهول و لازم و متعدی توجه شده و در اکثر موارد به صورت صحیح ترجمه شده است.
۳- توجه به مواردی که کلمات در جمله مفعول مطلق می‌باشند مانند آنچه در ترجمه آیه فدمرناها تدمیرا [۱] پس نابود کنیمش نابود کردنی.
۴-ادات تاکید و حصر، در اکثر موارد مورد توجه قرار گرفته و تاکید آن در ترجمه آورده شده است.
۵- کلیه کلمات و افعال ترجمه شده و کمتر کلمه‌ای است که در ترجمه نیامده باشد. (و شاید بتوان ادعا نمود که کلمه‌ای که ترجمه نشده باشد وجود ندارد)

اشکالات ترجمه[/INDENT]


[/HR][INDENT=2]
۱- از آنجا که ترجمه از نوع ترجمه کلمه به کلمه می‌باشد، ترجمه از سلاست و روانی لازم برخوردار نمی‌باشد.
۲- در این نوع از ترجمه،حروف مقطعه ترجمه نمی‌شوند.
۳- در مواردی که جملات به صورت جمله حالیه (و یا واو حالیه) ذکر شده‌اند در ترجمه حال بودن آنها بیان نشده است مانند آیه ۲ سوره «ما یاتیهم من ذکر من ربهم محدث الا استمعوه و هم یلعبون» [۲] که در ترجمه آمده: نیایدشان یادآوری از پروردگارشان نوین مگر بشنوندش و ایشانند بازی کنان در صورتیکه جمله «و هم یلعبون»حال است.
۴- بعضی از کلمات که به صورت صفت و موصوف در متن آیه آمده، و علم هستند برای یک چیزی، در ترجمه هر کدام به صورت جداگانه ترجمه شده که معنای آن صحیح نیست. مثلا در آیه سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی.. [۳] که در ترجمه آمده: منزه است خداوندی که شبانه برد بنده خویش را از مسجد حرام به سوی مسجد اقصی در صورتیکه مسجد الحرام و مسجد الاقصی علم هستند و نباید بدون «ال» ذکر شوند.
۵- در برخی از موارد، ترجمه صحیح نیست مثلا در سوره و قال فرعون یا ایها الملاء [۴] ترجمه آن را چنین ذکر کرده: و فرعون گفت‌ای قوم من در این آیه واژه «ملاء» به معنای قوم گرفته شده در صورتیکه ملاء به معنای «اشراف و گروه سرمایه دار» می‌باشد.[/INDENT]

گاهی خواندن آن سخت است، ولی با کمی ویرایش جزء دقیق‌ترین ترجمه‌هایی است که حقیر دیده‌ام، بخصوص که ترتیب کلمات آن عموماً مثل متن خود قرآن است و شاید همین که به صورت معمول نیست سبب شده باشد تا اثرگذاری‌اش بیشتر شود، شاید هم سلیقه‌ای باشد و روی دیگران این اثر را نداشته باشد ... متن این ترجمه برای دانلود هم هست، گرچه حقیر معمولاً از سایت tanzil.net استفاده می‌کنم که ترجمه‌های نسبتاً زیادی را با هم دارد و می‌توان هر آیه را به ترجمه‌های زیادی دید.

در پناه خدا باشید
یا علی علیه‌السلام[/][/]

سپاس از شما

من کوچکتر که بودم از روی قرآن پدربزرگم خداوند بیامرزدش میخواندم. در این قرآن ترجمه به صورت کلمه به کلمه بود و نسبت به ترجمه اش حس بهتری داشتم و الان نیز دارم. فکر میکنم وقتی معانی به همان صورتی که الفاظ عربی هستند منتقل میشود به قران و تاثیرش نزدیک تر میشود و به تبع ان میتواند حس بهتری ایجاد کند.
از این جهت ترجمه معزی بهتر است.

سوال: آیا ترجمه قرآن کار درستی است یا خیر؟
با سلام

این سوال را می توان از دو منظر مورد توجه قرار داد:

  1. آیا ترجمه قرآن ممکن است؟
  2. آیاترجمه قرآن شرعاً جایز است؟

در این پست به سوال اول پاسخ می دهم و انشاءا... سوال دوم را در پست بعدی جواب خواهم داد.

