آیا این شخص مرتد فطری است؟

تب‌های اولیه

36 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

kobram;664510 نوشت:
سلام علیکم
اگر کسی پدرش مسلمان باشد و مادرش مسلمان نباشد و بعد او از اسلام خارج شود هم مرتد فطری است هم ملی؟

سلام
در اسلام، دین از پدر به فرزند ارث می رسد. یعنی اگر کسی پدرش مسلمان باشد خودش هم مسلمان فطری است.
در یهودیت دین از مادر به فرزند ارث می رسد و کسی که مادرش یهودی است خودش یهودی محسوب می شود.

kobram;664510 نوشت:
:Gig:
سلام علیکم
اگر کسی پدرش مسلمان باشد و مادرش مسلمان نباشد و بعد او از اسلام خارج شود هم مرتد فطری است هم ملی؟

سلام علیکم

همان طور که بیان شد اگر یکی از پدر یا مادر مسلمان باشد ، بچه مسلمان محسوب می شود که اگر از اسلام خارج شود(نعوذ بالله) حکم مرتد فطری را دارد.

Mostafa4;664579 نوشت:
سلام
در اسلام، دین از پدر به فرزند ارث می رسد. یعنی اگر کسی پدرش مسلمان باشد خودش هم مسلمان فطری است.
در یهودیت دین از مادر به فرزند ارث می رسد و کسی که مادرش یهودی است خودش یهودی محسوب می شود.

سلام علیکم

در این مساله فرقی بین پدر یا مادر نیست وهر کدام که مسلمان باشند فرزند هم مسلمان محسوب می شود.

شفا;664329 نوشت:
در مواردی که شخص مرتد می شود اگر اعلام نکند که من مرتد شده ام او را نمی کشند ولی اگر اعلام کند وظیفه است که بوسیله حکم قضایی او را بکشند.

البته قاضی هم شرایط طرف مقابل را می سنجد و اگر از روی نادانی این کار را کرده باشد (مثل گول خوردن یه آدم کم سواد یا کم اطلاع از مسایل دینی )و یا از روی خشم و... وی را تبری می کند.ولی اگر از روی آگاهی کامل (مثل فردی که از مسایل دینی تا حدودی آگاه است)این کار را کرده باشد و اعلان هم نماید و یا تبلیغ کند کفر خود را در این صورت حکم به ارتداد او داده می شود.در واقع باید در این کار تعمد عمدی عقلی و علمی وجود داشته باشد و فرد آگاهانه مرتد شود وگول هم نخورده باشد.

[="Tahoma"][="Blue"][="2"]

shahed1;664128 نوشت:
دین و آئین فرعون از نظر خودش بهترین بود

فرعون مرتد نبود بلکه کافر بود و حکم کافر با مرتد که بعداً کافر شده فرق می کند فرق دارد

shahed1;664128 نوشت:
فرعون می ترسید که مبادا موسی با آئین جدیدش دین مردمانش را تبدیل کند :

فرعون از روی آگاهی و به خاطر نادانی مردم کافر بود و چنین آیینی را برای اینکه بر مردم حکومت کند ابداء کرده بود.در واقع فرعون با این که آگاهی داشت به وجود خداوند می گفت انا ربکم الاعلی و باید بدانید که خداوند حتی به فرعون هم ظلم نمی کند.اگر فرعون از روی نا آگاهی این کار را کرده بود خداوند او را غرق نمی کرد.چون تکلیف بلا بیان می شود.

shahed1;664128 نوشت:
احدی حق تغییر دین ندارد مگر اینکه فرعون به او اجازه بدهد:

چون او به مردم تحمیل کرده بود که خودش خدا است

shahed1;664128 نوشت:
اصحاب کهف چرا به غار پناهنده شدند؟ برای اینکه دینشان را عوض کرده بودند و از ترس سنگسار شدن گریخته بودند:

اصحاب کهف از کفر و بت پرستی فرار کرده بودند به دین حضرت عیسی و از اول هم مسیحی بودند و کیش طرف مقابل بت پرستی بود.

shahed1;664128 نوشت:
امروزه داعش خون آشام و آدم کش به جرم ارتداد، شیعیان را به خاک و خون می کشد و مال و جانشان را حلال می شمارد.

