جمع بندی آیا این جمله که در ذهن من نقش بسته بمن وحی شده؟ چون دقیقا آیه ی قرآن است!!

تب‌های اولیه

17 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

nothing;510852 نوشت:
با سلام...بهر حال این جمله ای که در ذهن من نقش بسته بی کم و کاست جمله قرآن است پس بی کم و کاست از جانب خداست و آگاهی کامل وجود دارد و هم مطمئنینم .....همه اینا به کنار من حتی شنیدم یک پیرمرد بی سواد کل قرآن رو یک شب حفظ کرده با تمام معنا و مفهومش....این پیرمرد که دیگه هیچ شکی نداره که از جانب خداست پس آیا به او نیز کاملا وحی شده مثل پیامبر(ص)؟

سلام
فکر میکنم متوجه مطلب بنده نشدید
عرض کردم وقتی به پیامبر وحی میشود او با تمام وجودش ارتباط با حق تعالی یا فرشته وحی را درک میکند و گوینده و القاء کننده و آنچه را القا میشود درک میکند
این کجا و تطابق یک لفظی که در ذهن انسان قرار گرفته با مضمونی وحیانی کجا
در مساله حافظ قرآن شدن مشهدی کاظم ساروقی هم این معنای وحی وجود نداشته بلکه القاء یکبارگی و حفظ شدن بوده است
یا علیم[/][/][/]

بسم الله الرحمن الرحيم


در مورد تفسير بخش پاياني آيه ذيل گفته شد منظور از «تسمعون» در اينجا شنيدن و تعقل كردن و فهميدن است:«قُل أَ رَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَداً إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِضِياءٍ أَ فَلا تَسْمَعُونَ‏»[1]


اين آيه و آيه بعدى تكميل‏
«وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ»[2] است، نشان مى ‏دهد كه مدير و مدبر فقط اوست، شما در نظامى كه ساخته خداست زندگى مى ‏كنيد، يكى از دلائل اين مطلب آنست كه اگر خدا ظلمت را در جهان هميشگى كند جز خدا كسى را نخواهيد داشت كه نورى بياورد تا در آن به كار زندگى مشغول باشيد.

آمدن لفظ «ضياء» به جاى «نهار» ظاهرا براى قلت و ادنى المراتب است يعنى نه تنها آورنده روز پيدا نخواهيد كرد، حتى آورنده نور مختصرى هم نخواهيد يافت، مراد از أَ فَلا تَسْمَعُونَ‏ ، شنیدن همراه با تفهم و تفكر است.[3]


أَ فَلا تَسْمَعُونَ‏: پس چرا نمى ‏شنويد موعظه را به گوش تدبر و اعتبار! (استفهام براى تقرير است) يعنى از اين علامت قدرت متذكر شويد به وحدانيت و قدرت الهى، و معترف شويد به آنكه پرستش به طور خاص، مخصوص ذات خداوند است نه دیگران.
[4]



[/HR][1] - سوره،قصص،آيه71.

[2] - سوره قصص،آيه68.

[3] - تفسير احسن الحديث، ج‏8، ص: 79

[4] - تفسير اثنا عشرى، ج‏10، ص: 174


سلام عضو ماندگار!
به نظر من این ثمره توجه و تفکر شما در نظام هستی می تواند باشد. اگر در خود می بینید که چنین فردی هستید که زیاد تعجب نکن چون به یک نتیجه منتقی و قطعی رسیده ای که احتمال می دهی در قران هم آمده باشد.
اما اگر چنین فردی که گفتم نیستی! شاید وحی از جانب شیطان است که بدلیل کینه ورزی دیرینه اش با ما اینبار از این طریق خواسته ایمان شما را امتحان کند.

فکر می کنم بهترین قاضی این جریان خود شما باشید.....