برخی با ترجمه قرآن مخالف بوده و آن را غیر ممکن دانسته اند که شاید در دوران معاصر ما شاخص ترین ایشان ، رشید رضا مفسر اهل تسنن مصری باشد (1) مهمترین دلایل این دسته عبارت است از :


  1. اعجاز قرآن ؛ به این معنی که با توجه به اعجاز قرآن امکان ندارد شبیه آن را در زبان دیگری پدید آورد، به عقیده این دسته ، ترجمه، برگردان و جايگزين ساختن كلام بشرى به جاى كلام الاهى همان اندازه غير ممكن است كه جايگزين كردن بشر به جاى خدا و دست و پاى مصنوعى به جاى دست و پاى طبيعى‏.
  2. ترجمه ناپذیری قرآن از جهت محتوی ؛ گفته شده است به اعتراف دانشمندان اهل ادب و مترجمان زبردست، زبان عربىِ فصيحِ قرآنى، بهترين قالب موجود در دنياست كه مى‏تواند واجد همه شرايط باشد و هيچ زبان ديگرى نمى‏تواند چنين محتوايى عظيم را در قالب خود جاى دهد.
  3. ترجمه قرآن ممكن نيست؛ چرا كه قرآن معجزه صدق پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است و براى هدايت مردم آمده است و ترجمه نمى‏تواند اين اهداف را به انجام برساند.
  4. ترجمه قرآن از جهت نفوذ و جاذبه به پاى قرآن نمى‏رسد.
  5. قرآن، كتاب روح و نور است (نساء/ 174) و اين دو ترجمه‏پذير نيستند، بلكه ترجمه آن را تباه مى‏سازد.

دلایل دیگری نیز برای این منظور ذکر شده که برای اطلاع از آن ها می توانید به کتاب قرآن ناطق مراجعه کنید.(2)

اما به تمام دلایل فوق جواب داده شده که خلاصه این جواب ها به قرار زیر است:


  1. مهمترين دليل براى امكان چيزى، وقوع آن است؛ هنگامى كه به تاريخ هزار و چهارصد ساله اسلام مى‏نگريم، متوجه مى‏شويم كه ترجمه قرآن در طول قرون و اعصار متمادى با فراز و نشيب‏هاى متعدد، انجام گرفته است و صدها ترجمه كامل و ناقص از قرآن بر جاى مانده است.
  2. نکته کلیدی و مهم در پاسخ به تمام دلایل عدم امکان ترجمه قرآن ، تفاوت قائل شدن بین ترجمه مطلق و ترجمه نسبی است ، به این منظور این دو نوع ترجمه را مختصراً توضیح می دهیم:

الف. ترجمه مطلق
يعنى ترجمه‏ اى كه تمام كمالات قرآن را بنماياند و اعجاز و محتواى آن را به صورت كامل در زبان مقصد منعكس سازد؛ اين چنين ترجمه‏اى، قرآن جديدى است كه جايگزين قرآن اصلى در زبان مقصد مى‏شود و البته اين ترجمه، با تحدّى قرآن منافات دارد و امكان‏پذير نيست.

ب. ترجمه نسبى:
يعنى: ترجمه ‏اى كه محتوا و دلالت اصلى و تبعى كلام و آهنگ و كمالات قرآن را به طور نسبى در زبان مقصد منعكس سازد و ادعاى اعجاز و تمام نمايى نداشته باشد؛

البته روشن است كه اين گونه ترجمه قرآن، هم ممكن است و هم بارها انجام شده است و همه مترجمان قرآن، در طول تاريخ اسلام، به دنبال همين نوع ترجمه بوده‏ اند و مقصود كسانى كه ترجمه را جايز و ممكن مى‏دانند نيز، همين نوع از ترجمه قرآن است.