بله درست است افراد کم سواد در دایش گول خوردند ولی سران آنها از روی آگاهی در خدمت آمریکا و اسراییل و غرب هستند.

shahed1;664128 نوشت:
و خلاصه اینکه هرکس دین خود را یگانه آئین برتر و حق می شمارد و دیگران را ناحق .
حکم قتل مرتد مانند سنگسار و صدها حکم دیگر متعلق به آئینهای سنتی است و در قرآن هیچ اثری از آن یافت نمی شود بلکه قرآن خیلی واضح و روشن می گوید:

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿البقرة: ٦٢﴾

در حقيقت، كسانى كه [به اسلام‌] ايمان آورده، و كسانى كه يهودى شده‌اند، و ترسايان و صابئان، هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و كار شايسته كرد، پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت، و نه بيمى بر آنان است، و نه اندوهناك خواهند شد.


شان نزول آیه با حرفهای شما بسیار متفاوت است در اینجا منظور از این آیه این است که کسانی که در این آیین باشند سبب نجات آنها از رهایی آتش نمی باشد چون یهودیان می گفتند که ما به بهشت می رویم و ما فقط قوم برگزیده هستیم و مسیحیان هم همین حرفها را می زند ولی قزان در جواب آنها می فرماید کسانی که در هر دینی به خداوند ایمان آورده باشند (شرط اول) و به آخرت هم ایمان آورده باشند (شرط دوم)و عمل صالح هم انجام دهند(شرط سوم)فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ در واقع این آیه چیزی از ارتداد نمی گوید و می خواهد بگوید که هر شخصی در آیین خود چه از گذشتگان و چه حال و چه آینده اگر از روی غیر لجاجت در چنین آیینهای بوده باشند و عملشان هم صالحه باشد خداوند آنها را عذاب نمی کند و اجرشان هم محفوظ است.
من در همه این آیات چیزی که مرتبط به ارتداد باشد ندیدم.
به این آیه توجه کنید
«إِنَّ الَّذینَ كَفَرُوا بَعْدَ إیمانِهِمْ ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ؛[آل عمران/۹۰] توبه كسانى كه پس از ایمان آوردن كافر شدند و بر كفر خود افزودند، پذیرفته نخواهد شد. اینان گمراهانند.»
اما حکم جزایی آن ها را بیان نکرده است و تبیین جزئیات آن به عهده رسول و اهل بیت (علیهم السلام) نهاده شده است. همان گونه که در قرآن اصل مساله نماز بیان شده اما بیان کیفیت و تعداد رکعات آن به پیامبر و خاندانش (علیهم السلام) سپرده شده است. و حکم مرتد در سنت، بسیار روشن بوده و جای تردیدی ندارد:
۱-عمّار ساباطى گوید: از امام صادق علیه السّلام چنین شنیدم: هر مسلمانى كه پدر و مادرش مسلمان باشند اگر از اسلام بیزارى جوید و انكار نبوّت محمّد بن عبد اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله را بنماید و او را تكذیب كند، براستى كه خونش بر هر كس كه این كلام را از وى بشنود مباح است و زوجه‏اش باید از او كناره گیرد و با او نزدیكى نكند و اموالش به ارث ما بین ورثه‏اش تقسیم مى‏شود و عیالش عدّه وفات نگهداشته، بعد براى شوهر كردن آزاد مى‏شود، و بر امام وقت است كه او را به جرم ارتداد به قتل رساند و توبه‏اش ندهد.[۱]

۲- یكى از گماشتگان امیر المؤمنین علیه السّلام به آن حضرت نوشت: من به جماعتى از مسلمین در اینجا برخورده ‏ام كه زندیق هستند (و نیز قومى از ترسایان) حضرت فرمود هر كس از مسلمانان كه در خانواده مسلمانى بدنیا آمده و مرتدّ شده است گردن او را بزن و لازم نیست او را توبه دهى، و هر كس در خانواده مسلمان بدنیا نیامده و مرتد شده بود او را توبه ده و اگر توبه نكرد گردنش را بزن.

