جمع بندی آیا این کلام، جمله ای صحیح می باشد: «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید»

تب‌های اولیه

101 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا این کلام، جمله ای صحیح می باشد: «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید»

سلام .
امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشین .

چند وقت پیش ایام محرم بود و کلامی از امام حسین که قبلا هم شنیده بودم رو باز شنیدم و این مساله این بار باعث شد که شبهه ای در درون ذهنم بوجود بیاد و بنابراین تصمیم گرفتم اون رو اینجا مطرح کنم . کلام ایشون این هست ( اگر دیندار نیستید لااقل آزاده باشید ) . میخواستم نظر شما رو در مورد این کلام بدونم . آیا با توجه به مصادیقی که هر روزه داریم باهاش برخورد میکنیم جمله درست تر و جمله بهتر این نیست که بگیم ( اگر آزاده نیستید لا اقل دین داشته باشید ) ؟؟؟

برای تبیین پرسشم نیاز به مطرح کردن اصول و مصادیقی دارم که در ذیل سعی میکنم تیتر وار به اونها اشاره کنم .

من شخص آزاده رو کسی میدونم که :
1. اگر زورگو یا ظالمی رو دید جلویه اون زورگو می ایستد .
2. اگر توانست به کسی کمک کند حتما این کار را میکند
3. اگر منافعش در گرو ضایع کردن حق کسی دیگر بود ... این کار را به هیچ وجه انجام نمیدهد .
4. اگر بچه یتیمی رو دید یا فقیری رو دید و خودش پولدار بود و اگر در درون جیبش 100 هزار تومن پول داشت ... حتی حاضر هست تمام پولش رو به اون بده .
5. خوبی و بدی را از دریچه خاصی نگاه نمیکند و نوع نگاهش نسبت به همه انسانها برابر هست .
و ...

و من شخص دیندار رو کسی میدونم که :
1. اعتقاد و باور خاصی رو نسبت به خدا داشته باشه و بقیه اعتقادات رو اشتباه بدونه .
2. نماز و روزه و خمس و زکاتش به جا باشه .
3. راست بگه ... ولی اگر مصلحت در این بود که دروغ بگه ... خوب دروغ بگه
4. غیبت نکنه ... ولی اگر مصلحت در این بود که غیبت بکنه ... خوب غیبت بکنه .
5. تجاوز نکنه ... ولی اگر مصلحت در این بود که تجاوز بکنه ... خوب تجاوز بکنه .
6. اگر یتیمی رو دید یا فقیری رو دید ... از جیبش یه 500 تومنی در میاره و میده و در درون دلش احساس شادی از کار خیری که کرده میکنه .
7. اگر با یک کشور خارجی قرار داد داشت که ازشون دزدی نکند ... از ایشان دزدی نمیکند ... در غیر اینصورت از ایشان دزدی میکند ( مساله cd های ویندوز و ... )

و ...

و اما مصادیق ...

1. مثلا من نمیتونم باور کنم که شخصی ادعای آزاده بودن بکنه و در زمانه کنونی 10 میلیارد تومن در درون حسابش پول باشه ... چون اعتقادم این هست که یک شخص آزاده نگاهی به همسایه اش میکند . نگاهی به فامیل میکنه . نگاهی به دو تا بیمارستان میکنه . نگاهی به دو تا یتیم خونه میکنه و نمیتونه چنین حسابی داشته باشه ... ولی من اعتقاد دارم یک حجت الاسلام یا آیت الله میتونه حساب 10 میلیارد تومنی داشته باشه .

2. مثلا در مورد زهرا کاظمی که روزنامه نگار بود و به جرم گرفتن عکس ؛ اون رو کشتن ... در تمام دنیا انسانهای آزاده بسیار زیادی بودند که دلشون از این ظلم به درد اومد ... و با صداشون یا متنشون این کار رو محکوم کردند . ولی صدای هیچ حجت الاسلام یا آیت الله در این مورد در نیومد .

3. مثلا در مورد زهرا بنی یعقوب که ایشون با نامزدشون در درون پارک نشسته بودند و بسیج همدان ایشون رو میگیره و زیر نظر بسیج کشته میشن ... خوب صدای آزاد مردان بسیاری در اومد ولی صدای یک حجت الاسلام یا یک آیت الله در این مورد در نیومد .

4. یا در مورد نرگس محمدی که به علت اعتراض به حکم اعدام 16 سال براش زندانی بریدند و این امر هم باعث شد صدای انسانهای آزاده زیادی در بیاد ... ولی خوب صدای یک حجت الاسلام یا یک آیت الله بابته این مساله در نیومد

5. یا در مورد همین پست ... یک انسان آزاده اون رو حذف نمیکنه ... ولی یک حجت الاسلام یا یک آیت اللله ممکن هست اون رو حذف کنه .

خوب من وقتی اصول یک انسان دیندار رو در کنار اصول زندگی یک انسان آزاده میزارم ... به این نتیجه میرسم که اصولا فیلتر آزاده بودن ... خیلی کارامد تر از اصول دیندار بودند هست ...

سوالم این هست ...
چرا امام حسین گفته اند اگر دیندار نیستید لااقل آزاده باشین ... آیا بهتر نبود ایشون میگفتند اگر آزاده نیستید ... لااقل دیندار باشید .

متشکرم .

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

مارینر;893270 نوشت:
سلام .
امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشین .


با سلام و احترام
بنده هم برای شما آرزوی سلامتی و موفقیت در زندگی را دارم.
قبل از پاسخ به سوال شما باید نکته ای خدمت شما عرض کنم، من مدتهاست که به پاسخ گویی اشتغال دارم، لذا از لحن پرسشگر می فهمم که با چه حسی دارد سوالش را مطرح می کند، لذا قبل از ورود به بحث از شما خواهش می کنم، واقعا از خواهش می کنم، عینک بدبینی را برداریم، تا بدون هیچ پیش فرض و هیچ پیش زمینه و هیچ حسی نسبت به پاسخ ها وارد گفتگو شویم. ما به دنبال کشف حق و حقیقت هستیم، نه جنگ و جدال.
پیشاپیش از پذیرش این خواهش بنده ممنونم

مارینر;893270 نوشت:
من شخص آزاده رو کسی میدونم که :

مارینر;893270 نوشت:
و من شخص دیندار رو کسی میدونم که :

تعریف باید بین دو طرف مشترک باشد، والا محور مشترکی برای بحث وجود نخواهد داشت، من تعریف شخص آزاده را از شما میپذیرم، اما شخص دیندار (با توجه به اینکه منظور ما از دین اسلام است) برای بحث و مقایسه کسی است که به شریعت اسلام کاملا پایبند باشد، لذا در خصوص تعریفتان از دیندار نکاتی دارم که باید عرض کنم:

مارینر;893270 نوشت:
1. اعتقاد و باور خاصی رو نسبت به خدا داشته باشه و بقیه اعتقادات رو اشتباه بدونه .