خلاصه این که ترجمه مطلق قرآن امکان ندارد اما ترجمه نسبی آن ممکن است و با در نظر گرفتن ترجمه نسبی، هیچ یک از اشکالات پیش گفته نیز لازم نمی آید مثلاً مسلّم است که چنین ترجمه ای ادعای اعجاز بیانی ، ادعای ارائه تمام محتوای قرآن ، تمام روح و نور و جاذبه قرآن و ....را ندارد.اما به قول مولوی
آب دریا را اگر نتوان چشید هم به قدر تشنگی باید چشید

بنابراین ترجمه نسبی قرآن ممکن است و با این کار، غیر عرب ها می توانند تا حدودی از معارف قرآن بهره مند شوند.

برای اطلاعات بیشتر می توانید به کتاب منطق ترجمه قرآن تالیف محمد علی رضائی اصفهانی مراجعه کنید.
انشاء ا... در پست بعد درباره جواز شرعی ترجمه قرآن بحث خواهیم کرد.
موفق باشید.


  1. رجوع کنید به رشید رضا ، المنار ، ج 9 ، ص 331 تا 334
  2. عبدالکریم بی آزار شیرازی ، قرآن ناطق ج1 ، ص 77 تا 91

سوال: آیا ترجمه قرآن کار درستی است؟

با سلام

در پست قبلی گفته شد که این سوال را می توان از دو منظر مورد توجه قرار داد:

  1. آیا ترجمه قرآن ممکن است؟
  2. آیاترجمه قرآن شرعاً جایز است؟

در این پست به جواب سوال دوم یعنی بحث جواز شرعی ترجمه قرآن، به صورت مختصر می پردازیم.
به دلایل زیر باید گفت ترجمه قرآن جایز است:

1. جهان شمولى پيام قرآن‏

پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم داراى رسالتى جهانى است همانطور كه در آيات متعدد قرآن مانند اعراف 158 و فرقان 1 ، اين مطلب بيان شده؛ از جمله: [وَ مَآ أَرْسَلْنكَ إِلَّا كَآفَّةً لّلنَّاسِ ...]؛(سباء 28) «ما تو را نفرستاديم، مگر براى همه مردم».
بنابراين بايد پيام قرآن به همه مردم جهان برسد و فراگيرى زبان عربى براى همه جهانيان دشوار و بعيد است پس چاره‏اى جز ترجمه قرآن به زبان‏هاى ديگر نيست، به عبارت ديگر: ترجمه، مقدمه رساندن پيام قرآن و اسلام به جهانيان است؛ ازاين‏رو، ترجمه قرآن جايز است و گاهى براى رساندن پيام قرآن و به عنوان مقدمه هدايت مردم واجب مى‏شود.
آيةاللَّه خوئى قدس سره درباره ترجمه قرآن مى‏نويسند:
خداوند، پيامبرش را براى هدايت مردم فرستاد و او را به وسيله قرآن، پيروز گردانيد، قرآنى كه ... تعاليمش عام و هدايتش جهان شمول است و ازاين‏رو واجب است كه هر كس قرآن را بفهمد تا به وسيله آن، هدايت يابد و شكى نيست كه ترجمه به اين مهم كمك مى‏كند ... (1)

2. سيره مسلمانان بر ترجمه قرآن‏

سيره مسلمانان در طول تاريخ اسلام بر ترجمه قرآن بوده است و از همين رهگذر، صدها ترجمه به زبان‏هاى مختلف پديد آمد؛ چونكه به صورت طبيعى، بسيارى از مسلمانان صدر اسلام در ايران و روم و حبشه و .. زبان عربى را نمى‏دانستند و لازم بود كه آيات قرآن براى آنان ترجمه شود تا مطالب اسلام را متوجه شوند؛ براى مثال: وقتى عده‏اى از مسلمانان در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به رهبرى جعفر بن ابي طالب به حبشه مهاجرت كردند، پادشاه حبشه از جعفر خواست كه قسمتى از قرآن را برايش بخواند و او آغاز «سوره مريم» را تلاوت كرد. به صورت طبيعى «نجاشى» پادشاه حبشه، زبان عربى را نمى‏دانست و لازم بود يكى از مسلمانان يا مترجمان دربار يا خود جعفر، آيات را براى نجاشى ترجمه كند.
و اصولًا ترجمه، يك شيوه عقلايى براى فهم مطالب زبان ديگر است و كاملًا طبيعى است كه مسلمانان نيز از همين شيوه استفاده كنند.