2

۳- در روایت موسى بن بكر از فضیل از امام صادق علیه السّلام آمده كه مردى از مسلمانان نصرانى شد او را نزد على علیه السّلام آوردند وى را توبه داد و او نپذیرفت پس امام موى پیشانى او را گرفته، بزمین زد و فرمود او را زیر پا گیرید و گرفتند و هلاك شد.[۳]

این روایات تنها نمونه ای از روایات فراوان در این بحث هستند و طالبان روایات مفصل تر میتواند به کتب حدیثی و فقهی مراجعه کنند. علاوه بر اینکه از اجماع مسلمانان نیز می توان مساله را فهمید.


[۱]. من لا یحضره الفقیه، ج‏۳، ص: ۱۴۹.
[۲]. من لا یحضره الفقیه، ج‏۳، ص: ۱۵۲.
[۳]. من لا یحضره الفقیه، ج‏۳، ص: ۱۵۲.
و در مورد اینکه چرا باید مرتد اعدام شود برای مطالعه بیشتر به این لینک مراجعه کنید
http://www.soalcity.ir/node/40
[/][/][/]

[="Navy"][="3"]

(رهرو ولایت);665484 نوشت:

البته قاضی هم شرایط طرف مقابل را می سنجد و اگر از روی نادانی این کار را کرده باشد (مثل گول خوردن یه آدم کم سواد یا کم اطلاع از مسایل دینی )و یا از روی خشم و... وی را تبری می کند.ولی اگر از روی آگاهی کامل (مثل فردی که از مسایل دینی تا حدودی آگاه است)این کار را کرده باشد و اعلان هم نماید و یا تبلیغ کند کفر خود را در این صورت حکم به ارتداد او داده می شود.
در واقع باید در این کار تعمد عمدی عقلی و علمی وجود داشته باشد و فرد آگاهانه مرتد شود وگول هم نخورده باشد.

سلام علیکم

فرمایشات شما بسیار جالب و خوب بود

آیا منبع معتبری هم دارید؟ چون بنده در تحقیقاتم به چنین شروط و شرایطی بر نخوردم[/][/]

[="Tahoma"][="Blue"][="2"]

Ysp.r.f;665513 نوشت:

سلام علیکم

فرمایشات شما بسیار جالب و خوب بود

آیا منبع معتبری هم دارید؟ چون بنده در تحقیقاتم به چنین شروط و شرایطی بر نخوردم


این مطلب را از یکی از اساتیدم شنیده بودم اگر ایشون را دیدم حتماً از ایشون می پرسم.و به شما خبر می دهم.[/][/][/]

(رهرو ولایت);665507 نوشت:

فرعون مرتد نبود بلکه کافر بود و حکم کافر با مرتد که بعداً کافر شده فرق می کند فرق دارد

نقل قول:
فرعون از روی آگاهی و به خاطر نادانی مردم کافر بود و چنین آیینی را برای اینکه بر مردم حکومت کند ابداء کرده بود.در واقع فرعون با این که آگاهی داشت به وجود خداوند می گفت انا ربکم الاعلی و باید بدانید که خداوند حتی به فرعون هم ظلم نمی کند.اگر فرعون از روی نا آگاهی این کار را کرده بود خداوند او را غرق نمی کرد.چون تکلیف بلا بیان می شود.

نقل قول:
چون او به مردم تحمیل کرده بود که خودش خدا است

سلام
بحث فرعون برای این مطرح شد تا به عنوان مشتی از خروار نشان دهم کشتن به حرم عقیده رسم امثال فرعون و ستمگران تاریخ بوده و خداوند هرگز عقیده صرف را با شمشیر جواب نمی دهد.
در سوره نساء چنین آمده که عده ای از سپاهیان پیامبر به افرادی که مورد هجوم قرار می گرفتند برچسب بی دینی می زدند تا اموالشان را صاحب شوند و خداوند با این بیان که شما خود قبلاً بی دین بودید آنها را از این کار منع می کرد.
قرآن خبر می دهد که فرعون بر دین آباء و اجدادی خود بوده و مانند همه کسانی که پیرو چنین آئینهایی هستند ، دین خود را بهترین و برترین می دانست و از نظر او وپیروانش، هرکس قصد گذر از این آئین را داشت سزایش مرگ بود.قرآن حکایت می کند فرعون و آلش به خداوند و ملائکه اعتقاد داشتند و اگر او بظاهر خود را رب و اله معرفی می کرد زبان حالش بود که از لسان خداوند بیان می شد. او گمان می کرد رهنمای مردم به سبیل رشاد است و به همین دلیل امر خود را مطلق می دانست که احدی حق سرپیچی از این امر را نداشت ودر فرهنگ قرآن هر کس چنین کند خود را رب و اله معرفی کرده است . مشکل اصلی فرعون و قومش نیز ( همچون سایر اقوام بشر) شریک قائل شدن برای خداوند بود. اما فرعون در واپسین لحظات عمرش اسلام آورد و خود را مسلمان معرفی کرد ولی دیگر کار از کار گذشته بود.