ببینید حق همواره یک طرف است، نمیشود کسی اعتقادی را به صورت یقینی باور داشته باشد، اما طرف مقابل را اشتباه نداند، این اصلا نشدنی است، خود شما هم در این پست، و پست های مختلفی که در این سایت نگاشته اید به دنبال این بوده اید که ضمن اثبات اعتقاد خودتان، دیگران را متوجه اشتباهشان کنید.

مارینر;893270 نوشت:
3. راست بگه ... ولی اگر مصلحت در این بود که دروغ بگه ... خوب دروغ بگه
4. غیبت نکنه ... ولی اگر مصلحت در این بود که غیبت بکنه ... خوب غیبت بکنه .

این که حرف دین نیست، قاعده «اهم و مهم» یک قاعده عقلی است، هیچ کسی آن را انکار نمی کند، مگر آنکه آن را نفمیده باشد، اسلام می گوید همواره امور مهمتر مقدم هستند، کدام انسان آزاده ای است که بگوید اگر جان یک انسان در خطر باشد، باز هم نباید دروغ گفت؟ یا اگر کسی دید در حوض میان حیاط خانه ای یک بچه دارد غرق می شود نباید به خانه غصبی وارد شد؟ یا اگر برای تحقیق از یک خواستگار نزد شما آمدند نباید غیبت کنید!خب اینجا پای یک عمر زندگی مشترک در میان است، هیچ انسان آزاده ای است که بداند داماد منظور، این عروس را که به تحقیق آمده بدبخت خواهد کرد، و بگوید: من غیبت نمی کنم!!

مارینر;893270 نوشت:
اگر یتیمی رو دید یا فقیری رو دید ... از جیبش یه 500 تومنی در میاره و میده و در درون دلش احساس شادی از کار خیری که کرده میکنه

اتفاقا دین هم دستور داده که خساست نکنید، دین هم فرموده به نیکوکاری حقیقی نمی رسید، مگر آنکه آن چیزی که خودتان دوستش دارید و خودتان به آن دل بسته اید و در نگاهتان ارزش دارد، آن را در راه خدا انفاق کنید، نه آنچه که دیگر به دردتان نمیخورد!: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون‏»؛ هرگز به (حقيقت) نيكوكارى نمى‏ رسيد مگر اينكه از آنچه دوست مى‏ داريد، (در راه خدا) انفاق كنيد.(آل عمران:92)
پس قطعا چنین تفکیکی بین انسان آزاده و انسان دیندار فاقد دلیل منطقی بوده، و درست نیست.

طبق این چند نکته ای که عرض شد روشن میشود لزوما اینگونه نیست که دیندار و آزاده از هم جدا بوده و قابل جمع نباشند، بلکه متلازم خواهند بود.

مارینر;893270 نوشت:
اگر با یک کشور خارجی قرار داد داشت که ازشون دزدی نکند ... از ایشان دزدی نمیکند ... در غیر اینصورت از ایشان دزدی میکند ( مساله cd های ویندوز و ... )

اولا این مسئله جواز کپی رایت مورد اختلاف نظر مراجع است، مسئله اتفاقی نیست که آن را نظر اسلام بدانیم و بعد استدلال روی آن بنا کنیم، مثلا آیت الله مکارم حق مالکیت کپی رایت را برای کفار هم به رسمیت می شناسند:
http://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=686&mid=20357
پس پایه استدلال شما از اساس لرزان است.

ثانیا: بحث مالکیت مادی و مالکیت معنوی با هم فرق دارد، اگر مراجعِ قائل به جواز کپی رایت به دنبال تجویز دزدی بودند که آن را در املاک مادی هم جایز می دانستند، اما هیچ یک از مراجع در مورد تصرف در املاک مادی غیر مسلمانان، چنین اجازه ای نداده، و همه آن را دزدی می دانند؛ پس اطلاق دزدی منطقی و منصفانه نیست! اما علت صدور این حکم این است که بحث مالکیت معنوی یک امری است که بر خلاف مالکیت مادی، یک عین خارجی ثابت ندارد، بلکه یک امر اعتباری و قراردادی محض است، لذا طبیعتا از نظر این مراجع رسمیت داشتن آن هم تابع قرارداد است.

مارینر;893270 نوشت:
و اما مصادیق ...

مارینر;893270 نوشت:
من نمیتونم باور کنم که شخصی ادعای آزاده بودن بکنه و در زمانه کنونی 10 میلیارد تومن در درون حسابش پول باشه... ولی من اعتقاد دارم یک حجت الاسلام یا آیت الله میتونه حساب 10 میلیارد تومنی داشته باشه

ضمن احترام به نظر شما باید عرض کنم خب این اعتقاد شخصی شماست و نمی تواند مبنای بحث علمی قرار بگیرد.

مارینر;893270 نوشت:
مثلا در مورد زهرا کاظمی که روزنامه نگار بود و به جرم گرفتن عکس ؛ اون رو کشتن ... در تمام دنیا انسانهای آزاده بسیار زیادی بودند که دلشون از این ظلم به درد اومد ... و با صداشون یا متنشون این کار رو محکوم کردند . ولی صدای هیچ حجت الاسلام یا آیت الله در این مورد در نیومد .

3. مثلا در مورد زهرا بنی یعقوب که ایشون با نامزدشون در درون پارک نشسته بودند و بسیج همدان ایشون رو میگیره و زیر نظر بسیج کشته میشن ... خوب صدای آزاد مردان بسیاری در اومد ولی صدای یک حجت الاسلام یا یک آیت الله در این مورد در نیومد .