3. ترجمه قرآن، نوعى از تفسير است‏

تفسير قرآن، كشف معانى و مقاصد آيات قرآن است و به عبارت ديگر: انتقال پيام آيات قرآن به مخاطب است، و ترجمه قرآن نيز، همين هدف را دنبال مى‏كند، با اين تفاوت كه تفسير مى‏تواند به زبان عربى يا زبان ديگر باشد؛ اما ترجمه قرآن، معمولًا به زبان غير عربى است و ترجمه، مختصرتر از تفسير است.
ازاين‏رو مى‏توان گفت: ترجمه، خلاصه تفسير است، به‏ويژه اگر ترجمه آزاد (تفسيرى) باشد. بنابراين، همانطور كه تفسير قرآن جايز است و فى الجمله مورد انكار علماى اسلام قرار نگرفته، ترجمه نيز جايز مى‏باشد، چون ترجمه، همان تفسير است.

برای اطلاعات بیشتر در این زمینه می توانید به کتاب منطق تفسیر قرآن تالیف محمد علی رضایی اصفهانی ص 131 تا 140 که با زبان ساده ای نگاشته شده است رجوع کنید.
موفق باشید.


  1. البيان فى تفسير القرآن، ص 505- 506

پرسش:
آیا ترجمه قرآن کار درستی است یا خیر؟
از کسی شنیدم که کار ترجمه قرآن را باید ائمه علیهم السلام انجام دهند نه کس دیگر ،آیا این جمله درست است ؟

پاسخ:
خیر درست نیست . در مورد ترجمه قرآن و ضرورت آن بحث فراوانی بین علما صورت گرفته است که نتیجه آن را بخواهم عرض کنم این است که جمله بالا صحیح نیست و باید ترجمه توسط غیر معصوم انجام شود.
اولا بر پايه شواهد تاریخی ترجمة قرآن مجید در زمان حیات رسول اکرم(صل الله علیه و آله) آغاز شد. هنگامي ‌که بعضی از ایرانیان از «سلمان فارسی» خواستند تا سورة «فاتحه الکتاب» را به زبان فارسی ترجمه کند، پیامبر با این امر موافقت فرمود(1).
همچنین نامه‌های پیامبر به پادشاهان کشورهای دیگر از جمله «نجاشی» پادشاه حبشه و «مقوقس» حاکم مصر و «هرقل» امپراطور روم و «کسری» شاه ایران که شامل آیاتی از قرآن مجید نیز بوده است، توسط سفیران پیامبر به زبان‌های آن بلاد ترجمه مي‌شده است.(2)

ثانیا ترجمة قرآن به صورت آزاد و به‌گونه‌ای که معانی قرآن را به طور کامل برساند جایز است، ترجمة قرآن به زبان‌های دیگر به چند دلیل یکی از ضروریات دینی و وظایف اسلامي ‌همگانی به نحو واجب کفایی است و هر مسلمانی که رسالت الهی را در وجود خود احساس مي‌کند، وظیفه دارد به این مسئله که با اساس اسلام ارتباط دارد و هدف از آن نشر اسلام در جهان است، اهمیت بدهد(3).

دلیل اول
قرآن کتاب دعوت است و باید این دعوت به همة انسآنها ابلاغ شود و آن را درک کنند:
هَذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًي وَمَوْعِظَى لِّلْمُتَّقِينَ (4)؛ «اين بياني براي عموم مردم و هدايت واندرزي براي پرهيزكاران است».

دلیل دوم
اسلام دیني اختصاصی نیست و همة ملّت‌ها حق گرویدن به آن را دارند و ملّتی را بر ملّت ديگر فضیلت نیست تا حق تقدّم داشته باشد. قرآن که کتاب راهنمایی و دعوت به اسلام است، نسبت به همه ملل جهان یکسان است:
وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّى لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا ... (5). «ما تو را جز براي همة مردم نفرستاديم تا (آنها را به پاداش‌هاي الهي) بشارت دهي و (از عذاب او) بترساني».
تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَي عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا (6) ؛ «زوال‌ناپذير و پربركت است كسي كه قرآن را بر بنده‏اش نازل كرد تا جهانيان را انذار كند (و از عذاب و كيفر الهي بترساند)».