نقل قول:
اصحاب کهف از کفر و بت پرستی فرار کرده بودند به دین حضرت عیسی و از اول هم مسیحی بودند و کیش طرف مقابل بت پرستی بود.

تفسیر المیزان ذیل آیه مربوطه چنین آورده است:

....اهل شهر عموما با اصحاب كهف دشمنى داشته اند، زيرا اينان از دين آنان بيرون آمده بودند، با حرصى عجيب مى خواستند با ريختن خون ايشان دين خود را يارى كنند....

و از روی آیه کاملاً پیداست که اصحاب کهف قبلاً بر آئین قومشان – شرک و دوگانه پرستی- بوه اند و از ترس اینکه مبادا دوباره ایشان را به آئین گذشته برگدانند از قوم خود اعتزال نموده بودند. اگر فکر می کنید من اشتباه می کنم کلمه یعید را در قرآن جستجو کنید .
همانگونه که قبلاً اشاره کردم ؛ در فرهنگ قرآن مرتد به به کسی اطلاق می شود که به آئین مادر زادی و آبائی خود رجعت کرده باشد و همواره در طول تاریخ از طرف کسانی که خود را موظف به حراست از آئین موروثی می دانستند محکوم به مرگ بوده اما خداوند در حیات دنیا هیچ مجازاتی برای آن درنظر نگرفته است.



نقل قول:
شان نزول آیه با حرفهای شما بسیار متفاوت است در اینجا منظور از این آیه این است که کسانی که در این آیین باشند سبب نجات آنها از رهایی آتش نمی باشد چون یهودیان می گفتند که ما به بهشت می رویم و ما فقط قوم برگزیده هستیم و مسیحیان هم همین حرفها را می زند ولی قزان در جواب آنها می فرماید کسانی که در هر دینی به خداوند ایمان آورده باشند (شرط اول) و به آخرت هم ایمان آورده باشند (شرط دوم)و عمل صالح هم انجام دهند(شرط سوم)فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ در واقع این آیه چیزی از ارتداد نمی گوید و می خواهد بگوید که هر شخصی در آیین خود چه از گذشتگان و چه حال و چه آینده اگر از روی غیر لجاجت در چنین آیینهای بوده باشند و عملشان هم صالحه باشد خداوند آنها را عذاب نمی کند و اجرشان هم محفوظ است.
من در همه این آیات چیزی که مرتبط به ارتداد باشد ندیدم.
به این آیه توجه کنید
«إِنَّ الَّذینَ كَفَرُوا بَعْدَ إیمانِهِمْ ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ؛[آل عمران/۹۰] توبه كسانى كه پس از ایمان آوردن كافر شدند و بر كفر خود افزودند، پذیرفته نخواهد شد. اینان گمراهانند.»
اما حکم جزایی آن ها را بیان نکرده است و تبیین جزئیات آن به عهده رسول و اهل بیت (علیهم السلام) نهاده شده است. همان گونه که در قرآن اصل مساله نماز بیان شده اما بیان کیفیت و تعداد رکعات آن به پیامبر و خاندانش (علیهم السلام) سپرده شده است. و حکم مرتد در سنت، بسیار روشن بوده و جای تردیدی ندارد:
۱-عمّار ساباطى گوید: از امام صادق علیه السّلام چنین شنیدم: هر مسلمانى كه پدر و مادرش مسلمان باشند اگر از اسلام بیزارى جوید و انكار نبوّت محمّد بن عبد اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله را بنماید و او را تكذیب كند، براستى كه خونش بر هر كس كه این كلام را از وى بشنود مباح است و زوجه‏اش باید از او كناره گیرد و با او نزدیكى نكند و اموالش به ارث ما بین ورثه‏اش تقسیم مى‏شود و عیالش عدّه وفات نگهداشته، بعد براى شوهر كردن آزاد مى‏شود، و بر امام وقت است كه او را به جرم ارتداد به قتل رساند و توبه‏اش ندهد.[۱]