4. یا در مورد نرگس محمدی که به علت اعتراض به حکم اعدام 16 سال براش زندانی بریدند و این امر هم باعث شد صدای انسانهای آزاده زیادی در بیاد ... ولی خوب صدای یک حجت الاسلام یا یک آیت الله بابته این مساله در نیومد

در این خصوص باید به دو نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:
بیایید در فضایی منطقی و به دور از احساسات صحبت کنیم، من و شما به عنوان دو انسان غیر مسئول، با اخباری این چنینی روبرو میشویم که اشخاصی چون زهرا بنی یعقوبی، زهرا کاظمی، و دیگران بی گناه دستگیر شده، و بی گناه کشته شده اند، در مقابل این اخبار، عده ای می گویند: اینها بی گناه بازداشت نشده اند، و کشته شدنشان هم عمدی نبوده است؛ خب اولین اصل آزاده بودن این است که انسان در برابر اخبار متناقض سکوت کرده و موضع گیری نکند، چون از یک طرف اصرار است و از طرف دیگر انکار.
علاوه بر اینکه کسانی که با به کار گرفتن ابزار رسانه ای خود تأکید بر تجاوز و شکنجه و کشته شدن این اشخاص دارند، کسانی هستند که به خاطر سابقه شان، و دشمنی شان با این حکومت، شهادتشان در مظان اتهام بوده و منطقا قابل قبول نیست؛ و باز علاوه بر اینکه این شهادت دهندگان خودشان کسانی هستند که در شکنجه زندانی ها در ابوغریب و گوانتانامو و مانند آن، و همچنین کشتن انسان های بی گناه در مناطق مختلف از هیروشیما و ناکازاکی گرفته، تا فلسطین و لبنان و بحرین و یمن و نیجریه، ید طولایی دارند.
چطور انسان از نظر منطقی با شهادت چنین شبکه های خبری به علم و یقین می رسد؟! این آزادگی است؟!

سرکار خانم مرینر بیایید کمی منطقی تر، و دقیق تر بیندیشیم، چرا رسانه هایی که اینقدر کشته شدن احتمالی این افراد را بزرگ می کنند، در مقابل کشته شدن آشکار، و بی حرف و حدیث شیخ باقر النمر، یا کشته شدن بیش از 7000 نفر در منا، یا زیر خاک مدفون شدن مجلس عروسی در یمن سکوت می کنند؟ واقعا جان اینها با یکدیگر فرق می کند؟! تا به حال این را از خود پرسیده اید؟ انصافا آیا چنین علامت سوالاتی نسبت به اخبار این شبکه ها شما را به تردید نمی اندازد؟
با این اوصاف قرائن متعددی این شهادت های رسانه های مخالف را با تردید جدی روبرو می سازد.

از طرف دیگر قانون نظام اسلامی نشان می دهد جمهوری اسلامی دنبال ظلم نیست، اگرچه ممکن است از سوی برخی مقامات خودسر، یا رفتار طبق سلایق شخصی ظلمی اتفاق بیفتد اما طبق قانون اساسی مبتنی بر اسلام، هیچ کسی در برابر ظلم به دیگران مجوز نداشته، و در برابر ارتکاب آن مصونیت قضایی ندارد، حتی رهبری هم از این قاعده مستثنی نیست، و این در اصل 107 قانون اساسی تصریح شده است.
سابقه نظام، پایبندی جمهوری اسلامی به این مسئله را گواهی می دهد، نمونه آن ماجرای کهریزک است که طبق تصریح بسیاری از جمله آقای احمدی مقدم، فرمانده وقت نیروی انتظامی، رهبری تأکید بر حق قصاص خانواده های قربانیان ماجرای کهریزک داشتند، تا جایی که عاملان آن به اعدام حکوم شدند، و خانواده های قربانیان در پیامی که صادر کردند ضمن عفو مجرمان، از پیگیری های رهبری تشکر و قدردانی کردند، در بخش پایانی این بیانیه آمده است:
«در این رهگذر، ضمن سپاس از رهبر فرزانه انقلاب که از همان ابتدای این جنایت تاکنون همواره در نشست های عمومی و خصوصی بر محاکمه و مجازات همه عاملان و آمران تأکید کرده اند و فرمودند اگر جرمی ثابت شود، برای هیچکس حاشیه امنی وجود ندارد سپاسگزاریم؛ ضمن اینکه اطمینان داریم که با تحقق عدالت و اصلاح رویه ها علاوه بر اینکه نظام مصونیت خواهد یافت آیندگان این پیگیری های عدالتخواهانه را تحسین خواهند کرد»
شاید بگویید همه این ها فرمالیته است، و این خانواده ها تحت فشار بوده اند و... از این حرفهایی که بسیاری برای پافشاری بر پیش فرض هایشان به زبان می آوردند، بنده پیشاپیش عرض می کنم اصراری بر پذیرش آن از سوی شما ندارم، فقط غرضم این است که یک انسان آزاده در اموری که اخبار متناقض دارد، و قرائن متعددی بر علیه شهادت دهندگان موجود است، اینقدر با قاطعیت قضاوت نمی کند، حداقل توقف می کند، می گوید برایم روشن نیست، نمی دانم. این آزادگی است.

نکته دوم: حتی اگر شما درست بفرمایید، یعنی طبق یک فرض عجیب، به گونه ای صد در صد بپذیریم که این مجرمان سیاسی همگی بدون جرم دستگیر شده اند، و همگی هم از روی عمد کشته شده اند، و تمام حجت الاسلام ها و آیت الله ها و تمام دینداران بدون حتی یک استثناء، با اینکه می دانسته اند این ظلم انجام شده سکوت کرده و رضایت داده اند(با تمام این فروض که دیگر نهایت ادعای شماست) خب این چه چیزی را اثبات می کند؟ سکوت دینداران به دین چه ربطی دارد؟!
مگر دین به این ظلم دستور داده؟ مگر دین به قتل بی گناه امر کرده؟ مگر دین به سکوت در برابر ظلم فرمان داده؟
طبق استدلال شما، یعنی اگر روزی بیاید که هیچ انسان آزاده ای روی زمین وجود نداشته باشد، آن روز آزادگی دیگر ارزش نخواهد داشت؟!! چرا که ملاک قضاوت شما رفتار مردم شده است! اگر رفتار مردم نقشی در ارزش گذاری انسانیت و آزادگی ندارد، چرا می خواهید از رفتار دینداران، دین را ارزشگذاری کنید؟!
بنابراین استدلال شما از بیخ و بن با ادعایتان تلازمی ندارد، و آنچه را که به دنبال آن هستید اثبات نمی کند.