دلیل سوم
هر مسلمان بايد ندای اسلام را به گوش جهانیان برساند و رسالتی را که قرآن بر عهده او گذارده است، ایفا کند:
ولْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّى يَدْعُونَ إِلَي الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ( 7) ؛ «بايد از ميان شما جمعي دعوت به نيكي، و امر به معروف و نهي از منكر كنند! و آنها همان رستگاران‌اند».
وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّى وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَي النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا ... (8) ؛ «همان‌گونه (كه قبلة شما قبله‌اي ميانه است) شما را نيز امت ميانه‏اي قرار داديم (كه در حد اعتدال ميان افراط و تفريط) تا گواه بر مردم باشيد و پيامبر بر شما هم گواه باشد و ما آن قبله‌اي را كه قبلاً بر آن بودي، تنها براي اين قرار داديم».
... وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (9) ؛ « ... و ما اين ذكر (قرآن) را بر تو نازل كرديم تا آنچه به سوي مردم نازل شده است، براي آنها تبيين كني، شايد انديشه كنند».

دلیل چهارم
غرض از فرستادن قرآن، روشن ساختن آن برای جهانیان است نه اینکه صرفا تلاوت آن کنند و در اختیار گروهی خاص (مخاطبین اولیه که عرب بودند) باشد. قرآن برای همه است و همه کس باید بتوانند آن را درک کنند و در اختیار داشته باشند.
خداوند از زبان پیامبرش مي‌فرماید:
... وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ ...(10) « اين قرآن را بر من وحي كرده تا شما و تمام كساني را كه اين قرآن به آنها مي‌رسد، انذار كنم (و از مخالفت فرمان خدا بترسانم)».
إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَي مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ (11)؛ «كساني كه دلايل روشن و وسيله هدايتي را كه نازل كرده‏ايم، بعد از آنكه در كتاب براي مردم بيان ساختيم، كتمان مي‏كنند خدا آنها را لعنت مي‏كند و همة لعن‌كنندگان نيز آنها را لعن مي‌نمايند».

حقیقت این است که قرآن مقاصد والا و مطالب ارزش‌مندی در بر دارد و هدف‌های جهانی بزرگی را پي مي‌گيرد و باید این هدف‌ها نشر داده شود و به جهانیان ابلاغ گردد؛ این کار صورت نمي‌گیرد مگر اینکه نشر قرآن فراگیر شود و به همة جهانیان عرضه گردد. این هدف نیز جز با ترجمة قرآن به تمام زبان‌های زندة دنیا امکان‌پذیر نیست. اگر امت اسلامي ‌به این مهم عمل نکند و از انجام وظیفة دینی لازم خود سر باز زند و از نشر پیام خدا در پهنای زمین کوتاهی کند، خداوند به زودی ملتي دیگر را جایگزین او خواهد کرد که مانند او نخواهد بود.
... وَإِن تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ (12) ؛ «و هرگاه سرپيچي كنيد، خداوند گروه ديگري را به جاي شما مي‏آورد كه مانند شما نخواهند بود».

پی نوشت ها:
1.. سیّد هادی خسروشاهی، ترجمة قرآن به زبان‌های اروپایی، ص210.
2. ابن‌سعد، الطبقات الکبری،ابن سعد،محمد بن سعد،دارالکتب الاسلامیه،بیروت،لبنان، ج1، ص199.
3. محمّدهادی معرفت، تفسیر و مفسّران،موسسه فرهنگى انتشاراتى التمهيد، ايران- قم‏، 1379 ه. ش‏، چاپ اول، ج1، صص151 و 152.
4. آل عمران/138.
5. سبا/28.
6. فرقان/1.
7. آل‌عمران/104.
8. بقره/143.
9. نحل/44.
10. انعام/19.
11. بقره/159.
12. محمد/38.

موضوع قفل شده است