۲- یكى از گماشتگان امیر المؤمنین علیه السّلام به آن حضرت نوشت: من به جماعتى از مسلمین در اینجا برخورده ‏ام كه زندیق هستند (و نیز قومى از ترسایان) حضرت فرمود هر كس از مسلمانان كه در خانواده مسلمانى بدنیا آمده و مرتدّ شده است گردن او را بزن و لازم نیست او را توبه دهى، و هر كس در خانواده مسلمان بدنیا نیامده و مرتد شده بود او را توبه ده و اگر توبه نكرد گردنش را بزن.

2

۳- در روایت موسى بن بكر از فضیل از امام صادق علیه السّلام آمده كه مردى از مسلمانان نصرانى شد او را نزد على علیه السّلام آوردند وى را توبه داد و او نپذیرفت پس امام موى پیشانى او را گرفته، بزمین زد و فرمود او را زیر پا گیرید و گرفتند و هلاك شد.[۳]

این روایات تنها نمونه ای از روایات فراوان در این بحث هستند و طالبان روایات مفصل تر میتواند به کتب حدیثی و فقهی مراجعه کنند. علاوه بر اینکه از اجماع مسلمانان نیز می توان مساله را فهمید.


[۱]. من لا یحضره الفقیه، ج‏۳، ص: ۱۴۹.
[۲]. من لا یحضره الفقیه، ج‏۳، ص: ۱۵۲.
[۳]. من لا یحضره الفقیه، ج‏۳، ص: ۱۵۲.
و در مورد اینکه چرا باید مرتد اعدام شود برای مطالعه بیشتر به این لینک مراجعه کنید
http://www.soalcity.ir/node/40

شأن نزول تنها یک داستان است که در اغلب موارد برای تلبیس آیات قرآن و دگرگون سازی معنای حقیقی آنها ساخته می شود و بنابراین به هیچ روی قابل اعتماد و استناد نیست تا چه رسد به اینکه بخواهیم به آن احتجاج کنیم .
بله اسم ابداً مهم نیست بلکه این مسمی است که اهمیت دارد اما متأسفانه و متأسفانه خیلی ها بخاطر یک تغییر اسم ساده با برچسب مرتد ، انسانی را محکوم به مرگ می کنند. از کجا معلوم که حاکم از کسی که به مرگ محکومش می کند ره یافته تر باشد؟ اسلام فقط و فقط یک اسم است و حتی ممکن است کسی اسلام آورده باشد ولی ایمان خداوند در قلبش جاری نباشد. شأن و منزلت اسلام بسیار بالاست تا جایی که بسی دست نایافتنی می نماید و رسیدن به آن آخرین آرزوی انبیاء الهی بوده است.
خداوند در طول تاریخ تدین و تمدن بشر هیچ دینی جز اسلام نداشته و از ازل تا ابد دین در نزد خداوند فقط و فقط اسلام بوده و هست و دین اسلام همان ملت و آئینی است که در آن تنها یک رب و اله بطور مطلق فرمانبرداری می شود و هر دینی که در آن فقط حکم الله تعبد شود آن دین قطعاً اسلام است. آیا در مذاهب و فرقه های موجود از یهودی و مسیحی گرفته تا شیعه وسنی و وهابی و چه و چه و چه فقط یک رب و اله تعبد می شود ؟
قرآن هرآنچه را برای هدایت و رستگاری بشر لازم بوده گفته و از هیچ چیز حتی به اندازه خردلی فرو گذار نکرده و برخلاف آموزه های کتاب آن را بعهده من دون الله نگذاشته است. و من دون الله شامل هرکسی غیر از خداوند می شود خواه یک پیامبر باشد یا یک حاکم معمولی. در قرآن کریم هیچ حکم مجمل و نا کاملی وجود ندارد و اگر می بینید به صلات اشاره کرده اما رکعات آن را نگفته به خاطر این است که رکعات نماز به قرآن و دین الهی تعلق ندارند و به سنت آبائی مربوط می شوند که به آن برچسب نبوی خورده است.
می دانم این بسی عجیب و غریب می نماید. آخر چگونه ممکن است این همه آدم در طول این همه زمان اشتباه کرده باشند ؟!
اما خواننده قرآن ( که فارغ از هر فرقه ای باشد) می داند که نه تنها ممکن است بلکه تائیدی بر آموزه های قرآنی است.