مارینر;893270 نوشت:
سوالم این هست ...
چرا امام حسین گفته اند اگر دیندار نیستید لااقل آزاده باشین ... آیا بهتر نبود ایشون میگفتند اگر آزاده نیستید ... لااقل دیندار باشید

بنابراین تعبیر امام حسین(ع) درست بوده است، و دایره آزادگی گسترده تر از دایره دینداری است، و دینداری متمرکزتر از آزادگی است، چرا که:
کسی که دیندار واقعی باشد با توجه به اعتقاداتی چون نگاه خداوند، رضایت او، عشق به او، و در مرتبه پایین تر: حیات ابدی و سرنوشت او در بهشت و جهنم بسیار در چارچوب تر عمل خواهد کرد، چنین کسی هرچه عقلش درک می کند، و هر چه فطرتش بر آن شهادت می دهد و به هر چیزی که وجدانش گرایش دارد موهبتی از جانب خداوند می داند تا راهنمایش باشد، لذا چنین انسانی هم آزاده است، منتهی این آزادگی او رنگ دینداری به خودش می گیرد.

پس علت چنین تعبیری از سوی امام حسین(ع) این است که دینداری یک گام بالاتر از آزادگی است، چرا که ادراکات عقلی گسترده تر از ادراکات شرعی است، یعنی ممکن است یک انسان بدون شرعیت و دین، خوب بودن و بد بودن برخی گزاره ها را درک نکند، اما دانستن اینکه ظلم به زن ها و بچه ها قبیح است، نیازی به شریعت و دین ندارد، و عقل هر انسانی به آن حکم می کند، لذا هر کسی آزاد مرد باشد از این کار قبیح رویگردان خواهد بود،(چه دین داشته باشد، و چه دین نداشته باشد) به همین خاطر مولای غریب ما در لحظات پایانی وقتی دیدند دشمن به سمت خیمه ها می رود، فرمودند: «إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَ كُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُم‏»؛ اگر دین ندارید، و از روز معاد ترسی ندارید، لااقل در دنیاتان آزادمرد باشید.(سید بن طاووس، اللهوف، ص120)
یعنی اگر دین داشتید و به حسابرسی آخرت اعتقاد می داشتید که دینتان مانع میشد، اما حال که دین ندارید لااقل آزادمرد باشید.

یا علی(علیه السلام)

مارینر;893270 نوشت:
سلام .
امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشین .

چند وقت پیش ایام محرم بود و کلامی از امام حسین که قبلا هم شنیده بودم رو باز شنیدم و این مساله این بار باعث شد که شبهه ای در درون ذهنم بوجود بیاد و بنابراین تصمیم گرفتم اون رو اینجا مطرح کنم . کلام ایشون این هست ( اگر دیندار نیستید لااقل آزاده باشید ) . میخواستم نظر شما رو در مورد این کلام بدونم . آیا با توجه به مصادیقی که هر روزه داریم باهاش برخورد میکنیم جمله درست تر و جمله بهتر این نیست که بگیم ( اگر آزاده نیستید لا اقل دین داشته باشید ) ؟؟؟

برای تبیین پرسشم نیاز به مطرح کردن اصول و مصادیقی دارم که در ذیل سعی میکنم تیتر وار به اونها اشاره کنم .

من شخص آزاده رو کسی میدونم که :
1. اگر زورگو یا ظالمی رو دید جلویه اون زورگو می ایستد .
2. اگر توانست به کسی کمک کند حتما این کار را میکند
3. اگر منافعش در گرو ضایع کردن حق کسی دیگر بود ... این کار را به هیچ وجه انجام نمیدهد .
4. اگر بچه یتیمی رو دید یا فقیری رو دید و خودش پولدار بود و اگر در درون جیبش 100 هزار تومن پول داشت ... حتی حاضر هست تمام پولش رو به اون بده .
5. خوبی و بدی را از دریچه خاصی نگاه نمیکند و نوع نگاهش نسبت به همه انسانها برابر هست .
و ...

و من شخص دیندار رو کسی میدونم که :
1. اعتقاد و باور خاصی رو نسبت به خدا داشته باشه و بقیه اعتقادات رو اشتباه بدونه .
2. نماز و روزه و خمس و زکاتش به جا باشه .
3. راست بگه ... ولی اگر مصلحت در این بود که دروغ بگه ... خوب دروغ بگه
4. غیبت نکنه ... ولی اگر مصلحت در این بود که غیبت بکنه ... خوب غیبت بکنه .
5. تجاوز نکنه ... ولی اگر مصلحت در این بود که تجاوز بکنه ... خوب تجاوز بکنه .
6. اگر یتیمی رو دید یا فقیری رو دید ... از جیبش یه 500 تومنی در میاره و میده و در درون دلش احساس شادی از کار خیری که کرده میکنه .
7. اگر با یک کشور خارجی قرار داد داشت که ازشون دزدی نکند ... از ایشان دزدی نمیکند ... در غیر اینصورت از ایشان دزدی میکند ( مساله cd های ویندوز و ... )

و ...

و اما مصادیق ...

1. مثلا من نمیتونم باور کنم که شخصی ادعای آزاده بودن بکنه و در زمانه کنونی 10 میلیارد تومن در درون حسابش پول باشه ... چون اعتقادم این هست که یک شخص آزاده نگاهی به همسایه اش میکند . نگاهی به فامیل میکنه . نگاهی به دو تا بیمارستان میکنه . نگاهی به دو تا یتیم خونه میکنه و نمیتونه چنین حسابی داشته باشه ... ولی من اعتقاد دارم یک حجت الاسلام یا آیت الله میتونه حساب 10 میلیارد تومنی داشته باشه .

2. مثلا در مورد زهرا کاظمی که روزنامه نگار بود و به جرم گرفتن عکس ؛ اون رو کشتن ... در تمام دنیا انسانهای آزاده بسیار زیادی بودند که دلشون از این ظلم به درد اومد ... و با صداشون یا متنشون این کار رو محکوم کردند . ولی صدای هیچ حجت الاسلام یا آیت الله در این مورد در نیومد .

3. مثلا در مورد زهرا بنی یعقوب که ایشون با نامزدشون در درون پارک نشسته بودند و بسیج همدان ایشون رو میگیره و زیر نظر بسیج کشته میشن ... خوب صدای آزاد مردان بسیاری در اومد ولی صدای یک حجت الاسلام یا یک آیت الله در این مورد در نیومد .