سلام علیکم

ذهن دایما حرف میزند چون در پایین ترین مرحله روح و از لوازم روح است و فقط با تذکیه و تمرین و خلوص نیت تا اندازه ای دست از سر انسان برمیدارد در غیر اینصورت دایما در درون سر انسان ذهن در حال سخن گفتن است و خود هر روز و هر لحظه این را متوجه میشود به گونه ای که حتی اجازه نمی دهد انسان 30 ثانیه بدون دخالت افکار دنیا را تماشا کند و دایما هم در گذشته سیر میکند حال اگر لطف خدا شامل حال شود و راهنمایی صورت گیرد دقیقا در زمانی است که ذهن ساکت شده و انسان به آن درجه رسیده که از این مرحله پیش دستانی روح به مرحله بالاتری گذر کند و در صورت تحقق این موضوع شما ذهن تان را می بینید یعنی وقتی ذهن وراجی میکند شما تفاوت بین منه حقیقی خود و ذهن وراج را تشخیص میدهید.

alipour65;544375 نوشت:
به نظر من این ثمره توجه و تفکر شما در نظام هستی می تواند باشد. اگر در خود می بینید که چنین فردی هستید که زیاد تعجب نکن چون به یک نتیجه منتقی و قطعی رسیده ای که احتمال می دهی در قران هم آمده باشد.
اما اگر چنین فردی که گفتم نیستی! شاید وحی از جانب شیطان است که بدلیل کینه ورزی دیرینه اش با ما اینبار از این طریق خواسته ایمان شما را امتحان کند.

بسم الله الرحمن الرحیم

روح انسان در اثر تذکیه توان رشد و دریافت معارف الهی رو داره.
اگر انسان از گناهان دوری کنه ممکنه مطالبی بر قلبش خطور کنه که این به معنی وحی رسالی نیست. مستحضر هستید که وحی مراتب و درجاتی داره که یکی از اونها الهام است. الهام اختصاص به انبیاء علیهم السلام نداره و هر انسانی با رعایت دستورات الهی می تونه مراتبی از این کمال و الهام را دریافت کنه.

البته نکته مهمی هم اینجا هست که باید مواظب بود تا الهامات الهی رو با الهامات شیطانی اشتباه نگیریم.

nothing;510001 نوشت:
آیا این جمله که در ذهن من نقش بسته بمن وحی شده؟ چون دقیقا آیه ی قرآن است!!

بسم الله الطیف الخبیر....با سلام...چند سال پیش روزی من در حال تفکر در گردش شب و روز بودم....بعد از اندکی تفکر به دوست خودم که کنار من بود گفتم واقعا چقدر منظم و زیباست اگر یک شب دیگه تا ابد صبح نشه چه کسی جز خدا می تونه شب رو برگردونه... بعد از چندین روز داشتم قرآن می خوندم خیلی اتفاقی رسیدم به این آِیه: اگر خداوند روز را تا قیامت نگه دارد چه کسی جز او می تواند شب را بیاورد و اگر تا قیامت شب را نگه دارد چه کسی جز او روز می کند؟ دقیق نمی دونم از کدوم سوره است.....اما سواله عجیبی که ذهنم رو مشغول خودش کرد اینه که من قبل از اینکه چنین آیه ای رو در قرآن ببینم کاملا در گفتار خودم بعد از تفکر روز و شب آمده بود...اگر وحی مخصوص پیامبران است پس این چیزی که دقیقا خود آیه ی قرآن است و بر ذهن من اومده بدونه اینکه بدونم در قرآن هست چیه؟بنظر خودم الهام خداست....اما چرا این الهام آیه ی قرآن است؟ و آیه ی قرآن یعنی وحی؟...یعنی به انسان معمولی هم وحی میشه؟ با تشکر

تاپیک جمع بندی
بسم الله الرحمن الرحیم

مطلبی که در سوال به آن اشاره شد مضمون آیه «قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَداً إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِضِياءٍ أَ فَلا تَسْمَعُونَ قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ النَّهارَ سَرْمَداً إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيهِ أَ فَلا تُبْصِرُونَ»[1] (بگو: «به من خبر دهيد اگر خداوند شب را تا قيامت بر شما جاودان سازد، آيا معبودى جز خدا مى‏تواند روشنايى براى شما بياورد؟! آيا نمى ‏شنويد؟!» بگو: «به من خبر دهيد اگر خداوند روز را تا قيامت بر شما جاودان كند، كدام معبود غير از خداست كه شبى براى شما بياورد تا در آن آرامش يابيد؟ آيا نمى‏بينيد؟!»).