به نام خدا

سلام عليكم

دوستان گرامي ، لطفاً سوالات مربوط به فلسفه اين حكم را در انجمن كلام و عقايد پيگيري بفرماييد تا موضوع از مسير اصلي منحرف نشود .

پيشاپيش از همكاري بزرگواران تشكر ميكنم

[="Tahoma"][="Blue"][="2"]

shahed1;665661 نوشت:
کشتن به حرم عقیده رسم امثال فرعون و ستمگران تاریخ بوده و خداوند هرگز عقیده صرف را با شمشیر جواب نمی دهد.

بحث ارتداد در احکام ادیان دیگر هم آمده است و حتی جزای آن در دیگر ادیان مثل یهودیت و نصاری سخت تر از اسلام است.و چون فرعون چنین کاری می کرده دلیل نمی شود که دیگر ادیان هم حکم ارتداد نداشته باشند.

shahed1;665661 نوشت:
در سوره نساء چنین آمده که عده ای از سپاهیان پیامبر به افرادی که مورد هجوم قرار می گرفتند برچسب بی دینی می زدند تا اموالشان را صاحب شوند و خداوند با این بیان که شما خود قبلاً بی دین بودید آنها را از این کار منع می کرد.

در اینجا هم به جرم ارتداد نبوده بلکه به جرم کافر بودن بوده است.مساله ارتداد با کفر فرق می کند.

shahed1;665661 نوشت:
اما فرعون در واپسین لحظات عمرش اسلام آورد و خود را مسلمان معرفی کرد ولی دیگر کار از کار گذشته بود.

پس چرا خداوند توبه او را که ناآگاهانه به آیین و کیش خودش بوده قبول نکرد دلیلش این است که فرعون در انتخاب چنین کیشی عامدانه عمل کرده بود نه جاهلانه.

shahed1;665661 نوشت:
همانگونه که قبلاً اشاره کردم ؛ در فرهنگ قرآن مرتد به به کسی اطلاق می شود که به آئین مادر زادی و آبائی خود رجعت کرده باشد

این می تونه یکی از مصادیق ارتداد باشه نه تعریف همه آن

shahed1;665661 نوشت:
از کجا معلوم که حاکم از کسی که به مرگ محکومش می کند ره یافته تر باشد؟

در باطن بله ولی در ظاهر چنین نیست.پس ما امر به معروف ونهی از منکر نکنیم که شاید طرف مقابل از ما ره یافته تر باشد.آمر به معروف و ناهی از منکر باید چنین صفتی را داشته باشد که خود را بالاتر از از فرد گناهکار نبیند ولی این دلیل بر این نیست که امر به معروف نکند.
من نمی دانم سطح علمی شما در فقه و اصول فقه چقدر است ولی باید این را خدمت شما بگویم که بنا به سیره عقل هر فردی باید در هر زمینه ای به متخصص آن گزایش رجوع کند و متخصص احکام الهی مانند حکم به ارتداد و...مراجع تقلید هستند و ما باید سمعاً و طاعتاً در احکام از آنها طبعیت کنیم و اگر به غیر این راه باشیم عقل این راه را رد می کند چون رجوع به متخصص سیره و روش عقل است.من در یکی از مدارس هم به یکی از معلمان همین را گفتم که ما در استنباط احکام نباید به قرآن وسنت تمسک پیدا کنیم چون علم ما در این حد نیست که بخواهیم احکام و احادیث را از قرآن و سنت و یا عقل و... استخراج کنیم.ما باید در احکام به مجتهد جامع الشراط (مراجع تقلید) رجوع کنیم ویا اینکه خودمان مجتهد باشیم.
بزرگوار من در این بحث حتی دیدم که شما مساله کفر را با ارتداد اشتباه می گیرید چه برسد که که علم شما در حدی باشد که بتوانید حکم ارتداد را رد یا اثبات کنید.(البته واقعاً قصد جسارت نداشتم).بحث اثباط احکام از روی ادله مربوطه کار مجتهد است نه ما.
و من الله توفیق[/][/][/]
موضوع قفل شده است