4. یا در مورد نرگس محمدی که به علت اعتراض به حکم اعدام 16 سال براش زندانی بریدند و این امر هم باعث شد صدای انسانهای آزاده زیادی در بیاد ... ولی خوب صدای یک حجت الاسلام یا یک آیت الله بابته این مساله در نیومد

5. یا در مورد همین پست ... یک انسان آزاده اون رو حذف نمیکنه ... ولی یک حجت الاسلام یا یک آیت اللله ممکن هست اون رو حذف کنه .

خوب من وقتی اصول یک انسان دیندار رو در کنار اصول زندگی یک انسان آزاده میزارم ... به این نتیجه میرسم که اصولا فیلتر آزاده بودن ... خیلی کارامد تر از اصول دیندار بودند هست ...

سوالم این هست ...
چرا امام حسین گفته اند اگر دیندار نیستید لااقل آزاده باشین ... آیا بهتر نبود ایشون میگفتند اگر آزاده نیستید ... لااقل دیندار باشید .

متشکرم .


سلام،
این کلام یکی از کلیدی‌ترین روایاتی است که می‌تواند راه دیندار شدن را به انسان‌هایی که در زمان غیبت سرگردان شده‌اند نشان دهد ... و عجیب کاربرد دارد بخصوص برای کسانی که هر کاری که کرده‌اند نتوانسته‌اند به حقانیت اسلام تشیع پی ببرند و شک رهایشان نکرده است، ایشان اگر از آزاده بودن شروع کنند امید است که ان شاء الله به دینداری هم برسند ... دین خدا هم نزد خدا اسلام است (إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّـهِ الْإِسْلَامُ) و در نتیجه تسلیم حق شدن ویژگی اساسی دین است و دین چیزی نیست که شما در تعاریف خود بیان کردید ... شما نمی‌توانید کلام یک نفر را با تعاریفی که خودتان در ذهن دارید تفسیر کنید و بگویید به نظر من معصوم علیه‌السلام اگر طور دیگری می‌فرمود بهتر بود، اگر کلام کلام ایشان است باید برای تعاریف هم به خود ایشان رجوع نمایید ... بر خلاف تصور شما آزاده بودن مقدم بر دیندار بودن است، مقدمه‌ی دیندار بودن است و نمی‌شود دیندار بود و آزاده نبود، چون نمی‌شود تسلیم حق بود ولی آزاده نبود ... آن کسانی را هم که به عنوان آزاده نام بردید گاهی واقعاً آزاده هستند ولی افسارشان به دست کسانی است که اسیر انواع شهوات هستند و با رسانه‌های خود سعی در شست‌وشوی مغزی افراد آزاده ولی کم‌عقل کرده‌اند ...
اینکه گفتم آن افراد مدّ نظر شما آزاده هستند ولی عاقل نیستند توضیح نیاز دارد، آزاده هستند از همان جهتی که شما معرفی‌اشان می‌کنید ولی عاقل نیستند وقتی من‌حیث‌المجموع به قضیه نگاه می‌شود ... توضیح آن هم این است که در واقع آن‌ها اینطور نیست که اصلاً عقل نداشته باشند یا هیچ عاقل نباشند، ولی مشکل از اینجاست که آن‌ها از همه‌ی جهات هم آزاده نیستند، از برخی جهات آزاده هستند و از جهات دیگری اسیر نفسانیات خودشان هستند و از همین جهت آزاده نبودنشان هم هست که بازیچه‌ی افرادی می‌شوند که آن‌ افراد دیگر از همان جهات هم آزاده نیستند ... در نتیجه آن‌ها که مدّ نظر شما هستند از جهاتی آزاده هستند و از همان جهات هم عاقل هستند (یعنی ایشان تشخیص می‌دهند که فلانی ظالم و فلانی مظلوم است، پس عقلشان می‌گوید که اعتراض کنید یا حتی به پا برخیزید، ولی در اصل آن تشخیصشان است که خلاف عقل است، مثلا چون اخبارشان را از فاسق می‌گیرند یا کسانی را مدافعان حقوق بشر می‌دانند و از ایشان خط می‌گیرند که دشمن بودنشان برای انسان و انسانیت روشن‌تر از آفتاب در میان آسمان است) ولی از جهات دیگر آزاده نیستند و در نتیجه عاقل هم نیستند، در نتیجه در کل نه آزاده هستند و نه عاقل، تازه اگر در همان جهاتی که آزاده هستند آزاده نمی‌بودند آسیبشان به بشریت کمتر می‌بود چون دشمنان انسانیت و آزادگی بدون کمک ایشان دیگر کمتر می‌توانستند به اهداف پلیدشان برسند ...

سلام....به نظر من بی دین عین یک جونوری می مونه که هیچ غل و زنجیر و قید و بندی نداره و از هفت دولت آزاده....من تعجب می کنم که همچین موجودی چطور انتظار می ره که لااقل آزاده باشه...چه غل و زنجیر و بندی به این جونور وصله که انتظار داشته باشید آزاده باشه....اون خیلی راحت می گه من دین نداره و از هفت دولت آزادم....گور بابای آزادگی....آخه خدا پدر و مادرت رو بیامرزه، امام حسین....دین اسلام که انقدر با بی دینا و کفار بده و حکم قتل و کشتارشون رو داده، چطور انتظار داره که بی دینا آژاده باشن...اگر بی دینا منطقا و عقلا می تونن و باید که آزاده باشن، دیگه چرا انقدر با بی دینا بدید....چرا کسی که مرتد می شه رو می کشید....طرف که بی دین می شه از نظر شما می تونه آزاده باشه و باید که از نظر شما لااقل آزاده باشه، رو چرا می کشید....چرا باهاش مثل یک دیندار رفتار نمی کنید....

[="3"]

پارسا مهر;894089 نوشت:
سلام....به نظر من بی دین عین یک جونوری می مونه که هیچ غل و زنجیر و قید و بندی نداره و از هفت دولت آزاده....من تعجب می کنم که همچین موجودی چطور انتظار می ره که لااقل آزاده باشه...چه غل و زنجیر و بندی به این جونور وصله که انتظار داشته باشید آزاده باشه....اون خیلی راحت می گه من دین نداره و از هفت دولت آزادم....گور بابای آزادگی....آخه خدا پدر و مادرت رو بیامرزه، امام حسین....دین اسلام که انقدر با بی دینا و کفار بده و حکم قتل و کشتارشون رو داده، چطور انتظار داره که بی دینا آژاده باشن...اگر بی دینا منطقا و عقلا می تونن و باید که آزاده باشن، دیگه چرا انقدر با بی دینا بدید....چرا کسی که مرتد می شه رو می کشید....طرف که بی دین می شه از نظر شما می تونه آزاده باشه و باید که از نظر شما لااقل آزاده باشه، رو چرا می کشید....چرا باهاش مثل یک دیندار رفتار نمی کنید....