آمدن لفظ «ضياء» به جاى «نهار» ظاهرا براى قلت و ادنى المراتب است يعنى نه تنها آورنده روز پيدا نخواهيد كرد، حتى آورنده نور مختصرى هم نخواهيد يافت، مراد از أَ فَلا تَسْمَعُونَ‏ ، شنیدن همراه با تفهم و تفكر است.[2]
أَ فَلا تَسْمَعُونَ‏: پس چرا نمى ‏شنويد موعظه را به گوش تدبر و اعتبار! (استفهام براى تقرير است) يعنى از اين علامت قدرت متذكر شويد به وحدانيت و قدرت الهى، و معترف شويد به آنكه پرستش به طور خاص، مخصوص ذات خداوند است نه دیگران.[3]

وحی انواعی دارد، خداوند می فرماید:« وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ»[4] (و شايسته هيچ انسانى نيست كه خدا با او سخن گويد، مگر از راه وحى يا از پشت حجاب، يا رسولى مى‏ فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحى مى‏كند؛ چرا كه او بلند مقام و حكيم است‏).

علاوه بر انواع سه گانه وحی که در مورد انبیاء وجود دارد، خداوند از راه های دیگری نیز با بندگان خود ارتباط برقرار می کند. در مورد وحی به مادر حضرت موسی(علیه السلام) قرآن می فرماید:« وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ أُمِ‏ مُوسى‏ أَنْ أَرْضِعيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقيهِ فِي الْيَمِّ وَ لا تَخافي‏ وَ لا تَحْزَني‏ إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلين‏»[5] (ما به مادر موسى الهام كرديم كه: «او را شير ده؛ و هنگامى كه بر او ترسيدى، وى را در دريا (ى نيل) بيفكن؛ و نترس و غمگين مباش، كه ما او را به تو بازمى‏گردانيم، و او را از رسولان قرار مى‏دهيم»).

این نوع ارتباط که از آن به وحی یاد شد، وحی رسالی نیست و در واقع نوعی الهام است. این الهامات برای غیر معصومین و انسانهای معمولی نیز ممکن است. بسیاری از افراد تجربه ی نوعی الهام را زندگی خود سراغ دارند. گاهی انسان می خواهد کاری را انجام دهد، از درون خود احساس می کند که نیرویی او را از انجام آن کار باز می دارد، این یکی از الهامات روحی است.

گاهی شاعران در حالت روحی خاصی قرار می گیرند و الهامات ویژه ای دریافت می کنند. دریافت مطالب حق و روحانی و مطابق با دستورات دینی و قرآنی برای عموم مومنین ممکن است. مواردی مانند حافظ قرآن شدن کربلایی کاظم ساروقی به معنی الهام و تابش نور حق و معرفت الهی به قلب او می باشد. تفسیر و برداشت جدید از آیات قرآن نیز نمونه دیگری از الهام است. خطور ترجمه آیات قرآن نیز سطح دیگری از الهام محسوب می شود.

نکته مهمی که در الهام باید مورد توجه باشد این است که علاوه بر الهامات روحانی، ممکن است شیطان نیز القائاتی داشته باشد همانطور که قرآن می فرماید«َ إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ‏ إِلى‏ أَوْلِيائِهِم‏»[6].


[/HR][1] - سوره قصص،71-72.

[2] - تفسير احسن الحديث، ج‏8، ص: 79.

[3] - تفسير اثنا عشرى، ج‏10، ص: 174.

[4] - سوره شوری،51.

[5] - سوره قصص،7.

[6] - سوره انعام،121.

موضوع قفل شده است