سلام،
در اسلام از همه انتظار می‌رود که آزاده باشند ... کسانی که مخاطب این فرمایش امام حسین علیه‌السلام شدند همانهایی هستند که حضرت بارها برایشان خطبه خواندند و در ایشان اثر نکرد و علتش را حضرت اینطور بیان فرمودند که لقمه‌ی حرام باعث شده که حرف حق در ایشان اثر نکند، پس ایشان کسانی هستند که حق را گم کرده‌اند و در مستی خود سرگردان شده‌اند و آیات خداوند مقابلشان آشکار است ولی آن‌ها دیگر نمی‌توانند او را بیابند و به او چنگ بزنند ... پس اگر قرار باشد به عنوان آخرین سفارش ایشان را امر به حق کنیم راهی نداریم جز اینکه بگوییم آزاده باشید ... که به همان ارزش‌هایی که می‌دانید و قبولشان دارید لااقل پایبند باشید ... این همان حرف مرحوم آیت‌الله بهجت است رحمه‌الله که فرمودند شما به آنچه که می‌دانید عمل کنید تا خدا چیزی که نمی‌دانید را به شما یاد بدهد و هدایتتان کند ... هدایت خدا از همین مسیر است که شروع می‌شود ... این هیچ چیز عجیبی نیست که شما با این لحن تند استبعاد می‌کنید ... کشتن مرتد و جهاد با کفار هم که اصلاً مطلب دیگری است و جسارتاً هیچ ربطی هم به این قضیه ندارد ... مرتد ممکن است بعد از دستگیری‌اش توبه کند و توبه‌اش پذیرفته هم بشود ولی حکم دنیایش همچنان اعدام باشد ...[/]

مارینر;893270 نوشت:
سلام .
امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشین .

چند وقت پیش ایام محرم بود و کلامی از امام حسین که قبلا هم شنیده بودم رو باز شنیدم و این مساله این بار باعث شد که شبهه ای در درون ذهنم بوجود بیاد و بنابراین تصمیم گرفتم اون رو اینجا مطرح کنم . کلام ایشون این هست ( اگر دیندار نیستید لااقل آزاده باشید ) . میخواستم نظر شما رو در مورد این کلام بدونم . آیا با توجه به مصادیقی که هر روزه داریم باهاش برخورد میکنیم جمله درست تر و جمله بهتر این نیست که بگیم ( اگر آزاده نیستید لا اقل دین داشته باشید ) ؟؟؟

برای تبیین پرسشم نیاز به مطرح کردن اصول و مصادیقی دارم که در ذیل سعی میکنم تیتر وار به اونها اشاره کنم .

من شخص آزاده رو کسی میدونم که :
1. اگر زورگو یا ظالمی رو دید جلویه اون زورگو می ایستد .
2. اگر توانست به کسی کمک کند حتما این کار را میکند
3. اگر منافعش در گرو ضایع کردن حق کسی دیگر بود ... این کار را به هیچ وجه انجام نمیدهد .
4. اگر بچه یتیمی رو دید یا فقیری رو دید و خودش پولدار بود و اگر در درون جیبش 100 هزار تومن پول داشت ... حتی حاضر هست تمام پولش رو به اون بده .
5. خوبی و بدی را از دریچه خاصی نگاه نمیکند و نوع نگاهش نسبت به همه انسانها برابر هست .
و ...

و من شخص دیندار رو کسی میدونم که :
1. اعتقاد و باور خاصی رو نسبت به خدا داشته باشه و بقیه اعتقادات رو اشتباه بدونه .
2. نماز و روزه و خمس و زکاتش به جا باشه .
3. راست بگه ... ولی اگر مصلحت در این بود که دروغ بگه ... خوب دروغ بگه
4. غیبت نکنه ... ولی اگر مصلحت در این بود که غیبت بکنه ... خوب غیبت بکنه .
5. تجاوز نکنه ... ولی اگر مصلحت در این بود که تجاوز بکنه ... خوب تجاوز بکنه .
6. اگر یتیمی رو دید یا فقیری رو دید ... از جیبش یه 500 تومنی در میاره و میده و در درون دلش احساس شادی از کار خیری که کرده میکنه .
7. اگر با یک کشور خارجی قرار داد داشت که ازشون دزدی نکند ... از ایشان دزدی نمیکند ... در غیر اینصورت از ایشان دزدی میکند ( مساله cd های ویندوز و ... )

و ...

و اما مصادیق ...

1. مثلا من نمیتونم باور کنم که شخصی ادعای آزاده بودن بکنه و در زمانه کنونی 10 میلیارد تومن در درون حسابش پول باشه ... چون اعتقادم این هست که یک شخص آزاده نگاهی به همسایه اش میکند . نگاهی به فامیل میکنه . نگاهی به دو تا بیمارستان میکنه . نگاهی به دو تا یتیم خونه میکنه و نمیتونه چنین حسابی داشته باشه ... ولی من اعتقاد دارم یک حجت الاسلام یا آیت الله میتونه حساب 10 میلیارد تومنی داشته باشه .

2. مثلا در مورد زهرا کاظمی که روزنامه نگار بود و به جرم گرفتن عکس ؛ اون رو کشتن ... در تمام دنیا انسانهای آزاده بسیار زیادی بودند که دلشون از این ظلم به درد اومد ... و با صداشون یا متنشون این کار رو محکوم کردند . ولی صدای هیچ حجت الاسلام یا آیت الله در این مورد در نیومد .

3. مثلا در مورد زهرا بنی یعقوب که ایشون با نامزدشون در درون پارک نشسته بودند و بسیج همدان ایشون رو میگیره و زیر نظر بسیج کشته میشن ... خوب صدای آزاد مردان بسیاری در اومد ولی صدای یک حجت الاسلام یا یک آیت الله در این مورد در نیومد .

4. یا در مورد نرگس محمدی که به علت اعتراض به حکم اعدام 16 سال براش زندانی بریدند و این امر هم باعث شد صدای انسانهای آزاده زیادی در بیاد ... ولی خوب صدای یک حجت الاسلام یا یک آیت الله بابته این مساله در نیومد

5. یا در مورد همین پست ... یک انسان آزاده اون رو حذف نمیکنه ... ولی یک حجت الاسلام یا یک آیت اللله ممکن هست اون رو حذف کنه .

خوب من وقتی اصول یک انسان دیندار رو در کنار اصول زندگی یک انسان آزاده میزارم ... به این نتیجه میرسم که اصولا فیلتر آزاده بودن ... خیلی کارامد تر از اصول دیندار بودند هست ...

سوالم این هست ...
چرا امام حسین گفته اند اگر دیندار نیستید لااقل آزاده باشین ... آیا بهتر نبود ایشون میگفتند اگر آزاده نیستید ... لااقل دیندار باشید .



اگر امام حسین (ع) تعریفی که شما از دینداری و آزاده بودن کردید رو داشتند شاید نظرش عوض میشد!
همان طور که کارشناس هم گفتند بعضی از مواردی که در تعریف آورید چندان صحیح نیستند..من با استثنائاتی که اسلام آورده مشکلی ندارم و بنظرم درستش همین هست..
در قوانین معمولی هم همیشه تبصره و ماده هست
در مجموع احکام و دستورات اسلام به عنوان روش زندگی خوب هستند .... ۸۰ تا ۹۰ درصد آنها
آزاده بودن هم در معنای واقعی ارزشمند هست و آنسان اخلاق مدار و آزاده بر فرض صحت دنیای پس از مرگ و یا هر اتفاق دیگری که ممکن است روی بدهد چیزی را از دست نخواهد داد به صرف اینکه دیندار نبوده
شما هم بنظر بجای برنامه نویسی بیشتر تمایل به داستان نویسی دارید.... بنظرم در زمینه داستان نویسی و یا فیلم نامه نیسی هم استعداد داریید..پیشنهادم اینه که این انرژی را صرف نوشتن میکنید هدفمندتر استفاده کنید

باید ببینیم فضای کلام چه بود...

آیا قرار بود سپاهیان یزید به اسرا تعرض کنند؟
و کلام امام در نفس های اخر برای جلوگیری از این بود؟
و ایا سپاهیان یزید به ان عمل کردند؟

فرض کنید که سپاهیان یزید فکر میکنند در طرف مقابل، یک افرادی هستند که کافر هستند که مردانشان مهدور الدم و زنانشان اسیر میشوند
اینجا چند حالت متصور است
فرض میکنیم حکم انها درست و اسلامی است اما انها مصداقش را اشتباهی گرفتند
فرض میکنیم حکم انها اسلامی نیست اما انها فکر میکنند اسلامی است و مصداق حکم را امام و یاران و خانواده انها میدانند.

در فرض اول اسلام و ازادگی اقتضا میکند که ظلم نکنند اما اسلام با شدت بیشتر این را میطلبد... پس خدا و اخرت را هم فاکتور بگیریم .. حریت مخالف ظلم است...

اما در فرض دوم اسلام خلاف ازادگی حکم میراند...
اسلام انها میگوید کارشان درست است اما انسانیت ان را بد میداند...

البته انچه گفتم نپخته و خام است ولی برای روشن تر شدن و نشان دادن ابعاد دیگر مسئله تا اندازه ای کفایت میکند...

و طاها;894252 نوشت:
فرض میکنیم حکم انها درست و اسلامی است اما انها مصداقش را اشتباهی گرفتند
فرض میکنیم حکم انها اسلامی نیست اما انها فکر میکنند اسلامی است و مصداق حکم را امام و یاران و خانواده انها میدانند.

در فرض اول اسلام و ازادگی اقتضا میکند که ظلم نکنند اما اسلام با شدت بیشتر این را میطلبد... پس خدا و اخرت را هم فاکتور بگیریم .. حریت مخالف ظلم است...

اما در فرض دوم اسلام خلاف ازادگی حکم میراند...
اسلام انها میگوید کارشان درست است اما انسانیت ان را بد میداند...

البته انچه گفتم نپخته و خام است ولی برای روشن تر شدن و نشان دادن ابعاد دیگر مسئله تا اندازه ای کفایت میکند...

با سلام و احترام

باید توجه بفرمایید: امکان ندارد اسلام کاری را درست بداند، و انسانیت آن را قبیح و زشت بشمارد، چون عقل و انسانیت نیز همچون دین موهبتی الهی هستند و هر دو از یک منشأ سرچشمه گرفته اند، هر چه که عقل و انسانیت حکم کند، دین نیز به همان حکم می کند، و هر چه که دین به آن حکم کند، عقل و انسانیت هم آن را خواهد پذیرفت.

اما فضای کلام امام حسین(ع) در جایی بوده است که رفتاری اتفاق افتاده که در قبح و زشتی آن هیچ تردیدی نیست، نه دین آن را اجازه می دهد، و نه هیچ عقل سلیمی آن را می پذیرد، حمله به خیمه هایی که زنان و کودکانی تشنه در آن پناه گرفته اند، و آتش زدن این خیمه ها، کتک زدن و تازیانه و سیلی بر این کودکان، کشیدن گوشواره ها و... اینها اموری است که نه عقل آنها را می پذیرد و نه شرع زیر بار آن می رود، نباید به گونه ای سخن گفت که شرع در برابر انسانیت قرار بگیرد.

آن امام مظلوم(ع) وقتی دید دشمن به سمت خیمه ها حرکت می کند تا این رفتارهایش را آغاز کند، فرمود: که ای پیروان ابی سفیان اگر دین نداشته و به روز حسابرسی اعتقادی ندارید، لااقل در دنیایتان آزاده باشید، و زمانی که شمر صدا زد: چه می گویی ای پسر فاطمه(س)؟ امام(ع) خودشان توضیح دادند:

«فَقَالَإِنِّي أَقُولُ أُقَاتِلُكُمْ وَ تُقَاتِلُونَنِي وَ النِّسَاءُ لَيْسَعَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ فَامْنَعُوا عُتَاتَكُمْ وَ جُهَّالَكُمْ وَ طُغَاتَكُمْ مِنَالتَّعَرُّضِ لِحَرَمِي مَا دُمْتُ حَيّا».
پس امام(ع) فرمود: می گویم: من هستم که با شما می جنگم و شما با من می جنگید، زنان گناهی ندارند، پس خصومت گران، نادانان، وطغیانگرانتان را از تعرض به خیمه های من بازدارید، مادامی که من زنده هستم.(سید بن طاووس، لهوف، ص120)

جناب مسلم ... من و شما اونقدر در درون دنیا های متفاوتی زندگی میکنیم که فکر میکنم این بحث به نتیجه نرسه . فکر میکنم بیشتر به خاطر این مساله باشه که شما ( افیون مذهبی مصرف میکنین ) و من نمیکنم .

یه روز از شاملو میپرسند که نظرت در مورد شعر سهراب چی هست ....
شاملو هم میگه از شعر شاملو خوشم میاد ... قشنگ و زیبا هستش ... ولی نمیتونم سهراب رو درک کنم .... اونطرف دارند سره آدمی رو به ناحق میبرن .... بعدش سهراب میگه آب رو گل نکنین ... ( سهراب یکی از پولدار ترین شاعران معاصر بوده )

صحبت بین یک دیندار و یک شخص آزاده تقریبا همین هست ....
داریم در درون جامعه ای زندگی میکنیم که مردم دارند کلیه شون رو میفروشند تا زنده بمونن ... زنی برای تامین مایحتاج زندگیش داره دست فروشی میکنه و از شهرداری کتک میخوره ... و بعدش وقتی یک مرجع تقلید میخواد اعتراض کنه ... به این اعتراض میکنه که چرا در درون صدا و سیما فلان اسم رو به عنوان یکی از اسامی خداوند گفته اند ... و این اسم جزو اسامی خدا نیست و این تحریف در درون دین هست . یا فلان مرجع میاد میگه سرود ای ایران و ... چون با آلت موسیقی زده میشه ورودش به قم حرام هست و ...

ببینید ... جسارت نشه به این اشخاص . اگر من امشب برم زنگ خونه این مراجع رو بگیرم ازشون وقت بگیرم و دو هفته بعد ازوش وقت بگیرم . و براشون طرح مساله کنم . ایشان میگن زدن در درون گوش خانومی دست فروش که برای کسب روزی دست فروشی میکند حرام هست . هیچ شکی هم ندارم .

ولی ایا براش میره تو تلویزیون صحبت کنه ،،، ایا پیروانش که معطل یک تار مویه بیرون مونده من هستن تا کفن پوش تو خیابون بیان ... حاضرن برای چنین مساله ای تو خیابون جلویه شهرداری جمع بشن .

چرا ...
ببینید ...
من و شما داریم در درون فضای عقلانیتی متفاوت زندگی میکنیم . من سعی میکنم انسانی آزاده باشم و شما سعی میکنین انسانی دیندار باشین .

من یک انسان مذهبی رو یک انسان عاشقی میدونم که در حال عشق بازی کردن هست . در نمازش . در بدهی داشتنش . در غمش . در شادیش .

اینجوری میشه که من اعتقادم این میشه که یک مومن به علت عاشق بودن چشم و گوشش بسته میشه ... یا حقایق رو نمیبینه . یا اگر میبینه براش زیاد مهم نیستن .

بارها شما از من خواستین که من جانب آزادگی رو نگاه دارم . و من هم سعی میکنم این کار رو بکنم . از شما هم همین خواهش رو دارم .

امشب یا فردا شب یا هر وقتی که نماز شبتون رو خوندین ... ( همون 11 رکعتیه ) و تموم شد .
همون زمانی که سلام رو گفتین ...

فرض کنین من اومدم خونه شما و براتون 100 تا دلیل مستند اوردم که فلان کس داره دزدی میکنه . یا داره به کسی ظلم میکنه ... واقعا ببینید که دوست دارین عشق بازیتون رو ول کنین و برین دنبال اینکه چرا فلان مسوول مملکتی داره دزدی میکنه . یا چرا داره ظلم میکنه .

صحبت این هست که همونجور که یک زن و شوهر دارن با هم عشق بازی میکنند ... اگر زمین و زمان رو آب ببره ... اونها متوجه نمیشن . یک مومن هم اگر ظلمی رو ببینه براش مهم نیست .

مثلا اگر ببینه فلان مسوول داره زمین خواری میکنه ... نهایتش میگه ... خدا به راه راست هدایتش کنه . چرا ... ببخشید که دارم اینجوری میگم ... کسی که روزی5 بار در حال عشق بازی کردن باشه ... براش هیچ چیز مهم نمیشه .

میشه همون سهرابی که داد میزنه اب رو گل نکنین و چشمش اون ادمهایی که دارن سر میبرن رو نمیبینه چون دوست نداره از اون حالت لطیف بیرون بیاد ...

خیلی خیلی ادامه دارد ...

و طاها;894353 نوشت:
اسلامی که خدا و رسول میگویند
با
اسلامی که امثال شما ادعا میکنید اسلام است
فرق میکند

دعا بفرمایید خداوند ما را به اسلام واقعی هدایت کند، تمام دغدغه ما همین است، اگر هم جایی به بیراهه رفته ایم غرضی در کار نبوده و نیست، والا همه همّ و غمّ ما از این بحث ها ، کشف نقائص فکری خودمان و دسترسی به اسلام واقعی است.

و طاها;894353 نوشت:
این شما هستید که ادعا میکنید اسلام برداشتی تان همان اسلام واقعی و انسانیت ذهنی تان همان انسانیت واقعی است.
مثلا یک مورد از این ادعاها اینجاست :

http://www.askdin.com/showthread.php...l=1#post823326



من و شما در این موضوع دو ادعا داریم، ادعا در برابر ادعا، خب شما به بنده میفرمایید ادعای من سلیقه ای بوده و مخالف اسلام واقعی است، در این مورد یک ذره هم احتمال بدهید ادعای شما همین ویژگی را داشته باشد. خب طبیعتا من و شما در این مورد خاص نمی توانیم یکدیگر را قانع کنیم، پس اجازه بدهید خوانندگان در این خصوص قضاوت کنند.
البته خوشبختانه اتفاق نظر داریم که برده داری در اسلام امری ظالمانه نیست، اصل هم همین است.

و طاها;894353 نوشت:
اسلام واقعی حتما موافق انسانیت واقعی است.

خدا پدر و مادرتان ار بیامرزد، و اگر در قید حیات هستند طول عمر با برکت عنایت کند، حرف بنده حقیر هم همین است، لذا بنده هم به خانم مرینر عرض کردم:

مسلم;894066 نوشت:
ملاک قضاوت شما رفتار مردم شده است! اگر رفتار مردم نقشی در ارزش گذاری انسانیت و آزادگی ندارد، چرا می خواهید از رفتار دینداران، دین را ارزشگذاری کنید؟!
موضوع قفل شده است